تجسم امپراتوری پارس با چنگ

شاند ویلیامز
شاند ویلیامز
به بهانه برنامه چنگ نوازی شاند ویلیامز در تهران

در روزهای شانزدهم و هفدهم آذر، شاند ویلیامز ، چنگ نواز ارکستر سمفونیک بی.بی.سی. در فرهنگسرای نیاوران به اجرای یک برنامه تکنوازی پرداخت. وی در این رسیتال، ضمن اجرای “ساراباند” اثر جورج فردریک هندل (۱۷۵۹-۱۶۸۵)، “سونات در دو مینور” از ژان لادیسلاو دوسک (۱۸۱۲-۱۷۱۲)، “ستارگان دیگر نمی درخشند” از مایکل استیمسون ( متولد ۱۹۴۸)، “رقص شرقی” ساخته آرام خاچاطوریان (۱۹۷۸-۱۹۰۳)، “امپرمپتو” از گابریل فوره (۱۹۲۴-۱۸۴۵)، “سه قطعه کوتاه” اثر فرنی فارکاس (۲۰۰۰-۱۹۰۵)، “امپرمپتو” از له فن دلدن (۱۹۸۸-۱۹۱۹)، “له سور پرمیر آمپرومپتو” از جان توماس (۱۹۱۳-۱۸۲۶)، قطعه ای نیز به نام “فانتزی ایرانی” ساخته امیر مهیار تفرشی پور (آهنگساز جوان ایرانی مقیم لندن) اجرا نمود.

شاند ویلیامز در سال ۱۹۵۳ در ولز (انگلستان) متولد شده و در کالج موسیقی ولز و آکادمی سلطنتی موسیقی تحصیلات خود را به پایان رسانده است. وی تا کنون با بسیاری از معروف ترین آهنگسازان و رهبران ارکستر در کشورهای مختلف همکاری داشته و از سال ۱۹۹۰ تا کنون نوازنده ثابت چنگ (هارپ) در ارکستر سمفونیک بی.بی.سی. در لندن است.

امیر مهیار تفرشی پور، آهنگساز جوانی که یکی از ساخته هایش توسط شاند ویلیامز در این برنامه به اجرا درآمد، در سال ۱۳۵۳ در تهران متولد شد و پس از فراگیری مقدمات موسیقی، در نوجوانی به دانمارک مهاجرت نمود. وی پس از دریافت لیسانس در رشته اجرا و آموزش پیانو از کنسرواتوار وستیسک، به لندن عزیمت نمود و در سال ۱۳۸۲ با دریافت مدال نقره، لیسانس آهنگسازی خود را از کالج ترینیتی در لندن دریافت نمود. وی اخیرا جایزه نخست دوسالانه موسیقی نو در تهران را نیز به خود اختصاص داد.

پس از اجرای رسیتال، فرصت کوتاهی برای گفتگو با این دو هنرمند پدید آمد که در آن، شاند ویلیامز، ابتدا از چگونگی انجام این سفر به ایران سخن گفت:

– من به طور اتفاقی در یکی از کالج های موسیقی لندن با یک آهنگساز با ذوق و جوان ایرانی به نام امیر مهیار تفرشی پور آشنا شدم. او قطعه ای برای چنگ نوشته بود و بسیار علاقه مند بود که برای اجرای آن برنامه ای در فرهنگسرای نیاوران ترتیب دهد. من هم با توجه به ایرانی بودن همسرم و علاقه ای که به ایران دارم، همچنین جذابیت خود قطعه تمایل پیدا کردم که با همکاری آقای تفرشی پور برای اجرا به تهران سفر کنم.


– ظاهرا شما پیش از سفر اصلا تصور نمی کردید که در تهران تالاری برای اجرای موسیقی وجود داشته باشد و مردم برای چنین برنامه هایی علاقه نشان دهند.
– نه به این حد ولی کلا تصویری که در غرب از ایران ارائه می شود مملکتی است بسته و بدون هیچگونه امکانات و بدون شور و شوقی برای موسیقی. اخباری که از ایران به آنجا می رسد هیچگاه درباره هنر نیست و من هم به عنوان یک فرد غربی تحت تاثیر همین افکار بودم که از تبلیغات منفی رسانه ها درباره ایران نشات می گیرد. حتی به خاطر دارم که پانزده سال پیش، زمانی که علی (همسر ایرانی ام) را به عنوان همسر آینده به خانواده و دوستانم معرفی کردم همه وحشت زده شدند و به من می گفتند او یک مسلمان است و تو را در خانه محبوس خواهد کرد!

– – آیا پوشش اسلامی که شما به آن عادت ندارید مشکلی برای نوازندگی تان در این برنامه پدید نیاورد؟
– چرا ! پوشیدن این لباس برای من مشکل بزرگی بود زیرا نوازندگی با فیزیک بدن ارتباط تنگاتنگی دارد. من جسما کوچک هستم و ساز من بسیار بزرگ ! و این جدا برایم دشوار بود که در حین اجرا هم به ساز و دشواری های تکنیکی ساز توجه داشته باشم و همه به سر و گردن.

– شنوندگان را چگونه یافتید؟
– فوق العاده ! در طول برنامه بسیار ساکت بودند (حتی کودکان) و با دقت به تمام قطعات که از سبک های گوناگون انتخاب شده بودند گوش می کردند. این برای من بسیار مهم و جالب بود زیرا در اروپا هم به ندرت می توان چنین شنوندگانی پیدا کرد. من جدا تحت تاثیر قرار گرفتم. به ویژه که آثار اجرا شده، بسیار جدی بودند.

– درباره قطعه ایرانی که برای نخستین بار آنرا به اجرا درآوردید چه نظری دارید؟
– بسیار به آن علاقه مند شده ام و در بازگشت به انگلستان باز هم آنرا در برنامه هایم معرفی خواهم کرد. فکر می کنم آهنگساز از ساختار هارپ و تکنیک های نوازندگی این ساز بسیار آگاه بوده است. نوشتن قطعه برای هارپ اساسا بسیار دشوار است. برای مثال شما می توانید دوهزار نوع پوزیسیون برای پدال استفاده کنید. لذا اکثر آهنگسازان، حتی اگر آهنگساز واقعا خوبی هم باشد دلیل بر این نمی شود که بتواند کار خوبی برای این ساز بنویسند.

تنها راهی که بتواند قطعه خوبی برای هارپ بنویسد این است که که با یک نوازنده خوب همفکری کند. تفرشی پور نیز با توجه به این مسئله با یکی از شاگردان من در کالج ترینیتی همفکری کرد و کار در نهایت بسیار خوب از آب درآمد. قطعه از لحاظ تکنیکی بسیار دشوار شده ولی در عین حال بسیار زیبا و با احساس و آن حسی که آهنگساز برای تجسم فضای امپراطوری پارس در ذهن داشته به من نیز منتقل شده است. من معتقدم این آهنگساز در آینده آهنگساز موفقی خواهد بود.

– آگاهی های خود شما از فرهنگ ایران در چه حد است؟
– من در ولز متولد شده ام. سرزمینی بسیار قدیمی که در زمینه موسیقی و ادبیات دارای پیشینه ای غنی است و در عین حال به سایر فرهنگ های کهن توجه و علاقه وجود دارد. پیش از ازدواج با همسرم که همانطور که اشاره کردم ایرانی است، آشنایی اندکی با نویسندگان و شاعران ایرانی داشتم ولی پس از ازدواج هم علاقه و هم میزان آشنایی من با فرهنگ و ادبیات ایران بیشتر شد. می دانم که باید وقت بیشتری به مطالعه در این زمینه اختصاص دهم ولی برنامه فشرده کاری من تا کنون این اجازه را به من نداده است.

– علیرغم برخی تفاوت ها و مشکلات برای اجرای برنامه در ایران (در مقایسه با اروپا) آیا تمایلی به اجرای برنامه های دیگر در تهران دارید؟
– قطعا ! مشکلات جدی برای کار وجود دارد، به ویژه برای من که همیشه به سهیم کردن دیگران در جاذبه های موسیقی علاقه مند هستم. مخصوصا که به واسط همسرم و خانواده اش که از مشهد برای این برنامه به تهران آمده بودند با این کشور ارتباط عاطفی دارم. من در تمام دنیا برنامه اجرا کرده ام. برای مثال در کارنگی هال (در نیویورک) که هر نوازنده ای دوست دارد در آنجا برنامه ای داشته باشد ولی من تفاوتی میان کارنگی هال و تالار فرهنگسرای نیاوران نمی بینم. مهم ارتباطی است که بین نوازنده و شنوندگان برقرار می شود.

***

در ادامه، امیر مهیار تفرشی پور نیز درباره “فانتزی ایرانی” (برای چنگ) که آخرین اثرش است توضیحاتی ارائه نمود:

– در زمستان پارسال، پس از ملاقات با شما و فرزانه نوایی (چنگ نواز ایرانی مقیم اتریش) و پیشنهادی که در زمینه ساخت آهنگی برای چنگ نمودید ساخت این قطعه آغاز شد. با توجه به اندیشه ای که زیربنای این کار بوده، قطعه کاملا ایرانی صدا می دهد. قصد من این بود که شنونده (چه ایرانی، چه غیر ایرانی)، بتواند حال و هوای این قطعه را با ایران باستان مرتبط سازد. متاسفانه دانسته های ما از موسیقی ایران باستان نزدیک به صفر است ولی فکر می کنم با توجه به غنای فرهنگ و تمدن آن دوره، موسیقی پیچیده ای بوده است. این احساس من است زیرا حتی ایرانیان آن دوره با ایرانیان سده های اخیر متفاوت بوده اند. برای ساخت “فانتزی ایرانی” باید خود را در فضای دوهزار و پانصد سال پیش قرار می دادم.

AmirMahyar Tafreshipour
مهیار تفرشی پور
این برگشت به گذشته، به نوعی حرکت به سوی جلو نیز هست و شاید به همین خاطر باشد که این قطعه هم ایرانی است و هم مدرن. استفاده از موسیقی ایرانی همیشه در کار من بوده، در همه کارهایی که می نویسم (گرچه اغلب برای سازهای غربی است) موسیقی ایرانی به شکلی وجود دارد. چون خودم را ایرانی می دانم و اصلا نمی خواهم از این قضیه فرار کنم. یک آهنگساز موفق آهنگسازی است که برای هویت مملکت خودش هم ارزش قائل باشد. “فانتزی ایرانی” در دو بخش ساخته شده، نخستین بخش بیشتر شامل فضاسازی برای دوره مورد نظر است ولی در اواسط کار از گلیساندوهایی استفاده می شود در چهارگاه. نه چهارگاه کاملا سنتی با ربع پرده ولی از همان الهام گرفته شده است.

بخش دوم تماما حس من است نسبت به گذشته. خود من وقتی این بخش را گوش می کنم احساس می کنم که همه چیز از نو زنده شده، خرابه ها، امپراتوری ایران و آن فرهنگ کهن. لذا در این بخش از آکوردهای بسیار بزرگ که یادآور ستون های پرسپولیس است استفاده می شود که حتی برای چنگ نوازان با تکنیک هم بسیار دشوار است. آکوردهایی که برای چنگ نوشته می شود با توجه به امکانات ساز معمولا از هشت نوت فراتر نمی رود درصورتیکه در این کار از دوازده و چهارده نت هم استفاده شد زیرا می خواستم بدین ترتیب یک حالت باشکوه و افتخارآمیز بیان شود. ولی این موضوع هم مد نظر قرار گرفته که این احساس و این تم ها حالت کلیشه ای به قطعه ندهد و شبیه ملودی هایی که در فیلم های هالیوود درباره ایران باستان به گوش می رسد نشود. متاسفانه در حال حاضر تصوری که غربی ها از موسیقی ایران دارند برابر با برداشت آنها از موسیقی عربی است. فرهنگ ایران را هم عموما برابر با فرهنگ عرب می پندارند.

– شما در سالهای اخیر رفت و آمدهای مرتبی به ایران داشته اید و برنامه هایی در فرهنگسرای نیاوران و ارسباران اجرا کرده اید. وضعیت فعلی موسیقی در ایران را چگونه می بینید؟
– به نظر من موسیقی در ایران پیشرفت داشته ولی این پیشرفت بسیار بسیار کند بوده و وضعیت سیاسی اقتصادی ایران بر موسیقی تاثیر مثبتی نداشته است. هنر باید کاملا آزاد و جدا از سیاست به حرکت تکاملی خود ادامه دهد. جوانان و آهنگسازانی که اکنون در تهران و کرج آهنگسازی می خوانند بسیار زحمت می کشند و در بین کارهایشان آثار خوب کم نیست ولی کسی نیست به آنها کمک کند یا ارکستری برای اجرای کارهایشان به وجود آورد. از این لحاظ من بسیار خوش شانسم که در خارج از ایران می توانم در یک دانشکده خوب درس بخوانم و کارهایم را اجرا کنم ولی این دلیل نمی شود که کار من بهتر است. موقعیت من بهتر است.

مثلا در ایران فکر نمی کنم بیش از دو یا سه چنگ وجود داشته باشد. چنگ نوازی فعال نیست. اکثر مردم به جز تصویر افسانه ای که از چنگ در ذهن دارند هیچگاه این ساز را از نزدیک ندیده اند. شاید برایتان جالب باشد که حتی پس از برنامه چند نفر به روی صحنه آمدند و با چنگ عکس گرفتند! در حالیکه این ساز از معروف ترین سازها در تاریخ ماست. این مسائل آهنگسازان را از ساخت قطعه برای چنگ بازمی دارد. اگر بنویسند چه کسی می خواهد اجرا کند؟!

وزارتخانه ها باید خیلی بیشتر از اینگونه فعالیتها حمایت کنند. موسیقی پولیفونیک ایرانی را آهنگسازان و جوانان به قیمت جانشان دارند پیش می برند و نباید اینطور باشد. این نوع موسیقی یکی از بهترین راه های ایجاد رابطه فرهنگی با سایر ملل است. این موسیقی که استادانی چون محمد تقی مسعودیه، حسین دهلوی ، احمد پژمان و بسیاری دیگر گسترش داده اند نباید از بین برود. هزینه کلانی که صرف کنسرت و رفت و آمد ارکستر بزرگ و گروه کر از ارمنستان به ایران می شود باید صرف ارکستر سمفونیک خودمان، خرید ساز و پروش استعداد جوانان ایرانی شود. در سالهای اخیر هرگاه صدای ارکستر سمفونیک تهران با هر رهبری (از هرکجا) شنیدم تغییری در آن حس نکردم. رهبر باید با ارکستر دوست باشد و سالها با نوازندگان کار کند مثل یک خانواده و مورد حمایت هم قرار گیرد. صدا از سازی که مال بیست سال پیش است در نمی آید. نوازندگان برای آنکه کار خوبی ارائه دهند نیاز به رهبر خوب و ساز خوب دارند. نوازنده احتیاج به مستر کلاس و رپرتوار جدید دارد. نیاز دارد به اینکه به کشورهای مختلف سفر کند و کنسرت دهد. در تهران نوازندگان بسیار خوبی را دیده ام که هیچ ارتباطی با خارج ندارند و حتی برای پیدا کردن نت یک قطعه هیچ امکانی ندارند. این یک فاجعه است که در این شهر به این بزرگی تنها یکی دو فروشگاه باشد که نت بفروشند و آنهن کپی باشد!

ارکستر سمفونیک تهران باید یکی از افتخارات این شهر باشد و ما باید برای نوازندگانی که زندگی شان را برای آن بخشیده اند احترام قائل باشیم. نه فقط نهاد های دولتی، خود ما نیز باید برای آن ارزش قائل شویم. در خارج نوازنده هایی که در ارکستر کار می کنند تامین هستند ولی در ایجا نوازندگان با ساز شکسته در مکان نامناسب تمرین می کنند ولی بیشترین پولها به نوازندگان خارجی داده می شود! در حالیکه ما باید اول هوای خودمان را داشته باشیم.

مشکل دوم ما در فرهنگ موسیقی ایران، احترام نگذاشتن به سبک های مختلف است. موسیقی ایرانی، موسیقی کلاسیک، موسیقی مدرن، هر کدام جایگاه خودشان را دارند. هر کس در هر سبکی که دوست دارد کار می کند و ما به عنوان نوازنده یا آهنگساز یا شنونده باید برای کار هر کس احترام قائل شویم نه اینکه نظر و سلیقه شخصی خودمان را اعمال کنیم. نه من، نه استاد من و نه پدر استاد من حق نداریم برای دیگران دستور صادر کنیم که کدام موسیقی خوب است یا بد و باید به کدام موسیقی گوش کرد. این فقط یک نظر شخصی است و نمی توان آنرا به دیگران دیکته کرد. آشنایی من در کپنهاگ با موسیقی ایرانی از طریق نصرالله شیرین آبادی، یکی از بزرگترین موفقیت های زندگی من بوده هر چند که به طور حرفه ای در این رشته کار نمی کنم. در دانشکده آشنایی من با موسیقی ایرانی است که کار مرا متفاوت از همکلاسی هایم می کند.

من کار غربی ها را کپی نمی کنم. کار کلاسیک یا مدرن می نویسم با الهام از موسیقی ایرانی. این کاریست که امروزه در غرب بسیار مورد توجه است. چون در آنجا تقریبا همه چیز امتحان شده ولی اینگونه کارها خیر. به هم همین خاطر باید به تمام سبک ها احترام بگذاریم. ارکستر موسیقی نو، ارکستر سمفونیک، گروه های ایرانی و غیره همه باید کار خود را به راحتی ارائه کنند. مهم این است که ما دیدمان را باز کنیم.

روزنامه شرق

6 دیدگاه

  • ارسال شده در مرداد ۱۷, ۱۳۸۶ در ۴:۲۹ ق.ظ

    بابت این مقاله واقعاً ممنونم.خیلی جالبه و بسیار دلخوش کننده.من رو که به
    شدّت تحت تأثیر قرار داد.هر چقدر که ایران و ایرانیه واقعی در دنیا بیشتر شناخته
    میشه همونقدر امید آدم برای احیا مجدّد این فرهنگ بزرگ و اصیل بیشتر میشه.اینطور
    که به نظر میرسه انگار این فرهنگ رو خارج از محدوده فیزیکیه خودش بهتر میشه به دنیا
    شناسوند.یه بار از یکی از اساتید بزرگ موسیقی که کهنسال هم هستن پرسیدم که
    استاد چرا هر کس که برای این فرهنگ کار کرده خون دل خورده چرا انقدر عوام الناس
    ازیتش کردن؟…و ایشون جواب جالبی داد.گفت که انگار خصلتش اینه و تا خون به دل طرف
    نکنه چیزی دستش نمیده اینه که حاصل عمر این افراد بزرگ هم تفسیر و تعبیر همون خون دلیه
    که تو زندگی خوردن.

    گویند سنگ لعل شود در مقام صبر آری شود لیک به خون جگر شود

  • ارسال شده در فروردین ۲۳, ۱۳۸۷ در ۳:۱۲ ب.ظ

    درود بر شما.

    امیدوارم همواره موفق باشید

  • ارسال شده در دی ۲۷, ۱۳۸۷ در ۲:۲۲ ب.ظ

    بسیار عالیست
    واقعی و تلخ

  • ميثم
    ارسال شده در خرداد ۲۷, ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۹ ق.ظ

    سلام استاد واقعا اگر می خواهین با یک موزیسین عالی آشنا بشین همین استاد تفرشی پور استاد ما در دانشگاه موسیقی شیراز درود بر استاد عزیزم

  • ناشناس
    ارسال شده در تیر ۱۷, ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۵ ب.ظ

    من خیلی خوشحالم که با این استاد بزگ آشنا شدم مشتاقانه منتظر دیدارشون هستم

  • morteza alidadi
    ارسال شده در اسفند ۶, ۱۳۸۸ در ۲:۲۴ ب.ظ

    اهل چغامیش هستم وخیلی خوشحالم که ایران ما افتخاراتی به این بزرگی درد

    باتشکر از اطلاعاتی که در اختیار ما گذاتشتید

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

کارگاه آشنایی و نوازندگی «هنگ درام» توسط علی رحیمی

موسسه فرهنگی هنری فرزانه کارگاه آشنایی و نوازندگی «هنگ درام» علی رحیمی را برگزار می‌کند. این کلاس ها در شش جلسه سه ساعته برگزار خواهد شد و متقاضیان به دو صورت فعال و غیر فعال می‌توانند در این کلاس‌ها شرکت کنند. تعداد اعضای فعال محدود می‌باشد و پس از جلسه مشاوره رایگان توسط استاد رحیمی انتخاب خواهند شد.

«نیاز به کمالگرایی داریم» (I)

اگر اهل مطالعه نوشته های مربوط به موسیقی باشید حتما نام سجاد پورقناد برای شما آشناست؛ او سردبیر قدیمی ترین مجله اینترنتی روزانه موسیقی به نام گفتگوی هارمونیک است. البته فعالیت در عرصه مطبوعاتی (اینترنتی و کاغذی) تنها بخشی از فعالیت های پورقناد را تشکیل می دهد. او غیر از فعالیت گسترده در زمینه نقد، گزارش و مقاله نویسی، تلاش های قابل توجهی در زمینه تولید و اجرای موسیقی داشته است که شامل آثار مختلفی از نوازندگی، خوانندگی و در این اواخر آهنگسازی می شود.

از روزهای گذشته…

ارکستر – قسمت چهارم

ارکستر – قسمت چهارم

ارکسترهای پرجمعیت به همراه دسته های بزرگ و هماهنگ نوازندگان و رهبر ارکستر اغلب تداعی کننده موسیقی کلاسیک است که طرفداران خاص خودش را داشته که برای دوستداران موسیقی همواره مورد احترام و تحسین بوده است ؛اما این ارکسترهای بزرگ چه مشخصه هایی دارند؟ چه سازهایی در آنها استفاده میشود؟واقعا هر ساز مکانی مخصوص به خودش دارد؟ چند نوازنده دارند؟ چه کسی اولین بار برای این دسته ها آهنگ نوشت و تاریخچه این کارها در کجاست؟وازاین دسته سوالاتی که در ذهن دوستداران موسیقی وجود دارد ولی متاسفانه منابع فارسی در این حیطه کمتر وارد شده اند،در این مجال سعی داریم شما را بیشتر با این مبحث آشنا کنیم.
آثار باقیمانده از ردیف موسیقی ایران (III)

آثار باقیمانده از ردیف موسیقی ایران (III)

درباره نت نویسی کتاب مذکور لازم به توضیح است که از ذکر علاماتی که مبین حالت است، در نت نویسی خودداری شده، گو اینکه موسیقی ردیفی ایران بدیهه سرائی است و این حالات را بنا به سلیقه نوازنده واگزار مینمایند ولی چقدر به جا بود که این حالات را همانگونه که اساتید گذشته اجرا مینمودند، در نت نویسی اضافه مینمودند، مطلب دیگر اختلافاتی که بین این ردیف و سایر آثار بازمانده ساز اساتید گذشته به چشم میخورد، مثلاً در اولین دستگاه کتاب مذکور که مشهور است آنچه ذکر شده با آواز شور که توسط آقای علینقی وزیری، حضوری از پنجه آقا حسینقلی به نت درآورده، اختلاف فاحش دارد، همچنین است اختلاف در ردیف چهارگاه، ولی در دستگاه ماهور مقدمه آواز آن کاملاً با آنچه آقای وزیری نت کرده اند منطبق است و نواها توافق دارد.
ویولون ۲٫۷ میلیون دلاری و تصمیم جدید EMI

ویولون ۲٫۷ میلیون دلاری و تصمیم جدید EMI

روز دوشنبه یک ویولون استرادیواری (Stradivari) متعلق به قرن ۱۸ در حراجی واقع در نیویورک به قیمت ۲٫۷ میلیون دلار فروخته شد. گفته میشود علی رغم اینکه قیمت نهایی دو برابر قیمتی است که توسط حراج براورد شده بود، اما باز این معامله برای خریدار این ویولون معامله ای “شیرین” بوده است.
گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گونه‌ی دیگری از رابطه‌ی میان نقد و سیاست، نقد بر پایه‌ی ایدئولوژی حزبی است. این نوع نقد معمولاً بیش از هر چیزی در نظر غیرمتخصص‌ها نقد سیاسی به حساب می‌آید و به‌ویژه در حکومت‌های ایدئولوژیک که مایلند برای تمامی جنبه‌های زندگی مردمشان- از جمله موسیقی‌ای که می‌شنوند- نسخه‌ای بپیچند، بسیار رواج دارد. هر چند که گاه ممکن است چنین نوشتارهایی شکل نقد موسیقی به معنای مورد نظر در این کلاس را نیز به خود بگیرد اما بیشتر شبیه بخش‌نامه‌های حزبی است و اگر هم بر نقدِ اثر، مجموعه‌ی آثار یا سبکی متمرکز می‌شود، هدفی مربوط به خارج از دنیای موسیقی را دنبال می‌کند؛ «مهار گوش شنوندگان».
نوازنده و تمرین (II)

نوازنده و تمرین (II)

در مطلب قبل به پنج مورد از نکاتی که برای تمرین کردن باید به آنها توجه کرد اشاره کردیم، در این قسمت توجه شما را به ادامه نکات جلب می کنیم.
سلطانی: ارتباط زیادی بین مینی مال موسیقایی و هنر مفهومی می بینم

سلطانی: ارتباط زیادی بین مینی مال موسیقایی و هنر مفهومی می بینم

هیچ کدامشان غوطه ور نشدند، اما حرکت از مدرنیسم به پست مدرنیسم کمک خواهد کرد تا موضوعات مطرح شده در سطحی گسترده و وسیع به صورت شفاف تر بیان شوند. که یکی از این راه های بیان، خودِ مینی مالیسم است. برای همین مینی مالیسم به یک جریان شبیه می شود تا مکتب یا یک جنبش. موسیقی مینی مال در واقع نقش یک پل ارتباطی را هم بازی می کند.
بابی مک فرین، خواننده ای سنت شکن

بابی مک فرین، خواننده ای سنت شکن

بابی مک فرین از عجایب عرصه موسیقی است، خواننده ای خلاق و بدعت گذار، رهبر ارکستری صاحب نام و خالق یکی از معروف ترین آهنگ های قرن بیستم “Don’t Worry, Be Happy”، که ده جایزه Grammy را در کارنامه خود به ثبت رسانده است. بیش از بیست میلیون نسخه از آلبوم هایش به فروش رسیده و همکاری اش با نوازندگانی چون Yo-Yo Ma، Chick Corea، Herbie Hancock و ارکستر فیلارمونیک وین جایگاه ویژه ای چه در عرصه موسیقی جز و چه موسیقی کلاسیک به او اختصاص داده است.
لوئیس آرمسترانگ

لوئیس آرمسترانگ

در سال ۱۹۰۲ بدنیا آمد، موسیقیدانی بود که بیشترین تاثیر را در قرن بیستم بروی موسیقی، بخصوص Jazz گذارد. به Satchmo (ساچمو مخفف Satchel Mouth) معروف بود و امروزه در رده بزرگان فلسفه، هنر، سیاستمداران و … در مقام مقایسه آورده میشود.
آکاردئون بایان (bandoneón)

آکاردئون بایان (bandoneón)

بایان نوعی ساز بادی است که در کشور آرژانتین محبوبیت خاصی دارد و از عناصر کلیدی ارکستر تانگو به شمار می رود. مخترع اصلی Heinrich Band آلمانی تبار است که این ساز را به منظور استفاده در موسیقی مذهبی و موسیقی عامه پسند روز در مقابل ساز مشابه ای به نام concertina یا Konzertina به معنی ارگ دستی ، ساخت .
نکات مهمی که یک نوازنده باید رعایت نماید (I)

نکات مهمی که یک نوازنده باید رعایت نماید (I)

قبل از تمرین سازتان سعی کنید تا دستهایتان را گرم کنید. به هیچ عنوان در هنگام شروع تمرین قطعه ای سخت و یا تکنیکال را اجرا ننمایید در بسیاری از موارد عدم توجه به این نکته باعث میشود تا فشار زیادی بر عضلات شما وارد شود و حتی کشیدگی هایی در عضله ایجاد نماید؛ یکی از روش های بسیار خوب اجرای گام و آرپژ با سرعت بسیار پایین میباشد و سپس اجرای قطعه ای ساده برای شروع تمرین.