- گفتگوی هارمونیک Harmony Talk - http://www.harmonytalk.com -

مصاحبه با کورت مازور (II)

واحدهای نظامی در لایپزیگ در آماده باش به سر می بردند تا در صورت نیاز به اعتراضات پاسخ دهند.
ما فقط می توانستیم در این باره حدس هایی بزنیم. در روزنامه ها خوانده بودیم که اگر لازم شد نیروهای نظامی می توانند که تظاهرات را در هم بریزند. زمانی که این خبر را شنیدیم، نمایندگان New Forum (جنبش اصلاحی که در سال ۱۹۸۹ آغاز شد) با من تماس گرفتند. آن روز دفتر کار من در Gewandhaus به نوعی به مرکز ارتباطات تبدیل شده بود، من با کورت میری، نماینده فرهنگی حزب تماس گرفتم. وقتی که او دو ساعت پیش از تظاهرات تماس گرفت، گروه کوچکی در منزل ما جمع شدند و به سرعت پیش نویسی از درخواستمان تهیه کردیم که من بعد بر روی نوار ضبط کردم.

شش نفر آن درخواست را امضا کردند: یک خداشناس، یک نوازنده کاباره، سه دبیر محله ای از حزب حاکم اتحاد سوسیالیست ها و شما.

بله. من تنها قهرمان آن روز نبودم. ما تنها نمونه ای از یک خروار بودیم و باید بر سر حرف مشترکی پایدار می ماندیم. سه عضو حزب دستور العمل های خاصی از برلین دریافت نکرده بودند، در نتیجه مدام در حال تماس گرفتن با برلین بودند.

حس می کردید که دارید برگی از تاریخ را می سازید؟

در آن زمان ما به این فکر نمی کردیم که داریم دنیا را تغییر می دهیم. مهم ترین چیز، این بود که کاری انجام دهیم. برای هفته ها روحیه مردم در وضعیت اسفناکی بود. یکبار ارکستر Gewandhaus مجبور شد که ضبط را کنسل کند. ابوا سولیست، از اینکه نمی تواند کار را انجام دهد عذر خواهی کرد و گفت: «آقای مازور من دیگر نمی توانم ادامه دهم. همین الآن از در کلیسا خارج میشدم و آن ها داشتند دختری را با کشیدن موهایش به سمت کامیون هدایت می کردند.»

شما در شب نهم اکتبر اجرایی را رهبری کردید. برنامه چطور پیش رفت؟

خب، تظاهرات تمام شده بود و هیچ گلوله ای شلیک نشده بود. اما، من کت رهبریم (tailcoat) را تنم کردم. مدیر ارکستر آمد و گفت: «سالن پر شده و همه موزیسن ها هم حاضرند. می توانید برنامه را شروع کنید.» این عجیب ترین بخش این انقلاب بود: انقلاب عصر دوشنبه صورت گرفت و تا نهایتا تا صبح سه شنبه، همه مثل روزهای عادی به محل کار خود برگشته بودند. هیچ گاه آن کنسرت را فراموش نمی کنم.

به عنوان بخشی از شغلتان مجبور بودید که با روشنفکران، هنرمندان و اعضای حزب کمونیست کار کنید. هیچ گاه وفاداریتان زیر سوال رفت؟

تنها کسی که در جمهوری دموکرات آلمان زندگی نکرده بود، چنین تضادی را می دید. لایپزیگ یکی از مراکز موسیقی اروپاست. باخ، مندلسون، برامس، همگی اینجا کار کرده اند و Gewandhaus در قلب شهر قرار دارد. البته من به عنوان مدیر آن باید با که مردمانی از شهر و روستا سر و کله می زدم. من با همان شکوه و وقار از آقای هونکر (رهبر جمهوری دموکراتیک آلمان از سال ۱۹۷۱ تا سال ۱۹۸۹) استقبال کردم که اگر ملکه انگلیس به کنسرتم می آمد، از او استقبال می کردم و به دست بوسش می رفتم. من صاحبخانه بودم و برنامه مال من بود.