کنسرتو ویولن بتهوون

کنسرتو ویلن بتهوون هنوز یکی از 
مهمترین قطعات ویلن است
کنسرتو ویلن بتهوون هنوز یکی از مهمترین قطعات ویلن است
ضربات کوتاه تیمپانی آغازگر موسیقی ایست که گرچه در زمان حیات مصنف خود بیش از یک بار اجرا نشد و تا سالها بعد از آفرینشش فراموش گشت، امروزه جزو زیباترین شاهکارهای ویولن به شمار می آید.

“کنسرتو ویولن بتهوون” اپوس ۶۱ در” ر” ماژور که در سال ۱۸۰۶ تصنیف شد، اولین بار توسط فرانتس کلمان نواخته شد و از آنجا که پیش از اجرای عمومی اثر، فرصتی برای تمرین کافی بوجود نیامد، کلمان این اثر را در شب اجرا بدون تمرین قبلی نواخت.

عدم ارائه مطلوب اثر به شنوندگان برای اولین بار و شکست ناشی شده از آن باعث شد، مصنف تا آخرعمر کنسرتوی دیگری برای این ساز نسازد و سالها بعد از آفرینش آن، ویولونیست بزرگ ژوزسف یواخیم(۱۸۳۱-۱۹۰۶) این اثر را دوباره احیا نمود و از آنروز این کنسرتو از معروفترین شاهکارهای این ساز به شمار می آید.

راز جاودانگی این اثر بیش از هر چیز به دو عنصر ” تعادل” و”غنای” موسیقی آن وابسته است. در موومان اول این کنسرتو، همواره ارکستر و تکنواز، موسیقی را بگونه ای به دست یکدیگر می سپارند که بهترین شرایط برای ادامه یا تغییرفضای آنست و هیچگاه همنوایی این دو با یکدیگر در به اوج رسیدن و فرود آمدن ها با یکدیگر، باعث بوجود آمدن شکاف در موسیقی نمی گردد.

audio.gif قسمتی از موومان اول کنسرتو ویلن بتهوون به رهبری توسکانینی و ویلن هایفتز

تکنواز در زیباترین لحظات موسیقی از همراهی ارکستر بهره می جوید. چه آنگاه که تریوله های زیبای او در موومان اول با نجوای زیرکانه ارکستر همراه می گردد و چه آنگاه که با نواختن تریل های پیاپی وسوسه انگیز، ارکستر را برای نواختن موسیقی آن با خود همراه می سازد.

در میانه اولین موومان، گویی موسیقی باز آغازمی گردد. همانند اول بار، که تکنواز با لحنی خجولانه و آرام به میان آمد، موسیقی همانگونه و از بم ترین نت های ویولن آغاز می گردد. اما این بار تکنواز موسیقی را به چنان درجه ای از غنای خود می رساند که تنها با تعمق در آن می توان از کمال آن آگاه شد.

در سراسر این موومان، همواره بیشترین نقش را، لحن کششی و آوازگونه آن بیان می دارد که در تناسب کامل با ویولن و امکانات صدایی آن است و غنای موسیقایی این اثر در درجه اول وابسته به این لحن است و این شاهکار همواره به صورت ملودی های آوازگونه در ذهن به خاطر می آید.

audio.gif کادانس آوئر با اجرای هایفتز

روح موسیقایی موجود در این اثر، هیچگونه تاثر ازعواملی، جز از آنچه که می تواند “موسیقی ناب” نامیده شود، ندارد وبدین روی، هیچگاه در طول تاریخ آفرینش این اثر، تکنوازانی که به سطح والای شعور موسیقایی و تکامل در آن نرسیده اند، از اجرای آن سرافراز بیرون نیامده اند و همواره دستیابی به قله غنای موسیقایی آن، کلید کامیابی آن بوده است.

در این میان، عنصر” تعادل” میان تکنواز و ارکستر که پیشتر به آن اشاره شد، کمک شایانی در بوجود آوردن شرایط، برای بیان این موسیقی ناب فراهم می سازد و این ویژگی جالب این اثر است.

استفاده از دامنه وسیع صوتی ویولن و بخصوص بهره گیری از اکتاوهای بالایی این ساز وهمینطور استفاده از امکان نواختن گلیساندوهای زیبا و نت های فلاژوله (هارمونیک) درخشان خاص ویولن در جابجای این اثر، از دیگر عوامل دلنشینی این موسیقی است.

کادانس های زیبایی برای این اثر توسط نوازندگان معروف ساخته شده است. اولین آنها از لحاظ تاریخی، مربوط به یواخیم است. لئوپولد آوئر، فریتس کرایسلر نیز هر یک کادانس هایی را برای این کنسرتو ساخته اند که امروزه اجرای این کادانس ها، تبدیل به جزو لاینفک این اثر شده است.

در موومان دوم پس از تمی کوتاه که زهی های ارکستر آن را بسط می دهند، تکنواز به همراهی بادی ها شروع به بیان مقدمه ای می نماید که در نهایت ارکستر را به اوج می رساند. در اینجا گرچه زهی ها، همراه بادی ها می نوازند اما نقش آنها در کنار این گروه است.

در واقع اندیشه مصنف در این موومان، بعد از این اولین اوج ارکستر، توسط تکنواز آشکار می گردد. در اینجا تکنواز عمده ترین نقش را در بیان موسیقی دارد وبا زیبایی وصف ناپذیری شروع به بسط موسیقی که از آغاز این موومان دنبال گشته بود، می نماید.

دومین موومان این اثر در انتها، بدون قطع به موومان آخر متصل می گردد. روندویی شاداب برای موومان سوم، که پس از بارها و بارها شنیده شدن همچنان تازگی دارد وهمانند سایر روندوهای بتهوون، نهایت استادی او را در ساخت این فرم از موسیقی به اثبات می رساند. درسراسر این موومان، گویی تکنواز و ارکستر به بازی با یکدیگر مشغولند.

پس از چند بار که ملودی شوخ این قسمت توسط تکنوازوارکستر گسترش یافت و تکرار گشت، تکنواز تمی دلفریب و بخاطر ماندنی می نوازد و در اینجا نیز، فاگوت به همراهی با او می پردازد و فضای موسیقایی دلنشینی فراهم می گردد.
Toscanini & heifetz
هایفتز و توسکانینی دو اسطوره موسیقی کلاسیک


آخرین موومان این کنسرتو که در سنین جوانی آهنگساز تصنیف گشته، بی شک از بهترین و بی نقص ترین روندوهایی است که در قرن نوزدهم ساخته شده است و به بهترین شکل و در شکوه تمام توسط تکنواز و ارکستر پایان می پذیرد. امروزه از این کنسرتو، اجراهای فراوانی انجام گشته و نوازندگان معروف اجراهای زیبایی را از آن بعمل آورده اند.

معرفی یک اجرا

از زیباترین این اجراها، می توان به اجرایی اشاره نمود که دو استاد بزرگ موسیقی قرن، یاشا هایفتز و آرتور توسکانینی، به همراهی ارکستر سمفونیک – ان بی سی- ازاین اثر بعمل آورده اند.

audio.gif قسمتی از موومان سوم کنسرتو ویلن بتهوون به رهبری توسکانینی و ویلن هایفتز

در این اجرا که از رهبری فوق العاده حرفه ای توسکانینی برخوردار است، ارکستر در توازون کامل با سولیست می باشد و تمامی فراز و فرودهای آن با دقت و وسواس تمام رهبر، انجام می گردد.

هایفتز نیز نهایت ظرافت را، در نواختن تک تک جملات این موسیقی به انجام می رساند و می توان گفت از هیچ جمله ای به سادگی نمی گذرد مگر آنکه حق مطلب آنرا بجا آورده باشد و زیبایی موجود در آن جمله را بخوبی به معرض اجرا گذاشته باشد. در این اجرای هیستوریک، هایفتز کادانس تکنیکی و زیبایی را که آوئر برای این اثر ساخته با تسلط کامل می نوازد.

تکنیک بالای هایفتز، زیبایی و ظرافت گلیساندوهایی که توسط او اجرا می گردد و اجرای نوانس های خاص موسیقایی ، که از شاخصه های سبک هایفتز در نوازندگی ویولن می باشد، ازآن اجرایی ماندگار در تاریخ ویولن ساخته است.

در جستجوی موسیقی سنتی (II)

تصویر سورآلیستی ای در نظرم آمد که قافله ای از چندین و چند شتر همه سی دی های سمفونی کوه البرز را بار کرده از دروازه های ارمنستان قدم در جاده ابریشم گذاشته و “سی دی ها را روانه بازار” می نمایند و به هر شهر و دیاری که می رسند جمیع مشتاقان، سی دی پلیر به دست، دم دروازه ها منتظر رسیدن قافله ایستاده اند و هلهله می کنند! (البته این استقبال بی سابقه مشتاقان موسیقی سمفونیک از این آثار را باید بیشتر مرهون نقد جانانه ای دانست که در فصلنامه ای وزین به قلم منتقد و و موسیقی شناسی برجسته نوشته شده و در آنجا خواندم که اثر به سبک آثار ریشارد واگنر ساخته شده و با آنها کوس برابری می زند و بسیار عالی و جهانی است.)

برنامه ریزی بخش های تمرین (I)

در بسیاری از موارد دلیل انجام کارهای خلاقانه نوع برنامه ریزی تمرین شما خواهد بود. یک برنامه ریزی موثر شما را برای دستیابی به اهداف موسیقایی تان یاری می کند و همچنین برنامه ریزی اشتباه موزسین را به سمت تمرین نامنظم و بی فایده و یا تجربه های آسیب زا می کشاند. بنابراین این بخش ۵ راهنمای تمرین را پیشنهاد می کند تا همچنین موضوعات مرتبط با مدیریت تمرین را نیز مطرح کند.

از روزهای گذشته…

خواهر و برادری که موسیقی پاپ را متحول کردند – ۱

خواهر و برادری که موسیقی پاپ را متحول کردند – ۱

گروه کارپنترز (The Carpenters)، با ملودیهای با روح و ساده ای که با دقت فراوان تنظیم شده بود، در تضاد کاملی با موسیقی پاپ / راک پر زرق و برق و افراطی دهه هفتاد بود، با این وجود آنها توانستند با ۱۲ ترانه در فهرست Top Tenو سه ترانه شماره یک، از محبوبترین هنرمندان دهه ۷۰ باشند.
About گروهی برای بداهه نوازی (II)

About گروهی برای بداهه نوازی (II)

وقتی تیلور در سال ۲۰۰۸ با کاکسون آشنا شد آلبوم Made in the Dark از گروه Hot Chip تازه روانه بازار شده بود و تیلور شدیدا دنبال این بود که آلبوم سولویی را ضبط کند تا آهنگ هایی «که خیلی بی عیب نیستند» را تجربه کند (تیلور توضیح می دهد که البته این کار را به عنوان واکنشی به آلبوم موفق گروه Hot Chip انجام نداده است. او همچنین اضافه می کند که معروف ترین آهنگ شان یعنی Over and Over تنها توانست رتبه سی و دوم را از آن خود کند.)
نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی <br>متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت پنجم

نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی
متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت پنجم

نکته‌ی دیگری که در این چند کتاب به وضوح دیده می‌شود این است که به غیر از [۱] و [۹] که کاملا بر اساس یک نظم تاریخی مشخص و هویدا مباحث هارمونی را چیده‌اند و خواننده را علاوه بر آشنایی با فنون و دستورات با روند تحول و تکامل آن‌ها آشنا می‌سازد، دیگر کتاب‌ها کم و بیش پیچیده‌تر شدن آکوردها و حل‌ها را مبنای چیدمان مباحث قرار داده‌اند. طبیعی است که در این بین گاهی روند پیچیده‌تر شدن با روند تحول تاریخی هم جهت است و گاه خیر. همچنین به غیر از [۱] و [۹] در کمتر کتابی اشاره‌ای واضح به نحوه‌ی استفاده‌ی یک دستور یا روش در دوره‌ یا آثار یک آهنگساز خاص شده.
آکوردهای sus – قسمت دوم

آکوردهای sus – قسمت دوم

در ادامه مطلب مربوطه به آکوردهای Sus ، به Improvise انجام شده روی این توالی آکورد شکل اول که تکرار میشود توجه کنید تا در ادامه بحث راجع به آکورد های sus را دنبال کنیم.
نوگرایی بر شالوده‌ی یک سنت صلب (II)

نوگرایی بر شالوده‌ی یک سنت صلب (II)

او حتا به سراغ سرزمین ممنوعه هم رفت. در آمیختن موسیقی ایرانی و ارکستر غربی، چیزی که سنت‌گرایان متعصب نه تنها بدان دست نمی‌یازیدند که نسل پیش از خود را هم به کیفر آن تکفیر می‌کردند. شگفتا که نتیجه بسیار بر دل شنوندگان نشست و از «ایرانی»ترین قطعات نوشته شده برای ارکستر زهی و سازی ایرانی شد. تجربه‌ای که شاید بتوان آن را از منظری دیگر، آخرین مرحله از چیرگی زیباشناسی بازگشت بر دنیای موسیقایی آن روز دانست.
ناظم پور: ایران باید خانه عود داشته باشد

ناظم پور: ایران باید خانه عود داشته باشد

نوشته ای که پیش رو دارید، گفتگویی است با مجید ناظم پور نوازنده و محقق ساز عود (بربت) که توسط الوند زندی تهیه شده است. مجید ناظم پور در اسفند ماه سال جاری خانه عود (بربت) ایران را بنیانگذاری کرده است و قرار است در این مرکز، همانند خانه عود هایی که در دیگر نقاط جهان است به گسترش و ارتقای فرهنگ عود نوازی بپردازد.
اریک ساتی (I)

اریک ساتی (I)

اریک ساتی (Alfred Éric Leslie Satie) آهنگساز و پیانیست فرانسوی، متولد ۱۷ مه ۱۸۶۶ هنفلور است. اولین آهنگ خود را در سال ۱۸۸۴ ساخت و نام خود را به عنوان اریک ساتی (Erik Satie) امضا نمود. ساتی در سال ۱۸۸۷ به عنوان “ژیمنوپدیست” (gymnopedist) خوانده شد، کمی پیش از آنکه مشهورترین اثر خود “ژیمنوپدی” (Gymnopédies) را خلق کند؛ ژیمنوپدی، واژه یونانی است به معنی‌ “جشن کودکان برهنه”.
آثار باقیمانده از ردیف موسیقی ایران (I)

آثار باقیمانده از ردیف موسیقی ایران (I)

به جز ترانه های محلی که بحثی جداگانه دارد، بنیان موسیقی ملی ایران روی دستگاه های موسیقی نهاده شده و آن نغمات را به شیوه ای که هر استادی از متقدمین مینواخت و روایت میکرد «ردیف» می نامیدند. ردیف موسیقی را هر نوازنده ای در قدیم از استاد خود سینه به سینه می آموخت و چون خط نت به صورت امروز نبود، مجبور بود آنچه از استاد آموخته است خوب به خاطر بسپارد، در این صورت واضح است که چه بسیاری نغمه ها و ترانه ها که توسط اساتید گذشته نواخته شده ولی امروز بدست فراموشی سپرده شده است و در دست نیست، به همین مناسبت است که جمع آوری ردیف و حفظ آنچه از اساتید گذشته باقی مانده، جهت تشکیل منابع ارزنده ای برای آیندگان نهایت ضرورت را دارد.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (II)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (II)

“فردی سازی دروغین” عنوان بعدی است. در این قسمت آدرنو بیان میکند که به شکل نامحسوسی به شنونده ی موسیقی عامه پسند حقِ انتخاب داده می شود در حالی که این حق انتخاب مصنوعی است و فقط دایره ی محدودیت شنونده کمی بزرگتر شده است (مانند افزایش تعداد گروه ها توسط صنعت فرهنگ سازی در آژانس های تبلیغاتی و یا تمجید از نت های مضطرب و فالشِ موسیقی جَز!). در دیدگاه آدرنو این بخش در اصل نوعی معتبر سازی دروغینِ موسیقیِ عامه پسند است.
هلن گریمود (II)

هلن گریمود (II)

هلن سونات شوپن و راخمانیوف را ضبط کرد، همچنین Barcarolle و Berceuse شوپن و کنسرتوی شماره.۳ بارتوک (B. Bartók) به همراه بولز (Boulez) و ارکستر سمفونیک لندن ضبط شد (این ضبط های هلن گریمود، در سال ۲۰۰۵ دارنده جایزه منتقدین ریکورد آلمان، جایزه آکادمی ریکورد و جایزه توکیو شدند و جایزه کلاسیک میدم در سال ۲۰۰۶). هر دوی این آثار در سال ۲۰۰۵ به بازار عرضه شدند.