هنر و موسیقی انسان نئاندرتال (II)

هنر انسان نئاندرتال بخشی از هنر دوران پارینه سنگی است که سرآغاز آفرینش های هنری می باشد. آثار هنری این دوران به جز موارد معدود در آسیا (مثلا در نزدیک دریاچه بایکال) اکثرا در اروپا مشاهده می شود. اسپانیا و فرانسه بیشترین شواهد را در خود نهفته دارند. تقریبا به طور قاطع می توان گفت که کانونهای بزرگ دیگری نیز وجود داشته اند ولی به دلیل مصرف مواد بی دوام هیچ مدرکی از آنها وجود ندارد.

یکی از دلایل بقای آثار هنری حوزه فرانسه – اسپانیا استفاده از مواد سخت چون سنگ، استخوان و… است. بروز و رشد استعاره در هنر از بدو پیدایش هنر و استمرار و ثبات آن همراه با تکامل شگرف صنعت ابزار سازی نشان دهنده آن است که علی رغم تحول در صنعت ابزار سازی و پذیرش صنایع دیگر، شعور و فرهنگ این مردمان پیوسته و همگون بوده است.

همچنانکه گفته شد شاخص فرهنگی انسان نئاندرتال تکنیکهای پیشرفته ابزارسازی سنگی است که سرمشق انسان هومو ساپینس در ابزار سازی قرارگرفته است. پیدایش قطعات گل اخرا به عنوان مواد رنگی و صفحه ای آهکی دارای چاله هایی به اندازه انتهای انگشتان در یکی از غارهای انسانهای نئاندرتال در فرانسه نشانگر شروع پیدایش هنر نقاشی است. تلاش در جمع آوری اشیای زیبای طبیعی مانند سنگواره ها، سنگهای معدنی و صدفها و تلاش در تولید زینت آلات از دیگر نشانه های درک زیبایی در جدید ترین نسل انسانهای نئاندرتال است.

اندازه گذاری روی فلوت استخوانی

باتوجه به یافت آثاری ازابزار تولید صدا می توان موسیقی را قدیمترین هنر انسان دانست. قدیمیترین صوت ابزارهای یافت شده مربوط به نود تا یکصد هزارسال پیش بوده و درغار Prolom شبه جزیره کریمه در اوکراین یافت شده اند. سوتهای که دو تا سه سوراخ داشته و از استخوان بند انگشت جانوران سم دار و جانورانی مانند خرس غار ساخته شده اند در این منطقه آنچنان فراوانند که می توان منطقه را مرکز سوت سازان دنیای قدیم دانست.

با گذشت زمان می توان فلوتهای استخوانی را مشاهده نمود. این فلوتها از جنس استخوان ساق پای حیوانات (مانند خرس غار) بوده و دارای سوراخهایی با فواصل غیر مساوی هستند. قدیمی ترین فلوت مربوط به ناحیه “Haua Fteah” درکشور لیبی است. این فلوت دو سوراخ داشته و ازجنس استخوان عقاب است. سن این فلوت متعلق به هفتاد تا هشتادهزار سال پیش است. با اینحال معروفترین فلوت درغرب کشور اسلوونی با قدمت ۴۵ هزار سال در غاری واقع در ناحیه “Divije Babe” همراه با بقایای فرهنگ موسترین یافت شده است. باقیمانده این فلوت دارای ۲ سوراخ کامل و ۲ سوراخ تخریب شده است ولی بر اساس محاسبات و شبیه سازیهای انجام شده طول تقریبی آن حدود ۳۷ سانتیمتر بوده است.

شبیه سازی فلوت استخوانی Divije Babe

باقیمانده فلوت اصلی نشان دهنده وجود ۴ نت موسیقایی درحد ۲ فاصله تمام پرده ای و یک فاصله نیم پرده ای می باشد. با توجه به شبیه سازی این فلوت می توان ادعا نمود که فواصل موسیقایی اجرا شده توسط آن تقریبا در گام بزرگ (ماژور) قرار می گیرند. سوراخهای منظم گرد در مرکز تنه استخوان توسط انسان نئاندرتال و با کمک ابزار سنگی ایجاد شده اند. قطر سوراخها متناسب با استفاده توسط انگشت است.

عدم وجود بافت اسفنجی در این استخوانها امکان استفاده از بدنه آنهارا به عنوان یک ساز بادی فراهم می کند. از انواع دیگر سازها که توسط انسانهای نئاندرتال به کار گرفته می شدند می توان از ساز های خراشی (Rasp) نام برد. در سال ۱۹۶۷ در معدنی در “Schulensbroek” در بلژیک از لایه ای در زیر عمق ۱۰ متری زمین به سن شصت تا هفتاد هزار سال پیش استخوانی از ماموت کشف شد که به طرز شگفت آوری عاج کاری گشته است. این ابزار ساده از طریق کشیده شدن جسمی دیگر بر روی عاج های آن به صدا در می آید.

با توجه به همزمانی جدیدترین انسانهای نئاندرتال و قدیمترین انسان ساپینس در یک دوره ده هزار ساله می توان گفت که ارتباط این دو انسان در پیدایش هنر و بویژه گسترش کاربرد موسیقی تاثیر مثبت داشته است.

درپایان قابل ذکر است که امروزه میتوان تداوم حضورسازهای موسیقی انسانهای نئاندرتال را حس نمود. وجود سوتهای استخوانی به عنوان اسباب بازیهای کودکانه در بین بعضی از گروههای قومی اروپایی در مجارستان، سوئیس، و شبه جزیره اسکاندیناوی، استفاده از سازهای خراشی در اکثر نقاط جهان در مراسم مذهبی و جادوگری خود حاکی از انتقال سنتهای موسیقیایی انسانهای نئاندرتال به انسانهای عهد حاضر است.

پیرگلو: نسبت به گذشته افت داشتیم

در آن زمان من هم ماندم و به هر حال یک سری مسائل خانوادگی هم بود، برادرم فوت شده بود و دختراشان را باید نگه می داشتم، مادرم هم که سرطان گرفته بودند و فوت کردند، این شد که فعلا دیگر ماندگار شدم.

ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (VI)

این گواه کوتاه نشان می‌دهد پیش از تولد دولت-ملت مدرن هم تصوری از یک فرهنگ موسیقایی که بتوان آن را «موسیقی ایرانی» خواند در مراکز اصلی شهری، یعنی تجمع‌گاه‌های قدرت و ثروت، وجود داشت. با یک جستجوی سردستی نیز دست‌کم تا میانه‌ی دوره‌ی قاجار می‌توان پیشینه‌ی چنین مفهومی را عقب برد. برخلاف نمونه‌های اروپایی در ایران این زبان موسیقایی نه تنها ممنوع (۲۵) یا گمشده نبود بلکه حمایت‌شده و رسمی هم بود. موسیقی دستگاهی افزون بر تمایز بسیار روشن از موسیقی اروپایی، به قدر کافی از همتایانش، یعنی حوزه‌های موسیقایی عربی و ترکی نیز فاصله گرفته بود.

از روزهای گذشته…

ژرف‌اندیشی درباره‌ موسیقی مردم‌پسند (III)

ژرف‌اندیشی درباره‌ موسیقی مردم‌پسند (III)

فاطمی این گونه‌ها را به عنوان نیا با تصنیف قاجاری پیوند می‌دهد (۹) و سپس تقسیم‌بندی سبک‌شناختی موفقی نیز در متن کتاب برای تاریخ اولیه‌ی تصنیف پس از مشروطه ارائه می‌کند. تصنیف گذشته از این، نقش با اهمیت دیگری هم در نظریه‌ی تاریخی او بازی کرده است. او آن را نوعی موسیقی میانه (Mezzo music) می‌داند که می‌تواند مرزهای کلاسیک/مردم‌پسند را درنوردد و در هر دو سوی طبقه‌بندی حضور داشته باشد، با مناسبات اجتماعی-اقتصادی پیوند خورده و به گونه‌هایی کاملا مردم‌پسند منجر شود؛ آنچنان که به باور فاطمی در تاریخ معاصر شده است.
بندتی، رمانتیک می شود! (I)

بندتی، رمانتیک می شود! (I)

اغلب اینگونه نیست که یک نوازنده جدی به استودیو ضبط برود تا آهنگ های درخواست شده را بنوازد اما هرچه موسیقی کلاسیک بیشتر به مسابقه تلویزیونی The X Factor راه می یابد اگر از پائول پاتز صرفنظر کنیم، می بینیم که نوع رابطه نیکولا بنِدِتیِ با مخاطب متفاوت است. او پس از چندین سال کار حرفه ای که در ۱۷ سالگی و با پیروزی مشهورش در مسابقه نوازنده جوان سال بی بی سی آغاز شد، اکنون در ۲۳ سالگی یک سی دی روانه بازار کرده که فاقد برنامه یا نگرش خاصیست. در این سی دی هیچ اثر جدیدی معرفی نشده، یا اینکه هیچ بازنوازی از یک اثر خاک خورده از آرشیو های قدیمی ارائه نشده؛ بلکه بندتی دو کنسرتو بسیار معروف رپرتوار را ضبط کرده است.
صادقی: محمد نوری تکرار ناشدنی و خاص است

صادقی: محمد نوری تکرار ناشدنی و خاص است

فقط به مسیری که از گذشته استاد نوری طی کرده اند نگاهی بیندازیم، خودش یک درس بزرگ می تواند باشد. امیدوارم شاگردان ایشان هم بتوانند در این مسیر قدم بردارند و راه درست را تشخیص بدهند. شیوه تدریس استاد هم پرداختن به تکنیک های خاص آواز کلاسیک بوده است، در حقیقت کار کردن در ابعاد تنفسی، بیانی و رزونانسی که مهمترین ویژگی های یک خواننده خوب به حساب می آید؛ روی این مباحث کار جدی می کردند و کمتر به مقوله خواندن ترانه در کلاس می پرداختند و باورشان بر این بود که اگر کسی می خواهد خواننده قابلی بشود چه کلاسیک و چه پاپ، می بایست از پروسه تکنیک آواز کلاسیک وارد بشود تا بتواند آواز کلاسیک یا یک پاپ فاخر و درخشان را ارائه کند. شاگردانی هم که کار تدریس آواز کرده اند مثل خود بنده همه تحت تاثیر همین شیوه آموزشی بوده ایم و الحق خودمان را مدیون محبت های بی دریغ ایشان می دانیم تا همیشه.
موسیقی قوالی (I)

موسیقی قوالی (I)

در طی چند مقاله سعی در معرفی موسیقی قوالی که شامل بررسی تاریخچه اشعار، اعضای گروه، ساز بندی می باشد داریم. قوالی موسیقی مذهبی صوفی های شبه قاره هند می باشد. قوالی یک سنت موسیقیایی پر شوریست که بیش از ۷۰۰ سال سابقه دارد و در اصل در معابد مقدس صوفی ها یا خانقاه ها در محدوده جغرافیایی که امروزه هند و پاکستان نامیده میشود رواج داشته است.
گفتگو با علی صمدپور (III)

گفتگو با علی صمدپور (III)

بعدها همکاری من با ماهور کمتر شد. از بحث اصلی خارج نشویم… به هر حال این نسلی که امروز می‌بینید ماها را دیگر نمی‌شناسند از آن فضایی که درواقع یک بخشی از آن‌را خود من ایجاد کردم به‌وجود آمدند. بعد از دوره‌ی ما هم دیگر آرامش پس از جنگ به وجود آمده بود و نسل بعد زندگی‌شان خوشبختانه به‌هم ریخته نشد. آنموقع ترس از سربازی رفتن هم وجود داشت که می‌روی و دیگر برنمی‌گردی. همه‌ی اینها جزء جزء مهم‌اند. به هرحال نشد که آن نسل موسیقی خودش را درست بکند و به‌نظر من بخشیش هم طبیعیبود. نسل بعد از ما هم، روی به نسل قبل از ما داشتند چون قطعه و موسیقی قابل توجهی قبل از خودشان ندیدند، دیدند که آنها هم دارند کارهای نسل‌های قبل‌شان را می‌زنند و آموزش می‌دهند. این وضعیت تا «راز نو» ادامه داشت و تقریباً بعد از «راز نو» بود که دیگران هم شروع به کار کردند.
ویولون مسیح استرادیواریوس (I)

ویولون مسیح استرادیواریوس (I)

مقاله ایی که در پیش روی دارید گزارشی است از روند بررسی و در بخشهایی باز سازی هندسی ساختمان ویلن؛ تلاشی در جهت شناخت و یافتن صحت و دقت هر چه بیشتر الگوی ویلن مسیح، که با استفاده از نسخه نمونه برداری شده استادانه، تحت عنوان و نام استاد جان دیلورث و همچنین با حمایت و پشتیبانی موزه اشمولم در اکسفورد انگلستان به چاپ رسیده است. ما در این مقاله رسما به تمامی تلاشهایی که در این راستا برای انتشار این طرح به انجام رسیده است، ارج می نهیم.
معرفی برگزیدگان مرحلۀ دوم جایزه بین المللی پیانوی باربد

معرفی برگزیدگان مرحلۀ دوم جایزه بین المللی پیانوی باربد

به گزارش روابط عمومی نخستین دوره جایزه بین المللی پیانوی باربد، شورای بازبینی آثار، متشکل از کریستوف بوکودجیان، کارین ظریفیان و لیلا رمضان، ۲۰ نفر را در دو گروه سنی الف و ب، به همراه ۳ نفر ذخیره، به عنوان برگزیدگان مرحلۀ دوم این جایزه معرفی کردند. پیش از این قرار بر معرفی ۱۵ نفر بود، اما شورای بازبینی با توجه به تعداد زیاد داوطلبان (۱۰۷ نفر) و نزدیک بودن رقابت، ۲۰ نفر را به عنوان برگزیدگان این مرحله معرفی کرد.
دومین جشنواره وبلاگ‌ها و سایت‌های موسیقی برگزار می‌شود

دومین جشنواره وبلاگ‌ها و سایت‌های موسیقی برگزار می‌شود

دومین جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی ایران آبان ماه سال جاری در خانه هنرمندان برگزار می شود و علاقمندان تا ۲۰ مهر ماه فرصت دارند تا آثار خود را به دبیرخانه جشنواره ارسال کنند.
فریادی میهن پرستانه! (I)

فریادی میهن پرستانه! (I)

در زمان کودکی اش، مردم پراگ، در مدارس و اداره های دولتی به جای زبان چک به زبان آلمانی سخن میگفتند. سرزمینش زیر یوغ فرمانروایی اطریشی ها بود. در دوران انقلاب سال ۱۸۴۸، اصلاح طلبان چک، برای دستیابی به آزادی سیاسی و از میان بردن نظام سرفی به مبارزه پرداختند، اما شورش ملی شکست خورده و میهن پرستان دستگیر شدند. از این رو آهنگسازانی ملی گرا نظیر اسمتانا که یک بوهمی ناسیونالیست مشتاق و جدی بود و پیوسته در آرزوی استقلال و آزادی سرزمین مادریش می سوخت، جهت ایجاد تمایز فرهنگی از امپراطوری هاپسبورگ اطریش که قرن ها بر بوهمیا و موراویا سلطه داشت، به میدان آمدند.
گفتگو با فیلیپ میرس (IV)

گفتگو با فیلیپ میرس (IV)

همه نوازندگان هورن شنوایی خود را از دست می دهند! صدای آن برای نوازنده آنقدر بلند است که باور نمی کنید! من یکی از نوازندگانی هستم که به این صدا مانند شلوغی رستوران که مانع شنیدن صدای طرف مقابلتان می شود توجه می کنم. متأسفانه همانطور که زمینه فراهم شده است در آینده امکان شکایت از ارکسترها به خاطر مسئله از دست دادن شنوایی وجود دارد. شاهد این خواهیم بود که نوازنده ای می گوید:«صبر کنید ببینم زمانی که من به این ارکستر پیوستم شنواییم صد در صد بود و الآن که آن را از دست داده ام ارکستر را مسئول می دانم». کاش وقتی که ۲۵ یا ۳۰ ساله بودم شنواییم را سنجیده بودم.