زمان آن رسیده است که درکمان از موسیقی کلاسیک را نشان دهیم (II)

موتزات برای جمعیت اجرا می کرد
کنسرت های موسیقی قرن هجدهم به طور کلی با کنسرت های امروزی تفاوت داشت. مدارک معتبری از نامه موتزارت به پدرش بعد از اولین اجرای سمفونی «پاریس» خود، به دست آمده است: «درست در وسط اولین آلگرو پاساژی وجود داشت که می دانستم جذاب خواهد بود و می دانستم همه شنوندگان از خود بی خود می شوند… از آنجا که از زمان نوشتن این پاساژ می دانستم، چه تاثیری بر شنوندگان می گذارد، این را یک بار دیگر در آخر موومان آوردم و مطمئن بودم در آخر فریادهای da capo’ (شروع مجدد از اول) بلند خواهد شد.»

این طرز تفکر با چیزی که امروز در کلوب های جاز می بینیم هم راستاست، جایی که مردم بعد از هر اجرای سولو (تک نوازی) هم مانند اتمام هر قطعه، دست می زنند.

در عصر رومانتیک، آهنگسازان این ایده را که موسیقی تفریحی خشن و خشک است را نپذیرفتند. شومان در قالب رفیقش، فلورستان، نوشت: «سال ها من در فکر برگزاری کنسرت هایی برای کر و لال ها بودم به این ترتیب احتمالا از آنها یاد می گرفتم که خود چگونه در سالن کنسرت رفتار کنم.»

مندلسون سمفونی «اسکاتی» اش را برای اجتناب از «وقفه های معمول طولانی مدت»، بدون مکث بین موومان ها اجرا نمود.

واگنر نقش محوری، هر چند غیر عمدی، در تغییر رفتار شنونده داشت. در اولین شب اجرای پارسیفال در ۱۸۸۲، او در خواست کرد که بعد از صحنه دوم هیچ پرده ای پایین نیاید تا «تحریفی در برداشت» شنوندگان ایجاد نشود. اما شنوندگان این را درست متوجه نشدند و فکر کردند اصلا نباید تشویق کنند، و همگی با سکوت به استقبال صحنه آخر رفتند.

واگنر پیش خود گفت:«آیا شنوندگان از این آهنگ خوششان آمد یا خیر؟» دو هفته بعد او در سالن برای اجرای یکی دیگر از اپراهای خود حاضر شد. زمانی که تمام شد او فریاد زد: آفرین! و دیگران به او گفتند ساکت شود. آنجا بود که فهمید، طرفداران واگنر آثار او را جدی تر از خودش می گرفتند!

در دهه های اول قرن بیستم، هنوز دست زدن در وسط سمفونی ها رایج بود. زمانی که اولین سمفونی الگار برای اولین بار در لندن اجرا شد، شنوندگان آهنگساز را بعد از اولین موومان با تشویق های بی امان صدا کردند. البته در حدود سال های ۱۹۰۰ تعدادی از آهنگسازان و منتقدان موسیقی آلمانی در حال اعتلای کد سکوت بودند.

هرمان آبندروت در میان پیشگامان بود: در لوبک، جایی که از ۱۹۰۵ تا ۱۹۱۱ به اجرای کنسرت پرداخت به شنوندگان گفت که بین موومان ها دست نزنند. از دهه ۲۰ قرن بیستم، بسیاری از رهبران ارکستر بزرگ در مورد افراط در تشویق بحث کردند. در آغاز بسیاری از شنوندگان اعتنایی به این فرمان نکردند و آن را نشانی از خودبزرگ بینی استادان بزرگ موسیقی به شمار آوردند.

اولین داون، منتقد اصلی نیویورک تایمز، به قوانین دهه های ۳۰ و ۴۰ اعتراض گسترده ای کرد. او در اعتراضات خود، کوسویتسکی را مثال زد که به طور زننده ای با شنوندگانش رفتار کرد زمانی که آنها بعد از موومان سوم دست زدند: «چقدر شما ضد موسیقی هستید. اشرافیان دور از فرهنگ! »

امروزه این مساله بسیار رایج شده است اما در بعضی موارد به نظر می رسد قوانین با موسیقی در تضادند. من نمی خواهم بین موومان های کوارتت «آخر الزمان» ایور مسیان دست بزنم. چون در آنجا اثر ناخوشایندی دارد.

امانوئل اکس، پیانیستی که اصلا حرکات نمایشی ندارد، در وب سایت خود شکایت می کند: «من همیشه کمی دلگیر می شوم زمانی که اولین موومان کنسرتوهایی را می شنوم که باید پر از احساس، هیجان، صبر و نشان دادن مهارت باشد (مانند کنسرتو های برامس و بتهوون) و بعد صدای خش خش لباس را یا چند سرفه به نشانه تاکید را می شنوید، این برگه های موسیقی نیرویی دارند که هیجان زیاد شنوندگان را طلب می کنند. این صدای مردمی است که در چند لحظه غافلگیر شده اند.»

بدتر از همه، سعی در ساکت کردن کسانی است که دست می زنند. معمولا کسانی که در جای «غلط» دست می زنند، افرادی هستند که زیاد کنسرت نمی آیند. شاید این اولین بار حضور آنها باشد. اگر به آنها بگویند ساکت باشید، ممکن است دیگر هیچ وقت کنسرت نروند.

خود هیس کردن یک صداست. من اغلب از آن طرف سالن، صدای می شنوم: «هیسسسسسسسس» اما صدای دیگری به گوشم نمی خورد! در حقیقت این ایرادگیران سخت گیر، خود صداهای بیشتر و غیرقابل تحمل تری ایجاد می کنند از کسانی که با پیروی از هیجاناتشان تشویق کردند.

منبع: گاردین
روزنامه بهار

4 دیدگاه

  • yek daneshjoye mosighi
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۹ در ۵:۰۳ ب.ظ

    salam ba arze mazerat mmidonam jaye in matlab inja nist vali mikhastam nokati ro matrah konam.alan toye paris taghriban har sharesh hodode 100 ta 250 konservatoare mosighi vojod dare ama toye kole iran 4 ta vojod dare ke 2 ta az on ha rasman tatilan mimone ye honarestan dokhtaran va ye honarestane pesaran khob ma chera konservatoaramono bishtar nakonim chera az kharej moalemaye sazo bayarim ke be bache hamon tadris konan chera salone ejraye mosighi nasa zim chera az pish kesvatan baraye riasate an davat nakonim chera khodemono be mosighi roze donya nazdik nakonim in hame pol sarfe kar haye bi hode mishe chera salane 5 ta 6 konkore motabare mosighi be esme ahang sazane motabare keshvaremon nadashte bashim chera va cherahaye digar!!!!!!!!!!!!!!!

  • yek daneshjoye mosighi
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۹ در ۵:۰۴ ب.ظ

    aya alan hameshiz monaseb ast?aya ma azinke dar iran tahsile mosighi mikonim razi hastim?

  • ونوس
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۹ در ۶:۱۱ ب.ظ

    خطاب به دانشجوی موسیقی:
    درکتان می کنم، شما تنها نیستید! همه ما که در رشته هاییی چون حسابداری، نرم افزار و مدیریت و … تحصیل می کنیم از اینکه در وطنمان اوضاع این قدر تاسف بار است رنج می بریم و تنها کلمه ای که می تواند دردمان را تسکین دهد این است که: «به امید آنکه خود ما آینده ای درخشان بسازیم و فرزندانمان و نسل های آینده را هدایت و حمایت کنیم!»
    و هیچ یک از ما از اینکه در این جو تحصیل می کنیم راضی نیستیم و تنها از کلمه امید استفاده می کنیم!!!
    چه بسا، نمی دانم اگر این کلمه نبود بر سرمان چه می آمد.

  • فرزان
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۹ در ۹:۰۱ ب.ظ

    سلام بر تو ای دانشجوی موسیقی،شما فکر می کنی که کی از زندگی در ایران راضیه به جز یه عده…،من می خواستم موسیقی بخونم ولی پشیمون شدم که وقتم رو در دانشگاه های ایران حروم(به معنای واقعی)کنم.
    از خانم نقره چی هم نهایت سپاس رو دارم ولی به نظر من دست زدن در بین موومان ها باعث از بین رفتن تمرکز نوازندگان و مخصوصا رهبر و سلیست می شود،در مقاله ی قبلی هم گفتم که موسیقی کلاسیک با موسیقی قهوه خانه یه کم تفاوت دارد.با سپاس.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی به کتاب «موسیقی ایرانی»شناسی (II)

پیش از انتشار این کتاب، استادانی بودند که موسیقی ایرانی را اول با گوشه‌های مدال ردیف درس می‌دادند؛ کسی که مجدانه در این زمینه تا امروز فعال بوده، حسین عمومی نوازنده و مدرس موسیقی دستگاهی است. عمومی در کلاس‌هایش قبل از آموزش کل ردیف، درسی به نام «پیش‌ردیف» را تدریس می‌کند که در زمانی حدود ۲۰ دقیقه، کل گوشه‌های مدال ردیف را پشت هم می‌خواند. (۵)

فراخوان سیزدهمین جشنوارۀ ملی موسیقی جوان منتشر شد

در بخش «موسیقی دستگاهی ایرانی تار، تنبک، دف، سنتور، سه‌تار، عود، قانون، کمانچه، نی؛ در بخش «موسیقی کلاسیک» نوازندگان سازهای ابوا، پیانو، ترومبون، ترومپت، فلوت، کلارینت، کنترباس، گیتار، ویلن، ویلنسل، ویولا، هورن؛ و در بخش «موسیقی نواحی ایران» خوانندگان و نوازندگان سازهای زهی، بادی و کوبه‌ای از مناطق مختلف کشور به رقابت خواهند پرداخت.

از روزهای گذشته…

گفتگو با هوشنگ ظریف (III)

گفتگو با هوشنگ ظریف (III)

من در دوره‌ی هنرستان، در کنار تار، دو سال هم پیش استاد حسین تهرانی تنبک یادگرفتم. بعد زمان آقای دهلوی ایشان گفتند تنبک متد ندارد برو و آقای تهرانی را بیاور و درس‌های ایشان را ثبت کن تا متدی تهیه کنیم. هفته‌ای یک روز آقای تهرانی را که منزل‌شان هفت‌حوض بود می‌رفتم و با ماشین برشان می‌داشتم می‌بردم هنرستان. ایشان از اول شروع کردند و با دید آموزشی، درس‌ها را زدند و من نوت کردم. آن سالها دستم روی تنبک هم خیلی روان بود. حتی دوستان و فامیل دور هم که جمع می‌شدند خیلی وقتها جای تار به من می‌گفتند تنبک بزنم. تنبک را هم مثل چپ دست‌ها می‌زنم. چون پا و دست چپم قوی‌تر هستند و از اول آنطور عادت کرده بودم. خیلی از گلهایی که در جام جهانی زده‌ام هم با پای چپم زده‌ام (خنده).
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (III)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (III)

فرمودید: «هیچکدام از نظر فیزیک صوت صدای کاملی ندارد…. هیچ ساز اصیل ایرانی صدا دهی درستی ندارد و از نظر شفافیت با ویلن قابل قیاس نیست» باید دقیقتر صحبت کنیم تا بتوانیم پاسخی به این پرسش بدهیم که: صدای کامل را چه صدایی می دانیم، این شفافیتی که از آن یاد می کنید تا با مختصات علم آکوستیک مشخص نشود نمی توان در مورد آن نظر داد، مثالی میزنم: صدای فلاژوله ویولون را فرض بگیرید روی نغمه می ۶، این صدا نسبت به صدای می ۶ وقتی به صورت فلاژوله زده می شود (اصطلاحا) شفافیت بیشتری دارد ولی صدای سوت مانند فلاژوله آیا فقط به خاطر شفافیت، کیفیت صوت طبیعی ویولون را دارد؟ خود شما تجربه نوازندگی با ویولون های حرفه ای را دارید، وقتی یک ویولون را چک می کنید، بیشتر نغمه های طبیعی را چک می کنید یا فلاژوله؟ مطمئنا نغمه های طبیعی را چک می کنید چون نغمه های فلاژوله در سازهای مختلف تقریبا یک کیفیت دارند، مگر اینکه ساز در حد فاحشی مشکل کیفی داشته باشد. پس شفافیت تا تعریف علمی نشود قابل بحث نیست.
حراج مجموعهء هنری روستروپوویچ در لندن

حراج مجموعهء هنری روستروپوویچ در لندن

چند ماه پیش خبر درگذشت روستروپوویج، ویلنسل‌نواز نواز معروف روس و برنامه‌های یادبود وی خبرساز بود و حالا حراج مجموعهء هنری‌اش. این مجموعه که دربرگیرندهء نقاشی‌ها، مبل‌های قدیمی و آثار هنرهای تزینی متعلق به روستروپوویچ و همسرش است، در روز نوزدهم سپتامبر امسال به حراج گذاشته می‌شود.
عصیان ِ کلیدر (V)

عصیان ِ کلیدر (V)

اما روزبه تابنده در نگاهی متعادل در نگاه به کلیدر بیان میکند:« قضاوت در مورد آثار خاص موسیقی کمی مشکل است چون همیشه ممکن است نظر ما با سلیقه و دیدگاه آهنگساز در تضاد قرار بگیرد. اظهار نظر در مورد کلیدر هم به همین دلیل ساده نیست. چون آهنگ ساز این اثر یک آهنگساز عادی نیست. کسی است که موسیقی ایران را به خوبی میشناسد و دانش آهنگ سازی وسیعی هم دارد اما هرگز به دنبال جذب مخاطب نبوده. شاید به همین دلیل هم امروز هیچ فرد عامی نام درویشی را نشنیده. اثری که در این کنسرت اجرا شد چندان قابل نقد به لحاظ آهنگسازی نیست. چون نظر ما تحت تاثیر اجرای بد ارکستر قرار می گیرد. برای تحلیل یک اثر موسیقی حتما لازم است که چندین اجرای خوب از آن با هم مقایسه بشوند تا از خلال آنها بتوان راجع به روح اثر قضاوت کرد. بنابراین چون من یک بار بیشتر این کار را نشنیدم و اون بار هم از قضا اجرای خوبی نبود اجازه بدهید که راجع به این قطعه اظهار نظر نکنم تا زمانی که یکی دو اجرای خوب از آن را بشنوم»
نگاهی به اپرای مولوی (XI)

نگاهی به اپرای مولوی (XI)

ارکستر با پیتزیکاتو های ظریف زهی ها و همراهی هورن،‌ در تقابل با تامبورین یک قطعه کوتاه دوضربی را به اجرا می گذارند، شمس می خواند: « مخزن انا فتحنا برگشا، سر جان مصطفی را بازگو، مستجاب آمد دعای عاشقان، ای دعاگو آن دعا را بازگو» در پاسخ مولانا با همراهی دف، رقص کنان از عاشقی می گوید: «چون دهانم خورد از حلوای او، چشم روشن گشتم و بینای او. پا نهم گستاخ چون خانه روم، پا نلرزانم نه کورانه روم» پس از این گفته مولوی از هوش می رود…
لیدی بلانت و مسیح (V)

لیدی بلانت و مسیح (V)

در نمونه ویلن مسیح نیمه پائینی دریچه در محدوده ای با تراکم کمتر در چوب واقع شده است در صورتی که کاملا در جهت عکس در نمونه لیدی بلانت نیمه پائینی دریچه ها در محدوده متراکم تری در حیطه عرضی چوب قرار گرفته است که این موضوع خود نیز به تنهایی از جهات مختلفی قابل بررسی است که ما به بخش مختصری دراین میان اشاره نمودیم.
آرشین مال آلان

آرشین مال آلان

“آرشین مال آلان” از جمله جذاب ترین داستان های فرهنگ آذربایجانی است که در سال ۱۹۱۰ میلادی توسط اوزیر حاج بایف (Uzeyir Hajibeyov) موسیقیدان شهیر آذری بصورت اپرای کوچک (Operetta) تهیه شد. این اپرا آنقدر مورد توجه علاقمندان به فرهنگ و هنر آذربایجان قرار گرفت که امروزه نیز به مناسبت های مختلف کماکان شاهد اجراهای مختلف از آن هستیم.
یهودی منوهین

یهودی منوهین

۲۲ آوریل ۱۹۱۶ در نیوجرسی آمریکا بدنیا آمد و البته همانند اغلب نابغه ها در یک خانوادهء فقیر، گویی خداوند همه چیز را به همه کس نمی دهد. خانواده او از مهاجران روس بودند، که در زمان کودکی او به کالیفرنیا مهاجرت می کنند.
منتشری: ایران را دوست دارم و می خواهم اینجا باشم

منتشری: ایران را دوست دارم و می خواهم اینجا باشم

این کار را ما در سال ۷۲ انجام دادیم و بعد همان اثر را با نام “شور آفرین” روانه بازار کردیم. در واقع تولد دوباره من در سال ۷۱-۷۲ شروع شد و در سال ۷۳ من از بانک بازنشسته شدم. از طریق آقای مهدی کلهر – رئیس موسیقی رادیو – در سال ۷۳ مجددا دعوت به کار شدم. ایشان گفت که ۳ سال است به دنبال شما هستیم که گفتم من ایران هستم و پاسخ ایشان این بود که از هر کسی سوال میکنم می گویند که آمریکاست و بعد از چند نفر از دوستان اسم برد که گفتم که من آنجا را دوست ندارم، من ایرانی‌ام و ایران را دوست دارم و می خواهم اینجا باشم.
فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (IV)

فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (IV)

از سوی دیگر تئودورگولنر یک آواز مذهبی (Benedicamus Domino) از اواخر قرن ۱۴ را نشان می دهد که در آن زمان هنوز با یک صدای واخوان شروع شده و خاتمه میابد. (۷) در مورد اورگانوم های لِه اونینوس، هم در یک گزارش تاریخی، اشاره ای به “burdo” شده است. همچنین در آوازهای مذهبی “cantus firmi” موسیقی آنچنان تنظیم شده است که هجاهای واژه “apti sunt” کاملاً برای اجرای نت های کشیده صدای واخوان مناسب می نمایند و بالاخره باید در نظر داشت که ملودیهای معروف مانند: “Haec dies, Benedicams Domino” از گردش صداهای فرعی دور و بر صدای اصلی ساخته شده اند و شباهت به آهنگ هائی دارند که مدتها پیش توسط اریش فون هورن بوستل در فرهنگ های مختلف از جمله در شرق دریای مدیترانه شناسایی شده اند و عملاً نوعی تزئین یک صدای واخون هستند. (۸)