پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (III)

این تلقی خاص از پیشرفت یا پیشرو بودن ممکن است تنها مرتبط با زمان حال (هم‌عصر شونبرگ) تعبیر شود اما نکته‌ای بسیار ظریف‌تر هم در اینجا نهفته است و آن گرایش به آینده است. این نوع نگاه به پیشرفت موسیقایی به این معناست که آهنگساز یا منتقد نه تنها آینده را حدس بزند بلکه از رخ‌دادن آن مطمئن باشد و به اثر موسیقایی کنونی از نگاه ناظری در آن آینده‌ی مفروض بنگرد و ببیند که در آینده این بیان موسیقایی پذیرفته شده و تلاش‌های امروز نیز نقشی با اهمیت در آن بازی کرده است.

یا به گفتاری دیگر صاحب چنین نگرشی امروز، اکنون، همین دَم را همانند گذشته‌ی آینده‌ای که هنوز نیامده است، می‌نگرد و امروز را -از لحاظ سبک‌شناختی- برای آینده می‌زید.

درست بر اساس همین نگرش بود که شونبرگ باور داشت که کارش آینده‌ی موسیقی را خواهد ساخت و تا آنجا که مربوط به جریان‌های موسیقی نیمه‌ی نخست سده‌ی بیستم -و تا حدودی هم نیمه‌ی دوم آن- می‌شد همین طور بود.

تحت تاثیر همین نگرش، مدتی بعد پیشرفت به سنجه‌ای برای داوری بدل شد و به کار دسته‌بندی و نقد نیز آمد. آهنگسازان را می‌شد بر این اساس از یکدیگر جدا کرد؛ و چنان بُرنده که گویی «پیشرفت» -با آن مفهوم پیوند خورده با مجموعه‌ای از فن‌های موسیقی- زندگی‌بخش است و نبودش زندگی‌ستان.

در اینجا هم نام آدورنو یکی از نمونه‌های کرانه‌ای (و شاید از تندروانه‌ترین آنها) را به یاد می‌آورد؛ آنجا که کتاب «فلسفه‌ی موسیقی مدرن»اش را به دو گفتار «شونبرگ و پیشرفت» و «استراوینسکی و بازگشت» تقسیم می‌کند (۷).

خوشبینی یاد شده در ابتدای این نوشتار دیری نپایید و ضربه‌ی رعدآسای جنگ جهانی اول طومار آن را در هم پیچید. در ظرف چند سال همه‌ی آنچه که در سپیده دم آن سده می‌اندیشیدند دیگر پیش نخواهد آمد، رخ داد.

خشونت بیش از حد، مرگ، کشتار و حتا سو استفاده از دانش برای شدت بخشیدن به اینها.

واکنش طبیعی یاس و ناامیدی بود که فراگیر شد.

با وجود این پندار پیشرفت واژگون نشد نه در ذهنیت عمومی و نه در حوزه‌ی موسیقی، هر چند از درخشندگی و امیدوارانگی آن کاسته شده بود. نومیدی برخی هنرمندان را به خاموشی کشید.

شاید یکی از دلایل به درازا کشیدن سکوت شونبرگ (۱۹۲۳-۱۹۱۲) نیز همین بود (اگر چه دلیل اصلی یافتن سازمانی بود برای آنچه از مرگ تونالیته سر برکشید) (۸). سرانجام او فرگشتی را که در نظر داشت سازمان داد و چنان که زمزمه‌ی پیشرفت دوباره به جامعه نیز بازمی‌گشت ساماندهی او نیز سر بلند کرد.

راهی که شونبرگ می‌پویید در خود او پایان نیافت به خصوص اگر به یادآوریم که سال‌های بعد او روش آهنگسازی شخصی‌اش را تغییر داد. دو شاگرد تاثیرگذار و نامدارش؛ آلبان برگ و از او هم بیشتر آنتون وبرن نیز در گسترش این مفهوم نقشی بازی کردند.

آنها نیز تقریبا همزمان و به پیروی از شونبرگ، ابتدا مساله‌ی آزادسازی دیسونانس‌ها، و در جریان موسیقی اکسپرسیونیستی تمرکز بر تاثیرات روانی (و تا حدودی موسیقی آتونال آزاد) و سپس سازماندهی و پیدا کردن تعادلی میان بی‌کرانگی و بی‌مرزی و حداقل محدودیت‌های لازم برای بنیان نهادن یک سازماندهی را مد نظر قرار دادند (۹).

پی‌نوشت
۷- Dore Ashton, A Fable of Modern Art, P. 111.
۸- Ibid.
۹- Anton Webern, Willi Reich (ed.), A Path to the New Music, P. 21. خود عنوان کتاب هم گویای نوع نگاه وبرن به مساله‌ی دگرگونی‌هاست.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VI)

نمونه اولین چکامه در منظومه درخت آسوریک آمده که تا زمان ما حفظ شده است. باربد را بزرگترین شخصیت ناقل فهلویات به شمار آورده اند. یکی از شکلهای معمول شعری و موسیقی زمان باربد پتواژه بوده است. پتواژه از دو واژه پت و واژه یعنی سخن بزرگ تشکیل شده متن آن از اشعار ستایشی و وصفی ترکیب یافته، بیشتر به قصیده های منبعده ی اسلامی شباهت داشت.

مروری بر آلبوم «لیله راست»

برخورد مستقیم گوش ایرانی با نغمات موسیقیِ عربی، در دوره‌ای (دهه‌های۴۰و۵۰) در کنارِ اشتهار ام‌کلثوم در ایران، در شاخه‌ی منحصربه‌فردی از موسیقی مردم‌پسند در خوانده‌های خوانندگانی چون قاسم جبلی یا داود مقامی و بعد از انقلاب بیش از همه عموماً در تلاوت قرآن بوده‌است. «لیله راست» (شبِ مقامِ راست) فرصتِ شنود و مواجهه‌ی مستقیم با اثری از موسیقی عرب را برایمان فراهم کرده‌است.

از روزهای گذشته…

Sonny Boyاسطوره سازدهنی بلوز(VII)

Sonny Boyاسطوره سازدهنی بلوز(VII)

در سال ۱۹۶۳ سانی بوی به همراه سایر هنرمندان بلوز دز مجموعه تورهای دور اروپا با نام American Folk Blues Festival شرکت کرد و به گواهی نقدهای چاپ شده در مطبوعات آن زمان از موفقترین چهره های این تور بود. سانی بوی غیر از اینکه نوازنده فوق العاده ای بود شگردهای نمایشی جذابی هم داشت که محبوبیتش را بین تماشاگران اروپایی بیشتر می کرد.
نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (VII)

نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (VII)

سومین توالی آکورد که در میزان ۱۴۴ نوشته شده است، به صورت چیدمان بسته وصل سه آکورد در فونکسیون دوم در حالت پایگی، پنجم در حالت معکوس دوم و اول در حالت معکوس اول است.
نگاهی به اپرای مولوی (XX)

نگاهی به اپرای مولوی (XX)

«خون شده ست اندر بر آن خوش درخت شمس را کشته ست آن منحوس بخت» همسر مولوی در گوشه بختیاری می خواند؛ همان گوشه ای که بارها لالایی های مادرانه را در آن شنیده ایم، شاید این گوشه زنانه ترین گوشه در ردیف باشد که به عنوان زمزمه همسر مولوی در سوگ شمس خوانده می شود. البته نباید از نظر دور داشت که آنچنان که تاریخ روایت می کند، سرنوشت شمس تبریزی هیچگاه به طور دقیق مشخص نشده است و کشته شدن شمس به دست متعصبین مذهبی، تنها یک نظریه است و به همین دلیل است که غریب پور در لیبرتو مرگ شمس را در رویای مولوی به تصویر کشیده است.
دور نهایى نخستین دوره جایزه بین المللی پیانوى باربد برگزار شد

دور نهایى نخستین دوره جایزه بین المللی پیانوى باربد برگزار شد

دور نهایى نخستین دوره ی جایزه ی بین المللی پیانوى باربد با حضور پیانونوازانی از سراسر ایران و کشور ارمنستان در شهر شیراز برگزار شد و دو نفر از برندگان نهایی که تابستان ١٣٩۶ برای شرکت در مستر کلاس های بزرگان پیانونوازی فرانسه و اجراى کنسرت عازم این کشور خواهند بود، معرفی شدند.
هم‌صدایی لحظه‌ها (IV)

هم‌صدایی لحظه‌ها (IV)

دگرگونی بسیار با اهمیتی در موسیقی جان کیج به ناچار او را به این نقطه رسانده بود. همان طور که پیش‌تر هم اشاره شد، جان کیج صدای غیرموسیقایی را به متن موسیقی خود راه داد و آن را با صدای موسیقایی برابر کرد. بدین ترتیب دست‌کم از زمان ساخته شدن قطعات برای پیانوی دستکاری شده کیج باید دریافته باشد که تنها راه ارتباط عمودی صداهای غیرموسیقایی با موسیقایی عاملی است که در هر دو مشترک باشد.
ایزایی و مکتب ویولون بلژیک (II)

ایزایی و مکتب ویولون بلژیک (II)

« ویوتام خوب می دانست که ویولن ساخته شده بود تا قبل از هر کار دیگری باعث خشنودی و ایجاد حسی تکان دهنده شود. او مانند روبنشتاین بر این باور بود که هنرمند باید قبل از هر چیزی از خود ایده و قدرت احساسی داشته باشد، تکنیک او باید آن چنان کامل باشد که نیازی به فکر کردن به آن نداشته باشد. اکنون که بحث مکتب های ویولن نوازی پیش آمد به طور تصادفی این نکته به ذهنم رسید که تمایل زیادی برای ترکیب کردن مکتب بلژیکی و فرانسوی وجود دارد. هرچند این اتفاق نباید رخ دهد. این مکتب ها از یکدیگر جدا هستند هرچند بدون شک مکتب فرانسوی از مکتب بلژیکی شکل گرفته و تحت تأثیر آن بوده است. بسیاری از ویولنیست های بزرگ مانند ویوتام، لئونارد، مارسیک (Marsick)، رمی، پرنت (Parent)، دو برو (De Broux)، موسین (Musin) و تامسون (Thomson) همگی بلژیکی هستند».
یاد داشتی بر مقالۀ خواننده و خواننده سالاری

یاد داشتی بر مقالۀ خواننده و خواننده سالاری

در ادامه بحثی که درباره مقاله خواننده و خواننده سالاری توسط علیرضا جواهری در این سایت بوجود آمد، دکتر کیومرث پیرگلو، آهنگساز، موزیکولوگ و نوازنده پیانو و سنتور، نیز برای “گفتگوی هامونیک” مطلبی ارسال کرده که میخوانیم: هر چه از دل بر نیاید؛ بر دل نیز ننشیند. صادقانــــــه باید اقرار کنم که سالهاست که دیگر نمیتوانم به کارهای استاد شجریان گوش دهم چرا که معتقدم هرگز پس از جدایی ایشان از اساتید گرانقدر فرامرز پایـــــــور، پرویز مشکاتیان، جلیل شهناز و… کار پر مغز با تنظیم زیبا و ملودی ناب از اجراهای ایشان نشنیدیم، چراکه از یک طرف معضل “نوگرایی” که باعث سر در گمی در موسیقی ایرانی شده و باعث شده کسانی که بدنبال این مسآله هستند نتوانند ملودیهای ناب با تنظیم های زیبا ارائه کنند (و استاد آنها را اجرا کنند) و از طرف دیگر جریان خواننـــــــــــده سالاری (که متاسفانه پس از انقلاب بوجود آمد و رشد کاذبی کرد) که دوست هنرمند و دلسوخته آقای علیرضا جواهری بحث آن را پیش کشیدند، باعث شد که اساتیدی مانند شجریان ها نتوانند همچون گذشته، با وجود تمام امکانات و شش دانگ صدا، کارهای ناب و جاودانی را بوجود بیاورند. پس از این حوادث به راحتی میشود به این نکته پی برد که چقدر آهنگساز با ذوق میتواند نقش اساسی در خلق و پرورش یک اثر زیبا داشته باشد.
تکنیکهای گیتار (I)

تکنیکهای گیتار (I)

در طی چند مطلب به بررسی برخی از مهمترین تکنیکهای گیتار در سبکهای مختلف خواهیم پرداخت؛ مسلما در ابتدا بایستی توضیح داده شود، تکنیک مورد نظر در این مقاله تکنیک فیزیکال یعنی توانایی های دست چپ و راست در نوازندگی گیتار میباشد.
«تلویزیون حتا تصویر ارکستر را نشان نمی‌دهد»

«تلویزیون حتا تصویر ارکستر را نشان نمی‌دهد»

در سال ۱۳۷۱ (۱۹۹۲) با حضور حدود هفتاد نوازنده‌ی سازهای مضرابی و برای نخستین بار در تاریخ موسیقی ایران، «ارکستر بزرگ مضرابی» به رهبری حسین دهلوی تشکیل شد.
گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (XIV)

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (XIV)

هدایت در کتاب مجمع‌الادوار یک به یک گوشه‌ها را توضیح داده است. برای نمونه، وقتی در بیات ترکِ دو به گوشۀ شکسته می‌رویم سی بِمُل می‌شود و می‌ کُرُن. الآن آنچه رایج است اینکه هنگام فرود به بیات ترک اول می را بِکار می‌کنند و سپس سی کُرُن می‌شود. در ماهور هم همین‌طور. ولی مهدیقلی هدایت در مجمع‌الادوار نوشته است در فرود گوشۀ شکستۀ بیات ترک ابتدا سی بِکار می‌شود اما می کُرُن می‌ماند و این خیلی جالب است. چند جمله در شکستۀ ماهور با می‌کُرُن و سی‌بِکار داریم و این گامی است که مشابهش را ندیده‌ام (توالی نت‌ها سُل، لا، سی‌بِکار، دو، رِ، می‌کُرُن، فا، سُل) و در مجمع‌الادوار توضیح داده که این یک حالت خاص است ولی الآن در فرود شکستۀ ماهور ابتدا می‌ را بِکار می‌کنند و سپس سی بِمُل می‌شود و به ماهور فرود می‌آییم ولی قبلاً در فرود شکسته به مقام دیگری فرود می‌آمده‌اند که مقام خاصی است که در آن می ‌کُرُن است و سی بِکار. و این فواصل در هیچ‌جای دیگر موسیقی ایرانی تکرار نمی‌شود و در این ردیف هست.