نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (VIII)

به عبارت دیگر جمالزاده و نیما با «زبان خودشان» آثاری به وجود آوردند که در حرکت جهانی مدرن، نماینده فرهنگ و هنر ایران بود. پیشگامان و معتقدان به ادبیات متجدد نمی خواستند زبان جدیدی به وجود آورند و حتی (در ایران) در فکر تغییر خط فارسی هم نبودند و برخلاف ادعای برخی، به دشمنی با ادبیات قدیم هم برنخاسته بودند. (استثنای عمده در میان احمد کسروی بود که او هم بیشتر تاریخ نگار بود تا ادیب و «زبان پاک» اش هم سرنوشتی مانند «موسیقی نوین و علمی» پیدا کرد).

ادبیات متجدد با تعهد به حفظ زبان فارسی، با یک سنت هزار ساله در ارتباط بود و از آن تغذیه می کرد. منتقدان شعر نوِ نیمائی، همه به این نکته اشاره دارند که «نوآوری» او با وجود نگاه او به اروپا، بدونِ رابطه با شعر کهن فارسی امکان نمی داشت. (۶)

به عبارت دیگر ادبیات متجدد ایران، شعر نو و نثر جدید، به راستی جدید و مدرن بودند و شاخه های تازه ای بودند که در شرایط جدید این زمان (یعنی ارتباط ایران با جهان و اروپا) بر درخت کهنسال ادبیات فارسی روئید و میوه های تازه و بدیع و مدرن به معنای «این زمانی» به بار آورد. در مورد علت های جدا ماندن و جا ماندن موسیقی ایرانی (همچنان که هنرهای تجسمی، نقاشی مجسمه سازی و معماری) از ادبیات بحث و نوشته ها و نقد و بررسی های مختلف و متفاوت موجود است.

علت اصلی و اساسی را باید در جایگاه های متفاوت ادبیات و دیگر هنر ها در جامعه ایران، جستجو کرد. موسیقی از دوران صفویه به بعد از جرگه علم و مقوله های جدی هنر و فرهنگ جامعه خارج شده و در مقولات سرگرمی و خوشگذرانی و در نتیجه لهو لعب و منهیات قرار گرفت. اگر افراد سرشناس و فرهیخته به موسیقی می پرداختند، سعی بر این داشتند که مشغولیت موسیقایی شان چون رازی در پرده بماند و مسلم است که در این باره به بررسی و پژوهش و نوآوری و فعالیت های علنی اجتماعی نمی پرداختند. به همین علت هم آنچه که از دوره صفویه به عنوان رساله های موسیقی در دست است، نوشته هایی هستند عامیانه و غیر علمی. (۷)

پی نوشت
۶- محمد حقوقی در شعر نو از آغاز تا امروز می گوید: به راستی در برابر ششصد سال فرهنگ در حال نزع (شعر بیمار پس از حافظ) سوای راهی که نیما برگزید چه راهی قابل گزینش و اعتبار بود؟ تنها طریقی که اگرچه اذهان معتاد به اعتیادی هزار ساله را در هم ریخت ولی ادامه راستین و صورت تکامل یافته شعر کهن بود.
۷- نگاه کنید امیر حسین پور جوادی، رساله در بیان چهار دستگاه اعظم، در فصلنامه ماهور شماره ۱۲ تابستان

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پوریا رمضانیان: تسکینِ ۷۵۰ نفر؟!

این زرنگ‌بازی است که من بگویم به‌خاطر تسکین مردم‌ام کنسرت می‌دهم. تسکینِ ۷۵۰ نفر فقط؟ تکلیف دست‌کم ۵۰ ملیون نفر آدم چیست؟ پس این حرف بدترین دروغ است. سوماً، باز حتی اگر حق با شما باشد و بهبودِ حالِ همان هفتصد نفر را هم غنیمتی بدانیم، چرا باید بلیط بفروشم؟ قطعاً در این شرایط بهتر است کنسرت را رایگان کنم که لااقل کمترین خیری رسانده باشم. و درنهایت این‌که، بماند که در جای دیگر می‌شود مفصل‌تر در این مورد سخن گفت که اصلاً رسالت «موسیقی جدی» تسکین نیست، بلکه تربیت است.

بیانیه گروه کر شانته درباره عدم حضور در جشنواره موسیقی فجر

هنر برای هنرمند اعتراض است. او این اعتراض را نثار هرچیزی می‌کند که مانع رشد است و سلامت. تراژدی یونانی با سرنوشت انسان دست‌وپنجه نرم می‌کند، موسیقی بتهوون بر روزمرگی می‌تازد، شعر حافظ از تزویر و ریا می‌نالد، و نقاشی‌های کاراواجو تا اعماق درون شخصیت‌هایش را به‌مبارزه می‌کشد.

از روزهای گذشته…

چند گام… در امتداد راه علی‌نقی وزیری (VI)

چند گام… در امتداد راه علی‌نقی وزیری (VI)

در چهارگاهِ تعدیل‌شده، جنسیت بزرگ (سوم بزرگ: سل – سی و دو – می) تغییر نمی‌کند؛ تنها کرن‌ها به بمل تبدیل می‌شوند، اما در مقام‌هایی که جنسیت مجنب تعیین‌کننده است (مانند شور، سه‌گاه) اگر کرن‌ها به بمل یا دیز تبدیل شوند جنسیت به کوچک یا بزرگ تغییر می‌کند؛ جنسیت‌هایی که بیان‌کنندۀ شور و سه‌گاه نیستند.
جامعه، موسیقی، در منشور رادیو (II)

جامعه، موسیقی، در منشور رادیو (II)

در یک مدل ساده شده موسیقی و سرگذشتش در ایران را به درستی حاصل کنش و واکنش جامعه ی مخاطبان، نهادهای حکومتی و ساز و کارهای درونی جامعه ی موسیقی و در متن کتاب به ویژگیها و پویایی هریک و نوع اثری که بر هم می گذاشته اند، پرداخته اند. در این راه طبیعتا سهم کمتر از آن جامعه شناسی مخاطبان است زیرا در فقدان یک جامعه شناسی موسیقی پیشرفته داده های قابل اطمینان جامعه شناختی اندکی از آنها درست باقی می ماند. آنها حاضران خاموش اند، البته نه کاملا، چون از راه ابراز رضایت و نارضایی با شمار زیادشان برفرآیندها تاثیر می گذارند.
دلاور سهند (III)

دلاور سهند (III)

به اعتقاد من اگر واقعه قتل او را نیز در اپرا میگنجاندند و تحقیرهائی را که دشمن دید آشکار می‌نمایاندند، نه تنها موقعیت قهرمانی‌ او تشدید میشد حتی اپرا میتوانست دارای دراماتیک‌ ترین صحنه‌های‌ حماسی باشد و از این راه تاثیری شدید، موثر -و حتی انقلابی- در پوبلیک‌ بجای بگذارد.
سلطانی: غالب آثار مدرن در ایران کلاف سردرگم است

سلطانی: غالب آثار مدرن در ایران کلاف سردرگم است

من تصور می کنم که جسارت و پیشروی در هنر مدرن حدی دارد. این که اثر هنری که ساختار و شالوده اش شکسته شود، به یک اثر مدرن بدل می گردد، من باور ندارم خیلی از هنرمندان مدرن قرن بیستم بیشتر از آن که قصد داشته باشند تا یک اثر واژگون شده و یا ساختارشکن را به وجود آورند، قصد دارند تا نمای جامعه ای تهی شده از تصاویر انسانی خودشان را بیان کنند.

دو خبر

کنسرتهای بزرگ Live 8 که قرار است در دوم جولای در ۵ شهر برگزار شود از گروه Radiohead هم برای شرکت دعوت کرده است که ظاهرا” با جواب منفی سخنگوی این گروه پر طرفدار انگلیسی مواجه شده است.
سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (VIII)

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (VIII)

توماس بیچام در ۸۱ سالگی در اثر سکته قلبی در آپارتمانش در لندن درگذشت! او ۲ روز بعد در قبرستان بروکوود در سِری خاک سپرده شد. به خاطر تغییراتی در بروکوود، باقیمانده جسدش در سال ۱۹۹۱ پس از نبش قبر در حیاط کلیسای سن پترز در لیمپسفیلد در سِری به خاک سپرده شد. آرامگاه او حدودا ۱۰ متر با آرمگاه فردریک دلیوسِ آهنگ ساز فاصله دارد. پس از سر توماس پسر بزرگش آدریان ولز بیچام بارونت شد.
انتشار دو نوازی ها با گیتار

انتشار دو نوازی ها با گیتار

بالاخره پس از گذشت، چهار سال از برگزاری کنسرت مشترک حامد پورساعی و فروغ کریمی، بخشی از برنامه اجرا شده در آن کنسرت به صورت سی دی به بازار عرضه شد. ضبط این آثار مربوط به آخرین سفر فروغ کریمی به ایران بوده و پیش از اجرای کنسرت، کار ضبط صورت گرفته است. البته در سی دی حاضر که با نام “دشت گریان” (دو نوازیهای موسیقی کلاسیک) توسط انتشارات ماهور (کارگاه موسیقی) به بازار عرضه شده است، سه همنوازی دیگر هم جای گرفته که با ویولونسل، آکاردئون و پن فلوت است.
مروری بر اجرای «چند شب دو نوازی همساز»

مروری بر اجرای «چند شب دو نوازی همساز»

کمبود یا نبود رپرتوار معتبر و تحسین‌شده اولین چیزی است که پس از سه نوبت کنسرت (در دو شب) با عنوان «چند شب دونوازی همساز» در خاطر می‌مانَد. گویی مهم‌ترین حکمت چنین کنسرت‌هایی بازنمودن جای خالی است و انگشت گذاشتن بر ناداری ما. رپرتوار کم‌شمار به جای خود، اغلب اجراها بیش از آن، در حکم تاباندن نور بر فقدان یا ناآشنایی با تکنیک‌های آفرینش همنوازانه (یا همان فن تصنیف‌کردن همساز) در موسیقی کلاسیک ایرانی بودند. آنها به درجات پیام می‌دادند؛ برخلاف تکنوازی که خواه به صورت بداهه خواه به صورت ازپیش‌ساخته، مجموعه‌ای از فن‌هایش نزد موسیقیدانان ما کاملا درونی شده و گاه به بیان لفظی نیز درآمده، هم‌نوازی حتا به قدر کافی تجربه هم نشده است. و این پیام تا حدودی درست است اما فقط تا حدودی.
من صدا هستم (I)

من صدا هستم (I)

در مباحث زیبایی شناسی موسیقی معمولا سوال هایی مطرح است که پاسخ گویی دقیق و صریح به آنها نه میسر و نه الزاما بایسته است. یکی از مهمترین این سوالها جستجو در باره ی اصالت موسیقی است. اصالت صدا، اصالت ریتم و حتی اصالت انسان به عنوان مجری اثر هنری و شاید ده ها پاسخ دیگر که به این سوال داده شده است هر کدام از دیدگاه خود دلایلی را ارائه می دهند که هیچیک را نمی توان به طور قطع قبول یا انکار نمود.
تحول در موسیقی ایرانی از قاجار تا کنون (I)

تحول در موسیقی ایرانی از قاجار تا کنون (I)

در پایان دوره قاجار و ورود به دوره انتقالی قدرت در ایران که به عنوان عصر مشروطه شناخته می شود؛ تحولات زیادی در موسیقی ایران بوجود آمد که این تحولات با روی کار آمدن شاگردان و پیروان مکتب علینقی وزیری، سرعت بیشتری گرفت. این تحولات تاثیرات زیادی در فیزیک سازها، نحوه نوازندگی، نحوه خوانندگی، آهنگسازی و… گذاشت.