نگاهی به«پانزده آوای بومی» از ایرج صهبایی

ایرج صهبایی
ایرج صهبایی
با پرسش آغاز میشود ، با پرسشی منعکس در دالان تودرتوی تاریخ موسیقی این سرزمین پرسشی که دستکم ۸۰ سال است اهل اندیشه و هنر این سرزمین را به خود مشغول داشته است و همچنان بی پاسخ، از این قدمت و آن نبود پاسخ چه باک – مگر نه اینکه بیشتر سوالات اساسی نوع بشر از روز اول تا کنون چنین اند .

بخش اول اثر صوتی که تحت عنوان ” ایرج صهبایی – ایگور استراوینسکی ” منتشر شده است به نام ۱۵ آوای بومی نام گذاری شده است با طرح این سوال که ” آیا میتوان فضای چند صدایی برای همراهی با ملودی های ایرانی پدید آورد ؟ ” آغاز میشود و این اثر پیوسته میکوشد پاسخی به این پرسش باشد.

ارزش این پاسخ را از جهات مختلف میتوان بررسی کرد اول اینکه آهنگساز ملودی های بسیار آشنایی را برای ساختن این اثر انتخاب کرده است که این موضوع باعث ایجاد چند ویژگی در اثر مورد بحث شده است :

یکم : با توجه به آنکه ملودی های مورد نظر در سالهای گذشته و توسط آهنگسازان دیگری که ملودی های ایرانی را برای سازها یا ارکسترهای غربی تنظیم میکردند بارها مورد استفاده قرار گرفته است فرصت مقایسه پاسخ به آن پرسش را برای شنونده آگاه یا اهل فن فراهم آورده است، در ضمن این موضوع که آهنگساز از افتادن در دام تکرار آن آثار مصون مانده است خود نکته ای جالب توجه میباشد .

دوم : شناخته شدن و آشنا بودن ملودی های اصلی باعث میشود که شنونده بیشتر درگیر بخش همراهی کننده شود و اثر را بیشتر به عنوان یک کل نگاه کند ( به خصوص برای گوشهای آشنا به موسیقی ایرانی که معمولا به دنبال کردن یک ملودی اصلی عادت دارند ) .

سوم : کوتاه و موجز بودن هر یک ازملودیها که اکثر اوقات فقط یکبار معرفی میشوند که این با روح مینیمال حاکم بر این ملودی ها و همچنین آهنگسازی معاصر تطابق دارد ، همین موضوع به یکی از مهمترین وجوه تمایز این اثر با آثار دیگری از این دست تبدیل شده است .

آهنگساز در آغاز هر تکه از این ۱۵ آوا به معرفی بستر همراهی کننده ملودی میپردازد دینامیک ضعیف و نسیم وار این شروعها مانند نسیمی ملودی اصلی را حمل میکند. نسیمی که بر سرزمین ایران می وزد و با عبور از دوردست ها صدایی را که به گوش خود شنیده به ما میرساند ، خصلت چیستان وار این شروع واگویه همان پیام نسیم است که لحظاتی بعد با شنیده شدن ملودی اصلی شگفتی حاصل از حل این چیستان به جای آن می نشیند ( به غیر ازآوای شماره ۱۲ ” مجنون نبودم ” که صداهای همراه آنقدر با اصل ملودی پیوسته اند که شنونده به محض شنیدن جملات آن پی به ملودی اصلی میبرد و در حقیقت چیستان لو میرود ! ) . تقریبا در تمامی تکه های این اثر این کیفیت – شروع بستر همراهی کننده پیش از ملودی اصلی – به چشم میخورد به غیر از آوای شماره ۵ audio.gif ” مستم ، مستم ” که آهنگساز به دلیل ساختمان تپش دار این ملودی صدای همراه را نیز همزمان و با همان شدت طراحی کرده است .

از جمله ویژگی های دیگر این اثر کوشش آهنگساز برای مخدوش نکردن فضای مدال ملودی های انتخاب شده ، توسط روند حرکت صداهای همراه در ضمن استفاده از تکنیک های آهنگسازی قرن بیستم است که آهنگساز به خوبی از پس انجام آن بر آمده است در تمام قطعات نوعی یک دستی و همگنی در روند همراهی مشاهده میشود که نمایانگر یک تفکر منسجم و حساب شده در کل اثر است . تنها در آوای شماره ۸ به خصوص وصل هایی که جملات مختلف ملودی را به هم وصل میکنند باعث نقصان در این کیفیت شده و به فضا و بافت ملودیک اثر لطمه زده است . همچنین پاساژ سریعی که میان آوای ۱ و ۲ و جود دارد به نظر میرسد نه به عنوان یک وصل که به عنوان audio.gif بخشی از آوای ۲ میتواند مورد اعتنا قرار گیرد .

تقریبا در تمام ۱۵ آوا های این اثر ( audio.gif به غیر از آوای ۵ ) آهنگساز صداهای همراه را بر بنیان فواصل مد ملودی اصلی بنا کرده است . همچنین حرکت فراز و فرود و نقش هر نغمه در مد را در نظر گرفته است . همین امر باعث شده است تضاد کمتری میان فضای ملودیک اثر و بافت همراه که عموما از روشها و آکورد شناسی ویژه قرن بیستم استفاده میکند بوجود بیاید و نقش کنتراست در این اثر محدود به رنگ آمیزی اجرا در نواحی مختلف پیانو شود . البته در آوای ۷ audio.gif ” زرد ملیجه ” به دلیل در نظر گرفتن فراز آیینه وار ( از لحاظ تپش و حرکت ) برای صداهای همراه ، این کنتراست با شدت بیشتری به گوش میخورد .

به طور کلی قسمت اول این اثر صوتی ” ۱۵ آوای بومی ” از انسجام خوبی برخوردار است و همچنین نمونه بسیار با ارزشی از تنظیم ملودی های ایرانی برای ساز پیانو و با تکنیک های چند صدایی در محدوده آکورد شناسی ویژه قرن بیستم به حساب می آید

Sound Energy
پیمان یزدانیان

بخش دوم این اثر ( البته با صرفنظر کردن از قطعه به یاد موریس راول که تحلیل آن خود نوشتار جداگانه ای را میطلبد) به سه اثر تحت عنوان فولک انوانسیون (۳-۱) اختصاص دارد ، این سه اثر با توجه به خصلت فرمشان کنکاشی هستند در زمینه آفرینش آثاری ملهم از موسیقی ایرانی با فرم های مرسوم در موسیقی غرب ، از آنجایی که در این آثار فرم غربی است بنابراین آهنگساز برای وارد شدن به ساحت موسیقی ایرانی بیشتر از مقوله ریتم کمک میگیرد. همچنان که در فولک انوانسیون شماره ۱ به خصوص و در فولک انوانسیون شماره ۲ و ۳ با شدت کمتری مشاهده میشود این اثار از لحاظ فرم ریتمیک عمیقا ایرانی هستند .

پس از عنصر ریتم روابط ملودیک ( فواصل و … ) در درجه دوم اهمیت قرار دارند. به نظر میرسد که آهنگساز آگاهانه از این عنصر موسیقایی استفاده کرده است – با توجه به قدرت بسیار زیاد روابط ملودیک موسیقی ایرانی در چیره شدن بر دیگر عناصر موسیقایی – و آنرا در درجه دوم اهمیت قرار داده است و بوسیله صداهای همراه ، اهمیت عنصر روابط ملودیک را کم میکند.

همچنین با استفاده از امکانات ساز پیانو به خصوص در فولک انوانسیون شماره ۱ کنتراست شدیدی ایجاد میکند که این یکی از مشخصات این دوره از آثار ایرج صهبایی است. به طور کلی باید گفت آهنگساز برای خلق آثاری که بتوان آنها را مشخصا ایرانی نامید در این بخش حتی از بخش اول نیز موفق تر بوده است ؛ هر چند که آکورد شناسی این قطعات متهورانه تر از قطعه اول و همچنین به عنوان همراه برای موسیقی ایرانی نامانوس تر است. که این خود تاییدی است بر این نظر که موسیقی ما تنها دارای یک وجه نیست بلکه مانند تمامی موجودیت های موسیقایی چند وجهی است و آهنگساز میتواند با تاکید بر یک یا چند وجه از وجوه یک حوزه موسیقایی دست به تجربه پر ارزش در زمینه خلق آثار بزند .

audio.gif به قسمتی از این انوانسیونها توجه کنید

از مسئله آهنگسازی اثر که بگذریم اجرای بسیار خوب پیمان یزدانیان پیانیست بسیار موفق ایرانی که بدلیل شناخت ذاتی از موسیقی ایرانی و همچنین درک فرهیخته از موسیقی معاصر دنیا آثار ایرج صهبایی – که در ضمن استاد او در زمینه رهبری ارکستر نیز بوده است – را بسیار خوب و با کیفیتی در خور تحسین اجرا کرده است موضوعی است که نمیتوان به آن اشاره نکرد .

درپایان دراین سکون و سکوتی که در محیط موسیقایی ایران به چشم میخورد تولید و به اجرا در آمدن چنین آثاری طرفداران موسیقی جدی را امیدوار میکند که شاید هنوز هم دگراندیشیدن و تخیل فرهیخته در حوزه موسیقی از یادها نرفته باشد.

توضیح : از نقد قطعه داستان یک سرباز اثر ایگور استراویسنکی که به رهبری ایرج صهبایی و بوسیله گروه همنوازان شیلتیگهایم از استراسبورگ اجرا شده است به دلیل دور بودن موضوعیت موسیقاییش از بقیه آثار خودداری شد و فقط ذکر این نکته لازم است که برای اولین بار در ایران این اثر با ترجمه فارسی متون یا مونولوگ ها در دسترس علاقه مندان قرار میگیرد.

6 دیدگاه

  • شهریار
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۹, ۱۳۸۵ در ۶:۳۷ ب.ظ

    بارو .
    بسیار زیبا بود.

  • سبز
    ارسال شده در خرداد ۳, ۱۳۸۵ در ۷:۲۸ ب.ظ

    یک اثر کاملا دانشجویی و غیر قابل بحث و نقد آن نشاندهنده کامل مثل لنگه کفش کهنه می باشد. نقد و آنالیز هم به هر اثری روا نیست البته اگر بتوانیم این نوشته را آنالیز یا حتی نقد هنری بخوانیم . بیشتر مطالعه کنیم!

  • مومنی
    ارسال شده در خرداد ۳, ۱۳۸۵ در ۸:۲۶ ب.ظ

    برو بابا ، با یه جمله و بدون ارائه دلیل به راحتی برونده یه اثر و نقدشو بستی که آقای(خانم)سبز.

  • حامی
    ارسال شده در خرداد ۸, ۱۳۸۵ در ۱:۳۱ ب.ظ

    خیلی ممنون از اینکه زرد ملیجه را برای دریافت در سابت قرار دادید به امید روزی که تمام قطعات معروف رادر اینجا بیابیم

  • ارسال شده در تیر ۳۱, ۱۳۸۵ در ۱۱:۳۰ ب.ظ

    پیمان یزدانیان را به جرات میتوان یکی از آهنگسازان برتر ایران برشمرد…

  • صادق
    ارسال شده در مهر ۷, ۱۳۸۶ در ۹:۴۴ ق.ظ

    بسیار عالی بود البته بنده تا به حال کار ضعیفی از آقای یزدانیان ندیدم. اما درخواستم از جناب سبز این بود که اطلاعات خودشان را در زمینه موسیقی بیشتر کنند و بعد نطر دهند چون نقد کردن و آنالیز کردن به هر کسی روا نیست

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره کتاب «موسیقی ایرانی» شناسی (II)

وزنه اصلی در این بررسی، استوار کردن ساختار موسیقی ایرانی از «مجموعه گوشه ها و ردیف آنها» به «مجموعه مقام ها و جنسیت هایشان» است. به عبارت دیگر شناسایی علمی و سیستماتیک موسیقی از راه شناسایی سیستم های صدا ها، به جای شناسایی عامیانه با کمک آهنگ ها (گوشه ها). بنا بر این در این کتاب در پی شناسایی «دستگاه» ها و «آواز» ها و «گوشه» ها نیستم، بلکه در پی شناسایی سیستم های سازنده آنها، خواهم بود، به عبارت دیگر «مقام زابل» یا مقام «مویه» که در این نوشته شناسایی شده است، تفاوتی اساسی با «گوشه زابل» یا «گوشه مویه» دارد.

نماد‌شناسی عود (II)

او موافق است که معنای اولیه‌ی عود، چوب است اما بیان می‌کند که دو واژه‌نامه‌ی قدیمی عرب، قاموس و جوهری، معنی لاک‌پشت را برای آن ارائه کرده‌اند. این موضوع بسیار جالب توجه است نه فقط به خاطر افسانه‌های شکوهمند یونانی (در افسانه، آپولو، اولین چنگ را از لاک یک لاک‌پشت و رگ و پی آن ساخت) بلکه به این خاطر که سازنده‌ی واقعی لوت از لاکِ لاک‌پشت برای ساخت آن استفاده کرده ‌است. با وجود معناهای افسانه‌ای و واژه‌نامه‌ای عود، خواهیم دید که بی‌تردید معنای اصلی عود، وقتی این کلمه به یک ساز موسیقی اشاره می‌کند، چوب است.

از روزهای گذشته…

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (X)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (X)

یکی از مهم‌ترین شاخه‌های پژوهشی تاریخ موسیقی در سال‌های گذشته ترسیم روند تحول موسیقی ایرانی (حداقل نظری) است و پاسخ به این سوال که چگونه ساختارهای اجرایی قدیمی به دستگاه‌های امروزی تبدیل شده است (۳۲). در این مورد نیز باید گفت که دست کم از برخی ساده‌اندیشی‌های گذشته مانند منسوب کردن ساختارهایی از قبیل هفت دستگاه به ساختارهای اجرایی اواخر دوره‌ی ساسانی که تنها اسمی از آن در دست ما باقی مانده دور شده‌ایم (۳۳).
زوج هنری باربیرولی (II)

زوج هنری باربیرولی (II)

جان باربیرولی در طی پخش مجموعه کنسرتهای یکشنبه از رادیو NBC مخاطبان زیادی را جذب خود نمود. از جمله مجموعه کنسرتهای مطرح وی به همراه این ارکستر (فیلارمونیک نیویورک)، در هالیوود بال بود که با استقبال زیادی مواجه شد. در سال ۱۹۴۲ با جنگی که در وطن اش اتفاق افتاد به شدت زجر کشید و دلتنگ دیار و برای خانواده خود نگران بود. او از طریق دریا از آمریکا به بریتانیا رفت و در این سفر طولانی کنسرتهایی را به همراه ارکسترهای مختلف رهبری نمود.
پایان مهلت ارائه آثار به جایزه بین المللی پیانوی باربد

پایان مهلت ارائه آثار به جایزه بین المللی پیانوی باربد

با پایان مهلت ارائه آثار به جایزه بین المللی پیانوی باربد، بیش از صد اثر به دبیرخانه این جایزه ارسال شد. به گزارش روابط عمومی جایزه بین المللی پیانوی باربد، مهلت ارائه آثار به دبیرخانه این جایزه که به درخواست داوطلبان تمدید شده بود، دهم آذرماه به پایان رسید و بیش از صد اثر برای حضور در دو گروه سنی ۱۱ تا ۱۸ سال و ۱۸ تا ۳۵ سال به دبیرخانه این جایزه ارسال شد.
آشنایی با رشته موسیقی کلاسیک (II)

آشنایی با رشته موسیقی کلاسیک (II)

فاصله زمانی سال ۱۷۵۰ تا ۱۸۲۰ به صورت حدودی را دوره کلاسیک می نامند چراکه در این بازه زمانی هنر چه از نظر دیدگاه فلسفی و چه از نظر مسائل تکنیکی، تغییراتی قابل لمس نسبت به دوره قبل (باروک) داشت. عنوان «کلاسیک» برای این دوره باعث شده بعضی از هنرجویان موسیقی تصور کنند، موسیقی این دوره تنها کلاسیک نامیده می شود ولی این فرض اشتباه است؛ موسیقی کلاسیک یک اصطلاح کلی است برای موسیقی هایی که برای مخاطب فرهیخته ساخته می شود و ارتباطی به بازه زمانی یاد شده یا نوع خاصی از موسیقی ندارد.
برگزاری اولین جلسه اهدای سلول های بنیادی توسط موسیقیدانها و عضو گیری برای جلسه دوم

برگزاری اولین جلسه اهدای سلول های بنیادی توسط موسیقیدانها و عضو گیری برای جلسه دوم

امروز ساعت ۹ صبح، بخش اهدای سلول های بنیادی بیمارستان شریعتی تهران، شاهد حضور اهالی موسیقی برای آزمایش خون بود. در تماسهای مکرری که از طرف عده ای از موسیقیدانهای غایب گرفته شد، درخواست تکرار این جلسه در انتهای هفته جاری شد و در نهایت مقرر شد، پنجشنبه هفته جاری، ۲۹ آبان ماه، از ساعت…
ادامهٔ مطلب »
اطلاعیه اول مسابقه کشوری گیتار جَز-بلوز (پاییز۸۷)

اطلاعیه اول مسابقه کشوری گیتار جَز-بلوز (پاییز۸۷)

برای نخستین بار در ایران مسابقه کشوری نوازندگی گیتار جز و بلوز در پاییز ۱۳۸۷ برگزار می شود؛ این مسابقات در دو رشته ” لید گیتار ” و ” بیس گیتار ” اجرا خواهد شد.
گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (IV)

گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (IV)

این سوئیت ارکستری چندان تصویر کننده سیارات به عنوان اجرام سماوی نیست بلکه بیشتر درباره صفاتی انسانی است که به آنها بر می گردد. این اثر هولست همیشه طرفداران بسیار داشته است.
روش سوزوکی (قسمت بیست و هشتم)

روش سوزوکی (قسمت بیست و هشتم)

در سفر بعدی که همسرم به دیدار من آمد بسیار خشمگین و عصبانی شد و می‌خواست که هر چه زودتر از کارش استعفا کند که پیش من بماند. خواهرم به او قول داد که از مواظبت کند و از همسرم خواست که کارش را در صلیب سرخ رها نکند. والترود (Walltroud) تنها عضو خانواده ما بود که می‌توانست کار کند و درآمدی داشته باشد، اگر او کار نمی‌کرد همه ما دسته جمعی از گرسنگی می‌مردیم.
زنان و فضای موسیقی در ایران (I)

زنان و فضای موسیقی در ایران (I)

خانه، کار، فراغت و معبر چهار رکن زیست انسانی اند.خانه قلمروی عاطفی و وابستگی آفرین دارد ضمن آن که می تواند تحت تاثیر کار تبدیل به میدانی برای فراغت و زایش شود. کار قلمرو استقلال در مبارزه با ضرورت های اجتماعی را می آفریند. فراغت که خود حاصل مازاد ارزش تولیدی کار است، می تواند در میدانی میان بازآفرینی نیروی کار تا زایش هنر فعال شود و سرانجام معبر قلمرو تجلی و ارتباط حوزه های سه گانه است.
بررسی و تحلیل گوشه های آواز افشاری از نگاه استاد عباس کاظمی

بررسی و تحلیل گوشه های آواز افشاری از نگاه استاد عباس کاظمی

استاد عباس کاظمی ،ردیف دان و حافظ ردیف سیدرحیم اصفهانی ، شاعر و استاد بزرگ آواز و نی ایران در قرن معاصر بوده است . فردی که بی شک ، اگر شرایط زمانه و رنج های زندگی به او امان می داد ، شاید بسیاری از شما او را به عنوان نماد آواز و موسیقی ایرانی می شناختید. اما تاریخ و آیندگان همیشه در خلاف زمان حرکت می کنند و در میان روزها و سال های سپری شده ، کسانی را پیدا می کنند ، که اگرچه از آنها در زمان حیات خویش نامی برده نشده است ولی نسل های بعد ، حاصل تلاش و رنج آنان را فراموش نخواهد کرد …