هایدن و مراسمی برای سالگردش (II) – گفتگوی هارمونیک Harmony Talk

هایدن و مراسمی برای سالگردش (II)

جوزف هايدن (1732-1809)
جوزف هايدن (1732-1809)
در این دوره او شغلهای گوناگون و بدون هیچ گونه قراردادی داشت: معلم موسیقی، موسیقیدان خیابانی و سرانجام در سال ۱۷۵۲ به دستیاری آهنگساز ایتالیایی نیکولا پورپورا (Nicola Porpora) درآمد که خود هایدن بعدها گفت: “از نیکولا بود که پایه صحیح آهنگسازی را آموختم.” دوره ای که هایدن در گروه کر بود، تئوری زیاد و اساسی درباره آهنگسازی نیاموخت و خود از آن دوره به عنوان یک فاصله جدی یاد می کرد.

برای پر کردن آن خلا، روی نوشته ای از جوهان یوزف فوکس (Johann Joseph Fux) به نام قدمهای پاراناسوس (Gradus ad Parnassum) کار می کرد و آنرا مشوق مهمی در ادامه آهنگسازیش می دانست. با پیشرفت و بهبود مهارتهایش، شهرتش نیز بیش از پیش می شد. اپرای “شیطان لنگان” (The Limping Devil) که هنرپیشه کمدی فلیکس کروز (Felix Kurz) نقش برناردون را در آن ایفا کرد، در سال ۱۷۵۳ برای اولین بار اجرا شد و موفقیت فراوانی کسب کرد اما خیلی زود توسط بازرس فرهنگی تمام اجراهای آن لغو شد!

بین سالهای ۱۷۵۴ و ۱۷۵۶ هایدن همچنین به عنوان موسیقیدان، ساعتی در میان دیگر موسیقیدانان به بچه های اشراف در وین درس موسیقی می آموخت. با بهبود یافتن شهرت او، هایدن سرانجام قادر شد، از سرپرستی بچه های خانواده سلطنتی سرباز زند و این برای حرفه یک آهنگساز در آن دوره بسیار هائز اهمیت بود!

کنتس تان آثار هایدن را دیده بود و از وی دعوت کرد و او را به عنوان معلم آواز و کیبورد خود استخدام نمود. در سال ۱۷۵۶ بارون جوزف فورنبرگ، هایدن را به عنوان موسیقیدان شخصی خود استخدم کرد جایی که هایدن اولین کوارتت زهی خود را نوشت. فورنبرگ هایدن را به کنت مورزین معرفی کرد (کسی که در سال ۱۷۵۷ اولین کارفرمای تمام وقت هایدن شد)

عنوان شغل هایدن زیر نظر مورزین، رهبر ارکستر جوانان و کارگردان موسیقی بود. او ارکستر کوچک مورزین را رهبری می کرد و اولین سمفونیهای خود را برای گروه او نوشت. در سال ۱۷۶۰ با اطمینان به شغلش ازدواج کرد. همسرش ماریا آنا کلر ۱۷۲۹-۱۸۰۰ خواهر ترز بود (کسی که هایدن پیش از این عاشق او بود)

زندگی موفقی نداشتند و متاسفانه قانون آن زمان هیچ راه چاره و اجازه طلاقی را پیش پای آنان نمی گذارد. آنان خود بچه به دنیا نیاوردند و هر کدام عشاق خود را داشتند. کنت مورزین دچار بحران اقتصادی و مجبور به اخراج هایدن شد اما بسیار زود در خانواده استرانزی یکی از ثروتمندترین و مهمترین خانواده های امپراطوری اتریش شغل دیگری به او پیشنهاد شد.

به عنوان موسیقیدان شخصی، خانواده آنان را در سفرهایشان همراهی می کرد. در دهه ۱۷۶۰ آنان در مجارستان مستقر شدند. هایدن در آنجا مسئولیتهای بی شماری داشت؛ آهنگسازی، رهبری ارکستر، نواختن موسیقی سالنی و بیشتر شدن نوشته هایش برای اپرا. نزدیک به سی سال هایدن در خانواده کنت استرنزی کار کرد و در عین حال با حمایت و تشویق فراوان اعضای خانواده به ساخت موسیقی خود نیز می پرداخت.

او آثار بیشماری در این مدت خلق کرد و سبکش نیز غنی تر و شهرتش در داخل و خارج از کشور نیز بسیار بیشتر شد. سمفونی پاریس ۱۷۸۵ تا ۸۶ و هفت کلام آخر مسیح ۱۷۸۶ از آثار مشهور این دوره او می باشند. هایدن به تدریج احساس تنهایی و عزلت کرد به خصوص آنکه به همراه خانواده استرنزی سالهای زیادی را به دور از وین سپری کردند.

دلتنگی او بیشتر به دلیل دوستانی که در وین داشت بود، به ویژه ماریا آنا گنزینگر (۱۷۵۰-۹۳) همسر پرنس نیکولاس که دوست نزدیک و عشق افلاطونی آهنگساز از سال ۱۷۸۹ بود. هایدن اغلب برای او نامه می فرستاد و از تنهاییهایش، رویاها و شادیهایش برای دیدار او در وین می نوشت.

مرگ ناگهانی ماریا آنا در سال ۱۷۹۳ شوکی بزرگ برای هایدن بود و احتمال می رود، F مینور او برای پیانو در واکنش به مرگ او ساخته شده باشد. دوست دیگر و با اهمیت هایدن در وین موزار بود. دو آهنگساز کوارتتهای زهی را گاه با هم می نواختند. هایدن بسیار تحت تاثیر آثار موزار بود و او را می ستود. موزار نیز از هایدن تقدیر کرده است و سری شش کوارتت خود را به او تقدیم نموده و نام آن را “کوارتتهای هایدن” گذاشته است.

امامی: استقبال خوبی از برنامه ما در سوئیس شد

من علاقه زیادی به موسیقی قدیم ایران داشته ام و سعی کرده ام در حد توانم بر روی آن حوزه موسیقی کارکرده و بر روی موسیقی دوره قاجار و هم قبل از آن دوره مطالعات مختصری داشته ام و به طبع در آثارم از آن ها بهره می برده ام در این سال ها آلبوم های تولید کرده ایم با همراهی دوستانم مثل آلبوم برافشان و آلبوم چهار سو که با آهنگسازی دوست خوبم حمید شریفی بوده و همچنین آلبوم بزم ۲ با آهنگسازی دوستانم سعید کورد مافی و علی کاظمی که همه این آلبوم ها توسط انتشارات ماهور منتشر شده است و تمامی این آثار رویکردی که ما داشته ایم استفاده از امکانات بالقوه موسیقی قدیم ایران بوده است و اینکه این امکانات بالفعل کرده و امکاناتی نظیر فرم و دورها و متدهای متفاوتی که در آن موسیقی وجود داشته است و الان کمرنگ شده است و یا کمتر استفاده می شوده است. این امکانات در هر صورت به ما راهی را نشان می دهند که شاید از این طریق بتوان رنگ و بوی تازه از موسیقی ایران رو شنید، البته شاید! در هر صورت راهی است که می شود در بستر تاریخی اصالت ها را حفظ کرد و موسیقی گذشته را به این شکل منتقل کرد.

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (X)

شورانگیز (چهارمضراب شور): این قطعه با الگوی ساختاری چهارمضراب طراحی و ساخته شده است. وزن اصلی قطعه دو ضربی ترکیبی بوده و از ابتدا تا انتها با سرعت ثابت و بدون تغییر ادامه می یابد. نکتۀ بارز و اصلی این اثر در استفادۀ آهنگساز از ترکیبات متفاوت و متنوع در وزن و ضرباهنگ اثر است و با اینکه وزن اثر تا انتها ثابت است ولی تغییرات درونی در سرضرب ها و استفاده از حالات متنوع آنها فضایی متفاوت به این اثر بخشیده است.

از روزهای گذشته…

تریوی زهی، اثرِ یِفیم گالیشُف (I)

تریوی زهی، اثرِ یِفیم گالیشُف (I)

اثرِ فوق می‌تواند یکی از جنجال‌برانگیزترین آثارِ قرنِ بیستم به شمار بیاید، اگر و فقط اگر، آرنُلد شوِنبِرگ، تا پیش از جولای سالِ ۲۱ آن را به‌نحوی شنیده باشد، یا نُتِ آن را دریافت کرده باشد یا حتی از یک دوست چیزی از اثر دانسته باشد؛ شاید دراین‌صورت دیگر نتوان از شوِنبرگ به‌عنوانِ مبدعِ بلامنازعِ نظامِ دوازده-تُنی یاد کرد.
“قمر” در عقرب (II)

“قمر” در عقرب (II)

امروزه با شاید و احتمال نتیجه گیری کردن برای پژوهشگران این حوزه، به عادتی بدل شده است و صدها سوال در خصوص زندگی و کار هنرمندان گذشته، وجود و عدم برخی گوشه ها در ردیف موسیقی، رمز و رازهای فنی سازندگان سازها در گذشته و ده ها موضوع دیگر، بدون جواب قطعی باقی مانده اند. با ملحوظ نظر قرار دادن این واقعیت تلخ، مقایسه قمر و پیاف (همچون مقایسه تهران و پاریس!)، قیاس مع الفارق است اما صرفاً مقابله (و نه مقایسه) این دو، این نتیجه را می دهد که علارغم نبود اسناد و مدارک کافی در خصوص قمر (هم بدلیل عدم دسترسی به تکنولوزی های مدرن در آن روزگار در ایران و هم بدلایل اجتماعی و فرهنگی مزبور)،‌ ابعاد دراماتیک زندگی قمر،‌ اگر بیش از پیاف نباشد کمتر از آن نیست:
سونات شماره یک باخ

سونات شماره یک باخ

سونات شماره یک ویولن، اثر یوهان سباستین باخ را می توان از درخشان ترین آثار تصنیف شده این فرم برای ویولن دانست. این سونات و چهار بخش آن، جزئی از مجموعه سه سونات و سه پارتیتای باخ برای ویولن است که همواره از آثار پر ارزش تکنوازی برای این ساز شناخته شده است و تشکیل دهنده قطعاتی مشتمل بر – سی و دو- تصنیف کوتاه و بلند است.
اولین آلبوم تصویری آکاپلا ایران منتشر می شود

اولین آلبوم تصویری آکاپلا ایران منتشر می شود

این آلبوم بصورت دیجی پک و شامل ۱ آلبوم صوتی + ۱ آلبوم تصویری در ۱۰ قطعه و کلیپ متفاوت منتشر می شود. آلبوم پیش رو اولین آلبوم رسمی گروه آوازی دامور بعد از ۶ سال فعالیتش خواهد بود که در سبک آکاپلا (آواز بدون همراهی ساز) و برای اولین بار در ایران بصورت تصویری منتشر می شود.
به‌استقبال «ماراتن پیانو» در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران (III)

به‌استقبال «ماراتن پیانو» در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران (III)

جالب آنکه در اجرای یکی از قطعات، هنگامی که بخشی از مخاطبان به‌اشتباه میان دو موومان به تشویق پرداختند، بلافاصله اشتباه خویش را دریافتند و گویی با اصول شنیدن آثار کلاسیک نیز آشناتر شدند. نکته‌ی دیگر، مکان اجرای موسیقی بود. این فضا نه آن‌قدر مانند فضای باز و نیمه‌باز پردیس نوفه داشت که تمرکزها را منحرف کند و اختلالی در درست شنیدن اجراها ایجاد کند، نه آن‌قدر جدا از فضاهای عمومی بود که خود را کاملاً از فضای عمومی منفک کند. ورودی کتابخانه‌ی پردیس هنرهای زیبا دقیقاً در این لابی قرار داشت و این باعث شده بود تا بسیاری از مراجعان کتابخانه دست‌کم چند دقیقه‌ای بایستند یا بنشینند تا از نزدیک با اجرای موسیقی کلاسیک غربی مواجه شوند.
فرجپوری: کاربرد کمانچه سی سال پیش پایین تر از امروز بود

فرجپوری: کاربرد کمانچه سی سال پیش پایین تر از امروز بود

این هنرجو از قبل چنان باید تمرین کرده باشد و به رموز ساز خود آشنا شده باشد که بتواند نظرات آهنگ ساز را روی ساز خود به اجرا در آورد. این مسئله خیلی مهم است که بتواند از پس این کار بر بیاید و اگر خوب اجرا کند، برای آثار دیگر آهنگسازان هم دعوت به کار می شود و در عرصه نوازندگی خود به خود جایی برای خود باز می کند و مطرح می شود.
او پیانیست بود یا شوپنیست؟ (III)

او پیانیست بود یا شوپنیست؟ (III)

فردریک در سال ۱۸۳۵میلادی در سفری پس از ملاقات خانواده اش در برگشت دچار حمله ­ای شدید شد که روزنامه ها خبر مرگ او را منتشر نمودند. او توانایی زیادی در کارهای ارکسترال نسبت به بقیه هنرمندان آن ادوار نداشت و گواه آن هم دو کنسرتو پیانو ارکسترال اوست. او نیز توانایی خاصی در استفاده از آکوردهای شکسته و باز داشت. کارهای فردریک شوپن اغلب ۳ قسمتی هست و در قسمت سوم به قسمت اول اشاره­ای می­شود. همچنین هارمونی شوپن به کرات دارای آکوردهای حل نشده است و این چیزی است که امروزه در موسیقی سبک جز (Jazz) به کرات دیده می­ شود.
سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (V)

سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (V)

در مهر ماه ۲۵۰۵ یعنی ۱۳۲۵، پرویز محمود به ریاست اداره موسیقی و هنرستان برگزیده شد و روبیک گریگوریان (به جای روح الله خالقی) معاونت او را عده دار شد؛ بله همینجا بود که با همت و تلاش جوانان چون حنانه و قریب (غریب) و شیروانی و… پایه های ارکستری گذارده می شد و با سومین رهبرش (نیروی سوم) توانست بر حسب تقدیر به زیر چتر وزارت فرهنگ و هنر (آن زمان) برود و این ارکستر خودش را تا به امروز حفظ نماید ولی متاسفانه باید گفت که در اداره ارکستر سمفونیک تهران، همگی به نوعی مقصر بوده اند، چه از زمان تشکیل آن و چه در دوران طلایی و چه در رکود آن…
بنی گودمن، پادشاه سوئینگ (II)

بنی گودمن، پادشاه سوئینگ (II)

ترکیب کلارینت نوازی گودمن و موسیقی هندرسون و تمرین بسیار خوب آنان باعث درخشش فراوان گودمن در اواسط سالهای ۱۹۳۰ شد و لقب “پادشاه سوئینگ” (King of Swing) در این زمان به وی داده شد. در اوایل ۱۹۳۵ آوازه برنامه های رادیویی گودمن از نیویورک بسیار دیر به شنوندگان سواحل شرق رسید. گروهی که برای سفری به آمریکا برای اجرا رفتند بسیار ضعیف بود.
موسیقی آفریقای جنوبی (V)

موسیقی آفریقای جنوبی (V)

همکار قدیمی ابراهیم، یعنی هیوگ مسکلا که نوازنده ترومپت بود، نیز در خارج از آفریقای جنوبی کسب و کار موفقی به راه انداخته بود. مسکلا در آغاز رشد موسیقیایی خود تحت تأثیر ترِور هادلستون (Trevor Huddleston) قرار داشت که یک کشیش بریتانیایی بود که در محله های شهر کار می کرد و نخستین ترومپت مسکلا را برایش خرید. مسکلا وارد صحنه های پرهیجان سوفیاتاون شد و سپس با کینگ کانگ به بریتانیا راه یافت و در اوایل دهه ۶۰ قرن بیستم به نیویورک راه پیدا کرد. قطعات جزِ پاپْ مانندی، مثل: “Up, Up and Away” و “Grazin’ in the Grass” به پر فروش ترین ها تبدیل شدند.