پرتو: نمیگذارم شاگردانم به من وابسته باشند

خاطره پروانه در حال اجرا با افلیا پرتو
خاطره پروانه در حال اجرا با افلیا پرتو
با توجه به اینکه شما نخستین بانوی پیانیستی هستید که موسیقی ملی را با این ساز می نوازید، هدفتان از ترویج این شیوه در بین شاگردانتان که در کنار موسیقی کلاسیک (غربی) ایرانی هم بنوازند چیست؟ و به نظر شما این عامل چه قدر در شناخت موسیقی خودمان به نسل بعد تاثیر گذار است؟
من پرورش یافته مکتب استاد معروفی هستم که خودشان در آنزمان در رشته پیانو نوآوریهایی کرده اند بطوری که اگر سبکهای پیانو(ایرانی) را ببینید، سبک معروفی با محجوبی متفاوت است. من سعی میکنم هر آنچه که از استاد یاد گرفته ام و برنامه ای که در هنرستان برای من اجرا شده، همان را به شاگردانم منتقل کنم و به آنها هم گفته ام که شما موظفید، همین سبک را با شاگردانتان ادامه دهید و آنهایی که از کلاس من معلم شدند همین کار را کرده اند. نواختن موسیقی ایرانی یک شناخت است از این موسیقی روی پیانو که یک ساز غربی است که توان اجرای موسیقی ایرانی اش نیز خیلی کم است و من فکر میکنم به عنوان یک عامل فرهنگی شاگردان نیز باید یاد بگیرند.

در طی این سالها از بین شاگردانتان چند نفر توانستند که در این زمینه خوب بدرخشند؟
متاسفانه کلاسهای موسیقی خصوصی طوری است که همه در کنار کارهای دیگرشان آموزش میبینند که خیلی هم خوب هست اما همیشه ارجعیت با کار اولشان است. من تعداد زیادی شاگرد داشته ام که از ۱۲ سالگی به آموزش پرداخته اند و الان با گرفتن مدرک مهندسیشان وارد بازار کار شدند بالطبع این شاگرد، نمیتواند به عنوان یک نوازنده حرفه ای پیانو مطرح شود، چراکه شرکتش را اداره می کند و در کنارش هم پیانو میزند. بنابراین نمیتوانم روی کسی انگشت بگذارم، اما چند تا از شاگردانم از ایران به دانشگاه های موسیقی کشورهای دیگر معرفی شده اند و از آنجا نیز فارغ التحصیل. مثلا یکی از شاگردان دخترم در دبی کلاس موسیقی دارد و دو نفرشان نیز در کانادا مشغول هستند. کسانی هم که در ایران هستند همه دکتر و مهندس اند!

در حال حاضر مشکلی که با آن مواجه هستیم این است که عده ای برای آموزش پیانو می آیند اما به هر دلیل از ادامه راه صرف نظر میکنند، شما دلیل این امر را در چه میبینید؟
پیانو به دلیل کامل بودن نسبت به سازهای دیگر مشکل تر است و ساز مادر نام دارد. در ابتدا همه سازها خشک هستند و کسی که می خواهد آموزش ببیند باید تئوری و انگشت گذاری را بیاموزد که اینها خود خسته کننده است. من به همه میگویم که اگر یکسال اول طاقت آوردی و تحمل کردی، ماندنی هستی و اگر نه برای همیشه میروی!

من همیشه گفته ام که این ساز زدن ریاضت کشیدن است، مخصوصا” ابتدای راه، چراکه نه ملودی داری و نه چیز دیگری.

من شنیده بودم، بعضی جاها نوشته بودند کلاسهای تضمینی که در این کلاسها یکی از معلمین پیانو روی ساز علامت ضربدر زده بود و به شاگرد گفته بود از این علامت شروع میکنی! یعنی بچه نمی دانست که این مکان چه هست!

یعنی به صورت چشمی و گوشی آموزش میدهند؟
بله، چشمی و گوشی بدون محتوا! ممکن است کسی از گوش قوی برخوردار باشد و بتواند بدون معلم قطعه ای را هم روی ساز پیدا کند اما بعد چه؟ من به شخصه به شاگردانم سواد موسیقی را آموزش میدهم و به آنها میگویم که نباید به من وابسته باشید و باید به خود تکیه کنید؛ چون وقتی سواد کامل را در این زمینه داشته باشید دیگر وجود من الزامی نیست.

یعنی منظور شما این است که استاد تاثیر مستقیم روی ماندگاری شاگرد دارد؟
بله مسلما”، من ۶ ماه که از ساز زدن شاگردانم گذشت و در حدی که اطلاعات موسیقی و اطلاعات عمومی آنها در این زمینه جلو رفت، یک قطعه کوچک به او میدهم که بتواند بزند و او را امیدوار کند، اما نه با فشار و علامت گذاشتن و چشم و گوش!

به عنوان سئوال آخر، چه راهکاری را برای جلوگیری از یک چنین کلاسهای موسیقی تضمینی پیشنهاد میکنید؟
یک طرف قضیه این کلاسها هستند و یک طرف کسانی هستند که خودشان و بچه هایشان را میبرند که باید این آگاهی را داشته باشند و تحقیق و تفحص بکنند که موسیقی چیزی نیست که تضمینی باشد و هر چیزی راه و روش خود را دارد و نباید به اینها میدان داد، چون تا وقتی آنها را تقویت کنیم پا برجا می مانند. بنابراین هر کسی که میخواهد به کلاس موسیقی رود باید از چند نفر، خبره در این کار، تحقیق کند که روش درست ساز زدن در هر رشته ای به چه صورت است بعد با آگاهی کامل وارد کلاسی شود که در این صورت راه خود را پیدا میکنند.

20 دیدگاه

  • saeed1922
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۵ در ۱۰:۰۰ ق.ظ

    جالب بود. لطفا تعداد مصاحبه هایتان را بیشتر کنید!

  • زهرا
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۵ در ۱۰:۴۶ ق.ظ

    ملطالب خوب وباارزشی بودبه اطلاعات عمومی من اضافه شد.متشکرم.

  • زیگزاگ
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۵ در ۴:۵۶ ب.ظ

    یک هنرمند درجه یک ما که می فرمایند:”کسانی هم که در ایران هستند همه دکتر و مهندس اند! ” ،
    من متوجه موضوع نمیشم، این چه معنی دارد؟
    مگه هرکی خواستیم بگیم موفقه باید بگیم اینه!
    به نظر شما دوستان همین نیست که باعث شده از بین هزاران فارغ التحصیل استعدادهای درخشان جای رشته های ادبیات و هنر خالی باشه؟
    این نیست که زیر ساختهای اجراییمون این شده که هست؟
    وهزاران” این نیست که … “دیگر!
    میشه اون منبعی رو به من بدید که با توجه به اون به ایشون گفتید:”نخستین بانوی پیانیستی هستید که موسیقی ملی را با این ساز می نوازید” ؟
    ایام به کام.

  • مهیار
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۵ در ۷:۱۵ ب.ظ

    دکتر در رشته های زیادی داریم، از جمله موسیقی هر دکتری که لزوما پزشک نیست ! اگر شما کس دیگری را میشناسید که قبل از خانم پرتو نوازنده حرفه ای پیانو ایرانی بوده و کنسرت میداده یا با ارکستری میزده بفرامیید.

  • مطلبی
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۵ در ۹:۵۷ ب.ظ

    خانم پرتو فرمودند:”پیانو به دلیل کامل بودن نسبت به سازهای دیگر مشکل تر است”، چه دلیلی برای این گفته وجود دارد؟ همین گفته که: ” از این موسیقی( ایرانی) روی پیانو که یک ساز غربی است که توان اجرای موسیقی ایرانی اش نیز خیلی کم است” بهترین مثال نقض این گفته است زیرا یک ساز کامل از عهده اجرای موسیقی ملل مختلف بخوبی بر میاید مثل ویولن که توانایی در اجرای موسیقی ۵ قاره را دارد.و اصولا کامل بودن یعنی چه؟و چه تعریفی برای آن وجود دارد؟ آیا وجود ویبراسیون،وجود گلیساندو، توانایی در کشش صوت بشکل ممتد وطولانی و اجرای دوبل فلاژوله هاو توانایی اجرای نتهایی مثل می دیز، لادیز و… که در سازهای زهی وجود دارد و در بیانو وجود ندارد ناقض کامل بودن بیانو نیست؟ آیا اینکه تنها با یک ساز آکورد چند نتی را بتوان خوب اجرا کرد، دلیل کامل بودن ساز است؟ ثانیا، به فرض کامل بودن پیانو؟؟!!! دلیل مشکل بودن آن نیست، زیرا این مسئله به بسیاری از عوامل دیگر وابسته است، مثلا ابعاد ساز (مثلا ابعاد بزرگ کنترباس) عدم وجود برده بندی، تکنیکهای زیاد و مختلف نظیر آنچه در بالا گفته شدو… می تواند معیارهاای بر مشکل بودن ساز شناخته شود و اگر به استناد گفته خانم پرتو باشیم سازی چون ارگ لوله ای که بسیار از بیانو کاملتر است باید از بیانو مشکلتر باشد!! به هر حال این گفته خانم برتو دلیل علمی ندارد. خانم پرتو فرمودند:”من به همه میگویم که اگر یکسال اول طاقت آوردی و تحمل کردی، ماندنی هستی و اگر نه برای همیشه میروی!”این هم باز از آن دسته حرفهای بی منطق و غیر آکادمیک است!آیا همه افرادی که بیانو تعلیم می بینند دارای یک سطح استعداد و همینطور طاقت هستند که همه با سبری شدن یک دوره زمانی یک ساله تکلیفشان با موسیقی مشخص شود؟ خانم برتو: “من تعداد زیادی شاگرد داشته ام که از ۱۲ سالگی به آموزش پرداخته اند و الان با گرفتن مدرک مهندسیشان وارد بازار کار شدند بالطبع این شاگرد، نمیتواند به عنوان یک نوازنده حرفه ای پیانو مطرح شود” این گفته هم جای بحث دارد و مثال نقض! آقای دکتر سیمون آیوازیان با درجه دکتری معماری از نوازندگان حرفه ای گیتار هستند و مثال نقضی بر این گفته. خانم برتو:”من سعی میکنم هر آنچه که از استاد یاد گرفته ام و برنامه ای که در هنرستان برای من اجرا شده، همان را به شاگردانم منتقل کنم و به آنها هم گفته ام که شما –موظفید– همین سبک را با شاگردانتان ادامه دهید” این که خانم برتو از استادان خود قدردانی کرده و هر آنچه را آموخته به شاگردانش بی کم وکاست آموزش می دهد جای قدردانی دارد اما اینکه هنرجویانش بی کم وکاست “موظف” به تدریس همان موارد باشند جای تعجب بسیار دارد چرا که راه را برای نوآوری در تدریس بر هنرجویانش بسته و باعث تک بعدی شدن و عدم استقلال آنها در امر تدریس می گردد. باتشکر.

  • zigzag
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۵ در ۹:۲۶ ق.ظ

    قصد من از بیان این مطالب دشمنی که نبوده!
    می خوام بگم باید احساس مسئولیت نسبت به صحبتامون داشته باشیم،
    مهیار خانم اگه من یا شما چیزی رو نمیدونیم نباید بگیم نیست!یکی از مثالهای نقض این حرف مگه مادر استاد بنان نبوده!
    بقیش رو بهتره شما تحقیق بفرماین.

  • Sabz
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۵ در ۵:۰۵ ب.ظ

    با نظرانتان تا حد زیادی موافقم به جز بحث نوازنده حرفه ایی بودن همراه با تحصیل سایر علوم که به نظر بنده غیر ممکن است به جز مواردی نادر که باز این موارد در ایران نیز نادرتر می شوند.

  • Sabz
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۵ در ۵:۰۷ ب.ظ

    و دیگر اینکه به گمان من منظور این خانم از کامل بودن پیانو مادر بودن و فاندامنتال بودن آن است که این قضیه مشخصا شامل پدیده کماکان مونوفون پیانوی ایرانی ؟؟؟ نمی شود.

  • مهیار
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۵ در ۷:۲۳ ب.ظ

    مادر استاد بنان پیانیست حرفه ای نبودند. پیانیست حرفه ای کسی است که حرفه اش پیانو زدن هست و کنسرت و یا تدریس میکند. ضمنا شما هم وقتی نمیدونید نباید بگید هست!

  • ناشناس
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۵ در ۱۱:۱۸ ب.ظ

    ba “matlabi” movafegham

  • ارسال شده در خرداد ۷, ۱۳۸۵ در ۱۱:۲۸ ق.ظ

    بانو فخری ملک پورکه تنها شاگردرسمی استادمرتضی محجوبی هستند نیزاز نوازندگان متقدم این ساز به شمار می ایند.ازایشان قبلا” کاست”تنهارفتی”توسط موسسه ی نوای همایون منتشر شده است.

  • اميرحسين
    ارسال شده در مرداد ۱۰, ۱۳۸۵ در ۵:۰۱ ق.ظ

    زیگزاگ عزیز به گمانم سوءتفاهم شده چون استاد پرتو القاب دکتر و مهندس را بعنوان مشخصه افراد موفق بکار نبردند به هر حال موفقیت امری نسبی است وقطعآ در دکتر و مهندس بودن و تحصیلات آکادمیک خلاصه نمی شود

    فرید جان اثر دیگری از استاد ملک پور با عنوان “آوای لاله ها” نیز وجود دارد.

    Sabzعزیز از زمان زنده یاد استاد معروفی مشکل مونو فونی (البته من آنرابه شکل مشکل نمی بینم هر چیز بجای خویش نیکوست)تا حدود بسیار زیادی با استفاده آکمپیمانهای متنوع توسط ایشان حل شده است .
    اما در بخش آواز ها تصور میکنم بهتر باشد از آکمپیمان ها با وسواس بیشتری وبیشتر برای رنگ آمیزی استفاده کردوبیشتر از شیوه همصدایی دودست که فر مودید استفاده کرد تا اصل قضیه که جملات ردیف(یا مقام یا بداهه نوازی)است در حاشیه قرار نگیرد(روش استاذ معروفی نمونه بارز این تعادل واستفاده بجاست)

  • amin
    ارسال شده در مرداد ۱۵, ۱۳۸۵ در ۱۲:۴۸ ب.ظ

    matlabi Aziz harf shoma ye mrghdari moshkel dare sazi mesle volon ke migi mitoone moosighi 5 ghare ro ejra kone Bve nazar to 5 ghare faghat hodood 3 octav vosat seda daran???

  • رضا
    ارسال شده در مرداد ۱۶, ۱۳۸۵ در ۲:۳۱ ب.ظ

    شاید ویولن شما ۳ اکتاویه یا شاید هم سواد شما در ویولن به ۳ اکتاو ختم میشه، به هر حال موفق باشی امین جان

  • sadaf
    ارسال شده در مرداد ۲۳, ۱۳۸۵ در ۷:۵۵ ب.ظ

    salam, chetrori mishe tu kelasaye pianoye khanume parto sherkat kard?

  • ارسال شده در بهمن ۲۳, ۱۳۸۵ در ۸:۱۲ ب.ظ

    یاهو

    اینجانب در مورد دونادون چیزهایی می خواستم بدانم خواهشمندم مرا یاری کنید
    واگر امکان دارد ایمیل خانم پرتو را برایم بفرستید

    با سپاس

    هو اول وآخر یار

  • جمال آل احمد
    ارسال شده در مهر ۷, ۱۳۸۶ در ۱۰:۲۵ ق.ظ

    با سلام
    اگر امکان دارد ایمیل خانم پرتو یا استادی دیگر را به من اطلاع دهید
    با تشکر .

  • نونا
    ارسال شده در اردیبهشت ۷, ۱۳۸۷ در ۱:۲۶ ب.ظ

    با سلام
    اگر امکان دارد ایمیل خانم پرتو را برای من ارسال کنید . من قبلاً پیانو تمرین می کردم ولی متاسفانه به دلایلی ادامه ندادم، اگر امکان دارد ایمیل خانم پرتو با استاد دیگری که پیانوی ایرانی تمرین می دهند به من معرفی کنید .
    با تشکر .

  • مانی
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۱, ۱۳۸۷ در ۹:۵۸ ب.ظ

    من خیلی خوشحال میشم که با علاقمندان به پیانوی ایرانی بیشتر آشنا بشم. نمونه کار خودم هم اینجاست:http://dena.sharif.ir/~mani/piano.html

  • agahi24@yahoo.com
    ارسال شده در بهمن ۷, ۱۳۹۱ در ۹:۰۷ ق.ظ

    اگر امکان دارد ایمیل یا شماره تلفن کلاس پیانو خانم افلیا پرتو را برای من ایمیل کنید برای دخترم که در حدود ۳ سال است که ساز میزند می خواهم

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«داستان وست ساید» با همراهی نوازندگان ایرانی اجرا شد

هنرآموزان موسسه “Bridge of Art” (پل هنر) که از از ۲۴ اگوست وارد کشور اتریش و استان فورالبرگ شده بودند، با رهبری ایوو وارنیتش (رهبر و نوازنده کلارینت اتریشی و مدیر مدرسه موسیقی درنبیرن) آثاری از موسیقی کلاسیک از جمله اثر مشهور لئونارد برنشتاین به نام «داستان وست ساید» را اجرا کردند. در کنار این گروه، هنرجویان دیگری به آموزش نزد استادان کنسرواتوار دولتی فورارل برگ پرداختند.

الیاس: تکنیک های هارمونیکا قابل اجرا روی آکاردئون نیست

جنبه مهم دیگری که شاید موسیقی کلاسیک برای نوازنده‌ها خیلی جالب بوده و خیلی به آن پرداختند این بوده که نوع برخورد با قطعات کلاسیک توسط هارمونیکا می‌تواند خیلی منحصر به‌‌فرد و خاص باشد و می شود از توانایی‌های این ساز در انواع صدادهی‌ها یا افکت‌های مخصوصی که این ساز می‌تواند تولید می کند بهره برد. این تکنیک ها منجر به اجراهای متفاوتی از همان قطعات کلاسیک می شود. ما در هارمونیکا دو مکتب اصلی داریم که گرایش آنها به سمت کلاسیک بوده است. مثلا در آمریکا می‌توانیم مکتب لری ادلر و برادرش و یا جانی پوله و تامی رایل و خیلی‌ کسانی دیگر که می‌توان نام برد… آنها موزیک کلاسیک را از فیلتر‌ هارمونیکا عبور می‌دادند و اجرا می‌کردند.

از روزهای گذشته…

پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (III)

پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (III)

این تلقی خاص از پیشرفت یا پیشرو بودن ممکن است تنها مرتبط با زمان حال (هم‌عصر شونبرگ) تعبیر شود اما نکته‌ای بسیار ظریف‌تر هم در اینجا نهفته است و آن گرایش به آینده است. این نوع نگاه به پیشرفت موسیقایی به این معناست که آهنگساز یا منتقد نه تنها آینده را حدس بزند بلکه از رخ‌دادن آن مطمئن باشد و به اثر موسیقایی کنونی از نگاه ناظری در آن آینده‌ی مفروض بنگرد و ببیند که در آینده این بیان موسیقایی پذیرفته شده و تلاش‌های امروز نیز نقشی با اهمیت در آن بازی کرده است.
اپرای سان فرانسیسکو (I)

اپرای سان فرانسیسکو (I)

اپرای سان فرانسیسکو(SFO) دومین شرکت اپرا از جهت بزرگی در آمریکای شمالی است. آن در سال ۱۹۲۳ توسط Gaetano Merola 1953-1881 تاسیس شد. شب باشکوه افتتاح اپرای سان فرانسیسکو یکی از خاطره انگیزترین اتفاقات سال برای مشتریان اپرا بود.
ودیم رپین

ودیم رپین

ودیم رپین (Vadim Repin) ویلنیست مشهور روسی، متولد ۱۹۷۱ نووسیبریسک است. روزنامه دیلی تلگراف، چاپ لندن درباره او نوشته است: “وقار ودیم رپین در هنگام اجرا بر روی سن و تفسیر گرم و متبحرانه ای وی، ویژه این موسیقیدان برجسته معاصر می باشد.” ودیم رپین نواختن ویلن را از ۵ سالگی آغاز کرد و تنها پس از شش ماه اولین اجرای عمومی خود را برگزار نمود! وی در شهر زادگاهش تحت تعلیم زاخار برون (Zakhar Bron) قرار گرفت. در ۷ سالگی برای اولین بار به همراه ارکستری کنسرت داد و در یازده سالگی اولین اجرای رسیتالش را به روی سن برد.
صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (II)

صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (II)

اگر به ملزوماتی که او برای بخشیدن «صورت مقبول و دنیاپسند و جمعی» و ایجاد «تحول صمیمی» (۱) در موسیقی ایرانی لازم می‌داند، نگاهی بیاندازیم ایده‌آل او را در شخصیتی خواهیم یافت با کمی تفاوت مانند خودش: متبحر در موسیقی ایرانی اعم از نظری و عملی، استاد در موسیقی علمی (آشنا به موسیقی غربی)، دارای ذوق و قریحه‌ی فوق‌العاده در موسیقی، عمیقاً آشنا با ادبیات فارسی، قادر به نواختن اکثر سازهای مرسوم موسیقی و آشنا با صنعت نجاری و …
مقایسه ادوات موسیقی (I)

مقایسه ادوات موسیقی (I)

مقایسه ادوات موسیقی، مخصوصا در بخش مجموعه ویلنها کاریست که معضلات خود را داشته و با در نظر گرفتن امکانات موجود و محدودیتهایی که یک ویلن تمام شده دارد، تشخیص کیفیت را دشوار میسازد. از این رو اگر بتوانیم سازها را از نظر وضعیت و موقعیت فیزیکی تقسیم بندی کرده و موانع اجرایی را از میان برداریم، تحلیل آن ساده ترمیشود، البته دانستن این نکته حائز اهمیت است که معیارها و پارامترهای سنجش در فهم ودرک صحیح مسائل، امر و موضوعی لازم و اجرایی است.
«آسمان، مهتاب» منتشر شد

«آسمان، مهتاب» منتشر شد

آلبوم «آسمان، مهتاب» با صدای هادی فیض آبادی و آهنگسازی کاوه سروریان به مناسبت نوروز ۹۲ منتشر شد. پس از گذشت ماه ها بالاخره آلبوم «آسمان، مهتاب»، توسط شرکت هزار نغمه بسته نگار روانه بازار موسیقی شد. آسمان مهتاب اثری در باب احیای موسیقی سنتی نیست، بلکه تلاش می کند تا با بهره گیری از امکانات موسیقی دستگاهی ایران سخنی به فراخور زمان ارائه کند، این نکته ای است که امروزه در میان آثار منتشر شده از هنرمندان موسیقی ایران کمتر دیده می شود.
هربرت فون کارایان

هربرت فون کارایان

زمان گذرا است و انسانهای زیادی پا به عرصه ی وجود میگذارند. بعضی از آنها با بقیه تفاوت دارند. تفاوت آنها در این نیست که فوق العاده باهوش و یا خیلی با استعداد تر از دیگران هستند بلکه در این است که استعداد و علاقه ی خود را یافته و سالها در جهت پرورش این استعداد زمان میگذارند. در واقع گاهی اهمیت این نوابغ آن قدر زیاد است که زمان را به قبل و بعد از خود تقسیم میکنند.
گاهی لازم می‌شود نه های دردناکی بگوییم (II)

گاهی لازم می‌شود نه های دردناکی بگوییم (II)

یکسری کارها پله‌ای برای کارهای بعدی می‌شوند. شاید خود آن کار آنقدر اهمیت نداشته باشد. نمونه‌ی خیلی دورتر آن آلبوم «آئین‌ها»ست. آلبومی که هیچ چیز خارق‌العاده‌ای در این اثر نمی‌شنوید اما آن کار برای بهانه‌ی دیگری بود که در آلبوم نمی‌توانم بنویسم. می‌خواستم از یک مسیری به آقای گاسپاریان وصل شوم. آن کار مرا به ایده‌ای «به تماشا…» رساند. درواقع جرقه‌ی ارتباط من با آقای گاسپاریان آن آلبوم بود. اینها درواقع یکسری استراتژی است که در مقطعی تصمیم می‌گیرید حتی اگر آن کار قربانی شود انجام دهید ولی از نظر من آن کار به من کمک کرد که بتوانم آلبومی را که کاندید گرمی هم شد تهیه کنم. یا در پروژه‌ی «گاه و بیگاه» ایده‌های بکری وجود داشت ولی خودِ اثر لزوماً اثر قابل دفاعی نیست اما از درون آن چیز دیگری درآمد. آدم‌ها این طرف و آن طرف چیزی می‌کارند و امیدوارند که اتفاقی بیافتد. گاه نتیجه می‌دهد و گاه نه.
به چه سبکی سنتور بنوازیم؟ (V)

به چه سبکی سنتور بنوازیم؟ (V)

این نظریه که ” قضاوت فرد کاملاٌ وابسته به اول، سواد و دوم اطلاعات و سوم دید کاملاٌ بی تعصبانه نسبت به یک موضوع است ” به صورت کلی مصداقی تجربه شده دارد. طبیعی است اگر ما به نوازندگی نوازنده ای گوش می کنیم صریحاٌ نظر به اینکه ما این سبک را می پسندیم یا خیر قضاوت می کنیم بدون اینکه به پیشینه و چرایی بوجود آمدن آن سبک دقت کافی به خرج دهیم.
او هشتاد سال دارد

او هشتاد سال دارد

اسکار پیترسون در دهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ با گروه سه نفری خود متشکل از هنرمندانی چون سم جونز و نیلز هننینگ بعنوان نوازندگان بیس، جو پس بعنوان گیتاریست و لوئیس هایس نوازنده درامز * بود به فعالیت های هنری خود ادامه داد.