هالی کول

Holly Cole
Holly Cole
هالی کول، خواننده کانادایی را نمیتوان از جمله هنرمندانی دانست که در دسته خاصی جای میگیرند. آوایی خش دار و اغوا کننده دارد که به طور کنایه آمیزی با طبیعت شوخ و صاف و ساده او در تضاد است و همین خصوصیات به او کمک کرده اند تا بتواند استانداردهای سنتی و کلاسیک پاپ را تغییر دهد. اصول کلی موسیقی هالی کول در جاز ریشه دارد اما او تنها جاز نمیخواند.

هالی کول متولد هالیفاکس Halifax در سال ۱۹۶۳ است و از آنجایی که والدینش هردو موسیقی دانان سبک کلاسیک بودند، از سنین کودکی با موسیقی احاطه شده بود. در سالهای کودکی هالی خود را با موسیقی راک کلاسیک و پاپ سرگرم میکرد و مانند تمام اعضای خانواده اش نواختن پیانو را آموخت و در سال ۱۹۸۱، به آموختن آواز حرفه ای پرداخت. در ۱۶ سالگی به کالج موسیقی برکلی Berkelee College of Music در بوستون Boston رفت.

تابستان سرنوشت ساز و هالی کول تریو
یک تابستان، کول به برادرش که گروه موسیقی کوچکی راه انداخته بودند پیوست و همین چند هفته، آینده او را برایش رقم زد. در این زمان برادر هالی به موسیقی جاز بعد از جنگ بسیار علاقمند شده بود و خواهر کوچک خود را با صدای کسانی چون آنیتا اودی Anita O’Day، بیلی هالیدی Billie Holiday و بتی کارتر Betty Carter آشنا کرد. هالی بلافاصله جذب این موسیقی جادویی شد. موسیقی جاز برای او ترکیبی بود از هنری غنی و غالب و در عین حال بسیار متکی به احساسات عمیق و شخصی. کول دیگر مبنای حرکت خود را پیدا کرده بود.

در ۱۹۸۳، کول برای آغاز کار موسیقی خود، هالیفاکس را به مقصد تورنتو Toronto ترک کرد. او برنامه هایی در صحنه موسیقی خیابان کویین Queen Street تورنتو اجرا کرد و در طی دوسال موفق شد همراه با دیوید پیلچ David Piltch نوازنده بیس و ارون دیویس Aaron Davis نوازنده پیانو، گروه هالی کول تریو Holly Cole Trio را تشکیل دهد. آنها در طی یک سال بعد نوعی جاز گرم و مینی مالیستی را به وجود آوردند و بالاخره هالی کول و گروهش به تکیه گاه اصلی موسیقی جاز تورنتو مبدل شدند توجه کمپانیهای بزرگ جهانی را به خود جلب نمودند.

اولین قرارداد رسمی
تام بری Tom Berry از کمپانی Alert Music بسیار تحت تاثیر شیوه اجرای محکم و هوشیارانه آنها شد و در سال ۱۹۸۹ با آنها قراردادی بست که حاصل آن The holiday Christmas Blues بود و در پاییز همان سال منتشر شد. در سال ۱۹۹۰ آنها اولین آلبوم کامل خود به نام Girl Talk را آماده کردند و هالی کول تریو تقریبا به ستارگان موسیقی کانادا مبدل شدند. دو سال بعد آنها قراردادی با کمپانی Blue Note منهتن منعقد کرده و ترانه Blame It on My Youth را منتشرکردند. این ترانه ۲۰۰,۰۰۰ نسخه در جهان به فروش رفت و حتا در ژاپن هم طرفداران بسیاری پیدا کرد و به فروش ۵۰۰ نسخه در روز دست یافت.

فراخوان نشر موسیقی پتریکور (پروژه‌ی آهنگسازان جوان ١٣٩٩)

نشر موسیقی پتریکور از آهنگسازانِ زیر سی‌و‌پنج سالِ مقیم ایران دعوت می‌کند که آثار خود برای تکنوازی ساز‌های خانواده‌ی فلوت را تا پانزدهم مرداد‌ماه سال ١٣٩٩ به دفتر نشر ارسال نمایند. علاقه‌مندان می‌توانند در دو گروه سنی در این فراخوان شرکت کنند.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (VIII)

بسیاری از خواننده‌هایی که در دوران حیات واروژان با او کار کرده‌اند، وسعت صدای گسترده‌ای دارند؛ اما واروژان بهترین تکه‌ی دامنه‌ی صوتی این خواننده‌ها را برای آهنگ‌هایی که ساخته یا تنظیم کرده استفاده کرد. مثلاً در آهنگ «بوی خوب گندم»، با اینکه خواننده هم می‌توانسته بم‌تر و هم زیر‌تر از گام اصلی آهنگ بخواند، واروژان متناسب با حال‌و‌هوای ترانه و همچنین متناسب با رجیستر بهینه‌ی خواننده، از استفاده از گام بم‌تر در ساخت آهنگ اجتناب کرد؛ کاری که اصلاً تصادفی نیست و هوش و حسابگری فراوان او را در آهنگ‌سازی نشان می‌دهد؛ زیرا راوی داستان ترانه در حالتی انفعالی قرار دارد و برایش مهم نیست چه‌چیزی را به‌علاوه‌ی آن چیز اصلی از دست بدهد.

از روزهای گذشته…

آن شخصیت برازنده و هنرشناس (I)

آن شخصیت برازنده و هنرشناس (I)

دهه آخر عمر را دور از مشاغل اداری و اجراها گذراند و بین جمعی قابل توجه که احترام فراوان برای او قائل بودند و کثرت فاخر یک معلم بزرگ، یک مرجع بی بدیل و یک شخصیت تکرارنشدنی، به جمع بندی علاقه ها و فعالیت های هشت دهه عمر خود پرداخت. فقدان دکتر داریوش صفوت یعنی فقدان منبعی یگانه در موسیقی سنتی ایران که دیگر نظیرش مشاهده نخواهد شد: چرا که شرایط فرهنگ امروز و آینده دیگر مهیا و مساعد برای پرورش چنین مراجعی نیست.
نگاهی کوتاه به هارمونی دوبفسکی (I)

نگاهی کوتاه به هارمونی دوبفسکی (I)

کتاب «هارمونی» نوشته‌ی چهار تن از استادان کنسرواتوار مسکو است. نام و تاریخ مختصر‌ی از فعالیت‌ نویسندگان این کتاب در پیش‌گفتار آمده. هر چهار مولف ‌دارای کرسی استادی بوده و از آن‌ها با عنوان تئوریسین‌ یاد می‌شود. کتاب در فاصله‌ی سال‌های ۱۹۳۷ (چاپ اول) تا ۱۹۸۴ نه بار تجدید چاپ شده، اما از چاپ چهارم (۱۹۵۵) به بعد تغییری نکرده و این کتاب به احتمال زیاد برای مدتی طولانی کتاب درسی رسمی در کنسرواتوار مسکو بوده است.
گریگوریان: حضوری دربرگیرنده (I)

گریگوریان: حضوری دربرگیرنده (I)

گریگوریان گرم است، خوب است و حضورش پرکنده و در برگیرنده است. دربرگیرنده محیط و آدمهای دور و برش، و به همین دلیل در یک رابطه، در یک گفت و شنود، اوست که حاکم است. راطه را خودش رهبری میکند. سئوالها را مطابق میل با حوصله خودش تغییر میدهد و هر چه دلش میخواهد میگوید، اصلا بعضی پرسشها را نشنیده میگیرد و به حرف خودش ادامه میدهد.
درباره کتاب «دُرآهنگ»

درباره کتاب «دُرآهنگ»

کتاب «دُرآهنگ» مجموعه ده آهنگ از آثار استادان ویولون، تار، سه‌تار، نی و قانون است که برای سنتور تنظیم شده است. این کتاب به همراه یک لوح فشرده توسط انتشارات خنیاگر به مدیریت شهاب منا، در سال جاری به بازار موسیقی عرضه شده است. نویسنده این کتاب محمود بامداد از شاگردان آموزش میلاد کیائی است.
گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

-در مورد نخست، موسیقی‌دان کارگر (اگر چه احتمالاً یقه سفید) محسوب شده و همان از خود بیگانگی که برای کارگران تحت سلطه‌ی سرمایه‌داری روی می‌دهد برای آنان نیز متصور است. مناسبات تولیدی موسیقی می‌تواند در پرتو چنین سازوکارهایی توصیف، یا تحلیل شود. در این هنگام «قاسم آفرین» پرسید این چه ارتباطی با مساله‌ی از خودبیگانگی روان‌شناختی دارد؟ مدرس پاسخ داد به نظر نمی‌رسد از دیدگاه مارکسیست‌ها این دو ارتباطی داشته باشند. «سعید یعقوبیان» هم اشاره کرد که علاوه بر مارکسیست‌ها لیبرال‌ها هم مفهوم از خودبیگانگی (البته به معنایی دیگر) را در کارهای نظری خود لحاظ می‌کنند و به نظر می‌رسد همه به نوعی با از خودبیگانگی دست به گریبان‌اند.
زمان آن رسیده است که درکمان از موسیقی کلاسیک را نشان دهیم  (I)

زمان آن رسیده است که درکمان از موسیقی کلاسیک را نشان دهیم (I)

پاییز گذشته باراک اوباما میزبان کنسرت موسیقی کلاسیک در کاخ سفید بود. پیش از شروع، گفت: «حالا، اگر هر کدام از شما شنوندگان خیلی موسیقی کلاسیک را نمی شناسید و نمی دانید چه زمانی باید دست بزنید، نگران نشوید. ریس جمهور کندی هم تقریبا همین مشکل را داشت. او و جکی برنامه های موسیقی کلاسیک زیادی را اینجا برگزار کردند و چندین بار او زمانی که لازم نبود شروع به دست زدن کرد. بنابراین مسوول روابط عمومی اش قرار گذاشت که به رییس جمهور از شکاف در علامت دهد چه زمانی باید دست بزند. حالا، من خوشبختانه میشل را دارم که به من بگوید کی دست بزنم. بقیه شما خودتان می دانید.»
ویژگی های یک سنتور خوب (VI)

ویژگی های یک سنتور خوب (VI)

به طور کلی تا امروز، اینکه بین سازهای بسیار خوب کدام سازها واقعا درجه یک هستند قضاوت بسیار مشکل است تا وقتی که رشته ی “ساز سازی” و “ساز شناسی” به عنوان یک رشته حرفه ای نگریسته و کار نشود و اجماع نظرها اتفاق نیفتد و کیفیت سازها با سطوح مختلف استاندارد نشود ماجرا همین خواهد بود. بنابراین سازی که مثلا استادی قیمت یک میلیون تومان را برای آن تعیین می کند، استاد دیگر بعید نیست آن ساز را یک ساز متوسط تلقی کند و بیش از چهارصد هزار تومان بر روی آن قیمت نگذارد و این بازار آشفته تا به سرو سامان برسد سلیقه افراد همیشه به عنوان موثرترین چاشنی عمل خواهد کرد، به طوری که نتیجه آن کماکان دورتر شدن از مبحث استاندارد خواهد بود چرا که بازه ی سلیقه ی افراد بسیار گسترده و تابع عوامل گوناگون است.
موری پرایا

موری پرایا

موری پرایا (Murray Perahia) یکی از نوازندگان برجسته پیانو در آمریکا و همچنین رهبری مورد تحسین و تمجید می باشد. او آثار متعددی از آهنگسازان برجسته موسیقی کلاسیک را اجرا و ضبط نموده است که یکی از نکاتی که وی را از دیگران متمایز مینماید، شخصیتی است که به قطعات میبخشد. توجه بسیار زیاد به کیفیت صدا و همچنین اجرای قطعات تکنیکال با مهارت زیاد، توجه به بیان هر قطعه با توجه به دوره و ویژگی های خاص قطعات همراه با دینامیک و اجرای تمامی جزئیات نکاتیست که تنها از عهده یک نوازنده حرفه ای بر می آید؛ همچنین پرایا را باید به شایستگی یک پیانیست درجه یک نامید.
گروه کمل (I)

گروه کمل (I)

گروه کمل (Camel)، از جمله گروههای بسیار خوب موسیقی راک پیشرو یا progressive rock بریتانیاست که علی رغم هواداران و پیروان فراوان نتوانست به شهرت و محبوبیت هم دوره های خود از جمله آلن پارسونز پراجکت (the Alan Parsons Project) دست یابد. گروه کمل در طی دوران فعالیت خود دچار تغییرات متعددی شدند اما در تمام این تغییرات، اندرو لاتیمر (Andrew Latimer) همچنان رهبر گروه باقی ماند.
اپرای راخمانینف

اپرای راخمانینف

حتما راجع به بیوگرافی سرگئی راخمانینف در روزنامه ها و سایتها و مجلات مطالب زیادی خوانده اید ولی در مورد اپراهای این موسیقیدان بزرگ، کمتر گفته شده است.