تنها نامى برجا مانده است

جلد CD
جلد CD "منظومه هاى سمفونيك از ايران"
“به مناسبت انتشار آثار آهنگسازان معاصر ایران در آلمان”

در روزهایى که PERSIA (نام باستانى ایران در زبان هاى غربى) بر سردر موزه بریتانیا خودنمایى مى کند و ده ها هزار نفر از سراسر جهان را براى بازدید از ارزش هاى تاریخى و فرهنگى ایران به لندن کشانده، کمپانى موسیقى کلوسئوم (Colosseum) در آلمان نیز با همین عنوان، دوستداران موسیقى کلاسیک را به شنیدن ساخته هاى آهنگسازان ایران امروز با حال و هوایى که طبعاً ریشه در همان تاریخ کهن دارد دعوت مى کند.

على (الکساندر) رهبرى، رهبر ارکستر و آهنگساز نامدار ایرانى که به تازگى از رهبرى ارکستر سمفونیک تهران کناره گرفت، در واپسین سال هاى دهه ۱۳۵۰ با پشتیبانى مالى وزارت فرهنگ و هنر به ضبط آثارى از امین الله حسین، محمدتقى مسعودیه، هوشنگ استوار، حسین دهلوى، احمد پژمان و اثرى از خود با ارکستر سمفونیک نورنبرگ در آلمان دست زد. این آثار در سال ۱۳۵۹/۱۹۸۰ با نام «منظومه هاى سمفونیک از ایران» (Symphonic Poems from Persia) به صورت سه صفحه گرامافون همراه با دفترچه اى به زبان هاى انگلیسى، آلمانى و فرانسوى در اروپا انتشار یافت ولى به دلایلى در دسترس علاقه مندان در ایران قرار نگرفت. ناشر این مجموعه خوشبختانه پس از گذشت ربع قرن بالاخره تصمیم به انتشار مجدد این آلبوم گرفت و مجموعه مذکور، هفته گذشته به صورت دو سى دى در یک آلبوم در اروپا منتشر شد.

«منظومه هاى سمفونیک از ایران» نه تنها نخستین مجموعه دربرگیرنده تعدادى از شاهکارهاى موسیقى سمفونیک ایرانى است بلکه از شانس پخش و ارائه در بازار جهانى نیز برخوردار شده است. آثارى از این دست همچون مجموعه هاى ارزشمندى که منوچهر صهبایى در دهه ۱۹۹۰ در بلغارستان و اتریش به ضبط رسانده و اخیراً در سوئیس (و همچنین ایران) به کوشش خود او انتشار یافته متاسفانه در سطح بازار منطقه محل اقامت وى باقى و تا حد زیادى از نظرها دور مانده است.

قطعاتى که در آلبوم «منظومه هاى سمفونیک از ایران» به رهبرى على رهبرى منظور شده به ترتیب عبارتند از: «تصوف ایرانى روى سُل» از على رهبرى. این اثر در آغاز «خون ایرانى روى سُل» نام داشت و در ایران براى نخستین بار توسط ارکستر سمفونیک کنسرواتوار تهران به رهبرى آهنگساز به اجرا درآمد. به گفته رهبرى «اشتراوس داراى قطعه اى است به نام «خون وین» که کارى است نسبتاً سبک. هنگامى که من نیز از واژه «خون» در نام قطعه ام استفاده مى کردم ناخودآگاه حال و هواى آن کار براى اروپاییان تداعى مى شد لذا در نام آن تغییر کوچکى دادم.» رهبرى مى افزاید: «این قطعه را تقریباً همزمان با کنسرتو ویولن نوحه خوان در نوزده سالگى نوشتم که دو سال بعد با ارکستر صبا در تالار رودکى به اجرا درآمد و این نخست بارى بود که من در یک کنسرت رسمى رهبرى کردم. در ۱۹۷۷ در اتریش نیز آن را با ارکستر سمفونیک هنرمندان موسیقى وین اجرا کردم. قطعه مملو از تحریرهاى ایرانى است و هنگام آفرینش آن بسیار مراقب بودم تا شبیه موسیقى غربى نشود؛ زیاد هارمونى مصرف نکنم و بیشتر به تمهیدات کنترپوانیک متوسل شوم…»

audio fileبه قسمتی از” تصوف ایرانی روی سل” ساخته علی رهبری از آلبوم “منظومه هاى سمفونیک از ایران” گوش کنید

على رهبرى (متولد ۱۳۲۷) دانش آموخته هنرستان موسیقى ملى و آکادمى موسیقى وین است که از سال ۳-۱۳۵۲ تا ۱۳۵۵ مدیر هنرستان عالى موسیقى و هنرستان موسیقى ملى بود و به تشکیل ارکستر ژونس موزیکال ایران (انجمن جوانان دوستدار موسیقى) اقدام کرد که با آن کنسرت هاى بسیارى در سراسر ایران برگزار کرد. وى در سال هاى ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ به ترتیب جایزه نخست مسابقه رهبرى ارکستر در شهر بزانسون (فرانسه) و مدال نقره در مسابقات رهبرى ارکستر در ژنو (سوئیس) را به خود اختصاص داد.

بعدها ضمن رهبرى میهمان ارکسترهاى متعدد در سراسر جهان، از ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۴ رهبرى ثابت ارکستر فیلارمونیک رادیو و تلویزیون بلژیک را در دست داشت. از دیگر آثار رهبرى مى توان به «باله ایرانى»، «موسیقى براى حقوق بشر» و «بیروت» (براى نه فلوت) اشاره کرد.

قطعات دوم، سوم و چهارم در این مجموعه، ساخته هاى احمد پژمان است: audio file«رقص» ، audio file «امپرسیون هایى از باله» و audio file «راپسودى». این قطعات در سال هاى اخیر با تغییر نام و در مجموعه اى به نام «حماسه» در ایران انتشار یافته است. «رقص» از نمایشنامه موزیکال سمندر گرفته شده است که در سال ۱۳۵۵ به سفارش سازمان اپراى تهران ساخته شده است. «امپرسیون هایى از باله» موسیقى براى باله اى است که در ۱۳۵۲ به درخواست تالار رودکى آفریده شده و در نخستین اجراى آن در تهران دو سولیست از اپراى برلین نیز نقش آفرینى کردند.

«راپسودى» نخستین اثر سمفونیک احمد پژمان است که در دوران تحصیل وى در اتریش نوشته شده و براى اولین بار ارکستر رادیو وین آن را نواخت. پژمان (متولد ۱۳۱۴) در تهران نزد حسین ناصحى به فراگیرى آهنگسازى و سپس در آکادمى موسیقى وین به تحصیل در این رشته پرداخت. وى از ۱۳۵۵ در دانشگاه کلمبیا در نیویورک نیز به طور ناتمام به تحصیل در رشته موسیقى جاز پرداخت. از دیگر آثار وى باید از اپراى دلاور سهند، اورتور پارسیان، عیاران (براى سازهاى ایرانى) و موسیقى فیلم «شازده احتجاب» به کارگردانى بهمن فرمان آرا اشاره کرد.

قطعه بعدى «شهرزاد» (در هفت بخش) اثر امین الله حسین (۱۳۶۳- ۱۲۸۵) نخستین آهنگساز ایرانى است که موقعیت ارائه آثار خود در سطح جهانى را یافت و البته موفقیت هاى هنرى او در ایران، بسیار فراتر از آنچه بود جلوه داده شد. وى تحصیلات موسیقى خود را به طور جدى در کنسرواتوار پاریس انجام داد و فعالیت حرفه اى اش را از سال ۱۳۱۴ در فرانسه با ساخت باله «پرواز به طرف نور» آغاز کرد که این اثر سه سال بعد در تالار اپراى پاریس به اجرا درآمد. نت بخشى از آثار پیانوى حسین همچون «افسانه ایرانى» و «به یاد خیام» در دهه ۱۳۳۰ با همکارى اداره هنرهاى زیباى ایران در فرانسه به چاپ رسید.

audio file بشنوید “کاخ شهریار” از امین الله حسین به رهبری علی رهبری

معروف ترین آثار وى سمفونى «خرابه هاى پرسپولیس» و «مینیاتورهاى ایرانى» است که نشان از علاقه عمیق او به تاریخ و هنر ایران دارد ولى آنچه از امین الله حسین در آلبوم «منظومه هاى سمفونیک از ایران» به رهبرى على رهبرى شنیده مى شود بیشتر حال و هواى عربى دارد تا ایرانى؛ همان فضایى که در موسیقى فیلم هاى هالیوودى درباره ایران باستان و حتى «چهل دزد بغداد» به گوش مى رسد. «شهرزاد»ى که از ریمسکى کورساکف (آهنگساز روس) شنیده ایم بسیار ایرانى تر از «شهرزاد» به روایت امین الله حسین (آهنگساز ایرانى) است!

audio file بشنوید “جنگ” از امین الله حسین به رهبری علی رهبری

سى دى دوم در این آلبوم با شش موومان از «بیژن و منیژه» (با الهام از شاهنامه فردوسى) اثر حسین دهلوى آغاز مى شود که براى نخستین بار در سال ۱۳۵۴ در تالار بزرگ رودکى به صورت باله به روى صحنه رفت. بخش هاى دیگرى از این سوئیت ۲۶ قسمتى در سال ۱۳۵۶ با ارکستر سمفونیک رادیو وین به رهبرى توماس کریستین داوید به ضبط رسیده که همراه با بخش هاى ضبط شده در نورنبرگ در یک سى دى مستقل در سال ۱۳۸۰ در تهران انتشار یافته است. دهلوى چندین بخش از این سوئیت را براى ارکستر زهى نیز تنظیم کرده که پارتیتور آن در سال ۱۳۶۳ در تهران به چاپ رسیده و با ارکستر زهى بوهم (Bohemia) از جمهورى چک به رهبرى منوچهر صهبایى ضبط و منتشر شده است.

حسین دهلوى (متولد ۱۳۰۶) دانش آموخته هنرستان عالى موسیقى (کنسرواتوار تهران) در رشته آهنگسازى است که موسیقى ایرانى را نیز با ویولن نزد ابوالحسن صبا فرا گرفته است. وى از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۰ مدیریت هنرستان موسیقى ملى و از ۱۳۳۶ تا ۱۳۴۷ رهبرى ارکستر شماره یک اداره هنرهاى زیبا (ارکستر صبا) را در دست داشت. دهلوى در ۱۳۷۱ براى نخستین بار در تاریخ موسیقى ایران با همکارى حدود هفتاد نوازنده سازهاى ایرانى، «ارکستر بزرگ مضرابى» را تشکیل داد که پس از اجراى چندین کنسرت موفق به دلایلى همچون مشکلات اقتصادى منحل شد.

او نخستین آهنگساز ایرانى است که به چاپ پارتیتور آثار خود براى استفاده هنرجویان آهنگسازى و پژوهشگران موسیقى چندصدایى ایران اقدام کرده است. از دیگر ساخته هاى او مى توان از سبکبال، فانتزى براى گروه تمبک و ارکستر (روى ریتم هایى از حسین تهرانى)، دوئو سنتور، کتاب «پیوند شعر و موسیقى آوازى» و اپراى مانا و مانى (براى کودکان) نام برد که با گذشت بیست و شش سال از زمان آفرینش هنوز به اجرا نیامده است.

اثر بعدى «سوئیت ایرانى» از هوشنگ استوار و متاسفانه تنها اثر قابل دسترس از این آهنگساز برجسته ایرانى است. این سوئیت در سه موومان (پیش درآمد، آواز و رنگ) و در چهارگاه ساخته شده که براى نخستین بار در مهر ۱۳۵۲ به وسیله ارکستر سمفونیک تهران به رهبرى فرهاد مشکات به اجرا درآمد.

محمود خوشنام (منتقد موسیقى) در همان زمان گفت وگوى جالبى با هوشنگ استوار انجام داد که در ماهنامه رودکى (شماره ۲۵) به چاپ رسید. استوار در بخشى از مصاحبه درباره این اثر چنین مى گوید: «با آنکه این اثر در واقع سوئیت نیست عنوان سوئیت را براى آن انتخاب کرده ام زیرا از زمانى که در تاریخ موسیقى با لغت سمفونى و فرم آن آشنا شدم همیشه در این فکر بودم که آیا ممکن است روزى آدم بتواند نظیر آن فرم را با موسیقى ایرانى _ تا حدودى که قابل قبول باشد _ منطبق کند، البته بدون اینکه از آن فرم کاملاً کلاسیک سمفونى که در عرض دو قرن واقعاً تحول پیدا کرده دور بیفتد. پس از مدتى تجربه و مطالعه دریافتم بى آنکه احتیاج باشد از فرم هاى غربى تبعیت یا تقلید کنیم در همین ردیف هاى معمولى موسیقى ایرانى هم مى توانیم نظیر آن فرم را داشته باشیم…»

Symphonic Poems from Persia

هوشنگ استوار (متولد ۱۳۰۷) پس از فراگیرى مقدمات آهنگسازى نزد پرویز محمود (بنیانگذار و نخستین رهبر ارکستر سمفونیک تهران) در کنسرواتوار ژنو و کنسرواتوار سلطنتى بروکسل به تحصیل در رشته آهنگسازى پرداخت. وى سال ها استاد هنرستان عالى موسیقى و دانشکده هنرهاى زیبا (دانشگاه تهران) بود. استوار چندى پس از انقلاب به فرانسه مهاجرت کرد ولى در سال ۱۳۸۰ به کشور بازگشت و فعالیت خود را بیشتر به صورت تدریس آهنگسازى ادامه مى دهد. از دیگر آثار او باید به چهار حالت (براى ویولن و ارکستر زهى)، اجاق سرد ( روى اشعار نیما یوشیج)، باله سیاره و قطعات بسیارى براى پیانو (با الهام از موسیقى ایرانى) اشاره کرد.

واپسین اثر در این آلبوم «موومان سمفونیک» از پدر انتوموزیکولوژى ایران محمدتقى مسعودیه (۱۳۷۷-۱۳۰۶) است. این اثر براى نخستین بار در آذرماه ۱۳۵۶ به وسیله ارکستر سمفونیک تهران به رهبرى جو وان دیدرن ( Jo Van Diederen – رهبر میهمان از هلند) در تالار بزرگ رودکى و در کنار آثارى از کارول چیمانوفسکى، مانوئل دفایا و موریس راول به اجرا درآمد. مسعودیه خود در بروشور آن کنسرت درباره این اثر چنین نوشته است: «موومان سمفونیک، از لحاظ قالب و فرم دقیقاً از طرح سونات کلاسیک پیروى مى کند. یعنى شامل اکسپوزیسیون، توسعه تماتیک و رپریز است.

دو تم اکسپوزیسیون همان تم هایى فانتزى براى ارکستر زهى، اثر دیگر آهنگساز است که در اینجا دوباره تنظیم شده است. این دو تم سخت نسبت به هم متضاد به نظر مى رسند…» مسعودیه در هنرستان عالى موسیقى، کنسرواتوار ملى پاریس، مدرسه عالى موسیقى لایپزیک و دانشگاه کلن در رشته هاى ویولن، آهنگسازى و موسیقى شناسى تطبیقى تحصیل کرد و پایان نامه دکتراى او با عنوان «آواز شور» در سال ۱۳۴۷ (۱۹۶۸) در شهر ریگنسبورگ به چاپ رسیده که از معتبرترین کتاب ها به زبان آلمانى درباره موسیقى کلاسیک ایران به شمار مى رود. وى از همان زمان تا پایان عمر به تدریس در دانشگاه تهران اشتغال داشت و بارها در همایش هاى جهانى موسیقى شناسى نیز شرکت جست.

کتاب هاى گوناگون او به زبان هاى متعدد همچون «تجزیه و تحلیل چهارده ترانه محلى ایران»، «نسخه هاى خطى پارسى درباره موسیقى»، آوانویسى و تجزیه و تحلیل «ردیف آوازى موسیقى سنتى ایران به روایت محمود کریمى» و … در دسترس علاقه مندان و پژوهشگران است ولى آثار آهنگسازى او کمتر شناخته شده است. علاوه بر موومان سمفونیک که در «منظومه هاى سمفونیک از ایران» منظور شده شمارى دیگر از آثار او با ارکستر فیلارمونیک پلوودیو (Plovdiv) به رهبرى منوچهر صهبایى ضبط شده است.در «منظومه هاى سمفونیک از ایران» جاى خالى آثار آهنگسازانى چون امانوئل ملیک اصلانیان، مرتضى حنانه، ثمین باغچه بان، حسین ناصحى، هرمز فرهت و … به خوبى حس مى شود.

در اینجا همچنین باید یادى کرد از غلامحسین مین باشیان و پرویز محمود که پدیدآورنده نخستین آثار سمفونیک ایرانى هستند. این بخش از آثار آهنگسازان ایرانى به دلایل گوناگون همچون نیاز به پشتیبانى قوى مالى و امکانات وسیع براى اجرا و ضبط تا حد زیادى ناشناخته مانده است. کارهاى بسیارى ساخته شده ولى تنها نامى از آنها برجاى مانده و بسیارى از آهنگسازان نیز تحت تاثیر شرایط، نسبت به حفظ آثار خود بى تفاوت شده اند. انتشار مجدد این آلبوم به رهبرى على رهبرى و پخش آن در سطح بین المللى گامى مثبت و موثر براى حفظ و شناساندن این آثار است.

روزنامه شرق

10 دیدگاه

  • Babak
    ارسال شده در فروردین ۷, ۱۳۸۵ در ۱۰:۳۶ ق.ظ

    Eyval

  • Sara
    ارسال شده در فروردین ۱۹, ۱۳۸۵ در ۶:۳۳ ب.ظ

    I read English version of this article by Pejman Akbarzadeh entitled “Symphonic Poems from Persia” in Payvand Iran News and enjoyed it:
    http://www.payvand.com/news/06/apr/1017.html

    I hope more international companies release Persian composers’ compositions.

  • ارسال شده در اردیبهشت ۱, ۱۳۸۵ در ۳:۳۰ ب.ظ

    be nazare man jang az aminolla hossein yeki az shahkarhaye tarikhe musice jahan hast

  • mina
    ارسال شده در اردیبهشت ۱, ۱۳۸۵ در ۳:۴۸ ب.ظ

    mikhastam ke be harmony talk begam ke chera dige az shahrzad asare korsakov nami borde nemishe in ahang be nazare man az karhaye aminolla hossein kheyli behtare aghaye sohrab ke migi in ahang behtarin ahange

  • Shahriyar Farshid
    ارسال شده در اسفند ۱۷, ۱۳۸۵ در ۶:۱۵ ب.ظ

    be nazare man in kheyli ahmaghanas ke begim in zibe tare ya on albate suite Schehrezad az nazare orchesration binazire va ya melodi ye mvt dovom shahkare ama shomaro nasihat mikonam ke dar morede in asaar be in soorat nazar nadin. dar enteha az jenabe aghaye akbar zade kamal e sepasgozari daram ke dar in arse dar jahate mosbat fa’aliyat mikonand

    Sepasgozaaram

  • ارسال شده در خرداد ۷, ۱۳۸۶ در ۱۱:۵۸ ب.ظ

    اگر بخوام سمفونی پرسپولیس رو بشنوم چه لینکی ازش می تونید معرفی کنید ؟؟؟

  • ارسال شده در مرداد ۱۳, ۱۳۸۶ در ۱۱:۱۴ ق.ظ

    salam.mishe az karhaye ahngsazane javane keshvareman niz estefade koid

  • ناشناس
    ارسال شده در مرداد ۲۵, ۱۳۸۶ در ۱۰:۳۱ ق.ظ

    سلام عالی بود امید وارم موفق باشین یاعلی

  • محمد
    ارسال شده در مرداد ۱۱, ۱۳۸۸ در ۴:۰۸ ب.ظ

    سلام
    من یکی که طرفدار هر چی الد موزیک persian old music هستم . و سراپا خواستار تمام آثار آهنگسازان برجسته که نام بردین و نام نبردین هستم و در به در دنبال منبع خیلی غنی برای بدست آوزدن تمام آثار این موزیسینها هستم .لطفا” تین در به در رو راهنمایی کنید .من با آثار اینها روح زندگی و زنده موندن میگیرم .

  • احمد
    ارسال شده در خرداد ۱۷, ۱۳۸۹ در ۱۰:۴۵ ق.ظ

    آیا این سی دی ها درایران هست؟

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (V)

فیاض ادامه داد: من به روشنی به خاطر دارم که اگر ۳۰ سال پیش می‌گفتیم که فلانی نقد می‌کند، معنی‌اش این بود که فلانی با چیزی مخالفت می‌کند ولی در ذهن حداقل بنده و فکر می‌کنم شمار بسیار زیادی از دوستانی که در آذر ۱۳۹۷ زندگی می‌کنند منتقد کسی نیست که ایراد بگیرد. این جا یک رویداد همزمانی را شاهد هستیم. یعنی ما همزمان دوستانی را داریم که در زمانی زندگی کرده‌اند که نقد عبارت بوده است از موضع‌گیری مخالف با یک موضوع و بعد به مرور با کنش‌های نسل‌های دیگری معانی دیگری پیدا کرده است و این از جمله جاهایی است که من شکاف نسلی را می‌بینم. اگر به خیلی از عزیزانی که مثلا ممکن است ۲۰ سال از من بزرگ‌تر باشند بگوییم قرار است نقد شوید با نوعی جبهه‌گیری آن‌ها مواجه می‌شویم، چون فکر می‌کنند منتقد به معنی مخالف است.

یادداشتی بر مجموعه کنسرت‌های «چندشب عود»

شاید اگر با چند جابه‌جایی یا اضافه‌کردن شب چهارم، اجرای نوازندگانی همچون حمید خوانساری، شهرام غلامی، مریم خدابخش، سیاوش روشن و امیرفرهنگ اسکندری و… را در چنین برنامه‌ای می‌شنیدیم، می‌شد سنجه‌های دقیق‌تری از عیار عودنوازیِ امروز ایران بدست داد. با اینحال آنچه در این سه شب رخ داد چنین بود:

از روزهای گذشته…

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (II)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (II)

سازهای موسیقی ایرانی سازهای کهنی هستند و موسیقی ما نیز موسیقی کهنی است. اگر بخواهید نظر بنده را بدانید، من مطمئن هستم که در آینده نسلهای بعدی این تعصب جاهلانه را کنار خواهند زد و سازهای ما هم مثل افکار و رفتار و کردار و منش و تفکرمان پیشرفت خواهند کرد و آنروز روزی خواهد بود که مثل اروپاییان که سازهایی چون ربک و ویول و لاوویول و کلاوسن و هارپسیکورد را در موارد خاص برای شنیدن موسیقی کهن یا بهتر بگوییم، موسیقی قرون وسطایی خود استفاده می کنند، ما نیز از این سازها برای شنیدن موسیقی قرنهای گذشته ی خود استفاده کنیم… این محقق نمی شود مگر اینکه امروز به تجربیات و تلاشهای افرادی چون استاد شجریان عزیز و استاد قنبری مهر گرامی ارج نهیم و به آنها توجه کنیم و بجای کوبیدن و به سخره گرفتن و مقایسه های بی ربط، مطالعه علمی کنیم و انتقاد سازنده کنیم و محققانه آنرا تبدیل به یک علم کنیم و از آن پلی بسازیم برای به پیش رفتن و نه چسبیدن به تعصبات و توهمات کهنه…. ولی اول باید به عقاید خودمان به دیده ی”شک و تردید” بنگریم چیزی که من در استاد شجریان دیدم و به همین دلیل تا آخرش ایستاده ام…
کج بشینیم، راستشو بگیم  (III)

کج بشینیم، راستشو بگیم (III)

صحت اغلب این اطلاعات مورد تردید است و داستانهای ضد و نقیضی از زندگی و حتی در مورد زادگاه بیوک آقا گفته می‌شود. آنچه بیش از همه برای من اهمیت دارد موضوع جایگاه ایشان در موسیقی‌ست. همان جمله‌ی نخست نوشته‌ی بالا مایه‌ی حیرت و شگفتی‌ست: “او یکی از بزرگترین نوازندگان تار در ایران بود…!”. (بگذریم از خیالبافی‌های خارق‌العاده‌ و در عین حال خلاقانه‌ای که از این هم فراتر رفته و گاه حتی لباس رهبری ارکستر در روسیه نیز به قامتِ جوانی بیوک آقا می‌پوشانند). پرسش این است: کسی که این عبارت را سالها بعد می‌خواند، چه تصوری از بیوک آقا خواهد داشت؟ لابد او را در کنار غلامحسین بیگجه‌خانی، علی اکبر شهنازی و جلیل شهناز و دیگران در زمره‌ی سرسلسله‌داران تارنوازی ایران خواهد نشاند.
افسانه‌ی شعرشناسِ خنیاگر (II)

افسانه‌ی شعرشناسِ خنیاگر (II)

پیش از این دوره آهنگ با کلام ساختن اغلب بر شعری بود پرداخته‌ی ترانه‌سرا، اما با تغییر ذائقه‌ی پیش آمده پس از گسست ژرف آن سال‌ها، موسیقی‌دانان شعر کلاسیک ایران را دستمایه‌ی کار کردند. بی داوری در مورد آن که کدام‌یک از این روش‌ها پسندیده‌تر است و بدل کردن تفاوت‌های سبکی به دگم‌های ایدئولوژیک، با یک مرور سریع خاطره‌های تاریخی می‌توان گفت که آثار مشکاتیان از این نظر بهترین‌های شیوه‌ی دوم هستند.
کنسرت مارک نافلر در دبی

کنسرت مارک نافلر در دبی

نوازنده افسانه ای و صاحب سبک گیتار، مردی که یکی از بهترین آلبوم های راک در تاریخ موسیقی را ارائه کرد در حال اجاری تور کنسرت در گوشه کنار دنیا می باشد و قرار است بزودی در پنج شنبه همین هفته یعنی سوم مارچ در مدیا سیتی دبی (Media City, Dubai) اجرای کنسرت داشته باشد.
سلطان بوگی (I)

سلطان بوگی (I)

جان لی هوکر در ۲۲ آگوست ۱۹۱۷، در کلارکزدیل (Clarksdale) میسی سیپی متولدشد. خانواده او در مزارع اشتراکی کار میکردند و او اولین تاثیرات موسیقی خود را از پدرناتنی اش، ویل مور (Will Moore) کسب کرد.
Percy Mayfield

Percy Mayfield

یک آهنگساز ماهر در زمینه های مختلف Vocal Jazz که در سال ۱۹۲۰ در آمریکا بدنیا آمد و در سال ۱۹۸۴ نیز در همان کشور درگذشت. او در ایام جوانی پس از یک تصادف اتومبیل که بر روی پیشانی او جراهات جبران ناپذیری گذاشت تبدیل به یک ستاره موسیقی شد. سبک موسیقی او Soul و R&B بود و به Piano Blues علاقه خاصی داشت.
نی و قابلیت های آن (V)

نی و قابلیت های آن (V)

سازی است از خانواده آلات موسیقی بادی. چنانکه از نامش پیداست، دو استوانه است که به یکدیگر جفت یا متصل کرده اند و به همین سبب آن را جفته هم می نامند.
نگاهی به اپرای عاشورا (III)

نگاهی به اپرای عاشورا (III)

با ترمولو های زهی ها و رنگ آمیزی بادی چوبی ها فضای شبی خوف انگیز را ترسیم میکند، همسر شمر در این پرده که در آواز دشتی به همراه شارح داستان، محتشم کاشانی میخواند “… بیا ای شمر بد گوهر بشو آسوده امشب را زمانی بر سر بستر” شمر بدون توجه به صدای همسرش با خود میگوید “نمیدانم شوم فردا به میدان ستم کشته و یا قالب شوم آنگه بر این شاه ملک لشکر…” حرکتهای خارج از گام ارکستر بر روی صدای خواننده نقش شمر، تشویش و اضطراب شیطانی وجود او را که همچون آتش زبانه میکشد را به خوبی به شنونده القا میکند.
نور، دوربین  (III)

نور، دوربین (III)

قطعات این اجرا (و البته اجراهای قبلی) تا حدودی خصوصیات شبیه به یکدیگر دارد. اولین ویژگی که در بخش قبل هم به آن پرداخته شد تنک شدن تزینات است. مهم‌ترین چیزی که در قطعات به چشم می‌خورد استقلال کم بخش‌های مختلف گروه نسبت به یکدیگر است؛ در میان قطعات کمتر قطعه‌ای را می‌توان یافت که حضور ۵ سنتور را توجیه کند.
درباره‌ی پتریس وسکس (V)

درباره‌ی پتریس وسکس (V)

در دهه‌ی ۱۹۸۰ در موسیقی او تغییراتی پدید آمد. او ابتدا روی ساخت قطعات سازی بر اساس ژانرهای متفاوت تمرکز کرد. توجه او به ژانرهای دیگری به غیر از ژانر کلاسیک موجب جذاب‌تر شدن قطعاتش شد. او در این راستا کوارتت زهی خود را با نام آهنگ‌های تابستانی، دو سونات برای سولو کنترباس (Sonata Per Contrabasso Solo 1986) و سونات بهاربرای سیکستت ویولن (Spring Sonata For Sextet 1989) همچنین کنسرتوهای متعددی را مانند کانتوس اِد پیسم (Cantos Ed Pacem)، کنسرتو برای ارگ (Concerto Per Organ 1984) و کنسرتو برای انگلیش هورن و ارکستر نوشت. میل شخصی‌اش در استفاده از موسیقی‌های سازی محلی لتونی سبب به وجود آمدن ژانری آزاد در فرم‌های سونات، سمفونی و کوارتت زهی با بافتی آوازین همراه با تصویر سازی است.