هستی و شناخت در منظر هنر (I)

گشودن راز هستی در قلمرو… هنر
شناخت حاوی مثلثی از خیال، تجربه و عقل است. هر شناختی از خیال آغاز، سپس به تجربه و در فرجام به عقل یا همان مجموعه منطق های زاییده شده فرجام پیدا می کند. حذف هر یک از این سه قلمرو منجر به ابتر ماندن شناخت خواهد شد. خیال نیرو و انگیزه تحرک برای شناخت را فراهم می کند، بستر ظهور عشق و کنجکاوی است، نیرویی است که انسان را وا می‌دارد تا از تسلط خطرناک تکرار برخود رها شود، قدرتی است پرسش آفرین.

اگر ذات شناسنده یعنی انسان را در صحرایی تاریک در نظر گیریم، چنین انسانی برای حرکت خود نیاز به دو چراغ دارد؛ اولین آن همان چراغ مقابل است. چراغی که هدف و انگیزه تحرک آدمی بسوی خود را فراهم می آورد.

قلمرو خیال همان چراغی است که آدمی از تسلط کسل بار تکرار رها می سازد.

در مقابل چراغ در دست، همان نوری است که سالک ما نیاز به آن دارد که زیر پای خود و میدان حرکتی خود را با آن روشن کند؛ این چراغ همان عقل است. طبیعی است که هر چراغی برای روشن کردن میدان ویژه خود بکار می آید، در یکجا چراغ به جاده تبدیل میشود، در جایی دیگر به پل و در جایی دیگر به ابزارهای حرکت بر روی آب و پرواز در آسمان… طبیعی است که تحت این شرایط چراغ در دست باید که تکامل و تنوع یابد اما چگونه؟

در طریق چه روندی است که ما قادر می شویم عقل خود را نو و نوتر کنیم؟ (چراغی در دستم و چراغی در برابرم، من به جنگ سیاهی می روم.) برای پاسخ به این پرسش لازم است به تاثیرات متقابل و چالشهایی که میان عقل حاکم از یک سو و تجربیات جدید از سوی دیگر همراه با ساختار انگیزشی هدف زای قلمرو خیال توجه کنیم. در این میان اگر اندکی دقت فرمایید متوجه میشوید که عشق از جنس آینده و عقل از جنس گذشته است.

بنابراین در قلمرو زایش در شناخت، نوعی همزمانی میان گذشته و آینده در اکنون ما صورت می گیرد. همین همزمانی است که نامش را نقد می نامیم. از طریق همین روند است که عقل جدید زاییده می شود. پس با ازدواج خیال (آرزومندی) و عقل و تجربه است که عقول جدید زاییده می شوند. اکنون می توانیم بیماریهای شناخت را حاصل تسلط یکی از این سه جز، بر اجزا دیگر تعریف کرد. بدین ترتیب که:
۱- اگر نیروی خیال تسلط پیدا کند و نگذارد تا میدان برای تجربیات جدید و تاثیر میراث عقول قبلی گشوده شود، یکی از مهمترین بیماری های شناخت به نام توهم پدید می آید که بسته به عرصه ای که خیال می گشاید می تواند به صورت رفتارهای ضد اخلاقی و آنارشیک متنوعی ظاهر شود.
۲- در مقابل اگر عقول باز مانده از گذشته حاکم شوند، این تکرار است که به صورت بیماری از خود بیگانگی ظاهر می شود. نوعی از بیماری که در صورت پیوند با قدرت سیاسی از قدرت سرکوب زیادی بهرمند می شود.
۳- و سرانجام با تسلط تجربه و نبود تاثیرات دروکن دیگر همان بیماری عمل زدگی یا پراگماتیسم ظاهر می شود. جزمیت و عملگرایی در جریان تحولات زندگی مدام به یکدیگر بدل می شوند.

بدین ترتیب جزمیت (دگماتیسم)، عمل گرایی (پراگماتیسم) و توهم، سه بیماری بنیادین شناخت شمرده می شوند. با این حال باید توجه داشت که گرایش زاینده در عرصه همین ارکان سه گانه، منجر به پدید آمدن علم و هنر در جوامع بشری شده است.

2 دیدگاه

  • علي نجفي ملكي
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۹۰ در ۱۰:۱۶ ق.ظ

    با تشکراز مطلب بسیارآموزنده جناب قانع بصیری.انتظاربیشتری ازاهالی معرفت میرود تاروی این ایده های ناب کار کرده وآنها را بسط دهند.

  • سهراب
    ارسال شده در اسفند ۴, ۱۳۹۰ در ۱۱:۰۹ ب.ظ

    سلام و خسته نباشید.
    فکر می کنم شناخت حاصل مراحل: مشاهده، تجزیه و تحلیل، اندازه گیری و طبقه بندی باشد. کسب بینش از شناخت کلمه ی مناسبری باشد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (VI)

این جنبه اجتماعی شامل موسیقی در مدارس و دانشگاه سیر روزافزون و بهبودی مداوم داشت در تمامی دهه‌های بعد از ۱۹۲۰٫ بهتر بگویم از آن زمانی که آقای وزیری بعد از چهار سال تحصیل در فرنگ به کشور برگشت و مدرسه موسیقی را تشکیل داد.

آلبوم «به یاد لطفی» منتشر شد

آلبوم به یاد لطفی با اجرای گروه نهفت به سرپرستی جهانشاه صارمی و خوانندگی پوریا اخواص از سوی موسسه فرهنگی و هنری آوای گنبد نیلی منتشر گردید. جهانشاه صارمی که علاوه بر ۲۲ سال سرپرستی گروه نهفت، تالیف کتاب های آموزش تار و سه تار، همکاری در چندین کتاب معتبر موسیقی، انتشار چندین آلبوم صوتی و تصویری، تجربه بیش از سی سال آموزش موسیقی به ویژه در گروه سنی کودک و نوجوان را در کارنامه هنری خود دارد، در بخشی از بروشور این آلبوم می نویسد: «این آلبوم با هدف تجلیل از یکی از فرهنگ سازترین موسیقی دانان ایران و نیز ثبت توان اجرایی نسل دوم گروه نهفت منتشر می گردد.»

از روزهای گذشته…

نور، دوربین  (III)

نور، دوربین (III)

قطعات این اجرا (و البته اجراهای قبلی) تا حدودی خصوصیات شبیه به یکدیگر دارد. اولین ویژگی که در بخش قبل هم به آن پرداخته شد تنک شدن تزینات است. مهم‌ترین چیزی که در قطعات به چشم می‌خورد استقلال کم بخش‌های مختلف گروه نسبت به یکدیگر است؛ در میان قطعات کمتر قطعه‌ای را می‌توان یافت که حضور ۵ سنتور را توجیه کند.
شماره‌ی چهارم مهرگانی منتشر شد

شماره‌ی چهارم مهرگانی منتشر شد

به تازگی چهارمین شماره‌ی دوفصلنامه پژوهشی مهرگانی که در زمینه‌ی مطالعات تاریخی و تجزیه و تحلیل موسیقی فعالیت می‌کند، منتشر شده است. در این شماره پس از سخن نخست، که یاران مهرگانی (شورای نویسندگان) در آن به حلاجی اجمالی وضعیت انتشار مقالات در نشریات پژوهشی موسیقی (به ویژه خود مهرگانی) از طریق تشبیه به دنیای اقتصاد پرداخته‌اند، می‌توانید به ترتیب سه مقاله‌ی «بررسی سازهای بادی در رسالات عبدالقادر مراغی» نوشته‌ی نرگس ذاکرجعفری، «تحلیل خودکار شباهت ملودیک؛ مروری بر روش‌ها و بنیان‌ها» نوشته‌ی مرجان خیراللهی و «نقش تکرار تماتیک و درآمیختگی نقش‌مایه‌های ملودیک در ساختمان فرم مقدمه‌ی بیداد مشکاتیان» نوشته‌ی آروین صداقت‌کیش را در بخش مقالات که مختص نوشتارهای پژوهشی تالیفی است بخوانید.
معمای مرگ موتسارت

معمای مرگ موتسارت

یکی از موضوعات اصلی، به موازات بررسی ساختار و اندیشه موسیقیدانان بزرگ از رهگذر آثارشان، بازخوانی سیر و سلوک روحی و تاریخی آنها در گذر زمان و مواجه با مشکلات اجتماعی فرهنگی و حتی سیاسی زمان خویش است. با اینکه این رویکرد در مورد آهنگسازان رمانتیک (بعنوان مثال بتهوون) بسیار به درک بهتر آثارشان یاری می رساند، قضیه در مورد آهنگسازان کلاسیک و بویژه موتسارت، کمتر همسویی قابل توجهی بین روند زندگی آنها و ساختار و مفهوم آثارشان را آشکار میسازد.
فرج نژاد: با کوارتت کلگیوم همکاری خواهیم داشت

فرج نژاد: با کوارتت کلگیوم همکاری خواهیم داشت

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با میدیا فرج نژاد آهنگساز و نوازنده درباره فعالیت های این موسیقیدان جوان، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است.
علی رحیمیان: برای موسیقی فرهنگی ارزشی قائل نیستند

علی رحیمیان: برای موسیقی فرهنگی ارزشی قائل نیستند

در ادامه مصاحبه با آقای علی رحیمیان راجع به فعالیت های هنری ایشان، در این مطلب قسمت دوم این مصاحبه را می خوانیم.
واریاسیون های موتسارت

واریاسیون های موتسارت

از کارهای زیبای موتزارت می توان به واریاسیون های او روی قطعات و ملودی های معروف اشاره کرد.
حکایت یک اختراع موسیقایی ایرانی

حکایت یک اختراع موسیقایی ایرانی

شاهین مهاجری میکروتونالیست٬ محقق موسیقی و نوازنده تمبک٬ در سالهای ۸۳ و ۸۴ با شرکت صوت آذین همکاری داشته است. وی در طراحی نرم افزار موسیقی هم آوا نقش داشته و بر اساس محاسبات تغییرات فرکانسی وی ٬ تیونر چینی EMT-668 ساخت کارخانه Eno-music ٬ ربع پرده ای گشته و به ”رهاب“ تغییر نام یافت. در اینجا مطلبی از ایشان در نقد اختراع جدید شرکت صوت آذین میخوانیم:
روش سوزوکی (قسمت هفدهم)

روش سوزوکی (قسمت هفدهم)

من در بین سنین بیست تا سی سالگی غالبا به عنوان دانشجو در برلین بسر می بردم. وقتی که من به آلمان رسیدم به دنبال بهترین معلم ویولون بودم و کارل کلینگر را پیدا کردم. پروفسور به من قطعات بسیار سختی را داد که بر روی آنها کار کنم من هر روز پنج ساعت تمرین می کردم اما هر چه بیشتر کار میکردم مثل این بود که من عقب تر می رفتم! روزها و ماه ها به همین گونه سپری می شدند و من اصلا پیشرفتی نمی کردم تا اینکه بطور کلی قطع امید کردم. فکر می کردم که امیدی نیست من بی استعداد هستم. از کنسرتهای موسیقیدانهای بزرگ هم دیدن می کردم که مرا دلسردتر می کرد.
مروری بر آلبوم «حباب و سراب»

مروری بر آلبوم «حباب و سراب»

چه می‌شود آن هنگام که دو یا چند موسیقیدان که کفه‌ی ترازوی سابقه‌شان به سود آهنگسازی می‌چربد تصمیم می‌گیرند در مجموعه‌ای همنشین شوند و بداهه بنوازند؟ حاصل در نهایت چه خواهد شد؟ پله‌ی اولِ پاسخ احتمالا بسیار ساده است. ایده‌های آهنگسازانه‌شان یا حتا ایده‌های از آهنگ‌های ساخته‌شده‌شان در سرتاسر آن آفریده‌های بداهه پخش می‌شود. در حباب و سراب چنین شده است.
گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

«تریپ ما» با توجه به کمبودهای آشکار فنی و تجربی که در تنظیم آن شنیده می‌شود، اما بی‌تردید یکی از معدود آهنگ‌های رپ فارسی با بیان واقع‌گرایانه از زندگی خشن و شرایط غیر انسانی جوانان مقیم تهران است که از زبان «سروش لشگری» معروف به «هیچکس» به همراهی «مهرک» معروف به «Reveal» و تنظیم و آهنگسازی «شاهین پژوم» ابراز می‌شود.» (از متن نقدی با عنوان «تریپ «هیچکس» تریپ مردمی رپ فارس»)