تلاش من بر این است که رویاهایم را به واقعیت تبدیل کنم
اگر بالاخره دنیا منشور و قراردادش را بر این اساس بنا میگذاشت که در آن همه کودکان را در بر میگرفت، این رویای من فقط در حد یک آرزو نمینماند. این برای همگی ما بزرگترین تکلیف است. ما واقعا به یک منشور و قرارداد بین المللی نیازمندیم که در آن باید برای تمام بچه هایی که متولد میشوند امکان تربیت و پرورش ایجاد بشود. این بزرگ ترین آرزوی من بوده و هست؛ وقتی که حرکتِ روش استعداد یابی را شروع کردم، در بسیاری از نوزادان که میتوانست به آنان رسیدگی شود، در اثر فقر با شکست روبرو شد اما عدم موفقیت میتواند بر اثر تربیت اشتباه هم رخ بدهد! برای جلوگیری از چنین رخدادی باید جزء مسئولین کشور شد.
دقیقاً باید مثل یک پلیس که باید از ناحیه خودش مواظبت کند، به همین گونه باید حکومت مددکارانی را برای قبول مسئولیت تعلیم بدهد که در تمام کشور قبول مسئولیت تربیت و شکوفایی را بپذیرند. مسئولین کشوری باید هیچ زحمتی را دریغ نکند تا کودکان آمادگی راه و روش درست و زیربنایی درستی را کسب کنند؛ بلی به واقع اینگونه است! برای کسب چنین امکانی حکومت باید از هیچ زحمتی دریغ نکند.
گمانِ من بر این است که خوانندگان این کتاب این را دریافته اند که کودکان در مدارسِ آمادگی در صورت کسب و شکوفا شدن به چه موجودات عالی و ممتازی میتوانند تبدیل بشوند. این یک مثال قدیمی ژاپنی است که می گوید: یک کودک سه ساله در واقع یک کودک خردسال است که در وضعیت و مرحله تکامل بسر میبرد، در شرایطی که شخصیتش در حال فرم گرفتن و شکل گیری است. در نتیجه من مطمئن هستم که این مرحله از رشد کودک بحرانیترین زمان زندگی آنهاست. یعنی مساعدترین زمان است برای شکل گیری شخصیتی که به سادگی میتواند صدمه پذیرتر بوده و میتواند سرنوشت کودک را به زوال بکشاند.
درست در همین زمان باید برای کسب تربیت اش دقت و موشکافی بی اندازه ای بشود و حکومت های دنیا باید این نگرش را داشته باشد که چگونه روش طولانی مدتی برای آینده سازی یک مملکت باید در پیش بگیرد.
فردا نه، بلکه فوراً، فردا!
انسان های امروزی مثل باغبانی هستند که غمگین و سردرگریبان به محصول خود مینگرند و میگویند: «حتماً دانه از ابتدا خوب نبوده»، اما آنها این را در نظر نمیگیرند که دانه خوب بوده ولی یا اینهمه روش پرورش آنها درست نبوده، آنها به این روش غلط پافشاری میکنند و میگذارند که گیاه پژمرده شود و از بین برود.
این ضرورتی حتمی است که بشریت خود را از این مشکلات آزاد سازد، هر چه انسان ها سریع تر به اشتباهات خود پی ببرند، به همان اندازه سریع تر به خوشبختی دست مییابند.
من هم به کودکانی تعلق دارم که در سنین پایین کودکی به خاطر آموزش غلط صدمه دیده اند و این شامل بیشتر انسان ها می شود. از جوانی ام تلاش کردم که خودم را بهتر کنم.
از صمیم قلب امیدوارم که خوانندگان این کتاب دوست داشته باشند تمام اینهایی را که من در این کتاب توصیف کردهام، دریابند که برای هیچ کسی دلیلی برای یأس و ناامیدی وجود ندارد. ما همگی با توانایی های عظیمی پا به این جهان میگذاریم و اگر خوب بر روی خودمان کار کنیم، همگی ما قادر هستیم که ممتازترین انسان ها بشویم. می توانیم استعداد و شایستگی ها را برای خودمان کسب کنیم.
کسانی که پیام صمیمانه من در درونشان نقش بسته شده است، دیگر به خود اجازه ای وقفهای نمیدهند، بلکه فوراً حتّی امروز با توانمندی آن را بکار ببرند و باید باور داشته باشد که در زندگی شان خوشبخت تر خواهد شد.
این آرزوی قلبی من است که خواسته های همه انسان ها به وقوع بپیوندد.
پایان
۱ نظر