موسیقی و جنسیت (V)

آن چه در فرجامش به غریزه ی نابودی شناخت و معرفت فرجام می یابد، سیاست است نه هنر. هنر قادر است حتی از کثیف ترین رویدادها، قلمروی از شناخت را بگشاید. این سیاست است که در فرجام خود، هر شناختی را به فرجام ناشگون از خودبیگانگی می کشاند.

هنر می تواند دیالکتیکی زاینده بیافریند. به شرط آنکه عرصه ی فرهنگ انتقادی را برایش بگشاییم.

در مقابل، همین هنر در عرصه ی سیاست به ابزار تحمیق بدل می شود. پس مشکل در هنر نیست، مشکل در سیاست است که رابطه ای یکسویه، تحکمی و غیرانتقادی را طالب است. رابطه ای که در فرجامش آدمی را از شناخت و معرفت تهی می کند.

آنچه که در هنر ابتذالش می نامیم، علتی در بیرون قلمرو معنوی هنر دارد. علت آن را باید در قدرت های منفصل زور و پول دانست. هیچ زنی نمی تواند به علت آن که آواز می خواند و یا سازی می زند، ابتذال آفرین باشد.

آن چه ابتذال می آفریند، باید در مردانی جستجو شود که می خواهند این قلمرو معنوی را به قلمروی غریزی بکاهند و آن را تبدیل به ابزار از خودبیگانگی کنند. هنر مقوله ای انسانی است. نه مردانه است و نه زنانه.

علت روشن است. آن چه هر مقوله را به قلمرو شناخت وارد می کند، انسان است نه رویداد. مولانا چه خوش می گفت:
گفت منصوری انالحق رست شد
گفت فرعونی، انالحق پست شد…

این قرآن را می بینید که کتاب هدایت است، گروهی هم هستند که آن را به کتاب گمراهی تبدیل می کنند. پس نسبت ما با هر مقوله ای بستگی به نیت و نوع نگاه ما به آن دارد. در هیچ مخلوقی از مخلوقات هستی بدی وجود ندارد، خوبی هم وجود ندارد، آن چه آنها را خوب و بد می کند، در نسبت ما با آنها است که آشکار می شود. در نور مطلق و سیاهی مطلق، ما چیزی نمی بینیم. این سایه روشن ها هستند که موجب شناخت می شوند.

پس این مائیم که در نسبت با افعال مختلف ارزش ها و ضدارزش ها را پدید می آوریم. افعال تنها وسیله ی آشکار کردن این ارزش ها هستند. نیات ما همان قلمروهای نور و تاریکی هستند و افعال ما وسائلی هستند که آن نور و تاریکی به آنها می تابند.

در قلمرو اخلاق آنچه موجب خوبی یا بدی فعلی یا چیزی می شود، در رابطه ای است که میان نیات ما با آنها برقرار می شود. اگر می گوئیم شعر حافظ جاودان است، این در شعر حافظ نیست، بلکه حاصل تلاقی این شعر با ذهن جوینده ی ماست که قادر است دست به انکشاف معنی یی جدیدتر در آن ها زند. اما برای آن ذهن که ناتوان از نقادی و یافتن راه های نو است، شعر حافظ به امری میرا و تکراری بدل می شود.

اکنون می توان به این نتیجه دست یافت که چه زن و چه مرد حق دارند از زایش، تجلی و استفاده از هنر بهره مند شوند. آنچه که موجب تمایز ارزشی آنها می شود، نه در آنها بلکه در نگاه ما به این رویدادهای نهفته است.

محرومیت زنان از عرصه ی هنر خود، تنها می تواند به تهی سازی معنوی آنها فرجام یابد و آنها را به سوی جریان های ضداخلاق هدایت کند. آنها در نتیجه ی این محرومیت از ذاتی خلاق، به تعبیری به وسیله ای برای گناه دیگران بدل می شوند. پس آنانکه نیمی از جامعه را از نعمت خلق، عرضه و استفاده از هنر محروم می سازند، نمی دانند چه میدانی از فساد را پدید می آورند!

آنچه این روزها به آن نیازمندیم، خردی است که بتواند ظرفیت های ناشناخته و مهجور مانده ی اجتماعی مان را به ویژه در عرصه ی هنر و موسیقی فعال نماید. تنها هنر است که می تواند حس زیستنی زاینده و شاد را به ما عرضه کند. آنچه باید انجام دهیم، چندان هم غیرممکن و مشکل نیست، تنها کافی است که به این ظرفیت های نهفته و ناشناس، اجازه ی زندگی فعال دهیم.

…و بدین ترتیب نه تنها از معرف نیرو برای امنیت در سیاست بکاهیم، بلکه از نیرویی که هنر می آفریند، بهره گیریم. استقلال و توسعه بدون بهره گیری از این ظرفیت ها تنها می تواند خیالی خام تلقی شود و بس.

——————————————————————————–
* براساس نظریه ی سازه های سه گانه ی هنر و به ویژه موسیقی، در موسیقی سه رکن فعال حضور دارد. اینان عبارتند از:
۱- روند خلق درونی اثر
۲- روند تجلی اثر در سازه های میانی شامل دهان، سازها و زبان موسیقی (نت)
۳- و سرانجام قلمرو شنیداری اثر

سایت زنان موسیقی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

میراث منگوری (III)

وقتی «ریچارد ریکو استوور» در سن ۷۳ سالگی (۳ فوریه) بر اثر سرطان در ایالت واشنگتن (ایالت متحده آمریکا) درگذشت، گیتار کلاسیک جهان چهره مهم دیگری را از دست داد. ریکو، مشهورترین فردی است که تمام زندگی خود را وقف مطالعه و ترویج زندگی و آثار آهنگساز و گیتاریست پاراگوئه ایی، «آگوستین باریوس» کرده بود. او نه تنها زندگی نامه ی قطعی، «شش پرتوی نقره ای ماه»، (زندگی و بارهای آگوستین باریوس منگوره) را نوشت، همچنین بیش از هر شخص دیگری مسئولیت پخش گسترده موسیقی باریوس را برای گیتاریست ها به عهده داشت.

خودآموختگی؛ از ورطه های تکرار تا هاویه های توهم (I)

موضوع اصلی در فرآیندهای زایندگی و خلاقیت اتصالی است که این روند میان میراث های گذشتگان با خواسته ها و آرزوهای آیندگان (و حتی گذشتگان) برقرار می کند. در این شرایط به همان اندازه که میراث ها قادرند برای خود حریمی از تکرار و فرومردگی در خود را پدید آورند خواسته ها و آرزوها نیز از نیروی تحمیل توهم به خودآگاه فرد راهی شده بهره مندند.

از روزهای گذشته…

وقتی همه خوابیم (III)

وقتی همه خوابیم (III)

در ادامه حسین شریفی نوازنده مسلط و خوش تکنیک ترمبون با اشاره به برگشتن مجدد به ارکستر گفت: “من با افتخار در زمان صهبایی اخراج شدم و به نظر من بزرگ ترین اشتباه ارکستر سمفونیک،دعوت از منوچهر صهبایی بود. هیچ کس نپرسید چرا در دوره ایشان چند نوازنده درجه یک ایرانی اخراج شد و نوازنده درجه چند خارجی به ارکستر آمد. من جوابش را می دانم. برای اینکه ایشان بتواند رهبری کند.” عجیب اینجاست که منوچهر صهبایی به کلی منکر اخراج این نوازنده از ارکستر شده و حتی نبود وی را، برای ارکستر سمفونیک زیان بخش میدانست! دیگر نکتۀ قابل بحث در گفته های حسین شریفی این است که ایشان به اتفاقات مشابهی که پس از رفتن منوچهر صهبایی رخ داده هیچ اشاره ای نکرده است، مانند خروج نوازندگان مسلط و جوانی که در آخرین کنسرت به ارکستر دعوت نشده بودند و انگار اصلا نوازندگانی مثل آروین و آرین قیطاسی، باربد بیات، امیر حسین محمدیان، سحر ابراهیمی آذر، مصطفی ادیبان و شبنم پرورش در ارکستر نبوده اند!
مستر کلاس رهبری شهرداد روحانی برگزار می شود

مستر کلاس رهبری شهرداد روحانی برگزار می شود

مستر کلاس رهبری توسط استاد شهرداد روحانی در آکادمی موسیقی کوشا برگزار خواهد شد. این مستر کلاس از دوازدهم شهریور ماه آغاز خواهد شد و مهلت ثبت نام در این مسترکلاس تا نهم شهریور می‌باشد. در این کلاس مباحث تکنیک حرکات دست، پارتیتور خوانی و… مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت و یک قطعه انتخابی هنرجویان شرکت کننده توسط پیانیست و نیز یک کوارتت زهی در دو جلسه جدا نواخته خواهد شد و هنرجویان ایشان را رهبری خواهند کرد. (یک جلسه اجرا با پیانو و یک جلسه اجرا با کوارتت زهی)
ارسلان کامکار: کار کردن با یک رهبر خسته کننده است

ارسلان کامکار: کار کردن با یک رهبر خسته کننده است


متاسفانه در زمان فریدون ناصری که تا ده سال به عنوان رهبر ارکستر فعالیت می‌کرد، خیلی خسته شده بودیم؛ چرا که کار کردن با یک نفر برای انسان خسته کننده می‌شود. همچنین در آن زمان برنامه‌ریزی سالانه نداشته‌ایم و بدون برنامه‌ریزی کنسرت برگزار می‌کردیم و بی‌هدف تمرین می‌کردیم. همچنین کیفیت نوازنده‌ها و کمیت نوازنده‌ها نیز زیاد جالب نبود؛ به گونه‌ای که در آن زمان پنج نفر ویلن یک داشتیم اما الان ۱۶ نفر ویلن یک!همچنین شاید آن زمان ویلن آلتو سه نفر بودند اما اکنون این روند مانند چشمه جوشان است نوازنده‌ها می‌آیند و می‌روند.
نگاهی به همنشینی سازهای محلی و ملی

نگاهی به همنشینی سازهای محلی و ملی

پس از تجربیات تاثیرگذار فرامرز پایور در زمینه گروه نوازی سازهای ایرانی، نوع انتخاب انواع سازها برای گروه نوازی توسط او به شکل استانداردی در گروه نوازی موسیقی ایرانی درآمد. سازهای مورد استفاده او در گروه، کمانچه چهار سیم (که مدتها بود به مانند ویولون ۴ سیم شده بود)، تار، سنتور (سنتور مورد استفاده پایور نه خرک بود که آن هم امروز به صورت استاندارد در آمده گرچه گاه از انواع دیگر سنتور با خرک های بیشتر هم استفاده میشود)، تنبک، عود، نی (هم به صورت سنتی هفت بند و هم به شکل کلید دار که توسط حسین عمومی در گروه او استفاده میشد ولی برخلاف دیگر سازها، این نی هنوز ناشناخته مانده است)، قیچک (به شکل تغییر یافته چهار سیم، به همراه نوع آلتوی آن) و رباب (به شکل تغییر یافته) بود.
طراحی سازها (VI)

طراحی سازها (VI)

بنابر عقیده پیروان مکتب فیثاغورث، اعداد، عناصر اصلی طبیعت و اساس همه چیز بودند، تمام افلاک یک مقیاس موسیقی داشتند که در آن همه چیز با یک هارمونی الهی در جریان است و «موسیقی گردون» را ایجاد می‌کردند. تصویر مقابل، آخرین درک گرافیکی این نقطه نظر را نشان می‌دهد که توسط Robert Fludd در سال ۱۶۳۷–۱۵۴۷ در Utriusque Cosmi Historia ترسیم شده است.
۸۵ سالگی اسطوره جاز (II)

۸۵ سالگی اسطوره جاز (II)

سال ۱۹۴۵، نورمبرگ محل تجمع سالیانه نازیها بود و آدولف هیتلر (Adolph Hitler) در طی آنها پیام نفرت خود را پخش میکرد و به همین خاطر شهرت بسیار بدی داشت. اما بعد از پایان جنگ، بروبک با گروه خود به نام Wolf Pack سالن اپرای نورمبرگ را بازگشایی کرد و در اول جولای ۱۹۴۵، پیام صلح و دوستی را به گوش همگان رسانید.
کوتاه از یک عمر همراهی جیلاردینو و گیتار

کوتاه از یک عمر همراهی جیلاردینو و گیتار

آنجلو جیلاردینو (Angelo Gilardino) متولد ۱۹۴۱ در ورچلّی ایتالیا است. در همین شهر به مدرسه موسیقی رفت؛ نوازندگی گیتار و ویلونسل را آموخت و به تحصیل آهنگسازی پرداخت. سال های ۱۹۵۸ تا ۱۹۸۱ برای جیلاردینو دوره فعالیت به عنوان نوازنده کنسرتی بود. او توانست تاثیر مهمی بر رشد گیتار به عنوان سازی که در قرن بیستم “در چشم بود” داشته باشد. در این سال ها اولین اجراهای صدها قطعه که برای گیتار نوشته شده و به او تقدیم شده بود را اجرا کرد. در سال ۱۹۶۷ انتشارات بربن (Bèrben) او را به عنوان سرپرست مهمترین مجموعه ای که در رابطه با موسیقی قرن بیستم منتشر می کرد، برگزید.
موسیقی pop دهه ۶۰ ، ریشه Rock

موسیقی pop دهه ۶۰ ، ریشه Rock

با پایان گرفتن جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵، سربازان آمریکایی پس از چهار سال به جمع خانواده باز گشتند. در طی پنج تا ده سال بعد از آن تعداد نوزادان و کودکان در آمریکا چنان به طرز بی سابقه ای افزایش یافت که این دوران در تاریخ آمریکا “Baby Boom” نام گرفته است.
تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (III)

تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (III)

صفوان جمحی از پدر خود نقل می‌کند: که چون معاویه ابن ابی سفیان کاخ خود را برپا کرد، بناها و هنرمندان ایرانی را به کار وادار کرد. آنها نیز قصر او را با گچ و آجر ساختند و هنگام کار نغمه پارسی و ایرانی ترنم می‌کردند. سعید ابن مسجح همه روزه برای آموختن نغمات ایرانی نزد ابن بنایان و کارگران رفته و لحن تازه‌ای‌می‌آموخت و هر آوازی را که می‌پسندید به عربی نقل کرده موافق آن شعر می‌سرود.
علی رهبری و کنسرتی برای پیامبر اسلام

علی رهبری و کنسرتی برای پیامبر اسلام

علی رهبری، که دو سال گذشته با نامه ای به وزیر فرهنگ و ارشاد که به تازگی به این مقام برگزیده شده بود، رهبری ارکستر سمفونیک تهران را کنار گذاشت؛ مدتی است در کشور ترکیه مشغول فعالیت است.