پرتو: نمیگذارم شاگردانم به من وابسته باشند – گفتگوی هارمونیک Harmony Talk

پرتو: نمیگذارم شاگردانم به من وابسته باشند

خاطره پروانه در حال اجرا با افلیا پرتو
خاطره پروانه در حال اجرا با افلیا پرتو
با توجه به اینکه شما نخستین بانوی پیانیستی هستید که موسیقی ملی را با این ساز می نوازید، هدفتان از ترویج این شیوه در بین شاگردانتان که در کنار موسیقی کلاسیک (غربی) ایرانی هم بنوازند چیست؟ و به نظر شما این عامل چه قدر در شناخت موسیقی خودمان به نسل بعد تاثیر گذار است؟
من پرورش یافته مکتب استاد معروفی هستم که خودشان در آنزمان در رشته پیانو نوآوریهایی کرده اند بطوری که اگر سبکهای پیانو(ایرانی) را ببینید، سبک معروفی با محجوبی متفاوت است. من سعی میکنم هر آنچه که از استاد یاد گرفته ام و برنامه ای که در هنرستان برای من اجرا شده، همان را به شاگردانم منتقل کنم و به آنها هم گفته ام که شما موظفید، همین سبک را با شاگردانتان ادامه دهید و آنهایی که از کلاس من معلم شدند همین کار را کرده اند. نواختن موسیقی ایرانی یک شناخت است از این موسیقی روی پیانو که یک ساز غربی است که توان اجرای موسیقی ایرانی اش نیز خیلی کم است و من فکر میکنم به عنوان یک عامل فرهنگی شاگردان نیز باید یاد بگیرند.

در طی این سالها از بین شاگردانتان چند نفر توانستند که در این زمینه خوب بدرخشند؟
متاسفانه کلاسهای موسیقی خصوصی طوری است که همه در کنار کارهای دیگرشان آموزش میبینند که خیلی هم خوب هست اما همیشه ارجعیت با کار اولشان است. من تعداد زیادی شاگرد داشته ام که از ۱۲ سالگی به آموزش پرداخته اند و الان با گرفتن مدرک مهندسیشان وارد بازار کار شدند بالطبع این شاگرد، نمیتواند به عنوان یک نوازنده حرفه ای پیانو مطرح شود، چراکه شرکتش را اداره می کند و در کنارش هم پیانو میزند. بنابراین نمیتوانم روی کسی انگشت بگذارم، اما چند تا از شاگردانم از ایران به دانشگاه های موسیقی کشورهای دیگر معرفی شده اند و از آنجا نیز فارغ التحصیل. مثلا یکی از شاگردان دخترم در دبی کلاس موسیقی دارد و دو نفرشان نیز در کانادا مشغول هستند. کسانی هم که در ایران هستند همه دکتر و مهندس اند!

در حال حاضر مشکلی که با آن مواجه هستیم این است که عده ای برای آموزش پیانو می آیند اما به هر دلیل از ادامه راه صرف نظر میکنند، شما دلیل این امر را در چه میبینید؟
پیانو به دلیل کامل بودن نسبت به سازهای دیگر مشکل تر است و ساز مادر نام دارد. در ابتدا همه سازها خشک هستند و کسی که می خواهد آموزش ببیند باید تئوری و انگشت گذاری را بیاموزد که اینها خود خسته کننده است. من به همه میگویم که اگر یکسال اول طاقت آوردی و تحمل کردی، ماندنی هستی و اگر نه برای همیشه میروی!

من همیشه گفته ام که این ساز زدن ریاضت کشیدن است، مخصوصا” ابتدای راه، چراکه نه ملودی داری و نه چیز دیگری.

من شنیده بودم، بعضی جاها نوشته بودند کلاسهای تضمینی که در این کلاسها یکی از معلمین پیانو روی ساز علامت ضربدر زده بود و به شاگرد گفته بود از این علامت شروع میکنی! یعنی بچه نمی دانست که این مکان چه هست!

یعنی به صورت چشمی و گوشی آموزش میدهند؟
بله، چشمی و گوشی بدون محتوا! ممکن است کسی از گوش قوی برخوردار باشد و بتواند بدون معلم قطعه ای را هم روی ساز پیدا کند اما بعد چه؟ من به شخصه به شاگردانم سواد موسیقی را آموزش میدهم و به آنها میگویم که نباید به من وابسته باشید و باید به خود تکیه کنید؛ چون وقتی سواد کامل را در این زمینه داشته باشید دیگر وجود من الزامی نیست.

یعنی منظور شما این است که استاد تاثیر مستقیم روی ماندگاری شاگرد دارد؟
بله مسلما”، من ۶ ماه که از ساز زدن شاگردانم گذشت و در حدی که اطلاعات موسیقی و اطلاعات عمومی آنها در این زمینه جلو رفت، یک قطعه کوچک به او میدهم که بتواند بزند و او را امیدوار کند، اما نه با فشار و علامت گذاشتن و چشم و گوش!

به عنوان سئوال آخر، چه راهکاری را برای جلوگیری از یک چنین کلاسهای موسیقی تضمینی پیشنهاد میکنید؟
یک طرف قضیه این کلاسها هستند و یک طرف کسانی هستند که خودشان و بچه هایشان را میبرند که باید این آگاهی را داشته باشند و تحقیق و تفحص بکنند که موسیقی چیزی نیست که تضمینی باشد و هر چیزی راه و روش خود را دارد و نباید به اینها میدان داد، چون تا وقتی آنها را تقویت کنیم پا برجا می مانند. بنابراین هر کسی که میخواهد به کلاس موسیقی رود باید از چند نفر، خبره در این کار، تحقیق کند که روش درست ساز زدن در هر رشته ای به چه صورت است بعد با آگاهی کامل وارد کلاسی شود که در این صورت راه خود را پیدا میکنند.

20 دیدگاه

  • saeed1922
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۵ در ۱۰:۰۰ ق.ظ

    جالب بود. لطفا تعداد مصاحبه هایتان را بیشتر کنید!

  • زهرا
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۵ در ۱۰:۴۶ ق.ظ

    ملطالب خوب وباارزشی بودبه اطلاعات عمومی من اضافه شد.متشکرم.

  • زیگزاگ
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۵ در ۴:۵۶ ب.ظ

    یک هنرمند درجه یک ما که می فرمایند:”کسانی هم که در ایران هستند همه دکتر و مهندس اند! ” ،
    من متوجه موضوع نمیشم، این چه معنی دارد؟
    مگه هرکی خواستیم بگیم موفقه باید بگیم اینه!
    به نظر شما دوستان همین نیست که باعث شده از بین هزاران فارغ التحصیل استعدادهای درخشان جای رشته های ادبیات و هنر خالی باشه؟
    این نیست که زیر ساختهای اجراییمون این شده که هست؟
    وهزاران” این نیست که … “دیگر!
    میشه اون منبعی رو به من بدید که با توجه به اون به ایشون گفتید:”نخستین بانوی پیانیستی هستید که موسیقی ملی را با این ساز می نوازید” ؟
    ایام به کام.

  • مهیار
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۵ در ۷:۱۵ ب.ظ

    دکتر در رشته های زیادی داریم، از جمله موسیقی هر دکتری که لزوما پزشک نیست ! اگر شما کس دیگری را میشناسید که قبل از خانم پرتو نوازنده حرفه ای پیانو ایرانی بوده و کنسرت میداده یا با ارکستری میزده بفرامیید.

  • مطلبی
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۵ در ۹:۵۷ ب.ظ

    خانم پرتو فرمودند:”پیانو به دلیل کامل بودن نسبت به سازهای دیگر مشکل تر است”، چه دلیلی برای این گفته وجود دارد؟ همین گفته که: ” از این موسیقی( ایرانی) روی پیانو که یک ساز غربی است که توان اجرای موسیقی ایرانی اش نیز خیلی کم است” بهترین مثال نقض این گفته است زیرا یک ساز کامل از عهده اجرای موسیقی ملل مختلف بخوبی بر میاید مثل ویولن که توانایی در اجرای موسیقی ۵ قاره را دارد.و اصولا کامل بودن یعنی چه؟و چه تعریفی برای آن وجود دارد؟ آیا وجود ویبراسیون،وجود گلیساندو، توانایی در کشش صوت بشکل ممتد وطولانی و اجرای دوبل فلاژوله هاو توانایی اجرای نتهایی مثل می دیز، لادیز و… که در سازهای زهی وجود دارد و در بیانو وجود ندارد ناقض کامل بودن بیانو نیست؟ آیا اینکه تنها با یک ساز آکورد چند نتی را بتوان خوب اجرا کرد، دلیل کامل بودن ساز است؟ ثانیا، به فرض کامل بودن پیانو؟؟!!! دلیل مشکل بودن آن نیست، زیرا این مسئله به بسیاری از عوامل دیگر وابسته است، مثلا ابعاد ساز (مثلا ابعاد بزرگ کنترباس) عدم وجود برده بندی، تکنیکهای زیاد و مختلف نظیر آنچه در بالا گفته شدو… می تواند معیارهاای بر مشکل بودن ساز شناخته شود و اگر به استناد گفته خانم پرتو باشیم سازی چون ارگ لوله ای که بسیار از بیانو کاملتر است باید از بیانو مشکلتر باشد!! به هر حال این گفته خانم برتو دلیل علمی ندارد. خانم پرتو فرمودند:”من به همه میگویم که اگر یکسال اول طاقت آوردی و تحمل کردی، ماندنی هستی و اگر نه برای همیشه میروی!”این هم باز از آن دسته حرفهای بی منطق و غیر آکادمیک است!آیا همه افرادی که بیانو تعلیم می بینند دارای یک سطح استعداد و همینطور طاقت هستند که همه با سبری شدن یک دوره زمانی یک ساله تکلیفشان با موسیقی مشخص شود؟ خانم برتو: “من تعداد زیادی شاگرد داشته ام که از ۱۲ سالگی به آموزش پرداخته اند و الان با گرفتن مدرک مهندسیشان وارد بازار کار شدند بالطبع این شاگرد، نمیتواند به عنوان یک نوازنده حرفه ای پیانو مطرح شود” این گفته هم جای بحث دارد و مثال نقض! آقای دکتر سیمون آیوازیان با درجه دکتری معماری از نوازندگان حرفه ای گیتار هستند و مثال نقضی بر این گفته. خانم برتو:”من سعی میکنم هر آنچه که از استاد یاد گرفته ام و برنامه ای که در هنرستان برای من اجرا شده، همان را به شاگردانم منتقل کنم و به آنها هم گفته ام که شما –موظفید– همین سبک را با شاگردانتان ادامه دهید” این که خانم برتو از استادان خود قدردانی کرده و هر آنچه را آموخته به شاگردانش بی کم وکاست آموزش می دهد جای قدردانی دارد اما اینکه هنرجویانش بی کم وکاست “موظف” به تدریس همان موارد باشند جای تعجب بسیار دارد چرا که راه را برای نوآوری در تدریس بر هنرجویانش بسته و باعث تک بعدی شدن و عدم استقلال آنها در امر تدریس می گردد. باتشکر.

  • zigzag
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۵ در ۹:۲۶ ق.ظ

    قصد من از بیان این مطالب دشمنی که نبوده!
    می خوام بگم باید احساس مسئولیت نسبت به صحبتامون داشته باشیم،
    مهیار خانم اگه من یا شما چیزی رو نمیدونیم نباید بگیم نیست!یکی از مثالهای نقض این حرف مگه مادر استاد بنان نبوده!
    بقیش رو بهتره شما تحقیق بفرماین.

  • Sabz
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۵ در ۵:۰۵ ب.ظ

    با نظرانتان تا حد زیادی موافقم به جز بحث نوازنده حرفه ایی بودن همراه با تحصیل سایر علوم که به نظر بنده غیر ممکن است به جز مواردی نادر که باز این موارد در ایران نیز نادرتر می شوند.

  • Sabz
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۵ در ۵:۰۷ ب.ظ

    و دیگر اینکه به گمان من منظور این خانم از کامل بودن پیانو مادر بودن و فاندامنتال بودن آن است که این قضیه مشخصا شامل پدیده کماکان مونوفون پیانوی ایرانی ؟؟؟ نمی شود.

  • مهیار
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۵ در ۷:۲۳ ب.ظ

    مادر استاد بنان پیانیست حرفه ای نبودند. پیانیست حرفه ای کسی است که حرفه اش پیانو زدن هست و کنسرت و یا تدریس میکند. ضمنا شما هم وقتی نمیدونید نباید بگید هست!

  • ناشناس
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۵ در ۱۱:۱۸ ب.ظ

    ba “matlabi” movafegham

  • ارسال شده در خرداد ۷, ۱۳۸۵ در ۱۱:۲۸ ق.ظ

    بانو فخری ملک پورکه تنها شاگردرسمی استادمرتضی محجوبی هستند نیزاز نوازندگان متقدم این ساز به شمار می ایند.ازایشان قبلا” کاست”تنهارفتی”توسط موسسه ی نوای همایون منتشر شده است.

  • اميرحسين
    ارسال شده در مرداد ۱۰, ۱۳۸۵ در ۵:۰۱ ق.ظ

    زیگزاگ عزیز به گمانم سوءتفاهم شده چون استاد پرتو القاب دکتر و مهندس را بعنوان مشخصه افراد موفق بکار نبردند به هر حال موفقیت امری نسبی است وقطعآ در دکتر و مهندس بودن و تحصیلات آکادمیک خلاصه نمی شود

    فرید جان اثر دیگری از استاد ملک پور با عنوان “آوای لاله ها” نیز وجود دارد.

    Sabzعزیز از زمان زنده یاد استاد معروفی مشکل مونو فونی (البته من آنرابه شکل مشکل نمی بینم هر چیز بجای خویش نیکوست)تا حدود بسیار زیادی با استفاده آکمپیمانهای متنوع توسط ایشان حل شده است .
    اما در بخش آواز ها تصور میکنم بهتر باشد از آکمپیمان ها با وسواس بیشتری وبیشتر برای رنگ آمیزی استفاده کردوبیشتر از شیوه همصدایی دودست که فر مودید استفاده کرد تا اصل قضیه که جملات ردیف(یا مقام یا بداهه نوازی)است در حاشیه قرار نگیرد(روش استاذ معروفی نمونه بارز این تعادل واستفاده بجاست)

  • amin
    ارسال شده در مرداد ۱۵, ۱۳۸۵ در ۱۲:۴۸ ب.ظ

    matlabi Aziz harf shoma ye mrghdari moshkel dare sazi mesle volon ke migi mitoone moosighi 5 ghare ro ejra kone Bve nazar to 5 ghare faghat hodood 3 octav vosat seda daran???

  • رضا
    ارسال شده در مرداد ۱۶, ۱۳۸۵ در ۲:۳۱ ب.ظ

    شاید ویولن شما ۳ اکتاویه یا شاید هم سواد شما در ویولن به ۳ اکتاو ختم میشه، به هر حال موفق باشی امین جان

  • sadaf
    ارسال شده در مرداد ۲۳, ۱۳۸۵ در ۷:۵۵ ب.ظ

    salam, chetrori mishe tu kelasaye pianoye khanume parto sherkat kard?

  • ارسال شده در بهمن ۲۳, ۱۳۸۵ در ۸:۱۲ ب.ظ

    یاهو

    اینجانب در مورد دونادون چیزهایی می خواستم بدانم خواهشمندم مرا یاری کنید
    واگر امکان دارد ایمیل خانم پرتو را برایم بفرستید

    با سپاس

    هو اول وآخر یار

  • جمال آل احمد
    ارسال شده در مهر ۷, ۱۳۸۶ در ۱۰:۲۵ ق.ظ

    با سلام
    اگر امکان دارد ایمیل خانم پرتو یا استادی دیگر را به من اطلاع دهید
    با تشکر .

  • نونا
    ارسال شده در اردیبهشت ۷, ۱۳۸۷ در ۱:۲۶ ب.ظ

    با سلام
    اگر امکان دارد ایمیل خانم پرتو را برای من ارسال کنید . من قبلاً پیانو تمرین می کردم ولی متاسفانه به دلایلی ادامه ندادم، اگر امکان دارد ایمیل خانم پرتو با استاد دیگری که پیانوی ایرانی تمرین می دهند به من معرفی کنید .
    با تشکر .

  • مانی
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۱, ۱۳۸۷ در ۹:۵۸ ب.ظ

    من خیلی خوشحال میشم که با علاقمندان به پیانوی ایرانی بیشتر آشنا بشم. نمونه کار خودم هم اینجاست:http://dena.sharif.ir/~mani/piano.html

  • ارسال شده در بهمن ۷, ۱۳۹۱ در ۹:۰۷ ق.ظ

    اگر امکان دارد ایمیل یا شماره تلفن کلاس پیانو خانم افلیا پرتو را برای من ایمیل کنید برای دخترم که در حدود ۳ سال است که ساز میزند می خواهم

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آیین نکوداشت استاد قاسم رفعتی در تالار وحدت برگزار می شود

آیین نکوداشت استاد قاسم رفعتی خواننده پیشکسوت موسیقی ایران روز یکشنبه چهارم شهریور ماه با حضور تعدادی از علاقه مندان و هنرمندان در تالار وحدت تهران برگزار می شود. به گزارش روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری «رادنواندیش»، آیین نکوداشت استاد قاسم رفعتی خواننده پیشکسوت موسیقی ایران ساعت ۲۱:۳۰ روز یکشنبه چهارم شهریور ماه توسط موسسه فرهنگی هنری «راد نو اندیش» به مدیریت بردیا صدرنوری و مشارکت بنیاد فرهنگی هنری رودکی در تالار وحدت تهران برگزار می شود.

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (XII)

به نظر من، اختصاص این مشاهدات، توجیه قانع کننده ای برای مرکزیت داشتن متر از منظر حرکات بدن، ارائه می کنند. این صرفا یک مشاهده ی عادی نیست که در آن ضربان قلب یا تکرار قدم برداشتن را به تکرر بیت های موجود در برخی ژانر های موسیقی مرتبط کنیم. بالعکس، بلوم نشان می دهد که برخی مشخصه های حرکت بدن با مشخصه های متریک موسیقی مد نظر، مطابقت دارد.

از روزهای گذشته…

حنانه: هارمونی مدال ایرانی باید از بطن این موسیقی درآید

حنانه: هارمونی مدال ایرانی باید از بطن این موسیقی درآید

خوب آقای آهنگ، به نظرم شما می خواهید من را یک نفره با هزاران هنرمندی که به این صورت کار می کنند، به جان هم بیاندازید! اول باید بگویم که هارمونی به خودی خود علم بازی اصوات است، به همین سبب هر جا که بازی صورت بگیرد، در آنجا قوانین فیزیکی حاکم است، پس هارمونی که من کار می کنم نیز دارای قوانین فیزیکی خاص خودش است و منطق خود را دارد.
فلسفۀ سازهای ابداعی (I)

فلسفۀ سازهای ابداعی (I)

این روز ها در آشفته بازار موسیقی ایران خبر های گوناگون و متعددی می شنویم. خبر هایی داغ از گروه های “بزرگ”، کنسرت های “بزرگ”، ابداع، اکتشاف، انواع تلفیق، نوآوری و… یکی از ملال آورترین خبر های تکراری این روز ها، خبر ابداع ساز های جدید است. ساز هایی با اشکال گوناگون و در ظاهر متفاوت از لحاظ ساختار و صدا. تنور این آشفته بازار بی صاحب آنقدر داغ است که از هر صنفی در آن می توان یافت. از خواننده و آوازه خوان گرفته تا نجار و بقال و سیرابی فروش…
نگاهی به سمفونی ایرانی علیرضا مشایخی و ادعاهایش

نگاهی به سمفونی ایرانی علیرضا مشایخی و ادعاهایش

پس از مطالعه کردن مصاحبه علیرضا مشایخی درباره سمفونی پنجمش با نام “ایرانی” تصمیم گرفتم یکبار دیگر به گفته های صاحب اثر اعتماد کرده و این اثر را تهیه کنم. مشایخی در این مصاحبه گفته بود: “این دو اثر؛ سمفونی شماره ۴ (زاگرس) و سمفونی شماره ۵ (ایرانی) هر یک نوعی نقطه اوج در آثار سمفونیک من است. سمفونی زاگرس نقطه اوج موسیقی سمفونیک آتونال من است و سمفونی ایرانی نقطه اوج موسیقی سمفونیک ایرانی من است.” پیش از این بارها شاهد ادعاهای مشایخی در مورد آثار و خط فکریش بودم و آشنایی نسبتا کاملم از آثارش به من در برداشتم از گفته های او کمک میکرد ولی اینبار موضوع جدیدی مطرح شده بود، اثری سمفونیک در راستای موسیقی کلاسیک ایران، نه موسیقی آوانگارد یا تصنیف موسیقی روی تزهای پیشین آهنگساز…
تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (VI)

تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (VI)

روش‌های حفظ و نگهداری و استفادۀ صحیح از وسایل صوتی» [۳] «مجموعه حاضر گزارشی است درباره شیوه‌ها و تمهیدات و ضبط و پخش صدا که در آن سیر تکاملی ضبط موسیقی در ایران به تدریج از زمان ساخت فوندگراف آغاز می‌شود، سپس با اولین ضبط آثار تاریخ موسیقی ایران، سیر تحول صفحه گرامافون و صداگذاری فیلم ناطق ادامه می‌یابد. مباحث دیگر کتاب درباره ضبط موسیقی، مربوط به اختراع رادیو و تلویزیون، صفحه ریز شیار، ضبط استریو، نوار کاست و سرانجام آخرین ابتکار در کار ضبط صدا و ساخته شدن دیسک فشرده (CD) است. در این اثر همچنین شرح حال بعضی از چهره‌های برجسته موسیقی ایران و نحوه حفظ نگهداری از وسایل صوتی به تفصیل بیان شده است.» از مقایسه‌ی این دو نوشته کاملا مشخص است که [۳] بیانی عمومی‌تر، نزدیک‌تر به روایت و کم دقت (به واژه‌ی فوندگراف که به جای فونوگراف آمده توجه کنید) دارد و [۵] بیشتر برای استفاده‌ی اهل پژوهش فراهم شده است.
زیبایی‌شناسی ناعادلانه‌ی مردم نروژ بر دوشِ ادوارد گریگ (I)

زیبایی‌شناسی ناعادلانه‌ی مردم نروژ بر دوشِ ادوارد گریگ (I)

«ادوارد گریگ» (Edvard Grieg)، یکی از مشهورترین موسیقی‌دانان نروژی، پانزدهم ژوئن سال ۱۸۴۳ به‌دنیا آمد. پدربزرگ ادوارد اهل اسکاتلند بود که پس از نبرد کالودن (نبردی در سال ۱۷۴۶ بین نیروهای انگلیسی و اسکاتلندی در محلی به همین نام) به اسکاندیناوی مهاجرت کرده بود. ادوارد فراگیری پیانو را نزد مادرش آغاز کرد و در نوجوانی به مهارتی چشمگیر در نوازندگی دست یافت. او در مدرسه از سوی همکلاسی‌هایش اذیت و آزار می‌شد و همین سبب شده بود از مدرسه‌رفتن ناامید شود. دیداری اتفاقی با دوستی خانوادگی به‌نام «اول بول» (Ole Bull)، همان نوازنده‌ی ویرتئوز ویلن، خیلی زود به فرستادن ادوارد پانزده‌ساله به کنسرواتوار لایپزیگ انجامید. ادوارد در پایان تحصیلاتش در کنسرواتوار، معتقد بود که تحصیل در آنجا چیزی به دانشش نیفزوده است: «همان اندازه که پیش از آمدن به اینجا نادان بودم، الان هم هستم.»
بی احترامی به موسیقی (I)

بی احترامی به موسیقی (I)

آنچه در زیر می خوانید ترجمه ایست توسط محبوبه خلوتی، از مقاله ای نوشته لوسی جونز که چند روز پیش در سایت روزنامه تلگراف به چاپ رسید.
«موسیقاب» (II)

«موسیقاب» (II)

«شب» در شعر منوچهری، مفهومی عام دارد و نشانی از فردیت و زمان و مکان شاعر در آن نیست. اما آن گاه که نیما «شب» را توصیف می‌کند، چیزی از «من»ِ نیمای آن روزگار و آن محیط با خود دارد. چنین پنداشتی حاصل برخورد بی‌واسطه و شخصی هنرمند با پیرامون‌اش است. تجربه‌های شخصی یک آهنگساز نیز در مواجهه با محیط پیرامون‌اش، به آفرینش واقعیتی موسیقایی می‌انجامد: خلق جهانی موسیقایی در برابر جهان واقع. همچون داستان‌نویسی که در برخورد با جهان واقع، جهانی داستانی خلق می‌کند. بنابراین اگر در یک نظام فرهنگی، همانند یک کارگاه صنعتی، محصولات مشابهی تولید شود، در حقیقت «شخصی‌یت»ها و «فردیت»ها از بین رفته‌‌است.
نگاهی به آلبوم و کنسرت «به زمین و آفتاب» (II)

نگاهی به آلبوم و کنسرت «به زمین و آفتاب» (II)

در قطعه کوارتت زهی، آهنگساز این بار توان خود را در بکار بردن کمترین ایده برای آهنگسازی آزموده است. جایی که تنها با استفاده از فاصله دوم و سوم کوچک، فضایی بسیار دراماتیک را آفریده است. او با کنترپوانی استادانه و بهره گیری از وسعت سازها بنظر بدنبال حل مسئله است که او را از یک جا ماندن باز می دارد و سعی دارد تا با ساختن تضاد، باعث حرکت شود. تضاد بافت ها، تضاد هارمونیک، تضادهای ریتمیک و تضادهای نوانس.
مرزهای زنانگی در هنر (III)

مرزهای زنانگی در هنر (III)

به همین دلیل است که برخی از افرادی که به دیدن نمایشگاه های نقاشی مدرن می روند دست خالی از هر گونه برداشتی از نمایشگاه خارج می شوند و می گویند چیزی نفهمیدم . اما فهم شهودی ما هرگز درمانده نمی شود و به همین دلیل است که افراد نامبرده ممکن است بگویند چیزی نفهمیدم اما کارهای زیبایی بود یا اصلاً چرندیاتی بیش نبود و این نظر دوم حاصل از نوع تاثیر پذیری مخاطب از راه فهم شهودی است. حتی دیدن یک تابلوی نقاشی از یک منظره طبیعی که همه ی ما به راحتی می توانیم توسط فهم تجربی درک کنیم نیز می تواند ادراکات شهودی غیر مشترک و حتی متضاد را در ما ایجاد کند.
یک خبرنگار

یک خبرنگار

شاید بیشتر از آنکه نام مارک ناپفلر (Mark Knopfler) در ذهن دوستداران موسیقی باشد، نام گروه دایر استریتس (Dire Straits) شهره عام و خاص باشد. وی قبل از آنکه گروه دایر استریتس آغاز بکار کند مشغول فعالیت های خبرنگاری و تدریس بود.