نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (IX)

آخرین دانشمندان و عارفان تاریخ فرهنگ ما که در این دوره زیسته اند بهاءالدین محمد عاملی معروف به شیخ بهایی و صدرالدین شیرازی معروف به ملا صدرا که در همه علوم و فنون زمان خودشان رساله نوشته اند (بر خلاف رویه فارابی و ابن سینا) در باره موسیقی رساله ای ننوشته اند و این نشانه بارزی است از جایگاه تنزل یافته موسیقی در جامعه ایران. به همین علت، برخلاف ادبیات و به ویژه شعر، موسیقی در فرهنگ و جامعه ایران جایگاهی محکم، معلوم و مطمئن نداشت.

هر فرد نسبتا با سواد و کم سواد و حتی بسیاری از مردم بی سواد شاعرانی مانند سعدی و حافظ و فردوسی را می شناختند و می شناسند و چند شعری از ایشان در حافظه داشتند و دارند. اما در آغاز قرن بیستم، در زمانی که رادیو هنوز راه نیافتاده و گرامافون و صفحه موسیقی هم وسائل ارتباط جمعی نیستند، موسیقی در برنامه روزانه مردم نقشی ندارد، در خانه ها و در مدرسه ها گفتگویی یا نشانی از موسیقی دیده نمی شود. موسیقی فقط در مکان هایی استثنایی و کاملا ویژه حضوری دور از چشم اغیار و تقریبا سری دارد.

به این علت تجدد طلبی در موسیقی و در ایران به نوآوری یا ایجاد تغییر و تنوع خلاصه نمی شود، بلکه و به ویژه اول شامل به کرسی نشاندن حقانیت موسیقی به یکی از شاخه های مهم و اساسی هنر و در درجه دوم، اشاعه و شناساندن موسیقی در جامعه هم هست. طیف وسیعی از روشنفکران و لایه های با سواد و شعرشناس در ایران همراه با تجدد طلبی، تازه با موسیقی آشنا شدند. به این علت تجدد طلبان تصورهایی متفاوت و مختلف از موسیقی داشتند.

تجدّد در موسیقی ایرانی

سه نوع تجدّد طلبی مختلف، امّا هم زمان را می توان در موسیقی ایران از هم باز شناخت که با هم در تعارض بودند و در نتیجه تداوم نیافتند:
• تجدد از راه نوآوری و آهنگ سازی در موسیقی موجود آن دوره یا موسیقی قاجاری (که بعدها و تا امروز با نام گمراه کننده «موسیقی سنتی» شناخته می شود) و برگزاری کنسرت. نمایندگان آن: ابوالقاسم عارف قزوینی و غلامحسین درویش ملقب به درویش خان.
• تجدد از راه اشاعه موسیقی اروپایی تحت عنوان «موسیقی بین المللی» و «موسیقی علمی» نمایندگان: مین باشیان ها، پرویز محمود و روبن گرگوریان.
• تجدد از راه تلفیق و ادغام موسیقی ایرانی و موسیقی غرب تحت عنوان «موسیقی علمی و نوین ایران» نماینده آن: علینقی وزیری.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

یادداشتی بر آلبوم «موسیقی نظامی دوره‌ی قاجار»

در حالی‌که از بسیاری از موسیقیدانان نیم قرن قبل نیز، امروزه ضبط‌ها و اطلاعات محدودی در دسترس است، تردیدی نمی‌ماند که شنیدن نواخته‌هایی از موسیقی ایران متعلق به بیش از ۱۱۰ سال پیش، چه اندازه هیجان‌انگیز خواهد بود و به لحاظ بررسی‌های موسیقی‌شناختی تا چه حد می‌تواند اطلاعات مفیدی به دست دهد. لذا انتشار چنین آثاری رخدادی ارزشمند و مسرت‌بخش است. اما وقتی اثری منتشر می‌شود که حاوی موسیقی‌ها و اطلاعات تاریخی با ارزش است، ذکر منبع و مأخذ، اعتبار و ارزش آن را مضاعف می‌کند و سبب می‌شود تا مخاطب نیز با اعتماد و دانش بیشتری سراغ آن برود. از این‌رو شایسته بود که مشخص می‌شد ضبط‌های این آلبوم از چه منبع یا منابعی به دست آمده‌اند، تاکنون کجاها بوده‌اند و چگونه کشف شده‌اند. (۱)

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (IV)

دلیل اینکه این کارها را کرده‌ام این است که من اساساً از سال ۲۰۰۰ از سیستم موسیقی اروپا بریده‌ام. از سال ۲۰۰۰ به‌غیراز چند تک قطعه پراکنده که در سیستم موسیقی اروپایی است دیگر از سیستم موسیقی اروپا استفاده نمی‌کنم. و تماماً از سیستم موسیقی ایران در نوشتن قطعات استفاده می‌کنم. اولین کارهایی که در نوشتن آنها از موسیقی ایرانی استفاده کردم همین مجموعه کارهای خوشنویسی بود که اولین سری این مجموعه را برای سازهای زهی نوشتم. چراکه ربع پرده‌ها را به‌خوبی می‌توانند بزنند. بعدها برای سازهای بادی هم شروع به نوشتن کردم. به‌طور مثال «خوشنویسی شماره ۷» برای سه فلوت هست. بعدتر یک نسخه آن را برای فلوت و الکترونیک نوشتم که فلوت ۲ و ۳ را در استودیو ضبط کردیم و فلوت شماره یک زنده اجرا می‌شود و از طریق بلندگوها صدای فلوت ۲ و ۳ پخش می‌گردد. این قطعه در تهران از طریق خانم «فیروزه نوایی» سال گذشته در فستیوال «موسیقی معاصر ایران» اجرا شد. اسم این قطعه هست «کیسمت» یا همان «قسمت».

از روزهای گذشته…

مازورکا یادآور مقاومت مردم لهستان

مازورکا یادآور مقاومت مردم لهستان

Mazur یا Mazurek که در زبان انگلیسی به آن Mazurka گفته می شود اسامی عمومی هستند برای مجموعه ای از رقص های محلی در لهستان که بصورت سه ضربی اجرا می شوند. ریشه این رقصها به دشتهای مازویا (Mazovia) در اطراف ورشو بر می گردد. در زمانهای قدیم مردم شهرهای بزرگ در لهستان بخصوص ورشو، Mazurs نامیده می شدند و به همین جهت رقص آنها Mazur نامیده می شد. اما همانطور اشاره شد اغلب مردم در سایر نقاط جهان از این سبک رقص یا موسیقی به نام مازورکا یاد می کنند. این لغت – مازورکا – برای اولین بار در سال ۱۷۵۲ در یکی از دیکشنری های معروف آلمان منتشر شد و از آن موقع به بعد اصطلاحی متداول در هنر و بخصوص موسیقی شد.
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (VII)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (VII)

به عبارت دیگر موسیقی ایرانی، از این دیدگاه موسیقی رایج در ایران است. شناسایی این موسیقی در طول تاریخ ممکن نیست چرا که موسیقی قبل از پیدایش وسایل ضبط صوت، گذرا و ناپایدار بوده است. قدیمی ترین موسیقی ایرانی ضبط شده و قابل بررسی، موسیقی های دوران مظفرالدین شاه قاجار (حدود ۱۰۰ سال پیش) هستند و آن ها نیز موسیقی هنری و درباری آن زمان اند و نه کل موسیقی رایج در آن زمان. (نک سپنتا ساسان / تاریخ تحول ضبط موسیقی در ایران)
شرایط خلق یک ایده (II)

شرایط خلق یک ایده (II)

هنگامی که در تاریکی های ذهن سیر می کنیم چه محصولی پدید می آید و گاهی که در تلاطم اندیشه به این سو و آن سو پراکنده می شویم در کدام موقعیت عینی حضور می یابیم. مسیر گذر از تجربه و علم به امتداد کدام عملکرد و چه کیفیتی سرانجام می گیرد و گاه و بی گاه که در نفس اختیار تصوراتمان به خیال صحت و سلامت پیش بینی هایمان به سر می بریم، چه می کنیم و چه می آفرینیم؟ محصول این خلق چیست؟ محصول این اختیار و امکان چیست؟
مشکلات رایج رفتاری در گروه های موسیقی

مشکلات رایج رفتاری در گروه های موسیقی

اگر تجربه همکاری و یا نوازندگی با یک گروه موسیقی را داشته باشید، بدون شک متوجه مشکلات کاری موجود در این گروه ها شده اید. چرا که فعالیت در یک گروه موسیقی تحت هر عنوانی، کاری است بسیار جدی و تفاوتی با کار در یک شرک عادی را ندارد. بنابراین در درون یک گروه موسیقی نیز همانند یک شرکت مشکلات مخصوص به خود وجود خواهد داشت. در این مطلب به بررسی اجمالی چند مشکل رایج در این زمینه می پردازیم.
صبای آموزگار (I)

صبای آموزگار (I)

تحولات اجتماعی ماندگار، هم آنها که در بستر فرهنگ اصیل یک جامعه شکل می گیرند، آفرینش خود را بیشتر مدیون نوع تفکر راهبرانشان هستند تا تنش های ناشی از هیجانات اجتماعی. یکصد و هفت سال پیش چنین تحولاتی در لایه های روشنفکری جامعه ی ایرانی رخ داد که همچون شهابی زود گذر اما روشنگر و به یاد ماندنی بود. انقلاب مشروطه هرچند با انگیزه ی ایجاد اصلاحات در ساختار سیاسی کشور پا به عرصه وجود گذاشته بود، لیکن بیشترین تاثیرات خود را در حوزه فرهنگ، هنر و ادبیات بر جای گذاشت و در هر یک از این عرصه ها نوابغی بی نطیر به تاریخ ایران تحویل داد که هنرمندان، ادیبان و اهالی فرهنگِ راستینِ امروز نیز به عنوان نسل های منبعث از همان تفکرات، مدیون و دانش آموخته ی آن تحولات بنیادی هستند.
نقد آرای محمدرضا درویشی (IV)

نقد آرای محمدرضا درویشی (IV)

شایگان در آثار بعدی‌اش از مفاهیم هایدگری فاصله گرفت و با قدری تسامح می‌توان گفت که نسبیّت‌گراتر شد. او در اوایل دهه‌ی هفتاد «غرب‌ستیزیِ شرقی [را] آفریده‌ی غرب» (شایگان۱۳۷۴: ۱۰۰) دانست و گفت: «متفکران این کشورها [ی شرقی] از خود پرسیدند که آیا تقلید از غرب، برگزیدن الگوی غرب، الهام گرفتن از غرب و تکرار تجربه‌هایی که به‌نوعی عبث از آب درآمده‌اند، به زحمتِ انجامش می‌ارزد؟ درنتیجه، سر به لاکِ خود فروبردند و از چاهِ ارزش‌های سنّت، آب برکشیدند [… درصورتی‌که] مدرنیته گستاخی است، جهش است، رسوایی است، اما درعین‌حال حسادت نیز هست. هیچ چیز بی‌جراحت زاده نمی‌شود. ما برعکس، دوستدار امنیّت و حمایتِ بیش از حد از سنّت، دوستدار وضع وجودِ دایمی هستیم. چیزهای پیش از این دیده، چیزهای پیش از این دانسته و وضعیّاتِ پیش‌بینی‌پذیر را دوست داریم.» (همان: ۱۰۰, ۲۲۱) و هشدار داد: «هرگونه بازگشتی به گذشته (سیر قهقرایی) بدون بازسنجیِ انتقادی از گذشته، سخت خطرناک است و می‌تواند به لغزش منجر شود.» (همان: ۱۵۲) شایگان در اواخر دهه‌ی هفتاد و در کتاب «افسون‌زدگی جدید» به مرقّع‌کاریِ فرهنگی و انسان چندهویّتیِ چهل‌تکّه با تفکری سیّار و سیّال رسید و چشم‌اندازهای متفاوتی را ترسیم کرد.
به‌استقبال «ماراتن پیانو» در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران (II)

به‌استقبال «ماراتن پیانو» در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران (II)

تاجایی که اطلاع دارم در سال‌های اخیر اجراهای مختلف مرتبط با گروه موسیقی، از اجراهای پایان‌نامه‌ها گرفته تا جشنواره‌های مختلف موسیقایی گروه موسیقی در فضاهایی چون تالار شهید آوینی یا کلاس‌های دانشکده‌ی هنرهای نمایشی و موسیقی برگزار شده‌اند. حائلی که مابین فضای این سالن و کلاس‌ها با فضای بیرون –فضایی که متعلق به همه است- وجود دارد، گویی این دو فضای سرپوشیده را تبدیل به فضایی منفک و «تخصصی» کرده است که انگار اگر کسی بخواهد به آن فضا برود و آنچه می‌گذرد را درک کند، لاجرم باید اهلیتی تخصصی با موسیقی داشته باشد. (۳)
دیبازر: مدیون احمد پژمانم

دیبازر: مدیون احمد پژمانم

من الان این طور هستم چون الان این هستم. امکان دارد فردا این نباشم ولی الان اینم چون همینجا هستم ولی اینکه در موسیقی چرا نشانی از آن است چون برای من بخشی از جادوی موسیقی با کودک درون رابطه دارد که نمی خواهم یا دوست ندارم چیزی آن را سرکوب کند و احساس می کنم وقتی اجازه بروز در زمینه اجتماعی به این کودک درون می دهیم، انسان متعادلتر و سالمتر و راحت تری می شویم، شاید آن شیطنت در آنجا نشانه هایی از این قضیه باشد.
گزارشی از یک ضبط میدانی (II)

گزارشی از یک ضبط میدانی (II)

کارص و مناطق اطرافش که در قرن پنج و ششم هجری جزو گرجستان دانسته شده(زارع شاهرمسی۱۳۸۷: ۱۲۰) در سال ۱۰۶۴ میلادی توسط آلپ آرسلانِ سلجوقی فتح می‏شود(Belli2014: 43) و از آن پس ان منطقه بین حکومت‏های ایران، سلجوقیان آناتولی و عثمانی دست به دست می‏شود تا در دوره‏ی فطرت قدرت عثمانی چند دهه‏ای توسط روسیه اشغال شده (Erdener 1987:24 -29) و سپس در قبال بازگرداندن باتومی به روسیه این مناطق تحت قیومیت ترکیه قرار می‏گیرد(هاستلر۱۳۹۳: ۳۳۰ -۳۳۱)؛ از زمان فتح توسط سلجوقیان استقرار ترک‏های مسلمان در آن منطقه آغاز و به مرور از همانجا به داخل آناتولی و سپس با سردمداری عثمانیان تا اروپا ادامه پیدا کرد. طبق ادعایی مشکوک مزار ابوالحسن خرقانی عارف نامی در این شهر قرار دارد (Uzgur 2015 :1 -20).
گفتگوی هارمونیک پنج ساله شد

گفتگوی هارمونیک پنج ساله شد

با لطف و همیاری شما دوستان “گفتگوی هارمونیک” به پنجمین سال فعالیت خود رسید. “گفتگوی هارمونیک” در این پنج سال با به روز شدن بدون توقف توانست، بیش از ۱۸۲۵ صفحه مطلب تولید کند. همچنین در تالار گفتگوی سایت بیش از ۲۵۰۰۰ صفحه توسط دوستداران موسیقی به ثبت رسید. در مدت فعالیت ژورنال گفتگوی هارمونیک، ۵۱۳ صفحه به شاخه “موسیقی کلاسیک ایرانی”، ۴۷۱ صفحه به شاخه “موسیقی کلاسیک غربی”، ۱۷۷ صفحه به شاخه “موسیقی جز و بلوز”، ۹۷ صفحه به شاخه “موسیقی راک”، ۷۰ صفحه به شاخه ” فیزیک و مهندسی موسیقی”، ۵۴ صفحه به شاخه “موسیقی فیلم”، ۵۳ صفحه به شاخه “موسیقی ملل”، ۱۵۳ صفحه به شاخه “موسیقی معاصر”، ۶۱ صفحه به شاخه “مبانی نظری موسیقی کلاسیک”، ۷۵ صفحه به شاخه “مبانی نظری موسیقی جز”، ۷۶ صفحه به شاخه “مصاحبه و گفتگو”، ۳۰۲ صفحه به شاخه “مطالب عمومی”، ۱۲۸ صفحه به شاخه “اخبار موسیقی جهان”، ۱۹۶ صفحه به شاخه “دانستنی های موسیقی” و ۲۲۸ صفحه به شاخه “ساز و نوازندگی” تعلق داشت.