کنسرتوی گمشده

نام پرویز محمود با دوره‌ای تب آلود از تاریخ موسیقی ایران عجین شده است. دوره ای که تغییرات بزرگ اجتماعی و سیاسی در سطح کلان با عث تغییر در ساختار مدیریت فرهنگی و پس از آن تغییر در مدیریت نهادهای موسیقایی (از جمله هنرستان موسیقی) شد. نام او را در آثار تاریخ نگاران ایرانی بیشتر به دلیل مخالفت پیگیرش با تدریس موسقی ایرانی در برنامه هنرستان موسیقی (و حذف دروس موسیقی ایرانی از برنامه) در دوره ریاستش بر هنرستان وهمچنین تاسیس و رهبری ارکستر سمفونیک تهران در سال ۱۳۲۲ می‌توان دید.

تحت تاثیر این دو نگاه جنجالی آنچه که تخصص و فعالیت اصلی محمود بود اغلب اوقات از دیدها پنهان مانده یا در اکثر متون فقط اشاره‌ای کوتاه – در حد معرفی نام قطعات – به آن شده است. محمود را به یقین می‌توان بهترین آهنگساز موسیقی سمفونیک ایرانی در دوره‌ی خودش به حساب آورد که متاسفانه تا امروز آثارش درکوران حوادث از آن نوع که در جهان سوم مرسوم است یا از بین رفته‌اند یا در دسترس قرار نداشتند، تا اینکه موسیقی شناس و رهبر برجسته ایرانی مقیم اروپا (منوچهر صهبایی) موفق شد تنها اثر باقیمانده از پرویز محمود را از دانشگاه محل تحصیل محمود در آمریکا بدست آورد و موجبات آشنایی موسیقی‌دانان و موسیقی دوستان را با این اثر پس از ۵۱ سال فراهم آورد.

کنسرتینو برای ویلن و ارکستر اثری است یک موومانی که برای ویلن و ارکستر سمفونیک ساخته شده است و در حقیقت مانیفست محمود در زمینه نوشتن آثاری با تکنیک های موسیقی سمفونیک و با استفاده از موسیقی ایرانی است این اثر در سال ۲۰۰۳ بوسیله ارکستر فیلارمونیک بلغارستان و به رهبری منوچهر صهبایی و تکنوازی آریا صهبایی اجرا شده و به وسیله شرکت Aryens EMS در اروپا منتشر شده است و قرار است که در ایران نیز منتشر شود.

کنسرتینو برای ویلن وارکستر در مد همایون و بر اساس امکانات گامهای تعدیل شده، نوشته شده است تم اولیه آن از ابتدای دانگ دوم همایون شروع می‌شود، از همان ابتدا مشخص است که آهنگساز به همایون به عنوان یک مد یعنی یک سری از فواصل با ترتیب خاص نگاه می‌کند- که این سری برای این قطعه عبارت از می-فا-سل دیز-لا-سی-دو-ر است- نه آنطور که در موسیقی ایرانی مرسوم است (به عنوان دستگاه) .

تم اول تمی رمز آلود است که از معکوس کردن حرکت ملودیک مرسوم در دستگاه همایون به دست آمده است تم اول از نت “سی” آغاز می‌شود و با “لا بمل” خاتمه پیدا می‌کند در همین زمان ارکستر با نمایش فاصله اول و پنجم مد همایون “می” بستر هارمونیک جالبی برای شروع قطعه فراهم می‌کند و انتظار رمزآلود موجود درملودی را افزایش می‌دهد. تم اول در طول این کنسرتینو به تناوب در دگره‌ها یا بدون تغییرظاهرمی‌شود و همین موضوع باعث همبستگی اثر از نظر فرم می‌شود.

از دیدگاه هارمونی کل اثر دارای ترفندی جالب از کنتراست میان صدای ویلن و ارکستر است – که بخشی از آن به دلیل فرم کنسرتینو است وبخش دیگری از آن حاصل تمهید آهنگساز برای آفریدن فضایی نزدیک به مد همایون است – به این صورت که برای گوش‌های آشنا به موسیقی ایرانی گاه صدای ارکستر(بخش هارمونی) تداعی‌گر فضای دستگاه همایون است ودر همان زمان ملودی ویلن کمرنگ کننده همین فضا و گاه برعکس.

از لحاظ هارمونی تاکید محمود بر استفاده از فواصل دوم بزرگ نشان می‌دهد که او شناخت درستی از کارکرد (فونکسیون) نتهای مختلف در مد همایون داشته است و بر عکس بسیاری از آهنگسازان هم دوره و یا پس از خودش زندانی استفاده از دستورات هارمونی تیرس نیست بلکه سعی کرده است که با آفرینش فضای هارمونیک بر اساس ملودی و مد همایون امکان همنشینی بیشتری برای عنصر هارمونی با این مد ایرانی فراهم آورد و از این نظر اثر محمود چه به لحاظ تقدم تاریخی و چه به لحاظ کیفیت یکی از نمونه‌های قبل اعتناست .

در رنگ آمیزی به کار رفته برای ارکستراسیون این اثر از تکنیک‌های مرسوم در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ استفاده شده و به طور مشخص تاثیر آهنگسازانی چون واگنر، استراوینسکی و کرساکف و همچنین شیوه مرسوم آهنگسازی در آمریکای دهه ۱۹۵۰ به خصوص در استفاده پرحجم و احساساتی از گروه سازهای زهی یا بادی (از آنگونه که بعدها در فیلم های دوره طلایی هالیوود مرسوم شد) در آن به چشم می‌خورد. از بررسی نوع و جایگاه استفاده‌ی محمود از این تکنیکها پیداست که آهنگساز جریان‌‌های مقبول آهنگسازی زمان خود را به خوبی می‌شناخته و در به کارگیری آن تبحر کافی داشته است.

audio fileبشنوید قسمتی از کنسرتینوی پرویز محمود را با رهبری منوچهر صهبایی و ویولون سولوی آریا صهبایی

فرم در این کنسرتینوی یک موومانی بر اساس تکرارمتناوب تم A و به شکلABA1C است. فرم این اثر برعکس ملودی و تا حدودی هارمونی از منطق دستگاه همایون پیروی نمی‌کند و فراز و فرود های آن بیشتر تابع فهم شخصی آهنگساز از ماده ملودیک دستگاه همایون است. کنسرتینو پس از اتمام دو قسمت اول و یک کادانس زیبا در میانه با تکرار دوباره بخش اول به صورت تغییر یافته و روی نت شاهد یا تونیک مد مورد نظر محمود، “می”، به پایانی قاطع و موفق می‌رسد.

از نکات قابل توجه در این CD اجرای بسیار زیبای منوچهر صهبایی و نیز زحمات بسیار زیادی است که این موسیقی‌شناس و رهبر ارکستر ایرانی برای بازسازی و معرفی آثار سمفونیک آهنگسازان ایرانی متحمل می‌شود که ارزش این اثر هنری را دوچندان می‌کند همچنین معرفی نوازنده جوان، آریا صهبایی – هر چند که قبلا در دوره نوجوانی آثاری از این نوازنده منتشر شده بود – از نکات بسیار جالب این اثر است.

از آریا صهبایی نوجوان آثاری پیش از این شنیده شده بود اما این اثر ( و همچنین کنسرتو شماره ۱ از پاگانینی که در همین CD ضبط شده است) نشان از ظهور یک نوازنده توانا با درک موسیقایی بسیار فرهیخته دارد که در جوانی و کمی زود به بیان شخصی در ارائه آثار رسیده است .

در مجموع کلیه مطالب گفته شده نشان می‌دهد که ضبط واجرای این اثر را می‌توان به عنوان یک اتفاق مهم در موسیقی سمفونیک ایرانی به شمار آورد به خصوص که پیدا شدن پارتیتور این اثر بی شباهت به اکتشافات انجام شده در حوزه باستان شناسی نبوده است.

فرهنگ و آهنگ شماره ۴

20 دیدگاه

  • یکی
    ارسال شده در فروردین ۲۲, ۱۳۸۵ در ۵:۰۴ ب.ظ

    پیشنهاد میکنم ،بخشی رو که مربوط به کپی کردن از مجله روزنامه و سایتهای دیگر هست رو اگه واقعآدوست دارین تو سایت بذارین ،جداشون کنید؛اینجوری بهتره.اینجادفتر روزنامه که نیست!

  • گفتگوی هارمونیک
    ارسال شده در فروردین ۲۲, ۱۳۸۵ در ۶:۱۹ ب.ظ

    دوست عزیز، آقای آروین صداقت کیش اخیرآ به جمع نویسندگان ثابت سایت پیوسته اند و بنا به درخواست ایشان برخی مطالب مورد نظرشان که قبلآ در نشریات منتشر شده است بتدریج در سایت قرار خواهد گرفت. سیاست های سایت گفتگوی هارمونیک در جهت تقویت معلومات علاقمندان به موسیقی و گسترش فرهنگ موسیقی در کشور است، که یکی از آنها تهیه آرشیوی از نوشته های مفید دست اندرکاران این هنر بر روی وب است، چرا که اگر کسی به فکر جمع آوری آنها نباشد پس از مدتی در مجلات کاغذی به تاریخ سپرده خواهند شد و از دسترس علاقمندان بیرون خواهند آمد. بنابراین مدیران سایت اینگونه تشخیص داده اند که دست به چنین اقدامی بزنند، مطمئن باشید بزودی شاهد نوشته های جدیدی از ایشان و دیگر نویسندگان مطرح جامعه موسیقی کشور در گفتگوی هارمونیک خواهید بود.

  • saeed1922
    ارسال شده در فروردین ۲۲, ۱۳۸۵ در ۷:۲۳ ب.ظ

    بسیار جالب بود. مرسی

  • پژمان اکبرزاده
    ارسال شده در فروردین ۲۲, ۱۳۸۵ در ۷:۴۷ ب.ظ

    با سپاس از مطلب جالب اقای صداقت کش ولی یک بخش از نوشته ایشان مایه شگفتی من شد : “صهبایی موفق شد تنها اثر باقیمانده از پرویز محمود را از دانشگاه محل تحصیل محمود در آمریکا بدست آورد و موجبات آشنایی موسیقی‌دانان و موسیقی دوستان را با این اثر پس از ۵۱ سال فراهم آورد…”

    باید به اطلاع نویسنده مطلب و همچنین دیگر علاقه مندان برسانم آقای منوچهر صهبایی به کلی از وجود این کنسرتینو در بایگانی دانشگاه ایندیانا بی خبر بودند و من این پارتیتور را با صرف وقت فراوان و همچنین کسب اجازه کتبی از خانم روت محمود (همسر پرویز محمود) بدست آوردم. آقای حسین دهلوی نیز از شاهدان این قضیه اند چون پیش از ارسال پارتیتور به سوییس برای آقای صهبایی پارتیتور را به ایشان نشان دادم. آقای صهبایی کمی پس از دریافت پارتیتور آنرا با ارکستر فیلارمونیک پلودیو در بلغارستان اجرا کردند. البته روی جلد سی دی نوشته شده “ارکستر دولتی بلغارستان” که دروغ محض است. آقای منوچهر صهبایی در همان زمان فرمودند در جلد سی.دی خواهند نوشت داستان پیدا شدن این پارتیتور را ولی نه تنها در بروشور چنین اشاره ای به این داستان ها نشد بلکه در مصاحبه ها با تمام خبرگزاری ها همه کارها را به نام خودشان جا زدند و این جدا مایه تاسف است. ایشان همواره از حق ناشناسی موجود در جامعه ایران سخن می گویند ولی با این کار نشان دادند خودشان از همه حق ناشناس تر هستند. متاسفانه این روحیه در برخی از ما وجود دارد که می خواهیم همه چیز را به نام خودمان جا بزنیم. ایشان کارهای پیانوی لومر را هم خودشان با پیانو اجرا کرده اند و هر کس گوش کند متوجه اجرای خشک و سرد می شوند چون آقای صهبایی یک ابواییست حرفه ای است و نه پیانو. به هر حال اینها حقایقی بود درباره این کنسرتینو. این رفتارهای باعث می شود که دیگر هیچکس با هیچکس همکاری نکند. تقریبا همین وضعیتی که الان گرفتارش هستیم! با سپاس و احترام – پژمان اکبرزاده

  • ارسال شده در فروردین ۲۲, ۱۳۸۵ در ۸:۵۷ ب.ظ

    چه اطلاعات جالبی!!!!

  • motalebi
    ارسال شده در فروردین ۲۲, ۱۳۸۵ در ۹:۱۸ ب.ظ

    aghaye akbarzadeh che mostanadat va dalayeli baraye in harfatoon darin?va chegooneh esbateshoon mitoonin bokonin?

  • پژمان اکبرزاده
    ارسال شده در فروردین ۲۲, ۱۳۸۵ در ۱۰:۴۶ ب.ظ

    اجازه نامه کتبی از همسر پرویز محمود و تمام مکاتبات با دانشگاه ایندیانا موجود است و در صورت تمایل این سایت از همین طریق منتشرشان خواهم کرد. – با احترام – پژمان اکبرزاده

  • sheyda
    ارسال شده در فروردین ۲۳, ۱۳۸۵ در ۱۱:۲۰ ق.ظ

    be nazar miyad ke moosighi irani say mikone khodesho tooye charchoob-haye classic kharbi azmayesh kone che az lahaze,form che orchestr ,harmony,…bezare;
    baraye bache-hayee ke alaghe be ahangsazi daran,ayande in kar ro chetor mibinid?
    injur kar ha baraye yek shenavande classic harfe taze-ee joz rangamizi sharghi ke tooye harmony un be andaze classic kare jedi nashode,jazab hast?
    ghasde man faghat dunestan hast,na tayeed mikonam na rad.
    ba tashakor.

  • rasool
    ارسال شده در فروردین ۲۴, ۱۳۸۵ در ۹:۴۸ ب.ظ

    salam khili khoob bood mamnonam chon be darde man khoorddddd
    mamnonam

  • shuhin
    ارسال شده در اردیبهشت ۲, ۱۳۸۵ در ۱۱:۲۵ ب.ظ

    baba shma biaeed ahang sazaie jadido bebinid oona ro vel koni ma adamaee mese parviz mahmood ziad darim amma …..

  • ناشناس
    ارسال شده در خرداد ۲۲, ۱۳۸۵ در ۳:۳۷ ق.ظ

    مصاحبه آقای صهبایی را خواندم … ایشان ظاهرا خود راقانونگذار موسیقی فرض کرده اند وبه خود اجازه داده اندبه سهولت برای آهنگسازان و هنرمندان ایرانی دستورالعمل صادر کنند : باید و نباید و تعیین تکلیف کردن و این همه ادعا بخصوص در کارهنر از یک ذهن بسته خبر می دهد که با دکترا گرفتن و پروفسور شدن از فلان و بهمان آکادمی هم درمان شدنی نیست …

  • ناشناس
    ارسال شده در خرداد ۲۲, ۱۳۸۵ در ۳:۴۰ ق.ظ

    از همه خنده دار تر استفاده از لغت اکول=echole
    در مصاحبه آقای پروفسور-دکتر صهبایی است . آدم متحیر
    مشود که نمی شد از کلمه سبک یا مکتب استفاده کرد ؟

  • عرفان
    ارسال شده در فروردین ۲۳, ۱۳۸۶ در ۱۲:۲۵ ق.ظ

    عجب!!!!واقعا که بعضی ها چه اعتماد به نفسی دارند اگر حرفهای آقای اکبر زاده رو قبول کنیم که صحیح باشه.

  • بی صدا
    ارسال شده در دی ۲۰, ۱۳۹۲ در ۱۰:۰۳ ب.ظ

    در مورد آقای آریا صهبایی
    هنوز سولیستی برایش زود است سوتی او را در اجرا قسمت نخست Allegro molto کنسرتوی مندلسون هنوز بیاد دارم.
    وقتی اجرایش را با اجرای سولیست های دیگر مقایسه می کنم می بینم کمتر داینامیک صدا را رعایت می کند.
    اجرایش برای سولیستی ضعیف است.
    دانلود اجرای Allegro molto
    http://www.sahbai.com/music/cd01t1sw.mp3

  • بی صدا
    ارسال شده در دی ۲۰, ۱۳۹۲ در ۱۰:۰۶ ب.ظ

    آقای آریا صهبایی از فرصت های خداد دادی استفاده می کند

  • بی صدا
    ارسال شده در دی ۲۰, ۱۳۹۲ در ۱۰:۳۲ ب.ظ

    بعد از شنیدن اجرای مندلسون فهمیدم که او را به عنوان سولیستی در ارکستر ها چپانده اند تا اینکه خودش به چنین درجه ای رسیده باشد بی نوا جوانانی که استعداد دارند ولی پارتی ندارند

  • ارسال شده در دی ۲۰, ۱۳۹۲ در ۱۱:۵۱ ب.ظ

    دوست عزیز، می دانید این کنسرتو را ایشان در چه سنی اجرا کرده اند؟!

  • بی صدا
    ارسال شده در دی ۲۱, ۱۳۹۲ در ۱:۳۶ ب.ظ

    سجاد جان می دانید این کنسرتو بدون تصحیح در قالب سی دی ارائه شد به بازار

  • بی صدا
    ارسال شده در دی ۲۱, ۱۳۹۲ در ۱:۴۰ ب.ظ

    ارائه ی همچین اجرایی در مقابل نوازندگان نوجوان اروپا نیاز به اعتماد به نفسی در حد کوه دارد.
    مطمئنا در ارکستر ها صلاحیت سولیستی به همچین نوازنده ای داده نمی شود حال می دانید چرا می گویم چپانده شده یعنی چه؟؟؟

  • xyz
    ارسال شده در دی ۲۱, ۱۳۹۲ در ۱۰:۳۷ ب.ظ

    مجبور نبوده تو اون سن بزنه! وقتی میگن مثلا هایفتز در ۷ سالگی مندلسون زد یا یازده سالگی چایکوفسکی زده معنیش این نیست با هر کیفیتی یا به زور و خرج باباجونش. می تونین به اجراهای اون در سنین پایین گوش کنین تا فرق ماجرا را متوجه بشین

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (X)

فرض کنید از این ۴۰۹۶ مجموعه در طی تقریبا چهارصد سال گذشته هر سال تنها از ۲۰ مجموعه مختلف استفاده شده است. این می‌شود ۸۰۰۰ مجموعه (۴۰۰*۲۰)؛ یعنی ۴۰۰۰ تا بالاتر از گنجایش سیستم. حال به‌طور فرضی سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هر سال ۱۵ مجموعه مختلف استفاده شده. این می‌شود ۶۰۰۰ مجموعه یعنی ۲۰۰۰ مجموعه بالا تر از گنجایش سیستم. باز سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هرسال از ۱۴ مجموعه مختلف استفاده شده. این می شود ۵۶۰۰ مجموعه.

نگاهی به غلبه موسیقی پاپ بر موسیقی کلاسیک در کنسرت «ارکستر سازهای ملیِ» جدید

به یاد می آورم پس از اولین کنسرت ارکستر سمفونیک تهران با عنوان جدید «ارکستر سمفونیک ملی ایران»، غوغایی در جامعه موسیقی به پا شده بود و طرفداران طرح علی رهبری (که تعطیلی ارکستر ملی و ادغام آن با ارکستر سمفونیک تهران و تغییر نام این ارکستر بود) و فرهاد فخرالدینی (که خواستار تشکیل ارکستری مجزا از ارکستر سمفونیک تهران به مانند سالهای گذشته با عنوان ارکستر ملی بود) در مقابل هم صف کشی کرده بودند؛ در نهایت برنده این بحث رهبر سابق ارکستر ملی فرهاد فخرالدینی بود و به سرعت طی برگزاری جلسه ای، ارکستر ملی تقریبا با همان ترتیب سابق شکل گرفت البته با این تفاوت که قرار شد با دعوت از رهبران میهمان، وضعیت تک بعدی ارکستر ملی که به شدت تحت تاثیر موسیقی سبک ارکسترال ایرانی بود تعدیل یابد. *

از روزهای گذشته…

اطلاعیه اول مسابقه کشوری گیتار جَز-بلوز (پاییز۸۷)

اطلاعیه اول مسابقه کشوری گیتار جَز-بلوز (پاییز۸۷)

برای نخستین بار در ایران مسابقه کشوری نوازندگی گیتار جز و بلوز در پاییز ۱۳۸۷ برگزار می شود؛ این مسابقات در دو رشته ” لید گیتار ” و ” بیس گیتار ” اجرا خواهد شد.
منبری: هر دستگاه هارمونی خود را دارد

منبری: هر دستگاه هارمونی خود را دارد

در مورد بخشی که ابزار، ارکستر غربی بوده مقایسه ای می کنم بین مرحوم حنانه و جناب فخرالدینی. آقای حنانه تحصیلکرده بود و دانش موسیقی شان در حد اعلی و به زعم خودشان معتقد به داشتن زبان ایرانی در آهنگسازی برای ارکستر. با استفاده از هارمونی های زوج و چه و چه که تدابیری بود که ایشان داشتند در امر آهنگسازی.
ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (VII)

ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (VII)

ایده پست مدرنیسم در آغاز در صحنه ظاهر شد تا بحران غالب قوانین معماری آمریکایی را معین کند. هگل هنگامیکه دنیا شکل تاریخی هنر رومانتیک داشت معماری را بالاتر از موسیقی قرار داد، بدلیل اینکه در معماری آشتی میان روح و ماده، خرد و تاریخ، نهایتا بوسیله حالاتی که کامل‌تر تحقق یافته نشان داده شده است. برای مثال رجحان معماری در بحثهای گوناگون جِیمسون درباره پست مدرنیسم از همین روست.
صداسازی در آواز (I)

صداسازی در آواز (I)

آواز، دغدغه و علاقه همیشگی من بوده است و بر این اساس به عنوان یک هنرجو در زمینه تکنیکهای صداسازی آواز کلاسیک، مدتی را در این کلاس ها مشغول به کسب مهارت بوده ام. همزمان با آن برای درک و یادگیری بهتر این هنر به منابع دیگری از قبیل ویدئوهای آموزشی، فایلهای صوتی و مطالب نوشتاری از اساتید مطرح در این زمینه نیز رجوع کردم; طبعا نکات زیادی برای یادگیری وجود داشت ولی نکته جالب توجه و در عین حال عجیب این بود که هر کدام از این اساتید از شیوه ای کاملا متفاوت و خاص خود برای آموزش یک موضوع واحد (صداسازی ) بهره می بردند.
موسیقی و معنا (IV)

موسیقی و معنا (IV)

در تبیین روش‌هایی که معنای موسیقی را مرتبط با موسیقی (و روان‌شناسی آن) پژوهش می‌کنند، ضروری‌ست بدانیم در مورد موسیقی چه چیزهایی ممکن است ابژه‌های معنا باشند. آیا آنها وضعیت‌هایی از جهان مادی‌اند یا حالت‌هایی از جهان‌های ذهنی ممکن؟ (نک. Johnson-Laird 1983: 172) یا آنکه همچون اعتبار (یا ارزش صدقِ) قضایای منطق صوری در نظام منطقی‌شان، اموری انتزاعی هستند که تنها در درون آن نظام معتبرند؟ (Tarski 1956) و یا مانند آنچه در زیبایی‌شناسی مطرح می‌شود، وضعیتی از حوزه‌ای انتزاعی هستند که با قضایای منطق صوری توصیف نمی‌شوند و باز تنها در رویکرد زیبایی‌شناختی اعتبار دارند؟ (Sibley 1959). آیا پدیده‌هایی ذهنی مانند افکار و عقاید و امیال افراد هستند (Dennet 1987) یا همچون شکل واره های مفاهیمی پیشینی در نظریات لیکاف و جانسون؟
بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (I)

بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (I)

از لحاظ تبارشناسی آموزشی احد بهجت را همان‌طور که در مقدمه‌ی کتاب ردیف میرزا عبدالله می‌خوانیم؛ «موسیقی را به صورت جدی از سال ۱۳۴۰ نزد دکتر داریوش ثقفی – از شاگردان ارزنده‌ی ابولحسن صبا– آغاز کرد» (بهجت ۱۳۷۹: ۵)، باید غیر مستقیم مرتبط با مکتب آموزشی صبا دانست. در پیشگفتار همان اثر منبع او برای نغمه‌نگاری ردیف میرزا عبدالله چنین ذکر شده است: «منبع اصلی در نت نویسی و تنظیم ردیف حاضر، اجرای برومند بوده است.
بررسی اجمالی آثار شادروان<br> روح الله خالقی (قسمت پانزدهم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت پانزدهم)

این هم نفسی با حافظ، مستلزم طی طریقی است که انسان را از عالم ناسوت، حدّاقل در لحظاتِ خلق اثر، جدا سازد. شاید همراهِ دیرین خالقی، مرحوم استاد حسینعلی ملاح، در نامه به خانم گلنوش خالقی در ۱۳۷۰ از حقیقتی پرده برداشته که قبل از آن، براساس مطالبِ بالا، تنها میشد آنرا حدس زد: پدر شما سخت معتقد به عشق لاهوتی بود.
موسیقی کانتری (IV)

موسیقی کانتری (IV)

در سال ۱۹۷۷ خانم دالی پارتون (Dolly Parton) موسیقیدان برجسته سبک کانتری با آهنگ “اینجا باز هم تو” به عنوان بهترین آهنگ کانتری و در رده سوم بر روی بیلبورد بهترینهای پاپ آمریکا جای گرفت. همچنین کنی راجرز (Kenny Rogers) پس از موفقیت در پاپ، راک و موسیقی محلی با آهنگ “لوسیل” به موسیقی کانتری راه یافت و در رده پنجم بیلبورد بهترینهای پاپ آمریکا قرارگرفت. در حقیقت راجرز و پاترون هر دو این توانایی را داشتند که هم زمان هم در موسیقی کانتری و هم پاپ برترین باشند.
مغالطات ایرانی – مکتب وزیری (I)

مغالطات ایرانی – مکتب وزیری (I)

اصطلاح «مکتب وزیری» در نوشته های مربوط به موسیقی دستگاهی ایران به کرات مورد استفاده قرار می گیرد ولی معنی این اصطلاح دقیقا مشخص نیست؛ بعضی از نویسندگانی که از این اصطلاح استفاده کرده اند مقصودشان تنها گروه شاگردان وزیری بوده است، شامل گروه بزرگی از شاگردان هنرستان او و شاگردان تار او مانند ابوالحسن صبا، روح الله خالقی، احمد فروتن راد، حسین سنجری، حشمت سنجری و دیگران. ولی آیا همه شاگردان وزیری را می‌توان مکتب‌دار او تصور کرد؟ قطعا این گمان اشتباهی است، چراکه می دانیم بعضی از شاگردان وزیری به کلی راه و روشی غیر از وزیری را برگزیده اند.
ویلنسل (IX)

ویلنسل (IX)

انگشت گذاری دوگانه مربوط به اجرای همزمان دو نت می باشد. دو سیم همزمان انگشت گذاری شده و آرشه بر روی آنها کشیده می شود، در نتیجه دو صدا همزمان شنیده می شود. همچنین ممکن است انگشت گذاری های سه گانه و چهارگانه هم انجام شود (با شکسته شدن حالت منحنی انگشتان). اما مشکلی که در این تکنیک وجود دارد نشدنی بودن آرشه کشی همزمان روی بیش از دو سیم به است که از انحنای لبه خرک ناشی می شود. Frances-Marie Uitti بکارگرفتن دو آرشه را ابداع کرد؛ به گونه ای که یک آرشه روی دو سیم میانی و آرشه زیگر زیر دو سیم کناری کشیده شود تا اجرای سه یا چهار نت همزمان میسر گردد.