آسیب شناسی پروژه مدرنیته در جهان سوم

اولین و مهمترین خاصیت نظریه مدرنیته به تایید و تصریح اکثر منتقدان ایجاد شفافیت بیشتر و از میان برداشتن ابهام در مناسبات گذشته است (البته بدون در نظر گرفتن این موضوع که در واقع تا چه حد به این موضوع نزدیک می‌شود) و درست در همین نکته است که اولین تعارضات با محیط فرهنگی در جهان سوم آغاز می‌شود.

به خصوص در کشورهایی که دارای سابقه تاریخی و هویت فرهنگی ریشه‌دار و طولانی در منطقه خود یا در جهان می‌باشند این آسیب شدیدتر خود را نمایش می‌دهد، از آنجایی که اکثر فرهنگ های باسابقه در کشورهای جهان سوم هنوز قسمت اعظم خصوصیات پیچیده و رازآلود مناسبات درونی خود را حفظ کرده‌اند به شدت در مقابل این شفاف سازی که به وسیله عقل انسانی با تعریف غربیش صورت می‌گیرد از خود مقاومت نشان می‌دهند و در مقابل این ماجراجویی به زعم این فرهنگها عقل خرد ( کوچک) انسان کاملا در موضع دفاعی قرار می‌گیرند.

معمولا این پدیده در بین برخی از روشنفکران جهان سومی به صورت بازگشت سرسختانه به سنت های فرهنگی و … ظاهر می‌شود. علت عمده این قضیه را باید در دیدگاه‌های فرهنگی- تاریخی در این کشورها دانست که در اکثر اوقات ایجاد شفافیت و حل و گشایش مسایل اساسی انسانی را نه بر عهده خود انسان که از جانب عقلی برتر (با اتصال به نیرویی ماورایی) می‌داند و به همین دلیل در مقابل چون و چرای عقل ابزاری از خود عکس العمل منفی نشان می‌دهد و بدین صورت مقدار زیادی انرژی که می‌تواند صرف حرکت‌های مثبت در هر یک از حوزه‌های گفته شده شود صرف ترمیم یا تشدید چنین آسیبی خواهد شد و در نهایت به هدر خواهد رفت.

تجربه یک قرن گذشته نشان داده است هر زمان که در یک حوزه‌ی فرهنگی (کشور) تکلیف در باره‌ی پذیرش یا عدم پذیرش یا حتی جذب و دفع برخی از بخشهای پروژه مدرنیته کاملا روشن بوده است نتایج مثبت این تصمیمات در مدت کوتاهی در تمام جهات خود را ظاهر کرده است و بر عکس در جاهایی که این وضعیت مشخص نبوده بیشترین نیرو صرف تثبیت وضعیت شده است.

– از دیگر خصوصیات تمدن مدرن نوزایی و اصالت دادن به آن است (که به خصوص در حوزه هنرها و فعالیتهای فکری نمود بیشتری دارد) این نگرش نیز در اکثر اوقات در تضاد با نگرش فلسفی مستقر در جهان سوم قرار می‌گیرد.

معمولا در جهان سوم جایی که حضور فرهنگهای بسیار ریشه‌دار و تاریخی پررنگ است خصلت‌های ایستا و بدون تحرک ظاهری این نوع فرهنگها باعث می‌شود در مقابل هر نوع حرکت نو نوعی نیروی کند کننده وارد عمل شود و کل حرکت را اگر نتواند کاملا متوقف کند دستکم کُند کُنَد. حال اگر این حرکت نو خود اصالت دادن به نوزایی به طور کلی باشد شدیدترین مقاومت‌ها ظاهر می‌شود چرا که در غیر این صورت نوزایی تقدیس شده خیلی سریع بساط فرهنگ مستقر را برخواهد چید.

از آنجایی که در این حوزه‌ها فلسفه‌ی تغییرات فرهنگی، افتصادی، سیاسی بر اساس تغییرات کند و بطئی است، مقاومت در برابر این حرکت نو آسانتر انجام می‌شود و عموما فرهنگ مستقر موفق می‌شود که با طرح این پرسش که آیا صرف نو بودن پدیده‌ای، دلیل خوبی برای درست بودن آن است ؟ در حقیقت اصل موضوع را متوقف نماید.

این پدیده را می‌توان به صورت تفاوت در دیدگاهی هندسی – فلسفی میان این دو تمدن نشان داد به این صورت که حرکت یا پیشرفت در تمدن مدرن به گونه‌ای خطی ظاهر می‌شود در حالی که پیشرفت در فرهنگها و تمدن های قدیمی‌تر در ساده‌ترین حالت به صورت دوایری هم مرکز و گسترش یابنده (با ایستایی بسیار بیشتر) در می‌آید.

به دلیل همین تفاوت دیدگاه فلسفی مقاومت فرهنگ پذیرنده به صورت یک جدال فلسفی در می آید و باعث بسیج تقریبا تمام نیروی فکری موجود در آن حوزه‌ی فرهنگی خواهد شد که این نیز از آسیب‌های موجود در پذیرش و جذب تمدن مدرن در کشورهای جهان سوم است.

– نحوه نگرش به زیست‌بوم نیز در این دو تمدن یکی دیگر از تفاوت های اساسی است (البته این موضوع کاملا تابع نگاه هر دو تمدن به جایگاه انسان در جهان هستی و تعریف ارتباط او با محیط اطرافش است).

در تمدن مدرن در حقیقت انسان و رابطه او با هر چیز دیگر جایگاه آن چیز یا موضوع را مشخص می‌کند در واقع به انسان جایگاهی محوری داده شده است که اجازه می‌دهد تمام مسائل دیگر در پرتو محوریت انسان قابل تعریف باشند مثلا نوع رابطه انسان با طبیعت در تمدن مدرن نمونه بسیار خوبی از این نگرش انسان محور است.

در حقیقت وجود طبیعت در رابطه با انسان معنی می‌یابد و این معنی یافتن بیشتر در راستای استفاده به صورت مواد اولیه و یک منبع مصرفی است.

از آنجایی که در فرهنگها و تمدنهای غیر مدرن این ارتباط انسان محور نیست (و حتی در بعضی از آنها با گونه ای از تقدس مثلا در برخورد با طبیعت همراه است) بنابراین ورود این تلقی جدید از رابطه انسان با محیط اطراف و جهان هستی به خصوص در دوران گذار ( به دلیل اینکه هنوز هیچ یک از دیدگاه ها موفق به مستقر شدن نشده است) آسیب های جدی هم از دیدگاه انسانی و هم از دیدگاه محیطی ایجاد می‌کند.

– نحوه ارتباطات انسانی نیز از قاعده پیشین پیروی می‌کند و دو گانگی در برقراری ارتباط سنتی-مدرن تبدیل به یکی از آسیبهای شایع در این حوزه‌های فرهنگی می‌شود.

اگر چه این پدیده به شکلهای متفاوت در غرب نیز در زمان به وجود آمدن تمدن مدرن وجود داشته است اما در تمدن‌های دیگر به دلیل همان مقاومت گفته شده و عکس العمل دفاعی فرهنگی که باعث می‌شود هر چیز مربوط به تمدن قبل لزوما خوب تلقی شود، این آسیب نیز مانند موارد قبلی می‌تواند به یک آسیب حاد وطولانی مدت تبدیل شود.

معمولا این آسیب در کشورهای جهان سوم به صورت دوگانگی در نحوه زندگی و برقراری ارتباط انسانی طبقات متوسط اجتماع ( به علت خصلت بینابینی این طبقات چه به لحاظ اقتصادی چه به لحاظ فرهنگی ) و همچنین سردرگمی شدید طبقات پایین و روستایی ظاهر می‌شود.

– به دلیل همین مقاومت‌ها و نیز به دلیل اینکه در قرن گذشته این تمدن ( مدرن) از طرف دنیای غرب به عنوان تمدن برتر و موفق در حل مسائل انسانی ارائه شده است در اکثر کشور های جهان سوم ورود تمدن مدرن به صورت یک هدف سیاسی و برای نوعی سلطه جویی قدرت‌های غربی بر جهان سوم در آمد.

به همین علت در بیشتر موارد همراه با دیکتاتوری و نوعی سرکوب برای پذریش اجباری تمدن مدرن- آنهم بیشتر در شکل، نه محتوا – بوده است همین موضوع باعث شده که حال پس از گذشت تقریبا یک قرن این موضوع در وجدان تاریخی بخشی از ملتهای جهان سوم به صورت یک واقعه دردناک باقی بماند (بویژه اگر استقرار تمدن مدرن با ناکامی همراه بوده باشد). و همین موضوع باعث گرایش به بازگشت به مظاهر و محتوای تمدن گذشته در کشورهای جهان سوم در سالهای آخر قرن بیستم شد.

– مانند تمام چیزهای وارداتی در جهان سوم تمدن مدرن هم پس از ساخت و احتمالا تکمیل در کشورهای دیگر وارد شد و این اتفاق هم چند آسیب ویژه همراه خود داشت: اول اینکه فرهنگ پذیرنده همواره به عنوان موضوعی وارداتی به آن نگاه می‌کند (که مفصل راجع به آن بحث شد ) .

دوم اینکه فرهنگ پذیرنده به عنوان دنباله‌رو تا مدت بسیار زیادی و شاید هم برای همیشه مصرف کننده فکر باقی می‌ماند و اکثر اوقات تفکر فلسفی را در زمانی که دیگر کهنه است یا در نزد تولید کنندگان مردود شناخته می‌شود در یافت می‌کند و بی چون وچرا می‌پذیرد و برای مدتی طولانی تحت سلطه قدرتمند فرهنگی قرار می‌گیرد.

سوم اینکه به دلیل مقاومت ذاتی در مقابل این تمدن وارداتی حتی در صورتی که در نهایت تمدن مدرن را بپذرید، آنقدر از نظر فکری انرژی خود را از دست داده که نمی‌تواند به عنوان یک تولید کننده تفکر در دنیای مدرن جایی برای خود دست و پا کند.

وبالاخره چهارم اینکه بر اثر همین موارد گفته شده به نوعی عقده حقارت در برابر تولید کنندگان تمدن مدرن گرفتار می‌آید.

آسیبهای دیگری نیز در فرآیند برخورد میان یک کشور جهان سوم با تمدن مدرن ممکن است پدیدار شوند که به اندازه مواردی که گفته شد اهمیت نداشته باشند یا اینکه عمومیت موارد گفته شده را نداشته باشند به همین دلیل از اشاره به آنها خودداری شده است.

– موضوع تمدن مدرن و اینکه آیا اصولا می‌توان قائل به وجود چنین تمدنی شد یا خیر و اگر می‌توان، آیا تمدن مدرن بر انواع دیگر تمدن که تاکنون برروی زمین ظاهر شده‌اند برتری خاصی دارد یا خیر و همچنین نسبت میان کشورهای جهان سوم و تمدن مدرن و نحوه پذیرش یا عکس العمل این کشور ها به این تمدن از پرسش های بسیار مهم و حیاتی قرن بیستم و شاید حتی قرن بیست و یکم به خصوص برای اندیشمندان این کشورها است به همین دلیل تلاش زیادی را در همه جنبه ها برای پیدا کردن رهیافتی به پاسخ این سوالات مشاهده می‌کنیم از اینروست که نوشتار حاضر می‌کوشد به بخشی از این سوالات پاسخ دهد یا روشنگر برخی مسائل موجود در راه برخورد با تمدن مدرن باشد.

در این نوشتار پیشاپیش فرض شده است که تمدن مدرن موضوعیت دارد و مدرنیته یکی از دستاورد های مهم بشری در قرون گذشته است و به موضوع نحوه برخورد کشورهای جهان سوم با تمدن مدرن پرداخته شده است آنهم از این منظر که آسیب شناسی انتقال تمدن مدرن را مورد بررسی قرار دهد.

توضیحات :

۱- در نوشتار حاضر همه جا عنوان جهان سوم به عنوان مرسوم در گفتمان سیاسی قرن بیستم و به عنوان اشاره به جغرافیای اقتصادی خاص به کاررفته است هر چند که خود این لغت تا حدودی حاصل تعریف میان نسبت کشورها و تمدن مدرن است.

۲- مباحث گفته شده از لحاظ تاریخی بیشتر به قرن بیستم مربوط هستند اما ممکن است برخی از موارد گفته شده برای قرن حاضر نیز قابل استفاده باشند.

روزنامه‌ی نیم نگاه (شیراز)

4 دیدگاه

  • ali
    ارسال شده در بهمن ۳, ۱۳۸۵ در ۶:۵۳ ب.ظ

    emrooz asre modernite be hesab miad…
    farda asre modern e ma mire to ghafase e ketabaye tarikhi
    bazi ba in esm ha faghat be darde kasayi mikhore ke ehsas mikonan ba bekar bordanesh mitonan ba savad jelve konan

  • ارسال شده در مرداد ۱۲, ۱۳۸۶ در ۱۲:۲۹ ب.ظ

    ممنون، مطلب بسیار جالبی بود.

  • سریال چارخونه
    ارسال شده در مرداد ۱۵, ۱۳۸۶ در ۲:۴۵ ق.ظ

    ببین چه فرق میکنه اگر که ما یک دانشمندان هسته-یی مدرن داریم که در شیرکت بمب اتم
    درست میکنه…

    حالا از شوخی گذشته متن جالبی بود اما من دیدم که هر وقت راجب مدرنیته صحبت
    میشه خود روش بحث انتزاعی(یعنی به درد نخور) هستش..یعنی فاقد مثاله…
    به این شکل که مثلاً
    گفته میشه در دوران مدرن که دوران شکوفای عقل بشریه…انگار قبلاً کسی عقل
    نداشته یا مثلاً از عقلش استفاده نمیکرده….در ضمن اگر به قول فلسفه باز ها
    داریم مسئله رو عینی (یعنی با عینک) بر رسی میکنیم ایران بحثش یه مقدار از اون جهان
    سوم ها جداست.بدبختیه ما الان اینه که خود مدرنیته یعنی دولت فخیمه انگلیس که
    بابای استاد شریعتی مبارز بزرگ کشور انگلیس هم هست دست از سر ما بر نمیداره.
    نه اسلام و نه ترک و مغول هیچ کدوم نتونستن اونقد جلوی پیشرفت ما رو بگیرن
    تا اینکه این لاکردار مدرن پاش اینجا باز شد.

    حالا از این مسئله که بگذریم حتّی خود آقای جواد تباطباعی که فکر میکنم
    اصلی ترین و ارزشمند ترین محقق بحث
    مدرنیته تو ایران باشه من جایی ندیدم که به وضوح یه مثال از اون اتّفاقی که باید
    بیفته تا ما مدرنیته بشیم بزنه…یعنی میشه ما هم مدرن بشیم؟(به نقل از
    کیتاب فروش فیلم شنل گدار باز که یه روشنفکر مدرن بود)

    اما شما یه جا گفتی اون ها که در جهان سوم موفق شدن مدرنیته بشن
    در حالت حقارت
    منزوی شکلی به سر میبرن…ببخشید چون این سایت سایت موسیقیه نکنه منظور شما
    محسن نامجو و علیرضا مشایخیه؟…ای کلک دیدی چه خوب فهمیدم.اگه منظور این
    افراد باشه که کاملاً درسته چون انقد اینا مدرنن که خدشونم نمیفهمن چی میگن.

    اما به نظر من بهترین شیوه دستیابی به مدرنیسم اینه که آدم با لگد بزنه به
    سنّت ها و اونارو بریزه دور…یعنی مثلاً تو یه محفل موسیقایی که پر
    از دخترا و پسرای لپ گلی روشنفکره بلند بشه و گند
    بزنه به هیکل یه پیره مرد که عمرشو گذاشته رو موسیقی..با این کار هم به سنّت ها
    لگده خوبی زده میشه هم اینکه قدرت ضربه زنیه سم انسان یا حیوان مدرن مهک
    زده میشه.

  • ارسال شده در آذر ۱۷, ۱۳۸۸ در ۷:۱۱ ب.ظ

    با سلام.جالب بود

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (IX)

«یادداشتی در مورد استفاده از کلمه ی هم طول در این مقاله: واضح است که در اجرا، زمان بندی های متریک به ندرت هم طولند و هدف تغییرات بیانی قرار می گیرند برای مثال می توانید نوشته های گبریلسون، سلوبودا، کلارک، شافر و تاد را ببینید. از طرف دیگر، این موضوع حائز اهمیت است که تفاوت های بین الگوهای زمانی که داری مدت زمان های مساوی هستند و اقسام دیگر که مدت زمان های متفاوتی دارند را باز شناخت. بنابراین، وقتی من کلمه ی هم طول را به کار می برم، منظور من این است: “بازنمود بنیادین یک سری مدت زمان هم طول که در اجرا می توانند هدف تغییر بیانی قرار بگیرند.»

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (VIII)

طلوع: این قطعه به عنوان یکی از زیباترین و تاثیرگزارترین آثار ساخته شده در دهۀ ۶۰ در موسیقی ایرانی مطرح می شود. شنیدن این قطعه و آثار ساخته شده در مجموعۀ هنری نوا مرکب خوانی، شنونده را ناخودآگاه به فضای آن سال ها می برد. قطعۀ از سه بخش متفاوت تشکیل شده که بخش اول از نظر وزن به صورت دوضربی ترکیبی بوده که دارای سرضرب های متفاوتی می باشد. بخش دوم از گوشۀ نهفت آغاز شده و در ادامه وارد فضای گوشۀ گوشت می شود و دارای ضرباهنگی آرام و کند می باشد.

از روزهای گذشته…

تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (IV)

تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (IV)

خلفای اموی چون امپراطوری بزرگ اسلامی را شالوده گذاشتند، اسلام از سند تا اقیانوس اطلس و جبال پیرنه و ارس تا دریای پارس و عمان و مرکز افریقا کشیده شد. انتقال مقر خلافت از مدینه به دمشق سبب شد که از اندیشه و ذوق و استعداد حکما و هنرمندان ایرانی و روم بهره گرفته شود و اندوخته‌های علمی و هنری کشورهای تابعه اسلام، تقویت و گسترش پیدا کرده و در حقیقت پایه و اصول هنری و فرهنگی «رنسانس» عهد نوزایی در اروپا گردد.
درباره مشکل «شیش هشت» و «میزان های لَنگ» در وزن شناسیِ موسیقی ایرانی (VI)

درباره مشکل «شیش هشت» و «میزان های لَنگ» در وزن شناسیِ موسیقی ایرانی (VI)

اگر در میزان اول دوضربی به جای دو سیاه، ۸ دولا چنگ (میزان ۳) قرار داشته باشد، می توان گفت میزان سوم، ۸ ضربی ۴+۴ است با دو تاکید. اما چون اجزاء ترکیب کننده، زمان های یک اندازه (یک سیاه یا ۴/۱) دارند، این میزان ها همه با دو ضرب (با دوتا پا زدن یا دو ضربه مترونم) قابل اجرا هستند. یا دقیق تر واحد زمانی تعیین کننده در داخل میزان یک نت سیاه یا یک ۴/۱ است.
عمر فاروق، موسیقیدان ترک (II)

عمر فاروق، موسیقیدان ترک (II)

او در این مدت نواختن چندین ساز را آموخت و نهایتا توانست در نواختن نی، سرنا، باگلاما، عود و پرکاشن به مهارت خاصی دست یابد. اگر درخت شکیبایی فاروق در خانه شان در شهری کوچک ریشه زد، تنه این درخت، به گفته خودش، در شهر بزرگی مثل استانبول رشد کرد.
کنسرت اروپایی گروه بین المللی رومی و علیرضا قربانی

کنسرت اروپایی گروه بین المللی رومی و علیرضا قربانی

تور اروپایی “گروه رومی و علیرضا قربانی” از روز ۳۰ سپتامبر برای اجرای هشت کنسرت در سوئد، نروژ، سوییس و اسپانیا آغاز می شود. شماری از نوازندگان برجسته ایرانی و اروپایی در این گروه بین المللی گردهم آمده اند تا در ترکیبی ویژه آثار جاوید افسری راد آهنگساز ایرانی مقیم نروژ را اجرا کنند. تعداد نوازندگان در نخستین تور اروپایی “گروه رومی” بین ۱۲ تا ۱۶ نفر متغییر است.
«اهالی موسیقی کار مطالعاتی را جدی نمی گیرند»

«اهالی موسیقی کار مطالعاتی را جدی نمی گیرند»

در ایران، چندین مجله موسیقی با گرایش‌های گوناگون فعالیت دارند؛ «فصلنامه موسیقی ماهور»، «ماهنامه هنر موسیقی» و «ماهنامه فرهنگ و آهنگ» از اصلی‌ترین مجلات موسیقی در ایران هستند. در چنین فضایی و با توجه به اینکه فعالیت‌های موسیقی در ایران چندان وسیع نیست، یک نشریه‌ی تازه‌ی موسیقی که به جنبه‌های عوام‌پسندانه‌ی موسیقی هم نمی‌پردازد تا چه حد می‌تواند توجه دوستداران موسیقی را جلب کند؟
جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (II)

جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (II)

ردیف های مکتب خانواده ی فراهانی با روایت های گوناگون کمتر از ۴۰۰ گوشه دارند مانند ردیف سازی میرزا عبدلله (نزدیک به ۲۵۰ گوشه به روایت برومند و نزدیک به ۳۹۰ گوشه به روایت منتظم لحکما) و ردیف آوازی عبدلله دوامی ( ۱۸۸ گوشه) و محمود کریمی (نزدیک به ۲۲۳ گوشه). واژه ی ”نزدیک” برای آن است که در نام گذاری بعضی گوشه ها اختلاف نظرهایی وجود دارد مثلن گوشه ی رضوی دستگاه شور در ردیف محمود کریمی به روایت ارفع اطرائی دارای بخش های نغمه، تحریر جواد خوانی و فرود است (اطرائی، ،۱۳۶۹ ۸-۱۰) اما در روایت مسعودیه با دو نام و دو گوشه ی متفاوت مشخص شده اند:‌ یکی «رضوی» و دیگری «رضوی با تحریر جوادخانی» (مسعودیه،‌ ۶،۲۵۳۶-۸) یا اینکه در روایت ارفع اطرائی گوشه هایی وجود دارند (مانند درآمد نوع دیگر در ماهور صفحه ی ۱۵۸ ) که در کتاب محمد تقی مسعودیه وجود ندارند.
پادکست (II)

پادکست (II)

نیازی نیست که یک نرم افزار حرفه ای تهیه کنید تا ادیت دلخواهتان را برای پادکست ویدیویی داشته باشید، با داشتن بعضی نرم افزارهای ساده و مناسب هم میتوانید کارهای جالبی خلق کنید. میتوانید برای شروع کار از نرم افزارهای iLife روی مکینتاش تان استفاده کنید.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (I)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (I)

مقوله‌ی تاریخ موسیقی و تاریخ‌نگاری در ایران پیچیدگی‌های بسیاری دارد و حوزه‌ای است از دانش مرتبط با موسیقی که مانند بسیاری موضوعات دیگر این دانش ناروشن و مبهم است. این عدم وضوح گاه به پدیده‌ای ذاتی تبدیل می‌شود و گاه نیز پدیده‌ای است که به دلایل مختلفی در طول زمان بر فرهنگ ما عارض شده است.
درباره کتاب «موسیقی ایرانی» شناسی (II)

درباره کتاب «موسیقی ایرانی» شناسی (II)

وزنه اصلی در این بررسی، استوار کردن ساختار موسیقی ایرانی از «مجموعه گوشه ها و ردیف آنها» به «مجموعه مقام ها و جنسیت هایشان» است. به عبارت دیگر شناسایی علمی و سیستماتیک موسیقی از راه شناسایی سیستم های صدا ها، به جای شناسایی عامیانه با کمک آهنگ ها (گوشه ها). بنا بر این در این کتاب در پی شناسایی «دستگاه» ها و «آواز» ها و «گوشه» ها نیستم، بلکه در پی شناسایی سیستم های سازنده آنها، خواهم بود، به عبارت دیگر «مقام زابل» یا مقام «مویه» که در این نوشته شناسایی شده است، تفاوتی اساسی با «گوشه زابل» یا «گوشه مویه» دارد.
سواران دشت امید

سواران دشت امید

تنبک با وجود سابقه حضور طولانیش در عرصه موسیقی ایران، در واقع پس از “عصر استاندارد خواهی” موسیقی ایران که با حرکتهای وزیری شروع شد، به کمک حسین تهرانی به طور جدی صاحب جایگاه شد. با گذشت زمان و به نت درآمدن آثار تهرانی (که به همت حسین دهلوی، مصطفی پورتراب، فرهاد فخرالدینی و هوشنگ ظریف به انتشار رسید) این ساز به سرعت رواج یافت و نوازندگان خوش تکنیکی پیدا کرد که با نوازندگان نسل قبل از تهرانی بسیار فاصله داشتند