پرتو: نمیگذارم شاگردانم به من وابسته باشند

خاطره پروانه در حال اجرا با افلیا پرتو
خاطره پروانه در حال اجرا با افلیا پرتو
با توجه به اینکه شما نخستین بانوی پیانیستی هستید که موسیقی ملی را با این ساز می نوازید، هدفتان از ترویج این شیوه در بین شاگردانتان که در کنار موسیقی کلاسیک (غربی) ایرانی هم بنوازند چیست؟ و به نظر شما این عامل چه قدر در شناخت موسیقی خودمان به نسل بعد تاثیر گذار است؟
من پرورش یافته مکتب استاد معروفی هستم که خودشان در آنزمان در رشته پیانو نوآوریهایی کرده اند بطوری که اگر سبکهای پیانو(ایرانی) را ببینید، سبک معروفی با محجوبی متفاوت است. من سعی میکنم هر آنچه که از استاد یاد گرفته ام و برنامه ای که در هنرستان برای من اجرا شده، همان را به شاگردانم منتقل کنم و به آنها هم گفته ام که شما موظفید، همین سبک را با شاگردانتان ادامه دهید و آنهایی که از کلاس من معلم شدند همین کار را کرده اند. نواختن موسیقی ایرانی یک شناخت است از این موسیقی روی پیانو که یک ساز غربی است که توان اجرای موسیقی ایرانی اش نیز خیلی کم است و من فکر میکنم به عنوان یک عامل فرهنگی شاگردان نیز باید یاد بگیرند.

در طی این سالها از بین شاگردانتان چند نفر توانستند که در این زمینه خوب بدرخشند؟
متاسفانه کلاسهای موسیقی خصوصی طوری است که همه در کنار کارهای دیگرشان آموزش میبینند که خیلی هم خوب هست اما همیشه ارجعیت با کار اولشان است. من تعداد زیادی شاگرد داشته ام که از ۱۲ سالگی به آموزش پرداخته اند و الان با گرفتن مدرک مهندسیشان وارد بازار کار شدند بالطبع این شاگرد، نمیتواند به عنوان یک نوازنده حرفه ای پیانو مطرح شود، چراکه شرکتش را اداره می کند و در کنارش هم پیانو میزند. بنابراین نمیتوانم روی کسی انگشت بگذارم، اما چند تا از شاگردانم از ایران به دانشگاه های موسیقی کشورهای دیگر معرفی شده اند و از آنجا نیز فارغ التحصیل. مثلا یکی از شاگردان دخترم در دبی کلاس موسیقی دارد و دو نفرشان نیز در کانادا مشغول هستند. کسانی هم که در ایران هستند همه دکتر و مهندس اند!

در حال حاضر مشکلی که با آن مواجه هستیم این است که عده ای برای آموزش پیانو می آیند اما به هر دلیل از ادامه راه صرف نظر میکنند، شما دلیل این امر را در چه میبینید؟
پیانو به دلیل کامل بودن نسبت به سازهای دیگر مشکل تر است و ساز مادر نام دارد. در ابتدا همه سازها خشک هستند و کسی که می خواهد آموزش ببیند باید تئوری و انگشت گذاری را بیاموزد که اینها خود خسته کننده است. من به همه میگویم که اگر یکسال اول طاقت آوردی و تحمل کردی، ماندنی هستی و اگر نه برای همیشه میروی!

من همیشه گفته ام که این ساز زدن ریاضت کشیدن است، مخصوصا” ابتدای راه، چراکه نه ملودی داری و نه چیز دیگری.

من شنیده بودم، بعضی جاها نوشته بودند کلاسهای تضمینی که در این کلاسها یکی از معلمین پیانو روی ساز علامت ضربدر زده بود و به شاگرد گفته بود از این علامت شروع میکنی! یعنی بچه نمی دانست که این مکان چه هست!

یعنی به صورت چشمی و گوشی آموزش میدهند؟
بله، چشمی و گوشی بدون محتوا! ممکن است کسی از گوش قوی برخوردار باشد و بتواند بدون معلم قطعه ای را هم روی ساز پیدا کند اما بعد چه؟ من به شخصه به شاگردانم سواد موسیقی را آموزش میدهم و به آنها میگویم که نباید به من وابسته باشید و باید به خود تکیه کنید؛ چون وقتی سواد کامل را در این زمینه داشته باشید دیگر وجود من الزامی نیست.

یعنی منظور شما این است که استاد تاثیر مستقیم روی ماندگاری شاگرد دارد؟
بله مسلما”، من ۶ ماه که از ساز زدن شاگردانم گذشت و در حدی که اطلاعات موسیقی و اطلاعات عمومی آنها در این زمینه جلو رفت، یک قطعه کوچک به او میدهم که بتواند بزند و او را امیدوار کند، اما نه با فشار و علامت گذاشتن و چشم و گوش!

به عنوان سئوال آخر، چه راهکاری را برای جلوگیری از یک چنین کلاسهای موسیقی تضمینی پیشنهاد میکنید؟
یک طرف قضیه این کلاسها هستند و یک طرف کسانی هستند که خودشان و بچه هایشان را میبرند که باید این آگاهی را داشته باشند و تحقیق و تفحص بکنند که موسیقی چیزی نیست که تضمینی باشد و هر چیزی راه و روش خود را دارد و نباید به اینها میدان داد، چون تا وقتی آنها را تقویت کنیم پا برجا می مانند. بنابراین هر کسی که میخواهد به کلاس موسیقی رود باید از چند نفر، خبره در این کار، تحقیق کند که روش درست ساز زدن در هر رشته ای به چه صورت است بعد با آگاهی کامل وارد کلاسی شود که در این صورت راه خود را پیدا میکنند.

20 دیدگاه

  • saeed1922
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۵ در ۱۰:۰۰ ق.ظ

    جالب بود. لطفا تعداد مصاحبه هایتان را بیشتر کنید!

  • زهرا
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۵ در ۱۰:۴۶ ق.ظ

    ملطالب خوب وباارزشی بودبه اطلاعات عمومی من اضافه شد.متشکرم.

  • زیگزاگ
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۵ در ۴:۵۶ ب.ظ

    یک هنرمند درجه یک ما که می فرمایند:”کسانی هم که در ایران هستند همه دکتر و مهندس اند! ” ،
    من متوجه موضوع نمیشم، این چه معنی دارد؟
    مگه هرکی خواستیم بگیم موفقه باید بگیم اینه!
    به نظر شما دوستان همین نیست که باعث شده از بین هزاران فارغ التحصیل استعدادهای درخشان جای رشته های ادبیات و هنر خالی باشه؟
    این نیست که زیر ساختهای اجراییمون این شده که هست؟
    وهزاران” این نیست که … “دیگر!
    میشه اون منبعی رو به من بدید که با توجه به اون به ایشون گفتید:”نخستین بانوی پیانیستی هستید که موسیقی ملی را با این ساز می نوازید” ؟
    ایام به کام.

  • مهیار
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۵ در ۷:۱۵ ب.ظ

    دکتر در رشته های زیادی داریم، از جمله موسیقی هر دکتری که لزوما پزشک نیست ! اگر شما کس دیگری را میشناسید که قبل از خانم پرتو نوازنده حرفه ای پیانو ایرانی بوده و کنسرت میداده یا با ارکستری میزده بفرامیید.

  • مطلبی
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۵ در ۹:۵۷ ب.ظ

    خانم پرتو فرمودند:”پیانو به دلیل کامل بودن نسبت به سازهای دیگر مشکل تر است”، چه دلیلی برای این گفته وجود دارد؟ همین گفته که: ” از این موسیقی( ایرانی) روی پیانو که یک ساز غربی است که توان اجرای موسیقی ایرانی اش نیز خیلی کم است” بهترین مثال نقض این گفته است زیرا یک ساز کامل از عهده اجرای موسیقی ملل مختلف بخوبی بر میاید مثل ویولن که توانایی در اجرای موسیقی ۵ قاره را دارد.و اصولا کامل بودن یعنی چه؟و چه تعریفی برای آن وجود دارد؟ آیا وجود ویبراسیون،وجود گلیساندو، توانایی در کشش صوت بشکل ممتد وطولانی و اجرای دوبل فلاژوله هاو توانایی اجرای نتهایی مثل می دیز، لادیز و… که در سازهای زهی وجود دارد و در بیانو وجود ندارد ناقض کامل بودن بیانو نیست؟ آیا اینکه تنها با یک ساز آکورد چند نتی را بتوان خوب اجرا کرد، دلیل کامل بودن ساز است؟ ثانیا، به فرض کامل بودن پیانو؟؟!!! دلیل مشکل بودن آن نیست، زیرا این مسئله به بسیاری از عوامل دیگر وابسته است، مثلا ابعاد ساز (مثلا ابعاد بزرگ کنترباس) عدم وجود برده بندی، تکنیکهای زیاد و مختلف نظیر آنچه در بالا گفته شدو… می تواند معیارهاای بر مشکل بودن ساز شناخته شود و اگر به استناد گفته خانم پرتو باشیم سازی چون ارگ لوله ای که بسیار از بیانو کاملتر است باید از بیانو مشکلتر باشد!! به هر حال این گفته خانم برتو دلیل علمی ندارد. خانم پرتو فرمودند:”من به همه میگویم که اگر یکسال اول طاقت آوردی و تحمل کردی، ماندنی هستی و اگر نه برای همیشه میروی!”این هم باز از آن دسته حرفهای بی منطق و غیر آکادمیک است!آیا همه افرادی که بیانو تعلیم می بینند دارای یک سطح استعداد و همینطور طاقت هستند که همه با سبری شدن یک دوره زمانی یک ساله تکلیفشان با موسیقی مشخص شود؟ خانم برتو: “من تعداد زیادی شاگرد داشته ام که از ۱۲ سالگی به آموزش پرداخته اند و الان با گرفتن مدرک مهندسیشان وارد بازار کار شدند بالطبع این شاگرد، نمیتواند به عنوان یک نوازنده حرفه ای پیانو مطرح شود” این گفته هم جای بحث دارد و مثال نقض! آقای دکتر سیمون آیوازیان با درجه دکتری معماری از نوازندگان حرفه ای گیتار هستند و مثال نقضی بر این گفته. خانم برتو:”من سعی میکنم هر آنچه که از استاد یاد گرفته ام و برنامه ای که در هنرستان برای من اجرا شده، همان را به شاگردانم منتقل کنم و به آنها هم گفته ام که شما –موظفید– همین سبک را با شاگردانتان ادامه دهید” این که خانم برتو از استادان خود قدردانی کرده و هر آنچه را آموخته به شاگردانش بی کم وکاست آموزش می دهد جای قدردانی دارد اما اینکه هنرجویانش بی کم وکاست “موظف” به تدریس همان موارد باشند جای تعجب بسیار دارد چرا که راه را برای نوآوری در تدریس بر هنرجویانش بسته و باعث تک بعدی شدن و عدم استقلال آنها در امر تدریس می گردد. باتشکر.

  • zigzag
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۵ در ۹:۲۶ ق.ظ

    قصد من از بیان این مطالب دشمنی که نبوده!
    می خوام بگم باید احساس مسئولیت نسبت به صحبتامون داشته باشیم،
    مهیار خانم اگه من یا شما چیزی رو نمیدونیم نباید بگیم نیست!یکی از مثالهای نقض این حرف مگه مادر استاد بنان نبوده!
    بقیش رو بهتره شما تحقیق بفرماین.

  • Sabz
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۵ در ۵:۰۵ ب.ظ

    با نظرانتان تا حد زیادی موافقم به جز بحث نوازنده حرفه ایی بودن همراه با تحصیل سایر علوم که به نظر بنده غیر ممکن است به جز مواردی نادر که باز این موارد در ایران نیز نادرتر می شوند.

  • Sabz
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۵ در ۵:۰۷ ب.ظ

    و دیگر اینکه به گمان من منظور این خانم از کامل بودن پیانو مادر بودن و فاندامنتال بودن آن است که این قضیه مشخصا شامل پدیده کماکان مونوفون پیانوی ایرانی ؟؟؟ نمی شود.

  • مهیار
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۵ در ۷:۲۳ ب.ظ

    مادر استاد بنان پیانیست حرفه ای نبودند. پیانیست حرفه ای کسی است که حرفه اش پیانو زدن هست و کنسرت و یا تدریس میکند. ضمنا شما هم وقتی نمیدونید نباید بگید هست!

  • ناشناس
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۵ در ۱۱:۱۸ ب.ظ

    ba “matlabi” movafegham

  • ارسال شده در خرداد ۷, ۱۳۸۵ در ۱۱:۲۸ ق.ظ

    بانو فخری ملک پورکه تنها شاگردرسمی استادمرتضی محجوبی هستند نیزاز نوازندگان متقدم این ساز به شمار می ایند.ازایشان قبلا” کاست”تنهارفتی”توسط موسسه ی نوای همایون منتشر شده است.

  • اميرحسين
    ارسال شده در مرداد ۱۰, ۱۳۸۵ در ۵:۰۱ ق.ظ

    زیگزاگ عزیز به گمانم سوءتفاهم شده چون استاد پرتو القاب دکتر و مهندس را بعنوان مشخصه افراد موفق بکار نبردند به هر حال موفقیت امری نسبی است وقطعآ در دکتر و مهندس بودن و تحصیلات آکادمیک خلاصه نمی شود

    فرید جان اثر دیگری از استاد ملک پور با عنوان “آوای لاله ها” نیز وجود دارد.

    Sabzعزیز از زمان زنده یاد استاد معروفی مشکل مونو فونی (البته من آنرابه شکل مشکل نمی بینم هر چیز بجای خویش نیکوست)تا حدود بسیار زیادی با استفاده آکمپیمانهای متنوع توسط ایشان حل شده است .
    اما در بخش آواز ها تصور میکنم بهتر باشد از آکمپیمان ها با وسواس بیشتری وبیشتر برای رنگ آمیزی استفاده کردوبیشتر از شیوه همصدایی دودست که فر مودید استفاده کرد تا اصل قضیه که جملات ردیف(یا مقام یا بداهه نوازی)است در حاشیه قرار نگیرد(روش استاذ معروفی نمونه بارز این تعادل واستفاده بجاست)

  • amin
    ارسال شده در مرداد ۱۵, ۱۳۸۵ در ۱۲:۴۸ ب.ظ

    matlabi Aziz harf shoma ye mrghdari moshkel dare sazi mesle volon ke migi mitoone moosighi 5 ghare ro ejra kone Bve nazar to 5 ghare faghat hodood 3 octav vosat seda daran???

  • رضا
    ارسال شده در مرداد ۱۶, ۱۳۸۵ در ۲:۳۱ ب.ظ

    شاید ویولن شما ۳ اکتاویه یا شاید هم سواد شما در ویولن به ۳ اکتاو ختم میشه، به هر حال موفق باشی امین جان

  • sadaf
    ارسال شده در مرداد ۲۳, ۱۳۸۵ در ۷:۵۵ ب.ظ

    salam, chetrori mishe tu kelasaye pianoye khanume parto sherkat kard?

  • ارسال شده در بهمن ۲۳, ۱۳۸۵ در ۸:۱۲ ب.ظ

    یاهو

    اینجانب در مورد دونادون چیزهایی می خواستم بدانم خواهشمندم مرا یاری کنید
    واگر امکان دارد ایمیل خانم پرتو را برایم بفرستید

    با سپاس

    هو اول وآخر یار

  • جمال آل احمد
    ارسال شده در مهر ۷, ۱۳۸۶ در ۱۰:۲۵ ق.ظ

    با سلام
    اگر امکان دارد ایمیل خانم پرتو یا استادی دیگر را به من اطلاع دهید
    با تشکر .

  • نونا
    ارسال شده در اردیبهشت ۷, ۱۳۸۷ در ۱:۲۶ ب.ظ

    با سلام
    اگر امکان دارد ایمیل خانم پرتو را برای من ارسال کنید . من قبلاً پیانو تمرین می کردم ولی متاسفانه به دلایلی ادامه ندادم، اگر امکان دارد ایمیل خانم پرتو با استاد دیگری که پیانوی ایرانی تمرین می دهند به من معرفی کنید .
    با تشکر .

  • مانی
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۱, ۱۳۸۷ در ۹:۵۸ ب.ظ

    من خیلی خوشحال میشم که با علاقمندان به پیانوی ایرانی بیشتر آشنا بشم. نمونه کار خودم هم اینجاست:http://dena.sharif.ir/~mani/piano.html

  • agahi24@yahoo.com
    ارسال شده در بهمن ۷, ۱۳۹۱ در ۹:۰۷ ق.ظ

    اگر امکان دارد ایمیل یا شماره تلفن کلاس پیانو خانم افلیا پرتو را برای من ایمیل کنید برای دخترم که در حدود ۳ سال است که ساز میزند می خواهم

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آثار مرتضی حنانه به نفع زلزله زدگان کرمانشاه عرضه می شود

برای اولین بار فروشِ پارتیتورهایی از آثار آهنگساز بزرگ و صاحب سبکِ ایرانی استاد زنده یاد مرتضی حنانه به نفع زلزله زدگان غرب کشور عرضه می شود. امیرآهنگ آخرین شاگرد مرتضی حنانه اعلام کرد: به زودی ده پارتیتور از آثار استاد مرتضی حنانه توسط من و نظارت امیرعلی حنانه در اختیار علاقمندان آثار این آهنگساز برجسته و صاحب سبک قرار می گیرد.

شهرام ناظری و کامکارها پیشگام کمک به زلزله زدگان شدند

شهرام ناظری و گروه موسیقی کامکارها کنسرت خیریه بزرگی را در تالار وزارت کشور برگزار می کنند که تمامی عواید آن به زلزله زدگان کرمانشاه* اختصاص پیدا می کند. شهرام ناظری، خواننده موسیقی مقامی و دستگاهی ایران، ضمن ابراز همدردی با هموطنان و همزبانان کردش، درباره برگزاری این کنسرت خیریه گفت: درست است که ما نمی توانیم همه مشکلات را حل کنیم اما بخشی از آنها را قطعا می‌توانیم. امیدوارم که مسئولین و هنرمندان در این زمینه بیاندیشند و راهکارهای خوبی برای آن پیدا کنند. من شخصا بسیار علاقمندم که در این زمینه با مردم کرد همدردی کنم و از همین روی برنامه ای را به همراه گروه موسیقی کامکارها برای روز ۲۹ آبان ماه است در سالن وزارت کشور تدارک دیده ام.

از روزهای گذشته…

رئیسیان: «بعد از فراموشی» تولید شناسنامه ای برای «ایران جوان» بود

رئیسیان: «بعد از فراموشی» تولید شناسنامه ای برای «ایران جوان» بود

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با آرش رئیسیان، کارگردان و مستند ساز موسیقی درباره فعالیت های اخیرش، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است. آرش رئیسیان ساخت مستند «بعد از خاموشی» را در کارنامه خود دارد و هم اکنون نیز در حال آماده سازی مستند دیگری در مورد گروه چاووش است.
چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (VI)

چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (VI)

تنها ابزار براى بررسىِ پیشرفت در زمینه ى هنر، من جمله موسیقى و نوازندگى، مقوله ى “مقایسه” مى باشد. مقایسه به سه صورت امکان دارد: یک، مقایسه ى مقدار پیشرفتِ خودِ فرد با توانایى هاى باالفعل و باالقوه ى خودش؛ دو، مقایسه هنرجویان با یکدیگر؛ سه، مقایسه ى هر هنرجو با استانداردِ تعیین شده که طبق تجربه بدست آمده است.
لی لی افشار و فروغ کریمی در تالار رودکی

لی لی افشار و فروغ کریمی در تالار رودکی

فردا تالار رودکی شاهد کنسرت دو بانوی هنرمند برجسته ایرانی خواهد بود؛ فروغ کریمی نوازنده فلوت و لی لی افشار نوازنده گیتار در این برنامه به همنوازی خواهند پرداخت. این برنامه که سه شنبه و چهارشنبه در تالار رودکی به اجرا در می آید فرصتی است تا هنردوستان ایرانی توسط این دو هنرمند با کیفیت بین المللی اجرای موسیقی کلاسیک بیشتر آشنا شوند.
چارلز براون

چارلز براون

اگر بخواهیم در دنیای پیانو – بلوز تنها نام یک موسیقیدان را ببریم، بدون هیچ شک و تردیدی، ناخودآگاه نام چارلز براون را خواهیم آورد. چراکه توانایی غیر قابل تصور او در نواختن پیانو به همراه صدای باز، گرم و نحوه خواندنش که آمیخته با نغمه های Jazz-Blues بود، به اتفاق هم موسیقی ای را پدید می آورد که تا به امروز کسی نتوانسته همانند آن را بیافریند.
«لحظه های بی زمان» (VI)

«لحظه های بی زمان» (VI)

نه به طور مشخص ولی بیشتر به آن دوره تاریخی اشاره دارد. اینکه بگوییم ما باید همان راهی را برویم که آهنگسازان آوانگارد در سالهای جوانی دنبال می کردند و همه آثار آنها حجت است و هر کس یک آکورد سه صدایی بنویسد یا در فرم کلاسیک یک قطعه بنویسد یا در شور بنویسد، این ها خیانت به موسیقی و کهنه گرایی است، از دید من نگاهی منسوخ است. خود سر دمداران این اندیشه هم در دهه های بعدی فهمیدند که این نوع نگاه به نوعی تندروی است. همان طور که اشاره کردم نکته مثبتی در موسیقی آوانگارد وجود داشت و آن جستجوی افق های صوتی جدید بود.
امینی: امانتداری لازم انجام شده است

امینی: امانتداری لازم انجام شده است

اپلیکیشن موزاوی در برنامه‌های مفصل‌تری هم دارد که توضیح آن به درازا می کشد… هنرجوی موسیقی، دانشجوی موسیقی و سرپرست ارکستر اگر قطعه ای را می خواهد، وارد اپلیکیشن می‌شود و مثلا بخش دستگاه چهارگاه را انتخاب می‌کند و لیست تصنیف‌ها را می‌بیند یا دستگاه همایون را انتخاب می‌کند و در کوکی که می خواهد می تواند نت ها را ذخیره کند و استفاده کند.
گزارشی از نشست پایگاه های اطلاع رسانی <br />موسیقی کلاسیک ایران در شیراز

گزارشی از نشست پایگاه های اطلاع رسانی
موسیقی کلاسیک ایران در شیراز

افتتاحیه نشست رسمی پایگاه های اطلاع رسانی موسیقی کلاسیک ایران روز چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۸۶ با حضور تعدادی از وبلاگ نویسان و صاحبان پایگاه های مجازی و حضور عده ای از علاقه مندان به موسیقی و همچنین دکتر مسیح افقه، استاد دانشگاه و مدیر گروه موسیقی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز، مجیدروزی طلب، مدیر آموزشگاه آزاد موسیقی تماشاگه راز و شهرام ممتحن، مدیر آموزشگاه آزاد موسیقی آبنوس و رییس انجمن موسیقی فارس برگزار شد.
گفتگوی من و خودم در آینه (III)

گفتگوی من و خودم در آینه (III)

شعرنوازی‌ها را که می‌توان چندنوازی‌هایی در فضای غیرضربی دانست به تلاش‌هایی برای بیرون آمدن از زیر سایه‌ی فنون چندنوازی غربی تصور کرده‌اند بگذار من هم همین‌طور کنم. اینبار حافظه‌ام یاری می‌کند و دو نمونه‌اش را به یاد می‌آورم که قبلا شنیده‌ام و حکم هم نمی‌دهم که تنها همین دو تا است و اولین بوده است. دونوازی‌ای که علیزاده و کلهر در «فریاد» در ابوعطا نواخته‌اند نوع وفادارنه‌اش است و مقدمه‌ای که در «ساز خاموش» بر ترکمن نواخته‌اند نوع کمی آزادترش. حالا راه باز شده است و کسی که از راه می‌رسد مجبور نیست همه‌ی راه را از نو برود می‌تواند ادامه دهد و چیزی هم از خودش باقی بگذارد تا بتواند بگوید ما کاشتیم برای آیندگان. هنوز برایم شکل نگرفته و روشن نیست اما چیزی که می‌شنوم ممکن است در آینده به ادامه این راه منجر شود.
«نیاز به کمالگرایی داریم» (II)

«نیاز به کمالگرایی داریم» (II)

شاید نویسنده و نوازنده سه تار و سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک به نظر من عنوان قابل قبولی است، چراکه در این سه زمینه به اندازه ای کار کرده ام که قابل توجه باشد البته در کنار این ها به تار نوازی و آواز کلاسیک هم پرداخته ام و توانسته ام آنها را نیز به جایگاه آبرومندی برسانم و کارهایی نیز در این زمینه انجام دادم که کم و بیش به دست اهالی هنر رسیده است.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (III)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (III)

اگر یک نماینده ی اصلاح طلب مجلس بخواهد اصلاحیه ای بر سیاست های فرهنگیِ کشوری ارائه دهد، و یا یک جامعه شناس بخواهد پژوهشی در قلمرو موسیقی عامه پسند انجام دهد، نظرات آدرنو می تواند بهترین یاری رسان آنان باشد اما: یک اتنوموزیکولوگ چگونه می تواند آدرنویی و فرانکفورتی باشد!؟