تعزیه خوانی (I)

مقامات و دستگاههای ایرانی در موسیقی مذهبی
“تعزیه گردانی”، “شبیه خوانی” یا “تعزیه” ریشه در مراسم “سوگ سیاوش” دارد. این نمایش در اصل مربوط به مصیبت هایی است که بر خاندان پیغمبر و خاص امام حسین (ع) در عاشورا رفته است. ولی به زودی گسترش می یابد. به طوری که در دوره قاجار تعزیه های کمیک و شاد هم اجرا می شد.

معزالدوله از حکام آل بویه (قرن چهارم ه.ق) دستور میدهد از اول تا دهم محرم را در بغداد تعطیل کنند و به عزاداری مشغول شوند. دسته های سینه زنی و زنجیر زنی در بغداد و کم کم در شهرهای دیگر شکل می گیرد. در مراحل بعدی حول تعزیه آوازهای دسته جمعی کم شده و واقعه خوانها به تنهایی اشعار را برای مردم می خواندند و سنج و طبل آنها را همراهی میکرد.

در مرحله بعدی چندین شبیه (بازیگر) شهدای کربلا را می ساختند و در عماره هایی حمل می کردند. بعدها این شبیه ها به رد و بدل کردن دیالوگ پرداختند. تعزیه در دوره صفویه که دوره تثبیت شیعه در ایران است آخرین تحولات خود را سپری می کند.

در این دوره در بیشتر نقاط ایران تعزیه اجرا می شده است. در قرن دوازدهم نگارش تعزیه نامه باب می شود و این بار تا قرن سیزدهم و غربی شدن زندگی و ادبیات ادامه پیدا میکند.

موسیقی و تعزیه:
پیشخوانی که یک نوع همسرایی است به همراهی موسیقی مقدمه ای برای شروع نمایش بود. اگر بازی مخالف خوان ها از نظر سبک قوت و هیجان بیشتری داشت، در برابر آن کار موالف خوان ها از جنبه موسیقی اش دارای اهمیت بیشتری بود.

پیشرفت و گسترش تعزیه و تعزیه خوانی تعدادی سنت در آن موسیقی به وجود آورد. هر موالف خوان در تعزیه آوازها و مایه های موسیقی مخصوص خود را باید حفظ می کرد. امام خوان ها آوازهای خود را بیشتر در مایه های متین مثلا “راست پنجگاه”، “رهاوی” و “نوا ” میخواندند.

حضرت عباس چهارگاه می خواند، حر عراق می خواند، شبیه عبدالله بن حسن که در دامن حضرت شاه شهیدان به درجه شهادت رسید و دست قطع شده خود را به دست دیگر گرفته، گوشه ای از راک را می خواند که به همین جهت آن گوشه به “راک عبدالله” معروف است. زینب “گبری” می خواند.

اما مخالف خوان ها اعم از سر لشگران و افراد و امرا و اتبا با صدای بلند و بدون تحریر شعرهای خود را با آهنگ اشتلم و پر خراش ادا می کردند. دسته های نوازنده موسیقی در هیات های معمول شبیه گردان از هفت یا هشت متجاوز نبودند و سازها عبارت بود از شیپور، نی، قره نی، طبل، دهل، کرنا و سنج.

در صحنه های جنگ با شمشیر، سنج نقش عمده تری داشت تا صدای برخورد صلاح ها را القا کند. طبل، خصوصا هنگام ورود اشخاص یا هنگام بروز حادثه نقش قطعی داشت.

در مورد دوم طبل نقش پیش بین حوادث را ایفا میکرد. نقش قره نی یا حتی شیپور در مواردی که صحنه های غم انگیز پیش می آمد با نواختن یک نوای سوزناک و موثر، قطعی تر می گردید. با این همه در اغلب موارد این سازهای اصلی یکدیگر را همراهی می کردند و کمتر موردی وجود داشت که سازها با آوازی جفت شوند و دلیل این شاید آن باشد که همراهی ساز ممکن بود مانع شود که شعر و در نتیجه مفهوم و مضمون به تماشاگر برسد.

رهبر نوازندگان نیز معین البکاء بوده است که با علامت چون دستی اش نشان میداد کجا شروع به نواختن کنند یا آرام بگیرند.

6 دیدگاه

  • محمد
    ارسال شده در آبان ۲۶, ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۷ ب.ظ

    اگه ممکنه درمورد شیوه های نوازندگی کلارینت ایرانی و ترکیه ای و قابلیت های این ساز و اساتید ساحب سبک آن مطالبی قرار دهید. باتشکر

  • میثم
    ارسال شده در آبان ۲۷, ۱۳۸۸ در ۸:۱۰ ب.ظ

    درسته که در دستگاههای ایرانی مثل سه گاه و راست پنجگاه میخونن( بدون اینکه خودشون بدونن) ولی اصلا حسی که یه قطعه در راست پنجگاه یا چهارگاه یا… به انسان( یا حداقل بنده) رو دست میدن دست نمیده!!
    آقای آفریده به نظر شما این نقص از کحا نشات میگیره؟ احتال داره به خاطر شعرش باشه؟ یا فضای حاکم بر شبیه خوانی؟؟؟

  • ارسال شده در آبان ۲۸, ۱۳۸۸ در ۳:۴۱ ق.ظ

    فوق العاده بود .

    اشاره به تعذیه بدین جهت اهمیت دارد که به صورتی پیوند بین موسیقی و نمایش ایرانی در این جایگاه شکل میگیرد یا حلقه های گمشده را در آن میشود پیدا کرد .
    زکاوت و دقت نویسنده ی سایت شما قابل ستایش است . کاملا علمی به دور از هرگونه حاشیه … به خصوص انتخاب مطالب درست در صفحه که بارها بهش اشاره کرده ام . فقط نت ها رو نمیتونم دانلود کنم !
    :(

    میس شانزه لیزه

  • ارسال شده در آبان ۲۹, ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۶ ق.ظ

    سلام
    در جواب میثم جان باید بگم
    واقعیتش رو بخوای میتونه یکی از دلایلش همون شعرش باشه و به طور قاطع نمیشه گفت واقعیتش نمیخوام بحث رو به سیاست و … ببرم ولی خوب در این چنمد ساله حتی تعزیه خوانی رو هم جلوش رو گرفتن و اجراهایی دیگه نداریم که شما ببینید و نظر بدید فقط سالی شاید یک بار جشنواره آیینی چندتا کار اجرا میشه ولی کافی نیست واقعیتش ما هزاران تعزیه خوان داریم در ایران که اگر واقعا حمایت کنن ازشون واقعا شاهکارن من واقعتش خیلی از تعزیه خوانی کار دارم و دیدم که اگر شما ببینید شاید اون تاثیر و اون حس دستگا های ایرانی مثل سه گاه و چهارگاه رو بهتر میبینید توش ………….

  • ماهور
    ارسال شده در آذر ۱۱, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۴ ب.ظ

    تعزیه بیشتر در اواز دشتی و دستگاه شوروچهارگاه اجرا میشود

  • سمیرا محمدزاده
    ارسال شده در آذر ۲۱, ۱۳۸۸ در ۸:۵۳ ب.ظ

    اگه می شه در موردشیوه های تعزیه در کشورهای همسایه بیشتر اطلاعات بدین

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (XI)

صفیر راک حسن‌ختامی است معنادار؛ در درجه‌ی اول، برای گوشه‌های راک و در درجه‌ی دوم، برای دستگاه ماهور. در این گوشه، دانگ‌هایی با خصوصیّات مشابه سه دستگاه به‌طور مستقیم در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند: شور، همایون، و ماهور. از این‌رو، تعداد دانگ‌هایی که در این گوشه تعریف می‌شود یک دانگ بیشتر از گوشه‌های پیشین، یعنی پنج دانگ، است.

یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی
در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (IV)

در این مورد که غزلهای حافظ همان اشعار خواجوی کرمانی هستند اما با اندکی تغییر چیزی نمی گویم چرا که عاقلان دانند. اما خود پژوهشگر هم در چند سطر بعد در مورد «تغییر اندک» شک کرده و چرخشی جدید به «پژوهش» داده است: «حافظ تنها یک کلمه را “تغییر” نداده بلکه با جایگزین کردن آن توسط “واژه مناسب” اساس آن اشعار را در بافت، ساخت، شکل، موسیقی متن، تصویرسازی، عاطفه، تخیل و خلاصه محتوی، دگرگون کرده و شاهکاری بی نظیر آفریده است» (2) (ص 56).

از روزهای گذشته…

نکاتی در آموزش نوازندگی (II)

نکاتی در آموزش نوازندگی (II)

بطور کلی فراگیری نوازندگی ساز، راهی دشوار و طولانی است و پیشرفت، غالبا با کندی صورت می گیرد. از دیگر سو هنرجو نیز درکی کامل و صحیح از مسیری که باید آنرا طی کند ندارد. بنابراین با توجه به این موارد، بهتر است هنرجویان در مورد میزان پیشرفت خود در نوازندگی، تنها به قضاوت شخصی بسنده نکرده و از نتیجه گیری های زود هنگامی که می تواند به شکلی مخرب در روند رشد و تکامل هنری آنان تاثیر گذارد، پرهیز نمایند و در این زمینه از ارزیابی استادان خود بهره گیرند.
هدر اشمیت، پیانیست و آهنگساز

هدر اشمیت، پیانیست و آهنگساز

هدر اشمیت (Heather Schmidt) به عنوان یکی از تکنیکال ترین و در عین حال با موزیکالیته ای برجسته، در دنیا شناخته شده است. او را میتوان به یکی از برترین نوازندگان صحنه دنیا نام برد، نوازنده ای که کنسرتهایش شور و هیجان خاصی در میان مخاطبینش به وجود می آورد. جدا از تبحر بالایش در نوازندگی، اشمیت در آهنگسازی نیز مهارت و استعداد خود را نشان داده است و احساس و نبوغش در خلق قطعات ستودنی است.
تنها نامى برجا مانده است

تنها نامى برجا مانده است

در روزهایى که PERSIA (نام باستانى ایران در زبان هاى غربى) بر سردر موزه بریتانیا خودنمایى مى کند و ده ها هزار نفر از سراسر جهان را براى بازدید از ارزش هاى تاریخى و فرهنگى ایران به لندن کشانده، کمپانى موسیقى کلوسئوم (Colosseum) در آلمان نیز با همین عنوان، دوستداران موسیقى کلاسیک را به شنیدن ساخته هاى آهنگسازان ایران امروز با حال و هوایى که طبعاً ریشه در همان تاریخ کهن دارد دعوت مى کند.
قول و غزل یا قول و غزل (II)

قول و غزل یا قول و غزل (II)

مطرح شدن مجدد این عبارات در فضای جامعه موسیقی امروز، در ذهن و زبان بخشی از نسل معاصر موسیقیدانان و بطور کلی در امروز ادبیات موسیقی کلاسیک ایران، اگر نگوییم به تمامی، تا حدود زیادی مرهون پژوهش های دکتر ساسان فاطمی است. طرح بنیادی مسأله فرم در موسیقی کلاسیک ایران و پژوهشی خاص این موضوع، ‌سابقه چندانی حداقل در صد سال اخیر موسیقی ایران نداشته است. نامبرده در سال 1387 در شماره 39 فصلنامه ماهور در مقاله “فرم و موسیقی ایران”، ضمن تصریح اینکه هیچ فرم صریح و یا بیان صریحی درباره فرم در موسیقی ایران وجود ندارد (ص103)، به بررسی فرم ها و فرآیندهای آهنگسازی در موسیقی قدیم ایران پرداخته و گونه ها و فرم های موسیقی قدیم ایران را تشریح نموده است.
جایگاه نوازندگی

جایگاه نوازندگی

بحث جدایی آهنگساز و نوازنده و ارزش هریک از آنها در اثر هنری، در سالهای اخیر بیشتر شده است و برخی معتقدند که:”در یک اثر موسیقی، آهنگساز اندیشه و احساسات خود را بیان می دارد و نوازنده صرفأ یک راوی است که روایتگر تفکرات و روحیّات آهنگساز است. در این دید، نوازنده دارای درجه هنری پایین تری نسبت به آهنگساز می باشد چراکه او نه یک هنرمند آفریننده، که یک کارگر هنری است. او تنها مجری تفکرات دیگری است”.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (IX)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (IX)

به همین ترتیب، درایه‌هایی مانند «امپرسیونیسم» و «اکسپرسیونیسم» سَبک هستند، عناوینی مثل «دوازده‌تنی»یا «لایتموتیف»اصطلاحات فنی مرتبط با یک سبک یا روش یک آهنگساز، و مدخل‌هایی مانند «موسیقی نظامی»، «موسیقی عاشقانه» و «موسیقی سَبُک» گونه‌های موسیقایی (30).
طنین آوای گلستان دربرمینگام

طنین آوای گلستان دربرمینگام

مطلب فراروی به بهانه برگزاری کنسرت گروه گلستان در شهر برمینگام انگلستان نوشته شده و نویسنده هرچند سالها تجربه تحقیق و به کار گیری مبانی هنر در شاخه ای از معماری را درکارنامه خود داراست با این وجود خود را کارشناس و منتقد موسیقی ندانسته بلکه همانند بسیاری از شما تنها از دیدن و شنیدن کاری خلاقانه و منحصربفرد هنری به وجد آمده و به این وسیله به ارتقاء کیفیت جنبه های معنوی و غیر مادی زندگی در عصری خسته از ضد ارزشها و لبریز از چالشهای بزرگ امیدوار می شود.
بی احترامی به موسیقی (I)

بی احترامی به موسیقی (I)

آنچه در زیر می خوانید ترجمه ایست توسط محبوبه خلوتی، از مقاله ای نوشته لوسی جونز که چند روز پیش در سایت روزنامه تلگراف به چاپ رسید.
نوازنده و تمرین – ۱

نوازنده و تمرین – ۱

بی شک، تمرین اساسی ترین عنصرسازنده هنرمندان است و بزرگترین نقش را خصوصآ برای به اوج رساندن نوازندگان ایفا می کند. مطالبی که در این مقاله آمده حاوی نکاتی است، به صورت پرسش و پاسخ، درباره تمرین های نوازندگی و مسائل مرتبط با آن، که قدم به قدم در این گفتار تشریح می شوند و امید است مفید واقع شوند.
Mission Impossible

Mission Impossible

لالو شیفرین (Lalo Schifrin) در سال 1932 در بوینوس آیرس آراژانتین بدنیا آمد. پدرش او را با موسیقی بخصوص ویولن آشنا کرد و تا مدتها ساز اصلی او ویلن بود.