عمر فاروق، موسیقیدان ترک (I)

فاروق
فاروق
نامش عمر فاروق است اما می توانید فاروق صدایش کنید؛ «همه او را فاروق صدا می کنند»، این حرف را برایان کین (Brian Keane) تهیه کننده و همکار عمر فاروق به زبان می آورد. داستان فاروق داستانی غیر عادی است؛ داستانی که در آن استودیوی کین در کانکتیکات نقش مهمی را بر عهده داشته است. اولین حضور فاروق در عرصه بین المللی به آلبوم سال ۱۹۸۸ کین یعنی Suleyman the Magnificent بر می گردد.

در واقع فیلمی درباره امپراطوری عثمانی در حال ساخته شدن بود و با مراسم افتتاحیه نمایشگاهی در موزه هنر متروپلیتن نیویورک تداخل پیدا کرد. کین نیز استخدام شده بود تا موسیقی این فیلم را بسازد.

کین به خاطر می آورد که: «تصمیم گرفته بودم که از سازها و نوازنده های ترکی در این کار استفاده کنم اما موزه متروپلیتن تعدادی استاد روشنفکر را برای همکاری به من معرفی کرد که هیچ کدام بویی از احساس نبرده بودند!» کین که انگیزه اش را برای ادامه کار ضبط از دست داده بود با عارف مردین (Arif MArdin) تهیه کننده افسانه ای Bee Gees ،Aretha و… تماس می گیرد و از او می پرسد که آیا یک موزیسین ترک سراغ دارد یا نه؟ که متأسفانه مردین کسی را نمی شناخت که به کین معرفی کند.

«اما مردین دو سه روز بعد با من تماس گرفت و گفت که آشپزهایش به فضیل (Fazil)، کلوپ رقصی در منهتن رفته اند. پس من ۵ شب به این کلوپ می رفتم و از گوش دادن به موسیقی واقعا بدی که اجرا می شد زجر می کشیدم! اما یک شب سر و کله فاروق پیدا شد و به نظر می رسید که دقیقا همان کسی است که من دنبالش هستم.» (در واقع او تمام مسیر ۳۳۰ مایلی را از راچستر در نیویورک به سمت منهتن راندگی کرده بود و تازه رسیده بود.) «با یک نگاه متوجه می شدی که او متفاوت است. او بسیار با احساس می نواخت؛ کارش واقعا درخشان بود.»

کین که پیش تر شروع فیلم را دیده بود دقیقا می دانست که به دنبال چیست، او می خواست صدای عرفانی نی را به سینتی سایزر خود بیفزاید. تا جایی که کین می دانست این کار قبلا انجام نشده بود. بنابراین کین فاروق را به استودیوی خود دعوت کرد تا این کار را امتحان کنند. «وقتی که فاروق شروع به نواختن کرد موهای تنم سیخ شدند. از همان ابتدا کارش جادویی بود.» اولین قطعه ای که ضبط کردند برای آغاز فیلم مورد استفاده قرار گرفت. فاروق چند تن از دوستانش را برای همکاری آورد و خیلی زود موسیقی فیلم را آماده کردند.

اما این آغاز ماجرا نیست…

فاروق می گوید “من در ذهنم تصویری ساخته ام که نامش را درخت شکیبایی گذاشته ام.” «راهی که باید می پیمودم تا به یک موزیسین حرفه ای تبدیل می شدم طولانی و پر پیچ و خم بود. سفری که به صبر زیاد و پذیرفتن یک سری موقعیت های غیر معمول نیاز داشت.» این سفر در خانه فاروق و در شهر کوچک Adanali در ترکیه آغاز شد. «برادرم یک موزیسین مادرزاد بود. او معلم و منبع الهام من بود.» نام برادر فاروق حاجی است که فلوت می نوازد.

فاروق وقتی بزرگ تر شد به سازهای دیگر نیز علاقه پیدا کرد. فاروق توضیح می دهد که: «نخستین معلمم باقلاما تدریس می کرد. او یک مغازه موسیقی داشت اما در طول روز هم در اداره ای دولتی کار می کرد. پس به من پیشنهاد داد که بعد از مدرسه به مغازه برو و آنرا باز کن. من هم به تو درس می دهم.» کار کردن در مغازه باعث شد که فاروق با ریتم های ظریف موسیقی ترکی آشنا شود، بتواند گام ها را بخواند و خیلی چیزهای دیگر…

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «روز ششم»

اگر اهمیت یک آلبوم را تنها در انتشار یک قطعه‌ی مهم تاریخی هم بدانیم، باید اهمیتی چشم‌گیر برای «روز ششم» قائل شویم. زیرا بالاخره پس از هفت دهه ضبطی شایسته از قطعه‌ی پروانه (نسخه‌ی ارکستری) امانوئل ملیک اصلانیان به دست می‌دهد. نسخه‌ی پیانویی پروانه را اصلانیان در سال ۱۳۳۳ نوشت. دانستن همین نکته کافی است تا پس از دقیق شنیدن آن دریابیم چه اندازه رویکردش به استفاده از مصالح موسیقی ایرانی نو و جسورانه بوده است.

مسعود نجفی: از چهار بخش صدای انسان استفاده کردم

در خصوص ترکیب گروه باید عرض کنم به جای ساز های دیگر، در کنار سنتور، از چهار بخش صدای انسان استفاده شده است که خواننده اصلی با صدای تنور خط ملودی را اجرا می کند و از خواننده های سوپرانو، آلتو و باس به منظور اجرای خط های کنترپوان، نت های پدال و بافت هارمونیک، رنگ دهی و حجم دهی استفاده شده است.

از روزهای گذشته…

موسیقی پست مدرن (IV)

موسیقی پست مدرن (IV)

چرخه‌ی صوتی پیشاپیش استفاده از نمونه برداری در موسیقی تکنو، هاوس و «اسکرچینگ» هیپ‌هاپ را نشان می‌داد. علاوه بر این رویکرد «حذف و اضافه» طعنه آمیز (مجازی) آثار متاخر اشتوکهاوزن (که عناصری از هر دو رده‌ی موسیقی پست و والا را به کار می‌گرفت) به‌شدت بر آهنگساران راک و پاپ بیشماری در دهه‌ی ۷۰، ۸۰ و ۹۰ میلادی اثر گذاشت. برای مثال فرانک زاپا و گروه «رزیدنت».
سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (V)

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (V)

“آمی ین مارسلین می‌نویسد: مرگ یک شخص عادی نیز با موسیقی و رقص که جزء تشریفات سوگواری بود برگزار می‌گردید. گاهی یک آواز جمعی تشکیل می‌دادند و آواز و رقص هم بدان اضافه می‌کردند. این بازی‌ها را «دسته‌بند» می‌خواندند و ظاهراً چنین بوده است: دست یکدیگر را می‌گرفته و به شکل حلقه در آمده و می‌رقصیده‌اند و خود حلقه رقص نیز متحرک بوده و تغییر مکان می‌داده است.”
گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

در این مرحله از کارگاه چند نقد به‌عنوان نمونه‌هایی از نقد سیاسی بازخوانی شد. نخست بخشی از نوشتار انتقادی «ژاک آتالی» موسیقی‌شناس انتقادی و مارکسیست سرشناس از مجموعه‌ی «مارکس و موسیقی» (به ویراستاری رگولا بورکهارت قریشی) ترجمه‌ی «شهریار خواجیان» به‌عنوان یک نمونه‌ی تاثیرگذار خوانده شد:
مرد پیانو

مرد پیانو

بیلی جوئل (Billy Joel) تقریبا” از سال ۱۹۷۱ تصمیم گرفت تا برای خود کار کند، لذا شروع به تهیه یک آلبوم نمونه برای خود نمود. به کالیفرنیا رفت تا اولین آلبومش را در آنجا ضبط کند، بنام “Cold Spring Harbor”.
یاد بود استاد حسن کسایی (II)

یاد بود استاد حسن کسایی (II)

دکترعمومی سپس به تعریف خاطراتی از استاد کسایی پرداخت (لحن و صدای وی در هنگام صحبت درباره استاد خود به قدری متاثر کننده بود که تمام حاضرین را تحت تاثیر قرار می داد) سپس بخشی از مصاحبه خود با استاد حسن کسایی را برای حاضرین پخش کرد. در این مصاحبه حسن کسایی به اهمیت شعر در موسیقی ایرانی می پردازد و می گوید: “ساز زدن بدون توجه به شعر معنایی ندارد. من در سازم شعر می خوانم”. او معتقد است مطلبی که در شعر وجود دارد، باید با کمک موسیقی و بوسیله نوازنده بیان شود. دکتر عمومی ضمن تاکید حرف های استاد کسایی، به بیان اهمیت شعر در موسیقی ایرانی پرداخت و آشنایی با شعر فارسی را برای موسیقیدانان از نکات پر اهمیت دانست.
روش سوزوکی (قسمت پنجاه و پنجم)

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و پنجم)

یک مثال قدیمی ‌می‌گوید در آنجا که خواسته وجود دارد، برای آن راهش هم وجود دارد: چراکه به این سادگی به نظر می‌آید به این دلیل آن را مبادا که نپذیری و فکر کنی که به تو مربوط نیست! همه چیز به همه ما مربوط است.
کدام تغییر؟ کدام نظام؟ (IV)

کدام تغییر؟ کدام نظام؟ (IV)

سخنرانی ای نامنسجم، آشفته و ضعیف (به شیوه ی از هر دری سخنی) که گاهی در آن شعری عاشقانه و خام از جانب ایشان خوانده می شد، گاهی به بحث های سیاسی می کشید، گاهی به جوک تعریف کردن و گاه گاهی هم به متلک انداختن به سایر هنرمندان، بی آنکه ارتباط چندانی بین این موضوعات وجود داشته باشد، چه دستاورد علمی و عملی ای برای نوازندگان تنبک و به طور کلی علاقه مندان به موسیقی داشت؟ آیا «نامتعارف» و «جسور و صریح» بودن به هر قیمتی ارزش این را دارد که به جای پرداختن به اصل موضوع (که ظاهراَ تغییر نظام تنبک نوازی و پرداختن به بحثی فنی و موسیقایی است) این چنین مدام به بیراهه زده شود؟
انتشار سومین آلبوم نورا جونز:Not Too Late

انتشار سومین آلبوم نورا جونز:Not Too Late

نورا جونز Nora Jones را با آلبوم های “Come Away with Me ” و ” Feels Like Home ” که به ترتیب در سالهای ۲۰۰۲ و ۲۰۰۴ منتشر شده اند، می شناسیم. آلبوم اول هشت جایزه گرمی را در سال ۲۰۰۳ برایش به ارمغان آورد و بیش از بیست میلیون نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رسید.
گزارشی از جلسه نقد «پیمان عشق» و پخش مستند «هزارداستان امیرجاهد» (I)

گزارشی از جلسه نقد «پیمان عشق» و پخش مستند «هزارداستان امیرجاهد» (I)

نشست بررسی و رونمایی آلبوم «پیمان عشق» و پخش مستند «هزارداستان امیرجاهد» در روز پنجشنبه ۲۶ شهریور ماه در خانه هنرمندان برگزار شد. در ابتدای این نشست محمود توسلیان منتقد موسیقی و روزنامه نگار با اشاره به اینکه جهان امروز، جهان انتخاب هاست و کسانی که این برنامه را انتخاب کردند بی شک از روشنفکران واقعی جامعه اند، از حاضرین خواست تا آثاری از این دست را بیشتر مورد مداقه قرار دهند و حمایت کنند.
چشمه ای جوشیده از اعماق (VIII)

چشمه ای جوشیده از اعماق (VIII)

به جهت رویکرد مذهبی پارت، او را در کنار آهنگسازان مینیمالیستی چون هنریک گورتسکی(۲۰) و جان تاونر(۲۱)، در یک تقسیم بندی کلی در زمره موسیقیدانان “مینیمالیسم قدسی”(۲۲) بشمار می آورند. هرچند نباید از نظر دور داشت که اصطلاح مینیمالیسم قدسی به مکتب مدونی با اصول و قواعد مشخص موسیقایی اشاره ندارد و این اصطلاح بیشتر توسط کمپانی های ضبط موسیقی، مجلات موسیقی و برخی منتقدین در اشاره به آهنگسازان مینیمالیستی که موسیقی شان رویکردهایی مذهبی و معنوی دارند باب شده است.