دخترم، بوی فرار می آید (II)

و اما در ایران پس از گذشت سی سال، زنان آواز ایران، هنوز از رها ساختن آوایشان محروم اند و با آن که بسیاری از آنان در سرزمین خود حضور دارند، به جایی تبعید شده اند که می بایست در آن سکوت اختیار کنند و به همین سبب جامعه بخشی از حافظه خود را رفته رفته از دست داده است چرا که نتوانسته همه آرا و صداها را در متشکل شدن جامعه حضور بدهد. نتیجتاً عده ای اندک اندک در اثر این رانده شدگی و نَفَس بری، چون دیگر به صورت عاطفی و احساسی نتوانسته اند فضای هستی شناسانه ی زبان ناخوداگاهشان را بیان کنند، خود را فراموش شده می پندارد و در این قطع شدن، کل جامعه به تدریج متوجه سرریز شدن احساسات به بن بست رسیده می شود و به سوی بحران و خفقان گام می نهد.

از سوی دیگر با تاکید بر این نظریه که انسان مدام در حال شدن است و می بایست خود را از نو آغاز کرده و به خلق مجدد خود دست یابد؛ شخص را قادر می سازد در هر شرایطی خود را از موقعیت و شرایط گِلی خارج سازد – همچون بودا که قصر شاهی را رها می کند و سر به کوه و بیابان می گذارد.

در چنین وضعیتی، زنان آواز ایران به سبب تحریم و منع خواندن، آیا می بایست سکوت اختیار کنند و یا مانند تی. اس. الیوت معترض باشند و به مرگی دیگر شادمانه شوند و انسان دوباره ساز را مطرح سازند؟!

این اولین بار نیست که عده ای همواره آثارشان مورد پسند حاکمان وقت قرار نمی گیرد و مورد غضب نیز واقع می شوند و ناخواسته تبعید و یا اجباراً مهاجرت می کنند به جایی که قرار است شاید! سکوت را برگزینند.

اما ثمره ی این لب دوختگی و مهاجرت های اجباری و تبعیدهای خانگی برای زنان آواز ایران چه بوده است؟ آیا آنان در این سال ها در اجراهای خارج از وطن توانستند و یا خواستند که مانند «سن ژون پرس»، حقوق دان و شاعر سمبولیستی، استعمارگران را به چالش بکشند و نمونه ی آنابازی را خلق کنند که هم ثمره و سمبل حیات، زندگی و وطن هنرمند باشد و هم جهان را از درون مانند سن ژون پرس به گونه ای بیان کنند که معنای رهایی و فریاد یک معترض است:
… دیروز بود! پرنده گریخت!
در سومین منزل ماه، پاسداران ستیغ تپه ها چادرهای خود را برچیدند. جسد زنی در شنزار سوزانده شد و مردی به سوی مدخل بیابان پیش رفت… … سپس در غرب سال بادها فرا رسید…
… هلا! ما از تو در شگفتیم، خورشید! چه دروغ ها که به ما نگفتی!
پرنده می خواند: « ای سالخوردگی!… » رودها چون آوای زنان در بستر خویش اند و این جهان زیباتر است…

آیا آن زبان ناخودآگاه توسط مجریان آواز زن ایران از درون سانسور شده است و آیا قرار است قمرالملوک دیگری از نو آغاز کند؟

سمبولیست ها شعر را از جایی آغاز کردند که با واقعیت متعارف قطع ارتباط شده بود. آنها جهان شان را فرو رفته در مه و ظلمت و اندوه می دانستند، اما با تلقین و تداعی و پیشنهاد، در پی ذهنی کردن اشیاء در قلمرو تفکر و احساس بر آمدند.

مگر در ۱۹۳۳ نازیسم اولین گروه روشنفکران و هنرمندان و نویسندگان را به مهاجرت وا نداشت؟ مگر عده ی کثیری از یهودیان، کمونیستها، سوسیال دموکرات ها، لیبرال ها و حتا مسیحیان را از دم تیغ نگذراند؟ مگر در همان سال نام چهره هایی چون برشت، فروید، توماس مان، اینشتن، آیسلر و… در لیست سیاه منتشر نشد؟ اما بسیاری از این هنرمندانِ در تبعید، خلق کردن را وسیله ی نجات و زنجیر ارتباطی یشان با جهان می دانستند؛ همچون الیویه مسیان که زیباترین آثارش را- کوارتت برای پایان زمان- در زندان خلق کرد.

مگر غیر از این است که یک جا نشینی از ویژگی های ژنتیکی انسان محسوب می شود؟ و آیا جز این است که انسان در صورت کوچ قلمرو واقعی خود را به قلمرویی مجازی بدل می کند؟ همیشه بخش بزرگی از انسان ها زندگی را در کوچ، بلاتکلیفی و فرار به سر برده اند و اتفاقاً همه ی انسان ها در قلمرو جدید با تکیه بر ایدئولوژی های خاص و رسیدن به خود آگاهی می کوشند تا با رمز گذاری به سوی متشکل شدن و یک مبارزه جمعی گام نهند.



زنان موسیقی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «پرتره‌ی آهنگساز در جوانی»

«پرتره‌ی آهنگساز در جوانی» گذشته از هر چیز، حتا گذشته از مرور تاریخچه‌ی زندگی هنرمند، خبر از برآمدن یک آهنگساز می‌دهد و می‌گوید اگر سرگذشت آهنگسازش به همین منوال پیش برود که از ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۵ رفته (تاریخ قطعه‌های آلبوم)، در آینده از «امین شریفی» آوازه‌ای بلند خواهیم شنید.

آلبوم «تا تو با منی» منتشر شد

آلبوم «تا تو با منی» به آهنگسازی ناصر ایزدی، همراهی ارکستر ملی «مهر» و خوانندگی داود فتحی با اجرای آثار شاعران مطرح معاصر کشورمان در دسترس مخاطبان قرار گرفت. به گزارش روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری «راد نو اندیش»، آلبوم «تا تو با منی» عنوان تازه ترین اثر تولید شده از سوی موسسه فرهنگی هنری «راد نو اندیش» به مدیریت بردیا صدرنوری است که با آهنگسازی و رهبری ناصر ایزدی، همراهی ارکستر ملی «مهر» و خوانندگی داود فتحی منتشر شده است.

از روزهای گذشته…

شریف؛ مردم سالار موسیقی (III)

شریف؛ مردم سالار موسیقی (III)

هرچند در همان زمان با نگاهی موشکافانه به آثار وی می توان به ذوق و قریحه و با اصطلاح لهجه و زبان شخصی فرهنگ شریف در تار پی برد. البته این نکته را نیز باید در نظر گرفت که سبک تار نوازی خاندان شهنازی با سبک وزیری تفاوت های عمده ای داشته، ولی به هرحال اجرای آثار وزیری توسط فرهنگ شریف نشان دهنده سبک متفاوت نوازندگی وی در آن دوران نسبت به دوره ای است که عموماً از تار شریف شنیده شده است.
عصیان ِ کلیدر (IV)

عصیان ِ کلیدر (IV)

پژمان طاهری در اظهار نظری در مورد این قطعه میگوید:« به نظر من بیشتر این موسیقی ، موسیقی فیلم بود ،موسیقی تصویر بود یعنی موزیکی نیست که مردم بتوانند به در قالب یک کنسرت بدون تصویر بیاییند گوش کنند این موزیک فیلم است. البته در همان قطعه ی کلیدر خیلی از تم های کارهای قبلی آقای درویشی تکرار میشد البته این قطعه زیبا بود و من بسیار لذت بردم.»
نمی خواستم یک تهیه کننده مشهور سراغ من بیاید

نمی خواستم یک تهیه کننده مشهور سراغ من بیاید

از دسامبر ۱۹۹۹ ، تا حدود یک سال نورا جونز بطور پراکنده با گروه های Funk Fusion و Wax Poetic همکاری میکرد، ولی بزودی همراه با جسی هریس (Jesse Harris) ، لی الکساندر (Lee Alexander) و دن ریزر (Dan Rieser) گروه خودش را تشکیل داد.
روی اوربیسن، صدایی با نفوذ (III)

روی اوربیسن، صدایی با نفوذ (III)

اوربیسن به همراه کمپانی ضبط سان موفقیتهای نسبی به دست آورد و توانست وارد حلقه الویس پریسلی شود. تنها امتیازی که ضبط سان برای او داشت آن بود که برای خرید دوباره کالیداک بنفش خود پول کافی داشته باشد، اما به تدریج دست از همکاری با آنان کشید و ضبط آثارش را متوقف کرد. وی به سرتاسر تکزاس سفر کرد و برای ۷ ماه هیچ اجرایی نداشت. او اغلب در بحران شدید مالی بود و به خانواده و دوستان خود وابسته بود.
Neapolitan 6th

Neapolitan 6th

شاید نام آکورد ناپولیتن شش را شنیده باشید، وجه نامگذاری این آکورد به احتمال زیاد به این جهت بوده است که در قرون ۱۷ و ۱۸ بخصوص در دوران باروک به کررات در اپراهای شهر ناپل ایتالیا استفاده می شده است. این آکورد معمولا” در مواقعی که اپرا حالت درام و مهیج به خود می گرفته است کاربرد بسیار داشته.
سالی بدون همایونپور (III)

سالی بدون همایونپور (III)

همایون­پور از جمله معدود خوانندگانی بود که نه مقلد و پیرو، بلکه مبدع و پیشرو بود. کسی بود که با طرح استفاده از ملودی­های فوکلور و بهره­گیری از آ­ن­ها در هیأتی فاخر، نام خود را در بین چند خواننده تأثیرگذار قرار داد. عمده کلام­گذاری­ها بر روی ملودی های بومی و حتی تنظیم­های آن­ها کار خود همایون­پور بود. نمونه بارز این طراحی را می­توان در نغمه بیستون (ای گل چه زیبایی) یافت. این آهنگ ملهم از آهنگ کردی با مطلع «آی برار چه هاتی» بود که همایون ­پور در کودکی آن را شنیده و حتی خواندن آن را از نخستین تجربه­های کودکی خود می­دانست.
موسیقی فیلم «رای»

موسیقی فیلم «رای»

فیلم، داستان زندگی نوازنده نابینا و افسانه ای پیانو، ری چارلز (Ray Charles) می باشد و موسیقی متن فیلم متشکل از بهترین کارهای چارلز، که طی سالها فعالیت هنری آنها را تهیه کرده است.
مصائب اجرای دوباره (II)

مصائب اجرای دوباره (II)

متاسفانه هنوز هم تنها اجرای در دسترس عموم همان اجرای استودیویی قدیمی است. هر چند در سال‌های گذشته ارکستر استراسبورگ به رهبری «ایرج صهبایی» و تکنوازی «شهاب فیاض» (در فرانسه)، ارکستر زهی پارسیان با تکنوازی «پاشا هنجنی»، کوارتتی از پروژه‌ی «راه ابریشم»(؟) با تکنوازی «سیامک جهانگیری»، ارکستری لهستانی با تکنوازی «رسولی» و اخیرا هم بخش زهی ارکستر ناسیونال اوکراین به رهبری «ولادیمیر سیرنکو» و تکنوازی پاشا هنجنی؛ این اثر مجددا اجرا کرده‌اند اما حاصل کار آن‌ها تاکنون منتشر نشده است.
نگاهی به اپرای مولوی (X)

نگاهی به اپرای مولوی (X)

در ادامه این پرده، همانطور که نظاره گر خلسه و سماع مولانا هستیم، ناگهان با تصویری عجیب روبرو می شویم، مولانا در همان حالت سماع ولی در میان کوچه آن هم در میان خنده و تمسخر مردمان! آری، کارگردان و نویسنده این اثر، باز با زیرکی به ما می گوید که تمام این تصاویر دل انگیز در ذهن مولوی روی داده و در این لحظه او را از منظری خارج از ذهن او می نگریم… کودکان با تمسخر او در کنار او می دوند و مریدان سابقش به نصیحت او می پردازند… در این صحنه بهروز غریب پور حتی صحنه را هم تغییر نمی دهد و فقط نورپردازی تغییر می کند!
آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (VIII)

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (VIII)

البته باید بگویم امکانات امروزی خیلی بیشتر از ۵۰ سال پیش است افراد تحصیلکرده ذی صلاحیت خیلی بیشتر و در دسترس هستند. حالا تا چه اندازه استفاده درستی از آنها می‌شود نمی‌دانم، اما آشنایی مختصر چندروزه با عده‌ای که حتی اسامی‌شان را نشنیده بودم؛ این‌طور استنباط می‌کنم که الآن امکانات برای آموزش، تشویق و ترفیع موسیقی در جامعه خیلی بیشتر است تا ۵۰ سال پیش. درگذشته شاید دیدرسمی کشوری نسبت به موسیقی قدری موافق‌تر بود، استنباط من این است که وضع دارد به‌تدریج بهتر می‌شود ولی امکاناتی که اکنون در دسترس است خیلی بیشتر از گذشته است.