زندگی و آثار جهانگیر ملک

جهانگیر ملک
جهانگیر ملک
مرحوم جهانگیر ملک، در بیست و نهم بهمن ماه سال ۱۳۱۱ در تهران خیابان ری، کوچه آبشار، پا به عرصه وجود نهاد. علاقمندی ایشان نسبت به نوازندگی تنبک از همان دوران تحصیل در دبیرستان دارالفنون شروع شد. اکبر گلپایگانی، خواننده مشهور از دوستان مدرسه ای ایشان بود که در همان دوران تحصیل نیز با هم به تمرین موسیقی می پرداختند.

در آن سالها جهانگیر ملک در محله دروازه “دولاب” (انتهای خیابان صفا) در نزدیکی منزل استاد حسین تهرانی زندگی میکرد. آقای حبیب الله نصیری فر در جلد اول کتاب “مردان موسیقی سنتی و نوین ایران” درباره نحوه آشنایی او با استادش حسین تهرانی، این چنین می نویسد:”روزهای که حسین تهرانی از منزل خارج میشد، او (ملک) استاد را با نگاهی ستایس انگیز دنبال میکرد و خجالت میکشید که موضوع عشق و علاقه خود را در خصوص نواختن ضرب (تنبک) با وی در میان بگذارد؛ رفته رفته حس کنجکاوی استاد تهرانی تحریک شده و روزی از وی می پرسد: شما چرا همیشه مواظب حال و حرکات من هستید؟ آیا کاری با من دارید؟ ملک با خجالت و دستپاچگی در جواب میگوید: بله، می خواستم اگر برایتان امکان داشته باشد نوازندگی ضرب را به من بیاموزید. استاد حسین تهرانی از وی میپرسد که منزل شما کجاست؟ آیا می توانی هر روز برای تمرین بیایی؟ ملک بلافاصله جواب میدهد، همین کوچه آبشار و در همسایگی شما. استاد که شوق و علاقه جهانگیر را در چهره او می بیند، قبول میکند که وی را تحت تعلیم قرار دهد”

البته به نظر کمی اغراق آمیز میرسد که آقای تهرانی از ایشان خواسته باشد”هر روز” برای تمرین و درس گرفتن به منزل او بروند و متاسفانه مشابه این مورد در این مجموعه چند جلدی کتاب ایشان به کرات دیده شده است.

جهانگیر ملک همیشه از استاد یگانه تنبک، حسین تهرانی تعریف و تمجید میکرد و هنر خود را مدیون زحمات و راهنمایی های اخلاقی ایشان میدانست و معتقد بود که شیوه تنبک نوازی اش همچون دیگر اساتید تنبک تحت تاثیر سبک و شیوه تنبک نوازی استاد حسین تهرانی است.( همانطور که پیش از این ذکر شد، با اینکه شاگردان حسین تهرانی اکثرا لحن های شخصی داشتند ولی به طور کلی از مکتب بزرگ تنبک نوازی نوین تهرانی بهره میبرند و به همین دلیل نسبت به نوازندگان نسل پیش از تهرانی، با تفاوتی قابل توجه می نوازند.) او نه تنها از حسین تهرانی، بلکه تمام کسانی که برای این ساز زحمت کشیده بودند به نیکی یاد و احترام میکرد و هیچگاه هنر دیگر همکارانش را نفی نمیکرد.

جهانگیر ملک در سال ۱۳۳۲ در گردهمایی دوستانه ای با استاد پرآوازه مرحوم علی تجویدی آشنا میشود و به درخواست وی قطعه ای را اجرا می نماید و استاد تجویدی تحت تاثیر شیوه نوازندگی او قرار میگیرد، تا جائی که ایشان را به رئیس وقت رادیو، مرحوم مشیر همایون شهردار معرفی میکند و بدین ترتیب اولین ثمره یادگیری، تمرین، عشق و علاقه خود را به ساز تنبک، اینچنین (در سن ۲۱ سالگی) با شروع کار در ارکستر بدست می آورد.

او پس ازمدتی به ارکسترهای شماره یک، به رهبری مرحوم حسینعلی ملاح و مرحوم مهدی مفتاح – ارکستر شماره دو، به رهبری مرحوم مجید وفادار و مرحوم علی تجویدی- ارکستر شماره سه، به رهبری پرویز یاحقی و همایون خرم – ارکستر شماره چهار، به رهبری مرحوم عباس شاپوری- ارکستر شماره پنج، به سرپرستی بزرگ لشکری – ارکستر شماره شش به رهبری مرحوم حبیب الله بدیعی، دعوت به همکاری و نوازندگیش را آغاز میکند.

پس از تشکیل ارکستر گلها به دعوت زنده یاد حبیب الله بدیعی، همزمان با دیگر استاد بزرگ تنبک نوازی ایران، مرحوم امیر ناصر افتتاح به نوازندگی در این ارکستر میپردازد. این همکاری تا سال ۱۳۵۷ ادامه داشت و با پیروزی انقلاب کار و فعالیت او به مدت ۱۰ سال به وقفه افتاد.

ملک، حبیب الله بدیعی را بهترین دوست خود میدانست و اعتقاد داشت با غروب زندگی این استاد بزرگ موسیقی ایران، حیات هنریش و دیگر دوستان او نیز به زوال کشیده شد. از سلسله همکار های او با رادیو می توان به برنامه های: گلهای جاویدان، گلهای تازه، گلهای رنگارنگ، یک شاخه گل، برگ سبز و شاعران قصه میگویند و نیز برنامه تکنوازان که زیر نظر مرحوم محمد میرنقیبی اداره میشد که از لحاظ شماره از ۱۰۱ شروع و تا برنامه ۷۷۸ اجراء و ضبط شد که ایشان با نقش نوازنده در حدود پانصد و پنجاه برنامه را به اجرا گذاشت.

جهانگیر ملک را با وجود این تعداد اثر ضبط شده میتوان، پرکارترین هنرمند موسیقی ایران (و شاید جزو پرکارترین های جهان!) نام برد. البته واضح است که به خاطر خصوصیت بداهه بودن بسیاری از آثاری که او با همکاری دیگران ضبط کرده، تعداد کثیری از این آثار از کیفیت مناسبی برخوردار نباشند و نه تنها تعداد آثار بالا همواره در موسیقی عمل نیکی نیست، بلکه می تواند بر روی شنونده تاثیر عکس و مخرب نیز داشته باشد.

این همکاری با رادیو تا آخرین روزهای حیات ایشان ادامه داشت. علاوه بر اجرای های رادیویی ایشان اجراهایی را در جشنواره های موسیقی و برنامه های مختلفی در تهران و شهرستانها و نیز کنسرتهایی به نفع مسلولین بیمارستان ابوحسین، بیماران امین آباد، ندامتگاه دادگستری و دانشگاه تبریز به اتفاق هنرمندان، علی تجویدی و حسین تهرانی به عهده داشت.

جهانگیر ملک کنسرت هایی را در خارج از مرزهای ایران از جمله: آمریکا، انگلستان، آلمان، شوروی، ایتالیا، ژاپن، مکزیک، افغانستان، کویت، عربستان و یمن، همچنین شرکت در جشن های نوروزی دانشجویان ایرانی مقیم اروپا و امریکا برای شناساندن موسیقی کشورش با همکاری دیگر دوستان هنرمند خود برگزار نموده بود.

20 دیدگاه

  • ارسال شده در اردیبهشت ۱۳, ۱۳۸۵ در ۶:۴۷ ب.ظ

    salam
    khob bod montazere matalebe baditonam hastam

  • saeed1922
    ارسال شده در خرداد ۱۸, ۱۳۸۵ در ۱۲:۰۲ ب.ظ

    خوب بود. لطفا از اجراهای ایشون هم در سایت بذارید تا بتونیم بشنویم

  • shahriar
    ارسال شده در مهر ۱۰, ۱۳۸۵ در ۲:۲۴ ق.ظ

    بنده به طور میانگین روزی نیم یک ساعت به موسیقی برادران ملک گوش می کنم . باید بگویم فوق العاده اند

  • ارسال شده در دی ۲۵, ۱۳۸۵ در ۹:۲۸ ب.ظ

    besiar jaleb bud mohabbat konid as ostade bosorge zarb Mortsa aayan ke daste rusegar va bi mohabbatie hamkaran khane neshinash karde nis matlabi benevisid va montaser nashim baad as nabudanash ba kalemeye marhum dar mian ahle honar asash yad konim motshaker

  • ارسال شده در بهمن ۶, ۱۳۸۵ در ۷:۱۰ ق.ظ

    عالی بود
    بااجازه من از مقالتون استفاده کردم
    donbak.blogfa.com

  • ارسال شده در بهمن ۱۸, ۱۳۸۵ در ۱۱:۰۵ ب.ظ

    با تشکر از زحمات شما

  • ارسال شده در بهمن ۲۱, ۱۳۸۵ در ۵:۰۴ ب.ظ

    من از کودکی در دهه چهل در روستا نام جهانگیر ملک را ار پدرم شنیدم زمانی که در روستاهای ایران رادیو هم بندرت پیدا میشد واز همان زمان به جهانگیر ملک علافه پیدا کردم. واین نشانه محبوبیت ملک در دل مردم حتی در روستاها مباشد.

  • afshid
    ارسال شده در اسفند ۳, ۱۳۸۵ در ۸:۰۰ ب.ظ

    سلام خسته نباشید
    شما می توانید کتابی در مورد موسیقیدانان ایرانی به من معرفی کنید در مورد همه شاخه های موسیقی یا سایت کاملی را در این باره سراغ دارید
    با تشکر
    پیروز و موفق باشید

  • عیسی احمدی
    ارسال شده در اسفند ۳, ۱۳۸۵ در ۹:۵۴ ب.ظ

    باسلام ،مطالب بسیار خوبی در سایت شما خواندم چون در این سایت از خوانواده ملک آمده است ولی هیچ مطلبی از خانم افسانه ملک که همسر مرحوم جهانگیر ملک هستند و در زمان گذشته یکی از خوانندگان بسیار سرشناسی بودند نوشته نشده است حیفم آمد که درخواستی مبنی بر ارائه مطالبی از این هنرمند در سایتتان نداشته باشم.

    کامروا باشید عیسی احمدی از کرج

  • ali zareh
    ارسال شده در مرداد ۱۲, ۱۳۸۶ در ۲:۰۶ ب.ظ

    bishtareh asatis mosighi faghat ed de a darand va hamash mi ghoyand ho nar bar tar az ghohar a mad padid .vali hona re shan ra mi fo rashnd ta pool be dast biavarnd.hich ko dam hazer be amozeshe majjani ho nar joo nis tand

  • سروش
    ارسال شده در خرداد ۲۰, ۱۳۸۷ در ۳:۴۴ ب.ظ

    salam
    kheyli khob va mofid bod.
    lotfan baz ham az in maghalehaye takhasosi va begharaz begzared

  • ناشناس
    ارسال شده در شهریور ۱۴, ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۲ ب.ظ

    Afsane khanoom shoma hamoon dokhtar khanoomi hastin ke dabirestane Hadaf boodid? Keykavoosi……….
    man ham kelase parvane boodam.

  • farshad
    ارسال شده در آبان ۲۸, ۱۳۸۷ در ۳:۳۸ ب.ظ

    salam khahesham ine ke az ishon film clip ya file soti ham bezarin

  • ارسال شده در مرداد ۲۲, ۱۳۸۹ در ۸:۲۳ ب.ظ

    بنده یک سوال داشتم آیا جهانگیر ملک با اسد الله ملک نسبتی فامیلی دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  • ناشناس
    ارسال شده در مرداد ۲۳, ۱۳۸۹ در ۵:۰۸ ق.ظ

    نسبتی ندارن اسدالله با حسین ملک ولی برادر بود

  • ارسال شده در فروردین ۱۶, ۱۳۹۰ در ۶:۴۹ ب.ظ

    تمبکنوازی استاد ملک یکی‌ از قویترین تمبک نوازی ها است، صداها، احساس و قدرت اجرای استاد ملک واقعا بی‌ همتا بود و ایشان آنقدر به موسیقی‌ ایرانی اشراف داشت که میدانست نوازنده الان چی‌ می‌خواد بزنه و همان را به خوبی‌ با تمبک اجرا میکرد

  • شمیران شمیرانات
    ارسال شده در دی ۱۶, ۱۳۹۰ در ۲:۰۸ ق.ظ

    با نام ویاد خدا
    صحبت و نوشتن درباره او احتیاج به تحقیقی جدی دارد که در اینجا نمی گنجد ولی بر خود واجب دیدم که گوشه ای از تجربیاتی که از محضرش کسب کردم را بیان کنم تا شاید آنانی که چون حقیقت ندیدند ره افسانه زدندکه تعدادشان هم کم نیست الحمدالله به گوششان برسد تا امیدی برای نجاتشان باشد از سقوط در چاه بی انتهاو خوفناک غرور و افسار گسیختگی تا با الگو قرار دادن وی بلکه فرجی در شیوه زندگی بی محتوایشان بکنند آمین
    فکر می کنید فقط آن چیره دستی و شیرین نوازی و قدرت وسرعت وصلابت و آن اشراف کامل به تو در توی موسیقی ایرانی کافی بود؟
    فکر می کنید اگر آن افتاده حالی و درویش مسلکی و خوش مشربی و بی غل وغشی و در کل اخلاق حسنه جهانگیر خان ملک نبود هیچگاه چنین رکوردی بر جای می ماند؟!
    آیا بدون داشتن خلوص نیت و طینت پاک می توان در کنار این همه اساتید پیچیده و بی جانشین نشست و تک تک آنان را در دراز مدت راضی نگه داشت؟آیا به جز احترام گذاشتن به کوچک و بزرگ و رعایت ادب در مقابل اساتید خود میتوان به جنین قله ای رسید؟
    افتادگی آموز اگر طالب فیضی..!
    آری حقیقتی در این مرد نهفته است که ایچنین مقبول و محبوب عام وخاص شده است….حقیقتی سینه به سینه که از اوستاد اوستادان به درستی به ارث برد :اول آدم باش بعد هنرمند!
    جمله ای معروف که گوش اهل فن با آن به خوبی آشناست …
    چرا اینچنین نام جهانگیر ملک بر تارک این موسیقی پر تشویش و شلوغ و هزار داماد می درخشد؟چرا چنین موهبتی نصیب او می شود که از قلب روستایی دل فرزندی را می برد؟آیا فقط آن پنجه های شیرین و جاودانه اش مزید بر علت است؟
    خیر…آن گوهر نابیست که در روح و وجود او حاکم است و آن همان نصیحت به ظاهر ساده اوستادش بود که آویزه گوش کرد و به جان دل خرید و به واقع عمل کرد …
    و در آخر مرثیه ای تکراری که دل هر اهل دردمند آزاده ای را به درد می آورد:
    مرگی در سکوت و دل شکستگی از جور زمان..
    بدرود

  • didar asrin
    ارسال شده در اسفند ۳, ۱۳۹۰ در ۱۰:۱۷ ق.ظ

    why he is not talking about the great master asadulla malek ? i think jihangir malek had 2 or 3 cd with master asadulla …thank you very much

  • دانشجوی پیام
    ارسال شده در خرداد ۱۳, ۱۳۹۱ در ۱۲:۵۱ ب.ظ

    روحت شاد.من همیشه از شنیدن کارهای شما از رادیو پیام لذت می برم.افسوس که نیستی.

  • ارسال شده در مرداد ۲۱, ۱۳۹۱ در ۲:۰۷ ق.ظ

    در نواختن تنبک به سبک جهانگیر ملک دیگه مرد به نظر من نمی تواننذ مثل او بشوند موسیقی ایرانی سنتی خیلی خیلی نوین شده به نظر من شیوه نوین بسیار خوب است ولی به شرط اینکه وقتی کسی شیوه یا سبکی اختراع میکند از شیوه قدیمی کامل تر و مردم پسند تر باشد نه اینکه هنرمند های موسیقی قدیم اصیل ایرانی از این شیوه ایراد بگیرند و از نظر علم موسیقیایی در سطح پایینی باشد متئسفانه بعضی از نوازنده های امروزی کار خود را با غرور و تکبر شروع می کنند و باه نواختن ساز خود عشق نیمی ورزند و اولین کاری که میکنند تقلید… امید وارم موسیقی اصیل ایرانی حفظ و پیشرفب واقعی کند نه کاذب.
    (این نظر یک فرد عاشق که موسیقی ایرانی مثل خون تو رگهایش جاریه و پیشرفت موسیقی باعث زندگی میشود)

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی به آلبوم و کنسرت «به زمین و آفتاب» (II)

امروز هجدهم فروردین 1393 سایت گفتگوی هارمونیک وارد اولین دهه فعالیت خود شد… در این یک ده سال تلاش بی وقفه، تنها دلگرمی ما، همراهی صمیمانه شما بود. در مدت یک دهه فعالیت، توانستیم بیش از 3700 شماره، مطلب را به انتشار برسانیم که از این تعداد نوشته، شاخه موسیقی کلاسیک ایرانی با 1,496 شماره و شاخه موسیقی کلاسیک غربی با 1,060 شماره، پرمطلب ترین شاخه ها بودند.

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XIII)

مثلاً اگر سرعت و زمان بندی یک مقام یا گوشه کمتر یا بیشتر شود، امکان تجلی محتوای واقعی آن موسیقی مشکل می شود. یا مثلاً اگر زمان بندی طرح ها و نقش های داخلی یا بیرونی یک گنبد تغییر کند و ابعاد آن چند برابر بزرگتر یا کوچکتر شود، تأثیر بصری و حسی متفاوتی را نسبت به اصل خود در بیننده ایجاد می کند. بنابراین: موسیقی های سنتی ما زمان-بندی و سرعت ویژه خود را داشته اند. این زمان بندی و سرعت با آنچه امروزه از سرعت استنباط می شود متفاوت است.

از روزهای گذشته…

استنلی کلارک

استنلی کلارک

استنلی کلارک نوازنده گیتار بیس، جدا از شهرتش در نوازندگی، به عنوان یک آهنگساز موفق و خلاق در زمینه موسیقی فیلم و تلویزیون نیز شناخته میشود. کلارک در 30 ژوئن سال 1951 در پنسلوانیا آمریکا بدنیا آمد. در زمینه آشنایی اش با گیتار بیس، آنرا یک نوع اتفاق قلمداد میکند؛ زمانیکه در سر کلاس موسیقی دیر حاضر میشود و بالاجبار تنها سازی که باقیمانده بود یعنی آکوستیک بیس را انتخاب میکند!
استفاده از تیونر برای کوک سنتور (V)

استفاده از تیونر برای کوک سنتور (V)

پیشنهاد میکنم ابتدا سیمهای سفید را کوک کنید سپس به سراغ سیمهای زرد بروید. به این خاطر که سیمهای سفید از مقاومت بالاتری برخوردار هستند و احتمال پاره شدن آنها نسبت به سیمهای زرد کمتر است تا زمانی که دست شما آشنایی مختصری با انجام عملیات کوک پیدا کند.
حسرت دیدار، مرئی و نامرئی

حسرت دیدار، مرئی و نامرئی

لحظه ی دیدار، لحظه ی ظهور است و حسرت دیدار ما همین جا رخ می نماید. من سال هاست در انتظار لحظه ای مانده ام که خاطره اش بیشتر به یاد می ماند. حال ما به سوی آن لبریخته ای می ایستیم که نامش فاصله را از میان مشروطه برداشته و در کنار ما به خاک سپرده است. تنها می ماند مهجوری و دلتنگی که آن هم متعلق به این چند سال اخیر است. ما آن صدا را وقتی شنیده ایم و باز ایستاده ایم و زمانی در مقابل آن باز آفرینی واقع شده ایم که راوی ما، از روایت جلوه ای بیشتر یافته بود. راوی ما نقصان را به روی دیگر سکه می کشاند و به آن جلوه ای دیگر می دهد.
بیژن کامکار: ایران قلب یک مسیر مهم در موسیقی منطقه بوده

بیژن کامکار: ایران قلب یک مسیر مهم در موسیقی منطقه بوده

امکانش هست. اینکه کنار هم باشند یا نه را قطعی نمی دانم. امیدوارم که باشند. نمی خواهم و نمی توانم آینده را پیش بینی کنم ولی فکر می‌کنم به احتمال زیاد بطور طبیعی این اتفاق خواهد افتاد و کنار هم خواهند بود. امروز نیریز نوازنده‌ی تار قابلی شده است. سیاوش پسر پشنگ بسیار خوب سنتور می زند البته کارش بیشتر به شیوه‌ی اردوان نزدیک است. بهار دختر ارژنگ بسیار با احساس عود می‌زند. دختر و پسر خود من که سازهای ضربی می‌زنند. پسر ارسلان در سطح عالی ویولون می‌زند و در کنسرت بعدی مان کنار مادرش که آلتو خواهد زد می‌نشیند. حتی تارا دختر هشت ساله ی اردشیر هم بچه‌ی بااستعدادی‌ست و تنبک و کمانچه می‌زند و بقیه هم همینطور.
گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

«برخلاف سینما و تئاتر هنوز منتقد موسیقی در کشور ما جا نیفتاده است. در موسیقی صنف منتقدان موسیقی نداریم چون نشریه زیادی در این زمینه نداریم منتقد حرفه‌ای هم نداریم. کسانی که نقد موسیقی می‌نویسند اکثرا خودشان از اهالی موسیقی هستند و تعداد این افراد هم بسیار کم است و ما بیشتر از مدرسان موسیقی استفاده کردیم. » (گفت‌وگو با «حشمت‌الله کلهر»، تهیه‌کننده‌ی گام هفتم از معدود برنامه‌های رادیو تلویزیون که به نقد موسیقی می‌پرداخته است، همشهری آنلاین)
سیداصفهانی: مگر هنر گناه است؟

سیداصفهانی: مگر هنر گناه است؟

بله، سوال شما سوال مهمی است و اینکه چرا “نامبرده، حسین سرشار”؟ من زمانیکه میخواستم این کتاب را جمع آوری بکنم، این اطلاعات را در واقع، از آقای فرید مصطفوی که یکی از دوستان خوب من در زمینه کار سینما هستند خواستم که اگر چیزی در رابطه با حسین سرشار میدانند در اختیارم بگذارند. لطف کردند و صفحاتی از ماهنامه سینمایی “فیلم” را که آقای گلمکانی -همانطور که الان در ماهنامه سینمایی فیلم کار می کنند آن موقع هم کار میکردند- صفحاتی در اختیار من گذاشتند.
در جستجوی رهایی

در جستجوی رهایی

موسیقی به عنوان یک هنر و به عنوان یک پدیدار مستقل از عناصرمختلفی تشکیل شده است و مانند دیگر پدیدارها هستی‌اش را تنها از یک ساحت کسب نمی‌کند. اما یک موسیقی خاص می‌تواند نیروی پیش برنده‌ی خود را بیشتر یا تماما از یکی از عناصر کسب کند. از همین رو رویکرد تحلیلی به موسیقی نیز باید با در نظر داشتن همین کیفیت صورت گیرد.
اندر تعریف موسیقی کلاسیک (I)

اندر تعریف موسیقی کلاسیک (I)

سالهاست منتقدان هنری و موسیقی‌دانان قصد در تعریف و تحلیل چیستی “موسیقی کلاسیک” دارند، تعاریف مختلفی از این اصطلاح بیان شده ولی بیشتر آنها یا قسمتی از واقعیت را در بر می‌گیرند یا کلا به بی‌راهه رفته‌اند. با نگاهی به تعاریف ارائه شده، مشاهده میکنیم که نه تنها تعریف جامعی به دست نیامده بلکه راه را برای تحلیل نقاط مشترک، موسیقی‌هایی که زیر این عنوان قرار می‌گیرند را دشوار کرده‌اند؛ این تعاریف گاهی قسمتی از واقعیت را ارائه می‌دهند مانند: “نوعی از موسیقی که مخاطب الیت دارد” یا نوعی ساده‌نگری حیرت‌انگیز از آنها برداشت می‌شود. نظیر؛ “نوعی از موسیقی که از روی نت نواخته می‌شود”.در این نوشته با دیدی کلی‌تر موسیقی و نوع تاثیرگذاری و مخاطب شناسی آن مورد بررسی قرار گرفته و سعی بر آن بوده که به جامع‌ترین تعریف از موسیقی کلاسیک برسیم که گاهی حتی به درستی و به صورت ناخوداگاه، به آثاری اطلاق می‌شود که در سنت این نوع موسیقی هم نبوده‌اند (مثلا اثری از پیاتزولا که با آکاردئون نواخته شده و فرم آن هم تانگو است ولی به درستی “موسیقی کلاسیک” خوانده می‌شود.). این نوشته را می‌خوانیم:
نگاهی به فعالیتهای موسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی (IV)

نگاهی به فعالیتهای موسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی (IV)

مؤسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی سی و هفتمین نشست پژوهشی خود را با همکاری انجمن موسیقی این بار با موضوع « مروری بر آثار رضاقلی میرزا ظلی» روز جمعه 25 خرداد86 از ساعت 4 الی 6:45 در تالار رودکی برگزار کرد. در این برنامه پژوهشی کاربردی، ضمن دیسکوگرافی و تجزیه وتحلیل اثار ظلی، نمونه هایی از صفحات او پخش و برخی نیز بازخوانی شد. فهرست برنامه به این شرح بود
نگاهی به موسیقی قوالی در هند و پاکستان (II)

نگاهی به موسیقی قوالی در هند و پاکستان (II)

از صدر اسلام بیشتر محافل عمومی مختص مردان بود. زنان در شرایط خاص می توانستند در جنگ ها شرکت کنند، اما ترجیح داده می شد که کمتر در این محافل عمومی حضور یابند. مجالس موسیقی قوالی هم چون گردهمایی موسیقی مذهبی به شمار می رفت تنها به مردان اختصاص داشت.این سنت تقریبا به همان شکل تا به امروز حفظ شده است.