پرتو: نمیگذارم شاگردانم به من وابسته باشند

خاطره پروانه در حال اجرا با افلیا پرتو
خاطره پروانه در حال اجرا با افلیا پرتو
با توجه به اینکه شما نخستین بانوی پیانیستی هستید که موسیقی ملی را با این ساز می نوازید، هدفتان از ترویج این شیوه در بین شاگردانتان که در کنار موسیقی کلاسیک (غربی) ایرانی هم بنوازند چیست؟ و به نظر شما این عامل چه قدر در شناخت موسیقی خودمان به نسل بعد تاثیر گذار است؟
من پرورش یافته مکتب استاد معروفی هستم که خودشان در آنزمان در رشته پیانو نوآوریهایی کرده اند بطوری که اگر سبکهای پیانو(ایرانی) را ببینید، سبک معروفی با محجوبی متفاوت است. من سعی میکنم هر آنچه که از استاد یاد گرفته ام و برنامه ای که در هنرستان برای من اجرا شده، همان را به شاگردانم منتقل کنم و به آنها هم گفته ام که شما موظفید، همین سبک را با شاگردانتان ادامه دهید و آنهایی که از کلاس من معلم شدند همین کار را کرده اند. نواختن موسیقی ایرانی یک شناخت است از این موسیقی روی پیانو که یک ساز غربی است که توان اجرای موسیقی ایرانی اش نیز خیلی کم است و من فکر میکنم به عنوان یک عامل فرهنگی شاگردان نیز باید یاد بگیرند.

در طی این سالها از بین شاگردانتان چند نفر توانستند که در این زمینه خوب بدرخشند؟
متاسفانه کلاسهای موسیقی خصوصی طوری است که همه در کنار کارهای دیگرشان آموزش میبینند که خیلی هم خوب هست اما همیشه ارجعیت با کار اولشان است. من تعداد زیادی شاگرد داشته ام که از ۱۲ سالگی به آموزش پرداخته اند و الان با گرفتن مدرک مهندسیشان وارد بازار کار شدند بالطبع این شاگرد، نمیتواند به عنوان یک نوازنده حرفه ای پیانو مطرح شود، چراکه شرکتش را اداره می کند و در کنارش هم پیانو میزند. بنابراین نمیتوانم روی کسی انگشت بگذارم، اما چند تا از شاگردانم از ایران به دانشگاه های موسیقی کشورهای دیگر معرفی شده اند و از آنجا نیز فارغ التحصیل. مثلا یکی از شاگردان دخترم در دبی کلاس موسیقی دارد و دو نفرشان نیز در کانادا مشغول هستند. کسانی هم که در ایران هستند همه دکتر و مهندس اند!

در حال حاضر مشکلی که با آن مواجه هستیم این است که عده ای برای آموزش پیانو می آیند اما به هر دلیل از ادامه راه صرف نظر میکنند، شما دلیل این امر را در چه میبینید؟
پیانو به دلیل کامل بودن نسبت به سازهای دیگر مشکل تر است و ساز مادر نام دارد. در ابتدا همه سازها خشک هستند و کسی که می خواهد آموزش ببیند باید تئوری و انگشت گذاری را بیاموزد که اینها خود خسته کننده است. من به همه میگویم که اگر یکسال اول طاقت آوردی و تحمل کردی، ماندنی هستی و اگر نه برای همیشه میروی!

من همیشه گفته ام که این ساز زدن ریاضت کشیدن است، مخصوصا” ابتدای راه، چراکه نه ملودی داری و نه چیز دیگری.

من شنیده بودم، بعضی جاها نوشته بودند کلاسهای تضمینی که در این کلاسها یکی از معلمین پیانو روی ساز علامت ضربدر زده بود و به شاگرد گفته بود از این علامت شروع میکنی! یعنی بچه نمی دانست که این مکان چه هست!

یعنی به صورت چشمی و گوشی آموزش میدهند؟
بله، چشمی و گوشی بدون محتوا! ممکن است کسی از گوش قوی برخوردار باشد و بتواند بدون معلم قطعه ای را هم روی ساز پیدا کند اما بعد چه؟ من به شخصه به شاگردانم سواد موسیقی را آموزش میدهم و به آنها میگویم که نباید به من وابسته باشید و باید به خود تکیه کنید؛ چون وقتی سواد کامل را در این زمینه داشته باشید دیگر وجود من الزامی نیست.

یعنی منظور شما این است که استاد تاثیر مستقیم روی ماندگاری شاگرد دارد؟
بله مسلما”، من ۶ ماه که از ساز زدن شاگردانم گذشت و در حدی که اطلاعات موسیقی و اطلاعات عمومی آنها در این زمینه جلو رفت، یک قطعه کوچک به او میدهم که بتواند بزند و او را امیدوار کند، اما نه با فشار و علامت گذاشتن و چشم و گوش!

به عنوان سئوال آخر، چه راهکاری را برای جلوگیری از یک چنین کلاسهای موسیقی تضمینی پیشنهاد میکنید؟
یک طرف قضیه این کلاسها هستند و یک طرف کسانی هستند که خودشان و بچه هایشان را میبرند که باید این آگاهی را داشته باشند و تحقیق و تفحص بکنند که موسیقی چیزی نیست که تضمینی باشد و هر چیزی راه و روش خود را دارد و نباید به اینها میدان داد، چون تا وقتی آنها را تقویت کنیم پا برجا می مانند. بنابراین هر کسی که میخواهد به کلاس موسیقی رود باید از چند نفر، خبره در این کار، تحقیق کند که روش درست ساز زدن در هر رشته ای به چه صورت است بعد با آگاهی کامل وارد کلاسی شود که در این صورت راه خود را پیدا میکنند.

20 دیدگاه

  • saeed1922
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۵ در ۱۰:۰۰ ق.ظ

    جالب بود. لطفا تعداد مصاحبه هایتان را بیشتر کنید!

  • زهرا
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۵ در ۱۰:۴۶ ق.ظ

    ملطالب خوب وباارزشی بودبه اطلاعات عمومی من اضافه شد.متشکرم.

  • زیگزاگ
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۵ در ۴:۵۶ ب.ظ

    یک هنرمند درجه یک ما که می فرمایند:”کسانی هم که در ایران هستند همه دکتر و مهندس اند! ” ،
    من متوجه موضوع نمیشم، این چه معنی دارد؟
    مگه هرکی خواستیم بگیم موفقه باید بگیم اینه!
    به نظر شما دوستان همین نیست که باعث شده از بین هزاران فارغ التحصیل استعدادهای درخشان جای رشته های ادبیات و هنر خالی باشه؟
    این نیست که زیر ساختهای اجراییمون این شده که هست؟
    وهزاران” این نیست که … “دیگر!
    میشه اون منبعی رو به من بدید که با توجه به اون به ایشون گفتید:”نخستین بانوی پیانیستی هستید که موسیقی ملی را با این ساز می نوازید” ؟
    ایام به کام.

  • مهیار
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۵ در ۷:۱۵ ب.ظ

    دکتر در رشته های زیادی داریم، از جمله موسیقی هر دکتری که لزوما پزشک نیست ! اگر شما کس دیگری را میشناسید که قبل از خانم پرتو نوازنده حرفه ای پیانو ایرانی بوده و کنسرت میداده یا با ارکستری میزده بفرامیید.

  • مطلبی
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۵ در ۹:۵۷ ب.ظ

    خانم پرتو فرمودند:”پیانو به دلیل کامل بودن نسبت به سازهای دیگر مشکل تر است”، چه دلیلی برای این گفته وجود دارد؟ همین گفته که: ” از این موسیقی( ایرانی) روی پیانو که یک ساز غربی است که توان اجرای موسیقی ایرانی اش نیز خیلی کم است” بهترین مثال نقض این گفته است زیرا یک ساز کامل از عهده اجرای موسیقی ملل مختلف بخوبی بر میاید مثل ویولن که توانایی در اجرای موسیقی ۵ قاره را دارد.و اصولا کامل بودن یعنی چه؟و چه تعریفی برای آن وجود دارد؟ آیا وجود ویبراسیون،وجود گلیساندو، توانایی در کشش صوت بشکل ممتد وطولانی و اجرای دوبل فلاژوله هاو توانایی اجرای نتهایی مثل می دیز، لادیز و… که در سازهای زهی وجود دارد و در بیانو وجود ندارد ناقض کامل بودن بیانو نیست؟ آیا اینکه تنها با یک ساز آکورد چند نتی را بتوان خوب اجرا کرد، دلیل کامل بودن ساز است؟ ثانیا، به فرض کامل بودن پیانو؟؟!!! دلیل مشکل بودن آن نیست، زیرا این مسئله به بسیاری از عوامل دیگر وابسته است، مثلا ابعاد ساز (مثلا ابعاد بزرگ کنترباس) عدم وجود برده بندی، تکنیکهای زیاد و مختلف نظیر آنچه در بالا گفته شدو… می تواند معیارهاای بر مشکل بودن ساز شناخته شود و اگر به استناد گفته خانم پرتو باشیم سازی چون ارگ لوله ای که بسیار از بیانو کاملتر است باید از بیانو مشکلتر باشد!! به هر حال این گفته خانم برتو دلیل علمی ندارد. خانم پرتو فرمودند:”من به همه میگویم که اگر یکسال اول طاقت آوردی و تحمل کردی، ماندنی هستی و اگر نه برای همیشه میروی!”این هم باز از آن دسته حرفهای بی منطق و غیر آکادمیک است!آیا همه افرادی که بیانو تعلیم می بینند دارای یک سطح استعداد و همینطور طاقت هستند که همه با سبری شدن یک دوره زمانی یک ساله تکلیفشان با موسیقی مشخص شود؟ خانم برتو: “من تعداد زیادی شاگرد داشته ام که از ۱۲ سالگی به آموزش پرداخته اند و الان با گرفتن مدرک مهندسیشان وارد بازار کار شدند بالطبع این شاگرد، نمیتواند به عنوان یک نوازنده حرفه ای پیانو مطرح شود” این گفته هم جای بحث دارد و مثال نقض! آقای دکتر سیمون آیوازیان با درجه دکتری معماری از نوازندگان حرفه ای گیتار هستند و مثال نقضی بر این گفته. خانم برتو:”من سعی میکنم هر آنچه که از استاد یاد گرفته ام و برنامه ای که در هنرستان برای من اجرا شده، همان را به شاگردانم منتقل کنم و به آنها هم گفته ام که شما –موظفید– همین سبک را با شاگردانتان ادامه دهید” این که خانم برتو از استادان خود قدردانی کرده و هر آنچه را آموخته به شاگردانش بی کم وکاست آموزش می دهد جای قدردانی دارد اما اینکه هنرجویانش بی کم وکاست “موظف” به تدریس همان موارد باشند جای تعجب بسیار دارد چرا که راه را برای نوآوری در تدریس بر هنرجویانش بسته و باعث تک بعدی شدن و عدم استقلال آنها در امر تدریس می گردد. باتشکر.

  • zigzag
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۵ در ۹:۲۶ ق.ظ

    قصد من از بیان این مطالب دشمنی که نبوده!
    می خوام بگم باید احساس مسئولیت نسبت به صحبتامون داشته باشیم،
    مهیار خانم اگه من یا شما چیزی رو نمیدونیم نباید بگیم نیست!یکی از مثالهای نقض این حرف مگه مادر استاد بنان نبوده!
    بقیش رو بهتره شما تحقیق بفرماین.

  • Sabz
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۵ در ۵:۰۵ ب.ظ

    با نظرانتان تا حد زیادی موافقم به جز بحث نوازنده حرفه ایی بودن همراه با تحصیل سایر علوم که به نظر بنده غیر ممکن است به جز مواردی نادر که باز این موارد در ایران نیز نادرتر می شوند.

  • Sabz
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۵ در ۵:۰۷ ب.ظ

    و دیگر اینکه به گمان من منظور این خانم از کامل بودن پیانو مادر بودن و فاندامنتال بودن آن است که این قضیه مشخصا شامل پدیده کماکان مونوفون پیانوی ایرانی ؟؟؟ نمی شود.

  • مهیار
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۵ در ۷:۲۳ ب.ظ

    مادر استاد بنان پیانیست حرفه ای نبودند. پیانیست حرفه ای کسی است که حرفه اش پیانو زدن هست و کنسرت و یا تدریس میکند. ضمنا شما هم وقتی نمیدونید نباید بگید هست!

  • ناشناس
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۵ در ۱۱:۱۸ ب.ظ

    ba “matlabi” movafegham

  • ارسال شده در خرداد ۷, ۱۳۸۵ در ۱۱:۲۸ ق.ظ

    بانو فخری ملک پورکه تنها شاگردرسمی استادمرتضی محجوبی هستند نیزاز نوازندگان متقدم این ساز به شمار می ایند.ازایشان قبلا” کاست”تنهارفتی”توسط موسسه ی نوای همایون منتشر شده است.

  • اميرحسين
    ارسال شده در مرداد ۱۰, ۱۳۸۵ در ۵:۰۱ ق.ظ

    زیگزاگ عزیز به گمانم سوءتفاهم شده چون استاد پرتو القاب دکتر و مهندس را بعنوان مشخصه افراد موفق بکار نبردند به هر حال موفقیت امری نسبی است وقطعآ در دکتر و مهندس بودن و تحصیلات آکادمیک خلاصه نمی شود

    فرید جان اثر دیگری از استاد ملک پور با عنوان “آوای لاله ها” نیز وجود دارد.

    Sabzعزیز از زمان زنده یاد استاد معروفی مشکل مونو فونی (البته من آنرابه شکل مشکل نمی بینم هر چیز بجای خویش نیکوست)تا حدود بسیار زیادی با استفاده آکمپیمانهای متنوع توسط ایشان حل شده است .
    اما در بخش آواز ها تصور میکنم بهتر باشد از آکمپیمان ها با وسواس بیشتری وبیشتر برای رنگ آمیزی استفاده کردوبیشتر از شیوه همصدایی دودست که فر مودید استفاده کرد تا اصل قضیه که جملات ردیف(یا مقام یا بداهه نوازی)است در حاشیه قرار نگیرد(روش استاذ معروفی نمونه بارز این تعادل واستفاده بجاست)

  • amin
    ارسال شده در مرداد ۱۵, ۱۳۸۵ در ۱۲:۴۸ ب.ظ

    matlabi Aziz harf shoma ye mrghdari moshkel dare sazi mesle volon ke migi mitoone moosighi 5 ghare ro ejra kone Bve nazar to 5 ghare faghat hodood 3 octav vosat seda daran???

  • رضا
    ارسال شده در مرداد ۱۶, ۱۳۸۵ در ۲:۳۱ ب.ظ

    شاید ویولن شما ۳ اکتاویه یا شاید هم سواد شما در ویولن به ۳ اکتاو ختم میشه، به هر حال موفق باشی امین جان

  • sadaf
    ارسال شده در مرداد ۲۳, ۱۳۸۵ در ۷:۵۵ ب.ظ

    salam, chetrori mishe tu kelasaye pianoye khanume parto sherkat kard?

  • ارسال شده در بهمن ۲۳, ۱۳۸۵ در ۸:۱۲ ب.ظ

    یاهو

    اینجانب در مورد دونادون چیزهایی می خواستم بدانم خواهشمندم مرا یاری کنید
    واگر امکان دارد ایمیل خانم پرتو را برایم بفرستید

    با سپاس

    هو اول وآخر یار

  • جمال آل احمد
    ارسال شده در مهر ۷, ۱۳۸۶ در ۱۰:۲۵ ق.ظ

    با سلام
    اگر امکان دارد ایمیل خانم پرتو یا استادی دیگر را به من اطلاع دهید
    با تشکر .

  • نونا
    ارسال شده در اردیبهشت ۷, ۱۳۸۷ در ۱:۲۶ ب.ظ

    با سلام
    اگر امکان دارد ایمیل خانم پرتو را برای من ارسال کنید . من قبلاً پیانو تمرین می کردم ولی متاسفانه به دلایلی ادامه ندادم، اگر امکان دارد ایمیل خانم پرتو با استاد دیگری که پیانوی ایرانی تمرین می دهند به من معرفی کنید .
    با تشکر .

  • مانی
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۱, ۱۳۸۷ در ۹:۵۸ ب.ظ

    من خیلی خوشحال میشم که با علاقمندان به پیانوی ایرانی بیشتر آشنا بشم. نمونه کار خودم هم اینجاست:http://dena.sharif.ir/~mani/piano.html

  • agahi24@yahoo.com
    ارسال شده در بهمن ۷, ۱۳۹۱ در ۹:۰۷ ق.ظ

    اگر امکان دارد ایمیل یا شماره تلفن کلاس پیانو خانم افلیا پرتو را برای من ایمیل کنید برای دخترم که در حدود ۳ سال است که ساز میزند می خواهم

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

اولین دکتر موسیقی (I)

حســین ناصحی در سال ۱۳۰۴ در خانواده ای هنردوست به دنیا آمد. مادرش از شاگردان استاد درویش خان بود و تار می نواخت. به همین جهت ذوق موسیقی او از اوان کودکی پرورش یافت. وی از ســن ۱۴ سالگی با ورود به هنرستان عالی موسیقی و انتخاب ساز ترومبون زیر نظر اســتاد چک «ژوزف اسالدک» مشغول تحصیل گردیــد و پس از مــدت کوتاهی به همکاری با ارکســتر رادیو به سرپرستی پرویز محمود پرداخت. او جزو شاگردان ممتازی بود که به دعوت دولت ترکیه و با بورســیه هنرستان برای ادامه تحصیل روانــه آنکارا گردید و در آنجا زیر نظر اســتاد «کاظم آکســس» از شاگردان برجســته «بلا بارتوک» آهنگساز شهیر مجارستان به همراه دوست دیرینه اش ثمین باغچه بان به فراگیری آهنگسازی پرداخــت.

دوازدهمین دوره مسابقات گیتار تهران (مگتان ۱۲- بهمن ماه ۹۶) برگزار می شود

دوازدهمین دوره مسابقات گیتار تهران در روز ششم بهمن ماه ۱۳۹۶ به صورت اینترنتی برگزار خواهد شد. ای دومین دوره مسابقات مگتان است که به صورت اینترنتی به صورت ترکیب اجرای زنده و اینترنتی برگزار می شود و طبق معمول به برنده این مسابقه یک گیتار با ارزش اهدا خواهد شد.

از روزهای گذشته…

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XIV)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XIV)

شاید علتِ مخالفتِ آدرنو با نظراتِ والتر بنیامین این بود که بنیامین تحتِ تاثیرِ برتولت برشت بر تاثیر هنر بر گروه تاکید داشت نه بر فرد. این دیدگاه در نظرِ آدرنو موجبِ همگانی شدن هنرِ والا و بازاری شدنِ آن می شد. از دیدِ آدرنو، ایدئولوژیِ برشت و بنیامین کارکردی تخریبی داشت. آدرنو به عنوانِ یک جامعه شناسِ فرهنگ( به گفته ی خودِ آدرنو) مقابلِ عقیده ی قرن نوزدهمی بود که در موسیقی فقط احساسات را ملاک قرار داده بود و عقل را در حدِ تکنیک پایین آورده بود، از نظرِ او موسیقی فقط احساساتِ لذت بخش نیست بلکه یک تلاشِ عقلانی است.
صبای آموزگار (II)

صبای آموزگار (II)

ابوالحسن صبا نیز بعدها نام خانوادگی خود را از تخلص جدش عاریه گرفت. میهمانان منزل کمال السلطنه بیشتر شاعران، موسیقیدانان و اهالی فرهنگ بودند و همین امر سبب می شد که صبا دوران کودکی خود را در محیطی رشد کند که به علایق و استعدادهای او سمت و سو دهد. تابستانها که هوای تهران گرم و طاقت فرسا می شد کمال السلطنه چند هفته ای را به همراه خانواده اش در ییلاق های اطراف تهران میگذراند. در طول یکی از همین سفر های کوتاه مدت تابستانی بود که ابوالحسنِ پنج، شش ساله با اجازه ی پدرش برای اولین بار ساز او را به دست گرفت تا عطش کنجکاوی کودکانه اش را پاسخ گوید. در همان چند دقیقه ی اول که با سه تارِ پدرش بازی میکرد سعی می کرد که آنچه از نواختن سه تار به چشم دیده و به گوش شنیده بود تقلید کند.
به زبان ایرانی (I)

به زبان ایرانی (I)

نیازی نیست که بسیار موسیقی ایرانی بدانی تا بتوانی رنگ ایرانی «خون ایرانی» (*) را لمس کنی. شخصیت ایرانی این قطعه به روشنی و وضوح خود را به انسان دیکته می‌کند. بدون ترس از این که شناخته شود و بدون سر افکندگی‌های معمول فرهنگی درجه‌ی دوم. در پی شبیه شدن به نسخه‌ی برتر هم نیست و چشم به آرمانشهری در آن‌سوی آب‌ها ندوخته است. برای آفریننده‌ی این اثر ایرانی بودن معنایی روشن‌تر، شکل‌یافته‌تر و عمیق‌تر از تنها ترکیب ملودی‌های شناخته شده با ابزارهای موسیقی سمفونیک دارد.
نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (II)

نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (II)

در این نوشته به دلیل نداشتن اجازه برای انتشار دست‌نوشته زنده یاد فرامرز پایور، تنها به تشریح قسمت‌هایی از آن خواهم پرداخت.
انتخاب ساز- قسمت سوم

انتخاب ساز- قسمت سوم

۹- فیزیک بدن و قدرت بدنی نوازنده از مواردی هستند که بایستی در انتخاب ساز مورد توجه جدی قرار بگیرند. بسیاری از سازها برای نواختن یا حتی نگهداریشان در هنگام نواختن توسط نوازنده توان بدنی بالایی رامی طلبند و از طرف دیگر نباید از نقش فیزیک بدن نوازنده نیز غافل شد، زیرا این امر در کوتاه مدت و دراز مدت تاثیرات زیادی را دارد.
رامپال، اسطوره فرانسوی فلوت (III)

رامپال، اسطوره فرانسوی فلوت (III)

رامپال در زمانی که به عنوان سولیست کار خود را ادامه می داد در گروه هایی نیز به نوازندگی می پرداخت در سال ۱۹۴۶ نوازنده ابوا Pierre Pierlot و رامپال Quintette a Vent Francais (کویینتت بادی های فرانسوی) را تاسیس کردند که از گروهی از دوستان موزیسن که در طول جنگ کار میکردند تشکیل شده بود: Rampal و Pierlot و نوازنده کلارینت، Jacques Lancelot باسونیست Paul Hongne, و نوازنده هورن Gilbert Coursier.
هفزیباه منوهین، نابغه پیانو (II)

هفزیباه منوهین، نابغه پیانو (II)

در سال ۱۹۶۲ او و یهودی، سفرهای شان را برای دادن کنسرت در استرالیا ادامه دادند و جشنواره ارکسترای منوهین: در آمریکا و کانادا در سال ۱۹۶۷ و استرالیا در سال ۱۹۷۰ و ۱۹۷۵٫ در ۱۹۷۷ او عضو شورای داوری اولین مسابقه بین المللی پیانو در سیدنی بود. همان سال در ملبورن، در کنسرتی که او می نواخت، پسرش دکتر مارستون نیکولاس اولین اجرای خود را به عنوان، چلیست (cellist)، داشت.
نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (IV)

نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (IV)

همان‌طور که ذکر شد، در آنالیزی که می‌خوانید، نسخه صوتی «قطعه‌ای در ماهور» که توسط انتشارات ماهور در آلبومی به نام «گروه‌نوازی» منتشر شد را به عنوان نسخه مرجع قرار دادیم، چرا که به خاطر ضبط استودیویی، اشکالات اجرایی قابل اصلاح بوده است و طبعا، این نسخه مورد تایید نهایی آهنگساز نیز بوده است.
لئونارد کوهن

لئونارد کوهن

هرچند لئونارد کوهن، موفق ترین ترانه سرا و خواننده اواخر دهه ۶۰ نبود اما بدون شک یکی از جذاب ترین و دیرپا ترین آنها به شمار میرود. او توانست حضور قابل توجهی در دهه های بعدی داشته باشد و موفق شد توجه منتقدانی که دیگر به هم نسلان او توجه خاصی نشان نمیدادند را همچنان به خود معطوف کند.
گاهی لازم می‌شود نه های دردناکی بگوییم (IV)

گاهی لازم می‌شود نه های دردناکی بگوییم (IV)

شما یک قطعه‌ی ۵۰ دقیقه‌ای را در ۴۰ سال پیش نمی‌توانستید منتشر کنید. باید فکری می‌کردید که تبدیل به یک قطعه‌ی ۲۲ یا ۲۴ دقیقه‌ای شود. دلم می‌خواست این کارها از کشوهای ذهنی آدم‌ها بیرون بیاید. بعضی‌ از کارها ضبط هم ‌شده بودند. این یک جنبه از آن دوستی‌هاست. و گاه پیش می‌آید که اثر کاملی را از یک دوست نپذیرم. پیتر سلیمانی‌پور آلبومی ارائه داد که از او عذرخواهی کردم و بعد از آن هم ماکت آلبومی را آورد که باز هم گفتم ببخشید! عین همین اتفاق با محمدرضا علیقلی افتاد که یک ببخشید به همراه داشت و او مدتی هم از دست من دلخور شد ولی بعد دوباره حل شد درحالی که پیتر حتی دلخور هم نشد. «در دنیای تو ساعت چند است» هم نزدیک‌ترین نمونه‌اش است.