نگاهی به اپرای مولوی (II)

شاخصه های موسیقی
موسیقی اپرای مولوی بر اساس موسیقی دستگاهی تصنیف شده است و اولین اثر در این فرم است که از تمام دستگاه های موسیقی ایرانی در آن استفاده شده است. در این اثر آواز کلاسیک ایرانی و آواز کلاسیک غربی در کنار هم قرار گرفته است و این همنشینی با وجود تفاوت بسیار در تکنیک و رنگ صوتی، کاملا یکدست به گوش میرسد. با وجود مبنا قرار داشتن موسیقی دستگاهی ایران، عبدی از تکنیک های موسیقی مدرن غافل نبوده و این اثر بر خلاف اکثر آثار موسیقی سمفونیک ایرانی، مکتب گرا نیست و در تمام قسمتهای این اپرا از تکنیکهای خاصی که در آهنگسازی مدرن معنا پیدا میکند، استفاده شده است.

عبدی در این اپرا هم مانند اپرای عاشورا به کرات از تکنیکهای پلی تنال و پلی ریتم استفاده کرده است که مخصوصا تکنیک پلی تنال بر روی دستگاه های ایرانی، بسیار قابل توجه و استادانه استفاده شده است.

در آثار بهزاد عبدی، استفاده از تکنیک پلی تنال فقط مختص به گامهای موسیقی کلاسیک نیست و به کرات استفاده از دستگاه های مختلف به صورت همزمان شنیده میشود که در اپرا عاشورا و مولوی، این تکنیک نشان دهنده مفاهیم خاصی است که به آن میپردازیم.

شاخصه های تئاتر عروسکی
بدون شک قبل از اجرای آثار بهروز غریب پور در ایران، توقع موسیقیدانان و حتی اهالی تئاتر از تئاتر عروسکی بسیار نازل و حتی در حدی بود که تصور نمیکردند که یک اثر جدی با اشعار عمیق قابلیت اجرای عروسکی داشته باشد ولی هر بار که یک اثر از بهروز غریب پور روی صحنه آمده، روی این ادعا خط بطلان کشیده است. هرچند نباید از نظر دور داشت که این دید با توجه به آثاری که از اجراهای تئاتر های عروسکی اروپایی از اپراهای مشهور منتشر شده بوجود آمده که بعضی از آنها در کنار آثار غریب پور به قدری خام است که به هیچ وجه قابل قیاس با این آثار نیست.

غریب پور به اعتراف برخی منتقدان غربی یکی از بزرگترین کارگردانان عروسکی دنیا است و بعضی از تکنیکهای او چه در بازی چه در طراحی دکور و نور، بدعتهایی چشمگیر در سطح بین المللی بوده است.

شاخصه های لیبرتو
متن این اپرا که در ۱۴ پرده تنظیم شده است، بیشتر از نود درصد نوشته مولانا و چند بیتی هم از شعرای دیگر است. در اشعار مولانا به ندرت دست برده شده و تقریبا اشعار به شکل اصلی خوانده شده اند. بهروز غریب پور نویسنده لیبرتوی اپرا، به این سئوال که آیا برای پیدا کردن اشعار از سرچ کامپیوتری استفاده شده، پاسخ منفی داد و تاکید کرد تمام اشعار را با خواندن می یافتم! برای هر شنونده ای مخصوصا اهالی ادبیات هم این پاسخ شگفت آور و در عین حال تحسین برانگیز است، چراکه غریب پور در نقش گزینشگر ابیات و دیالوگها مدتی مدید با این مفاهیم درگیر بوده و با نگاهی سطحی به کار انتخاب ابیات دست نزده است.

لیبرتوی اپرای مولوی به جرأت، درخشان ترین لیبرتو در میان اپراهای ایرانی است که نوشتن آن از یک استاد ادبیات هم بر نمی آمده است زیرا غریب پور فقط بر تکنیکهای ادبی و مفهومی مولانا نظر نداشته و ترکیبی هنری از درام، تاریخ و ادبیات را بوجود آورده و توانسته از چند زاویه دید به زندگی مولانا و آموزه های جاودانه او نگاه کند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره‌ی پتریس وسکس (V)

در دهه‌ی ۱۹۸۰ در موسیقی او تغییراتی پدید آمد. او ابتدا روی ساخت قطعات سازی بر اساس ژانرهای متفاوت تمرکز کرد. توجه او به ژانرهای دیگری به غیر از ژانر کلاسیک موجب جذاب‌تر شدن قطعاتش شد. او در این راستا کوارتت زهی خود را با نام آهنگ‌های تابستانی، دو سونات برای سولو کنترباس (Sonata Per Contrabasso Solo 1986) و سونات بهاربرای سیکستت ویولن (Spring Sonata For Sextet 1989) همچنین کنسرتوهای متعددی را مانند کانتوس اِد پیسم (Cantos Ed Pacem)، کنسرتو برای ارگ (Concerto Per Organ 1984) و کنسرتو برای انگلیش هورن و ارکستر نوشت. میل شخصی‌اش در استفاده از موسیقی‌های سازی محلی لتونی سبب به وجود آمدن ژانری آزاد در فرم‌های سونات، سمفونی و کوارتت زهی با بافتی آوازین همراه با تصویر سازی است.

امیرآهنگ: برای تردد با ساز در خیابان، نیاز به کارتِ مجوزِ حملِ ساز بود!

در آن زمان با خواندن این مطلب در مورد مرتضی حنانه در کتاب تاریخ موسیقی نوشته: سعدی حسنی، برایم این سوال پیش آمد: این آهنگ‌ساز که اعتقاد به هارمونی موسیقی کلاسیک غرب ندارد، چگونه اثرش را هارمونیزه می کند؟ کُنترپوان و ارکستراسیون او چگونه است؟ فرم موسیقی او چگونه است؟ و مهم تر اینکه صدا دهندگی موسیقی و خصوصا هارمونی و پولیفونی او چگونه است؟! توضیح آنکه من در آن زمان با وجود سنِ کم آثار فراوانی از موسیقی دانان دوره های مختلف موسیقی کلاسیک غرب (از دوره رُنسانس و باروک تا قرن بیستم) شنیده بودم؛ چون پدرم و مادرم هر دو از شنوندگان خوب موسیقی کلاسیک و موسیقی اصیل ایرانی بودند و آرشیو بزرگی (شامل بیش از هزار صفحه گرامافون و نوار ریل و کاست) در منزلمان داشتیم.

از روزهای گذشته…

سکانسی به نام موسیقی فیلم (I)

سکانسی به نام موسیقی فیلم (I)

موسیقی عنصری است که در تفهیم بیان به کمک سایر هنرها می رود ولی به تنهایی در انتقال مفهوم خود عاجز است. دور از ذهن به نظر می رسد که قطعه ی بی کلام و بدون نامی را بشنویم و درک و دریافتمان از آن با خواسته و منظور آهنگساز یا نوازنده یکسان باشد. اگر برای کسی ” مرثیه ای برای قربانیان هیروشیما ” اثر آهنگساز لهستانی، پندرسکی را پخش کنیم که تا کنون آن رانشنیده باشد و نامی هم از عنوان اثر نبریم، هرچند او به موسیقی اشراف داشته باشد بسیار بعید به نظر می رسد که بتواند به گوید یادش به قربانیان هیروشیما افتاده است. هرچند که در این اثر پنجاه و دو ساز زهی سعی در انتقال سوژه ی ذهنی آهنگساز کرده باشند و شاید به این مطلب بسنده کند که موسیقی مدرن است.
موسیقی بلوز – قسمت اول

موسیقی بلوز – قسمت اول

بلوز چیست؟ برخی از موسیقی شناسان برای این سبک موسیقی تعریف ساده ای ارائه میکنند : “توالی آکوردهای I، IV و V در یک قالب ۱۲ تایی که معمولا ریتم ۴/۴ دارد و از گام خاصی به نام Blues Scale استفاده میکند.” باید اضافه کرد که گونه های متفاوتی از این گام وجود دارد و نوع متداول آن معمولآ یک گام پنتاتونیک است که در آن نتهای معروف به Blue notes وجود دارد.
آیا ملودی هویت یک قطعه موسیقی است؟

آیا ملودی هویت یک قطعه موسیقی است؟

بسیاری از ما موسیقی را معادل ملودی میدانیم و در عین حال نمی دانیم ملودی واقعا” چیست! همه ما دانسته یا ندانسته هنگام رانندگی، هنگام راه رفتن در خیابان، در محل کار و … اصواتی را زمزمه میکنیم که به آنها ملودی گفته میشود.
داوودیان: وقت است را برای صدای شجریان نوشتم

داوودیان: وقت است را برای صدای شجریان نوشتم

این سئوال را پرسیدم به این دلیل که کنسرتو فرمی خاص است که میتواند تواناییهای آهنگسازی و موسیقایی زیادتری داشته باشد نسبت به فرم های دیگر. یک تصور عمومی هست در موسیقیدانان که اعتقاد دارند، کاملترین فرم سمفونی است ولی به اعتقاد من کنسرتو کاملترین فرم است، چراکه هم امکانات موسیقایی سمفونیک و هم امکانات موسیقایی تکنوازی در آن وجود دارد.
محمودی: نیاز به لیدرهای فرهنگی داریم

محمودی: نیاز به لیدرهای فرهنگی داریم

اول در هنرستان موسیقی سوره وارد شدم و بعد دوره لیسانس را در هنرستان عالی صدا و سیما کار کردم. افتخار دارم که همکلاس بودم با هنرمندان جوان و با استعدادی مثل سهراب پورناظری، امیر پورخلجی، هومن مهدوی که از نوازندگان خوب تار و سه تار است، خوشبختانه در دوره ما هنرمندان خوبی تربیت شدند و بنده هم به عنوان ضعیف ترین هنرجو توانستم در کنارشان باشم.
پدرام فریوسفی: پیانیست های ما علاقه ای به آکومپانیمان ندارند!

پدرام فریوسفی: پیانیست های ما علاقه ای به آکومپانیمان ندارند!

نام پدرام فریوسفی بیشتر از ده سال است در آلبومهای موسیقی دیده میشود، او با وجود اینکه هنوز به دهه چهارم زندگی خود نرسیده، جایگاه مناسبی در میان اهالی موسیقی مخصوصا ساز ویولون دارد. امروز فریوسفی به عنوان کنسرت مایستر ارکستر ملی به رهبری بردیا کیارس فعال است، همچنین در خرداد ماه امسال در اقدامی جسورانه برخلاف همیشه با ویولا “سوگواری باد” را ساخته آهنگساز معاصر، گیا کانچلی را با ارکستر فیلارمونیک ایرانیان به روی صحنه برد که مورد استقبال علاقمندان جدی موسیقی کلاسیک قرار گرفت. امروز با او به گفتگو مینشینیم.
نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (V)

نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (V)

پیمان سلطانی می نویسد “اما هنگام خوانش همین مصرع بر اساس موسیقی بیرونی با تاکید بر روی “نه” ، “آ” ، “نه” و “به” دور ریتمیک از ۶ تایی پابت به ۴-۸-۶-۴ تایی تغییر می کند. همین طور در مصرع دیگری “به سوگواری زلف تو این بنفشه دمید” تاکیدات موسیقی بیرونی به شکل ۷-۳-۷-۴ تایی بر وزن ۶ تایی ثابتِ موسیقی درونی منطبق می شود، وزن این شعر را ۸ هجای کوتاه و ۸ هجای بلند تشکیل داده است و از آنجایی که هجای بلند دوبرابر هجای کوتاه است می توان گفت، وزن عروضی مجموعا از ۲۲ هجای کوتاه تشکیل شده است.
هنر و موسیقی انسان نئاندرتال ، قسمت اول

هنر و موسیقی انسان نئاندرتال ، قسمت اول

شاهین مهاجری دوست خوب و جدید سایت گفتگوی هارمونیک یکی از مقاله های بسیار جالب خود که قبلا” در مجله هنر موسیقی نیز بچاپ رسیده است را برای ما ارسال داشته اند که ضمن تشکر از ایشان، توجه شما را به قسمت اول آن جلب می کنیم. در این قسمت شما با انسان نئاندرتال و شیوه زندگی آن آشنا می شوید و در قسمت دوم با جایگاه هنر و موسیقی در زندگی آنها.
نگاهی به اندیشه‌های محمدرضا لطفی، از خلال نوشته‌هایش (I)

نگاهی به اندیشه‌های محمدرضا لطفی، از خلال نوشته‌هایش (I)

“موسیقی کنونی ایران در دایره‌ای مسدود گرفتار آمده است. تجربه‌های نویی که در ابتدای انقلاب شکل گرفته بود به زردی گرایید و خزان بی‌رنگی، افق آن را پوشانید.”۱ این‌ جملات سخنان مردی است از تبار موسیقی‌دانان برجسته‌ی این سرزمین که در دهه‌ی هفتاد زینت بخش آغازین مقاله‌ی کتاب سال شیدا شد.
گفتگوی من و خودم در آینه (III)

گفتگوی من و خودم در آینه (III)

شعرنوازی‌ها را که می‌توان چندنوازی‌هایی در فضای غیرضربی دانست به تلاش‌هایی برای بیرون آمدن از زیر سایه‌ی فنون چندنوازی غربی تصور کرده‌اند بگذار من هم همین‌طور کنم. اینبار حافظه‌ام یاری می‌کند و دو نمونه‌اش را به یاد می‌آورم که قبلا شنیده‌ام و حکم هم نمی‌دهم که تنها همین دو تا است و اولین بوده است. دونوازی‌ای که علیزاده و کلهر در «فریاد» در ابوعطا نواخته‌اند نوع وفادارنه‌اش است و مقدمه‌ای که در «ساز خاموش» بر ترکمن نواخته‌اند نوع کمی آزادترش. حالا راه باز شده است و کسی که از راه می‌رسد مجبور نیست همه‌ی راه را از نو برود می‌تواند ادامه دهد و چیزی هم از خودش باقی بگذارد تا بتواند بگوید ما کاشتیم برای آیندگان. هنوز برایم شکل نگرفته و روشن نیست اما چیزی که می‌شنوم ممکن است در آینده به ادامه این راه منجر شود.