پرتو: نمیگذارم شاگردانم به من وابسته باشند

خاطره پروانه در حال اجرا با افلیا پرتو
خاطره پروانه در حال اجرا با افلیا پرتو
با توجه به اینکه شما نخستین بانوی پیانیستی هستید که موسیقی ملی را با این ساز می نوازید، هدفتان از ترویج این شیوه در بین شاگردانتان که در کنار موسیقی کلاسیک (غربی) ایرانی هم بنوازند چیست؟ و به نظر شما این عامل چه قدر در شناخت موسیقی خودمان به نسل بعد تاثیر گذار است؟
من پرورش یافته مکتب استاد معروفی هستم که خودشان در آنزمان در رشته پیانو نوآوریهایی کرده اند بطوری که اگر سبکهای پیانو(ایرانی) را ببینید، سبک معروفی با محجوبی متفاوت است. من سعی میکنم هر آنچه که از استاد یاد گرفته ام و برنامه ای که در هنرستان برای من اجرا شده، همان را به شاگردانم منتقل کنم و به آنها هم گفته ام که شما موظفید، همین سبک را با شاگردانتان ادامه دهید و آنهایی که از کلاس من معلم شدند همین کار را کرده اند. نواختن موسیقی ایرانی یک شناخت است از این موسیقی روی پیانو که یک ساز غربی است که توان اجرای موسیقی ایرانی اش نیز خیلی کم است و من فکر میکنم به عنوان یک عامل فرهنگی شاگردان نیز باید یاد بگیرند.

در طی این سالها از بین شاگردانتان چند نفر توانستند که در این زمینه خوب بدرخشند؟
متاسفانه کلاسهای موسیقی خصوصی طوری است که همه در کنار کارهای دیگرشان آموزش میبینند که خیلی هم خوب هست اما همیشه ارجعیت با کار اولشان است. من تعداد زیادی شاگرد داشته ام که از ۱۲ سالگی به آموزش پرداخته اند و الان با گرفتن مدرک مهندسیشان وارد بازار کار شدند بالطبع این شاگرد، نمیتواند به عنوان یک نوازنده حرفه ای پیانو مطرح شود، چراکه شرکتش را اداره می کند و در کنارش هم پیانو میزند. بنابراین نمیتوانم روی کسی انگشت بگذارم، اما چند تا از شاگردانم از ایران به دانشگاه های موسیقی کشورهای دیگر معرفی شده اند و از آنجا نیز فارغ التحصیل. مثلا یکی از شاگردان دخترم در دبی کلاس موسیقی دارد و دو نفرشان نیز در کانادا مشغول هستند. کسانی هم که در ایران هستند همه دکتر و مهندس اند!

در حال حاضر مشکلی که با آن مواجه هستیم این است که عده ای برای آموزش پیانو می آیند اما به هر دلیل از ادامه راه صرف نظر میکنند، شما دلیل این امر را در چه میبینید؟
پیانو به دلیل کامل بودن نسبت به سازهای دیگر مشکل تر است و ساز مادر نام دارد. در ابتدا همه سازها خشک هستند و کسی که می خواهد آموزش ببیند باید تئوری و انگشت گذاری را بیاموزد که اینها خود خسته کننده است. من به همه میگویم که اگر یکسال اول طاقت آوردی و تحمل کردی، ماندنی هستی و اگر نه برای همیشه میروی!

من همیشه گفته ام که این ساز زدن ریاضت کشیدن است، مخصوصا” ابتدای راه، چراکه نه ملودی داری و نه چیز دیگری.

من شنیده بودم، بعضی جاها نوشته بودند کلاسهای تضمینی که در این کلاسها یکی از معلمین پیانو روی ساز علامت ضربدر زده بود و به شاگرد گفته بود از این علامت شروع میکنی! یعنی بچه نمی دانست که این مکان چه هست!

یعنی به صورت چشمی و گوشی آموزش میدهند؟
بله، چشمی و گوشی بدون محتوا! ممکن است کسی از گوش قوی برخوردار باشد و بتواند بدون معلم قطعه ای را هم روی ساز پیدا کند اما بعد چه؟ من به شخصه به شاگردانم سواد موسیقی را آموزش میدهم و به آنها میگویم که نباید به من وابسته باشید و باید به خود تکیه کنید؛ چون وقتی سواد کامل را در این زمینه داشته باشید دیگر وجود من الزامی نیست.

یعنی منظور شما این است که استاد تاثیر مستقیم روی ماندگاری شاگرد دارد؟
بله مسلما”، من ۶ ماه که از ساز زدن شاگردانم گذشت و در حدی که اطلاعات موسیقی و اطلاعات عمومی آنها در این زمینه جلو رفت، یک قطعه کوچک به او میدهم که بتواند بزند و او را امیدوار کند، اما نه با فشار و علامت گذاشتن و چشم و گوش!

به عنوان سئوال آخر، چه راهکاری را برای جلوگیری از یک چنین کلاسهای موسیقی تضمینی پیشنهاد میکنید؟
یک طرف قضیه این کلاسها هستند و یک طرف کسانی هستند که خودشان و بچه هایشان را میبرند که باید این آگاهی را داشته باشند و تحقیق و تفحص بکنند که موسیقی چیزی نیست که تضمینی باشد و هر چیزی راه و روش خود را دارد و نباید به اینها میدان داد، چون تا وقتی آنها را تقویت کنیم پا برجا می مانند. بنابراین هر کسی که میخواهد به کلاس موسیقی رود باید از چند نفر، خبره در این کار، تحقیق کند که روش درست ساز زدن در هر رشته ای به چه صورت است بعد با آگاهی کامل وارد کلاسی شود که در این صورت راه خود را پیدا میکنند.

20 دیدگاه

  • saeed1922
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۵ در ۱۰:۰۰ ق.ظ

    جالب بود. لطفا تعداد مصاحبه هایتان را بیشتر کنید!

  • زهرا
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۵ در ۱۰:۴۶ ق.ظ

    ملطالب خوب وباارزشی بودبه اطلاعات عمومی من اضافه شد.متشکرم.

  • زیگزاگ
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۵ در ۴:۵۶ ب.ظ

    یک هنرمند درجه یک ما که می فرمایند:”کسانی هم که در ایران هستند همه دکتر و مهندس اند! ” ،
    من متوجه موضوع نمیشم، این چه معنی دارد؟
    مگه هرکی خواستیم بگیم موفقه باید بگیم اینه!
    به نظر شما دوستان همین نیست که باعث شده از بین هزاران فارغ التحصیل استعدادهای درخشان جای رشته های ادبیات و هنر خالی باشه؟
    این نیست که زیر ساختهای اجراییمون این شده که هست؟
    وهزاران” این نیست که … “دیگر!
    میشه اون منبعی رو به من بدید که با توجه به اون به ایشون گفتید:”نخستین بانوی پیانیستی هستید که موسیقی ملی را با این ساز می نوازید” ؟
    ایام به کام.

  • مهیار
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۵ در ۷:۱۵ ب.ظ

    دکتر در رشته های زیادی داریم، از جمله موسیقی هر دکتری که لزوما پزشک نیست ! اگر شما کس دیگری را میشناسید که قبل از خانم پرتو نوازنده حرفه ای پیانو ایرانی بوده و کنسرت میداده یا با ارکستری میزده بفرامیید.

  • مطلبی
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۵ در ۹:۵۷ ب.ظ

    خانم پرتو فرمودند:”پیانو به دلیل کامل بودن نسبت به سازهای دیگر مشکل تر است”، چه دلیلی برای این گفته وجود دارد؟ همین گفته که: ” از این موسیقی( ایرانی) روی پیانو که یک ساز غربی است که توان اجرای موسیقی ایرانی اش نیز خیلی کم است” بهترین مثال نقض این گفته است زیرا یک ساز کامل از عهده اجرای موسیقی ملل مختلف بخوبی بر میاید مثل ویولن که توانایی در اجرای موسیقی ۵ قاره را دارد.و اصولا کامل بودن یعنی چه؟و چه تعریفی برای آن وجود دارد؟ آیا وجود ویبراسیون،وجود گلیساندو، توانایی در کشش صوت بشکل ممتد وطولانی و اجرای دوبل فلاژوله هاو توانایی اجرای نتهایی مثل می دیز، لادیز و… که در سازهای زهی وجود دارد و در بیانو وجود ندارد ناقض کامل بودن بیانو نیست؟ آیا اینکه تنها با یک ساز آکورد چند نتی را بتوان خوب اجرا کرد، دلیل کامل بودن ساز است؟ ثانیا، به فرض کامل بودن پیانو؟؟!!! دلیل مشکل بودن آن نیست، زیرا این مسئله به بسیاری از عوامل دیگر وابسته است، مثلا ابعاد ساز (مثلا ابعاد بزرگ کنترباس) عدم وجود برده بندی، تکنیکهای زیاد و مختلف نظیر آنچه در بالا گفته شدو… می تواند معیارهاای بر مشکل بودن ساز شناخته شود و اگر به استناد گفته خانم پرتو باشیم سازی چون ارگ لوله ای که بسیار از بیانو کاملتر است باید از بیانو مشکلتر باشد!! به هر حال این گفته خانم برتو دلیل علمی ندارد. خانم پرتو فرمودند:”من به همه میگویم که اگر یکسال اول طاقت آوردی و تحمل کردی، ماندنی هستی و اگر نه برای همیشه میروی!”این هم باز از آن دسته حرفهای بی منطق و غیر آکادمیک است!آیا همه افرادی که بیانو تعلیم می بینند دارای یک سطح استعداد و همینطور طاقت هستند که همه با سبری شدن یک دوره زمانی یک ساله تکلیفشان با موسیقی مشخص شود؟ خانم برتو: “من تعداد زیادی شاگرد داشته ام که از ۱۲ سالگی به آموزش پرداخته اند و الان با گرفتن مدرک مهندسیشان وارد بازار کار شدند بالطبع این شاگرد، نمیتواند به عنوان یک نوازنده حرفه ای پیانو مطرح شود” این گفته هم جای بحث دارد و مثال نقض! آقای دکتر سیمون آیوازیان با درجه دکتری معماری از نوازندگان حرفه ای گیتار هستند و مثال نقضی بر این گفته. خانم برتو:”من سعی میکنم هر آنچه که از استاد یاد گرفته ام و برنامه ای که در هنرستان برای من اجرا شده، همان را به شاگردانم منتقل کنم و به آنها هم گفته ام که شما –موظفید– همین سبک را با شاگردانتان ادامه دهید” این که خانم برتو از استادان خود قدردانی کرده و هر آنچه را آموخته به شاگردانش بی کم وکاست آموزش می دهد جای قدردانی دارد اما اینکه هنرجویانش بی کم وکاست “موظف” به تدریس همان موارد باشند جای تعجب بسیار دارد چرا که راه را برای نوآوری در تدریس بر هنرجویانش بسته و باعث تک بعدی شدن و عدم استقلال آنها در امر تدریس می گردد. باتشکر.

  • zigzag
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۵ در ۹:۲۶ ق.ظ

    قصد من از بیان این مطالب دشمنی که نبوده!
    می خوام بگم باید احساس مسئولیت نسبت به صحبتامون داشته باشیم،
    مهیار خانم اگه من یا شما چیزی رو نمیدونیم نباید بگیم نیست!یکی از مثالهای نقض این حرف مگه مادر استاد بنان نبوده!
    بقیش رو بهتره شما تحقیق بفرماین.

  • Sabz
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۵ در ۵:۰۵ ب.ظ

    با نظرانتان تا حد زیادی موافقم به جز بحث نوازنده حرفه ایی بودن همراه با تحصیل سایر علوم که به نظر بنده غیر ممکن است به جز مواردی نادر که باز این موارد در ایران نیز نادرتر می شوند.

  • Sabz
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۵ در ۵:۰۷ ب.ظ

    و دیگر اینکه به گمان من منظور این خانم از کامل بودن پیانو مادر بودن و فاندامنتال بودن آن است که این قضیه مشخصا شامل پدیده کماکان مونوفون پیانوی ایرانی ؟؟؟ نمی شود.

  • مهیار
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۵ در ۷:۲۳ ب.ظ

    مادر استاد بنان پیانیست حرفه ای نبودند. پیانیست حرفه ای کسی است که حرفه اش پیانو زدن هست و کنسرت و یا تدریس میکند. ضمنا شما هم وقتی نمیدونید نباید بگید هست!

  • ناشناس
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۵ در ۱۱:۱۸ ب.ظ

    ba “matlabi” movafegham

  • ارسال شده در خرداد ۷, ۱۳۸۵ در ۱۱:۲۸ ق.ظ

    بانو فخری ملک پورکه تنها شاگردرسمی استادمرتضی محجوبی هستند نیزاز نوازندگان متقدم این ساز به شمار می ایند.ازایشان قبلا” کاست”تنهارفتی”توسط موسسه ی نوای همایون منتشر شده است.

  • اميرحسين
    ارسال شده در مرداد ۱۰, ۱۳۸۵ در ۵:۰۱ ق.ظ

    زیگزاگ عزیز به گمانم سوءتفاهم شده چون استاد پرتو القاب دکتر و مهندس را بعنوان مشخصه افراد موفق بکار نبردند به هر حال موفقیت امری نسبی است وقطعآ در دکتر و مهندس بودن و تحصیلات آکادمیک خلاصه نمی شود

    فرید جان اثر دیگری از استاد ملک پور با عنوان “آوای لاله ها” نیز وجود دارد.

    Sabzعزیز از زمان زنده یاد استاد معروفی مشکل مونو فونی (البته من آنرابه شکل مشکل نمی بینم هر چیز بجای خویش نیکوست)تا حدود بسیار زیادی با استفاده آکمپیمانهای متنوع توسط ایشان حل شده است .
    اما در بخش آواز ها تصور میکنم بهتر باشد از آکمپیمان ها با وسواس بیشتری وبیشتر برای رنگ آمیزی استفاده کردوبیشتر از شیوه همصدایی دودست که فر مودید استفاده کرد تا اصل قضیه که جملات ردیف(یا مقام یا بداهه نوازی)است در حاشیه قرار نگیرد(روش استاذ معروفی نمونه بارز این تعادل واستفاده بجاست)

  • amin
    ارسال شده در مرداد ۱۵, ۱۳۸۵ در ۱۲:۴۸ ب.ظ

    matlabi Aziz harf shoma ye mrghdari moshkel dare sazi mesle volon ke migi mitoone moosighi 5 ghare ro ejra kone Bve nazar to 5 ghare faghat hodood 3 octav vosat seda daran???

  • رضا
    ارسال شده در مرداد ۱۶, ۱۳۸۵ در ۲:۳۱ ب.ظ

    شاید ویولن شما ۳ اکتاویه یا شاید هم سواد شما در ویولن به ۳ اکتاو ختم میشه، به هر حال موفق باشی امین جان

  • sadaf
    ارسال شده در مرداد ۲۳, ۱۳۸۵ در ۷:۵۵ ب.ظ

    salam, chetrori mishe tu kelasaye pianoye khanume parto sherkat kard?

  • ارسال شده در بهمن ۲۳, ۱۳۸۵ در ۸:۱۲ ب.ظ

    یاهو

    اینجانب در مورد دونادون چیزهایی می خواستم بدانم خواهشمندم مرا یاری کنید
    واگر امکان دارد ایمیل خانم پرتو را برایم بفرستید

    با سپاس

    هو اول وآخر یار

  • جمال آل احمد
    ارسال شده در مهر ۷, ۱۳۸۶ در ۱۰:۲۵ ق.ظ

    با سلام
    اگر امکان دارد ایمیل خانم پرتو یا استادی دیگر را به من اطلاع دهید
    با تشکر .

  • نونا
    ارسال شده در اردیبهشت ۷, ۱۳۸۷ در ۱:۲۶ ب.ظ

    با سلام
    اگر امکان دارد ایمیل خانم پرتو را برای من ارسال کنید . من قبلاً پیانو تمرین می کردم ولی متاسفانه به دلایلی ادامه ندادم، اگر امکان دارد ایمیل خانم پرتو با استاد دیگری که پیانوی ایرانی تمرین می دهند به من معرفی کنید .
    با تشکر .

  • مانی
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۱, ۱۳۸۷ در ۹:۵۸ ب.ظ

    من خیلی خوشحال میشم که با علاقمندان به پیانوی ایرانی بیشتر آشنا بشم. نمونه کار خودم هم اینجاست:http://dena.sharif.ir/~mani/piano.html

  • agahi24@yahoo.com
    ارسال شده در بهمن ۷, ۱۳۹۱ در ۹:۰۷ ق.ظ

    اگر امکان دارد ایمیل یا شماره تلفن کلاس پیانو خانم افلیا پرتو را برای من ایمیل کنید برای دخترم که در حدود ۳ سال است که ساز میزند می خواهم

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

فراخوان چهارمین جشنواره و جایزه«نوای خرّم» منتشر شد

با اعلام شرایط ثبت نام شرکت کنندگان فراخوان چهارمین جشنواره و جایزه«نوای خرّم» منتشر شد دبیرخانه چهارمین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرّم) فراخوان نحوه حضور هنرمندان و گروه های متقاضی شرکت در این رویداد موسیقایی را منتشر کرد. به گزارش امور رسانه ای چهارمین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرّم)، دبیرخانه چهارمین…
ادامهٔ مطلب »

«نیاز به کمالگرایی داریم» (VII)

تقریبا همیشه! ولی متخصص ها هم سطح بندی دارند، اینطور نیست که کسی که متخصص شد در تمام زمینه ها سرآمد باشد، غیر از این مورد، در عرصه هنر ممکن است یک هنرمند خلاق بعد از مدتی افت کند، نمونه هایش را در موسیقی ایرانی زیاد دیده اید. پس نمی توانیم بگوییم متخصصان همیشه در کمال هستند، هر چند کمتر از غیر متخصصی اثر قابل توجهی می بینیم یا می شنویم.

از روزهای گذشته…

حضور بانوان در جامعه ی موسیقی ایران (III)

حضور بانوان در جامعه ی موسیقی ایران (III)

ارکستر بزرگ رادیو تلویزیون ملی ایران که توسط رهبران مختلفی از جمله فریدون ناصری، مرتضی حنانه و در آخر فرهاد فخرالدینی در سازمان صدا و سیمای آن زمان مشغول به فعالیت بود، حضور تقریبی ۴% از بانوان نوازنده را در دوره ی فعالیتش از سال ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۸ (که رهبری آن به محمد شمس رسید) ثبت می کند.
موسیقی ایرانی و واکنش غیرایرانیان در گفتگو با ایمان وزیری

موسیقی ایرانی و واکنش غیرایرانیان در گفتگو با ایمان وزیری

ایمان وزیری (تکنواز تار و آهنگساز)‌ به تازگی همراه با فرزانه ابراهیمی (آواز) در موزه تروپن در آمستردام کنسرتی داشت. به همین بهانه، در زمینه‌های گوناگون با او گفتگویی خودمانی کردیم:
صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (I)

صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (I)

در تاریخ افرادی هستند که با کارشان، با بودنشان، با تاثیری که بر وقایع زمانه می‌گذارند جریان یک‌سویه و یک‌پارچه‌ی زمان را به قبل و بعد از خودشان تقسیم می‌کنند. بی‌شک وقتی در سال ۱۲۸۱ ابوالحسن نامی در خانواده‌ی فرهیخته‌ی کمال‌السلطنه متولد شد یکی از همین شخصیت‌ها پا به عرصه‌ی وجود گذاشته بود. هنگامی که هم او، در واپسین روز پاییز ۱۳۳۶ به تاریکی طولانی‌ترین شب آن سال پیوست دیرگاهی بود که می‌شد بخش‌هایی از تاریخ موسیقی معاصر را از جنبه‌های متعدد به قبل و بعد از او بخش کرد.
رمضان: شیوه آهنگسازی آهنگسازان ایرانی گوناگون است

رمضان: شیوه آهنگسازی آهنگسازان ایرانی گوناگون است

کمپانی تولید این آثار فرانسوی بود و خیلی استقبال کرد از این پروژه و من قراردادی را با ایشان امضاء کردم که در قالب چهار CD است که منتخبی از قطعات آهنگسازان ایران است از ابتدای قرن تا به امروز و مسئولیت پخش این ضبط را لیبل هارمونیا موندی دارد که خیلی شناخته شده است در دنیا و به هر حال خیلی موقعیت خوبی است که این رپرتوار به دنیای موسیقی دنیا معرفی بشود.
حنانه از زبان ملاح (I)

حنانه از زبان ملاح (I)

مطلبی که در پیش رو دارید، نوشته ای است از مرحوم حسینعلی ملاح، پژوهشگر و نوازنده که به مناسبت درگذشت مرتضی حنانه، آهنگساز، رهبر ارکستر و نوازنده در مجله آینده نوشته شده است. شایان ذکر است، ملاح پس از گذشت سه سال از درگذشت حنانه، بدرود حیات گفت.
روش سوزوکی (قسمت سی هفتم)

روش سوزوکی (قسمت سی هفتم)

طبق معمول درهای کارخانه ویولون سازی ساعت هفت صبح باز می شد، اما از نظر کارکنان توقعی نبود که پدر من و ما بچه‌ها که به مدیریت کارخانه تعلق داشتیم زودتر از ۹ صبح در آنجا دیده بشویم. از همان روز اول کار با خودم فکر کردم که در حقیقت من هم مانند بقیه یکی از کارکنان این کارگاه هستم؛ چرا باید برتری طلبی رئیس مآبانه داشته باشم؟ از نگاه انسانی به نظرم غیرعادلانه بود که اگر دیگران ساعت هفت صبح شروع به کار می‌کنند و من دو ساعت بعد از آن ساعت شروع به کار ‌کنم و تصمیم بر این کار گرفتم. گمان می‌کنم این دید و برخورد را هم از تولستوی آموخته بودم!
عصیان ِ کلیدر (I)

عصیان ِ کلیدر (I)

با گذشت دو هفته از برگزاری کنسرت ارکستر زهی کیف در تهران به رهبری ولادمیر سیرنکو، هنوز بازار نقد این کنسرت داغ است و در سایت هر خبرگزاری، چند تیتر مربوط به این کنسرت وجود دارد. عطا نویدی، از همکاران سایت “گفتگوی هارمونیک” که در این کنسرت حضور داشته، در این مطلب سعی داشته، غیر از جمع آوری گفته های مختلف در خبر گزاری ها با موسیقیدانان دیگری هم به تبادل نظر بپردازد که بخش اول این مطلب شش قسمتی را میخوانید:
نقدی بر اختتامیه بیستمین جشنواره موسیقی فجر (II)

نقدی بر اختتامیه بیستمین جشنواره موسیقی فجر (II)

گروه موسیقی آذربایجان با ارکستر ترکیبی از سازهای آذربایجان و سازهای کلاسیک به اجرای برنامه پرداخت، در این برنامه قطعه ای که در گذشته با تار رامیز قلی اف شنیده بودیم، به شکلی ضعیف اجرا شد و کلا” صدای ارکستر نه بالانس مناسب داشت، نه کوک دقیق (البته رطوبت هوا هم در تغییر کوک بی تاثیر نبود) در قسمت دیگر از این برنامه ارکستر به اجرای قطعه ای با سولوی نقاره وحید اسدالهی پرداخت.
نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (IV)

نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (IV)

استناد داریوش طلایی در مورد اهمیت ویژه فاصله چهارم به ساختمان و کوک ساز های تار و عود است که سیم هایشان با فاصله چهارم کوک می شوند:
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (II)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (II)

پدر و مادر الگار، خانه ی زمان تولد وی را که “فیرس” (The Firs) نامیده می شد، اجاره کرده بودند. پدر الگار که ویلیام نام داشت، تجارتی به سامان و تثبیت شده در زمینه ی موسیقی داشت. از این رو تنها می توانست آخر هفته ها را همراه الگار در کلبه ی کوچکشان بگذراند. به نظر می رسد که زندگی در آن کلبه و در شهر برادهیت، انتخاب مادر الگار بوده است که با ذوق و قریحه ی هنری ای که در نهاد خود داشته است، می خواسته که فرزندانش در محیطی طبیعی و در شرایط روستا به زندگی خود ادامه دهند.