کنسرتوی گمشده – گفتگوی هارمونیک Harmony Talk

کنسرتوی گمشده

نام پرویز محمود با دوره‌ای تب آلود از تاریخ موسیقی ایران عجین شده است. دوره ای که تغییرات بزرگ اجتماعی و سیاسی در سطح کلان با عث تغییر در ساختار مدیریت فرهنگی و پس از آن تغییر در مدیریت نهادهای موسیقایی (از جمله هنرستان موسیقی) شد. نام او را در آثار تاریخ نگاران ایرانی بیشتر به دلیل مخالفت پیگیرش با تدریس موسقی ایرانی در برنامه هنرستان موسیقی (و حذف دروس موسیقی ایرانی از برنامه) در دوره ریاستش بر هنرستان وهمچنین تاسیس و رهبری ارکستر سمفونیک تهران در سال ۱۳۲۲ می‌توان دید.

تحت تاثیر این دو نگاه جنجالی آنچه که تخصص و فعالیت اصلی محمود بود اغلب اوقات از دیدها پنهان مانده یا در اکثر متون فقط اشاره‌ای کوتاه – در حد معرفی نام قطعات – به آن شده است. محمود را به یقین می‌توان بهترین آهنگساز موسیقی سمفونیک ایرانی در دوره‌ی خودش به حساب آورد که متاسفانه تا امروز آثارش درکوران حوادث از آن نوع که در جهان سوم مرسوم است یا از بین رفته‌اند یا در دسترس قرار نداشتند، تا اینکه موسیقی شناس و رهبر برجسته ایرانی مقیم اروپا (منوچهر صهبایی) موفق شد تنها اثر باقیمانده از پرویز محمود را از دانشگاه محل تحصیل محمود در آمریکا بدست آورد و موجبات آشنایی موسیقی‌دانان و موسیقی دوستان را با این اثر پس از ۵۱ سال فراهم آورد.

کنسرتینو برای ویلن و ارکستر اثری است یک موومانی که برای ویلن و ارکستر سمفونیک ساخته شده است و در حقیقت مانیفست محمود در زمینه نوشتن آثاری با تکنیک های موسیقی سمفونیک و با استفاده از موسیقی ایرانی است این اثر در سال ۲۰۰۳ بوسیله ارکستر فیلارمونیک بلغارستان و به رهبری منوچهر صهبایی و تکنوازی آریا صهبایی اجرا شده و به وسیله شرکت Aryens EMS در اروپا منتشر شده است و قرار است که در ایران نیز منتشر شود.

کنسرتینو برای ویلن وارکستر در مد همایون و بر اساس امکانات گامهای تعدیل شده، نوشته شده است تم اولیه آن از ابتدای دانگ دوم همایون شروع می‌شود، از همان ابتدا مشخص است که آهنگساز به همایون به عنوان یک مد یعنی یک سری از فواصل با ترتیب خاص نگاه می‌کند- که این سری برای این قطعه عبارت از می-فا-سل دیز-لا-سی-دو-ر است- نه آنطور که در موسیقی ایرانی مرسوم است (به عنوان دستگاه) .

تم اول تمی رمز آلود است که از معکوس کردن حرکت ملودیک مرسوم در دستگاه همایون به دست آمده است تم اول از نت “سی” آغاز می‌شود و با “لا بمل” خاتمه پیدا می‌کند در همین زمان ارکستر با نمایش فاصله اول و پنجم مد همایون “می” بستر هارمونیک جالبی برای شروع قطعه فراهم می‌کند و انتظار رمزآلود موجود درملودی را افزایش می‌دهد. تم اول در طول این کنسرتینو به تناوب در دگره‌ها یا بدون تغییرظاهرمی‌شود و همین موضوع باعث همبستگی اثر از نظر فرم می‌شود.

از دیدگاه هارمونی کل اثر دارای ترفندی جالب از کنتراست میان صدای ویلن و ارکستر است – که بخشی از آن به دلیل فرم کنسرتینو است وبخش دیگری از آن حاصل تمهید آهنگساز برای آفریدن فضایی نزدیک به مد همایون است – به این صورت که برای گوش‌های آشنا به موسیقی ایرانی گاه صدای ارکستر(بخش هارمونی) تداعی‌گر فضای دستگاه همایون است ودر همان زمان ملودی ویلن کمرنگ کننده همین فضا و گاه برعکس.

از لحاظ هارمونی تاکید محمود بر استفاده از فواصل دوم بزرگ نشان می‌دهد که او شناخت درستی از کارکرد (فونکسیون) نتهای مختلف در مد همایون داشته است و بر عکس بسیاری از آهنگسازان هم دوره و یا پس از خودش زندانی استفاده از دستورات هارمونی تیرس نیست بلکه سعی کرده است که با آفرینش فضای هارمونیک بر اساس ملودی و مد همایون امکان همنشینی بیشتری برای عنصر هارمونی با این مد ایرانی فراهم آورد و از این نظر اثر محمود چه به لحاظ تقدم تاریخی و چه به لحاظ کیفیت یکی از نمونه‌های قبل اعتناست .

در رنگ آمیزی به کار رفته برای ارکستراسیون این اثر از تکنیک‌های مرسوم در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ استفاده شده و به طور مشخص تاثیر آهنگسازانی چون واگنر، استراوینسکی و کرساکف و همچنین شیوه مرسوم آهنگسازی در آمریکای دهه ۱۹۵۰ به خصوص در استفاده پرحجم و احساساتی از گروه سازهای زهی یا بادی (از آنگونه که بعدها در فیلم های دوره طلایی هالیوود مرسوم شد) در آن به چشم می‌خورد. از بررسی نوع و جایگاه استفاده‌ی محمود از این تکنیکها پیداست که آهنگساز جریان‌‌های مقبول آهنگسازی زمان خود را به خوبی می‌شناخته و در به کارگیری آن تبحر کافی داشته است.

audio fileبشنوید قسمتی از کنسرتینوی پرویز محمود را با رهبری منوچهر صهبایی و ویولون سولوی آریا صهبایی

فرم در این کنسرتینوی یک موومانی بر اساس تکرارمتناوب تم A و به شکلABA1C است. فرم این اثر برعکس ملودی و تا حدودی هارمونی از منطق دستگاه همایون پیروی نمی‌کند و فراز و فرود های آن بیشتر تابع فهم شخصی آهنگساز از ماده ملودیک دستگاه همایون است. کنسرتینو پس از اتمام دو قسمت اول و یک کادانس زیبا در میانه با تکرار دوباره بخش اول به صورت تغییر یافته و روی نت شاهد یا تونیک مد مورد نظر محمود، “می”، به پایانی قاطع و موفق می‌رسد.

از نکات قابل توجه در این CD اجرای بسیار زیبای منوچهر صهبایی و نیز زحمات بسیار زیادی است که این موسیقی‌شناس و رهبر ارکستر ایرانی برای بازسازی و معرفی آثار سمفونیک آهنگسازان ایرانی متحمل می‌شود که ارزش این اثر هنری را دوچندان می‌کند همچنین معرفی نوازنده جوان، آریا صهبایی – هر چند که قبلا در دوره نوجوانی آثاری از این نوازنده منتشر شده بود – از نکات بسیار جالب این اثر است.

از آریا صهبایی نوجوان آثاری پیش از این شنیده شده بود اما این اثر ( و همچنین کنسرتو شماره ۱ از پاگانینی که در همین CD ضبط شده است) نشان از ظهور یک نوازنده توانا با درک موسیقایی بسیار فرهیخته دارد که در جوانی و کمی زود به بیان شخصی در ارائه آثار رسیده است .

در مجموع کلیه مطالب گفته شده نشان می‌دهد که ضبط واجرای این اثر را می‌توان به عنوان یک اتفاق مهم در موسیقی سمفونیک ایرانی به شمار آورد به خصوص که پیدا شدن پارتیتور این اثر بی شباهت به اکتشافات انجام شده در حوزه باستان شناسی نبوده است.

فرهنگ و آهنگ شماره ۴

20 دیدگاه

  • یکی
    ارسال شده در فروردین ۲۲, ۱۳۸۵ در ۵:۰۴ ب.ظ

    پیشنهاد میکنم ،بخشی رو که مربوط به کپی کردن از مجله روزنامه و سایتهای دیگر هست رو اگه واقعآدوست دارین تو سایت بذارین ،جداشون کنید؛اینجوری بهتره.اینجادفتر روزنامه که نیست!

  • گفتگوی هارمونیک
    ارسال شده در فروردین ۲۲, ۱۳۸۵ در ۶:۱۹ ب.ظ

    دوست عزیز، آقای آروین صداقت کیش اخیرآ به جمع نویسندگان ثابت سایت پیوسته اند و بنا به درخواست ایشان برخی مطالب مورد نظرشان که قبلآ در نشریات منتشر شده است بتدریج در سایت قرار خواهد گرفت. سیاست های سایت گفتگوی هارمونیک در جهت تقویت معلومات علاقمندان به موسیقی و گسترش فرهنگ موسیقی در کشور است، که یکی از آنها تهیه آرشیوی از نوشته های مفید دست اندرکاران این هنر بر روی وب است، چرا که اگر کسی به فکر جمع آوری آنها نباشد پس از مدتی در مجلات کاغذی به تاریخ سپرده خواهند شد و از دسترس علاقمندان بیرون خواهند آمد. بنابراین مدیران سایت اینگونه تشخیص داده اند که دست به چنین اقدامی بزنند، مطمئن باشید بزودی شاهد نوشته های جدیدی از ایشان و دیگر نویسندگان مطرح جامعه موسیقی کشور در گفتگوی هارمونیک خواهید بود.

  • saeed1922
    ارسال شده در فروردین ۲۲, ۱۳۸۵ در ۷:۲۳ ب.ظ

    بسیار جالب بود. مرسی

  • پژمان اکبرزاده
    ارسال شده در فروردین ۲۲, ۱۳۸۵ در ۷:۴۷ ب.ظ

    با سپاس از مطلب جالب اقای صداقت کش ولی یک بخش از نوشته ایشان مایه شگفتی من شد : “صهبایی موفق شد تنها اثر باقیمانده از پرویز محمود را از دانشگاه محل تحصیل محمود در آمریکا بدست آورد و موجبات آشنایی موسیقی‌دانان و موسیقی دوستان را با این اثر پس از ۵۱ سال فراهم آورد…”

    باید به اطلاع نویسنده مطلب و همچنین دیگر علاقه مندان برسانم آقای منوچهر صهبایی به کلی از وجود این کنسرتینو در بایگانی دانشگاه ایندیانا بی خبر بودند و من این پارتیتور را با صرف وقت فراوان و همچنین کسب اجازه کتبی از خانم روت محمود (همسر پرویز محمود) بدست آوردم. آقای حسین دهلوی نیز از شاهدان این قضیه اند چون پیش از ارسال پارتیتور به سوییس برای آقای صهبایی پارتیتور را به ایشان نشان دادم. آقای صهبایی کمی پس از دریافت پارتیتور آنرا با ارکستر فیلارمونیک پلودیو در بلغارستان اجرا کردند. البته روی جلد سی دی نوشته شده “ارکستر دولتی بلغارستان” که دروغ محض است. آقای منوچهر صهبایی در همان زمان فرمودند در جلد سی.دی خواهند نوشت داستان پیدا شدن این پارتیتور را ولی نه تنها در بروشور چنین اشاره ای به این داستان ها نشد بلکه در مصاحبه ها با تمام خبرگزاری ها همه کارها را به نام خودشان جا زدند و این جدا مایه تاسف است. ایشان همواره از حق ناشناسی موجود در جامعه ایران سخن می گویند ولی با این کار نشان دادند خودشان از همه حق ناشناس تر هستند. متاسفانه این روحیه در برخی از ما وجود دارد که می خواهیم همه چیز را به نام خودمان جا بزنیم. ایشان کارهای پیانوی لومر را هم خودشان با پیانو اجرا کرده اند و هر کس گوش کند متوجه اجرای خشک و سرد می شوند چون آقای صهبایی یک ابواییست حرفه ای است و نه پیانو. به هر حال اینها حقایقی بود درباره این کنسرتینو. این رفتارهای باعث می شود که دیگر هیچکس با هیچکس همکاری نکند. تقریبا همین وضعیتی که الان گرفتارش هستیم! با سپاس و احترام – پژمان اکبرزاده

  • ارسال شده در فروردین ۲۲, ۱۳۸۵ در ۸:۵۷ ب.ظ

    چه اطلاعات جالبی!!!!

  • motalebi
    ارسال شده در فروردین ۲۲, ۱۳۸۵ در ۹:۱۸ ب.ظ

    aghaye akbarzadeh che mostanadat va dalayeli baraye in harfatoon darin?va chegooneh esbateshoon mitoonin bokonin?

  • پژمان اکبرزاده
    ارسال شده در فروردین ۲۲, ۱۳۸۵ در ۱۰:۴۶ ب.ظ

    اجازه نامه کتبی از همسر پرویز محمود و تمام مکاتبات با دانشگاه ایندیانا موجود است و در صورت تمایل این سایت از همین طریق منتشرشان خواهم کرد. – با احترام – پژمان اکبرزاده

  • sheyda
    ارسال شده در فروردین ۲۳, ۱۳۸۵ در ۱۱:۲۰ ق.ظ

    be nazar miyad ke moosighi irani say mikone khodesho tooye charchoob-haye classic kharbi azmayesh kone che az lahaze,form che orchestr ,harmony,…bezare;
    baraye bache-hayee ke alaghe be ahangsazi daran,ayande in kar ro chetor mibinid?
    injur kar ha baraye yek shenavande classic harfe taze-ee joz rangamizi sharghi ke tooye harmony un be andaze classic kare jedi nashode,jazab hast?
    ghasde man faghat dunestan hast,na tayeed mikonam na rad.
    ba tashakor.

  • rasool
    ارسال شده در فروردین ۲۴, ۱۳۸۵ در ۹:۴۸ ب.ظ

    salam khili khoob bood mamnonam chon be darde man khoorddddd
    mamnonam

  • shuhin
    ارسال شده در اردیبهشت ۲, ۱۳۸۵ در ۱۱:۲۵ ب.ظ

    baba shma biaeed ahang sazaie jadido bebinid oona ro vel koni ma adamaee mese parviz mahmood ziad darim amma …..

  • ناشناس
    ارسال شده در خرداد ۲۲, ۱۳۸۵ در ۳:۳۷ ق.ظ

    مصاحبه آقای صهبایی را خواندم … ایشان ظاهرا خود راقانونگذار موسیقی فرض کرده اند وبه خود اجازه داده اندبه سهولت برای آهنگسازان و هنرمندان ایرانی دستورالعمل صادر کنند : باید و نباید و تعیین تکلیف کردن و این همه ادعا بخصوص در کارهنر از یک ذهن بسته خبر می دهد که با دکترا گرفتن و پروفسور شدن از فلان و بهمان آکادمی هم درمان شدنی نیست …

  • ناشناس
    ارسال شده در خرداد ۲۲, ۱۳۸۵ در ۳:۴۰ ق.ظ

    از همه خنده دار تر استفاده از لغت اکول=echole
    در مصاحبه آقای پروفسور-دکتر صهبایی است . آدم متحیر
    مشود که نمی شد از کلمه سبک یا مکتب استفاده کرد ؟

  • عرفان
    ارسال شده در فروردین ۲۳, ۱۳۸۶ در ۱۲:۲۵ ق.ظ

    عجب!!!!واقعا که بعضی ها چه اعتماد به نفسی دارند اگر حرفهای آقای اکبر زاده رو قبول کنیم که صحیح باشه.

  • بی صدا
    ارسال شده در دی ۲۰, ۱۳۹۲ در ۱۰:۰۳ ب.ظ

    در مورد آقای آریا صهبایی
    هنوز سولیستی برایش زود است سوتی او را در اجرا قسمت نخست Allegro molto کنسرتوی مندلسون هنوز بیاد دارم.
    وقتی اجرایش را با اجرای سولیست های دیگر مقایسه می کنم می بینم کمتر داینامیک صدا را رعایت می کند.
    اجرایش برای سولیستی ضعیف است.
    دانلود اجرای Allegro molto
    http://www.sahbai.com/music/cd01t1sw.mp3

  • بی صدا
    ارسال شده در دی ۲۰, ۱۳۹۲ در ۱۰:۰۶ ب.ظ

    آقای آریا صهبایی از فرصت های خداد دادی استفاده می کند

  • بی صدا
    ارسال شده در دی ۲۰, ۱۳۹۲ در ۱۰:۳۲ ب.ظ

    بعد از شنیدن اجرای مندلسون فهمیدم که او را به عنوان سولیستی در ارکستر ها چپانده اند تا اینکه خودش به چنین درجه ای رسیده باشد بی نوا جوانانی که استعداد دارند ولی پارتی ندارند

  • ارسال شده در دی ۲۰, ۱۳۹۲ در ۱۱:۵۱ ب.ظ

    دوست عزیز، می دانید این کنسرتو را ایشان در چه سنی اجرا کرده اند؟!

  • بی صدا
    ارسال شده در دی ۲۱, ۱۳۹۲ در ۱:۳۶ ب.ظ

    سجاد جان می دانید این کنسرتو بدون تصحیح در قالب سی دی ارائه شد به بازار

  • بی صدا
    ارسال شده در دی ۲۱, ۱۳۹۲ در ۱:۴۰ ب.ظ

    ارائه ی همچین اجرایی در مقابل نوازندگان نوجوان اروپا نیاز به اعتماد به نفسی در حد کوه دارد.
    مطمئنا در ارکستر ها صلاحیت سولیستی به همچین نوازنده ای داده نمی شود حال می دانید چرا می گویم چپانده شده یعنی چه؟؟؟

  • xyz
    ارسال شده در دی ۲۱, ۱۳۹۲ در ۱۰:۳۷ ب.ظ

    مجبور نبوده تو اون سن بزنه! وقتی میگن مثلا هایفتز در ۷ سالگی مندلسون زد یا یازده سالگی چایکوفسکی زده معنیش این نیست با هر کیفیتی یا به زور و خرج باباجونش. می تونین به اجراهای اون در سنین پایین گوش کنین تا فرق ماجرا را متوجه بشین

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تار و پودِ نشانه (I)

تار و پود بیش از آن که یک آلبوم باشد یک نشانه است؛ نشانی از دشواری‌های یک راه نکوبیده و نپیموده در موسیقی کلاسیک ایرانی. با آن، حمید متبسم که پیش از این طبع خود را رویاروی بلندترین قله‌ی شعر حماسی فارسی (شاهنامه‌ی فردوسی در قطعه‌ی سیمرغ) آزموده بود، حالا به صرافت طبع‌آزمایی موسیقایی با یکی از بلندترین ستیغ‌های شعر غنائی فارسی (خسرو و شیرین نظامی) افتاده است. به این ترتیب مجموعه‌ی تار و پود بدل به نشان مسئله‌ی موسیقی ما با روایت داستانی شده است. سیمرغ را می‌توانستیم «یک تجربه‌ی منفرد» (یا نادر) بشماریم و بگذریم یا همچون یک راه تازه‌گشوده با آن برخورد کنیم و منتظر آنچه در تداوم راه پیش می‌آمد بمانیم. اما با آمدن تار و پود، هنگامی که کار از یک گذشت، به وادی مقایسه می‌رسیم و خواه‌ناخواه آنچه پیش‌تر مبهم بود آشکار می‌شود. موقعیت این مجموعه به‌عنوان دومین تلاش است که آن را نشانه می‌کند.

امامی: استقبال خوبی از برنامه ما در سوئیس شد

من علاقه زیادی به موسیقی قدیم ایران داشته ام و سعی کرده ام در حد توانم بر روی آن حوزه موسیقی کارکرده و بر روی موسیقی دوره قاجار و هم قبل از آن دوره مطالعات مختصری داشته ام و به طبع در آثارم از آن ها بهره می برده ام در این سال ها آلبوم های تولید کرده ایم با همراهی دوستانم مثل آلبوم برافشان و آلبوم چهار سو که با آهنگسازی دوست خوبم حمید شریفی بوده و همچنین آلبوم بزم ۲ با آهنگسازی دوستانم سعید کورد مافی و علی کاظمی که همه این آلبوم ها توسط انتشارات ماهور منتشر شده است و تمامی این آثار رویکردی که ما داشته ایم استفاده از امکانات بالقوه موسیقی قدیم ایران بوده است و اینکه این امکانات بالفعل کرده و امکاناتی نظیر فرم و دورها و متدهای متفاوتی که در آن موسیقی وجود داشته است و الان کمرنگ شده است و یا کمتر استفاده می شوده است. این امکانات در هر صورت به ما راهی را نشان می دهند که شاید از این طریق بتوان رنگ و بوی تازه از موسیقی ایران رو شنید، البته شاید! در هر صورت راهی است که می شود در بستر تاریخی اصالت ها را حفظ کرد و موسیقی گذشته را به این شکل منتقل کرد.

از روزهای گذشته…

جاکو پاستاریو، نابغه دنیای جز

جاکو پاستاریو، نابغه دنیای جز

ژاکو پستوریوس (jaco pastorius) را شاید بتوان در زمره آخرین نوازندگان و آهنگسازان جز قرن بیستم به حساب آورد که تاثیر گسترده ای بر دنیای موسیقی داشته اند. در موارد بسیار، از تبلیغات تلویزیونی گرفته تا آخرین آلبوم های گروههای راک، اجراهای متقاوتی از آثار این هنرمند را می شنویم. بدون شک شان و منزلت او از تمامی القاب مختلفی که در گوشه و کنار به او نسبت داده اند، بالاتر است. در حقیقت ژاکو معنای واقعی جاز را به دوستداران موسیقی نشان داد و به جرات می توان گفت: ” او در نوع خود نوازنده ای بی همتاست.”
هم‌صدایی لحظه‌ها (III)

هم‌صدایی لحظه‌ها (III)

از میان دیوارهایی که جان کیج سرش را به آن می‌کوبید یکی هست که اهمیتی ویژه در تاریخ موسیقی کلاسیک دارد و در جریان تغییرات موسیقی در قرن بیستم هم مورد توجه ویژه‌ی نوگرایان قرار داشت. هارمونی، یا اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم مجموعه‌ی فنون گسترش بافت عمودی و سازماندهی مصالح صوتی.
عصیان ِ کلیدر (IV)

عصیان ِ کلیدر (IV)

پژمان طاهری در اظهار نظری در مورد این قطعه میگوید:« به نظر من بیشتر این موسیقی ، موسیقی فیلم بود ،موسیقی تصویر بود یعنی موزیکی نیست که مردم بتوانند به در قالب یک کنسرت بدون تصویر بیاییند گوش کنند این موزیک فیلم است. البته در همان قطعه ی کلیدر خیلی از تم های کارهای قبلی آقای درویشی تکرار میشد البته این قطعه زیبا بود و من بسیار لذت بردم.»
نخستین دوره جشنواره موسیقی دانشجویی “صبا” برگزار می شود

نخستین دوره جشنواره موسیقی دانشجویی “صبا” برگزار می شود

“جشنواره موسیقی صبا” فعالیت خود را از تابستان سال ۱۳۹۵ آغاز کرده است و همه ‌ساله به همت دانشجویان دانشکده‌ی موسیقی دانشگاه هنر برگزار می‌شود. به گفته محمد هادی مجیدی، دبیر نخستین دوره جشنواره، اولین دوره جشنواره صبا در دو بخش رقابتی و غیر رقابتی برگزار خواهد شد که بخش رقابتی آن شامل چهار محور: آهنگسازی، گروه نوازی کلاسیک غربی، گروه نوازی موسیقی ایرانی، پژوهش موسیقی خواهد بود که بخش آهنگسازی شامل دو ماده آهنگسازی برای گروه کر و آهنگسازی برای آنسامبل پرکاشن کلاسیک، بخش گروه نوازی کلاسیک شامل اجرای گروه های تریو، کوآرتت و کوئینتت از رپرتوآر موسیقی کلاسیک و بخش گروه نوازی موسیقی ایرانی شامل اجرای آثار اساتید موسیقی ایرانی برای گروه های بالای پنج نفر و البته با شرایط ذکر شده در فراخوان جشنواره خواهد بود.
شجریان مهر

شجریان مهر

اول مهر مهرماه ۱۳۸۳، استاد عالیقدر آواز ایران ، محمدرضا شجریان ۶۴ ساله شد. شجریان هنرمندی با هوش و ذکاوتی سرشار که حقیقتا” حق مطلب را درست ادا کرده از دیار قدسیان، یگانه مشهد ایران رهسپار سفری دور و دراز شد و امروز با خود کوله باری لبریز از پاکترین و معصومترین آیه های آریایی بودنمان را بدوش می کشد.
شکستن چهارچوب ها

شکستن چهارچوب ها

مسئله شکستن چهارچوب ها می تواند در زمینه های مختلفی کاربرد داشته باشه و صد البته احتمالآ ده ها دردسر؛ اما نه در دنیای هنر.
پژمان اکبر زاده

پژمان اکبر زاده

متولد ۱۳۵۹ شیراز نوازنده پیانو و پژوهشگر [email protected]
سخنرانی صداقت کیش در نقد نغمه  (I)

سخنرانی صداقت کیش در نقد نغمه (I)

مطلبی که پیش رو دارید، متن کامل سخنرانی آروین صداقت کیش در جلسه نقد نغمه، ویژه آلبوم سیمرغ به آهنگسازی حمید متبسم و آواز همایون شجریان است.
یاد بود استاد حسن کسایی (II)

یاد بود استاد حسن کسایی (II)

دکترعمومی سپس به تعریف خاطراتی از استاد کسایی پرداخت (لحن و صدای وی در هنگام صحبت درباره استاد خود به قدری متاثر کننده بود که تمام حاضرین را تحت تاثیر قرار می داد) سپس بخشی از مصاحبه خود با استاد حسن کسایی را برای حاضرین پخش کرد. در این مصاحبه حسن کسایی به اهمیت شعر در موسیقی ایرانی می پردازد و می گوید: “ساز زدن بدون توجه به شعر معنایی ندارد. من در سازم شعر می خوانم”. او معتقد است مطلبی که در شعر وجود دارد، باید با کمک موسیقی و بوسیله نوازنده بیان شود. دکتر عمومی ضمن تاکید حرف های استاد کسایی، به بیان اهمیت شعر در موسیقی ایرانی پرداخت و آشنایی با شعر فارسی را برای موسیقیدانان از نکات پر اهمیت دانست.
حنانه و هزاردستان

حنانه و هزاردستان

همانطور که در مطلب قبل گفته شد، “آتشی در سینه دارم جاودانی” که از آثار با ارزش مرتضی نی داوود است، در اجرای جدیدش صرفنظر از آواز، اجرایی بی نقص نبود!