به یاد جرج هریسون

George Harrison , 1943 - 2001
George Harrison , 1943 - 2001
جرج هریسون (George Harrison)، گیتاریست و یکی از نوازندگان گروه جاودانه بیتلز در ۲۹ نوامبر سال ۲۰۰۱ در خانه یک دوست در لس آنجلی در کنار همسر و پسر ۲۴ ساله اش پس از جدال طولانی با سرطان، درگذشت.

انسانیت فوق العاده و نوع دوستی منحصر به فرد از جمله صفاتی بود که او را به آهنگسازی متفاوت بین هم عصرانش مبدل ساخت. سفارش همیشگی او به خانواده اش، جستجو برای یافتن خدا و عشق ورزیدن به یکدیگر بود.

در کشاکش طغیان دهه ۶۰ که گروه بیتلز با جای دادن چهار شخصیت متفاوت در خود، همه چیز از مدل مو گرفته تا طرز تفکر و موسیقی جوانان آن دوره را تحت تاثیر قرار داده بود؛ بنا به گفته اعضای گروه بیتلز، بیان جذابیتهای جرج مشکل است.

جان لنون (John Lennon) با هوشترین و جذاب ترین، پاول مکارتنی (Paul McCartney) خوش تیپ ترین و رینگو استار (Ringo Star) دوست داشتنی ترین بودند، اما جورج شخصیتی درویش گونه و در عین حال حرفه ای داشت.‌ از دیگر خصوصیات او دمدمی مزاج بودنش بود که او را محبوب هوادارانش کرده بود.

Audio File While my guitar gently Weeps

او از شهرت جهانیش در بیتلز سوء استفاده نکرد، بلکه طبق گفته پل مک کارتنی از شهرتش در جهت پرواز و اوج گیری در انسانیت و پرداخت شخصیت درونش سود جست. چیزی که حقیقتا برای کسی که در تمام دنیا به عنوان یک بت شناخته شده است، باور نکردنی به نظر می رسد و همه اینها را مدیون توجه و گرایشش به عرفان شرق پس از شاگردی نزد نوازنده بزرگ سیتار یعنی “Ravi Shankar” است.

audio.gif Don’t bother me‌ – اولین کار هریسون برای بیتلز

Beatles
گروه بیتلز
جورج هریسون نفر اول سمت چپ
هریسون به توجه مردم اهمیتی نمی داد. او بیشتر ترجیح می داد نوازنده خوبی باشد تا یک ستاره موسیقی. به همین دلیل پس از پاشیدن گروه بیتلز، به جای استفاده از شهرت نامش و انتشار آلبومهای متوالی، در آلبومهای اندکی که منتشر کرد سعی کرد آثاری نو و نفسانی ارائه کند. هم دوره ای های او مثل Eric Clapton ،Bob Dylan ،Tom Petty و Jeff Lynne از بودن در کنار او لذت می بردند.

جالب اینکه جان لنون دیگر عضو گروه بیتلز که بیشتر ترانه های گروه را با پاول مکارتنی می ساخت، از جرج هریسون نوازندگی گیتار را یاد گرفت.

audio.gif Something

تخیلات عمومی هریسون در اولین آهنگ او برای بیتلز به نام Don’t bother me‌ خلاصه شده است. دیگر تک آهنگ او Something یکی از شاهکارهای موسیقی راک کلاسیک است که بارها توسط افرادی مثل Andy Williams یا گروه Moody Blues نیزCover شده است و آهنگ دیگر او Here Comes the Sun تبدیل به یکی از آثار کلاسیک موسیقی راک شده است.

audio.gif Here Comes the Sun

هریسون در اوج شهرت بیتلز، در سال ۱۹۶۶ گروه را ترک کرد و برای فراگیری سیتار نزد راوی شانکار به هند رفت. در آنجا تحت تاثیر Mahanishi Mahesh Yogi از از مبلغان هندی کریشنا (Krishna) به عرفان هند روی آورد.

در ۱۹۶۷ بقیه اعضای گروه نیز در کلاسهای مدیتیشن Mahanishi حاضر شدند. Mick Jagger خواننده گروه Rolling Stones که در ابتدا علاقمند به همکاری با بیتلز بود و در این کلاسها حاضر شده بود، خیلی زود خسته شد و گروه را رها کرد.

Beatles
به هنگام اجرا
او در مورد هریسون می گوید: “او اولین نوازنده ای است که در جهت تعالی روح نیز کار کرده و موسیقی راک را از جنبه های مادی و ماتریالیستی مرسوم آن در دهها های ۶۰ و ۷۰ جدا کرده است.”

در سال ۱۹۷۱ بنا به درخواست راوی شانکار، جرج کنسرت خیریه ای در نیویورک بر پا کرد و درامد آن را به مردم مصیبت دیده بنگلادش اهدا نمود. این کنسرت که با حضور بسیاری از بزرگان راک مثل Clapton و Dylan و Leon Russell برگزار شد به واقع بزرگترین کنسرت خیریه Rock ‘N Roll ‌تا آن زمان بود.

VH1 در مورد این برنامه می نویسد: تصور ستارگان راک به عنوان افرادی صادق و با وجدان در این سطح دشوار است. امروز پشت هر حرکت انسانی، انتظار رضایت شخصی یا منافع بعدی داریم اما واقعا هریسون نیازی به پرداختن به تصورات خود از طریق اجرای این کنسرت نداشت. هریسون با این برنامه راک را به دوره انسانیت خود رساند.

audio.gif While my guitar gently Weeps

هریسون در آهنگ My Sweet Lord ذکر Hare Krishna می گوید و به نوعی افکار عرفانی هندی خود را با موسیقی راک می آمیزد. اجرای While my guitar gently Weeps با تک نوازی Clapton یکی از زیباترین قطعات این کنسرت است. به هرحال کنسرت به عنوان تولد جدیدی از همایش های سیاسی-هنری و نوع دوستی است. یکی از انواع ابتدایی که شاید بهترین آنها بود و زایش آن مدیون جرج هریسون است. مردی که در پس تواضعش، شخصیتی مستعد و دوست داشتنی نهفته بود

مروری بر آلبوم «موسیقی نو در ایران (۲)»

آنگاه که یک مجموعه‌ی دنباله‌دار «موسیقی نو در ایران» نام می‌گیرد و از پس شماره‌ی نخستش شماره‌ی دومی نیز می‌آید، انتظاری را در پس خود برمی‌انگیزد. آن انتظار از جنس توصیف است یا تبیین. بدین معنا که شاکله‌ی «موسیقی نوی واقعا موجود» همچون یک بیانیه دست‌کم از خلال فرایندهای شناسایی/گزیدن و اعتباربخشی پدیدآورنده‌ی آن برابر ما بایستد.

پرتی ینده، الماس جدید اپرا (II)

پرتی ینده ۶ مارس ۱۹۸۵ در آفریقای جنوبی متولد می شود در حالی که هنوز نظام سیاسی آپارتاید در این کشور برقرار است. او در محله سیاه پوست نشین به نام تَندوکوخانیا (Thandukukhanya) در شهر پیِت رِتیف (Piet Retief) بزرگ می شود. او در نوجوانی از طریق تبلیغ هواپیمایی بریتانیا که دوتایی برای گل ها (Duo des fleurs ) اثر لئو دلیب (Léo Delibes) را به تصویر می کشد با اپرا آشنا می شود. در سن شانزده سالگی در یک کنکور آواز برنده می شود و از این طریق به مصاحبه ای در کالج موسیقی آفریقای جنوبی وابسته به دانشگاه کیپ (Cap) راه می یابد.

از روزهای گذشته…

کنسرت ارکستر باربد در سومین جشنواره موسیقی معاصر تهران به روی صحنه می رود

کنسرت ارکستر باربد در سومین جشنواره موسیقی معاصر تهران به روی صحنه می رود

ارکستر زهی باربد به رهبری کیوان میرهادی و سرپرستی محمد هادی مجیدی در سومین دوره جشنواره بین المللی موسیقی معاصر تهران در تاریخ سوم اردیبهشت ماه ۹۷ ساعت ۱۸ در تالار رودکی به روی صحنه خواهد رفت.
افق‌های مبهم گفت‌وگو (III)

افق‌های مبهم گفت‌وگو (III)

افزون بر این، حالتی بسیار خاص از بده‌بستان (و درنتیجه گفت‌وگو) در موسیقی ایرانی و همه‌ی هم‌خانواده‌های آن (همه‌ی موسیقی‌هایی که هنر اجرای بداهه یا به بیان دقیق‌تر بِداهنگسازی (۷) بنیان بروز خلاقیت هنری در آنها را می‌سازد) وجود دارد که آن را باید ذیل گفت‌وگوی مخاطب و مولف درک کرد. بداهه‌پردازان کلاسیک اغلب از وجود نوعی کیفیت یا «حال» در هنگام اجرا سخن می‌گویند که اگر خوب باشد اجرای بهتری را رقم می‌زند. این کیفیت که به راستی باید زیباشناختی (و گاه تا حدی همراه اغراق و افسانه‌پردازی (۸)) در نظرش گرفت نه تنها بر کیفیت آفرینش تاثیر می‌گذارد بلکه اغلب ویژگی‌ها یا روند اجرا مانند دستگاه یا گوشه‌هایی که قرار است اجرا شود و از این قبیل را نیز تعیین می‌کند. بخشی از این کیفیت به مجموع شرایط اجرا (هر ویژگی ریزودرشت محیطی) باز می‌گردد اما بخش دیگری -و به نظر می رسد بخش عمده‌ای- به گونه‌ای واکنش غیرفیزیکی حاضران اشاره می‌کند.
کارت صلاحیت تدریس موسیقی و معضلات و مشکلات آن

کارت صلاحیت تدریس موسیقی و معضلات و مشکلات آن

در فرودین سال جاری آزمونی برگزار شد تحت عنوان “آزمون متقاضیان اخذ کارت صلاحیت تدریس و تاسیس آموزشگاه هنری” که با شکایت و عدم رضایت بسیاری از شرکت کنندگان روبرو بود. پیش از پرداختن به شرایط و ویژگی های این آزمون، نگاهی به روند صدور کارت صلاحیت تدریس در سالهای گذشته میندازیم. برای فعالیت در آموزشگاه های رسمی موسیقی افرادی که سوابق آکادمیک موسیقی نداشته اند، میبایست از طریق آموزشگاه برای شرکت در آزمون عملی به دفتر آموزش و توسعه فعالیتهای هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی طی یک نامه کتبی معرفی میشدند.
بولرو

بولرو

بولرو قطعه ای ارکسترال در یک موومان ساخته موریس راول (Maurice Ravel) است که در سال ۱۹۲۸ در اصل برای باله تنظیم شده و بدون تردید مشهورترین اثر راول به شمار می رود.
گفتگوی هارمونیک یکساله شد

گفتگوی هارمونیک یکساله شد

سال گذشته ۱۶ فروردین ماه بود که “گفتگوی هارمونیک” را راه اندازی کردیم و در کنار سایر وبلاگ ها و سایت های فارسی زبان در حد و توان خود سعی به گسترش آگاهی علاقمندان به موسیقی در این زمینه نمودیم. کار خود را با یک وبلاگ ساده شروع کردیم و با زبانی ساده وارد محفل گرم دوستداران موسیقی روی اینترنت شدیم.
کامیار صلواتی

کامیار صلواتی

متولد ۱۳۶۹، تویسرکان پژوهشگر حوزه‌ی موسیقی کلاسیک ایرانی و تاریخ معاصر موسیقی در ایران کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران از دانشگاه تهران Kamyar.Salavati@gmail.com
دیم اثل اسمایت، آهنگسازی معترض (II)

دیم اثل اسمایت، آهنگسازی معترض (II)

دوره ای که اثل در زندان سپری کرد، تجربه ای بسیار عالی درباره ی اراده ی جمعی و از خودگذشتی زنان در هر سن و از هر طبقه ی خانوادگی به او می آموخت. یک روز که زندانی ها در حال هواخوری بودند، اثل پشت پنجره ای که به حیاط زندان مشرف بود رفت و با استفاده از مسواکش سرود مبارزه برای حق رأی که توسط آنها خوانده می شد را رهبری کرد. در همین حال، سر توماس بیچام که به ملاقات اثل آمده بود، وارد زندان شد و او را در حال رهبری مارش زنان دید.
اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (VI)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (VI)

سال ۱۹۵۳ پیاف یک دوره ی ترک اعتیاد را گذراند و تبدیل به ستاره ی موزیک هال در غرب و به ویژه در ایالات متحده گردید. سال ۱۹۵۶ در کارنِگی هالِ (Carnegie Hall) نیویورک به موفقیت چشم گیری دست یافت و به مدت دو سال در آن جا برنامه های دائمی اجرا کرد.
همه حق اظهارنظر دارند

همه حق اظهارنظر دارند

با این جمله لابد بارها برخورد کرده‌ایم. وقتی از آن استفاده می‌کنیم که کسی به نظر کس دیگری اعتراض کرده باشد. مثلاً وقتی‌که کسی بگوید «این چه مطلب بیراهی است که فلانی نوشته». جمله‌ی لیبرال‌منشانه‌ای است که این روزها طرفدارهایش از گذشته هم خیلی خیلی بیشتر شده و به‌سختی ممکن است بتوانیم با آن مخالفت کنیم.
معمای مرگ موتسارت

معمای مرگ موتسارت

یکی از موضوعات اصلی، به موازات بررسی ساختار و اندیشه موسیقیدانان بزرگ از رهگذر آثارشان، بازخوانی سیر و سلوک روحی و تاریخی آنها در گذر زمان و مواجه با مشکلات اجتماعی فرهنگی و حتی سیاسی زمان خویش است. با اینکه این رویکرد در مورد آهنگسازان رمانتیک (بعنوان مثال بتهوون) بسیار به درک بهتر آثارشان یاری می رساند، قضیه در مورد آهنگسازان کلاسیک و بویژه موتسارت، کمتر همسویی قابل توجهی بین روند زندگی آنها و ساختار و مفهوم آثارشان را آشکار میسازد.