موزیکولوژی

Theodor  Adorno , 1903 – 1969 <br/>
فیلسوف و موزیکولوژیست آلمانی
Theodor Adorno , 1903 – 1969
فیلسوف و موزیکولوژیست آلمانی
Musicology شاخه ای از هنر موسیقی – یا شاید بهتر آن باشد که بگوییم شاخه ای از علم – است که در آن به بررسی منطقی و استدلالی مباحث موسیقی پرداخته می شود.

در مباحث موزیکولوژی کلیه تحقیقات و بررسی ها از طریق روشهای سیستماتیک بصورت تجربه ها، مشاهدات علمی و آزمایشگاهی و … صورت می گیرد و از نتایج آنها واقعیت ها استخراج می شود.

بر اساس این تعریف ملاحظه می کنید که دامنه موضوعاتی که این شاخته علمی – هنری می تواند تحت پوشش خود قرار دهد تا چه حد می تواند وسیع باشد؛ از بررسی موسیقی ملل گرفته تا تئوری های پیچیده موسیقی … و مسائل تخصصی مربوط به سازها و ….

اولین بحثی که عمومآ در موزیکولوژی مطرح می شود یافتن پاسخی برای این سئوال است که : “موسیقی چیست؟”

تقسیم بندی های معمول انجام شده نشان می دهد در سه زمینه به این سئوال پاسخ می دهد :

اول زمینه تاریخی
•  کدام ساختار از ترکیب صداها در طول تاریخ موسیقی نامیده شده اند؟
•  چگونه ایده های موسیقی، نحوه تولید و نوازندگی موسیقی در فرهنگ های مختلف متفاوت شده است؟
•  چه فرمهایی از موسیقی بعنوان ریشه های اصلی شناخته شده اند و چرا؟
•  علت اینکه برخی قطعات موسیقی اینگونه جاودانه مانده اند چیست؟
•  و …

دوم زمینه تئوری
•  عوامل درگیر در تولید موسیقی کدامها هستند؟
•  ارتباط میان عوامل تولید کننده موسیقی چیست که به آن چنین کیفیتی می دهد؟
•  چگونه می توان موسیقی را تحلیل منطقی کرد؟
•  مدلها و سیستمهایی که باعث می شوند دوره های مختلف در تاریخ موسیقی یا فرهنگهای مختلف شکل بگیرد کدام است؟
•  و …

سوم زمینه فرهنگی و تربیتی
•  موسیقی چه ارتباط با دنیای انسانی دارد و چگونه آنرا تحت تاثیر قرار می دهد؟
•  چرا انسان باید از موسیقی در زندگی خود استفاده کند؟
•  چرا انسان به فراگیری موسیقی علاقه نشان می دهد؟
•  و … که به این بخش از تحقیقات موزیکولوژی، آنتروپولوژی (anthropology) موسیقی و یا انسان شناسی موسیقی نیز گفته می شود.

اگر به سئوالات نمونه ای که در بالا مطرح شد دقت کنید مشاهده خواهید کرد که با وجود سادگی ارائه پاسخ منطقی و استدلالی به آنها کاری بسیار دشوار است بگونه ای که عمومآ یک موزیکولوژیست معتبر از لحاظ تحصیلات علمی باید حداقل دارای مدرک دکترا باشد و سالها تجربه مطالعه و تحقیق در این زمینه ها را داشته باشد.

کار اصلی یک موزیکولوژیست چیست؟
فعالیت یک موزیکولوژیست بیشتر در دانشگاه ها و مدارس موسیقی بعنوان استاد در آموزش و تحقیق در زمینه های مختلف مانند تدریس تاریخ موسیقی، استاد راهنما برای تحقیقات موسیقی، تهیه و چاپ مقاله های علمی موسیقی و … صورت می پذیرد.

برخی از موزیکولوژیست ها متخصص در خواندن، ترجمه و حتی اجرای نوشته های بسیار قدیمی موسیقی هستند، برخی در زمینه موسیقی شرق به درجه تخصص می رسند، برخی در زمینه های فلسفی موسیقی به درجه های بالای تخصص می رسند و … خلاصه هریک از آنها ممکن است در یکی از بی نهایت زمینه موجود تحقیقی در موسیقی کسب تخصص نمایند.

البته نباید فراموش کرد که همه موزیکولوژیست ها در دانشگاه ها کار نمی کنند، بسیاری از حرفه ای ترین آنها بعنوان نویسنده با معتبرترین مجله های موسیقی همکاری کرده به انتشار مقالات و نقدهای علمی در آنها می پردازند.

همکاری با موزه های تاریخی، فعالیت های باستان شناسی و … از دیگر کارهایی است که یک موزیکولوژیست می تواند درگیر آن باشد.

چه نیازی به این شاخه علمی است؟
برای بسیاری از علاقمندان به موسیقی عمومآ این سئوال مطرح می شود که با وجود این همه مشکلات و نیازهای علمی در جهان، چه نیازی به این است که یک نفر وقت خود را صرف تحصیل در این رشته نماید؟

پاسخ بسیار ساده است، همانقدر که نیاز به تحقیقات بسیار تخصصی در زمینه علوم پزشکی وجود دارد در زمینه موسیقی نیز به چنین تحقیقات تخصصی و علمی نیاز است. چرا که در طول دوران زندگی بشر بر روی کره زمین از زمان انسانهای اولیه تا به امروز، همواره موسیقی به عنوان ابزاری برای رسیدن به آرامش، شادی و سلامت روحی انسان کاربرد داشته و همانقدر که سلامت جسمی انسان اهمیت دارد سلامت روحی نیز حائز اهمیت است و موزیکولوژی می تواند کمک های بسیاری در این زمینه انجام دهد.

هرگز فراموش نکنیم که
موسیقی تنها یک پدیده زیبا برای گوش دادن نیست، موسیقی طی قرن ها همواره بعنوان یک پدیده در کنار بشر زندگی کرده و با او به تکامل رسیده است. در واقع نباید به موسیقی بعنوان یک پدیده جدا نگریست بلکه باید بعنوان پدیده ای نگاه کرد که در کنار انسان معنی می گیرد و بنابراین باید آنرا بهتر و دقیقتر شناخت. آیا غیر از این است که :

“موسیقی پدیده ای است که ما آنرا می سازیم و ما از آن ساخته شدیم، چرا که ما آنرا می سازیم.”

The Journal of Musicology , 2005: Vol. 20

10 دیدگاه

  • سعيد
    ارسال شده در اسفند ۱۴, ۱۳۸۴ در ۱۰:۰۵ ب.ظ

    سلام، سایت نو مبارک. مطلب خوبی هم بود، فقط مسئله استدلال رو نفهمیدم جریانش چیه؟ چه استدلالی میشه راجع به موسیقی کرد؟

  • saeed1922
    ارسال شده در اسفند ۱۵, ۱۳۸۴ در ۷:۴۹ ق.ظ

    سلام! من هم تبریک میگم. مثل همیشه مطلب جالبی بود. فقط امیدوارم که این بحث رو ادامه بدبن مخصوصا پاسخ به اون سئوالها!

  • کاوه
    ارسال شده در اسفند ۱۵, ۱۳۸۴ در ۱۱:۰۰ ق.ظ

    دوست عزیز و گرامی، سعید ۱۹۲۲، علاقه بسیار زیاد شما به موسیقی قابل تحسین است و امیدواریم در آینده نزدیک شاهد مقالات شما در سایت گفتگوی هارمونیک باشیم. هرچند بسیار دشوار است اما سعی می کنیم جوابهایی برای این پاسخها بیابیم.

  • سیما کلانی
    ارسال شده در اسفند ۱۵, ۱۳۸۴ در ۱۱:۳۶ ق.ظ

    من که متوجه نمیشم موسیقی به فلسفه چه ربطی داره؟ مگه موسیقی رو با پزشکی مقایسه نکردید؟ پزشکی رابطه اشت با فلسفه چیه؟ اگر میشه توضیح دهید؟

  • کاوه
    ارسال شده در اسفند ۱۵, ۱۳۸۴ در ۱۲:۴۶ ب.ظ

    بدیهی است در اغلب موارد منظور استدلال های تخصصی ریاضی نیست، هرچند در ارتباط با مسائل تئوری و هارمونی این استدلالها می توانند جایگاه خود را داشته باشند. بیشتر مباحث فلسفی و استدلالهایی در این زمینه مطرح است. اما در ارتباط با فلسفه باید گفته هر پدیده ای فلسفه ای دارد که معمولآ برخی علاقه به بررسی فلسفه پدیده ها دارند و موزیکولوژی هم به همین دلیل بوجود آمده است. ساده نگاه کنیم فلسفه ساده بوجود آمدن علمی بنام پزشکی آن است که انسان سالم زندگی کند و موسیقی نیز به نوبه خود می تواند فلسفه های مختلفی از جمله ایجاد تغییرات در وضعیت روحی انسان داشته باشد.

  • siamak
    ارسال شده در اسفند ۱۵, ۱۳۸۴ در ۱۱:۰۲ ب.ظ

    با تشکر فکر میکنین در مکتب ماتریالیسم چه نگاهی به موسیقی دارند؟ با توجه به اینکه ماتریالیست ها اعتقادی به وجود روح ندارند و افرادی به شدت مادی گرا هستند نگرش اونها راجع به موسیقی چگونه است؟

  • hamed
    ارسال شده در اسفند ۱۶, ۱۳۸۴ در ۱:۰۴ ب.ظ

    موسیقی را از عهد یونان باستان غذای روح و شفای روان بشر
    می دانستند و حتی خدای (ایزد) پزشکی و موسیقی نزد یونانیان
    یکی بوده است (آپولو).

  • فاطمه
    ارسال شده در دی ۷, ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۶ ب.ظ

    سلام
    من بسیار علاقمند به این رشته مخصوصا فلسفه موسیقی هستم ولی مقطع دکترا در ایران که احتمالا وجود ندارد.
    اگر کارشناسی ارشد در رشته غیر مرتبط داشته باشم آیا امکان ادامه تحصیل در این گرایش را دارم؟
    چگونه؟

  • mohsen
    ارسال شده در بهمن ۲۸, ۱۳۹۰ در ۱۲:۴۷ ب.ظ

    mamnon az etelaati ke ghrar dadid aya to iran in reshte hast?

  • آروین صداقت کیش
    ارسال شده در بهمن ۲۹, ۱۳۹۰ در ۹:۰۱ ب.ظ

    محسن عزیز،
    متاسفانه امکان تحصیل در رشته ی موسیقی شناسی (موزیکولوژی) در ایران وجود ندارد.
    در سال های اخیر یکی دو بار برنامه ی تدریس رشته ی قوم-موسیقی شناسی (یا همان اتنوموزیکولوژی) در مقطع کارشناسی ارشد در وزارت علوم مطرح شد و تا تصویب کامل هم پیش رفت اما آن رشته هم عملا راه اندازی نشد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

فرج نژاد: جواب مثبتی از نامه گرفته ایم

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با میدیا فرج نژاد آهنگساز و نوازنده درباره انتقادات اخیر گروهی از موسیقیدانان به فعالیت های خانه موسیقی و جشنواره فجر، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است.

فضای اجرای موسیقی ایرانی باید صمیمی باشد (I)

نگار بوبان، فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد پیوستۀ معماری از پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران است و نوازنده و آهنگساز. ساز تخصّصی او عود است و یکی از بهترین نوازندگان عود ایران به شمار می‌رود. خانوم بوبان، در میان مشغله و گیرو‌دارِ اجراهایشان با حسین علیزاده و گروه هم‌آوایان در دی‌ماه، به سؤالات مکتوب ما پاسخ دادند.

از روزهای گذشته…

قیطاسی: همرنگ جماعت شو!

قیطاسی: همرنگ جماعت شو!

هرچند سابقا موسیقی کلاسیک بهتری داشتیم اما درکل موسیقی کلاسیک ما به صورت ریشه ای دچار اشکال است، چه قبل از انقلاب در جایگاه خودش و چه بعد از انقلاب که مشکلاتش بیشتر شده است، به خاطر آنکه به خوبی شناسانده و تعریف نشده است به همین دلیل گروه های کوچک مثل ما قابل فهم نیستند –البته ما این مطلب را به جایگاه خودش می رسانیم- و مطلب بعدی آن است که موسیقی های مردمی و موسیقی های سنتی خیلی بیشتر در میان مردم جایگاه پیدا کردند و مردم گوش شنوای خودشان را از دست دادند و این ها باعث شد که بیشتر بحرانها به موسیقی کلاسیک دامن بزند و اینها را بیشتر زیر سوال ببرد، مثلا مردم موسیقی کلاسیک کمتر گوش می کنند چون بیشتر به موسیقی پاپ و کمی موسیقی سنتی گرایش دارند و برایشان قابل فهم تر است ولی کلا درک موسیقی مردم بسیار از پیش بالاتر رفته است.
به وسعت دنیا (I)

به وسعت دنیا (I)

ورلد میوزیک (World Music) وسعتى دارد اندازه خود دنیا. در دنیاى موسیقى مرز ها باز و آزادند و مردم را با علاقه به خود مى خوانند. خاطره هاى این دنیا طولانى است اما به پاى تاریخ نمى رسد، زیرا تنها در بردارنده خاطرات مثبت و شیرین است. «ورلد میوزیک» البته قسمت شاد آن، در برگیرنده آثار پاپ ماهرانه غیرغربى و موسیقى سنتى با انواع گرایش هاى بى شمار آن است و البته مى توان موسیقى کلوپ ها و آثار عجیب موسیقى تمدن ها را هم قسمتى از آن دانست. این اشکالى ندارد. رفتار هاى بدون تعصب نسبت به موسیقى ارزش آن را در جهان ملموس تر مى کند.
ضیائی: سازسازی را به شیوه آکادمیک تدریس میکنم

ضیائی: سازسازی را به شیوه آکادمیک تدریس میکنم

گام ها را با تاریخ آغاز کردم و در مسیر شناخت مواد، ابزارسازی، فیزیک، شیمی، هندسه، هنر ساخت ویلن را به پیش گرفته و با آموزش و کسب علم در هر جایی از این کره خاکی که لزوم و امکان آن فراهم بود، مسیر را ادامه داده و ما حصل آن را به علاقمندان این رشته در ایران تحت پوشش کارگاه تخصصی ساخت ویلن در حد توان انتقال دادم.
پت متنی و گیتار ابداعیش

پت متنی و گیتار ابداعیش

پت متنی (Patrick Bruce Metheny) را باید یکی از موفق ترین نوازندگان دنیای نوازندگی گیتار دانست. شخصی که با اجراهای خود توانست در دهه ۷۰ الی ۸۰ اعتبار خاصی را در دنیای موسیقی کسب نماید همچنین وی یک از رکورد داران کسب جایزه گرمی میباشد. عمده فعالیت وی شامل اجرا همراه با گروهش Pat Metheny Group و بصورت دونوازی و یا همکاری با دیگر گروهها و نوازندگان میشود.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (VII)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (VII)

مقوله‌ی ابزار تاریخ‌نگاری در این جا بسیار اهمیت پیدا می‌کند. در جایی که قدرت ثبت و ضبط در اختیار یک طبقه‌ی اجتماعی خاص باشد تعیین کننده‌ی انتخاب احتمالا، روابط قدرت و ترجیح‌های همان طبقه خواهد بود (۲۲). در این صورت نگاه جامعه‌شناختی و روابط اجتماعی تعیین کننده‌ی اصلی نگاه تاریخ موسیقی به عناصر قابل انتخاب و ثبت می‌شود. ضمن این که در ایران (و البته دیگر نقاط آسیای جنوب غربی) دو وجه گرایش کلی به فرهنگ شفاهی و محدودیت‌های مذهبی بر سر راه موسیقی نیز باید به این موضوع افزوده شود. به این معنی که اگر هم تاریخ‌نگار مستقلی در این دوره‌ها متصور باشد وی را موانع دیگری از کار ثبت دقیق وقایع تاریخی مرتبط با موسیقی باز می‌دارد.
موسیقی تجربی؛ آن گیاه ناشناخته (II)

موسیقی تجربی؛ آن گیاه ناشناخته (II)

درست به همین دلیل است که کیج خطاب به «انجمن ملی معلمان موسیقی (آمریکا)» در ۱۹۵۷ می‌گوید: «قبلا، هر گاه کسی می‌گفت موسیقی‌ای که من ارائه می‌کنم تجربی است، مخالفت می‌کردم.» (*) (**) اضافه کردن صفت تجربی (با این معنی) برای فرهنگی که مفهوم کار هنری را با اندیشیدن بسیار نزدیک می‌داند بار مثبتی نداشته است. در این دوره وقتی کیج به روند آهنگسازی خودش فکر می‌کرد به نظرش می‌رسید که کار او چندان تجربی‌تر از یک نقاش که پیش از کشیدن تابلوی اصلی چندین طرح می‌زند نیست. از نظر او همه‌ی تجربه‌ها مربوط به قبل از تمام شدن اثر بود.
نگاهی به مفهومِ گروندگشتالت به‌نزدِ شوِنبرگ

نگاهی به مفهومِ گروندگشتالت به‌نزدِ شوِنبرگ

چنان‌چه بخواهیم خلاصه‌ای از اندیشه‌ی موسیقایی شوِنبرگ به دست بیاوریم باید در مفهومِ “Grundgestalt” (شکلِ بنیادین) غور کنیم. در اینجا چند پیش‌فرض بنیادین شوِنبرگ را – که نه صراحتاً در نوشتارش آمده، بلکه از آناکاوی و کالبدشکافی نوشتارش به دست می‌آید – بررسی می‌کنیم.
روش سوزوکی (قسمت نهم)

روش سوزوکی (قسمت نهم)

در تمام ژاپن بخشهایی برای پرورش استعدادها وجود دارد. هر کودکی میتواند به این مراکز وارد شود. چراکه ما بر این فرض و گمان هستیم که استعداد و قابلیت موروثی نیست بلکه هر کودک استعداد و توانایی خود را بوسیله تجربه و تمرین و تکرار مکرر بدست می آورد. بگذاریم بخاطر سعادت و آسایش فرزندانمان، آنها را از گهواره به نوعی رشد بدهیم تا بتوانند روح و روانی ممتاز، ارزنده، پیشرفته و با توانایی های درخشان زندگی کنند!
تأملّی پیرامونِ موقعیتِ عقلانیِ موسیقی از طریقِ تبارشناسیِ دو مفهومِ بنیادین

تأملّی پیرامونِ موقعیتِ عقلانیِ موسیقی از طریقِ تبارشناسیِ دو مفهومِ بنیادین

این نوشته شأن تحلیلی و تفسیری خاصی ندارد و فعلاً فقط از یک تشابه بحث می‌کند. این تشابه بعداً دست‌مایه‌ی یک تحلیل عمیق قرار خواهد گرفت و به شکل مقاله عرضه خواهد شد.
دستانم یاریم نمی کنند (II)

دستانم یاریم نمی کنند (II)

همان طور که در شماره قبل این مقاله ذکر شد، درمان عارضه کرامپ نویسندگان (نوازندگان) ناامید کننده است. با این وجود شیوه های درمانی اندکی وجود دارد که البته بسیار به طول می انجامد. حداقل به اندازه عمر بوجود آمدن این بیماری! نزدیک به ۵% از مبتلایان به عارضه کرامپ نویسندگان به خودی خود درمان می شوند که البته در ۵ سال اول نیز می تواند عود کند. از راههای درمان این عارضه میتوان به استفاده از تحریک الکتریکی عصب (TENS) در عضلات خم کننده ساعد نام برد که در دوره زمانهای ۲ هفته ای صورت می گیرد و سبب تقویت هماهنگی عضلات تا مدت ۳ هفته بعد از درمان می شود؛ بنا براین یک درمان موقتی است.