نگاهی به یک دهه فعالیت مجید یحیی نژاد

مجید یحیی نژاد
مجید یحیی نژاد
بیشتر از ده سال پیش بود که در فضای مجازی کلوب های یاهو با نام مجید یحیی نژاد آشنا شدم؛ آن زمان او نوازنده ای تازه کار ولی پیگیر و فعال در زمینه پژوهشی عود بود. در آن زمان بیش از دو یا سه نوازنده در محیط گروه های یاهو، به صورت جدی نوازندگی نمی کردند. او در روز اول مرداد سال ۱۳۸۱ گروهی به نام “بربط” تاسیس کرد و نتیجه پژوهشها و گرد آوری های خود را در زمینه عود نوازی ایران و جهان در آن فضا ارائه داد.

فایلهای صوتی و تصویری در گروه بربط، نشان دهنده نوع نگاه متفاوت و خاص یحیی نژاد در زمینه عود بود. در این گروه بدون تعصب به نوع نوازندگی خاصی از عود، به شکل کلاسیک و جهان شمول به این ساز نگاه می شد و همه ملیتهای عود نواز می توانستند، در این محیط جایی داشته باشند.

یحیی نژاد، فعالانه این گروه را به روز می کرد و فایلهایی از عود نوازان برجسته دنیا را در دسترس علاقمندان قرار می داد و از اطلاعاتی که در مورد این نوازندگان داشت، علاقمندان را بی نصیب نمی گذاشت.

در اوایل کار، به خاطر وجود جو متعصب و سنتگرا، معرفی عود نوازان غیر ایرانی در جامعه کوچک عود نوازی ایران، یک تابو بود و مخصوصا عرب ستیزی بهانه ای شده بود برای سرپوش گذاشتن روی نقایص تکنیکی بسیاری از عود نوازان ایرانی. از طرفی دیگر، دو یا سه نوازنده ایرانی نیز بودند که در میان رپرتوار اجرایی شان، قطعاتی غیر ایرانی نیز داشتند و گاهی در زمینه تفاوت تکنیک عود نوازی ایرانیان و اعراب، انتقاداتی مطرح می کردند که در محدوده همان کلاس و شاگردان می ماند.

خوشبختانه با گسترش فعالیت یحیی نژاد و گسترش اعضای گروهش (در سایت یاهو) و نفوذ منطق این نوع نگاه به جامعه عود نواز جوان، این جو شکسته شد و امروز می بینیم که نگاه علمی و بدون تعصب نوازندگان جوان عود در ایران، باعث ارتقای سطح تکنیکی نوازندگان شده است؛ در این میان خصوصیات اخلاقی خاص یحیی نژاد، بی تاثیر نبوده است.

اصولاً مجید یحیی نژاد مردیست مؤدب و محجوب؛ با وجود صراحت رای و گفتار، هیچگاه عملکرد رادیکالی نداشته است. با تمام استادان عود ارتباط برقرار کرده و با وجود زاویه هایی که در نگاهش با بسیاری از استادان داشته، همواره برخوردی سرشار از خضوع و احترام با آنها داشته است.

از هر استادی که احساس کرده نیاز به آموختن از او دارد درس گرفته و دانش موسیقی و رپرتوار نوازندگی اش را ارتقا داده است؛ به همین جهت است که در میان استادان او غیر از: محمد فیروزی، حسین بهروزی نیا، سعید نایب محمدی و مجید ناظم پور به نامهایی همچون کیوان میرهادی و سامان ضرابی هم برخورد می کنیم.

فعالیت های مجید یحیی نژاد در گروه خورشید به سرپرستی مجید درخشانی و همکاری اش با ارکستر کامراتا به رهبری کیوان میرهادی، نه تنها انگیزه او را برای فعالیت های پژوهشی کم نکرد بلکه باعث شد با ارتباطات جدیدی که پیدا کرده بود، به تکمیل پروژه اصلی خود بپردازد.

مجید یحیی نژاد در حال تمرین برای کنسرت با ارکستر کامراتا به رهبری کیوان میرهادی

این پروژه، ساخت یک سایت جامع در زمینه عود نوازی ایران بود که نه تنها باعث جمع آوری و نمایش سمپل هایی از آثار عود نوازان ایرانی می شد بلکه به آشنایی عود نوازان ایران با نوازندگان غیر ایرانی نیز کمک می کرد.

گاهی پیدا کردن یک اثر از یک عود نواز نسل اول، ده ها روز دوندگی را به دنبال داشت ولی نهایتا بعد از حدود ده سال تلاش، این سایت به سطحی از اطلاعات رسید که هفته گذشته، آغاز به کار کرد.

شاید تاثیر گذاری مجید یحیی نژاد بر عود نوازی ایران، به قدری آرام و نامحسوس بوده است که امروز، یک نوازنده نوجوان عود، نتواند باور کند که شکسته شدن سدی که باعث رکود چند ده ساله تکنیک عود نوازی در ایران بود، با همت همین نوازنده جوان انجام شده است و انتشار این مطلب هم در واقع بدین منظور است که تلاشهای چنین افرادی در غبار روزمرگی ها فراموش نشود.

سایت “عود ایران” که با تلاش و پیگیری یحیی نژاد بوجود آمده، خط اتصالی است که تلاش های استادان این ساز را از دیروز تا امروز، به هم پیوند می دهد. مطمئنا اگر تلاش های این نوازنده و پژوهشگر جوان نبود، ساز عود (که هنوز هم تا رسیدن به استانداردهای سازی فاصله دارد) در وضعیت فعلی هم قرار نداشت و مانند گذشته هر استادی در محدوده بسته کلاس خود و دانسته های خود، شاگردی همچون خودش تولید می کرد و تعاملی میان سبکها بوجود نمی آمد.

6 دیدگاه

  • مازیار
    ارسال شده در خرداد ۲۲, ۱۳۹۱ در ۲:۲۷ ب.ظ

    دست مریزاد مجید یحیی نژاد.

  • احمد استیری
    ارسال شده در خرداد ۲۵, ۱۳۹۱ در ۱۰:۵۶ ق.ظ

    با سلام خدمت شما عزیزان
    آقای مجید یحیی نژاد برای من یک معجره است من او را بسیار دوست دارم و همیشه به او افتخار می کنم او بسیار انسانی مهربان با ادب و بسیار دلسوز است از خوبی های او نمی توانم بگویم چون بقدری در زندگی به من کمک کرده و من را یاری کرده که فقط می توانم بگم متشکرم
    امیدوارم همیشه شاد و سلامت در کنار همسر مهربان و دوست داشتنی اش باشد

  • حسین شریفی
    ارسال شده در خرداد ۲۶, ۱۳۹۱ در ۱۰:۳۷ ب.ظ

    وقتی من با مجید یححی نژاد آشنا شدم او بیش از ۱۷ سال نداشت. از طریق وب با هم آشنا شدیم- قرار گذاشتیم و کمک کرد برایم ساز عود خرید.مجید را در آن موقع من بسیار جلو تر از سنش و سالش دیدم. جوانی مودب- پرکار و محجوب. برایش آرزوی موفقیت روز افزون را دارم.

  • رضوان
    ارسال شده در خرداد ۲۸, ۱۳۹۱ در ۹:۰۹ ب.ظ

    خیلی ممنون از آقای پور قناد و بیشتر ممنون از آقای یحیی نژاد برای زحماتشان . من تازه دیدم که سایت به روز شده. حقیقتا در این ده سال کار بزرگ و ماندگاری انجام شده.

  • ارسال شده در فروردین ۱۹, ۱۳۹۲ در ۴:۱۱ ب.ظ

    یادم میاد حدودای سال ۸۳ یا ۸۴ بود که تشنه ی گوش دادن نمونه های صوتی مربوط به عود بودم .
    اما در شیراز حتی مضراب عود هم گیر نمیومد
    خلاصه در همین گشتن ها و گشتن ها تو اینترنت با آقای یحیی نژاد آشنا شدم
    در جا یه بسته پستی از تهران به دستم رسید که توش یه کارت پستال بود و . . .
    مجموعه ای از چندین فایل که به کوشش خودشون جمع آوری شد
    هنوز که هنوزه مدیون و ممنونشونم
    برایشان آرزوی سلامتی و تندرستی دارم

  • مهرزاد
    ارسال شده در آذر ۱۹, ۱۳۹۵ در ۱۰:۳۵ ق.ظ

    اقای استاد ناظم پور به حقیقت که در ترویج و تعلیم عود و بربط جای خسته نباشید و طول عمر پربرکت را امیدوارم

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«داستان وست ساید» با همراهی نوازندگان ایرانی اجرا شد

هنرآموزان موسسه “Bridge of Art” (پل هنر) که از از ۲۴ اگوست وارد کشور اتریش و استان فورالبرگ شده بودند، با رهبری ایوو وارنیتش (رهبر و نوازنده کلارینت اتریشی و مدیر مدرسه موسیقی درنبیرن) آثاری از موسیقی کلاسیک از جمله اثر مشهور لئونارد برنشتاین به نام «داستان وست ساید» را اجرا کردند. در کنار این گروه، هنرجویان دیگری به آموزش نزد استادان کنسرواتوار دولتی فورارل برگ پرداختند.

الیاس: تکنیک های هارمونیکا قابل اجرا روی آکاردئون نیست

جنبه مهم دیگری که شاید موسیقی کلاسیک برای نوازنده‌ها خیلی جالب بوده و خیلی به آن پرداختند این بوده که نوع برخورد با قطعات کلاسیک توسط هارمونیکا می‌تواند خیلی منحصر به‌‌فرد و خاص باشد و می شود از توانایی‌های این ساز در انواع صدادهی‌ها یا افکت‌های مخصوصی که این ساز می‌تواند تولید می کند بهره برد. این تکنیک ها منجر به اجراهای متفاوتی از همان قطعات کلاسیک می شود. ما در هارمونیکا دو مکتب اصلی داریم که گرایش آنها به سمت کلاسیک بوده است. مثلا در آمریکا می‌توانیم مکتب لری ادلر و برادرش و یا جانی پوله و تامی رایل و خیلی‌ کسانی دیگر که می‌توان نام برد… آنها موزیک کلاسیک را از فیلتر‌ هارمونیکا عبور می‌دادند و اجرا می‌کردند.

از روزهای گذشته…

لیدی بلانت و مسیح (IV)

لیدی بلانت و مسیح (IV)

تفاوت در عرض ها، ترکیب آرکها در یکریگر و فرم منحنی های آزاد در سه بخش بالایی، میانی و تحتانی و همچنین ترکیب این ۳ بخش و تشکیل ساختار دوبعدی ویلن، توانسته است دو ویلن را با دو تعریف محیطی بسیار زیبا خلق نماید. آن طور که شواهد و مستندات نشان می دهد نمونه مسیح در عرض ها کمی وسیع تراست و ساختار سطحی سازکمی بزرگتر از لیدی بلانت به نظر می رسد.
صحنه هاى به یادماندنى

صحنه هاى به یادماندنى

چچیلیا بارتولى، پس از موفقیت چشمگیر آلبوم ویوالدى، به اجراى آثار گلوک پرداخت. کریستوف ویلیباد گلوک آهنگساز آلمانى- بوهمى نقش تاثیرگذارى در تاریخ موسیقى داشت. او در سن ۱۴ سالگى خانه اش را براى تحصیل موسیقى به مقصد پراگ ترک کرد و در آنجا به نواختن ارگ پرداخت. مدتى هم در لندن زندگى کرد، در آن زمان شنیدن آثار هندل دید تازه اى به او داد. در سال ۱۷۵۲ مجدداً به وین رفت و در آنجا کنسرت مایستر، ارکستر دربار شد.
مصاحبه ای با بن سولی

مصاحبه ای با بن سولی

آرمیده در سبزی مزرعه ای واقع در منچستر، موسیقی موفق شهر بونارو و جشنواره هنرها، ایجاد صحنه ای فوق العاده از حفظ محیط زیست و هنر در پدیدار می شود. برنامه ای فوق العاده با وجود ویلنسل نواز و خواننده، بن سولی. وی منتخب ۱۰ هنرمند برترNPR است. کار ناب سولی به همراه آثار یو یو ما (Yo Yo Ma) برترین آثار در ال-گرین شناخته شده است.
بیان جنسیَّت در موسیقی (II)

بیان جنسیَّت در موسیقی (II)

با توجه به اینکه موسیقی به عنوان یک هنر غیر مفهومی و مطلقاً انتزاعی، نمی تواند و نمی خواهد از نشانه های بصری و حتی شنیداری، به منظور بیان هیچ مفهومی بهره ببرد، لاجرم به لحاظ فلسفی تنها وسیله ی ارتباطی آن با مخاطب به ادراکات ذهنیِ هنرمند ختم می شود. وابستگی به همین تنها وسیله ی ارتباطی هنر موسیقی یعنی ادراکات ذهنی سبب می شود که تاثیر جنسیتِ هنرمند حوزه ی موسیقی نسبت به سایر هنرها بیشتر نمود پیدا کند.
از نقد علمی تا نقد هنری (I)

از نقد علمی تا نقد هنری (I)

نقد را باید کاوش برای رد یابی آنچه هست تعریف کرد، این جریان تبدیل تجربه به عقل و نظرات است. پدیدارها اما در دو ساحت برای ما آشکار میشوند. اینان همان دو ساحت عقلی و اخلاقی یا بهتر بگوییم، علمی و هنری اند. موضوع عقل در میدانی میان درستی و نادرستی تحلیل میشود. از این منظر نقد را باید کاوش منطق های مندرج در پدیدار دانست. ما این کار را از طریق اجزا و اطلاعات و ناشی از پدیدار و تحول آنها به منطق هایی ویژه انجام میدهیم، اینکار در نسبتی میان تجربیات تا خواسته ها صورت میگیرد.
بیژن کامکار: مرکز حفظ و اشاعه  موسیقی را زندانی کرده بود

بیژن کامکار: مرکز حفظ و اشاعه موسیقی را زندانی کرده بود

من با آقای ناظری به یکی از بهترین استودیهای دنیا که در پاریس بود رفتیم. فضای استودیو چنان خلاءی بود که آدم وحشت می‌کرد. رفتیم و از صدای ایشان و صدای دف من نمونه‌هایی گرفتند که بر اساس آنها بروند میکروفون‌های مخصوص تولید کنند. یک میکروفون اختصاصی برای دف. من چهل سال است دف می‌زنم هیچ وقت نشده است که یک صدای درست از دف بشنوم. صدای دف خانقاه را در هیچ ضبطی نشنیده‌ام.
“ناگهان رستخیز”

“ناگهان رستخیز”

به تازگی احمد پژمان، اثری را به سفارش حوزه هنری بر روی اشعار مولانا برای ارکستر سمفونیک و کر تنظیم کرده است که چند ماه است که ضبط آن به اتمام رسیده ولی هنوز توسط انتشارات حوزه هنری به بازار نیامده است. این اثر یکی از معدود آثار سمفونیک سمفونیک ساخته شده توسط این آهنگساز برجسته است در ۳۰ ساله اخیر.
سلطانی: مینی مالیسم کورتاژ را می توان مینی مالیسم جسورانه نامید

سلطانی: مینی مالیسم کورتاژ را می توان مینی مالیسم جسورانه نامید

مراحل اولیه ی مینی مالیسم همراه بود با روح مکاشفه و کشف مدل هایی از موسیقی خارجِ اروپا. هم زمان با یانگ که مشغول آموختن دروس هنری بود، ریچ طبالی غرب آفریقا را مطالعه کرده و در پی آن بود که بداند ساختارهای موسیقی ایجاد شده از ایده های پایه تا چه حد می توانند بسیط و گسترده شوند.
ماریا آندرسون، صدای نژاد سیاه (I)

ماریا آندرسون، صدای نژاد سیاه (I)

ماریان اندرسون (Marian Anderson) خواننده سیاه چرده آمریکایی و یکی از با استعدادترین خوانندگان قرن بیستم بود. وی صدایی قوی، لرزان و زیبا داشت. بیشتر آثار او بین سالهای ۱۹۲۵ تا ۱۹۶۵ بود که شامل اجراهایی در کنسرتها به همراه ارکسترهای بزرگ آمریکا و اروپا می باشد. اگرچه بسیاری از اپراهای مهم اروپا از وی دعوت به اجرا و بستن قرارداد کردند اما خانم اندرسون هیچ کدام را نپذیرفت و ترجیح داد به جای اجرا در اپرا، تنها در رسیتالها و کنسرتها خوانندگی اش را ادامه دهد. البته بعدها در اپرا هم هنر زیبای خود را به گوش همگان رسانید. وی آلبومهای فراوانی دارد که نشان دهنده اجراهای وسیع و فراوانش می باشد، از دانش درباره ادبیات اجرا در یک کنسرت گرفته تا اشعار و اپرا تا اشعار سنتی و معنوی آمریکایی… این خواننده آمریکایی-آفریقایی به عنوان یک هنرمند سیاهپوست در راه مبارزه با تبعیض نژادی در اواسط قرن بیستم آمریکا به شخصیتی مهم بدل شد.
روی دانوب زیبای آبی (II)

روی دانوب زیبای آبی (II)

یوهان اشتراوس این والس را کـه اصـلا بـرای آواز جمعی‌ و ارکستر‌ نوشته بود و به «انجمن خـوانندگان ویـن‌» تقدیم‌ کرد و آنها‌ در‌ ۱۵‌ فوریه ۱۸۶۷ در تالار‌ دیانا (محل امروز دیاناباد) {این اثر را} به‌ اجرا در آوردند. مـتن اشـعار آن را افسر پلیس یوزف وایل‌‌ سـاخته‌ و بـا این مـطلب شـروع مـی‌شد: