نادیا بولانژه

Nadia Boulanger , 1887 - 1979
Nadia Boulanger , 1887 - 1979
نادیا بولانژه آهنگساز، رهبر ارکستر و یکی از تاثیرگذارترین معلمان آهنگسازی قرن بیستم است. بولانژه در میان خانواده ای از دو نسل موسیقی دان متولد شد، مادربزرگ او ماری – ژولی (Marie- Julie) خواننده متزو- سوپرانو، پدرش ارنست هنری الکساندر (Ernest-Henri-Alexandre) آهنگساز و مدرس ویولون و خواهرش لیلی (Lili) نیز آهنگساز بودند.

خانواده او در طی دو نسل با کنسرواتوار پاریس همکاری میکردند، پدر او نیز پس از تحصیل در کنسرواتوار به تدریس در آنجا مشغول شده و در همان جا با همسرش که شاهزاده خانم روسی به نام رایسا میشتسکایا (Raissa Myshetskaya) آشنا میشود.

نادیا بولانژه در سن ده سالگی برای آموختن موسیقی اولین درسهای موسیقی خود را از پدر آموخت. او طی سالهای ۱۹۰۴-۱۸۹۷ مشغول تحصیل آهنگسازی از گابریل فوره (Gabriel Fauré) و نواختن ارگ را از شارل- ماری ویدو (Charles-Marie Widor) آموخت و بعدها خودش به تدریس آهنگسازی در کنسرواتوار و در کلاسهای خصوصی پرداخت.

عشق و علاقه بزرگ او در زندگی تماما به سوی خواهر کوچکش لیلی معطوف شده بود که شش سال از او کوچکتر و یکی از اولین شاگردان آهنگسازی او بود و با راهنمایی های نادیا توانست در سال ۱۹۱۳ اولین زنی باشد که برنده جایزه اول “Prix de Rome” شده است.

(این مسابقه سالیانه توسط دولت فرانسه برگزار میشود و هنرمندان جوان و تازه کار در هر رشته تجسمی و نمایشی در آن شرکت میکنند. جایزه برای برنده هر رشته، یک بورس تحصیلی در رم است.)

نادیا نیز در سال ۱۹۰۸ با قطعه کانتاتا (cantata شعری‌ است که‌ با آواز یکنفری‌ همراه‌ موسیقی‌ خوانده‌ میشود) به نام La Sirène در مسابقه Prix de Rome برنده جایزه دوم شده و جالب اینکه پدر آنها نیز در سال ۱۸۳۵ موفق به دریافت این جایزه شده بود.

نادیا بولانژه به همراه ایگور استراوینسکی در سال ۱۹۳۴
سالهای تدریس و روش هدایت هنرجویان
سال ۱۹۱۶، سال اولین سمت رسمی تدریس او در مدرسه موسیقی آلفرد کورتو (Alfred Cortot) واقع در پاریس بود. نادیا در سال ۱۹۱۸ از آهنگسازی دست کشید زیرا پس از مرگ نا بهنگام خواهرش، آنها را “بی فایده” میدانست.

او بیشتر وقت خود را صرف تدریس کرد تا زمانی که در سال ۱۹۲۱، با منصوب شدن به سمت مدرس هارمونی، همکاری طولانی خود را با کنسرواتوار آمریکاییان Conservatoire Américain آغاز کرد. این کنسرواتوار پس از جنگ جهانی اول، توسط والتر دمروش (Walter Damrosch) رهبر ارکستر، برای موسیقیدانان آمریکایی، در فونتن بلو (Fontainebleau) تاسیس شده بود. او در سال ۱۹۵۰ به سمت مدیریت این آموزشگاه رسید.

بسیاری از هنرجویان او در دهه ۱۹۲۰، از جمله ارون کاپلند (Aaron Copland)، روی هریس (Roy Harris) و ویرجیل تامسون (Virgil Thomson) مکتب جدیدی در آهنگسازی به وجود آوردند که بر پایه درسهای بولانژه بنا شده بود.

والتر پیستون (Walter Piston) یکی دیگر از شاگردان او، علاوه بر آثار آهنگسازی خود، سه کتاب درسی در زمینه هارمونی، کنترپوان و ارکستراسیون منتشر کرد. درباره این معلم بزرگ، گفته می شد که در هر شهر در آمریکا، یک هنرجوی بولانژه هست و واقعا تاثیر بی حد او در جهان موسیقی غرب غیرقابل انکار است.

او دوران جنگ جهانی دوم را در آمریکا گذراند و بیشتر اوقات خود را به تدریس در کالج موسیقی واشنگتن و کنسرواتوار پی بادی (Peabody) در بالتیمور گذراند. از جمله مدارس مهم دیگری که او در آنها به تدریس پرداخته میتوان به کالج ولسلی (Wellesley)، مدرسه جولیارد (Juilliard) و کالج رادکلیف (Radcliffe) اشاره نمود.

تدریس بولانژه شامل هارمونی سنتی، نت خوانی همراه با پیانو، انواع کنترپوان، تجزیه و تحلیل و اسرار نت خوانی یا بقولی سلفژ بود. او از شاگردان خود میخواست تا کتابهای ۱ و ۲ Well-Tempered Clavier (کلاویه خوش آهنگ) اثر باخ را از بر کنند و بداهه نوازی فوگ را بیاموزند (کاری که باخ انجام می داد).

وسعت دامنه اطلاعات او بی نظیرو گوش موسیقی اش بی نقص بود، حافظه تصویری قوی داشت و از شاگردانش نظم مطلق طلب میکرد. او از شخصیتی بسیار بخشنده، فداکار و سرشار از عشق به زندگی داشت.

فعالیتهای مهم دیگر
در سال ۱۹۲۵، نادیا در شب افتتاحیه “Symphony for Organ and Orchestra”، ارگ نواخت. این قطعه ساخته آرون کاپلند، اولین هنرجوی آمریکایی وی ساخته شده بود.

او همچنین به عنوان اولین رهبر ارکستر زن، به هدایت ارکستر فیلارمونیک نیویورک و ارکستر فیلادلفیا پرداخت و با رهبری ارکستر رویال فیلارمونیک لندن در ۱۹۳۷، به عنوان اولین رهبر زنی که یک برنامه کامل را هدایت کرده است، شناخته شد.

در اواخر دهه ۳۰، بولانژه به اجرا و ضبط آثار کمتر شناخته شده کلودیو مونته وردی (Claudio Monteverdi آهنگساز، نوازنده ویولون و خواننده ایتالیایی قرن ۱۷ میلادی) پرداخت، و با اجرای آثار کمتر اجرا شده هنریش شوتز (Heinrich Schütz آهنگساز و ارگ نواز آلمانی قرن ۱۷) و فاوره (Fauré آهنگساز، مدرس و نوازنده ارگ و پیانو فرانسوی قرن بیستم) راه را برای اجرای موسیقی باروک فرانسه و موسیقی دوران رنسانس باز کرد.

شاگردان بولانژه شامل آهنگسازانی چون برت باکاراک (Burt Bacharach)، لئونارد برنشتاین (Leonard Bernstein)، فیلیپ گلس (Philip Glass)، کوینسی جونز (Quincy Jones) و بسیاری از نامهای آشنای دیگر عرصه موسیقی قرن بیستم هستند.

britannica.com , allclassical.com

13 دیدگاه

  • Babak
    ارسال شده در فروردین ۲, ۱۳۸۵ در ۱۲:۵۱ ق.ظ

    Thank You

  • ارسال شده در فروردین ۲, ۱۳۸۵ در ۷:۳۸ ب.ظ

    با تشکر من در جایی خوندم مارین الساپ رهبر ارکستر سمفونیک بالتیمور آمریکا اولین رهبر ارکستر زن در تاریخ است.آیا این موضوع اشتباه بوده؟

  • میثم
    ارسال شده در فروردین ۵, ۱۳۸۵ در ۳:۰۴ ب.ظ

    سلام

    اقا سیامک/ خانم الساپ اولین رهبر ارکستر امریکایی است

  • میثم
    ارسال شده در فروردین ۵, ۱۳۸۵ در ۳:۱۳ ب.ظ

    ببخشید/ اولین رهبر ارکستر زن امریکایی منظورم بود

  • ali
    ارسال شده در فروردین ۶, ۱۳۸۵ در ۶:۴۶ ق.ظ

    dokhtaraye irani be jaye inke har rooz chand cm pache shalvareton o kootah konin mitonid in matlab ro bekhoonid!!

  • ali
    ارسال شده در فروردین ۶, ۱۳۸۵ در ۶:۴۷ ق.ظ

    dokhtaraye irani be jaye inke har rooz chand cm pache shalvareton o kootah konin mitonid in
    matlab ro bekhoonid

  • پيروز
    ارسال شده در فروردین ۱۸, ۱۳۸۵ در ۳:۵۵ ق.ظ

    یکی از شاهکارهای بولانژه کشف نبوغ و توانایی های آستور پیاتزولا است. پیاتزولا در کنسرواتوار پاریس شاگرد او بود. بولانژه پس از اتمام کار پیاتزولا به او توصیه می کند که به جای ادامه فعالیت در موسیقی کلاسیک (قابل توجه متعصبین در هر زمینه ای)به روح لاتین خود برگردد و تمرکز خود را بر آوازها، تانگو و موسیقی لاتینی بگذارد. این اتفاق هنگامی رخ داد که پیاتزولا برای بولانژه یکی از قطعات خود “تانگو تریونفال” را با باندونئون نواخت و بولانژه توصیه تاریخی خود را بیان کرد:
    “آستور قطعات کلاسیک تو خوب نوشته شده اند اما پیاتزولای حقیقی اینجا است. هرگز آن را کنار نگذار”
    و به این ترتیب پیاتزولای حقیقی حقیقتا متولد شد.
    با تشکر از سایت بسیار جذابتان.

  • عاطفه
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۰, ۱۳۸۵ در ۲:۳۴ ب.ظ

    باید عرض کنم بکار بردن کلمه ( دخترها ) واقعا از بچه های موسیقی بعید. دختران و زنان ایرانی تازه دارن خودشون رو پیدا می کنند . حالا اگر چند نفر ( که تعداد کمی هم نیستند) هنری برای آرامش روح آسیب خوردشون ندارند شما باید اینطوری صحبت کنید؟
    باید متذکر بشم که شما دوست عزیز در چند وقط دیگر شاهد شاهکار هایی از زنان و دختران ایرانی خواهید بود.منتظر باشید.
    این طرز صحبت کردن در شان بچه های موسیقی نیست.امیدوارم تجدید نظر بفرمایید

  • god of war
    ارسال شده در شهریور ۲۸, ۱۳۸۵ در ۱۰:۰۳ ب.ظ

    lofan ageh misheh note god father barayeh violon bezarid ta man betonam dawnload konam moteshaker misham

  • علی
    ارسال شده در آذر ۲۲, ۱۳۸۵ در ۳:۴۴ ب.ظ

    عایه

  • نادیا
    ارسال شده در بهمن ۱۳, ۱۳۸۵ در ۱۱:۴۱ ق.ظ

    خیلی اطلاعات جالبی بود واقعاً استفاده کردم
    موفق باشی

  • نادیا
    ارسال شده در دی ۲۴, ۱۳۸۶ در ۴:۲۶ ب.ظ

    ممنون خوب بود

  • مهيار
    ارسال شده در شهریور ۱۲, ۱۳۸۷ در ۱:۱۶ ق.ظ

    مرسی مرسی مرسی
    تنها منبع فارسی از نادیا

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

یادداشتی بر آلبوم «موسیقی نظامی دوره‌ی قاجار»

در حالی‌که از بسیاری از موسیقیدانان نیم قرن قبل نیز، امروزه ضبط‌ها و اطلاعات محدودی در دسترس است، تردیدی نمی‌ماند که شنیدن نواخته‌هایی از موسیقی ایران متعلق به بیش از ۱۱۰ سال پیش، چه اندازه هیجان‌انگیز خواهد بود و به لحاظ بررسی‌های موسیقی‌شناختی تا چه حد می‌تواند اطلاعات مفیدی به دست دهد. لذا انتشار چنین آثاری رخدادی ارزشمند و مسرت‌بخش است. اما وقتی اثری منتشر می‌شود که حاوی موسیقی‌ها و اطلاعات تاریخی با ارزش است، ذکر منبع و مأخذ، اعتبار و ارزش آن را مضاعف می‌کند و سبب می‌شود تا مخاطب نیز با اعتماد و دانش بیشتری سراغ آن برود. از این‌رو شایسته بود که مشخص می‌شد ضبط‌های این آلبوم از چه منبع یا منابعی به دست آمده‌اند، تاکنون کجاها بوده‌اند و چگونه کشف شده‌اند. (۱)

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (IV)

دلیل اینکه این کارها را کرده‌ام این است که من اساساً از سال ۲۰۰۰ از سیستم موسیقی اروپا بریده‌ام. از سال ۲۰۰۰ به‌غیراز چند تک قطعه پراکنده که در سیستم موسیقی اروپایی است دیگر از سیستم موسیقی اروپا استفاده نمی‌کنم. و تماماً از سیستم موسیقی ایران در نوشتن قطعات استفاده می‌کنم. اولین کارهایی که در نوشتن آنها از موسیقی ایرانی استفاده کردم همین مجموعه کارهای خوشنویسی بود که اولین سری این مجموعه را برای سازهای زهی نوشتم. چراکه ربع پرده‌ها را به‌خوبی می‌توانند بزنند. بعدها برای سازهای بادی هم شروع به نوشتن کردم. به‌طور مثال «خوشنویسی شماره ۷» برای سه فلوت هست. بعدتر یک نسخه آن را برای فلوت و الکترونیک نوشتم که فلوت ۲ و ۳ را در استودیو ضبط کردیم و فلوت شماره یک زنده اجرا می‌شود و از طریق بلندگوها صدای فلوت ۲ و ۳ پخش می‌گردد. این قطعه در تهران از طریق خانم «فیروزه نوایی» سال گذشته در فستیوال «موسیقی معاصر ایران» اجرا شد. اسم این قطعه هست «کیسمت» یا همان «قسمت».

از روزهای گذشته…

امین الله حسین و آهنگسازی ایرانی

امین الله حسین و آهنگسازی ایرانی

مـــن سمفونی پرسپولیس را به یاد و خاطره سرزمین عظیم و کهنسالی نگاشتم که بدان با خون خود وابسته ام و از اینکه خود را فرزند این سرزمین بنامم احساس غرور و سربلندی می کنم. در قلب خود به یاد این شهر پر فخامت، ویرانه های آن، بر روح تخته سنگهای به کار رفته در آن، برای ستونهایی که تاریخ گذشته دردناکشان را بازگو می کنند گریسته و نغمه سر داده ام….
تکنیک های نی و محدودیت های آن (I)

تکنیک های نی و محدودیت های آن (I)

در مباحث گذشته بیشتر در خصوص شیوه های نوازندگی نی و راههای تولید صدا و نیز انواع صداهای نی بحث شد. در این مقاله سعی خواهد شد راجع به قابلیت های تکنیکی ساز نی و توانائیهای این ساز در اجرای قطعات و تکنیکهای مختلف سازی بحث شود. قبل از ورود به بحث اصلی این نکته یادآور میشود که این مقاله بر اساس قابلیت های نی هفت بند سنتی که بصورت دندانی نواخته میشود، نگاشته شده و در مواردی یک تکنیک یا حتی اجرای یک نت بوسیله این نی غیر ممکن و یا بسیار مشکل است ولی با نی کلید دار و یا بصورت لبی قابل اجراست این تفاوتها و وجه تمایزها توضیح داده خواهد شد.
نقد آرای محمدرضا درویشی (V)

نقد آرای محمدرضا درویشی (V)

محمدرضا درویشی درباره‌ی موضوعِ تکرار در هنر شرقی می‌نویسد: «ما در یک مرحله‌ی برزخی، عنصر تکرار در هنر شرقی را یکنواختیِ ملال‌انگیز پنداشتیم و رنگارنگی، تنوع و عظمت بیرونیِ هنر غربی را نشانه‌ی عمق. واقعیت این است که نه تکرار در هنر شرقی ملال‌انگیز است و نه تنوع و رنگارنگیِ هنر غربی الزاماً گویای عمق اندیشه.
منبری: کیستم من را برای ارکستر مضرابی نوشتم

منبری: کیستم من را برای ارکستر مضرابی نوشتم

آقای مشایخی به من گفتند قطعه ای برای فلوت بنویسم. پرسیدم فقط فلوت تنها؟ گفتند فعلاً فقط فلوت تنها. گفتم استاد برای ارکستر و فلوت بنویسم؟ گفتند نه فقط برای فلوت. من قطعه ای برای فلوت سلو در شوشتری نوشتم. سعی کردم به لحاظ ریتم و ملودی مونوتون نباشد. کار متفاوتی بکنم. ایشان کار را گام به گام می دیدند و نظراتی می دادند، وقتی تمام شد، گفتند در فرهنگسرای نیاوران اجرایی داریم که می خواهم قطعه تو هم اجرا شود. کسی را می شناسی که فلوتش را بزند؟ من دوستم ناصر رحیمی که نوازنده حرفه ای فلوت هستند را معرفی کردم و با اجرای ایشان کار اجرا و ضبط شد.
واثقی: برادرم نت موسیقی نمی دانست

واثقی: برادرم نت موسیقی نمی دانست

خود آقای دهلوی از من خواستند که این قطعه را در فیلم استفاده کنیم. اتفاقا همان اجرا هم بهترین اجرای این اثر بوده است که خود آقای دهلوی رهبری کرده اند و سنتور ها را من و آقای اسماعیل تهرانی زده ایم. این اجرا به صورت کاملا ارکسترال در استودیوی وزارت فرهنگ و هنر ضبط شده است و از کیفیت بسیار خوبی دارد.
چه کار کنیم که او به ایران نیاید! (I)

چه کار کنیم که او به ایران نیاید! (I)

سمفونی شماره ۴ از گوستاو مالر با اجرای ارکستر فیلارمونیک اسلواکی، تازه‌ترین اثر ضبط شده به رهبری علی رهبری است؛ رهبر ارکستر و آهنگساز ایرانی مقیم اتریش. او حدود سی و پنج سال است که ایران را برای گسترش فعالیت‌های هنری‌اش ترک کرده است.
موسیقی بلوز (IV)

موسیقی بلوز (IV)

اکثر آهنگهای بلوز ریتم ۴/۴ دارند. استفاده از نتهای استاکاتو و آکوردهای سنکوپ دار رایج است. Triplet (نواختن سه نت در یک ضرب) زیاد به کار می رود و نتهای چنگ (۱/۸) اغلب با ریتم سوئینگ (Swing) نواخته می شود۱٫
نی و دندان (III)

نی و دندان (III)

اگر تصمیم به ایمپلنت چند دندان دارید مشکلی نیست، به این شرط که اکثر دندانهایتان سالم و تعداد ایمپلنت ها کم باشد. این قضیه با ایمپلنت کلی دندانها متفاوت است؛ در ایمپلنت کلی معمولا چهار پایه ایمپلنت وزن شانزده یا چهارده دندان را تحمل می کند و در مابین این پایه ها پزشک برای اینکه طراز پستی و بلندی های لثه را رعایت کند، بناچار، (به اصطلاح) زیرکاری می کند و در اغلب موارد لایه ای پروتزی در زیر دندان ها قرار گرفته و گاهی در امتداد لثه به سمت کام کشیده می شود که در این حالت نوازندگی شما کاملا مختل خواهد شد.
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (III)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (III)

علاوه بر این، موسیقی همیشه یک پدیده ی چند ملیتی بوده و هست. در زمان حال که کشور ایران با حدود دقیق، زبان رسمی فارسی و فرهنگ ملی هم شناخته می شود، می بینیم که ایرانی بودن و فارسی زبان بودن یک موسیقی دان دلیل بر ایرانی بودن موسیقی او نیست. به عبارت دیگر در دوران معاصر نیز موسیقی در چارچوب فرهنگ ملی نمی گنجد. (۲)
به مناسبت بیستمین سال فعالیت مجله هنر موسیقی

به مناسبت بیستمین سال فعالیت مجله هنر موسیقی

حضور من در اولین کلاس سه تار و تئوری موسیقی نزد استادانم مسعود شعاری و هوشنگ کامکار همزمان بود با تاسیس مجله هنر موسیقی. خوشبختانه در آموزشگاه کامکارها اولین شماره های این مجله را دیدم و یکی از خوانندگان پر و پاقرص آن شدم. در آن سالها نشریات مربوط به موسیقی کم شمار بود و هنوز سایت ها و وبلاگ های مربوط به موسیقی، فعالیت زیادی نداشتند.