موسیقی سینه به سینه (گفتگو با خسرو سلطانی)

خسرو سلطانی (موسیقیدان ایرانی مقیم اتریش)، اخیراً آلبوم تازه ای به نام «ماهور کبیر» منتشر ساخته است. اجرای اثر را «گروه شیراز» – متشکل از خسرو سلطانی (سرنا، کرنا، بالابان)، مجید درخشانی (تار، سه تار، رباب)، علی اکبر شکارچی (کمانچه) و فرزانه نوایی (چنگ) _ به عهده داشته و بخش های آوازی توسط افسانه رثایی و علیرضا قربانی خوانده شده است. «گروه شیراز» در سال ۱۳۶۰ (۱۹۸۱ ) به کوشش خسرو سلطانی و با همکاری تعدادی از برجسته ترین نوازندگان ایرانی مقیم اروپا در وین تشکیل شد و تاکنون کنسرت های متعددی برگزار کرده است.

سلطانی در سال ۱۳۳۱ در تهران تولد یافت و پس از دریافت دیپلم هنرستان عالی موسیقی (در رشته نوازندگی فاگوت)، در آکادمی موسیقی وین تحصیلات خود را در همین رشته و نواختن سازهای قدیمی اروپا پی گرفت.وی از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۳ با ارکستر سمفونیک تهران و از ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۹ با ارکستر سمفونیک رادیو و تلویزیون اتریش همکاری داشت.سلطانی از سال ۱۳۵۸ در اتریش اقامت گزیده و ضمن اجرای کنسرت به تدریس در چندین مدرسه موسیقی اشتغال دارد.

وی در سفر کوتاه خود به ایران از فعالیت های هنری خود و «ماهور کبیر» سخن گفت: … «ماهور کبیر» مجموعه قطعاتی است در دستگاه ماهور. نام «ماهور کبیر» به این دلیل انتخاب شده که ما در ردیف موسیقی ایرانی «ماهور صغیر» (ماهور کوچک) داریم ولی از آنجایی که ماهور به عنوان دستگاهی بزرگ معرفی می شود و دارای شباهت هایی با گام ماژور (گام بزرگ) در موسیقی غرب است به این فکر افتادم که می توانیم گوشه ای به نام «ماهور کبیر» هم داشته باشیم.

شاید در آینده گوشه ای هم به این نام درست شود.این مجموعه با مقدمه ای در گوشه «حزین» آغاز می شود، سپس ملودی «مرغ سحر» (اثر مرتضی نی داوود) با تنظیمی جدید اجرا شده است. کوشش کردم بافت ملودی دست نخورد و به همان شکل اصلی (بدون خواننده) اجرا شود زیرا «مرغ سحر» از لحاظ موسیقایی بسیار غنی است و جا دارد که بدون کلام هم اجرا شود. در ادامه کار از گوشه های دیگر مثل «خسروانی» که البته در اینجا نامش را گذاشته ام «خسروان» صرفاً نام قطعه به این شکل انتخاب شده نه اینکه بخواهم گوشه را عوض کنم. قطعه چهارم در گوشه «طوسی» است که در آن یکی از سروده های باباطاهر را افسانه رثایی و علیرضا قربانی همخوانی می کنند.

سپس «رنگ» و «کوراُغلی» که به «راک» وصل می شوند. «راک» معمولاً از درجه پنجم دستگاه ماهور اجرا می شود ولی چون سرنا توانایی تار یا کمانچه را برای اجرای کامل دستگاه ندارد سعی کردم راک ماهور دو را به جای شروع از فاصله پنجم از فاصله دوم آغاز کنم، به صورت یک مدلاسیون توی خودش، بدون آنکه نامطبوع باشد. البته این عقیده من است، شنونده ممکن است نظر دیگری داشته باشد. در قطعه هفتم از ریتم «بسته نگار» استفاده شده (برای کمانچه و چنگ) که البته «بسته نگار» در دیگر مایه های موسیقی ایرانی است نه در ماهور و در اینجا فقط از ریتم آن استفاده شده است.

پس از آن قطعه ای به نام «نغمه» (روی سروده های حافظ) با صدای افسانه رثایی و علیرضا قربانی اجرا شده است. «نغمه» هم در ماهور وجود ندارد ولی از آن در ماهور استفاده کرده ام. درست است که هر دستگاه و نغمه ای در موسیقی ایرانی کاراکتر ویژه خود و حریم خود را دارد ولی اگر کسی بخواهد در موسیقی کار کند نباید زیاد خود را در این حریم ها نگه دارد. این هم یک دید است که مثلاً حال که در اصفهان گوشه ای داریم به اسم «نغمه»، چرا در ماهور نباشد؟ بسیاری از تکنوازان بنام ایران هم از اینگونه کارها کرده اند بدون اینکه اشاره کنند یا نامی برایش بگذارند.

همچنین از گوشه «زنگوله» استفاده کرده ام که متصل شده است به گوشه دلکش. دلکش را هم در اینجا «دلکُش» نامیده ام، به روایت برخی استادان گذشته که معتقد بودند نام این گوشه در اصل «دلکُش» بوده است. آخرین قطعه هم «خوارزمی» است که در این مجموعه «خوارزم» نام گرفته است.

• در این مجموعه از چنگ (هارپ) استفاده شده است. سازی که قرن هاست از گردونه سازهای ایرانی خارج شده و از شیوه نوازندگی آن در گذشته اطلاعی در دست نیست. آیا این ساز در «ماهور کبیر» به همان شیوه ای که اکنون در موسیقی هنری غرب رایج است مورد استفاده قرار گرفته؟
چنگ سنتی در دست نبود. ما مجبور شدیم از هارپ اروپایی استفاده کنیم ولی تا حد امکان سعی شده حق مطلب ادا شود.این هارپ را فرزانه نوایی نواخته است. از آنجایی که ایشان مدت ها موسیقی ایرانی را با ساز تار نزد هوشنگ ظریف کار کرده اند سعی کرده اند مطالب را تطبیق دهند و حال و هوای موسیقی کلاسیک در اجرایشان نباشد. از تکنیک خاصی استفاده کرده اند که بسیار راضی بودم. البته کار آسانی نبود ولی امکان پذیر شد. تمام قطعه های مابینی (وصل قطعات) در این مجموعه به وسیله چنگ و کمانچه اجرا شده است. کمانچه که یکی از سازهای بسیار قدیم و رایج در ایران است ولی تلفیق این دو ساز به گوش من بسیار زیبا آمد.

• برای نوازندگی سرنا و کرنا روش جدیدی ابداع کرده اید یا اینکه از تجربیات تان در فاگوت نوازی هم استفاده کرده اید؟
سرنا و کرنایی که در مجموعه «ماهور کبیر» استفاده کرده ام به سفارش من در آلمان ساخته شده، باید اشاره کنم من ضمن اینکه تحصیلاتم در رشته نوازندگی فاگوت و موسیقی کلاسیک بوده از بیست سال پیش به موسیقی ایرانی علاقه پیدا کردم و به جز راهنمایی دورادور استادان موسیقی ایرانی، این موسیقی را خودم کار کرده ام و با آن آشنا شده ام. برای نوازندگی سرنا و کرنا قطعاً از تکنیک نوازندگی فاگوت هم برای دمیدن در این سازها استفاده شده.

• اشاره کردید سازها در آلمان ساخته شده، مدل آن را از ایران به آنجا برده اید؟
خیر! سرنا سازی است با اصلیت شرقی که در میان ملل کشورهای مسلمان رایج است، از آفریقای شمالی تا هند. این ساز اوایل قرن یازدهم به اروپا رفته و اروپایی ها این ساز را به همان شکلی که در آن زمان از طریق مسلمانان به اسپانیا وارد شد نگهداشته اند و هنوز هم از آن استفاده می کنند. سازی که من می زنم در حقیقت همان الگو است. البته اسم آن را تغییر داده اند به شالمی (Shalmai) یا بمبقد (Bombard) ولی همان ساز است و به همان کیفیت.

• تفاوت شالمی و بمبقد با سرناهایی که در نواحی مختلف ایران استفاده می شود چقدر است؟
می توانم بگویم ۹۵ درصد به هم شبیه هستند و تفاوت ها بیشتر به خاطر نوع «قمیش» و قطر شیپور است.

•فکر می کنید اگر حمایت دولتی و رسمی از اینگونه فعالیت ها و احیای سازهای باستانی صورت نگیرد ممکن است که این سازها وارد گردونه سازهای موسیقی دستگاهی ایران شوند یا اینکه در سطح همین برنامه های پراکنده باقی خواهند ماند؟
قطعاً اگر حمایت نشوند به نتیجه مورد نظر نمی رسند. واقعاً مشخص نیست نفر بعدی چند سال دیگر بخواهد چنین کاری کند ولی این طوری که من می بینم شاید دیگر هیچکس نباشد.

•شما در سال ۱۳۶۹ هم مجموعه ای به نام «نوبانگ کهن» (تقریباً با همین خصوصیات در دستگاه شور) منتشر کردید که در ایران هم در دسترس علاقه مندان قرار گرفت. شباهت ها و تفاوت های «ماهور کبیر» با «نوبانگ کهن» چیست؟
شاید بشود گفت «ماهور کبیر» دنباله همان «نوبانگ کهن» است . البته در «نوبانگ کهن» اجرا قدری متفاوت است زیرا در آن مجموعه، نوازندگی سازهای مضرابی به عهده حسین علیزاده بود. ایشان هم یکی از بهترین نوازندگان هستند و طبعاً اجرای بسیار خوبی ارائه شد ولی متأسفانه به این خاطر که من در ایران نبودم و پیگیری نکردم این آلبوم در اینجا به نام ایشان شناخته شد و خود آقای علیزاده هم هیچگاه متذکر نشدند که در این اثر تنها نوازندگی را به عهده داشتند. و قدری هم در میکس و ضبط بخش های آوازی و بخش بسیار کوتاهی در ابتدای کرشمه و زیرکش سلمک که مجموعه این قسمت ها در یک آلبوم ۶۰ دقیقه ای به ۲ دقیقه هم نمی رسد.

• طرح شما ادامه دارد؟ یعنی در بقیه دستگاه های موسیقی ایرانی هم می خواهید کارهایی به فرم «نوبانگ کهن» و «ماهور کبیر» ارائه کنید؟
اگر فرصت شود علاقه مند هستم که در بقیه دستگاه ها و با همین سازبندی این کار را ادامه دهم. در حال حاضر هم روی آواز ابوعطا کار می کنم که با تکنیک سرنا بسیار جور درمی آید. همین «ماهور کبیر» هم که به تازگی به بازار آمده ده سال پیش آماده شد ولی گرفتاری های کاری به من فرصت ضبط و انتشار آن را نمی داد. امیدوارم موقعیتی برای نشر آن در ایران هم پدید آید.

•وضعیت موسیقی ایرانی در خارج از کشور چگونه است؟
متأسفانه من تماس زیادی با نوازندگانی که در زمینه موسیقی ایرانی فعالند ندارم. قبلاً تماس بیشتری داشتم ولی طی ده سال گذشته خیلی کمتر شده است. تا همین حد می دانم که موسیقی ایرانی در خارج طرفداران زیادی دارد که از آن حمایت می کنند. شنونده های خارجی هم از این موسیقی استقبال می کنند. از طریق هنرمندانی که از ایران می آیند، موسیقی ایرانی به خوبی معرفی می شود. ولی قطعاً می تواند خیلی بهتر باشد!

•موسیقی ایرانی در خارج در مقایسه با موسیقی هندی و عربی چه وضعیتی دارد؟
اصلاً قابل مقایسه نیست! مثل شب و روز! واقعاً امیدوارم موسیقی ایرانی هم روزی به آن اندازه معرفی شود که در هر صورت راه درازی در پیش دارد.

•به عنوان آخرین سئوال؛ نظرتان درباره نوآوری در موسیقی ایرانی چیست؟ از تجربیات موسیقی غربی می توان استفاده کرد یا اینکه موسیقی ایرانی را تنها از درون و با تکیه به خودش باید متحول ساخت؟ نهایتاً اینکه چگونه می توان کاری کرد که موسیقی ایرانی مخاطبان بیشتری داشته باشد و حضوری جدی تر در جامعه؟
در مورد تعداد مخاطبان موسیقی ایرانی؛ این برمی گردد به آثاری که موسیقیدانان ایرانی ارائه می کنند ولی در مورد نوآوری، مشکلی که اکنون در موسیقی ایرانی وجود دارد، این است که اگر کسی بخواهد نوآوری کند بقیه فکر می کنند او می خواهد چیزی را از بین ببرد و نوآوری موجب از میان رفتن سنت های موسیقی ما می شود در صورتی که این طور نیست. موسیقی سنتی ایران، موسیقی ای است که کسی نمی تواند به ترکیب اصلی آن دست بزند. البته اگر ما هنوز نُت نداشتیم ممکن بود تغییراتی پیدا کند ولی الان خوشبختانه نزدیک به صد سال است که نت شده و دیگر کسی مثلاً گوشه کرشمه را نمی تواند تغییر دهد. اگر هم تغییراتی در آن داده شود بستگی به شنونده دارد که بپذیرد یا نپذیرد ولی اصل کار سر جایش است.

ای کاش که ثبت موسیقی ایرانی به صورت نت، اقلاً سیصد سال پیش انجام شده بود. اگر در آن زمان موسیقی ما نت شده بود ما قطعاً محتوای بسیار بیشتری از موسیقی مان در دست داشتیم. چون هنر نت نویسی در اروپا حدود نهصد سال قدمت دارد. ما هم به راحتی می توانستیم تقریباً از همان زمان نواهای موسیقی ایرانی را به صورت نت شده داشته باشیم ولی چون موسیقیدانان معتقد بودند موسیقی باید سینه به سینه آموزش داده شود، بخش زیادی از محتوای موسیقی ما از بین رفته است. اگر قرار بود سروده های مولانا و حافظ هم سینه به سینه به الان برسد فکر نمی کنم بیش از چند صفحه اش باقی مانده بود. موسیقی ایرانی هم متأسفانه به خاطر روش سینه به سینه بخش اعظمش از بین رفته است. اگر کسی بخواهد سینه به سینه تدریس کند هم موردی ندارد ولی برای تسریع در فراگیری، به عقیده من استفاده از نت نتیجه بهتری به دست می دهد.

روزنامه” شرق”

7 دیدگاه

  • ISSI
    ارسال شده در تیر ۳۰, ۱۳۸۵ در ۹:۳۹ ب.ظ

    چگونه میتوان cd ماهور کبیر را تهیه نمود؟

  • امید
    ارسال شده در بهمن ۵, ۱۳۸۵ در ۴:۵۳ ب.ظ

    باسلام وخسته نباشید

    چگونه میتوان cd ماهور کبیر را تهیه نمود؟

    با تشکر

  • maryam
    ارسال شده در آبان ۲, ۱۳۸۷ در ۱:۵۱ ق.ظ

    چگونه میتوان cd ماهور کبیر را تهیه نمود؟

  • مرتضی
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۰, ۱۳۸۹ در ۸:۲۳ ب.ظ

    با سلام
    چگونه میتوان cd ماهور کبیر را تهیه نمود؟

  • ميرحسيني
    ارسال شده در بهمن ۲۷, ۱۳۹۰ در ۶:۵۴ ب.ظ

    چگونه میتوان cd ماهور کبیر را تهیه نمود؟

  • behzad
    ارسال شده در اسفند ۱۵, ۱۳۹۰ در ۳:۲۸ ب.ظ

    دقیقا…
    درود..
    چطور میتونم این آلبوم رو داشته باشم..
    دوستان لطفا اگر کسی راهی پدا کر اطلاع رسانی کنید..
    behzadtoraabi@yahoo.com

  • علی
    ارسال شده در اردیبهشت ۳, ۱۳۹۴ در ۸:۲۷ ب.ظ

    آخ آخ آخ ! این مطلب قبل فوت خانم نوایی بوده ، بنده در سال ۱۳۹۴ ۳ اردیبهشت دارم پیام می نویسم ! عجب دنیایی ! آقای سلطانی در زمان بیماری سرطان خانم نوایی آلبوم داده ، خیلی سخته . از طرفی غم بیماری همسر از طرفی آدم روحیه خود را بخواهد حفظ کند . باز اتریش بود که خانم نوایی با وجود سرطان معده که بسیار سرطان تهاجمی است باز هشت سال زنده بودند ، مادر بنده در ایران سرطان روده بزرگ گرفت با اینکه خیلی پیشرفته نبود پنج سال بعدش درگذشت در سال ۹۳ .

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«نیاز به کمالگرایی داریم» (II)

شاید نویسنده و نوازنده سه تار و سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک به نظر من عنوان قابل قبولی است، چراکه در این سه زمینه به اندازه ای کار کرده ام که قابل توجه باشد البته در کنار این ها به تار نوازی و آواز کلاسیک هم پرداخته ام و توانسته ام آنها را نیز به جایگاه آبرومندی برسانم و کارهایی نیز در این زمینه انجام دادم که کم و بیش به دست اهالی هنر رسیده است.

مسترکلاس و کارگاه آواز پروفسور ماریو برونتی برگزار می شود

مسترکلاس و کارگاه آواز پروفسور ماریو برونتی از ایتالیا توسط موسسه فرهنگی- هنری فرزانه برگزار می‌شود. این مستر کلاس به دو صورت گروهی و خصوصی برگزار می شود، کلاسهای خصوصی برای کسانی که با آواز کلاسیک و تکنیک های آن آشنا هستند مفید خواهد بود و در صورت داشتن رپرتوار می‌توانند روی قطعه خود از آموزشهای پروفسور برونتی بهره مند شوند.

از روزهای گذشته…

لئوپاد آئور (III)

لئوپاد آئور (III)

هیچ گاه آرشه را بر نمی داشت تا پاساژها را توضیح دهد. اگرچه خود هوادار و استاد تکنیک بود. بنابر ترسی که هنرجویان از سوال پرسیدن از آئور داشتند از یکدیگر سوال میکردند. وی استعدادها را تخمین می زد اما هیچ بهانه ای را برای عدم دقت، بی نظمی و غیبت نمی پذیرفت. وی به وقت شناسی بسیار اهمیت می داد، انتظار داشت هنرجویانش به جزئیات توجه کنند، کلاسهای وی به همان میزان اجراهای رسیتال سخت بودند!
گذشتن از مرز کلمات با «تریو اولریش درِکس‌لِر» (III)

گذشتن از مرز کلمات با «تریو اولریش درِکس‌لِر» (III)

میشائل نشسته پشت پیانو و حالا اوست که سرسام آور می‌نوازد. تکنوازی پیانو به شکلی آشوبناک در محدوده‌ی بم است و هر از گاهی به مُشتی ختم می‌شود که پیانیست بر کلاویه‌ها می‌کوبد و مایه‌ی شعف و شوق حاضرین می‌شود. تکنوازی نمایشیِ آتونال. چیزی که باز هم، شاید جایی در اجرای درِکس‌لِر نداشت. ولی به هر حال، آرام‌آرام پیانو وارد تونالیته می‌شود و ریتم می‌گیرد و یکی دو میزان بعد، درست سرضرب، درامز و کلارینت‏باس وارد می‌شوند و قطعه را به اتفاق به پایان می‌برند.
تارا کمانگر، پیانونوازی از دیار هاروارد (I)

تارا کمانگر، پیانونوازی از دیار هاروارد (I)

تارا کمانگر هنرمندی است که بیشتر به عنوان پیانیست شناخته شده در دنیای موسیقی، هر چند ویولن را هم از سه سالگی همزمان با پیانو آموخته، با رپرتواری وسیع که از باخ تا بهزاد رنجبران را در بر می‌گیرد. تارا فارغ‌اتحصیل ممتاز انسان شناسی است از هاروارد، و دانش آموخته بورسیه آکادمی سلطنتی موسیقی در لندن. او مثل هنرمند محبوبش حسین عاشق ایران است و شنوندگانش را با اجرای آثار کمتر اجرا شده از امین‌الله حسین، لوریس چکناوریان، گلنوش خالقی، و دکتر هرمز فرهت غافلگیر می‌کند. او هم‌اکنون ساکن کالیفرنیاست در ایالات متحد.
سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (IV)

سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (IV)

خب می‌دانید که من بیشتر از ۴۰ اثر اپرایی در بازار‌های بین‌المللی موسیقی دارم و خوانندگان این آثار هم معروف هستند. من مانند آقای کارایان اعتقاد دارم که کار یک رهبر در رهبری اپرا مشخص می‌شود. هیچ‌وقت اپراهایی را که ضبط کرده‌ام از بازار‌های بین‌المللی خارج نشده است؛ زیرا کارهای موفقی بوده است. با «گویری جونس»، «دکاناوا»، «گئو ادام» باریتون معروف و «ساردینرو» که با کارایان هم زیاد کار می‌کرد و با «آراگال» تنور معروف نیز کار کرده‌ام. خوانندگانی که با آنها کار کردم بیشتر از نسل جدید هستند چون آواز مانند ساز تا سنین بالا نمی‌تواند کیفیت عالی داشته باشد. البته «برامبری» خواننده‌ی سیاه‌پوست که هشتاد‌ساله بود با من هفت، هشت سال پیش در فستیوال اتریش خواند، ولی این اتفاق به‌ندرت می‌افتد. نام بسیاری از این سولیست‌ها را فراموش کرده‌ام و شما که یادآوری می‌کنید بعضی را به‌خاطر می‌آورم. بالاخره سال‌هاست بدون وقفه مشغول کار هستم.

گریت فول دد (I)

گریت فول دد (I)

داستان شکل گیری گروه گریت فول دد (Grateful Dead) به زمانی بر می گردد که جری گارسیا (Jerry Garcia) طرفدار پر و پا قرص موسیقی Bluegrass (سبک خاصی از موسیقی محلی غربی که بیشتر با بانجو نواخته می شود و ریشه در کشورهایی چون انگلستان، ایرلند، اسکاتلند و … دارد) از حدود پانزده سالگی شروع به نواختن گیتار کرد.
دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (IV)

دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (IV)

از نظر افلاطون آنها به مسائل اساسی نمی پرداختند و بیشتر در پی یافتن تناسب عددی اجزاء آهنگ ها و نتها بودند. “در کتاب جمهور که روایت شخصی سیسرو نویسنده رومی از کتاب جمهور افلاطون است آمده: انسان های با استعداد به وسیله سازهای سیمی یا با صدای خودشان تقلید را از صدای کیهانی انجام می دهند. اما صدای کیهانی یا موسیقی افلاک، که بر اثر چرخش سیاره ها به وجود می آید، آنچنان عظیم و بلند است که گوش انسان قادر به شنیدن آنها به طور کامل نیست. هم چنان که شما نمی توانید برای دیدن خورشید به طور کامل به آن خیره شوید.” (رحمانیان، ۱۳۹۰: ۲۷)
حضور موسیقی سمفونیک ایرانی در انقلاب ۱۹۷۹ (قسمت اول)

حضور موسیقی سمفونیک ایرانی در انقلاب ۱۹۷۹ (قسمت اول)

پس از وقوع انقلاب ۱۹۷۹در ایران، در پی مهاجرت شمار قابل توجهی از نوازندگان چیره دست ارکستر سمفونیک و نیز تعطیلی و تعلیق فعالیت های هنرستان موسیقی در کشاکش جریان های سیاسی روز، سازمان ارکستر سمفونیک نیز به یکباره با فروپاشی بی سابقه ای مواجه شد.
نمایندگان موسیقی بحران (I)

نمایندگان موسیقی بحران (I)

موسیقی دهه پنجاه همراه است با آغاز رفتارها و صورت‌های نوعی بینش منشعب شده از دموکراسی و آزادی و تلا‌قی میان سنت و تجدد. گونه‌ای از تداوم زندگی و رودررویی شرق و غرب و گفتمان روایت با محوریت فرد، میراث آن دوره است. اگر بپذیریم که موسیقی در ارتباط با تاریخ بررسی خواهد شد و اگر بپذیریم که تاریخ ترکیبی است از اجتماع، مبارزات طبقاتی، سنت، امیدهای آینده، آناکرونیزم، سیاست و فرهنگ و خیلی چیزهای دیگر و اگر معتقد باشیم که برای درک تاریخ، مواردی به کار می‌رود که متفاوت از موازین هنری است با این مبنا که برای شناخت تاریخ باید تاریخیت دانش تاریخ را بیان کرد، پس می‌پذیریم که هستی‌شناسی تاریخی به طور کلی با هستی‌شناسی موسیقی تفاوت دارد.
نوازنده و تمرین (VIII)

نوازنده و تمرین (VIII)

روش تمرین و استراحت که پیشتر در مقاله نوازنده و تمرین شماره یک، مورد بررسی قرار گرفت مبتنی بر بهره گیری از کوچکترین فرصت های روزانه برای تمرین نمودن و تقسیم کردن تمرین روزانه به بخش های مختلف و مجزا است.
سخنرانی سلطانی در نقد نغمه

سخنرانی سلطانی در نقد نغمه

مطلبی که پیش رو دارید، متن سخنرانی پیمان سلطانی در جلسه نقد نغمه، ویژه آلبوم سیمرغ به آهنگسازی حمید متبسم و آواز همایون شجریان است.