زندگی و آثار جهانگیر ملک

جهانگیر ملک
جهانگیر ملک
مرحوم جهانگیر ملک، در بیست و نهم بهمن ماه سال ۱۳۱۱ در تهران خیابان ری، کوچه آبشار، پا به عرصه وجود نهاد. علاقمندی ایشان نسبت به نوازندگی تنبک از همان دوران تحصیل در دبیرستان دارالفنون شروع شد. اکبر گلپایگانی، خواننده مشهور از دوستان مدرسه ای ایشان بود که در همان دوران تحصیل نیز با هم به تمرین موسیقی می پرداختند.

در آن سالها جهانگیر ملک در محله دروازه “دولاب” (انتهای خیابان صفا) در نزدیکی منزل استاد حسین تهرانی زندگی میکرد. آقای حبیب الله نصیری فر در جلد اول کتاب “مردان موسیقی سنتی و نوین ایران” درباره نحوه آشنایی او با استادش حسین تهرانی، این چنین می نویسد:”روزهای که حسین تهرانی از منزل خارج میشد، او (ملک) استاد را با نگاهی ستایس انگیز دنبال میکرد و خجالت میکشید که موضوع عشق و علاقه خود را در خصوص نواختن ضرب (تنبک) با وی در میان بگذارد؛ رفته رفته حس کنجکاوی استاد تهرانی تحریک شده و روزی از وی می پرسد: شما چرا همیشه مواظب حال و حرکات من هستید؟ آیا کاری با من دارید؟ ملک با خجالت و دستپاچگی در جواب میگوید: بله، می خواستم اگر برایتان امکان داشته باشد نوازندگی ضرب را به من بیاموزید. استاد حسین تهرانی از وی میپرسد که منزل شما کجاست؟ آیا می توانی هر روز برای تمرین بیایی؟ ملک بلافاصله جواب میدهد، همین کوچه آبشار و در همسایگی شما. استاد که شوق و علاقه جهانگیر را در چهره او می بیند، قبول میکند که وی را تحت تعلیم قرار دهد”

البته به نظر کمی اغراق آمیز میرسد که آقای تهرانی از ایشان خواسته باشد”هر روز” برای تمرین و درس گرفتن به منزل او بروند و متاسفانه مشابه این مورد در این مجموعه چند جلدی کتاب ایشان به کرات دیده شده است.

جهانگیر ملک همیشه از استاد یگانه تنبک، حسین تهرانی تعریف و تمجید میکرد و هنر خود را مدیون زحمات و راهنمایی های اخلاقی ایشان میدانست و معتقد بود که شیوه تنبک نوازی اش همچون دیگر اساتید تنبک تحت تاثیر سبک و شیوه تنبک نوازی استاد حسین تهرانی است.( همانطور که پیش از این ذکر شد، با اینکه شاگردان حسین تهرانی اکثرا لحن های شخصی داشتند ولی به طور کلی از مکتب بزرگ تنبک نوازی نوین تهرانی بهره میبرند و به همین دلیل نسبت به نوازندگان نسل پیش از تهرانی، با تفاوتی قابل توجه می نوازند.) او نه تنها از حسین تهرانی، بلکه تمام کسانی که برای این ساز زحمت کشیده بودند به نیکی یاد و احترام میکرد و هیچگاه هنر دیگر همکارانش را نفی نمیکرد.

جهانگیر ملک در سال ۱۳۳۲ در گردهمایی دوستانه ای با استاد پرآوازه مرحوم علی تجویدی آشنا میشود و به درخواست وی قطعه ای را اجرا می نماید و استاد تجویدی تحت تاثیر شیوه نوازندگی او قرار میگیرد، تا جائی که ایشان را به رئیس وقت رادیو، مرحوم مشیر همایون شهردار معرفی میکند و بدین ترتیب اولین ثمره یادگیری، تمرین، عشق و علاقه خود را به ساز تنبک، اینچنین (در سن ۲۱ سالگی) با شروع کار در ارکستر بدست می آورد.

او پس ازمدتی به ارکسترهای شماره یک، به رهبری مرحوم حسینعلی ملاح و مرحوم مهدی مفتاح – ارکستر شماره دو، به رهبری مرحوم مجید وفادار و مرحوم علی تجویدی- ارکستر شماره سه، به رهبری پرویز یاحقی و همایون خرم – ارکستر شماره چهار، به رهبری مرحوم عباس شاپوری- ارکستر شماره پنج، به سرپرستی بزرگ لشکری – ارکستر شماره شش به رهبری مرحوم حبیب الله بدیعی، دعوت به همکاری و نوازندگیش را آغاز میکند.

پس از تشکیل ارکستر گلها به دعوت زنده یاد حبیب الله بدیعی، همزمان با دیگر استاد بزرگ تنبک نوازی ایران، مرحوم امیر ناصر افتتاح به نوازندگی در این ارکستر میپردازد. این همکاری تا سال ۱۳۵۷ ادامه داشت و با پیروزی انقلاب کار و فعالیت او به مدت ۱۰ سال به وقفه افتاد.

ملک، حبیب الله بدیعی را بهترین دوست خود میدانست و اعتقاد داشت با غروب زندگی این استاد بزرگ موسیقی ایران، حیات هنریش و دیگر دوستان او نیز به زوال کشیده شد. از سلسله همکار های او با رادیو می توان به برنامه های: گلهای جاویدان، گلهای تازه، گلهای رنگارنگ، یک شاخه گل، برگ سبز و شاعران قصه میگویند و نیز برنامه تکنوازان که زیر نظر مرحوم محمد میرنقیبی اداره میشد که از لحاظ شماره از ۱۰۱ شروع و تا برنامه ۷۷۸ اجراء و ضبط شد که ایشان با نقش نوازنده در حدود پانصد و پنجاه برنامه را به اجرا گذاشت.

جهانگیر ملک را با وجود این تعداد اثر ضبط شده میتوان، پرکارترین هنرمند موسیقی ایران (و شاید جزو پرکارترین های جهان!) نام برد. البته واضح است که به خاطر خصوصیت بداهه بودن بسیاری از آثاری که او با همکاری دیگران ضبط کرده، تعداد کثیری از این آثار از کیفیت مناسبی برخوردار نباشند و نه تنها تعداد آثار بالا همواره در موسیقی عمل نیکی نیست، بلکه می تواند بر روی شنونده تاثیر عکس و مخرب نیز داشته باشد.

این همکاری با رادیو تا آخرین روزهای حیات ایشان ادامه داشت. علاوه بر اجرای های رادیویی ایشان اجراهایی را در جشنواره های موسیقی و برنامه های مختلفی در تهران و شهرستانها و نیز کنسرتهایی به نفع مسلولین بیمارستان ابوحسین، بیماران امین آباد، ندامتگاه دادگستری و دانشگاه تبریز به اتفاق هنرمندان، علی تجویدی و حسین تهرانی به عهده داشت.

جهانگیر ملک کنسرت هایی را در خارج از مرزهای ایران از جمله: آمریکا، انگلستان، آلمان، شوروی، ایتالیا، ژاپن، مکزیک، افغانستان، کویت، عربستان و یمن، همچنین شرکت در جشن های نوروزی دانشجویان ایرانی مقیم اروپا و امریکا برای شناساندن موسیقی کشورش با همکاری دیگر دوستان هنرمند خود برگزار نموده بود.

21 دیدگاه

  • ارسال شده در اردیبهشت ۱۳, ۱۳۸۵ در ۶:۴۷ ب.ظ

    salam
    khob bod montazere matalebe baditonam hastam

  • saeed1922
    ارسال شده در خرداد ۱۸, ۱۳۸۵ در ۱۲:۰۲ ب.ظ

    خوب بود. لطفا از اجراهای ایشون هم در سایت بذارید تا بتونیم بشنویم

  • shahriar
    ارسال شده در مهر ۱۰, ۱۳۸۵ در ۲:۲۴ ق.ظ

    بنده به طور میانگین روزی نیم یک ساعت به موسیقی برادران ملک گوش می کنم . باید بگویم فوق العاده اند

  • ارسال شده در دی ۲۵, ۱۳۸۵ در ۹:۲۸ ب.ظ

    besiar jaleb bud mohabbat konid as ostade bosorge zarb Mortsa aayan ke daste rusegar va bi mohabbatie hamkaran khane neshinash karde nis matlabi benevisid va montaser nashim baad as nabudanash ba kalemeye marhum dar mian ahle honar asash yad konim motshaker

  • ارسال شده در بهمن ۶, ۱۳۸۵ در ۷:۱۰ ق.ظ

    عالی بود
    بااجازه من از مقالتون استفاده کردم
    donbak.blogfa.com

  • ارسال شده در بهمن ۱۸, ۱۳۸۵ در ۱۱:۰۵ ب.ظ

    با تشکر از زحمات شما

  • ارسال شده در بهمن ۲۱, ۱۳۸۵ در ۵:۰۴ ب.ظ

    من از کودکی در دهه چهل در روستا نام جهانگیر ملک را ار پدرم شنیدم زمانی که در روستاهای ایران رادیو هم بندرت پیدا میشد واز همان زمان به جهانگیر ملک علافه پیدا کردم. واین نشانه محبوبیت ملک در دل مردم حتی در روستاها مباشد.

  • afshid
    ارسال شده در اسفند ۳, ۱۳۸۵ در ۸:۰۰ ب.ظ

    سلام خسته نباشید
    شما می توانید کتابی در مورد موسیقیدانان ایرانی به من معرفی کنید در مورد همه شاخه های موسیقی یا سایت کاملی را در این باره سراغ دارید
    با تشکر
    پیروز و موفق باشید

  • عیسی احمدی
    ارسال شده در اسفند ۳, ۱۳۸۵ در ۹:۵۴ ب.ظ

    باسلام ،مطالب بسیار خوبی در سایت شما خواندم چون در این سایت از خوانواده ملک آمده است ولی هیچ مطلبی از خانم افسانه ملک که همسر مرحوم جهانگیر ملک هستند و در زمان گذشته یکی از خوانندگان بسیار سرشناسی بودند نوشته نشده است حیفم آمد که درخواستی مبنی بر ارائه مطالبی از این هنرمند در سایتتان نداشته باشم.

    کامروا باشید عیسی احمدی از کرج

  • ali zareh
    ارسال شده در مرداد ۱۲, ۱۳۸۶ در ۲:۰۶ ب.ظ

    bishtareh asatis mosighi faghat ed de a darand va hamash mi ghoyand ho nar bar tar az ghohar a mad padid .vali hona re shan ra mi fo rashnd ta pool be dast biavarnd.hich ko dam hazer be amozeshe majjani ho nar joo nis tand

  • سروش
    ارسال شده در خرداد ۲۰, ۱۳۸۷ در ۳:۴۴ ب.ظ

    salam
    kheyli khob va mofid bod.
    lotfan baz ham az in maghalehaye takhasosi va begharaz begzared

  • ناشناس
    ارسال شده در شهریور ۱۴, ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۲ ب.ظ

    Afsane khanoom shoma hamoon dokhtar khanoomi hastin ke dabirestane Hadaf boodid? Keykavoosi……….
    man ham kelase parvane boodam.

  • farshad
    ارسال شده در آبان ۲۸, ۱۳۸۷ در ۳:۳۸ ب.ظ

    salam khahesham ine ke az ishon film clip ya file soti ham bezarin

  • ارسال شده در مرداد ۲۲, ۱۳۸۹ در ۸:۲۳ ب.ظ

    بنده یک سوال داشتم آیا جهانگیر ملک با اسد الله ملک نسبتی فامیلی دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  • ناشناس
    ارسال شده در مرداد ۲۳, ۱۳۸۹ در ۵:۰۸ ق.ظ

    نسبتی ندارن اسدالله با حسین ملک ولی برادر بود

  • ارسال شده در فروردین ۱۶, ۱۳۹۰ در ۶:۴۹ ب.ظ

    تمبکنوازی استاد ملک یکی‌ از قویترین تمبک نوازی ها است، صداها، احساس و قدرت اجرای استاد ملک واقعا بی‌ همتا بود و ایشان آنقدر به موسیقی‌ ایرانی اشراف داشت که میدانست نوازنده الان چی‌ می‌خواد بزنه و همان را به خوبی‌ با تمبک اجرا میکرد

  • شمیران شمیرانات
    ارسال شده در دی ۱۶, ۱۳۹۰ در ۲:۰۸ ق.ظ

    با نام ویاد خدا
    صحبت و نوشتن درباره او احتیاج به تحقیقی جدی دارد که در اینجا نمی گنجد ولی بر خود واجب دیدم که گوشه ای از تجربیاتی که از محضرش کسب کردم را بیان کنم تا شاید آنانی که چون حقیقت ندیدند ره افسانه زدندکه تعدادشان هم کم نیست الحمدالله به گوششان برسد تا امیدی برای نجاتشان باشد از سقوط در چاه بی انتهاو خوفناک غرور و افسار گسیختگی تا با الگو قرار دادن وی بلکه فرجی در شیوه زندگی بی محتوایشان بکنند آمین
    فکر می کنید فقط آن چیره دستی و شیرین نوازی و قدرت وسرعت وصلابت و آن اشراف کامل به تو در توی موسیقی ایرانی کافی بود؟
    فکر می کنید اگر آن افتاده حالی و درویش مسلکی و خوش مشربی و بی غل وغشی و در کل اخلاق حسنه جهانگیر خان ملک نبود هیچگاه چنین رکوردی بر جای می ماند؟!
    آیا بدون داشتن خلوص نیت و طینت پاک می توان در کنار این همه اساتید پیچیده و بی جانشین نشست و تک تک آنان را در دراز مدت راضی نگه داشت؟آیا به جز احترام گذاشتن به کوچک و بزرگ و رعایت ادب در مقابل اساتید خود میتوان به جنین قله ای رسید؟
    افتادگی آموز اگر طالب فیضی..!
    آری حقیقتی در این مرد نهفته است که ایچنین مقبول و محبوب عام وخاص شده است….حقیقتی سینه به سینه که از اوستاد اوستادان به درستی به ارث برد :اول آدم باش بعد هنرمند!
    جمله ای معروف که گوش اهل فن با آن به خوبی آشناست …
    چرا اینچنین نام جهانگیر ملک بر تارک این موسیقی پر تشویش و شلوغ و هزار داماد می درخشد؟چرا چنین موهبتی نصیب او می شود که از قلب روستایی دل فرزندی را می برد؟آیا فقط آن پنجه های شیرین و جاودانه اش مزید بر علت است؟
    خیر…آن گوهر نابیست که در روح و وجود او حاکم است و آن همان نصیحت به ظاهر ساده اوستادش بود که آویزه گوش کرد و به جان دل خرید و به واقع عمل کرد …
    و در آخر مرثیه ای تکراری که دل هر اهل دردمند آزاده ای را به درد می آورد:
    مرگی در سکوت و دل شکستگی از جور زمان..
    بدرود

  • didar asrin
    ارسال شده در اسفند ۳, ۱۳۹۰ در ۱۰:۱۷ ق.ظ

    why he is not talking about the great master asadulla malek ? i think jihangir malek had 2 or 3 cd with master asadulla …thank you very much

  • دانشجوی پیام
    ارسال شده در خرداد ۱۳, ۱۳۹۱ در ۱۲:۵۱ ب.ظ

    روحت شاد.من همیشه از شنیدن کارهای شما از رادیو پیام لذت می برم.افسوس که نیستی.

  • ارسال شده در مرداد ۲۱, ۱۳۹۱ در ۲:۰۷ ق.ظ

    در نواختن تنبک به سبک جهانگیر ملک دیگه مرد به نظر من نمی تواننذ مثل او بشوند موسیقی ایرانی سنتی خیلی خیلی نوین شده به نظر من شیوه نوین بسیار خوب است ولی به شرط اینکه وقتی کسی شیوه یا سبکی اختراع میکند از شیوه قدیمی کامل تر و مردم پسند تر باشد نه اینکه هنرمند های موسیقی قدیم اصیل ایرانی از این شیوه ایراد بگیرند و از نظر علم موسیقیایی در سطح پایینی باشد متئسفانه بعضی از نوازنده های امروزی کار خود را با غرور و تکبر شروع می کنند و باه نواختن ساز خود عشق نیمی ورزند و اولین کاری که میکنند تقلید… امید وارم موسیقی اصیل ایرانی حفظ و پیشرفب واقعی کند نه کاذب.
    (این نظر یک فرد عاشق که موسیقی ایرانی مثل خون تو رگهایش جاریه و پیشرفت موسیقی باعث زندگی میشود)

  • سپهر ملک
    ارسال شده در آبان ۸, ۱۳۹۴ در ۶:۲۷ ب.ظ

    من نوه جهانگیر ملک هستتم ممنون از این اطلاعات خوبتون

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جندقی: آواز مخاطب خاص دارد

ایشان از جایگاه خاصی برخوردار هستند اگر دقت کنیم بسیاری از بانوان خواننده در قبل از انقلاب در کاباره ها می خواندند ولی تعداد اندکی نرفتند و جایگاه خود را حفظ کردند مثل خانم معصومه مهرعلی، خانم هنگامه اخوان و تنی چند دیگر…

گفتگو با علی صمدپور (III)

بعدها همکاری من با ماهور کمتر شد. از بحث اصلی خارج نشویم… به هر حال این نسلی که امروز می‌بینید ماها را دیگر نمی‌شناسند از آن فضایی که درواقع یک بخشی از آن‌را خود من ایجاد کردم به‌وجود آمدند. بعد از دوره‌ی ما هم دیگر آرامش پس از جنگ به وجود آمده بود و نسل بعد زندگی‌شان خوشبختانه به‌هم ریخته نشد. آنموقع ترس از سربازی رفتن هم وجود داشت که می‌روی و دیگر برنمی‌گردی. همه‌ی اینها جزء جزء مهم‌اند. به هرحال نشد که آن نسل موسیقی خودش را درست بکند و به‌نظر من بخشیش هم طبیعیبود. نسل بعد از ما هم، روی به نسل قبل از ما داشتند چون قطعه و موسیقی قابل توجهی قبل از خودشان ندیدند، دیدند که آنها هم دارند کارهای نسل‌های قبل‌شان را می‌زنند و آموزش می‌دهند. این وضعیت تا «راز نو» ادامه داشت و تقریباً بعد از «راز نو» بود که دیگران هم شروع به کار کردند.

از روزهای گذشته…

سیستم فیثاغورثی و اعتدال مساوی (II)

سیستم فیثاغورثی و اعتدال مساوی (II)

ضربان Beating: ضربان تغییر متناوب و ریتمیک حجم صوتی است به دلیل تداخل Interference دو موج صوتی با فرکانس بسیار نزدیک به هم. میزان این تغییر حجم یا واحد ضربان در واحد ثانیه BPM یا Beat per minute سنجیده می شود و برابر است با تفاوت دو فرکانس. به عنوان مثال دو موج سینوسی ۱۰۰ و ۱۰۴ هرتز ضربانی با سرعت ۴ بار در ثانیه تولید می کنند.
جشن(I)

جشن(I)

امروزه و در بستر جامعه‌ی اطلاعاتی در حالی که فاصله‌ میان آدمها و فرهنگ‌ها از نظر دسترسی به یکدیگر کمتر از فاصله‌ی ساکنان یک دهکده‌ی کوچک شده است، امتزاج و برهم‌کنش میان حوزه‌های فرهنگی اجتناب ناپذیر است، تا جایی که از آهنگساز نو پرداز ایرانی می‌شنویم:”من موسیقی فرا ایکس را نساختم که بگویم چند فرهنگی هستم بلکه چون چند فرهنگی هستم آن موسیقی بوجود آمد”(۱). شاید این مهمترین تفاوت موسیقی مشایخی در این دوره با سلیقه‌ی مرسوم (موسیقی تلفیقی) باشد و این همان نکته‌ای است که فرا ایکس را از جریان‌های موسیقی تلفیقی جدا می‌کند.
ارکستر سمفونیک ونکوور و تالار ارفیوم

ارکستر سمفونیک ونکوور و تالار ارفیوم

ارکستر سمفونیک ونکوور (Vancouver Symphony Orchestra) یک ارکستر کانادایی است که در شهر ونکوور از سال ۱۹۱۹ تا کنون فعالیت دارد. برنامه های این ارکستر سالانه بیشتر از ۲۴۰۰۰۰ نفر بیننده دارد، ارکستر سمفونیک ونکوور (VSO) در ۱۲ سالن اجرا دارد ولی محل اصلی این ارکستر در سالن ارفیوم (Orpheum theatre) است. با بودجه سالانه نه و نیم میلیون دلار و ۱۴۰ اجرا در سال، این ارکستر سومین ارکستر سمفونیک کانادا میباشد.
منوچهری: در سطح بین المللی هستیم

منوچهری: در سطح بین المللی هستیم

قرار است، فردا ساعت ۹ شب، تالار وحدت شاهد اجرای ارکستر تازه تاسیس فیلارمونیک تهران باشد، این ارکستر به رهبری آرش گوران و مدیریت پوریا منوچهری به تازگی فعالیت خود را آغاز کرده است. در این مجموعه مصاحبه ها، به گفتگو با شف های و رهبر و مدیر این ارکستر زهی پرداخته ایم که می خوانید.
روش‌های آوانگاری فُنمیک و فُنتیک (I)

روش‌های آوانگاری فُنمیک و فُنتیک (I)

یک قوم‌موسیقی‌شناس احتمال دارد به منظور مطالعه‌ی موسیقی تصمیم به ضبط نمونه‌های صوتی و سپس آوانگاری آن‌ها بگیرد. او با خصوصیات ِآن موسیقی آشنا نیست و در مشاهده و تجربه‌اندوزی از فرهنگِ موسیقاییِ مورد مطالعه‌اش ممکن است با پدیده‌های موسیقای‌ای مواجه شود که نسبت به عادات قبلی و پیشینه‌ی فکری و تجربه‌ی موسیقایی او غریب و مهجور باشند. به باورِ نتل (۱۳۹۲: ۱۵۳) اصلی‌ترین مسأله در تاریخ آوانگاری «تعادل میان دقت و سادگی» است.
گفتگو با روستروپوویچ (I)

گفتگو با روستروپوویچ (I)

مستیسلاو روستروپوویچ (Mstislav Rostropovich) هفتاد ساله، یکی از بزرگترین ویولن سل نواز زمان ما است و معمولا از او به عنوان هم نفس پابلو کاسالز (Pablo Casals) مشهور نام می برند. نزدیکی وی به کاسالز تصادفی نیست، پدر وی، لئوپارد روستروپوویچ (Leopold Rostropovich) هنر کاسالز را می ستود و مدتی در پاریس از هنرجویان وی بود. کاسالز (کسی که نواختن ویولن سل را در ابتدای این قرن متحول کرد) قطعه های باخ را برای تک نوازی با ویلونسل رواج داد، آثار این استاد موسیقی کلاسیک توسط ویولنسل، برای اولین بار در سالنهای کنسرت اجرا شد و این پایه گذاری نوین برای این ساز بود.
پاسخی بر نقد حافظ ناظری

پاسخی بر نقد حافظ ناظری

با فاصله کمی از انتشار مطلبی که به بررسی فعالیت های هنری “حافظ ناظری” و “بهرام تاج آبادی” پرداخته بودم، مطلبی در سایت دیگر (موسیقی ما) منتشر شد که به بررسی قسمتی از نوشته نگارنده میپرداخت که مربوط به “حافظ ناظری” بود. این نوع پاسخ ها در چند ساله اخیر بسیار باب شده است؛ نوعی مقالات که به سرعت از طرف طرفداران یک هنرمند در پاسخ به نقدهای (درست یا غلط ) نوشته شده، منتشر میشود. حتی در این اواخر هم دیگر حتی ژست بی طرفی گرفته نمیشود و علنا نویسنده خود را به عنوان “هواداران” آن هنرمند معرفی میکند. البته پاسخ بنده به این نوشته ها، بدون در نظر گرفتن این واقعیت است که طرف مقابل، صرفا “هوای” هنرمند مطبوعش را دارد یا به دنبال حقیقت است و در واقع به این ضرب المثل عمل میشود که “نگو که میگوید، ببین چه میگوید!”
سمفونی شماره یک بتهوون

سمفونی شماره یک بتهوون

اواخر سال ۱۷۹۹ بتهوون شروع به تهیه سنفونی شماره یک خود نمود و پس از حدود دو سال آنرا در دسامبر سال ۱۸۰۱ منتشر کرد. ریشه های تهیه این سنفونی به هنگامی باز می گردد که او تصمیم گرفت تا بعنوان شاگرد موسیقی، سر کلاسهای هایدن حاضر شود. او به همین دلیل در سال ۱۷۹۲ شهر بن را ترک کرد و به وین رفت. آگاهان و منتقدین موسیقی معتقد هستند که بتهوون با وجود توانایی های زیادی که در تصنیف موسیقی سمفونی داشت به علت احترامی که برای بزرگانی چون هایدن و موتسارت قائل بود و نیز آنکه تمایل داشت کاری در اندازه کارهای این اساتید موسیقی سنفونیک ارائه کند، تصمیم گرفت تا در تهیه اولین کار سنفونیک خود علجه نکند.
همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (I)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (I)

نوشتن درباره‌ی فلسفه، مدتی است که به مد روز بدل شده است. هر نوشته‌ی سخت‌فهمی که چند سوال (احتمالاً) بنیادی نیز در آن به بحث گذاشته شده باشد؛ جدا از رهیافتی که نویسنده برای حل آنها ارایه می‌کند یا میزان موفقیتی که به‌دست می‌آورد، فلسفه نام می‌گیرد. به وفور واژه‌ی فلسفه به جای دلیل یا هدف یا… به کار می‌رود، بی‌ آنکه در حقیقت نزدیکی‌ای میان گفتار مطرح شده و روش‌های فلسفه به عنوان یکی از بنیادی‌ترین شیوه‌های اندیشیدن بشر وجود داشته باشد. این مد شدن فلسفه باعث شده نوشته‌های کم‌مایه درباره‌ی آن زیاد شود.
نگاهی به پیوند شعر و موسیقی آوازی اثر حسین دهلوی (III)

نگاهی به پیوند شعر و موسیقی آوازی اثر حسین دهلوی (III)

شاید برای همه دیدن ارکستر با رهبری یک زن امری بسیار عجیب و غیر معمول تلقی شود و چه بسا نیز در دنیای موسیقی رهبری ارکستر را امری مردانه تلقی کرده اند . اما جوانا فلاتا ثابت نمود که نه تنها در عرصه نوازندگی مهارت دارد بلکه در رهبری ارکستر نیز رهبری مقتدرو بسیار معتبر میباشد و ثابت نمود که رهبری فارغ ار تفکرات سنتی امریست که بیشتر بر اساس توانایی های هر فرد قدرت میگیرد نه صرفا نگاهی جنسیتی که در این امر حاکم بود.