زنان و فضای موسیقی در ایران (I)

خانه، کار، فراغت و معبر چهار رکن زیست انسانی اند.خانه قلمروی عاطفی و وابستگی آفرین دارد ضمن آن که می تواند تحت تاثیر کار تبدیل به میدانی برای فراغت و زایش شود. کار قلمرو استقلال در مبارزه با ضرورت های اجتماعی را می آفریند. فراغت که خود حاصل مازاد ارزش تولیدی کار است، می تواند در میدانی میان بازآفرینی نیروی کار تا زایش هنر فعال شود و سرانجام معبر قلمرو تجلی و ارتباط حوزه های سه گانه است.

در آغاز زندگی بشر خانه، کار و فراغت یک مجموعه ی مشترک را تشکیل می دادند یا بهتر بگوییم درهم فرو می رفتند. به تدریج و به ویژه با انقلاب صنعتی این سه جدا در ساختارهای خاص خود طبقه بندی شدند.

به هر صورت اگر فراغت را حوزه ی کار زاینده و خلاقیت تعریف کنیم و قلمرو کار را میدان تکراری در جوامع با توسعه ی شتابان، این فراغت است که نیروی زایندگی و تحول در کار را پدید می آورد.

کار با تولید ارزش می یابد و مبادله بر قدرت تجمع منابع کمیاب می افزاید و سرانجام این کوچه هست که بسترهای مبادله و ارتباط را فراهم می آورد.

در قلمرو زندگی اجتماعی هر گروه خاص را که از هریک از این حوزه ها و فعالیت در آن ها محروم کنیم، ضربه ی سختی بر جامعه وارد خواهد شد.

اولین و مهم ترین این حوزه ها، حوزه ی کار است. از آموزش که خود نوعی کار محسوب می شود تا تولید دانایی و کار نیروهایی هستند که موجب ظهور شخصیت مستقل می شوند. یک اصل مهم می گوید تا شخصیت مستقل پدید نیاید، شخصیت و فضای معنوی زایش شکل نمی گیرد.

تا زمانی که آدمی در خانه ی پدر و مادر زندگی می کند حرکتی از وابستگی را از لحظه ی تولد می آغازد. سپس والدین کوشش می کنند (بسته به توانایی آن ها در حوزه ی کار) این نیروی وابسته را به نیرویی مستقل تبدیل کنند. آخرین مرحله ی رسیدن به استقلال آنست که فرد مذکور بتواند از وابستگی مالی و پشتیبانی خانواده رها شود. کار همین وظیفه را به عهده می گیرد.

با ورود به حوزه ی کار، فرد وارد قلمروی از زندگی می شود که او را به درک موضوع مالکیت و داشته هایش می کشاند. کار فعالیت خاصی است که انسان را مالک منابع کمیاب اجتماعی برای دست یابی به نیازهایش می کند. سرانجام هنگامی که توانست مازاد لازم برای فراغت را بیافریند، فرد وارد آخرین قلمرو شخصیتی خود یعنی قلمرو همبستگی می شود.

در همبستگی بر خلاف اقتصاد که موضوعش رهایی از ضرورت های وابستگی آخرین بود، موضوع اهداف مشترک و زندگی استعلایی مطرح می شود. هنر در همین بخش پدید می آید. هنر، علم و پژوهش دستاوردهای مازاد های اقتصادی زندگی اجتماعی اند.

حال فرض کنید شما گروهی انسان را از حضور در قلمرو کار و مزیت درک استقلال محروم کنید. در این صورت باید منتظر محرومیت بزرگ تری باشید و آن محرومیت از زیست معنوی مبتنی بر همبستگی است که مرحله ی آخرین حضور شخصیت آدمی است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VII)

نخچیرگان به مجموع الحان سی گانه ی باربد شامل می شد. باربد آفریننده ترانه های نوروزی نیز به شمار می رود. از این ترانه ها می توان به فرخ روز، سروستان، ارغنون، لبینا اشاره کرد. آثار باربد را موسیقیدانان قرون بعدی چون شعبه، جنس، آوازه، و شاخه های مهم مقام ها توضیح و توصیف کرده اند، عبدالقادر مراغه ای در مقاصد الالحان ماهیت تاریخی و موسیقی لحن و آثار باربد را خاطرنشان نموده و آن را زمینه دوره اول تشکیل مقام ها شمرده است.

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (IV)

صداقت‌کیش ادامه داد: در امر دراماتیک اما این گونه نیست و درون و بیرون با هم یکی می‌شوند. اگر اجازه دهید مثالی در مورد امر هنری بزنم. کسانی که تئاتر بازی می‌کنند رابطه‌شان با متن نمایشی درونی است. یعنی نمی‌توانیم این رابطه را به درونی و بیرونی تقسیم کنیم و بگوییم این شخصیت واقعا وجود دارد و آن شخصیت فقط روی صحنه وجود دارد، همه‌شان وجود دارند. بنابراین این نظام باید با یکدیگر یکی و ادغام شده باشد. اگر به موضوع دادن پول به فروشنده به عنوان یک کنش برگردم، نمی‌توانیم بگوییم الان بیرون این نظام ارتباطی هستیم و نظام داخلی آن با نظام بیرونی‌اش متفاوت است. اگر کسی هم از بیرون به این رویداد نگاه کند فقط در حال نگاه کردن به یک کنش است و مانند موضوع داستان نیست که نتواند داخل آن شود، او هم می‌تواند وارد این کنش شود و مرزی ندارد.

از روزهای گذشته…

صهبایی: باید به مردم کار باکیفیت ارائه کرد

صهبایی: باید به مردم کار باکیفیت ارائه کرد

بدنبال تهیه مطالب آخرین پرچمدار اینک در این مطلب قسمت سوم مصاحبه با منوچهر صهبایی موسیقیدان معاصر را میخوانید. در ضمن به اطلاع می رساند که سایت شخصی این هنرمند در دست راه اندازی می باشد که بزودی پس از افتتاح، آدرس آن به اطلاع شما خواهد رسید.
عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (I)

عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (I)

در سال ۱۹۴۵ میلادی در شهر آشکاله (Aşkale) از توابع استان ارضروم (muruzrE) که در میان کوه ها واقع شده، به دنیا آمد. از حدود ۳-۴ سالگی که با پدرآسیابانش به آسیاب می رفت، با صداهای موزون آشنا شد. خود عارف ساق (ARIF SAĞ) در این باره چنین می گوید : ” صدای آب، آبی که به پره های آسیاب برخورد می کرد، صدای گردش پره ها و ساییده شدن دو سنگ آسیاب و مخلوطی از این صداها به گوش می رسید و این صدای موزون را یک عنصر دیگر بر هم می زد؛ آن هم چوب کار کرده ای بود که نعل روی آن کوبیده بودند و صدای شق شق می داد. به این ترتیب صداهای موزون با یک ریتم منظم به گوش می رسید. شنیدن مدام این اصوات، انسان را به خیال و رؤیا می برد. درک موسیقی و ریتم از همان سالها شروع شد و من از آنجا سرم را به موسیقی مشغول کردم.”
آکورد های قرض گرفته شده

آکورد های قرض گرفته شده

اگر اهل بررسی هارمونی قطعات موسیقی باشید حتما” دیده اید که در بسیاری از موارد از آکوردهایی در قطعه استفاده می شود که به هیچکدام از درجات گام تعلق ندارند و همواره این سئوال برای ما پیش می آید که این آکورد چگونه در این موسیقی بکار برده شده است.
نشست بررسی هارمونی در موسیقی ایران برگزار می شود

نشست بررسی هارمونی در موسیقی ایران برگزار می شود

بیست و نهمین برنامه نشست نقد نغمه به بررسی هارمونی در موسیقی ایران اختصاص دارد. در این برنامه امیرآهنگ هاشمی به عنوان کارشناس برنامه و سجاد پورقناد به عنوان کارشناس مجری حضور دارند و سه میهمان برنامه، شاهین مهاجری، شهرام توکلی و علی قمصری در مورد سبک های مختلف هارمونی در موسیقی ایران صحبت می کنند.
اولین زنی که اسکار موسیقی گرفت

اولین زنی که اسکار موسیقی گرفت

مدتها است که ریچل پورتمن آهنگساز / ترانه سرا به خاطر سبک رمانتیک مجلل و توانایی نا متعارفش در یافتن نت صحیح ارتباطی، بین داستان روی پرده و احساسات تماشاگر شهرت یافته است. او از سال ۱۹۸۲ به طور خستگی ناپذیر و مداوم بر روی موسیقی فیلمهای مختلف برای تلویزیون و سینما، کار کرده است و بیش از ۳۰ اثر را به نام خود ثبت نموده است. خانم پورتمن با کسب جایزه اسکار بهترین موسیقی متن فیلم “اما” (Emma) توانست نام خود را به عنوان اولین آهنگساز زن برنده اسکار، در تاریخ سینما جاودان کند.
بداهه نوازى هاى مینیاتورگونه با پیانو

بداهه نوازى هاى مینیاتورگونه با پیانو

به تازگى نشر موسیقى هرمس مجموعه اى از قطعات پیانوى کیاوش صاحب نسق (آهنگساز ایرانى مقیم اتریش) را به صورت سى دى منتشر کرده است. این مجموعه، سومین سى دى از ساخته هاى صاحب نسق است که به صورت سى دى در اختیار علاقه مندان قرار مى گیرد و در آن دوازده کار به نام هاى «۱۴ نوامبر ۲۰۰۰»، «جست وجو»، «گفت وگو»، «یافتن»، «عاشقان»، «سوگل»، «چهارگاه»، «سئوال»، «۲ مارچ ۲۰۰۲»، «۲۷ مارچ ۲۰۰۲»، «کاروان» و «۶ آوریل ۲۰۰۲» در آن منظور شده است.
کنسرواتوار پاریس

کنسرواتوار پاریس

کنسرواتوآر پاریس (Conservatoire de Paris) دانشکده موسیقی و رقص در سال ۱۷۹۵ در پاریس به وجود آمد. در این دانشکده؛ موسیقی، رقص، نمایش و طراحی تدریس می شود. در سال ۱۹۴۶ به دو دانشکده مجزا تقسیم شد: یکی برای تئاتر، نمایش و بازیگری به نام “کنسرواتوآر ملی هنرهای نمایشی” (CNSAD) و دیگری برای رقص و موسیقی به نام “کنسرواتوآر ملی موسیقی و رقص پاریس” (CNSMDP)
کنسرت زمستان؛ اثری فروتر از انتظار (I)

کنسرت زمستان؛ اثری فروتر از انتظار (I)

قدم از قدم برداشتن در هوای تیره و سنگین موسیقی روزگار ما، کار توان فرسایی است. بخصوص که این قدم در راستای برگزاری کنسرت برداشته شود و این دشواری ها وقتی به مشکل تبدیل می شوند که سرپرست گروه موسیقی مرتکبِ ! انتخاب خواننده ی زن هم شده باشد. لاجرم پیش از هر گونه نگاه منتقدانه به کنسرت زمستان، باید به آقای حمید متبسم و گروه مضراب تبریک و خسته نباشید گفت. اما با وجود همه ی اینها نقد منصفانه ی آثار هنری همیشه و در هر وهله ای از شرایط اجتماعی می تواند به بهبود کیفیت آثار، از جنبه های گوناگون یاری ببخشد.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (V)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (V)

«ارزشها، وجوه مثبت فرهنگ ها و سنت ها هستند. به نظر من آنچه پیشوند یا پسوند سنت را یدک می-کشد الزاماً حاوی ارزش نیست و نیز آن مرز خطرناک در تفکیک ارزشهای مثبت و منفی را نباید نادیده گرفت. در شرایط امروز، ارزشهایی مثبت اند که ظرفیت تحول داشته باشند و بتوانند با شرایط جدید و زیبایی شناسی جدید منطبق شوند. البته می توان برخلاف جریان آب شنا کرد و کورکورانه عمل کرد و نسبت به واقعیت هایی که رخ داده اند بی اعتنا بود؛ چنان که بارها رخ داده است‌‌» (درویشی/۱۳۸۲، ۲۰). ‌‌
یادداشتی بر نوشته ی «وهم یا نبوغ؟!» (I)

یادداشتی بر نوشته ی «وهم یا نبوغ؟!» (I)

چندی پیش مطلبی در سایت به قلم یکی از نویسندگان «گفتگوی هارمونیک»، سعید یعقوبیان به نام «وهم یا نبوغ؟!» به انتشار رسید که از طرف مخاطبان مورد توجه و بحث های زیادی قرار گرفت. چند روز پیش یکی از خوانندگان سایت، یادداشتی را بر این نوشته ارسال کرد که امروز این مطلب را می خوانید: