اپرای متروپلیتن (IV)

تکنولوژی “عنوان متروپلیتن” داری سیستم خاموش روشن شدن، عوض کردن زبان (در حال حاضر به آلمانی و اسپانیایی نیز می باشد)، فیلتری که نور صفحه، حضار پشتی یا کناری را اذیت نکند. به دلیل ارتفاع صحنه نمایش سالن متروپلیتن، گذاشتن متن ترجمه در بالای سن مناسب نبود، در حالی که در بیشتر اپراها از این روش استفاده می شد. استفاده از آن به شدت توسط کارگردان موسیقی جیمز لوین منع شد و سیستم “عنوان متروپلیتن” به عنوان بهترین راه حل نمایش ترجمه، مورد قبول هنرمندان اپرا و حضار بوده.

متروپلیتن در سال ۱۹۹۸ سیستم جدید نرم افزاری را وارد نمود که از سال ۲۰۰۰ مورد استفاده قرار گرفت به نام تسیتورا (Tessitura)؛ دیتا بیسی برای ضبط اطلاعات، ارتباط، فروش بلیط، داد و ستد و گزارشاتی از هر اجرا… این سیستم هم اکنون توسط بیش از ۲۰۰ شرکت اپرا، سمفونی، باله، تئاتر، مراکز هنری و موزه ها در آمریکا، کانادا، انگلستان، استرالیا، نیوزلند و ایرلند استفاده می شود.

اپرا متروپلیتن در شبکه های رادیوی بسیاری پخش و اجراهای زنده داشته؛ اولین آن مربوط می شود به سال ۱۹۱۰ رادیو لی د فورست، دو اجرای زنده بر روی سن متروپلیتن که به طور مستقیم از این رادیو از نیویورک تا نیوجرسی پخش شد. در حال حاضر پخش رادیویی زنده متروپلیتن هر شنبه از هفته اول دسامبر تا مه ادامه دارد. اجراهای زنده آنها اغلب از رادیو NBC، ABC و CBC Radio 2 شنیده شده.

زمانی که در سالهای ۱۹۷۰ پخشهای رادیویی کاهش پیدا کرد متروپلیتن شبکه رادیویی مستقل خود را راه اندازی نمود که امروزه نیز از شبکه های رادیویی دنیا به گوش می رسد. سیستم پخش رادیوی در طول سالها دچار پیشرفت و تغییر شده. تمام پخشها از طریق موج FM قابل دسترسی بودند. سیستم ماهواره ای بعدها پخش جهانی را با کیفیت بهتری ارائه کرد.

تامین هزینه های پخش برای متروپلیتن در سالهای افسردگی جنگهای جهانی بسیار دشوار بود. تقاضای پول از NBC تا شرکت آمریکایی تنباکو! حمایت مالی از طرف شرکت تکزاس – تکزاکو در ۷ دسامبر ۱۹۴۰ با پخش اجرای عروسی فیگارو (Le nozze di Figaro) اثر موتسارت آغاز شد. حمایت این شرکت برای ۶۳ سال ادامه داشت. رادیو اپرا متروپلیتن ۲۴ ساعته از رادیو ماهواره ای Sirius XM 3 تا ۴ اجرای زنده را در هفته و در زمانهای دیگر اجراهای متروپلیتن را از آرشیو، پخش می کند. این کانال رادیویی ماهواره ای در سپتامبر ۲۰۰۶ راه اندازی شد که مارگریت جونتوایت (Margaret Juntwait) اصلی ترین مجری آن می باشد.

اجراهای زنده تلویزیونی متروپالتن از سال ۱۹۴۸ آغاز شد. اجرای کامل اپرای اتلو اثر وردی که به طور زنده پخش شد. با اینحال تا سال ۱۹۷۷ این اپرا به عنوان اپرایی اصلی و همیشگی در تلویزیون حضور نیافت. سالهای بعد مجموعه جدیدی از اپرا درPBS که ” اجرای زنده از اپرای متروپالتن” خوانده می شد، پخش شد.

در میان اجراها و پخشهای زنده فراوان از تلویزیون، از پخش اجرای کامل اپرای حلقه نیبلانگن اثر واگنر در سال ۱۹۸۹ می توان نام برد. در سال ۲۰۰۷ اجراهای دیگری در شبکه PBS با کیفیتی بالا تولید و پخش شد. در ۳۰ دسامبر ۲۰۰۶ به عنوان بخشی از تلاش شرکت جهت جذب تماشاچیان جدید، متروپالتن مجموعه ای را از شش اجرای زنده از طریق ماهواره در سالنهای تاتر با نام “اپرا متروپالتن: اجرای زنده HD” (با کیفیت پخش بالا) پخش می کرد.

این مجموعه با نسخه ۱۱۰ دقیقه ای در بیش از ۱۰۰ سالن تاتر در آمریکای شمالی، ژاپن، انگلستان و چندین کشور اروپایی پخش شد. به گفته پیتر گلب مدیر اپرا در آن دوره؛ در حدود ۶۰۰۰۰ نفر در سالنهای سینما و تاتر شاهد اجرای زنده ۲۴ مارچ “آرایشگر شهر سویل ” بوده اند. نیویورک تایمز تعداد فروش بلیطهای این اجرا را ۳۲۴۰۰۰ بلیط دانست، درحالی که هر کدام از این پخشهای زنده با کیفیت بالا، ۸۵۰۰۰۰ تا ۱ میلیون دلار هزینه در برداشته. صدها اثر صوتی و ویدیویی متروپالتن بر روی اینترنت نیز قابل استفاده است. رادیو اپرا متروپالتن نیز از طریق اینترنت قابل دسترسی است. وب سایت رسمی متروپالتن اطلاعات کامل آهنگسازان، رهبران، خوانندگان و تاریخچه متروپالتن را در اختیار قرار می دهد.

در ۱۰ فوریه ۱۸۹۷ آرماند کستل مری (Armand Castelmary) در آخرین اجرای اپرای مارتا اثر فردریش فن فلوتو (Freiherr von Flotow) در اواسط کار بر روی سن دچار حمله قلبی شد و زمانی که پرده ها پائین کشیده شد در آغوش دوستش؛ خواننده با صدای زیر مردانه؛ ژین د رزک (Jean de Reszke) از دنیا رفت. آنان اجرا را متوقف نکردند و ژوزپه کرنوسکو (Giuseppe Cernusco) آن نقش را ادامه داد. در ۴ مارچ ۱۹۶۰ لئونارد وارن (Leonard Warren) بعد از تکمیل قسمت دوم اپرای” جبر سرنوشت” (La forza del destino) اثر وردی، سکته قلبی کرد و بر روی سن از دنیا رفت.

در ۳۰ آوریل ۱۹۷۷ بتی استون (Betty Stone) عضو گروه کر، در سفر اپرا برای اجرای ” تروبادور-شاعر قرن ۱۱ فرانسه” (Il Trovatore) در کلاولند بر اثر صانحه ای اتفاقی در پشت سن کشته شد. در ۲۳ جولای ۱۹۸۰ هلن هاگنس مینتیکس (Helen Hagnes Mintiks) ویلنیست با اصلیت کانادایی توسط کارگردان پشت صحنه؛ کرگ کریمین (Craig Crimmins) در طی اجرای باله برلین در پشت صحنه کشته شد.

در ۵ ژانویه ۱۹۹۶ ریچارد ورسال (Richard Versalle) خواننده صدای زیر مردانه (تنور) در حالی که نقش ویتک را در اپرای “ماجراهای مارکوپولو” اثر لئوز جاناک (Leoš Janáček) بازی می کرد بر روی سن از دنیا رفت. این در حالی بود که وی در قسمتی از اجرا از نردبانی بالا می رفت و ناگهان دچار حمله قلبی شد و از بالا بر روی سن به پائین افتاد.

علاوه بر آن چندین تماشاگر نیز در دورانهای مختلف در طی اجرا ی اپرا متروپالتن از دنیا رفتند. معروفترین آن؛ خودکشی یکی از تماشاگران به نام بانچو بانچفسکی (Bantcho Bantchevsky) خواننده و مترجم بلغاری-آمریکایی در ۲۳ ژانویه ۱۹۸۸ در اجرای مکبث اثر وردی بود در حالی که این اجرا به طور مستقیم از رادیو در آمریکا در حال پخش بود.

en.wikipedia.org

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و هشتم)

وقتی که ما به این مرحله می‌رسیم، کودک تازه شروع می‌کند به تدریس شدن. مادر سوالی می‌کند: مایل هستی که تو هم ویولن بنوازی؟ کودک جواب می‌دهد. بله! و تو خوب تمرین خواهی کرد؟ بله، حالا پس خوب ما از معلم خواهش می‌کنیم که دفعه بعد تو را هم شرکت بدهد این کار همیشه ما را به موفقیتی که می‌خواهیم به آن می‌رساند و این ساعت چه ساعت هیجان انگیزی است! کودک با یک فخری می‌گوید. من هم ویولن نواختم، از الان می‌توانم با بچه‌ های دیگر نوازندگی کنم.

نقش زنان در موسیقی ایرانی (I)

قدیمی ترین اسطوره ای که از یک زن موسیقیدان نام می برد ضلال دختر کمیک بوده که مخترع سازهای زهی است. سیوطی در کتاب اوایل المحاضرات از نخستین زنی که دف زد کلثوم خواهر موسی (ع) را نام می برد. حکیم فردوسی در شاهنامه از بانویی رامشگر به نام سوسن نام می برد که در توران زمین بود و با رامشگری و مکر و حیله پهلوانان ایرانی را به بند می کشید و در جایی دیگر از سپنوی خنیاگر نام می برد که آوازش پلنگ را رام می کرد.

از روزهای گذشته…

ویولون مسیح استرادیواریوس (VIII)

ویولون مسیح استرادیواریوس (VIII)

اندازه گیری مقدار طولی ناحیه Nose در روی الگوی خط محیطی رسم شده ۱۰/۸ میلی متر می باشد که اگر این مقدار را از اندازه طولی (۳۶۵/۸۳ میلی متر) کسر نماییم، باقیمانده که همان عدد طول خالص در الگوی خط محیطی است، ۳۵۵/۰۳ میلی متر می شود.
پایِ لنگِ پنج ضربی  و  هفت‌ضربی (I)

پایِ لنگِ پنج ضربی و هفت‌ضربی (I)

وزن در موسیقی معمولاً به سه حالت کلیِ ساده، ترکیبی و لنگ تقسیم می‌شود. پنج ضربی و هفت ضربی نیز، دو نمونه از نوع سومِ وزن، یعنی لنگ هستند که به زعم نگارنده، در طول دهه‌های اخیر، اپیدمی استفاده از این دو ریتم، بلای جان آهنگسازی علیل موسیقی ایرانی شده ‌است. متأسفانه هر سال در کارهای نوازندگان جوان، در اجراهای جشنواره‌های مختلف موسیقی، در کنسرت‌ها و آلبوم‌های موسیقی (البته در حوزه‌ی موسیقی کلاسیک ایرانی) ردپای این دو ویروس را می‌توانیم ببینیم. اشاره به این نکته ضروری است که استفاده از هر ریتمی، به خودی خود نه تنها محل اشکال نیست بلکه صدور هر حکمی مبنی بر اینکه نباید از فلان ریتم استفاده شود، مضحک، بی‌پایه و مطلقاً مردود است؛ آنچه در اینجا می‌خواهم بگویم این است که «نوعِ استفاده» از این دو ریتم، آنگونه که در موسیقی کلاسیک ما مرسوم شده، بار هنری نازلی دارد و هر چه که باشد، «آهنگسازی» محسوب نمی‌شود.
آموزش مدون ساخت ویلن بر اساس علوم و تجربیات (I)

آموزش مدون ساخت ویلن بر اساس علوم و تجربیات (I)

برنامه مدون آموزش ساخت ویلن شامل بررسی و آموزش کلیه مراحل علمی و عملی از جمله تهیه و آماده سازی چوب، ابعاد و رواداری اجزا هر بخش، مراحل ترتیبی ساخت و نگهداری می باشد که براساس استانداردهای جهانی رایج این رشته در سطوح آماتور و تخصصی آموزش داده می شود که مشتمل بر تعداد عنوان فصل و تعداد جزئیات اجزای هر قسمت خواهد بود.
سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (I)

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (I)

دوره ساسانیان دوره‌ی شکوفایی، اعتلا و جهش عظیم موسیقی در ایران بوده است. موسیقی در این عصر نزد پادشاهان مقام والا و به سزایی کسب کرد، توجه و علاقه درباریان و اشراف به موسیقی موجب پرورش و رشد موسیقی گردید، به‌طوری‌که سرودهای مذهبی، ترانه‌های ملی و بومی و ترانه‌ای که از وقایع مهم سرچشمه می‌گرفت برای اولین بار در این دوره سروده و خوانده شد.
تقلای یافتن راهی نو (III)

تقلای یافتن راهی نو (III)

در آلبوم “سخنی نیست” هم‌گاه با این مساله طرفیم. برای مثال، در خود قطعهٔ “سخنی نیست”، بر روی “پشت درهای فرو بسته، شب از دشنه و دشمن پر”، این اتفاق رخ می‌دهد که البته به دلیل خصوصیات فضاسازانه‌اش در تناسب با تصویر شعری و هم چنین حل شدن‌اش در ریتم روانی که پیش از آن جریان داشته، نمی‌توان آن را نقطهٔ ضعف دانست؛ با این حال، این مساله در دیگر قطعات این آلبوم به چشم می‌خورد، به خصوص در قطعهٔ “آنکه مست…” (یا در خارج از این آلبوم، قطعهٔ “بزم تو” و بر روی مصرع “غمِ شب‌های جدایی”) که بر روی غزلی با ابیات هم وزن و قرینه، ایجاد تنوع در شکل ریتمیک جملات با کلام دشوار‌تر است و در نتیجه خطر ایجاد این تنوع‌های تحمیلی بیشتر.
گروه کر شهر تهران با آوای آذری

گروه کر شهر تهران با آوای آذری

نام مهدی قاسمی در پایتخت ایران به عنوان پرکارترین و جدی ترین رهبر کر و همچنین پیگیرترین هنرمند این رشته (چه در تربیت خواننده کر و چه در اجرا) شناخته میشود.
ارسلان کامکار: کار کردن با یک رهبر خسته کننده است

ارسلان کامکار: کار کردن با یک رهبر خسته کننده است

در سال ۵۹ یا۶۰ بود که در دانشکده هنرهای زیبا درس می‌خواندم در آن زمان آقای کامبیز روشن روان برای اجرای قطعه «جمعه خونین» احتیاج به چند نوازنده کمکی داشت؛ به همین خاطر من به همراه چند نوازنده دیگر برای اجرای این قطعه به ارکستر سمفونیک دعوت شدیم، در آن زمان مایستر ارکستر یک نوازنده آمریکایی بود. من از جو ارکستر خوشم آمد و بعد از سه چهار ماه امتحان دادم و در ارکستر ماندگار شدم.
در نکوهش خواننده سالاری

در نکوهش خواننده سالاری

دیرگاهیست دوستان اهل قلم، هر از گاهی از آنچه به بحث علمی شدن موسیقی ایرانی در همه عرصه ها بوده، یاد می کنند و هر از چند گاهی از گوشه و کنار چنین میرسد که بعضا عزیزانی با این مقوله ها سر سازگاری ندارند و آن را آب در هاون کوفتن می انگارند.
سلطانی: اسپکترالیست ها ذهنیت و دیدگاهشان را بر کلیت و تداوم کاربردی استوار می کنند

سلطانی: اسپکترالیست ها ذهنیت و دیدگاهشان را بر کلیت و تداوم کاربردی استوار می کنند

بله، می تواند این گونه هم باشد، اما تکرار در موسیقی مینی مال، مرا به شدت یاد موسیقی دستگاهی ایران و موسیقی باخ می اندازد. تصور من این است که ماهیت و جوهره ی این سه نوع موسیقی، شباهت و اشتراکات فراوانی دارند، در عین حال که ساختارشان را هم نمی توان از درون به هم ریخت. البته روند تکراری و ماهیت ذاتی تکرارِ درون گرای این موسیقی ها، امکان گسترش و خلاقیت ها را هم کم می کند و فکر می کنم بیشترین راه رشد، خلاقیت در مورد این ژانرهای موسیقایی، چگونگی اجرا، رنگ های صوتی و ترکیب هاست، نه فرم، ساختار و جوهره ی خود موسیقی.
نیکل بک ، گروه محبوب راک کانادایی

نیکل بک ، گروه محبوب راک کانادایی

نیکل بک Nickelback یک گروه موسیقی راک، اهل کشور کاناداست که در سال ۱۹۹۵ در آلبرتا Alberta، با حضور Chad Kroeger ، Mike Kroeger و Ryan Vikedal شکل گرفت. آهنگ “How You Remind Me” از سومین آلبوم این گروه که “Silver Side Up” نام داشت، توانست در رده اول محبوب ترین آهنگ های کانادایی قرار گیرد و همزمان آهنگ برتر Billboard Hot 100 ، چارت هفتگی مجله آمریکایی مشهور”بیلبورد” شد.