زندگی و آثار جهانگیر ملک

جهانگیر ملک
جهانگیر ملک
مرحوم جهانگیر ملک، در بیست و نهم بهمن ماه سال ۱۳۱۱ در تهران خیابان ری، کوچه آبشار، پا به عرصه وجود نهاد. علاقمندی ایشان نسبت به نوازندگی تنبک از همان دوران تحصیل در دبیرستان دارالفنون شروع شد. اکبر گلپایگانی، خواننده مشهور از دوستان مدرسه ای ایشان بود که در همان دوران تحصیل نیز با هم به تمرین موسیقی می پرداختند.

در آن سالها جهانگیر ملک در محله دروازه “دولاب” (انتهای خیابان صفا) در نزدیکی منزل استاد حسین تهرانی زندگی میکرد. آقای حبیب الله نصیری فر در جلد اول کتاب “مردان موسیقی سنتی و نوین ایران” درباره نحوه آشنایی او با استادش حسین تهرانی، این چنین می نویسد:”روزهای که حسین تهرانی از منزل خارج میشد، او (ملک) استاد را با نگاهی ستایس انگیز دنبال میکرد و خجالت میکشید که موضوع عشق و علاقه خود را در خصوص نواختن ضرب (تنبک) با وی در میان بگذارد؛ رفته رفته حس کنجکاوی استاد تهرانی تحریک شده و روزی از وی می پرسد: شما چرا همیشه مواظب حال و حرکات من هستید؟ آیا کاری با من دارید؟ ملک با خجالت و دستپاچگی در جواب میگوید: بله، می خواستم اگر برایتان امکان داشته باشد نوازندگی ضرب را به من بیاموزید. استاد حسین تهرانی از وی میپرسد که منزل شما کجاست؟ آیا می توانی هر روز برای تمرین بیایی؟ ملک بلافاصله جواب میدهد، همین کوچه آبشار و در همسایگی شما. استاد که شوق و علاقه جهانگیر را در چهره او می بیند، قبول میکند که وی را تحت تعلیم قرار دهد”

البته به نظر کمی اغراق آمیز میرسد که آقای تهرانی از ایشان خواسته باشد”هر روز” برای تمرین و درس گرفتن به منزل او بروند و متاسفانه مشابه این مورد در این مجموعه چند جلدی کتاب ایشان به کرات دیده شده است.

جهانگیر ملک همیشه از استاد یگانه تنبک، حسین تهرانی تعریف و تمجید میکرد و هنر خود را مدیون زحمات و راهنمایی های اخلاقی ایشان میدانست و معتقد بود که شیوه تنبک نوازی اش همچون دیگر اساتید تنبک تحت تاثیر سبک و شیوه تنبک نوازی استاد حسین تهرانی است.( همانطور که پیش از این ذکر شد، با اینکه شاگردان حسین تهرانی اکثرا لحن های شخصی داشتند ولی به طور کلی از مکتب بزرگ تنبک نوازی نوین تهرانی بهره میبرند و به همین دلیل نسبت به نوازندگان نسل پیش از تهرانی، با تفاوتی قابل توجه می نوازند.) او نه تنها از حسین تهرانی، بلکه تمام کسانی که برای این ساز زحمت کشیده بودند به نیکی یاد و احترام میکرد و هیچگاه هنر دیگر همکارانش را نفی نمیکرد.

جهانگیر ملک در سال ۱۳۳۲ در گردهمایی دوستانه ای با استاد پرآوازه مرحوم علی تجویدی آشنا میشود و به درخواست وی قطعه ای را اجرا می نماید و استاد تجویدی تحت تاثیر شیوه نوازندگی او قرار میگیرد، تا جائی که ایشان را به رئیس وقت رادیو، مرحوم مشیر همایون شهردار معرفی میکند و بدین ترتیب اولین ثمره یادگیری، تمرین، عشق و علاقه خود را به ساز تنبک، اینچنین (در سن ۲۱ سالگی) با شروع کار در ارکستر بدست می آورد.

او پس ازمدتی به ارکسترهای شماره یک، به رهبری مرحوم حسینعلی ملاح و مرحوم مهدی مفتاح – ارکستر شماره دو، به رهبری مرحوم مجید وفادار و مرحوم علی تجویدی- ارکستر شماره سه، به رهبری پرویز یاحقی و همایون خرم – ارکستر شماره چهار، به رهبری مرحوم عباس شاپوری- ارکستر شماره پنج، به سرپرستی بزرگ لشکری – ارکستر شماره شش به رهبری مرحوم حبیب الله بدیعی، دعوت به همکاری و نوازندگیش را آغاز میکند.

پس از تشکیل ارکستر گلها به دعوت زنده یاد حبیب الله بدیعی، همزمان با دیگر استاد بزرگ تنبک نوازی ایران، مرحوم امیر ناصر افتتاح به نوازندگی در این ارکستر میپردازد. این همکاری تا سال ۱۳۵۷ ادامه داشت و با پیروزی انقلاب کار و فعالیت او به مدت ۱۰ سال به وقفه افتاد.

ملک، حبیب الله بدیعی را بهترین دوست خود میدانست و اعتقاد داشت با غروب زندگی این استاد بزرگ موسیقی ایران، حیات هنریش و دیگر دوستان او نیز به زوال کشیده شد. از سلسله همکار های او با رادیو می توان به برنامه های: گلهای جاویدان، گلهای تازه، گلهای رنگارنگ، یک شاخه گل، برگ سبز و شاعران قصه میگویند و نیز برنامه تکنوازان که زیر نظر مرحوم محمد میرنقیبی اداره میشد که از لحاظ شماره از ۱۰۱ شروع و تا برنامه ۷۷۸ اجراء و ضبط شد که ایشان با نقش نوازنده در حدود پانصد و پنجاه برنامه را به اجرا گذاشت.

جهانگیر ملک را با وجود این تعداد اثر ضبط شده میتوان، پرکارترین هنرمند موسیقی ایران (و شاید جزو پرکارترین های جهان!) نام برد. البته واضح است که به خاطر خصوصیت بداهه بودن بسیاری از آثاری که او با همکاری دیگران ضبط کرده، تعداد کثیری از این آثار از کیفیت مناسبی برخوردار نباشند و نه تنها تعداد آثار بالا همواره در موسیقی عمل نیکی نیست، بلکه می تواند بر روی شنونده تاثیر عکس و مخرب نیز داشته باشد.

این همکاری با رادیو تا آخرین روزهای حیات ایشان ادامه داشت. علاوه بر اجرای های رادیویی ایشان اجراهایی را در جشنواره های موسیقی و برنامه های مختلفی در تهران و شهرستانها و نیز کنسرتهایی به نفع مسلولین بیمارستان ابوحسین، بیماران امین آباد، ندامتگاه دادگستری و دانشگاه تبریز به اتفاق هنرمندان، علی تجویدی و حسین تهرانی به عهده داشت.

جهانگیر ملک کنسرت هایی را در خارج از مرزهای ایران از جمله: آمریکا، انگلستان، آلمان، شوروی، ایتالیا، ژاپن، مکزیک، افغانستان، کویت، عربستان و یمن، همچنین شرکت در جشن های نوروزی دانشجویان ایرانی مقیم اروپا و امریکا برای شناساندن موسیقی کشورش با همکاری دیگر دوستان هنرمند خود برگزار نموده بود.

20 دیدگاه

  • ارسال شده در اردیبهشت ۱۳, ۱۳۸۵ در ۶:۴۷ ب.ظ

    salam
    khob bod montazere matalebe baditonam hastam

  • saeed1922
    ارسال شده در خرداد ۱۸, ۱۳۸۵ در ۱۲:۰۲ ب.ظ

    خوب بود. لطفا از اجراهای ایشون هم در سایت بذارید تا بتونیم بشنویم

  • shahriar
    ارسال شده در مهر ۱۰, ۱۳۸۵ در ۲:۲۴ ق.ظ

    بنده به طور میانگین روزی نیم یک ساعت به موسیقی برادران ملک گوش می کنم . باید بگویم فوق العاده اند

  • ارسال شده در دی ۲۵, ۱۳۸۵ در ۹:۲۸ ب.ظ

    besiar jaleb bud mohabbat konid as ostade bosorge zarb Mortsa aayan ke daste rusegar va bi mohabbatie hamkaran khane neshinash karde nis matlabi benevisid va montaser nashim baad as nabudanash ba kalemeye marhum dar mian ahle honar asash yad konim motshaker

  • ارسال شده در بهمن ۶, ۱۳۸۵ در ۷:۱۰ ق.ظ

    عالی بود
    بااجازه من از مقالتون استفاده کردم
    donbak.blogfa.com

  • ارسال شده در بهمن ۱۸, ۱۳۸۵ در ۱۱:۰۵ ب.ظ

    با تشکر از زحمات شما

  • ارسال شده در بهمن ۲۱, ۱۳۸۵ در ۵:۰۴ ب.ظ

    من از کودکی در دهه چهل در روستا نام جهانگیر ملک را ار پدرم شنیدم زمانی که در روستاهای ایران رادیو هم بندرت پیدا میشد واز همان زمان به جهانگیر ملک علافه پیدا کردم. واین نشانه محبوبیت ملک در دل مردم حتی در روستاها مباشد.

  • afshid
    ارسال شده در اسفند ۳, ۱۳۸۵ در ۸:۰۰ ب.ظ

    سلام خسته نباشید
    شما می توانید کتابی در مورد موسیقیدانان ایرانی به من معرفی کنید در مورد همه شاخه های موسیقی یا سایت کاملی را در این باره سراغ دارید
    با تشکر
    پیروز و موفق باشید

  • عیسی احمدی
    ارسال شده در اسفند ۳, ۱۳۸۵ در ۹:۵۴ ب.ظ

    باسلام ،مطالب بسیار خوبی در سایت شما خواندم چون در این سایت از خوانواده ملک آمده است ولی هیچ مطلبی از خانم افسانه ملک که همسر مرحوم جهانگیر ملک هستند و در زمان گذشته یکی از خوانندگان بسیار سرشناسی بودند نوشته نشده است حیفم آمد که درخواستی مبنی بر ارائه مطالبی از این هنرمند در سایتتان نداشته باشم.

    کامروا باشید عیسی احمدی از کرج

  • ali zareh
    ارسال شده در مرداد ۱۲, ۱۳۸۶ در ۲:۰۶ ب.ظ

    bishtareh asatis mosighi faghat ed de a darand va hamash mi ghoyand ho nar bar tar az ghohar a mad padid .vali hona re shan ra mi fo rashnd ta pool be dast biavarnd.hich ko dam hazer be amozeshe majjani ho nar joo nis tand

  • سروش
    ارسال شده در خرداد ۲۰, ۱۳۸۷ در ۳:۴۴ ب.ظ

    salam
    kheyli khob va mofid bod.
    lotfan baz ham az in maghalehaye takhasosi va begharaz begzared

  • ناشناس
    ارسال شده در شهریور ۱۴, ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۲ ب.ظ

    Afsane khanoom shoma hamoon dokhtar khanoomi hastin ke dabirestane Hadaf boodid? Keykavoosi……….
    man ham kelase parvane boodam.

  • farshad
    ارسال شده در آبان ۲۸, ۱۳۸۷ در ۳:۳۸ ب.ظ

    salam khahesham ine ke az ishon film clip ya file soti ham bezarin

  • ارسال شده در مرداد ۲۲, ۱۳۸۹ در ۸:۲۳ ب.ظ

    بنده یک سوال داشتم آیا جهانگیر ملک با اسد الله ملک نسبتی فامیلی دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  • ناشناس
    ارسال شده در مرداد ۲۳, ۱۳۸۹ در ۵:۰۸ ق.ظ

    نسبتی ندارن اسدالله با حسین ملک ولی برادر بود

  • ارسال شده در فروردین ۱۶, ۱۳۹۰ در ۶:۴۹ ب.ظ

    تمبکنوازی استاد ملک یکی‌ از قویترین تمبک نوازی ها است، صداها، احساس و قدرت اجرای استاد ملک واقعا بی‌ همتا بود و ایشان آنقدر به موسیقی‌ ایرانی اشراف داشت که میدانست نوازنده الان چی‌ می‌خواد بزنه و همان را به خوبی‌ با تمبک اجرا میکرد

  • شمیران شمیرانات
    ارسال شده در دی ۱۶, ۱۳۹۰ در ۲:۰۸ ق.ظ

    با نام ویاد خدا
    صحبت و نوشتن درباره او احتیاج به تحقیقی جدی دارد که در اینجا نمی گنجد ولی بر خود واجب دیدم که گوشه ای از تجربیاتی که از محضرش کسب کردم را بیان کنم تا شاید آنانی که چون حقیقت ندیدند ره افسانه زدندکه تعدادشان هم کم نیست الحمدالله به گوششان برسد تا امیدی برای نجاتشان باشد از سقوط در چاه بی انتهاو خوفناک غرور و افسار گسیختگی تا با الگو قرار دادن وی بلکه فرجی در شیوه زندگی بی محتوایشان بکنند آمین
    فکر می کنید فقط آن چیره دستی و شیرین نوازی و قدرت وسرعت وصلابت و آن اشراف کامل به تو در توی موسیقی ایرانی کافی بود؟
    فکر می کنید اگر آن افتاده حالی و درویش مسلکی و خوش مشربی و بی غل وغشی و در کل اخلاق حسنه جهانگیر خان ملک نبود هیچگاه چنین رکوردی بر جای می ماند؟!
    آیا بدون داشتن خلوص نیت و طینت پاک می توان در کنار این همه اساتید پیچیده و بی جانشین نشست و تک تک آنان را در دراز مدت راضی نگه داشت؟آیا به جز احترام گذاشتن به کوچک و بزرگ و رعایت ادب در مقابل اساتید خود میتوان به جنین قله ای رسید؟
    افتادگی آموز اگر طالب فیضی..!
    آری حقیقتی در این مرد نهفته است که ایچنین مقبول و محبوب عام وخاص شده است….حقیقتی سینه به سینه که از اوستاد اوستادان به درستی به ارث برد :اول آدم باش بعد هنرمند!
    جمله ای معروف که گوش اهل فن با آن به خوبی آشناست …
    چرا اینچنین نام جهانگیر ملک بر تارک این موسیقی پر تشویش و شلوغ و هزار داماد می درخشد؟چرا چنین موهبتی نصیب او می شود که از قلب روستایی دل فرزندی را می برد؟آیا فقط آن پنجه های شیرین و جاودانه اش مزید بر علت است؟
    خیر…آن گوهر نابیست که در روح و وجود او حاکم است و آن همان نصیحت به ظاهر ساده اوستادش بود که آویزه گوش کرد و به جان دل خرید و به واقع عمل کرد …
    و در آخر مرثیه ای تکراری که دل هر اهل دردمند آزاده ای را به درد می آورد:
    مرگی در سکوت و دل شکستگی از جور زمان..
    بدرود

  • didar asrin
    ارسال شده در اسفند ۳, ۱۳۹۰ در ۱۰:۱۷ ق.ظ

    why he is not talking about the great master asadulla malek ? i think jihangir malek had 2 or 3 cd with master asadulla …thank you very much

  • دانشجوی پیام
    ارسال شده در خرداد ۱۳, ۱۳۹۱ در ۱۲:۵۱ ب.ظ

    روحت شاد.من همیشه از شنیدن کارهای شما از رادیو پیام لذت می برم.افسوس که نیستی.

  • ارسال شده در مرداد ۲۱, ۱۳۹۱ در ۲:۰۷ ق.ظ

    در نواختن تنبک به سبک جهانگیر ملک دیگه مرد به نظر من نمی تواننذ مثل او بشوند موسیقی ایرانی سنتی خیلی خیلی نوین شده به نظر من شیوه نوین بسیار خوب است ولی به شرط اینکه وقتی کسی شیوه یا سبکی اختراع میکند از شیوه قدیمی کامل تر و مردم پسند تر باشد نه اینکه هنرمند های موسیقی قدیم اصیل ایرانی از این شیوه ایراد بگیرند و از نظر علم موسیقیایی در سطح پایینی باشد متئسفانه بعضی از نوازنده های امروزی کار خود را با غرور و تکبر شروع می کنند و باه نواختن ساز خود عشق نیمی ورزند و اولین کاری که میکنند تقلید… امید وارم موسیقی اصیل ایرانی حفظ و پیشرفب واقعی کند نه کاذب.
    (این نظر یک فرد عاشق که موسیقی ایرانی مثل خون تو رگهایش جاریه و پیشرفت موسیقی باعث زندگی میشود)

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

احمدیان: موسیقی کلاسیک در ایران درآمد کافی ندارد

نوازندگی موسیقی کلاسیک در ایران حرفه درآمدزایی نیست. جدای از آن تصادف نسبتا شدیدی که با یک دستگاه مینی بوس خطوط درون شهری داشتم، ضایعه ای را در ناحیه گردنم ایجاد کرد که محرومیت مادام العمر از نوازندگی این ساز نازنین را برای من به همراه داشت.

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XV)

ذیل عنوان فرهنگ های شفاهی توضیح دادیم که این فرهنگ ها، حداقل تاکنون یعنی قرن 20 میلادی، از عواملی غیرمشابه فرهنگ های غیر شفاهی استفاده می کرده اند. در سالهای نخستین هزاره جدید و با تغییراتی که در زندگی افراد به وجود آمده و مانند گذشته دسترسی آسان و دائم به استاد برای آموختن صحیح و کامل به روش سینه به سینه وجود ندارد، ما را به این اعتقاد میرساند، که آوانگاری و نت نگاری و همچنین استفاده از نوارکاست، سی دی، دی وی دی تصویری و… در آموختن و انتقال میراث گذشتگان می تواند بسیار مؤثر باشد. ‌‌

از روزهای گذشته…

رندی نیومن و هنر طعنه آمیز (I)

رندی نیومن و هنر طعنه آمیز (I)

راندال استوارت مشهور به “رندی” نیومن (Randy Newman) متولد 28 نوامبر 1943، خواننده، سراینده اشعار، برنامه ریز، آهنگساز و پیانیست آمریکایی است که برای اشعار نیش دار و ساخت موسیقی بسیاری از فیلمها شهرت دارد. نیومن معروف به نوشتن اشعاری است که از شخصیت خودش بسیار دور می باشد. برای مثال آهنگ سال 1972 “قایق سواری در جای دگر” (Sail Away) بیان تلاش تاجران برای جذب بردگان است، در حالی که سخنگوی آمریکا از ناسپاسی جهانی نسبت به آمریکا شکایت دارد که چرا آنان راه حل نهایی طعنه آمیزی ارائه می دهند.
گفتگوی من و خودم در آینه (II)

گفتگوی من و خودم در آینه (II)

به نظرم این نوع موسیقی یک جلوه‌ی جهان چند فرهنگی را به نمایش می‌گذارد و و آن نوعش را که من اشاره می‌کنم نمایشی از کنار هم نشستن موسیقی‌دانان چند فرهنگ مختلف است. آنها می‌خواستند همنوازی کنند پس مجبور شدند از بعضی پیچیدگی‌های زبانشان صرف‌نظر کنند، مانند من که بخواهم برای جمعی که فارسی اندکی می‌دانند حرف بزنم یا بنویسم. مطمئنا نخستین کلماتم این نخواهد بود: «منت خدای را عزوجل».
سلطانی: اعتراض شاملو به موسیقی ایرانی نادرست است

سلطانی: اعتراض شاملو به موسیقی ایرانی نادرست است

فیثاغورث هم شش قرن قبل از میلاد با پنهان شدن در تاریکی و در سکوت به هنرجویانش می آموخت که ذهن جنجالی-شان را در حوزه ی تمرکز پرورش دهند. به همین دلیل آن چه که در این بین، میان مخاطب و اصوات فاصله ایجاد می کند و یا ارجاع تصویری می یابد، عدم تمرکز موسیقایی و متمرکز نشدن بر روی صوت و ترکیب است.
حنانه از زبان ملاح (II)

حنانه از زبان ملاح (II)

این ارکستر هم چندان دوام نکرد و رفته رفته اعضای آن از همکاری با آقای محمود، سر باز زدند و خود، ارکستری ترتیب دادند و حنانهء جوان را به رهبری آن گماشتند، حنانه خود گفته است: «با همت و پشتکار هنرجویان پرشوری مانند غلامحسین غریب، حسن شیروانی کنسرتهای مختلفی به صورت آزاد، با کمک انجمن‏های فرهنگی به‏ رهبری من داده شد.»
سیداصفهانی: استقبال خوب بوده

سیداصفهانی: استقبال خوب بوده

خب برای من خیلی عجیب بود که این کارها چیست؟ این آدمی که دستهاش رو این قدر باز و بسته میکند و این طور آواز میخواند، این کارها چیست؟ هیچ شناختی نسبت به اپرا و اینکه اپرا چیست نداشتم تا اینکه روزی سر کلاس پیانو معلمم به من گفت، حسین سرشار را پیدا کردند و ایشان گم شده بوده و من آن موقع پرسیدم حسین سرشار چکاره است؟ مگر بازیگر نیست هر جا برود میشناسندش؟ گفت: نه، این خواننده اپرا بوده و گم شده و بعد فهمیدیم که ایشان فوت کرده اند. از روی این گپ و گفت، سالها گذشت که من وارد دانشگاه شدم، رشته من تئاتر است و در واقع میدانید که اپرا تلفیقی از تئاتر و موسیقی است و بعد از اینکه درس خواندم تازه فهمیدم اپرا چیست و بعد به واسطه کاری که داشتم متوجه شدم که ما چه گذشته غنی ای داشتیم و برای بررسی و واکاوی این گذشته مستنداتی که داریم بسیار غلط هست.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (VI)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (VI)

برای حل این مسئله راه‌ها و تعاریف گونه‌گونی وجود دارد؛ وابستگی نژادی، سرزمین (17)، گونه‌شناختی یا فرهنگی (18) یا حتا تمدنی (19) چند نمونه از نگاه‌های مختلفی است که می‌توان به مسئله‌ی وابستگی داشت. خسرو جعفرزاده نیز برای حل این مشکل تا حدودی با شباهت به راه حل اروپایی‌ها پیشنهاد می‌دهد که حوزه‌ی جغرافیایی فرهنگی مورد بحث، بزرگ‌تر و بر تعاریف دنیای قدیم منطبق شود.
به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را (II)

به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را (II)

مگر می شود برای ارتقاء ذائقه ی جسم، دیزی را در مایکرویو بپزیم، پیتزا را در زود پز؟! و به جهت رسیدن به طعمی جهانی، قرمه سبزی را با بیف استروگانف ترکیب کنیم و بگوییم به به! چه طعم جهانی و بکری؟! حال چگونه است که برای ارتقاء بخشیدن به ذائقه ی روح که بسیار حساس تر و مهم تر از جسم است، رو آورده ایم به نواختن آثار پاگانی نی با تار، گوشه ی لیلی و مجنون با پیانو و ترکیب اشعار شمس با موسیقی باخ و…؟
ضرابی:مشکل آموزش در ایران مختص موسیقی نیست

ضرابی:مشکل آموزش در ایران مختص موسیقی نیست

از نظر اهمیت من به آموزش بیشتر اهمیت میدهم تا رپرتوار حرفه ای، چون رپرتوار حرفه ای را نوازنده حرفه ای با درصدی کیفیت بالا و پایین بالاخره میزند ولی برای کسی که سنتور را شروع کرده پس از دوره ابتدایی یک بیابان برهوت است که عده بسیار قلیلی این بیابان را پشت سر میگذارند و باز به یک آبادی که همان قطعات حرفه ای است میرسند.
بی احترامی به موسیقی (I)

بی احترامی به موسیقی (I)

آنچه در زیر می خوانید ترجمه ایست توسط محبوبه خلوتی، از مقاله ای نوشته لوسی جونز که چند روز پیش در سایت روزنامه تلگراف به چاپ رسید.
ستایشگری نیچه ای و شوپنهاوری در موسیقی (II)

ستایشگری نیچه ای و شوپنهاوری در موسیقی (II)

آشنایی نیچه با موسیقی به دوران کودکی او بر می گردد. او دوستی داشت که خانه آنها مرکز فعالیت موسیقی بود و مندلسون آهنگساز بسیار به آنجا رفت وآمد داشت. دوستی نیچه با این پسر اولین رویارویی او با موسیقی را پدید آورد. نیچه تا قبل از دوران جوانی نوازنده ای ماهر در پیانو بود و آهنگسازی نیز می نمود. در همین دوران او قطعه ای برای ارکستر و گروه کر نوشت که شعر آنرا سالومه، دختر دلخواهش سروده بود. می شود گفت اولین فعالیت خلاقانه نیچه در موسیقی ظهور کرد و این فعالیت تا 1900 که در اثر سیفلیس درگذشت همراه او بود چرا که در سالهای واپسین عمر خود که به طرز مشهودی درگیر جنون شده بود باز هم با اشتیاق و انرژی بسیار با پیانو بداهه نوازی می کرد.