برداشتی درد مندانه از پاسیون سن ماتیوی باخ

به مسیح می اندیشم و به ایمانش و به حادثه مصلوب شدنش و البته به درد. درد فرو شدن میخ بر گوشت دستانش، درد ایمان از هم پاره شده، درد عشق، درد تنهایی. پاسیون سن ماتیوی باخ بدون شک اثری ست در باب درد. چه آن دردی که خون می چکاند از قلب و تن، چه آن درد شک و بد گمانی در لحظات واپسین به راهی که رفته ای، زجر کشیده ای، طعنه شنیده ای و ایمانت را بر آن استوار نمودی.

برداشت من از این اثر باخ، در مرزی میان شهود و عقلانیت دست و پا می زند. چیزی نظیر آنکه نامش زندگی است. کلام متن به عنوان کتابی مذهبی قابل تامل است، اما اثر این موسیقی بر روح و ذهن آدمی از آنجا شروع می شود که تو با اثر خودت را می آغازی.

هنگامی که این اثر را گوش می دهم به مردی می اندیشم که زخم های تنش، روحش را آسمانی کرده است و همین است که احساس می کنم از زمینیان به بالاها سوق داده می شوم.

در سکانس اول، آنجایی که همسرایان فریاد کشان می گویند که مصلوبش کنید، مصلوبش کنید و این آوا به قطعه دوم که با یک ساز بادی از دوران باروک، با نوای بسیار غم انگیزی نواخته می شود، وصل می شود، انگار که تنهایی انسان در میان آدمیانی را به تصویر می کشد که تو را نمی دانند، نمی خواهند و حتی نمی شناسند. آه که باخ چه خوب معنای غربت در زمین را فهمیده بود.

در قطعه سوم و چهارم اثر نیز غم نازکی از فاصله زیاد میان آسمان و زمین، از فاصله زیاد میان خالق و مخلوق در اثر احساس می کنم. مگر نه آنکه اصلی ترین رسالت هنر در نزدیک نمودن فاصله حقیقت و انسان به فراخور زیبایی ها می باشد، من با شروع سکانس چهارم از پاسیون سن ماتیو به مرز درونم نزدیک می شوم. احساس می کنم در ساحلی، نشسته به آتشی خیره مانده ام و منتظر شخصی هستم که با دیدن او جهان به اتمام خواهد رسید و من آخرین او هستم. نمی دانم چرا حزن این قطعه تمام وجودم را در بر می گیرد و انگار از تکه ای که دیگر خبری از او نخواهم داشت، برایم سرود می سازد. “آه چه حزن انگیز است، من از او دورم… او از من دور است ”

باخ مرا به دورها برده است، به زمانی که من نبوده ام. به آریای آلتو، قطعه هفتم از پاسیون سن ماتیو. احساس می کنم وجودم زایشی دیگر انجام داده است. از دریاها فاصله گرفته ام. به پطرس می اندیشم و به سه بار انکار او؛ “پطرس گفت: اگر همه شما را تنها بگذارند، من از کنار شما دور نخواهم شد. عیسی به او گفت: پطرس، باور کن که همین امشب پیش از آنکه خروس بخواند تو سه بار مرا انکار خواهی کرد. (عهد جدید، انجیل متی، باب بیست و شش)”

audio fileبشنوید قسمتی از این اثر را

نوای ویولون آلتو که شروع می شود من به زانو می افتم و سی هزار بار انکار خودم به سراغم می آیند. سی هزار بار انکاری که نمی دانم چه اندازه از انکار پطرس بزرگتر بوده است. به ریسمانی می اندیشم که از آن رها شده ام و باخ با موسیقی این توبه، مسیر بازگشت را نشانم می دهد. من به او ایمان دارم. من به این نوای آسمانی آلتو ایمان دارم. چشمانم را می بندم و منتظر سرایش سرود خواننده می شوم، ویولون که جمله اش را در حرکاتی بالارونده و پر نظم با آن همه خلوص و معنویت تمام می کند، من آماده می شوم تا با خواننده به انکارات خویش گریه ساز کنم.

همراه می شوم با پطرس. همراه می شوم با همه آن کسانی که حقیقت را انکار نمودند و ترس را پیشه خود ساختند. همراه می شوم با تمامی گناهان و گناهکاران دنیا. تکه هایی از زندگی را که نمی خواهم برای خود یادآوری کنم همراه با کنترپوان باخ برایم شیرین می شوند و دیگر از آنها نمی ترسم. صدای خواننده با آن همه احساس ندامت که انگار با خود عهد پاکی و معصومیت می بندد مرا از ترس می رهاند، بر زمین خداوند غلت می زنم و اشکهایم با اشکهای پطرس معجونی می آفریند که ارمغانش حس آسمانی و پاکی است.

لابه لای آن آواز، گاهی، با اندکی تاخیر صدای آرامش بخش همان ویولون اول را می شنوم. انگار که تنها نیستم. انگار که زیبا شده ام و به قول داستایفسکی: زیبایی مرا نجات داده است. صدای پطرس که برای مرگ مسیح زار می زند و طلب بخشش و عفو می نماید، هنوز از سکوتها و حرکت بالا و پایین ملودی خواننده به گوش می رسد اما من دیگر به همان حقیقت تارکوفسکی که در جهان مرگ نیست، رسیده ام و می دانم که تا آخر این اثر همه نیز بدان خواهند رسید.
به راستی که یوهان سباستین باخ چه نسبت نزدیکی با خداوند دارد…

7 دیدگاه

  • رضا ضیایی
    ارسال شده در تیر ۲۷, ۱۳۸۹ در ۱۱:۲۶ ب.ظ

    با درود
    از بیان احساس آدمی در برابر پدیده های این بیکران بی همتا، هنر جاودانه خواهد زیست.
    صادقانه و زیبا بود.
    پیروز باشید

  • بابک ولی پور
    ارسال شده در تیر ۲۸, ۱۳۸۹ در ۶:۵۷ ق.ظ

    باخ برای خود نه رسالت هنری قائل است و نه دغدغه ی پاسداری از دین دارد…او کسی است که برای بیان و زیستن یک زبان را برمی گزیند.
    صداهایی که وحدتی حاصل ثبات و عروج را تصویر می کنند .
    باخ از آخرین نسل های موسیقیدان هایی است که هنوز خود را مسئول بیان دغدغه های جامعه و زمان خویش نمی دانند .این هنر مشمول زمان نمی شود .

    آقای ایمان رفیعی توصیف های خوبی ارائه کردید، ممنون.

  • Saman
    ارسال شده در تیر ۲۸, ۱۳۸۹ در ۷:۴۲ ب.ظ

    Profound
    Very Profound

  • انیسا
    ارسال شده در مرداد ۵, ۱۳۸۹ در ۱۱:۵۲ ق.ظ

    این اثر زمینی نیست…. همه چیز رنگ و بوی خدایی دارد….

  • ارسال شده در مرداد ۹, ۱۳۸۹ در ۱:۰۸ ق.ظ

    با سلام
    جدا برداشت بسیار بی نظیر و زیبایی بود.تاثر برانگیز بود.
    تشکر از نویسنده مطلب

  • فاطمه
    ارسال شده در مرداد ۱۲, ۱۳۸۹ در ۱۲:۱۷ ب.ظ

    با تشکر از مقالات زیبا و زحمات شما در تحریر و نگارش این مقالات که با نثری شیوا و بیانی دوست داشتنی به رشته تحریر در آمده است.

    پیروز باشید

  • ehsan
    ارسال شده در مرداد ۱۴, ۱۳۹۲ در ۱۱:۲۲ ق.ظ

    بسیار زیبا بود

    من عاشق این اهنگ هستم

    خسته نباشی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

امیرآهنگ: شریف لطفی مرا به حنانه معرفی کرد

استاد حنانه در آن زمان یعنی در اوایل سال ۱۳۶۵ که من خدمتشان رفتم سر گرم ساختن موسیقی متن سریال تلویزیونی (هزار دستان) و موسیقی متن فیلم مستند (موج و گلیم) بودند. همچنین بر روی کتاب های پژوهشی و تالیفی خود کار می کردند. کتاب هایی همچون: گام های گمشده، تئوری موسیقی کنونی ایران، فرهنگ موسیقی ایران، رساله پولیفونی بر مبنای موسیقی ایران، ترجمه و تفسیر مقاصد الالحان از عبدالقادر مراغه ای و… کتاب های دیگر. البته نوشتن برخی از این کتاب ها را به پایان برده بودند و در حال تایپ و بازنگری و ویرایش آنها بودند. بر روی برخی دیگر هم در حال کار و تکمیل کردن شان بودند.

بررسی ساختار دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله» (V)

برونو نتل و کارول بابی راکی نیز در مقاله‌ی ارزشمند خود با عنوان «روابط درونی میان اجزای دستگاه شور»، گوشه‌های اصلی این دستگاه را در سه بلوک گنجانده‌اند که این بلوک‌بندی بر اساس نحوه‌ی توزیع گوشه‌های اصلی مشترک در ردیف‌ها (هجده نمونه ردیف مورد استفاده در این پژوهش) بنیان نهاده شده‌است.

از روزهای گذشته…

بابی مک فرین، افسانه آکاپلا

بابی مک فرین، افسانه آکاپلا

بدون تردید Don’t Worry Be Happy از آلبوم Simple Pleasures مک فرین، یکی از محبوب ترین آهنگ های قرن بیستم است که در سال ۱۹۸۸ جایزه بهترین آهنگ سال جشنواره Grammy را به خود اختصاص داد، در عین حال که آلبوم ‘Simple Pleasures’ نیز به عنوان بهترین آلبوم پاپ برگزیده شد. در این آلبوم مک فرین با خلاقیت هایش اهمیت vocal percussion را در آکاپلای معاصر به روشنی نمایاند.
وان موریسون، نوری در تاریکی (VI)

وان موریسون، نوری در تاریکی (VI)

وان موریسون برای مدت سه سال هیچ آلبومی عرضه نکرد. بعد از یک دهه کار مداوم و بی وقفه، در مصاحبه ای گفت: “احتیاج دارم به طور کامل از موسیقی فاصله بگیرم و برای ماهها بدان گوش نیز نسپارم.” آلبوم “دوره تحول” را در سال ۱۹۷۷، به طور مشترک به همراه دکتر جان به پایان برد. این آلبوم نقدهای ملایمی در بر داشت و آغازی بود به دوره پر کار و پرثمر در ساخت موسیقی. یک سال بعد، موریسون آلبوم “طول موج” (Wavelength) را عرضه کرد که در مقایسه با دیگر آلبومهای وی فروش بسیار پر سرعتی داشت.
صداسازی در آواز (IV)

صداسازی در آواز (IV)

در الگوی حاضر وظیفه اصلی در بازدم بر عهده عضلات سطح پشتی مکعب شکمی (فیله کمر) می باشد. به صورت فرضی اگر این عضلات را به یک ورزشکار پاورلیفتیگ تشبیه کنیم که بر روی عضلات کف لگن ایستاده، هنگام بازدم زمانی است که ورزشکار درحال هل دادن وزنه یا همان دیافراگم به سمت بالا می باشد که این فشار علاوه بر ناحیه دیافراگم در روی عضلات کف لگن، یعنی دقیقا جایی که پای این ورزشکار قرار گرفته نیز احساس می گردد.
موسیقی، رمانتیک تر از سایر  هنرها

موسیقی، رمانتیک تر از سایر هنرها

واژه های کلاسیک و رمانتیک که بیان کننده سبک دوره هایی از تاریخ موسیقی هستند، به دودلیل اشکلاتی در بر دارند. اول این که هر دو کلمه در ادبیات، هنرهای زیبا و تاریخ عمومی دارای مفاهیم وسیعتر و متعددتری نسبت به آنچه در موسیقی مورد استفاده قرار گرفته است، دارند.
به قلم یک بانوی رهبر (I)

به قلم یک بانوی رهبر (I)

ماریتا چنگ (Marietta Nien-hwa Cheng) رهبر ارکستر و استاد موسیقی دانشگاه کولگیت (Colgate University) است. چنگ به عنوان عضوی از تنها خانواده چینی که در شهری در اوهایوی جنوبی در آمریکا ساکن بود راه پر فراز و نشیبی را برای دستیابی به جایگاه امروزیش پیموده است. متنی که پیش رو دارید بخشی از این تجربه ها را به تصویر می کشد. گفتنی است که این متن در سال ۱۹۹۸ و در نشریه مؤسسه ارکستر سمفونیک (SOI) منتشر شده است.
بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (IV)

بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (IV)

تعریف «نغمه» به عنوان «صدایی که دارای بسامد مشخص و ثابت باشد» روشن نیست. از مورد استفاده این واژه چنین برمی آید که منظور «صدای موسیقایی» است. برای تمیز دادن صدای موسیقایی همیشه یک فاصله موسیقایی (یا بقول قدما بعد) لازم است. هر صدایی به تنهایی یک بسامد مشخصی دارد اما به این واسطه موسیقایی نیست. از طرف دیگر بسامد صداهای موسیقایی هم ثابت نیستند. مالش و ویبراتر باعث تغییر بسامد می شود. به عبارت دیگر صداهای موسیقایی از نسبت بسامد ها تعریف می شوند اما در مورد فاصله ها توضیحات خوب و جامعی داده شده است.
دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (V)

دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (V)

افلاطون مُدهایی را که باعث حزن و اندوه می شد مجاز نمی دانست. این مُدها عبارت بودند از میکسولیدین و هیپولیدین. دو مُد لیدین وآئولین نیز که سبب حالات مستی، رخوت و تنبلی می شدند نیز غیر مجاز بودند. از مدهای مجاز برای آموزش که از نظر افلاطون حالت حماسی و مهیج داشتند که غالبا” در جنگها بکار می رفتند، دورین و فریژین بودند.
نقدی بر هارمونی زوج (IV)

نقدی بر هارمونی زوج (IV)

معمولا وقتی در نوشته ای نام گام دورین می آید و به دوره ای ویژه اشاره نمی شود، منظور “گام دورین سده های میانه” است که هنوز در موسیقی جاز و پاپ نیز مورد استفاده است مانند: آهنگ معروف «بیلی جین» از مایکل جکسون و «الینور ریگبی» از بیتل ها.
مطالعه تطبیقی عود و گیتار (IV)

مطالعه تطبیقی عود و گیتار (IV)

پس از ساسانیان و در پی استیلای خلفای مسلمان گستره این ساز در سراسر جهان اسلام از چین تا اندلس امتداد میابد. در زمان حکومت عبدالرحمان دوم بر اندلس و دعوت او از یک بربط نواز مشهور ایرانی به نام کمالدین زریاب این ساز به اسپانیا وارد میشود. زریاب بربط را در این دیار گسترش و تکامل میدهد و از تلفیق این ساز با تار(دیگر ساز ایرانی) گیتار را میسازد. سالانه در اسپانیا بزرگداشتی به نام زریاب برگزار میشود. پاکو دلوسیا از مشهورترین نوازندگان گیتار در جهان برای گرامیداشت یاد او قطعه ای به نام زریاب ساخته است. فتح جزیره صقیله به دست مسلمانان و مراکز تجاری مهمی که بین شرق و غرب وجود داشت نقش به سزایی در برقراری ارتباط و روند گسترش فرهنگ موسیقایی بین غرب و شرق ایفا کرد.
نگاهی به فعالیت ها و آثار مزدک خامدا

نگاهی به فعالیت ها و آثار مزدک خامدا

مزدک خامدا، نوازنده پیانو و آهنگساز ایرانی مقیم آمریکا، در سال ۱۳۵۱ در تهران متولد شد و فراگیری موسیقی را از یازده سالگی آغاز کرد. او همراه با خانواده در سال ۱۳۶۳ ایران را ترک گفت و در کالیفرنیا اقامت گزید.