گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

زمان آن رسیده است که درکمان از موسیقی کلاسیک را نشان دهیم (I)

دست بزنم؟ نه؟!

پاییز گذشته باراک اوباما میزبان کنسرت موسیقی کلاسیک در کاخ سفید بود. پیش از شروع، گفت: «حالا، اگر هر کدام از شما شنوندگان خیلی موسیقی کلاسیک را نمی شناسید و نمی دانید چه زمانی باید دست بزنید، نگران نشوید. ریس جمهور کندی هم تقریبا همین مشکل را داشت. او و جکی برنامه های موسیقی کلاسیک زیادی را اینجا برگزار کردند و چندین بار او زمانی که لازم نبود شروع به دست زدن کرد. بنابراین مسوول روابط عمومی اش قرار گذاشت که به رییس جمهور از شکاف در علامت دهد چه زمانی باید دست بزند. حالا، من خوشبختانه میشل را دارم که به من بگوید کی دست بزنم. بقیه شما خودتان می دانید.»

اوباما با شوخی به قانون «دست نزنید» اشاره می کند که شنوندگان را از تشویق کردن پیش از اتمام همه موومان های اثر منع می نماید. هیچ یک از جنبه های آیینی کنسرت های عصر مدرن تا این حد سردر گم کننده نیستند. مشکل این نیست که این قانون چنان پیچیده است که استادان زبردست هم نمی توانند متوجه آن شوند، مشکل اینجاست که رسوم و نفس موسیقی گاهی متضاد هم عمل می کنند.

کدهای صوتی موومان اول «امپراطور» و موومان سوم «پاتتیک» از شنوندگان تشویق می خواهد، حتی از آنها خواهش می کند. کلمه “applause” (تشویق کردن) از plaudit آمده است که در انتهای کمدی های رم باستان نوشته می شد.

اگر رییس جمهور در جای «نادرست» دست بزند، او به طور حسی از اصل خود، پیروی کرده است. همین مساله دلیل نگرانی افراد نا آشنا از غلط دست زدن را نشان می دهد. ترس از دست زدن نا به جا تا حدی برای عده ای از مردم نگران کننده بوده است که آنها را از کنسرت رفتن برحذر داشته است؛ البته ممکن است این تنها یک بهانه باشد! کودکان هم در مورد دست زدن مشکل دارند. بسیاری از آنها از تمریناتی تنفر دارند که با دست زدن همراهند.

کاتالوگ های کنسرت ها هم در بعضی از موارد علاوه بر نوشتن نام قطعات، قوانین کنسرت را هم مانند فرامین الهی نوشته اند که غیر قابل تغییر هستند؛ از جمله آنها: « نباید بین موومان های سمفونی دست بزنید.» و تنها در زمان های خاص می توان دست زد: «دست زدن در زمان مناسب تنها پاسخ شنیداری قابل قبول برای نوازندگان در کنسرت است.»

ماهیت پیام نهفته در این قوانین، چیزی با این مضمون است: «اشتیاق خود را کنترل کنید. خیلی هیجان زده نشوید.» با این اوصاف، باز هم باید تعجب کنیم از اینکه مردم امروزه به اندازه گذشته از موسیقی کلاسیک هیجان زده نمی شوند؟

مساله «قوانین» تنها بخشی از معمای لاینحل اجتماعی است که موسیقی کلاسیک در عصر حاضر خود را با آن رو در رو می بیند. اما من تعجب می کنم از اصطلاح طولانی «قانون دست نزدن» به اندازه دیگر عجایب کنسرت ها: چیزهایی که به طور سربسته پذیرفته شده اند مثل پوشیدن کت شلوار و فراک، نور سالن های کنسرت و…
حتی شکل کنسرت ها ی کلاسیک هم باید عوض شود.

قصد ندارم این تغییرات را به تفضیل بیان کنم. به نظر من یکی از سنت های محدود کننده موسیقی کلاسیک وابسته بودن آن به نت مکتوب است، همیشه فرض می شود، باید تمام آثار بزرگ موسیقی مانند هم باشند و بتوانند از روی سه پایه هایی با شکل یکسان اجرا شوند.

چیزی که من بیشتر دوست دارم ببینم اجراهای انعطاف پذیرتر است، در این صورت ماهیت کار وارد ذات و جوهر اجرا کنندگان می شود و حتی بر جواب های مخاطبان اثر می گذارد.

هستی نقره چی

هستی نقره چی

دیدگاه ها ۷

  • دست نزدن در بین موومانهای آهنگ در حقیقت از چیزهایی بود که قرن ۲۰ با تاثیر کسانی چون مالر و توسکانینی وارد فرهنگ موسیقایی شد.
    ولی این حرف شما که موسیقی کلاسیک انعطاف پذیر باشد تعریف آنرا زیر سوال میبرد
    موسیقی کلاسیک در حقیقت موسیقی دقیق است.
    شما با این حرفتون دارین ماهیت اونو زیر سوال میبرین!!

  • سلام!
    من برای کارم روی ارتباط موسیقی با رنگ و تصویر، تناظر میان سازهای موسیقی و رنگهای مختلف و فضای حسی و عاطفی ساهای مختلف مطالعه می کنم. در این زمینه چه منابعی را پیشنهاد می نمایید؟

  • بازگشت هستی عزیز به مجله بعد از نزدیک دوسال مبارک است. جای نوشته‌های خوبش خالی بود.

    من اعتفاد دارم کلاسیک که می‌خوانند موسیقی را، همه چیزش کلاسیک است، قاعده دارد (قانون نه)، آداب دارد. اگر نه که رهبر می‌تواند مثلا قبل از نوازندگان به صحنه رود، با ویولن اول دست ندهد، ویولنسل اول کنسرت مایستر باشد و قبل از ورود رهبر به جای چوبیها از برنجیها بخواهد لا بدهند تا بقیه کوک کنند، و خیلی آداب دیگر که لااقل من به اندازه اصل اجرای موسیقی دوست دارم و مایلم در کنسرت ببینم.

    دست زدن و نزدن هم قصه عجیبی نیست. من هرگز نمی‌توانم در آخر موومان سوم سنفونی ششم چایکوفسکی دست نزنم. چندان هم بی‌اطلاع نیستم از آداب کنسرت. همه می‌زنند… مگر می‌توان فنری که ده دقیقه بسته شده در این موومان جلوی باز شدنش را گرفت. آخر موومان چهارم که اصلا دست زدن نمی‌طلبد! برامل تاوی، رهبر ارکستر سنفونیک ونکوور می‌گوید دست زدن حاضران بین موومانها آزارش نمی‌دهد، برعکس شاد می‌شود که در سالن تعدادی تازه کنسرت رو حضور دارند.

    یادم آمد که در برنامه‌های ارکستر سنفونیک تهران، جز برنامه‌های ماتینه، کسی را بی کراوات راه نمی‌دادند، کسی هم اعتراضی نداشت. جوان‌ترهای با شور و شر جوانی در سر، به تاتر شهر می‌رفتند و برنامه ارکستر مجلسی رادیو تلویزیون را با لباس آزاد می‌دیدند.

    آداب بر هر کاری ناظراست، به راه خود می‌رود، در صورت لزوم هم به وقت خود تعدیل یا تغییر می‌پذیرد به راحتی، چرا که با قانون فرق دارد. اگر این دو کلمه را هم اضافه نکنم خفقان خواهم گرفت: به باور من این اظهار نظر پرزیدنت اوباما از حرافیهای بی‌نمک ایشان است در غیر ماوضع له.

  • بازگشت «هستی نقره چی» از همکاران گفتگوی هارمونیک پس از دیرگاهی غیبت، خجسته. امیدواریم بیش از غیبت طولانی اش بپاید.

  • به نظرمن دست زدن در آخر آخرین موومان کاملا صحیح است آخه قهوه خونه که نیست هرکسی هرجا که دلش می خواد دست بزنه.واقعا باعث تاسفه که یک پرزیدنت(یا پرزیدنت ها)در قرن۲۱ ندونند که کجا باید دست بزنند و منتظر علامت دیگران باشند پس شماها چی گوش میدید؟
    MARLIN MANSON?

  • این دست زدن البته در کنسرت های موسیقی ایرانی هم وجود داره تا آنجا که استاد پایور قبل از اجرای کنسرت در برلین از شرکت کندگان درخواست کردند که وس اجرا دست نزنند.

بیشتر بحث شده است