طبقه بندی تکنیک های تنبک (I)

مقدمه به جرات می توان گفت تنبک از جنبه تنوع تکنیک نوازندگی (در این جا منظور از تکنیک نوازندگی همان شیوه های انگشت گذاری ساز است) از کاملترین سازهای کوبه ای ممبرانوفون (پوست آوا) می باشد. بررسی این تنوع بدون نگاهی سیستماتیک (اصولی و قاعده مند) که در برگیرنده صفات مشترک و غیر مشترک تکنیکهای نوازندگی باشد غیر ممکن به نظر می رسد. از جمله نتایج این دیدگاه اصولی که در واقع هنر مرتب نمودن تکنیکها است قرار گرفتن هر تکنیک در جایگاه خود و مشخص شدن رابطه ساختاری – تکاملی تکنیکها با هم دیگر و یافتن تکنیکهای جدید می باشد. در این نوشتار سعی بر این است تا بانگاهی مختصر به مفاهیم اولیه تفکر سیستماتیک و اصول طبقه بندی از این آگاهی در جهت رده بندی تکنیکهای تنبک بهره گیریم.

تعاریف اولیه
در زیر به ذکر اصول اولیه و تعاریف موردنیاز در طبقه بندی پرداخته میشود. لازم به ذکر است از این اصول که در رده بندی زیستی بیشترین کاربرد را دارند در طبقه بندی تکنیکهای تنبک استفاده شده است.

۱- تاکسونومی: دانش طبقه بندی و نامگذاری موجودات – اشیاء و مفاهیم در اصطلاح تاکسونومی نامیده می شود. واژه Taxonomy مرکب از دو کلمه taxis به معنای ترتیب و nomos به معنای قانون تشکیل شده است. تاکسونومی با تاکسون یا واحد طبقه بندی ارتباط داشته و آنها را بر اساس صفات مشترک در طبقات یا صنوف خاص خود قرار می دهد. نتیجه تاکسونومی رده بندی شدن تاکسون ها می باشد.

۲- صنف: چهارچوبی انتزاعی است که شی مورد رده بندی در آن قرار می گیرد. هر صنف یا طبقه دارای صفات مشترک با طبقات بالا و پایین خود است. این رابطه را می توان به اختصار رابطه والد- فرزند نامید. از دید ریاضی ساختار طبقه بندی شده نموداری مانند شکل زیر است که شاخه درختی بوده وشروع آن از ریشه Root یاNode می باشد که نقطه ای است با صفتی مشترک در تمام شاخه ها و طبقات.

۳- تاکسون: تاکسون یا واحد طبقه بندی محتوای هر صنف است که مورد بررسی قرار می گیرد.

۴- صفت شاخص یا تاکسونومیک: ویژگی یا صفتی که برای مشخص کردن یا جدا کردن یک گونه از گونه دیگر به کار میرود، صفت تاکسونومیک نامیده میشود و آن عبارت از صفت یا صفاتی است که بر مبنای آنها دو گروه نزدیک جانوری به یکدیگر تشابه داشته یا از یکدیگر متمایز میگردند.

بطور کلی دو نوع صفت وجود دارد که عبارتند از:
۱) صفات قابل اعتماد، مانند تعداد مهره های بدن
۲) صفات غیر قابل اعتماد مانند رنگ

۵- توصیف: بررسی صفات و مشخصات یک تاکسون را گویند.

۶- نامگذاری: مهمترین اصل در نامگذاری تاکسونها در نظر گرفتن صفات مشترک بین تاکسون ها است. در واقع قصد از نامگذاری معرفی تاکسون و صنف آن است. معمولا با حرکت به سمت صفات شاخص صنوف مختلف نامگذاری را می توان تعریف نمود. مثلا به نمونه زیر در مورد بلوط سفید دقت کنید:
صنف۱. گیاه
صنف۲. درخت
صنف۳. بلوط
صنف۴. بلوط سفید

در نامگذاری معمولا از ۲ کلمه یا بیشتر استفاده می شود. کلمات بعدی معمولا توضیحات لازم را در مورد صفات و مشخصات اولین صنف نام گذاری ارائه می دهند. در نهایت نام گذاری در ایجاد یکدستی – وضوح و یک ادبیات مشترک برای نامیدن تاکسونها بسیار مفید می باشد.

در نامگذاری از منابع مختلفی استفاده می شود. مثلا:
۱- نام افراد
۲- نام مکانها
۳- نامهای دیگر

کاربرد اصول تاکسونومی در بررسی تکنیکهای تنبک
همانطور که در بالا ذکر شد اولین کاربرد تاکسونومی در تکنیک شناسی تنبک شناسایی صفات مشترک و غیر مشترک تکنیکهای نوازندگی است. به این ترتیب هر تکنیک در صنف و طبقه خود قرار می گیرد و رابطه ساختاری – تکاملی تکنیکها با یکدیگر مشخص می شود. از طرفی می توان تکنیکهای جدید را حدس زد و کشف نمود. اولین گام در این راه دستیابی به تعریفی اصولی از تکنیک در نوازندگی تمبک است (باز تاکید میشود که در این نوشتارمنظور از تکنیک همان شیوه های انگشت گذاری ساز است). منظور از تکنیک به طور عام عبارت است از توالی از فعالیتها جهت انجام یک کار.

اما مفهوم زیر می تواند گویای تکنیک در تنبک نوازی باشد:
کاربرد بخشهایی از ۱دست یا ۲دست (مانند بخشهای مختلف یک یا چند انگشت- کف دست و…) به شکل متصل یا منفصل یا استفاده از ابزاری متفاوت با دست (مانند کوبه و…) که نیروی خود را ازبخشهایی خاص از دست (مانند مچ دست) اخذ کرده و از طریق ضربه زدن، مالش یا شیوه هایی دیگر بر روی ناحیه یا نواحیی از پوست یا چوب یا اشیاء مولد صوت متصل به بدنه ساز تولید صدا نمایند.

براساس تعریف بالا و دربررسی یک تکنیک باید به بررسی ۴ نوع مشخصه پرداخت:
۱- نحوه تولید صدا
۲- شکل تکنیک
۳- حرکت درتکنیک
۴- مشخصات صوتی

هر کدام از ۴ مورد فوق می تواند صنوف و طبقات مختلف مورد نیاز برای تاکسونومی تکنیکهای تنبک را تعریف نماید.

طبقه بندی تکنیک های تنبک
طبقه بندی و نامگذاری تکنیکهای تنبک نوازی که در اصطلاح “تاکسونومی تکنیک های تنبک” نامیده می شود بر اساس توصیف صفات مشترک تاکسون ها یا تکنیکها صورت گرفته و آنها را در طبقات یا صنوف خاص خود قرار می دهد. نتیجه این تاکسونومی رده بندی شدن تکنیک ها می باشد.

تاکسون
تاکسون یا واحد طبقه بندی در این تاکسونومی همان تکنیک است که مورد بررسی قرار می گیرد.

صنف
همانطور که قبلا گفته شد در طبقه بندی تکنیکهای تنبک نوازی صنف چهارچوبی انتزاعی است که تاکسون (تکنیک) مورد بررسی در آن قرار می گیرد. هر صنف یا طبقه تکنیک دارای صفات مشترک با طبقات بالا و پایین خود است.

صفت شاخص یا تاکسونومیک تکنیک های تنبک
ویژگی یا صفتی که برای مشخص کردن یا جدا کردن یک تکنیک از تکنیک دیگر به کار میرود، صفت تاکسونومیک تکنیک های تنبک نامیده میشود و آن عبارت از صفت یا صفاتی است که بر مبنای آنها دو گروه نزدیک تکنیکی به یکدیگر تشابه داشته یا از یکدیگر متمایز میگردند.

بطور کلی دونوع صفت وجود دارد که عبارتند از:
۱) صفات قابل اعتماد، مانند تعداد انگشتان به کاررفته – نحوه ارتباط انگشتان با یکدیگر و… به طور کلی هر ۴ نوع صفت اشاره شده در بالا از نوع قابل اعتمادند.
۲) صفات غیر قابل اعتماد مانند شدت و ضعف ضربات

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جان کیج و ذن بودیسم (IV)

گفتگوی بالا بین پروفسور «سوزوکی» – استاد فلسفه شرق دور – و یکی از شاگردانش در دانشگاه کلمبیا صورت گرفته که جان کیج آن را در مقاله ای به نام «شفافیت و ظرافت» آن را نقل می کند. می گویند که «ذن» اولین بار با یک کنایه آغاز شد. بدین گونه که: روزی بودا با شاخه گلی در دست به جایگاه موعظه ی روزانه اش آمد و به جای موعظه های معمول، آن روز فقط گل بود و سکوت. یکی از پیروانش راز پیامِ بی کلام او را دریافت و ذن آغاز شد.

یادداشتی بر آلبوم «نبودی تو»

موسیقیِ «نبودی تو» را می‌توان در این عبارت خلاصه کرد: کنار هم نشاندنِ بی‌ربطِ عناصری بی‌ربط و در عین حال نخ‌نما. شیوه‌ی تنظیم و هارمونیزه کردنِ نُه ترانه‌ای که در این آلبوم گنجانده شده عمده‌ترین عنصرِ تاریخ مصرف گذشته‌ی مجموعه است. صدای خواننده نیز معمولاً بی هیچ ایده‌ی مشخصی، در فواصلی مستعمل، بر فضاسازی‌هایی سوار می‌شود که حاصلِ نازل‌ترین فرمول‌های نیم قرن پیش‌اند.

از روزهای گذشته…

باغلاما در قرن بیستم، حالتی بین تکامل و استانداردسازی (III)

باغلاما در قرن بیستم، حالتی بین تکامل و استانداردسازی (III)

در مسئله افزایش پرده ها نقش «مظفر ساری سُزِن» (تصاویر زیر) را نباید نا دیده گرفت [مظفر ساری سُزِن که نقش بزرگی در معرفی و اجرای موسیقی مردمیِ ترکیه داشته خود در دهه ۱۹۴۰ م. سازی با ده سیم و اندازههای متفاوت می نواخته است].
یوسفی: جای خالی تفکر را در موزیسین ها میبینم

یوسفی: جای خالی تفکر را در موزیسین ها میبینم

چهار سال پیش خبری مبنی بر چاپ سالشمار موسیقی زنان توسط نیکو یوسفی در خبرگزاری ها قرار گرفت ولی به دلایل مختلفی این اتفاق به تاخیر افتاد تا اینکه قرار شد، اطلاعاتی مربوط به موسیقی زنان در سایتی خصوصی به مدیریت نیکو یوسفی به انتشار برسد. با او به گفتگو نشسته ایم درباره شکل جدید این پروژه و فعالیتش.
شیوه ای نوین در نوازندگی گیتار کلاسیک (I)

شیوه ای نوین در نوازندگی گیتار کلاسیک (I)

دو تکنیک “Lip” و “Nose”، بصورت یک مکمل در کنار هم می توانند در شنیده شدن و اجرای فواصل دور از هم، در ساز گیتار، موثر باشند. تا قبل از این ما به عنوان یک نوازنده ی گیتار از اجرای فواصلی که دست چپ توانایی اجرای آن را نداشت صرف نظر می کردیم و به دنبال جایگزین و یا حذف برخی از نت ها بودیم تا امکان اجرای آنها میسر شود؛ بخصوص توانایی دست چپ نوازنده نیز ملاک اصلی در این انتخاب بود. روش های مطرح شده، همراه با عکس و فایل ویدئویی آن، می تواند در انتقال بهتر مفاهیم راهنمای شما در چگونگی انجام این تکنیک ها باشند. تاکید مولف بر ابداع در این مقاله، متمرکز بر روی تکنیک “Lip” است.
ارکستر فیلارمونیک لندن (I)

ارکستر فیلارمونیک لندن (I)

ارکستر فیلارمونیک لندن (LPO) یکی از شاخص ترین ارکسترهای انگلستان می باشد که در تالار جشنواره سلطنتی قرار دارد، به علاوه LPO اصلیترین ارکستر جشنواره اپرای Glyndebourne می باشد. همچنین ارکستر LPO در Congress Theatre، East Bourne و Brighton Dome کنسرت داده است. این ارکستر در سال ۱۹۳۲ توسط سر توماس بیکام (Sir Thomas Beecham) شکل گرفت و اولین کنسرت آن در ۷ اکتبر ۱۹۳۲ در تالار ملکه لندن بود. رهبر بنیانگذار آن مالکوم سرجنت (Malcolm Sargent) بوده، در سالهای ابتدایی، ارکستر توسط پال بیرد (Paul Beard) و دیوید مک کالوم (David McCallum) رهبری می شد، همچنین از جمله نوازندگانی که ارکستر را مدیریت می کردند، آنتونی پینی (Anthony Pini)، رینالد کل (Reginald Kell)، لئون گُسنس (Léon Goossens)، گیون بروک (Gwydion Brooke)، جفری گیلبرت (Geoffrey Gilbert)، برند والتون (Bernard Walton) و جیمز برادشو (James Bradshaw) بودند.
نی و قابلیت های آن (II)

نی و قابلیت های آن (II)

در قسمت قبل به صورت مختصر به تاریخچه نی پرداختیم، در ادامۀ این مطلب به بررسی انواع سازهای بادی هم خانوادۀ نی در ایران و طبقه بندی آنها می پردازیم. سازهای بادی هم خانوادۀ نای کهن را می توان در ابتدا به دو دسته تقسیم کرد:
دیلان‌ به‌ روایت‌ هندریکس‌ – ۲

دیلان‌ به‌ روایت‌ هندریکس‌ – ۲

تونالیته‌ آهنگ‌ و آکوردهای‌ نواخته‌ شده‌ در آن‌ همانهایی‌ است‌ که‌ دیلان‌ نوشته‌ بود و هندریکس‌توالی‌ آکوردها را به‌ همان صورت‌ که بود حفظ‌ کرد. تنها در یک‌ جا (همراه‌ کلمه‌ joke) به‌ جای‌ آکورد A ازآکورد #F مینور نسبی‌ استفاده‌ کرد.
موسیقی ایرانی و واکنش غیرایرانیان در گفتگو با ایمان وزیری

موسیقی ایرانی و واکنش غیرایرانیان در گفتگو با ایمان وزیری

ایمان وزیری (تکنواز تار و آهنگساز)‌ به تازگی همراه با فرزانه ابراهیمی (آواز) در موزه تروپن در آمستردام کنسرتی داشت. به همین بهانه، در زمینه‌های گوناگون با او گفتگویی خودمانی کردیم:
میرهادی: از استادان تنبور کرمانشاه کسب اجازه کردیم

میرهادی: از استادان تنبور کرمانشاه کسب اجازه کردیم

بعد از چندین سال آقای تفرشی تماس گرفتند و گفتند که به این خاطر که همه مقام هایی که می خواهیم را نمی توانیم اجرا کنیم، من چند ترانه فولک شهری را در میان کار می خواهم استفاده کنم و شعرهای جدیدی روی آن گذاشتیم که باز آقای تفرشی زحمت کشیدند و اجازه استفاده از آنها را از خوانندگان آن منطقه گرفتند. من طی سه روز این کنسرتو را نوشتم البته این کار یک پشتوانه ۷ ساله هم داشت. این کنسرتو در جشنواره موسیقی معاصر با نوازندگی تنبور سجاد محرابی و آواز نوید رحمانی اجرا شد.
چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (IV)

چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (IV)

صدا در دامان موسیقی در مقابل تناقضات و اضداد بی شماری واقع می گردد. در موسیقی کلاسیک غرب (موسیقی برآمده از کلیسا) تناقض، درگیر عناصری شده که به این نوع از موسیقی اهمیتی فراتر از صوت داده است. اما در موسیقی دستگاهی ایران، جایگاه صدا و گرفتاری آن در درون تناقضاتی قرار گرفته که ناشی از سیستم مُدال و همچنین نشانه هایی وابسته به آیین ها، مراسم و مقولاتی است که ارجاعی بی واسطه به حساب می آیند و در چهارچوب موسیقی به عنوان منشأ باروری واقع شده اند.
همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (V)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (V)

مسایلی مانند این به حوزه‌ی جامعه‌شناسی یا دانش ارتباطات نقل مکان کرده‌ است. پرسش جالب دیگری که در همین قسمت آمده و وضعیتی مشابه دارد؛ «آیا به وجود آمدن موسیقی، همان‌طور که عده‌ای تصور کرده‌اند تصادفی بوده؟» (ص ۱۲۷) این پرسش نیز امروزه بیشتر در قلمرو تاریخ و باستان‌شناسی قرار دارد.