میکلوش روژا

1933, Miklos Rozsa
1933, Miklos Rozsa
میکلوش روژا، آهنگساز مجار، شهرت خود را بیش از هرچیز به موسیقی متن فیلم های هالیوود و انگلیسی مدیون است. او همچنین سازنده قطعات بسیاری از موسیقی های مجلسی، کنسرتو و قطعات ارکسترال برای اجرا در سالنهای موسیقی است.

موسیقی روژا به سبک پست – رومانتیکی است که تحت تاثیر بسیار ملودیهای فولکلور کشورش – مجارستان – و تاثیرات جزئی از دو غول موسیقی قرن بیستم مجارستان، بلا بارتوک (Béla Bartók) و زولتان کودای (Zoltan Kodaly) است.

روژا (روشا) فرزند یک خانواده ثروتمند اهل بوداپست بود. پدرش کارخانه دار و ملاک و مادرش زنی هنرمند و عاشق موسیقی بود. او در طی تابستانهایی که در املاک پدرش میگذراند با طبقه دهقان و رعایای روستاهای اطراف آشنا شد، تا جایی که میتوانست موسیقی فولکلوریک آنها را به خاطر بسپارد. میکلوش کوچک در سن ۵ سالگی نواختن ویولون را آغاز کرد و بعد به آموختن ویولا و پیانو پرداخت. در سن هفت سالگی برای اولین بار به روی صحنه رفت و برای عموم به نواختن پرداخت.

او در دوران دبیرستان عضو مهم انجمن فرانتس لیست (Franz Liszt)، پیانیست و آهنگساز با استعداد مجار بود اما به خاطر ایراد دو سخنرانی در دفاع از بارتوک و کودای – که در آن زمان مدرنیستهای بسیار جنجالی به شمار می آمدند – به عنوان دانش آموزی شورشی شناخته میشد.

تحصیل در رشته شیمی
در سال ۱۹۲۵ او به خاطر دلخوشی پدرش، در رشته شیمی دانشگاه لایپزیک ثبت نام کرد اما پس از اتمام سال اول، تغییر رشته داد و به تحصیل موسیقی پرداخت. استادان او در این زمان هرمن گربنر (Herman Grabner) و کارل اشتراوب (Karl Straube) بودند. او در سالهای تحصیل اولین اثر رسمی خود را تحریر کرد که یک تریو- سرناد برای سازهای زهی بود، این اثر و یک پیانو کوینتت استادش اشتراوب را چنان تحت تاثیر قرار داد که آنرا به انتشارات بریت کوف و هارتل (Breitkopf & Hartel) معرفی کرد و آنها این اثر را همراه با یک تریو- سرناد منتشر کردند.

روژا پس از فارغ التحصیلی در ۱۹۲۹ به عنوان دستیار برای گربنر کار میکرد و سپس در ۱۹۳۱ به پاریس نقل مکان کرد. سرناد روزا در بوداپست تحت رهبری ارنست فون دونانی (Ernst von Dohnanyi) اجرا شد. جالب آنکه ریچارد اشتراوس (Richard Strauss) آهنگساز آلمانی با شنیدن این اثر روژا را به شدت تشویق کرد تا به آهنگسازی ادامه دهد.

دهه ۳۰ و موسیقی متن فیلم
روژا در اواسط دهه ۳۰، زمانی که دوستش آرتور هونگر (Arthur Honneger) موسیقی متن یک فیلم را ساخت، این شاخه از آهنگسازی را کشف کرد. با دیدن نتیجه چشمگیر کار هونگر، روژا به مطالعه فیلمها و نقش موسیقی در قدرت بخشیدن به آنها پرداخت. در ۱۹۳۷، از او دعوت شد تا موسیقی فیلم جاسوسی-عشقی (Knight Without Armour) را بسازد. این فیلم که مارلین دیتریش (Marlene Dietrich) ستاره آن بود، یک موفقیت بین المللی بود و مدت کوتاهی پس از پخش آن، از روژا دعوت شد تا به گروه تولید کمپانی London Films بپیوندد. این کمپانی که توسط فیلمساز مجار آلکساندر کوردا (Alexander Korda) به وجود آمده بود، در طی سه سال آثار کلاسیکی چون چهار پر و دزد بغداد را تولید کرد.

فراخوان نشر موسیقی پتریکور (پروژه‌ی آهنگسازان جوان ١٣٩٩)

نشر موسیقی پتریکور از آهنگسازانِ زیر سی‌و‌پنج سالِ مقیم ایران دعوت می‌کند که آثار خود برای تکنوازی ساز‌های خانواده‌ی فلوت را تا پانزدهم مرداد‌ماه سال ١٣٩٩ به دفتر نشر ارسال نمایند. علاقه‌مندان می‌توانند در دو گروه سنی در این فراخوان شرکت کنند.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (VIII)

بسیاری از خواننده‌هایی که در دوران حیات واروژان با او کار کرده‌اند، وسعت صدای گسترده‌ای دارند؛ اما واروژان بهترین تکه‌ی دامنه‌ی صوتی این خواننده‌ها را برای آهنگ‌هایی که ساخته یا تنظیم کرده استفاده کرد. مثلاً در آهنگ «بوی خوب گندم»، با اینکه خواننده هم می‌توانسته بم‌تر و هم زیر‌تر از گام اصلی آهنگ بخواند، واروژان متناسب با حال‌و‌هوای ترانه و همچنین متناسب با رجیستر بهینه‌ی خواننده، از استفاده از گام بم‌تر در ساخت آهنگ اجتناب کرد؛ کاری که اصلاً تصادفی نیست و هوش و حسابگری فراوان او را در آهنگ‌سازی نشان می‌دهد؛ زیرا راوی داستان ترانه در حالتی انفعالی قرار دارد و برایش مهم نیست چه‌چیزی را به‌علاوه‌ی آن چیز اصلی از دست بدهد.

از روزهای گذشته…

توماس آلبینونی آهنگساز ونیزی

توماس آلبینونی آهنگساز ونیزی

توماس آلبینونی (Tomaso Albinoni) در سال ۱۶۷۱ در ونیز متولد شد. او فرزند کوچک خانواده ثروتمندی بود، پدرش تاجر و ملاک بود و برخلاف نظر خانواده ترجیح داد تا در زندگی به موسیقی بپردازه تا تجارت و بازرگانی. او موسیقی را از سن ۹ سالگی با ساز ویلن و آواز آغاز کرد و به دلیل وضعیت خوب مالی که داشت برخلاف اغلب موسیقیدانان نیازی به کار کردن برای امرار معاش نداشت و این نقطه قوتی برای او بود چون می توانست روی موسیقی تمرکز بیش از حد داشته باشد.
مایکل آنجلو، نوازنده سریع گیتار الکتریک

مایکل آنجلو، نوازنده سریع گیتار الکتریک

مایکل آنجلو یکی از مشهور ترین گیتاریست های جهان است؛ مجله Guitar One Magazine وی را سریعترین گیتاریست تمامی دوران نوازندگی نامید. اعجوبه ای که مهارت و تکنیکش امریست غیر قابل تصور. نوازنده ای که هم با دست راست میتواند بنوازند و همان کار را نیز با دست چپ انجام دهد استفاده از گیتار موازی (دارای ۴ دسته) و اجرای آن بنظر امری نمایشی بیاید اما وی این ایده را با مهارت اعجاب انگیزش به امری عملی و قابل اجرا مبدل نمود.
ریچارد واگنر، خداوندگار اپرا (III)

ریچارد واگنر، خداوندگار اپرا (III)

همسر دوم واگنر کوزیما بعدها نوشته است: “زمانی که نسل آینده به دنبال نیرویی عظیم در این اثر ناب بگردند، ممکن است قادر باشند، اشکها و خون دلهای آهنگساز را به لبخندهایی تبدیل سازند”. در سال ۱۸۶۲ واگنر به طور رسمی از مینا جدا شد، اگرچه تا مرگ مینا در سال ۱۸۶۶ به حمایت مالی او ادامه داد. بین سالهای ۱۸۶۱ و ۱۸۶۴ واگنر سعی کرد اپرای “تریستان و ایزولده” را در وین اجرا کند.
هنر خیابانی، موسیقی (I)

هنر خیابانی، موسیقی (I)

در واژه نامه‌ها به نوعی از خلق هنر که در مقابل آثار هنری رسمیِ موزه، کلیسا و گالری‌ها سربرآورده‌اند، “هنر خیابانی” گفته شده است. هنری که در مکان‌های عمومی، توسط هنرمندانی به‌وجود می‌آید که خیابان را برای خلق انتخاب می‌کنند: تاتر خیابانی، نقاشی خیابانی، موسیقی خیابانی و…
ششمین سال فعالیت ارکستر هنگام

ششمین سال فعالیت ارکستر هنگام

کنسرت ارکستر هنگام، در ششمین سال فعالیت حرفه ای این گروه، ۸ و ۹ آبان ماه ۸۷ در تالار حافظ شیراز برگزار می شود. ارکستر ملی هنگام، از جمله معدود ارکستر های غیر دولتی ثابت کشور است که از سال ۱۳۸۱ تا کنون به طور پیوسته در شهر شیراز به فعالیت پرداخته است. این ارکستر در سال ۱۳۸۱ در دانشگاه علوم پزشکی شیراز تشکیل و پس از یک سال از دانشگاه جدا شد و به طور مستقل به فعالیت خود ادامه داد.
چارلز نیدیش، نوازنده، رهبر و آهنگساز

چارلز نیدیش، نوازنده، رهبر و آهنگساز

چارلز نیدیش اهل نیویورک استاد ساز خود و حتی فراتر از یک کلارینتیست است. چارلز نیدیش امروزه به عنوان یکی از بهترین هیپنوتیزم کنندگان موزیسین ها در حضور مردم توصیف می شود.او مرتباُ به عنوان سولیست و همنواز در برنامه های موسیقی مجلسی دیده می شود با گروههای برجسته ای همچون ارکستر سمفونیک سنت لوئیس، ارکستر سمفونیک Minneapolis، ارکستر مجلسی ارفیوس Orpheus،I Musici di Montreal، تافل موزیک(Tafelmusik)، گروه هندل/هایدن (Handel/Haydn)، فیلارمونیک رویال، فیلارمونیک Deutsches، ارکستر سمفونیک MDR، ارکستر سمفونیک Yomiuri، ارکستر سمفونیک ملی تایوان ، جولیارد، Guarneri، برنتانو، آمریکا، مندلسن، کارمینا، کلورادو و کوارتت زهی کاوانی.
فخرالدینی: دهلوی مرا معلم هنرستان کرد

فخرالدینی: دهلوی مرا معلم هنرستان کرد

در آن زمان آقای تجویدی ردیف میرزا عبدالله را در محضر حاج آقا محمد ایرانی مجرد یاد گرفته بود و آنها را نت نویسی می‌کرد و من از روی نوشته‌های آقای تجویدی رونویسی می‌کردم. حدود سه سال هم نزد آقای تجویدی بودم که برای من مفید بود و از طرز کارشان بسیار استفاده کردم و برایم دوران خوبی بود. جالب اینجاست که من قصد تحصیل در رشته پزشکی یا مهندسی کشاورزی داشتم و عازم خارج بودم. حدود سال ۱۳۳۸ بود که من دیپلم خود را از مدرسه دارالفنون گرفته بودم ولی در تمام مدتی که شاگرد مدرسه دارالفنون و مدرسه علامه قزوینی بودم با موسیقی سروکار داشتم و از دبیرستان که بیرون می‌آمدم و برای مطالعه کتابهای موسیقی به کتابخانه ملی می‌رفتم.
ویژگی های یک سنتور خوب (III)

ویژگی های یک سنتور خوب (III)

روشن است بررسی یک ساز و ارزیابی آن به عنوان یک ساز خوب، متوسط یا بد منوط به بررسی عوامل فوق می باشد. نکته قابل توجه اینکه این سه عامل “بطور کامل” مستقل از یکدیگر نیستند و نمی توان آنها را کاملا جدا ارزیابی کرد بطوریکه مثلا یک سنتور خوب، بطور حتم از موادی با کیفیت متوسط به بالا، ساخته شده و برای بدست آوردن کیفیت صدا حتما به ظاهر آن توجه شده است.
۷th Chords

۷th Chords

یک نوازنده Jazz بندرت یک آکورد سه تایی ساده را در کارهای خود استفاده می کند. حد اقل کاری که او می تواند انجام دهد هفت کردن آکورد است. حال باتوجه به حال و هوای موسیقی می تواند از فاصله هفتم بزرگ یا کوچک استفاده کند.
چگونه چین، موسیقی کلاسیک را از آن خود ساخت؟…

چگونه چین، موسیقی کلاسیک را از آن خود ساخت؟…

«تئاتر بزرگ ملی» که اکنون در حال ساخته شدن در بخش جنوبی میدان تین آن من [در پکن] است به کانون جلب توجه فراوان از سوی رسانه ها بدل شده است. پشتیبانان این طرح، آن را به مروارید تشبیه کرده اند و از آن به عنوان یک جایگاه جهانی برای هنرهای نمایشی که بسیار بدان نیاز بوده استقبال می کنند. در عین حال خرده گیران، پروژه را با یک تخم مرغابی مقایسه کرده و از از هزینه های آن انتقاد کرده اند ولی خواه ناخواه، این تئاتر نماد قدرتمندی است از اهمیت روزافزون نقشی که موسیقی کلاسیک در حیات فرهنگی ملی و پایتخت چین ایفا می کند.