مصاحبه ای منتشر نشده از مرتضی نی داوود (V)

مرتضی نی داوود
مرتضی نی داوود
اول آمریکایی ها شروع کردند و بعد به اروپا رفت. حالا دنیا غرق این جاز شده است و ما نمی توانیم این کار را ترک کنیم. فقط کاری که می توانیم بکنیم این است که موسیقی سنتی خودمان را تقویت کنیم. اینها که موسیقی ایرانی را خوب می دانند هفته ای یکروز یا لااقل دو روز بگذارند از رادیو پخش بشود. این ۲۹۷ گوشه را ارائه بدهند و بگویند که موسیقی ما این است، نه جاز.

بنده ۱۸ ماه رفتم به رادیو و ردیف هایم را ضبط کردم ولی تاکنون پخش نشده. ولی بنده اشتیاقم این بود که با این سن و سال در سرما و گرما، از شمال تهران به جنوب تهران می رفتم و ساعت ۷ صبح تا یک بعدازظهر ردیف هایم را ضبط کردم که مردم موسیقی خوب گوش کنند ولی تا به حال پخش نشده است. حالا هم نمی دانم که اصلا ضبط شده یا نشده، نوار من در رادیو موجود هست یا نیست، نمی دانم. فقط یک سری به بنده دادند. از طریق وزارت اطلاعات ۱۸ ماه آمدم و رفتم. مدیر کل رادیو هم قول داده بود که پخش بشود. تمام چیزهایی که می دانستم ضبط کردم، فقط یک نسخه دارم، آن مصاحبه مدیر کل را هم دارم.

گله ای کوچک من از خوانندگان و نوازندگان موسیقی ایرانی دارم. آن کسی که آواز می خواند، شعر حافظ، سعدی و… که اینها بهترین شاعران دنیا هستند و دنیا به اینها احترام می گذارد، یک خواننده یک غزل از حافظ را شروع به خواندن می کند با اینکه صدای او گرم است و خوب می خواند اگر یک نفر هم است که همراهش سازی می زند یک مرتبه وسط شعر یک چهار مضراب می زنند. چهار مضراب برای این است که خستگی خواننده در برود و نفسی تازه کند. زمانش حداکثر نیم دقیقه است. یک کار کوچکی را ساز انجام می دهد. آن وقت در این چهار مضراب تنبک هم شروع به کوبیدن می کند.

چه اجباری است؟ چه لزومی دارد؟ این چه واجبی است، شما به غیر از این که به سعدی و حافظ توهین کرده باشی کار دیگری انجام نداده اید. توی حرف آنها هی ضرب بزنید، این را که گفته که انجام بدهید؟ اینها توهین است. یکی از چیزهایی که در موسیقی ما باید ترک کنیم همین تنبک زدن وسط چهار مضراب و کار خواننده است.

روی سخنم به آقایان خواننده است، به خانم ها کاری ندارم. خانم ها همه شان تصنیف خوان هستند. از میان آقایان خواننده ها کسانی را که قبول دارم: بنان، ادیب خوانساری، گلپایگانی، محمود خوانساری، خیلی خوب می خوانند. این ضرب زدن وسط چهار مضراب این پیشرفت نیست اگر این ضرب را از وسط چهار مضراب برداریم مافوقش نیم دقیقه است هیچ چیز از موسیقی کسر نمی شود و هیچ ضرری ندارد. الان معمول شده که شور، اصفهان، افشاری، دشتی، بیات ترک، ماهور، سه گاه، چهارگاه و همایون می نوازند؛ نوا خیلی کم که اصلا هیچ اجرایی نمی شنویم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پیشنهادی در مورد فواصل زمانی نقطه دار

فواصل زمانی ترکیبی (که فواصل زمانی نقطه دار نوعی از آنها هستند) به واسطه تجمیع چند فاصله زمانی حاصل می شوند. همانند فواصل موسیقایی، فواصل زمانی نیز با هم جمع شده و در این میان، فواصل زمانی نقطه دار به دلیل تاثیر تغییر دهنده “Modifire” «نقطه» شکل می گیرند. به طور کلی تاثیر نقطه را می توان طبق فرمول زیر بیان کرد:

زیستن با هنر سلوکی عاشقانه (III)

انتشار آلبوم بیداد با تکنوازی تار استاد غلامحسین بیگجه خانی و پس از آن درگذشت استاد در فروردین ماه سال هزار و سیصد و شصت و شش باعث شد که توجه بسیاری از نوازندگان دوباره به شیوه ایشان جلب شود. من به شیوه نوازندگی ایشان علاقمند بودم و به همین دلیل، وقتی جناب داوود آزاد از تبریز به تهران آمدند حدود یک سال البته به طور پراکنده درخدمت ایشان، بعضی از بخش های ردیف موسیقی و تعدادی از آثار استاد بیگجه خانی را نواختم که البته فراگیری آثار خیلی برایم مهم نبود؛ بلکه لحن و شیوه نوازندگی ایشان برایم اهمیت بیشتری داشت. پس از آن نیز به تدریج به آوانگاری تعدادی از آثار استاد بیگجه خانی پرداختم.

از روزهای گذشته…

حنانه و هزاردستان

حنانه و هزاردستان

همانطور که در مطلب قبل گفته شد، “آتشی در سینه دارم جاودانی” که از آثار با ارزش مرتضی نی داوود است، در اجرای جدیدش صرفنظر از آواز، اجرایی بی نقص نبود!
نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (IX)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (IX)

آخرین دانشمندان و عارفان تاریخ فرهنگ ما که در این دوره زیسته اند بهاءالدین محمد عاملی معروف به شیخ بهایی و صدرالدین شیرازی معروف به ملا صدرا که در همه علوم و فنون زمان خودشان رساله نوشته اند (بر خلاف رویه فارابی و ابن سینا) در باره موسیقی رساله ای ننوشته اند و این نشانه بارزی است از جایگاه تنزل یافته موسیقی در جامعه ایران. به همین علت، برخلاف ادبیات و به ویژه شعر، موسیقی در فرهنگ و جامعه ایران جایگاهی محکم، معلوم و مطمئن نداشت.
مروری بر اجرای «چند شب دو نوازی همساز»

مروری بر اجرای «چند شب دو نوازی همساز»

کمبود یا نبود رپرتوار معتبر و تحسین‌شده اولین چیزی است که پس از سه نوبت کنسرت (در دو شب) با عنوان «چند شب دونوازی همساز» در خاطر می‌مانَد. گویی مهم‌ترین حکمت چنین کنسرت‌هایی بازنمودن جای خالی است و انگشت گذاشتن بر ناداری ما. رپرتوار کم‌شمار به جای خود، اغلب اجراها بیش از آن، در حکم تاباندن نور بر فقدان یا ناآشنایی با تکنیک‌های آفرینش همنوازانه (یا همان فن تصنیف‌کردن همساز) در موسیقی کلاسیک ایرانی بودند. آنها به درجات پیام می‌دادند؛ برخلاف تکنوازی که خواه به صورت بداهه خواه به صورت ازپیش‌ساخته، مجموعه‌ای از فن‌هایش نزد موسیقیدانان ما کاملا درونی شده و گاه به بیان لفظی نیز درآمده، هم‌نوازی حتا به قدر کافی تجربه هم نشده است. و این پیام تا حدودی درست است اما فقط تا حدودی.
«مهم این است که همه کار می‌کنیم»

«مهم این است که همه کار می‌کنیم»

در ماه‌های گذشته، برای بررسی سروده‌های فروغ فرخزاد، شاعره‌ی نوپرداز ایرانی، همایش‌های گوناگونی در اروپا برگزار شد. اما شنبه شب، ۱۲ ژوییه، کنسرتی در لندن برپا شد که در آن اثری به نام «میان تاریکی» روی سروده‌های فروغ، از امیر مهیار تفرشی پور اجرا شد. کاری مدرن برای آواز و گروه نوازندگان کلارینت که مایا ساپون (Maya Sapone) خواننده‌ی آن بود.
منبری: شعر نو بیان نو می خواهد

منبری: شعر نو بیان نو می خواهد

نکته اینجاست که شعر نو بیان نو هم می طلبد و در آواز ردیفی باید با عنصر خلاقیت تغییراتی داد تا موسیقی از شعر عقب نماند. حتی اگر لازم باشد فواصل را تغییر دهیم. اما در مورد ترانه بحث متفاوت است و آزادی عمل بیشتر. در دوره ای از موسیقی ما آهنگساز و ترانه ساز و خواننده باهم کار می کردند و روابط نزدیکی باهم داشتند. آثار بسیار همگونی خلق می شدند که آن روند ادامه پیدا نکرد. آثاری مثل من از روز ازل یا شد خزان و تو ای پری و بسیاری آثار موفق دهه های چهل و پنجاه حاصل آن دوره و آن نوع کار بودند.
حسین دهلوی، هنرمند کمال گرا (I)

حسین دهلوی، هنرمند کمال گرا (I)

در سال ۱۳۰۶ مصادف با تحولات شدید فرهنگی و سیاسی در ایران متولد شد. پدرش معلم تار و ویولون (به سبک ایرانی) و از شاگردان خوب علی اکبرخان شهنازی بود. ابتدا با تار شروع کرد ولی به دلیل کوچک بودن جثه اش به ناچار ویولون در دست گرفت و دیری نپایید که به شاگردان ابوالحسن صبا پیوست. شکل گیری شخصیت حسین دهلوی در واقع در این دو محیط او را شخصیت اسطوره ای موسیقی ما کرده است.
گفتگویی با مجموعه سازندگان قیچک نوین

گفتگویی با مجموعه سازندگان قیچک نوین

در تولد ۸ سالگی ژورنال گفتگوی هارمونیک در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۹۱، رضا ضیائی سازنده و پژوهشگر در عرصۀ سازهای موسیقی کلاسیک (گروه خانوادۀ ویولن)، از به ثمر رسیدن گام نخست از یک طرح اصلاحی بر روی ساز قیچک خبر داد؛ در این ساز کاسه بصورت ترکه ای و صفحه از جنس چوب در نظر گرفته شده بود. اجرایی شدن گام دوم کار بر روی این پروژه پس از یک پایش ۷ ساله با مجموعۀ جدیدی از هنرجویان کارگاه رضا ضیائی اتفاق افتاد. در این گام، پژوهش های جدیدتری از ابعاد گوناگون بر روی ساز قیچک و نسخه هایی از این ساز که به عنوان نمونه های مدرن پیشتر توسط اشخاص دیگری ارائه گردیده بودند انجام گرفته و نمونه های موجود از نظر ضعف ها و قوت های تکنیکی مورد سنجش قرار گرفتند.
گزارشی از نشست اولین سالگرد سایت زنان موسیقی

گزارشی از نشست اولین سالگرد سایت زنان موسیقی

یکم اسفند ۱۳۹۱، خانه ی هنرمندان میزبان نشستی با عنوان “زنان موسیقی” بود. این برنامه که با همت گردانندگان و همکاران “سایت زنان موسیقی” برگزار شده بود، جشنی بود به مناسبت تولد یک سالگی این سایت. نخست دکتر اردشیر صالح پور به عنوان مجری، دقایقی در معرفی برنامه و نقش زنان در موسیقی سخن گفت:
نوائی: عرضه و تقاضا برای ساز فلوت منطقی نبود

نوائی: عرضه و تقاضا برای ساز فلوت منطقی نبود

کر فلوت به آنسامبلی گفته می شود که در آن سازهای خانواده فلوت مثل پیکولو، فلوت، فلوت آلتو و فلوت باس حضور داشته باشند.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (V)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (V)

وقتی پیانو کنسرتوی شماره ۲ راخمانینوف برای نخستین بار در اکتبر سال ۱۹۰۱ در یکی از کنسرتهای فیلهارمونیک مسکو به طور رسمی به مورد اجرا گذارده شد، خود آهنگساز در نقش تکنواز پیانو هنرنمایی کرد. این کنسرت با استقبال پرشوری مواجه شد و پیانو کنسرتو از همان نخستین اجرا در دل علاقمندان جایی مطمئن یافت و دلایل این مقبولیت نیز بسیار روشن بود: این کنسرتو سراسر مشحون از الهام بخشیهای ملودیک بسیار فریبنده و دلنشین است و هر شنونده ای را هر چقدر هم مشکل پسند باشد بی اختیار تحت تاثیر قرار می دهد. از همان نخستین اجرا، موفقیت چشمگیر این کنسرتو بدان اندازه بارز بود که مقام و شخصیت راخمانینوف را هم به عنوان یک انسان و هم به عنوان یک آهنگساز باری دیگر تثبیت ساخت.