موسیقی آفریقای جنوبی (II)

سازهای غربی برای نواختن آهنگ های روستایی مورد استفاده قرار گرفتند که به نوبه خود باعث شد که سبک های جدید و دو رگه (ترکیبی) ساخت موسیقی (و همچنین رقص) در مراکز شهریِ در حال توسعه، افزایش پیدا کند.

مبلغان مذهبی
در اواسط دهه آغازین قرن نوزدهم، نمایش های سیار مبلغان مذهبی به آفریقای جنوبی رسید. در آغاز، این مبلغان، اجرا کننده های سفید پوستی بودند که صورت خود را شبیه سیاهپوستان گریم می کردند. اما در دهه شصت قرن نوزده بود که مبلغان سیاهپوست آمریکایی مانند ارفیوس مک آدو (Orpheus McAdoo) و ویرجینیا جوبلی سینگرز (Virginia Jubilee Singers) به اجرا در آفریقای جنوبی پرداختند و شهروندان آفریقای جنوبی را نیز تحت تأثیر قرار داده و باعث شدند که آن ها نیز کرهای این چنینی را راه اندازی کنند.

این سنت مبلغان با فرم های دیگر ترکیب شد و به پیشرفت ایسیکاتامیا (isicathamiya) انجامید که نخستین موفقیت بین المللی خود را در سال ۱۹۳۹ و با قطعه “Mbube” از سولمون لیندا (Solomon Linda) و ایونینگ بردز (Evening Birds) بدست آورد. بار ها روی این قطعه شگفت انگیز کار شده است و از این قبیل می توان به کار موفقیت آمیز پیت سیگر (Pete Seeger) با نام “Wimoweh” (که در واقع گونه دوم Mbube بود) و “The Lion Sleeps Tonight” که یک اثر کلاسیک جهانی است، اشاره کرد.

مبلغان همچنین شکل و انگیزه جدیدی به خوانندگان و گروه های کارناوال، از اقلیت «کیپ» نیز دادند. بدین ترتیب که آنها در سبک هایی از موسیقی مانند موسیقی سبک ترِ گوئما (Goema) به سازهایی مانند بانجو روی آوردند.

مارابی (Marabi)
در آغاز قرن بیستم، فرم های جدیدی از موسیقی دو رگه در بین جمعیت سیاهپوست شهرنشین منطقه های معدنی، مانند ژوهانسبورگ، شکل گرفتند.

مارابی موسیقی سبک کیبورد است که با ارگ های پدالی اجرا می شود که مخصوصا در محله های اقلیت نشین باب شد. در اصل هدف این موسیقی جدید جذب کردن مردم به میخانه های غیر قانونی بود و ریشه در سنت آفریقایی داشته و تحت تأثیر موسیقی ضربی و بلوز آمریکا نیز بود. این موسیقی از آکوردهای ساده و محدودی بهره می گرفت که در الگوهای بداهه نواخته می شدند که میشد تا صبح آنها را تکرار کرد. در موسیقی عبدالله ابراهیم، موزیسین جز، هنوز هم می توان رد پاهایی از این فرم پیدا کرد.

موزیسین های اولیه مارابی که نامشان میخانه های غیر قانونی و فساد اخلاقی را تداعی می کرد، نوعی فرهنگ زیر زمینی موسیقیایی را به راه انداختند و از ضبط آثار خود نیز خودداری کردند. هم مقامات سفید پوست و هم مخاطبان با تجربه تر سیاهپوست نیز از این موسیقی ابراز انزجار کردند، همانطور که موسیقی جز در آمریکا در آغاز به دلیل وسوسه برانگیز بودنش مورد انتقاد قرار گرفت.

اما ملودی های خوش آهنگ و ریتم های رقصان مارابی به موسیقی گروه های بزرگتر رقص مانند Jazz Maniacs، Merry Blackbirds و Jazz Revellers راه یافت. این گروه ها در دهه های سی و چهل به شهرت زیادی دست یافتند و در میان سیاهپوستان و سفید پوستان آفریقای جنوبی مخاطبان فراوانی پیدا کردند. در دهه های بعد، سبک مارابی-سوئینگ (marabi-swing) به اومباکانگا (mbaqanga) ارتقا یافت که مشخص ترین فرم موسیقی جز آفریقای جنوبی است و در دهه هشتاد باعث به وجود آمدن فرم های پوپولیستی در مناطق سیاهپوست نشین شد.

از دهه سی قرن بیست به بعد، با راه اندازی شبکه رادیویی برای سیاهپوستان و رشد صنعت بومی ضبط، مارابی به سرعت معروف شد. خیلی زود مدرسه ها نیز به آموزش سبک های موجودِ جز روی آوردند. به عنوان مثال، مدرسه تأثیرگذارِ موسیقیِ ویلفرد سنتسو (Wilfred Sentso) به نام مدرن پیانو سینکوپیشن (Modern Piano Syncopation) «موسیقی کلاسیک، جز سینکوپیشن و نوازندگی ساکسیفون و ترومپت» را در برنامه های آموزشی خود قرار داده بود. در واقع، زبان موسیقایی اصیل آفریقای جنوبی در حال شکل گیری بود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

همه حق اظهارنظر دارند

با این جمله لابد بارها برخورد کرده‌ایم. وقتی از آن استفاده می‌کنیم که کسی به نظر کس دیگری اعتراض کرده باشد. مثلاً وقتی‌که کسی بگوید «این چه مطلب بیراهی است که فلانی نوشته». جمله‌ی لیبرال‌منشانه‌ای است که این روزها طرفدارهایش از گذشته هم خیلی خیلی بیشتر شده و به‌سختی ممکن است بتوانیم با آن مخالفت کنیم.

مروری بر آلبوم «سایه وار»

مسعود شعاری از آن دسته نوازندگان برجسته‌ای است که بخشی از همِّ حرفه‌ای خود را معطوف سبک‌شناسی و اجرای مجدد آثار دیگر استادان بزرگ موسیقی ایرانی برای سه‌تار کرده است. نتیجه‌ی این کندوکاوِ او را پیش‌تر از یک سو در قالب سمینارها و اجراهای زنده‌ی آشنایی با شیوه‌ی نوازندگان قدیم (این که تا چه اندازه موفقیت‌آمیز بوده جایگاهی دیگر می‌خواهد) و از سوی دیگر دست‌کم یک آلبوم با عنوان «کاروان صبا» با تمرکز بر انتقال به سه‌تار و اجرای آثار صبا دیده‌ایم. آلبوم تازه‌ی «سایه‌وار» تداوم همین راه است و از آن رو که اجرای تفسیرمند و هنرمندانه‌ی آثار کارگان کلاسیک موسیقی ایرانی در برهه‌ی حاضر اهمیت فراوان دارد، شایسته‌ی توجه.

از روزهای گذشته…

داستان دیدار بتهوون و لیست

داستان دیدار بتهوون و لیست

هر چند بتهوون در اواخر عمر خود قدرت شنوایی خود را تقریبا” بطور کامل از دست داده بود اما می گویند پس از آنکه در سیزدهم آوریل سال ۱۸۲۳ فرانتس لیست (Franz Liszt) کنسرت بسیار جذابی با پیانو اجرا کرد، بتهوون ۵۳ ساله که در آن زمان در محل کنسرت حضور داشت بر پیشانی این نوجوان ۱۲ ساله بوسه ای می زند و از نوازندگی فوق العاده او تشکر می کند.
باغلاما در قرن بیستم، حالتی بین تکامل و استانداردسازی (II)

باغلاما در قرن بیستم، حالتی بین تکامل و استانداردسازی (II)

در تصویر پائین از کتابِ «توصیف تاریخی، تکنیکی و ادبی آلات موسیقی شرقی» نوشته ی گیوم آندره ویّوتو در ۱۸۳۲م. از چپ به راست تنبورِ بُلغاری، تنبور باغلاما، تنبورِ بوزوک و تنبورِ شرقی را مشاهده می کنید [با توجه منابع مختلف از جمله موسیقی الکبیر نوشته ی فارابی به نظر می رسد عنوان تنبور یک اصطلاح عمومی برای انواع لوت دسته بلند بوده است]
کاپریچیو اسپانیول و غنای موسیقی اسپانیا

کاپریچیو اسپانیول و غنای موسیقی اسپانیا

نیکلای ریمسکی کورساکوف (N.R. Korsakov) آهنگساز بزرگ روس فقط سه روز از عمر خود را بعنوان یک افسر نیروی دریایی در بندری بنام کادیز در اسپانیا گذراند و سالها بعد وقتی کاپریچیو اسپانیول (Capriccio Espanola) را تصنیف کرد نشان داد که سفر سه روزه او به اسپانیا خیلی بیشتر از یک سفر ساده نظامی در او تاثیر گذاشته است. فرهنگ و موسیقی محلی اسپانیا برای بسیاری از آهنگسازان بعنوان یک منبع عظیم موسیقایی از دیرباز مورد استفاده قرارگرفته است. در این میان می توان به آثاری چون راپسودی های اسپانیایی از فرانتس لیست (F.Listz)، کارمن از بیزه (G.Bizet)، سمفونی اسپانیول از لالو (E.Lalo) و … اشاره کرد.
منبری: هر دستگاه هارمونی خود را دارد

منبری: هر دستگاه هارمونی خود را دارد

در مورد بخشی که ابزار، ارکستر غربی بوده مقایسه ای می کنم بین مرحوم حنانه و جناب فخرالدینی. آقای حنانه تحصیلکرده بود و دانش موسیقی شان در حد اعلی و به زعم خودشان معتقد به داشتن زبان ایرانی در آهنگسازی برای ارکستر. با استفاده از هارمونی های زوج و چه و چه که تدابیری بود که ایشان داشتند در امر آهنگسازی.
روش سوزوکی (قسمت سوم)

روش سوزوکی (قسمت سوم)

در بخش ما توکیوشیناگاواکه (TokioShinagawa) که آقای میازاوا آنجا را اداره میکرد، یک پرنده کوچک دم درازی داشتیم که برای بچه های کوچکتری که برای درس ویولون به اینجا می آمدند بسیار عزیز بود. از زمانی که خانم و آقای میازاوا این مرغ مینا (یا بلبل) را خریدند، از همان ابتدا زبان ژاپنی یادش دادند، مرتب می گفت من پیکومیازاوا هستم!
کنسرت گروه کر شهر تهران در هفتۀ موسیقی معاصر تهران

کنسرت گروه کر شهر تهران در هفتۀ موسیقی معاصر تهران

«گروه کر شهر تهران» به رهبری «مهدی قاسمی» در پانزدهمین سال فعالیت هنری اش، خود را برای کنسرت هفتۀ موسیقی معاصر تهران آماده می کند. به همین منظور، عاطفه دمیرچی روزنامه نگار و عضو «گروه کر شهر تهران» در نوشته ای، برنامه های پیش روی «گروه کر شهر تهران» را برای سایت ارسال کرده است که در ادامه می خوانید.
چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (IV)

چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (IV)

«ردیف» غایت نیست که بخواهیم با دو ساعت نواختنش آفرینش انجام دهیم و ادعا کنیم که موسیقی دستگاهی یعنی همین و لاغیر. ردیف نمونه و نمودی به فعلیت آمده است از نظام ساختاری موسیقی دستگاهی، که آهنگسازان و نوازندگان با شناخت آن نظام ها از طریق نواختن ردیف یا مطالعه ی آن، خود دست به آفرینش می زنند. همانطور که از دل همین ردیف «علی اکبر شهنازی» بیرون آمده، «صبا» هم بیرون آمده، «مشکاتیان» و «علیزاده» و «کلهر» و «محجوبی» و حتی انواع گونه های موسیقی عامه پسند هم همینطور؛ بی آنکه ویژگی آثار آنها شباهت چندانی به یک دیگر داشته باشد.
مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (VI)

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (VI)

موتلو تورون هنگام تدریس در هنرستان این متد را تهیه کرده‌است. او گفته است روش خود را به ویژه با این نگاه نوشته است که مناطق صوتی متفاوت، به هنگام نواختن ساز به وضوح شنیده شوند. این متد اطلاعاتی درباره‌ی ساختار عود، کوک کردن، سیم انداختن، نگهداری و همچنین مجموعه‌ای از اتودهای مختلف را در سه فصل ارائه می‌کند. فصل اول شامل فنون مضراب زنی، فنون دست‌ باز، اتودهای پوزیسیون و اتود ستون (۷) اصلی است. در فصل دوم، ستون‌های جانبی و در فصل سوم، سبک‌ها، نُوانس، مدگردی و تقسیم عود ذکر شده است (Torun,1993).
گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گونه‌ی دیگری از رابطه‌ی میان نقد و سیاست، نقد بر پایه‌ی ایدئولوژی حزبی است. این نوع نقد معمولاً بیش از هر چیزی در نظر غیرمتخصص‌ها نقد سیاسی به حساب می‌آید و به‌ویژه در حکومت‌های ایدئولوژیک که مایلند برای تمامی جنبه‌های زندگی مردمشان- از جمله موسیقی‌ای که می‌شنوند- نسخه‌ای بپیچند، بسیار رواج دارد. هر چند که گاه ممکن است چنین نوشتارهایی شکل نقد موسیقی به معنای مورد نظر در این کلاس را نیز به خود بگیرد اما بیشتر شبیه بخش‌نامه‌های حزبی است و اگر هم بر نقدِ اثر، مجموعه‌ی آثار یا سبکی متمرکز می‌شود، هدفی مربوط به خارج از دنیای موسیقی را دنبال می‌کند؛ «مهار گوش شنوندگان».
یادداشتی پیرامون نخستین جشنواره ملی موسیقی استاد شهناز

یادداشتی پیرامون نخستین جشنواره ملی موسیقی استاد شهناز

نخستین جشنواره ملی موسیقی استاد شهناز از تاریخ ۱۴ لغایت ۱۹ دی ماه امسال و در چهار بخش گروه نوازی، تکنوازی، آهنگسازی و ارائه مقالات علمی موسیقی، در شهر اصفهان برگزار شد. شرکت کنندگان در بخش تکنوازی در ۴ رده سنی نوجوان، جوان، بزرگسال، آزاد و مابقی شاخه های رقابتی، فارغ از شرایط سنی به رقابت پرداختند. در بخش آهنگسازی و ارائه مقالات علمی شرکت کنندگان می بایست بر اساس شاخصه ها و عناوین تعیین شده در فراخوان جشنواره، به ارائه آثار خود می پرداختند.