داوودیان: دو سال است در رکود هستم

کاظم داوودیان، وحید رستگاری، سجاد پورقناد و پیمان سلطانی (استودیو ایران صدا)
کاظم داوودیان، وحید رستگاری، سجاد پورقناد و پیمان سلطانی (استودیو ایران صدا)
پیمان سلطانی: اصلا روش آهنگسازی همین است! در واقع آموختن مبانی آهنگسازی به این درد میخورد که آنها را یادبگیریم و بتوانیم آثار گذشتگان را درک کنیم و آنالیز کنیم، نه اینکه مثل آنها بسازیم! من هم همین اعتقاد را دارم. از آثار آهنگسازان ایرانی کدام را میپسندید و تحت تاثیر چه کسانی بودید؟
کاظم داوودیان: آثار آقای دهلوی را بسیار دوست دارم، به آثار آقای پژمان بسیار علاقمندم. اوایل که به کار آهنگسازی مشغول بودم اغلب آثار وزیری و خالقی بود و یکسری آثار آقای روشن روان که تنظیم آثار فولک بود و یکسری آثاری که روی اشعار ابوسعید ابوالخیر بود و قطعات دیگری مثل مداد بنفش که بسیار اینها را گوش میکردم. از آقای حنانه قطعاتی پیدا کردم که بسیار دوست داشتم.

پیمان سلطانی: از همنسلانتان چطور؟
کاظم داوودیان: آثار آقای علیزاده را خیلی دوست دارم، نی نوا خیلی زیباست، از جوانانی که کارشان را دوست دارم جوانی است به نام پیمان سلطانی! کار شما را که دو شب پیش شنیدم بی نهایت لذت بردم، بسیار آگاهانه نوشته شده بود و شما بسیار باسواد هستید در زمینه آهنگسازی. یکی از بهترین تنظیم هایی که روی تم شیر علی مردان شنیدم در راپسودی بختیاری ایشان بود، از نظر موسیقی مدرن، هارمونی و ارکستراسیون این اثر یکی از بهترینها بود.

یک ملودی که وارد یکسری اصوات خاص میشد که ترکیب آنها را خیلی میپسندم و این کار بسیار جدید بود…

پیمان سلطانی: ممنون از لطف شما ولی بهتر است بپردازیم به آثار کاظم داوودیان!

وحید رستگاری: در مورد اثر کایر صحبت کنید.
کاظم داوودیان: آقای حسن ریاحی پیشنهاد دادند که روی ملودی آقای دانا کبیری که یک تم مازندرانی بود کار کنم. وقتی داستان این اثر را برایم توضیح دادند و گفتند کایر یعنی همکاری و دو گروه هستند از کشاورزان که به هم کمک میکنند که وجین کنند محصولاتشان را و من هم همانطور که عرض کردم موسیقی تصویری را دوست دارم، بلافاصله این تصاویر به این صورت جلوی چشمم آمد که یک شالیزاری است و مردم ساده دل و خوش قلب دارند در این زمین با هم کار میکنند و در دو گروه در یک روز آفتابی با شادی با هم سئوال و جواب میکنند.

این سئوال جواب را در این قطعه بوسیله کر میشنوید. کنترپوان نویسی من در قسمت آخر قطعه بخوبی شنیده میشود.

وحید رستگاری: تنظیم کایر چقدر طول کشید؟
کاظم داوودیان: حدود ۲۰ روز شد.

سجاد پورقناد: آیا بعد از شنیدن کار اصلاحی هم کردید؟
کاظم داوودیان: نخیر، دقیقا همین نوشته شد.

پیمان سلطانی: در حال حاضر آهنگسازی میکنید؟
کاظم داوودیان: نخیر، دو سال است که در رکود کامل هستم! به دلیل گرفتاریها و زندگی فریز شده در آمریکا و مشکلاتی که داشتم در زندگی… فقط ناچارا تدریس میکنم، ای کاش موقعیتی بود که میشد فقط روی کار آهنگسازی تمرکز کنم و گذران زندگیم هم از همین راه باشد و گرفتار سفارشات آنچنانی هم نشوم…

پیمان سلطانی: البته سفارش هم همیشه بد نیست! گاهی بد است! فکر میکنید امروز در آهنگسازی شما تغییری رخ داده باشد با تغییر یافتن فضای زندگی شما در امریکا؟
کاظم داوودیان: چند سال پیش ارکستری جمع کردیم و برنامه ای اجرا کردیم که به گفته بینندگان این برنامه، کنسرت خاصی بوده، یکی از این برنامه ها را دی وی دی کردیم و دیگری به دلیل کمبود امکانات مالی متاسفانه ضبط خوبی نشد! فکر میکنم تغییر زیادی در کار من بوجود نیامده و هنوز همان خط است. قطعاتی نوشتم که همراه با رقص بود، قطعاتی نوشتم برای سازهای ایرانی و زهی و کر که خیلی مردم را تحت تاثیر قرار داد.

وحید رستگاری: اگر الان شما با ذهنیت امروزیتان برگردید و تلاش یا کایر را بخواهید دوباره بسازید، این قطعات را تغییر خواهید داد؟
کاظم داوودیان: بله، فکر میکنم به دلیل پیشرفت ذهنیت و علمم دوست دارم کار را بهتر بنویسم.

سجاد پورقناد: در بین آثار شما فقط یک اثر برای ساز سولو و ارکستر است که آنهم برای تار آذری و ارکستر بزرگ است، چرا دست به ساخت چنین قطعاتی نزدید؟
کاظم داوودیان: اتفاقا زمانی آقای روشن روان به من توصیه میکردند کنسرتویی برای سنتور بنویسم ولی من با خودم میگفتم حالا چه لزومی دارد کنسرتو نوشته شود و شاید کمی خودنمایی باشد برای این ساز؛ در واقع از نظر درونی به این احساس نرسیدم که این کار را انجام دهم. در همه کارهایم حرفی بوده در دلم که خواستم آنرا به وسیله موسیقی بیان کنم ولی اینکه در این مورد حرف خاصی در دلم نبوده که بخواهم قطعه ای مثل کنسرتو برای سنتور بنویسم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (III)

آنچه شونبرگ دنبالش می گشت، همان بود که باخ می جست: دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی. شونبرگ احساس می کرد که این روش نوین مبتنی بر ادراک کامل و جامع فضای موسیقی است. ولی به هر حال موسیقی نوشته می شد، با تمام شیوه ها، و شونبرگ اصرار داشت شنونده و آهنگساز هر دو باید شیوه ها را فراموش کنند، و موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند و قضاوت کنند. گفته است: «اغلب درست نمی توانم توضیح دهم: کار من ساختن موسیقی ۱۲ صدایی است نه ساختن موسیقی ۱۲ صدایی.»

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VI)

نمونه اولین چکامه در منظومه درخت آسوریک آمده که تا زمان ما حفظ شده است. باربد را بزرگترین شخصیت ناقل فهلویات به شمار آورده اند. یکی از شکلهای معمول شعری و موسیقی زمان باربد پتواژه بوده است. پتواژه از دو واژه پت و واژه یعنی سخن بزرگ تشکیل شده متن آن از اشعار ستایشی و وصفی ترکیب یافته، بیشتر به قصیده های منبعده ی اسلامی شباهت داشت.

از روزهای گذشته…

تحلیلی بر «چنگ رودکی» (V)

تحلیلی بر «چنگ رودکی» (V)

این آرامش، به دلیل به کارگیری برخی عناصر مشابه با ملودی مصرع اوّل بیت قبل، احساسی از «بازگشت» (و آرامشی حاصل از این بازگشت) را نیز با خود در بردارد که در هماهنگی با مضمون معنایی بیت (سرو سوی بوستان آید همی) است. تعلیق و تنش ملودی مصرع قبل نیز دارای رابطه ای مشابه با مضمون آن مصرع (میر سرو است و بخارا بوستان) است.
نگاهی به آلبوم و کنسرت «به زمین و آفتاب» (III)

نگاهی به آلبوم و کنسرت «به زمین و آفتاب» (III)

چهار قطعه گرگانی اما بر خلاف تصاویر روستایی که از ریتم منطقه بخصوصی پیروی نمی کرد، بر اساس تم مشخصی از موسیقی مازندرانی ساخته شده است. این قطعات از کتاب روح الله خالقی (از موسیقی مازندران) انتخاب و استخراج شده اند که بطور کلی بیش از چند میزان نیست اما هنرمند آنرا بسط و گسترش داده و موفق به خلق فضای جدیدی شده است.
انیمال

انیمال

در اوایل دهه ۱۹۶۰ یکی از محبوبترین و با اهمیت ترین گروههای R’nB انگلستان یعنی Animals توسط Eric Burdon شکل گرفت. طبق نظر مجله Rolling Stone این گروه دومین گروه تاثیر گذار موسیقی R’nB انگلستان است. اعضای این گروه در اوایل دهه ۱۹۶۰ در شهر New Castle تحت عنوان Kansas City Five گرد هم آمدند.
موسیقی متن در یک نگاه (II)

موسیقی متن در یک نگاه (II)

هنگامی که موسیقی بی‌کلام را می‌شنویم بسیار دشوار است تا بفهمیم “چه می‌گوید” (یا به بیانی فنی‌تر؛ معنایش چیست؟) اما به هر حال از لحاظ عاطفی تحت تاثیرش قرار می‌گیریم. به همین ترتیب وقتی که چنین موسیقی‌ای با یک رویداد دیگر همراه می‌شود (که در ساحت امر دراماتیک است) منتظریم تاثیر عاطفی‌ای که موسیقی می‌گذارد معادل همان عاطفه‌ای باشد که در تصاویر جریان دارد یا قرار است از تصاویر به مخاطب سرایت کند.
مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (III)

مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (III)

پدیده صدا در قالب آواز می تواند ریتم درونی کودک را بیدار کند و در شکل حرکات بدنی صورت بپذیرد. یعنی عامل ریتم در آواز نهفته است. آوازها یک فرآیند موسیقایی ناخودآگاه هستند که در آموزش موسیقی بیشترین اهمیت را دارند. آواز استعدادهای موسیقایی کودک (ذاتی یا گاهی ارثی) مانند حس ریتم، سرعت، تقسیمات دوتایی، سه تایی، فواصل ملودیگ و گام ها و آکوردها، حس تنال و مدال وارزش نهفه در کلام و حس شعری را بیدار می سازد.
حواشی مرگ مایکل جکسون در وب

حواشی مرگ مایکل جکسون در وب

مرگ مایکل جکسون زمانی اتفاق افتاد که مایکل بعد از ۱۲ سال قصد بازگشت به روی صحنه و اجرای زنده را داشت و تور طولانی مدت او که قرار بود از ۱۳ جولای ۲۰۰۹ تا ۶ مارس ۲۰۱۰ انجام شود، بیش از یک میلیون بلیت فروخته بود. تور متشکل از ۵۰ اجرا و به نام This Is It بود که قرار بود از آرنای لندن آغاز به کار کند.
موسیقی بلوز – قسمت ششم

موسیقی بلوز – قسمت ششم

مضامین ترانه های بلوز برگرفته از واقعیات زندگی بود: کار(در مزارع و اردوگاهها و کارخانه ها)، گرسنگی، بی خانمانی ، فقر، خشونت ، تنهایی ، حسرت ، زن ، عشق ، بی وفایی ، سفر، مرگ، تبعیض و بی عدالتی.
فرنگیس علیزاده و موسیقی نو (II)

فرنگیس علیزاده و موسیقی نو (II)

من جوانان را تشویق می کنم که در زندگی خود به دنبال هدفی باشند و سخت در پی رسیدن به آن هدف تلاش کنند.آنها باید زبانهای مختلفی را یاد بگیرند و دید بازی نسبت به پیشرفتهای دنیا و اختراعات جدید داشته باشند. آنها هرگز نباید احساس کنند که در چهارچوبی محدود هستند. دنیا بسیار بزرگ است و اطلاعات و تکنولوژی بسیار سریع جلو می روند. جوانها باید همیشه آماده یادگیری چیزهای جدید باشند.
سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (I)

سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (I)

در پایان آوریل سال ۱۸۸۵ بر روی هر تکه کاغذی که دم دستش بود چیزهائی می نوشت و مشخص بود که اثر تازه ای در ذهن او جوانه می زند و آن اثر چیزی به جز سمفونی “مانفرد” نبود که مدتها پیش به “بالاکیرف” وعده ساختنش را داده بود که در این سالها شوق ساختنش را نداشت اما ناگهان این میل در او بیدار شده بود و کم کم به جدیت بدان مشغول شد و پس از مدت زمانی کوتاه چنان مجذوب آن شد که به “نادژدا فون مک” نوشت، در حال حاضر قصد تصنیف اپرای “زن افسونگر” را نخواهد داشت و به جز مانفرد هیچ چیز دیگری در ذهنش نمی گنجد.
هم‌صدایی لحظه‌ها (I)

هم‌صدایی لحظه‌ها (I)

«در این مورد [برخورد با مانعی مانند دیوار که نتوانم از آن بگذرم]، زندگیم را وقف کوبیدن سر به آن دیوار خواهم کرد.» (۱) این واژه‌ها روحیات هنرمندی را به استعاره‌ای از زبان خودش توصیف می‌کند، که جهان موسیقی شکسته شدن بسیاری از مرزهایش را به‌دست او تجربه کرد. گویی با این استعاره، سرنوشت شصت سال آینده‌ی هنرمند، آبستن سر کوبیدن به کرانه‌های نپیموده‌ی موسیقی شد