گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (V)

فیاض ادامه داد: من به روشنی به خاطر دارم که اگر ۳۰ سال پیش می‌گفتیم که فلانی نقد می‌کند، معنی‌اش این بود که فلانی با چیزی مخالفت می‌کند ولی در ذهن حداقل بنده و فکر می‌کنم شمار بسیار زیادی از دوستانی که در آذر ۱۳۹۷ زندگی می‌کنند منتقد کسی نیست که ایراد بگیرد. این جا یک رویداد همزمانی را شاهد هستیم. یعنی ما همزمان دوستانی را داریم که در زمانی زندگی کرده‌اند که نقد عبارت بوده است از موضع‌گیری مخالف با یک موضوع و بعد به مرور با کنش‌های نسل‌های دیگری معانی دیگری پیدا کرده است و این از جمله جاهایی است که من شکاف نسلی را می‌بینم. اگر به خیلی از عزیزانی که مثلا ممکن است ۲۰ سال از من بزرگ‌تر باشند بگوییم قرار است نقد شوید با نوعی جبهه‌گیری آن‌ها مواجه می‌شویم، چون فکر می‌کنند منتقد به معنی مخالف است.

در حالی که تلاش ما و عنوانی که این جا آمده است؛ واکاوی، برای این است که از قرار گرفتن در جایگاهی که می‌خواهد بگوید این گونه بنگرد و خوب آن است که منِ منقد می‌گویم و بد آن است که منِ منقد می‌گویم، فاصله بگیریم و بدانیم که این مخدوش کردن آزادی کسی است که می‌تواند از آن‌چنان قوای تحلیلی برخوردار باشد که زاویه دید خود را داشته باشد.

او افزود: در ادامه به این بحث می‌رسیم که اگر منتقد قرار است کسی باشد که می‌خواهد بین تجربه موسیقایی و تجربه عقلی پل بزند، به جای این که بگوید من این گونه داوری می‌کنم پس بپذیر که داوری من درست است امکاناتی را که در آن آلبوم مستتر است واکاوی کند و بگوید دعوت‌تان می‌کنم که این عناصر را ببینید و نقش خود را به عنوان یک موجود سوبژکتیو که می‌خواهد قضاوتش را به مخاطبانش تسری دهد محدود کند و این نقش را از زاویه دیگری گسترش دهد به کسی که می‌گوید آهان! این را هم می‌توانی ببینی! این را هم ببین! این را هم ببین! به عبارتی توسعه مفهوم منتقد اتفاقی که من شاهدش بوده‌ام، خود نمایانگر امکانات بیشتر دیدن ما شده است و طبیعی است که در حال عبور هستیم.

آروین صداقت‌کیش نیز در ادامه گفت: در ادامه صحبت‌های آقای فیاض از تجربه‌ای در زمینه همین شکاف نسلی و تفاوت مفهوم واژه نقد در جامعه فارسی‌زبان موسیقی بگویم. با وجود این که سنم از ایشان کمتر است ولی این نکته را شخصاً تجربه کرده‌ام. قبل‌تر عنوانِ مرا در جایی، مخصوصا اگر در کتابچه‌ای، مجله‌ای چیزی در باب استاد صاحب اعتباری بود، «منتقد» ذکر نمی‌کردند! یعنی ترجیح می‌دادند در آن شماره یا کتابچه خاص با عنوان منتقد از منِ نوعی یاد نکنند و نکته جالب این که کسانی که نوشته‌های مرا دیده‌اند می‌دانند که اکثرشان جنبه‌های مثبت دارند و اساسا جنبه‌های منفی درش نیست که بخواهد موجب ناراحتی بشود یا نشود.

فیاض ادامه داد: یا خود عنوان «نقد مثبت»، «نقد منفی» که برای من بسیار جالب است! خود این موضوع به چه معناست؟! هر دوره‌ای توقعات خاصی را روی کلمه منتقد بارگذاری می‌کند وقتی توقع خاص این باشد که منتقد کسی است که قرار است برای من در نقش مرجع عمل کند و به من بگوید بپذیر خوب این است و بپذیر بد این است، که اتفاقا خیلی هم عمومیت دارد، از این ساحت منتقد یا «نقد مثبت» می‌کند یا «نقد منفی». گفتار من اصلا به معنی مجامله و مماشات و غیره نیست بلکه گونه‌ای توسعه امکان دیدن است و فراهم کردن زوایای بیشتری برای دیدن.

صداقت‌کیش تصریح کرد: من خواستم فقط اشاره کنم که خود من حتی این را در «عنوان» تجربه کرده‌ام و در واقع استحاله هویتی بوده که بر ما عارض شده است! از نگرانی این که مبادا این عنوان باعث مکدر شدن خاطری شود در حالی که کار امثال من نه نوشتن بدهاست و نه نوشتن خوب‌ها و اگر چیزی هم هست یافتن ارزش است که جلوی چشم‌تان می‌گذارمش تا ببینید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

یادداشتی بر آلبوم «موسیقی نظامی دوره‌ی قاجار»

در حالی‌که از بسیاری از موسیقیدانان نیم قرن قبل نیز، امروزه ضبط‌ها و اطلاعات محدودی در دسترس است، تردیدی نمی‌ماند که شنیدن نواخته‌هایی از موسیقی ایران متعلق به بیش از ۱۱۰ سال پیش، چه اندازه هیجان‌انگیز خواهد بود و به لحاظ بررسی‌های موسیقی‌شناختی تا چه حد می‌تواند اطلاعات مفیدی به دست دهد. لذا انتشار چنین آثاری رخدادی ارزشمند و مسرت‌بخش است. اما وقتی اثری منتشر می‌شود که حاوی موسیقی‌ها و اطلاعات تاریخی با ارزش است، ذکر منبع و مأخذ، اعتبار و ارزش آن را مضاعف می‌کند و سبب می‌شود تا مخاطب نیز با اعتماد و دانش بیشتری سراغ آن برود. از این‌رو شایسته بود که مشخص می‌شد ضبط‌های این آلبوم از چه منبع یا منابعی به دست آمده‌اند، تاکنون کجاها بوده‌اند و چگونه کشف شده‌اند. (۱)

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (IV)

دلیل اینکه این کارها را کرده‌ام این است که من اساساً از سال ۲۰۰۰ از سیستم موسیقی اروپا بریده‌ام. از سال ۲۰۰۰ به‌غیراز چند تک قطعه پراکنده که در سیستم موسیقی اروپایی است دیگر از سیستم موسیقی اروپا استفاده نمی‌کنم. و تماماً از سیستم موسیقی ایران در نوشتن قطعات استفاده می‌کنم. اولین کارهایی که در نوشتن آنها از موسیقی ایرانی استفاده کردم همین مجموعه کارهای خوشنویسی بود که اولین سری این مجموعه را برای سازهای زهی نوشتم. چراکه ربع پرده‌ها را به‌خوبی می‌توانند بزنند. بعدها برای سازهای بادی هم شروع به نوشتن کردم. به‌طور مثال «خوشنویسی شماره ۷» برای سه فلوت هست. بعدتر یک نسخه آن را برای فلوت و الکترونیک نوشتم که فلوت ۲ و ۳ را در استودیو ضبط کردیم و فلوت شماره یک زنده اجرا می‌شود و از طریق بلندگوها صدای فلوت ۲ و ۳ پخش می‌گردد. این قطعه در تهران از طریق خانم «فیروزه نوایی» سال گذشته در فستیوال «موسیقی معاصر ایران» اجرا شد. اسم این قطعه هست «کیسمت» یا همان «قسمت».

از روزهای گذشته…

نکاتی درباره محدودیت های تکنیکی تار (I)

نکاتی درباره محدودیت های تکنیکی تار (I)

کوک تار: نحوه کوک شدن تار اهمیت زیادی در نوشتن قطعه برای این ساز دارد؛ نوع ساختار این ساز، از شکل کاسه گرفته تا پوست، مکانیزمی تولید کرده که تار امکان ماندگاری صدای زیادی داشته باشد، به همین علت در حین ارتعاش یک نت، نتهای دیگری هم مرتعش میشوند (منظور هارمونیکها نیستند) که این نتها از سیمهایی آزاد تولید میشود. به همین خاطر بهتر است برای هر گام یا دستگاه فقط از کوکهای مناسب همان دستگاه یا گام استفاده کنیم مثلا در اجرای قطعه ای در گام دو ماژور، سیم ها را به صورت، دو، سل، دو، دو کوک کنیم و یا در اصفهان سل، دو، سل، ر، ر کوک کنیم.
رسول صادقی: وجود گره لازمه ساخت ساز نی نیست

رسول صادقی: وجود گره لازمه ساخت ساز نی نیست

پس از آزمایش های متعدد با همکاری دوستان بر روی ساز نی به این نتیجه رسیدیم که جنس قمیش (بدنه نی) عملا برای کلید گذاری مناسب نیست. طول متفاوت بندها و قطرهای متفاوت نی ها اجازه تولید صنعتی کلید را نمی دهد، مانند آنچه در سازهای غربی شاهد آن هستیم. پس ترجیح دادیم که جنس استاندارد تر و علمی تری را جایگزین کنیم. در نی برنجی با توجه به قطر و طول استاندارد و همسان می توان به راحتی کلیدگذاری یکسانی برای تمامی نی ها انجام داد و آن را به مرحله تولید انبوه رساند. ضمن این که در این نوع نی، ساخت نی با کوک بسیار بسیار دقیق میسر است و بسیاری از مشکلات ساخت نی هفت بند را ندارد.
دیبازر: مدیون احمد پژمانم

دیبازر: مدیون احمد پژمانم

من الان این طور هستم چون الان این هستم. امکان دارد فردا این نباشم ولی الان اینم چون همینجا هستم ولی اینکه در موسیقی چرا نشانی از آن است چون برای من بخشی از جادوی موسیقی با کودک درون رابطه دارد که نمی خواهم یا دوست ندارم چیزی آن را سرکوب کند و احساس می کنم وقتی اجازه بروز در زمینه اجتماعی به این کودک درون می دهیم، انسان متعادلتر و سالمتر و راحت تری می شویم، شاید آن شیطنت در آنجا نشانه هایی از این قضیه باشد.
زمان با شکوه نقطه اوج (II)

زمان با شکوه نقطه اوج (II)

در مرحله بعدی، ترکیبات را چه در قالب اثر بصورت سلو و چه در اثر قالب یک اثر ارکستری میتوان کوشش برای برجسته کردن همان نقطه اوج یا اکنون تجلی تلقی کرد. صفحه سفیدی را در نظر بگیرید و ابتدا در آن یک نقطه سیاه قرار دهید و سپس کوشش کنید تا تمامی این بستر سفید را به صورتی تصویر سازی کنید که آن نقطه تبدیل به مرکز توجه شود. یک هنرمند خلاق موسیقی دان اگر نتواند نقطه اوج و اکنون ویژه اثر خود را پیدا کند اصولا نمیتواند به حوزه خلق اثر گام گذارد؛ حتی در موسیقی مدرن کوشش برای دست یابی و اکنون مذکور به نفی بسیاری از قواعد نیز می انجامد.
گیتار با کوک خودکار

گیتار با کوک خودکار

موسیقیدان های سراسر جهان با در دست داشتن نوع جدیدی از تکنولوژی، با رها شدن از کار شاق کوک کردن ساز، به آزادی هنری بیشتری دست میابند. این فناوری روباتیک که توسط کمپانی آلمانی ترونیکال Tronical Gmbh و با شراکت کمپانی گیتار گیبسون Gibson به وجود آمده و توسعه یافته است، موجب شده است که جدیدترین مدل گیتار لس پاول Les Paul گیبسون، تنها در حدود ثانیه، خود را کوک کند.
دلاور سهند (I)

دلاور سهند (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، مقاله ای است از محمود خوشنام در باره «دلاور سهند» اولین اپرای ایرانی که توسط یک آهنگساز ایرانی نوشته شده است. این مطلب در مجله «نگین» شماره ۴۴ در تاریخ ۳۰ دی ۱۳۴۷ به انتشار رسیده است که امروز بخش اول آن را می خوانیم:
گفتگو با زوکرمن (II)

گفتگو با زوکرمن (II)

«خیلی زود به من فهمانده شد که اگر خودت را وقف یک برنامه منظم بلند مدت نکنی، به جایی نخواهی رسید و می دانید چه شد؟ این اتفاق افتاد. بله، من در خیابان های نیویورک چیزهایی آموختم. باور کنید که من خیلی خوش شانس بودم که آن اطلاعات را از محیطم جذب می کردم و نه از کتاب های درسی. بیشتر از اینکه در کلاس های مزخرف درس حاضر شوم در تمرین ها و کنسرت ها شرکت می کردم. نمی توانستم سر کلاس بشینم. [یک حس] بسیار بسیار وحشتناک داشتم… واقعا نمی توانم تحمل کنم که کسی بخواهد معنی “دو ضربدر…” را توضیح بدهد، برایم مهم نیست. این چیزی نیست که من دنبالش هستم. مشروط شدم چون بر اساس برنامه کلاس درس نمی خواندم.»
جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (V)

جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (V)

باید توجه داشت که جمع بندی گوشه ها در دستگاه ها را تئوریسین های موسیقی دان انجام نداده اند بلکه سلیقه ی نوازنده گان استادی بوده که از علم نظری موسیقی اطلاعی نداشته اند. مهدی قلی خان هدایت گفته است (به نقل از مقاله ی “تصلب سنت،‌ انجماد ردیف …) “هر یک از دستگاه های هفت گانه را که متاخرین ترتیب داده اند یک نوبت مرتب […] تصور باید کرد [… که] بیشتر سلیقه اساتید ماهر در آن ماخذ بوده است نه مدارک علمیه […] (هدایت،‌ نسخه خطی:‌ ۸۵). […] دستگاه تقلیدی از نوبت مرتب قدماست و هر دستگاه را ممکن بود چند نوبت قرار دهند […].” (اسعدی،‌ ۱۳۸۵،‌ ۲۱۳)
برنامه مدون آموزش ویولن (قسمت اول)

برنامه مدون آموزش ویولن (قسمت اول)

روش آموزش در نوازندگی ویولن در کنار عواملی چون استعداد فردی، تمرین با برنامه و مستمر، مطالعه و شنیدن آثار موسیقی می تواند زمینه ساز بروز موفقیت و توانمندی در زمینه نوازندگی، ایجاد خلاقیت و رسیدن به آفرینش هنری در سطوح بالاتر در افراد گردد. از اینرو آموزش هدفمند، دارای جایگاهی بی بدیل در نوازندگی است.
صادقی: محمد نوری تکرار ناشدنی و خاص است

صادقی: محمد نوری تکرار ناشدنی و خاص است

فقط به مسیری که از گذشته استاد نوری طی کرده اند نگاهی بیندازیم، خودش یک درس بزرگ می تواند باشد. امیدوارم شاگردان ایشان هم بتوانند در این مسیر قدم بردارند و راه درست را تشخیص بدهند. شیوه تدریس استاد هم پرداختن به تکنیک های خاص آواز کلاسیک بوده است، در حقیقت کار کردن در ابعاد تنفسی، بیانی و رزونانسی که مهمترین ویژگی های یک خواننده خوب به حساب می آید؛ روی این مباحث کار جدی می کردند و کمتر به مقوله خواندن ترانه در کلاس می پرداختند و باورشان بر این بود که اگر کسی می خواهد خواننده قابلی بشود چه کلاسیک و چه پاپ، می بایست از پروسه تکنیک آواز کلاسیک وارد بشود تا بتواند آواز کلاسیک یا یک پاپ فاخر و درخشان را ارائه کند. شاگردانی هم که کار تدریس آواز کرده اند مثل خود بنده همه تحت تاثیر همین شیوه آموزشی بوده ایم و الحق خودمان را مدیون محبت های بی دریغ ایشان می دانیم تا همیشه.