چند سوال!

كيوان ساكت
كيوان ساكت
شبکه ی آموزش در برنامه ای تحت عنوان دستان در تاریخ ۱ شهریور ۹۲ میزبان کیوان ساکت بود.* متاسفانه یا خوشبختانه فقط چند دقیقه ی پایانی برنامه را دیدم اما همین مقدار کافی بود تا سوال های بسیاری در ذهنم نقش بندد.

مجری برنامه درباره ی آهنگ پرواز زنبور عسل سوالی پرسید که جناب ساکت قبل از اینکه اجازه دهند سوال مجری تمام شود، با شعف خاصی گفتند: «بله این قطعه خیلی سر و صدا به پا کرده است»

۱- آیا اگر به دنبال ایجاد سر و صدا باشیم و ملاک سنجش مان غوغا سالاری باشد، آثاری چون گریه ی بید، بیداد، نی نوا و… خلق خواهد شد؟
در ادامه مجری سوال را کامل کرد و پرسید نواختن این قطعه برای نشان دادن تار بوده است یا نشان دادن کیوان ساکت؟ آقای ساکت در جواب گفتند شاید هر دو و شاید هیچ کدام! و انگیزه ی اصلی خود را برای روی آوردن به این سبک از نوازندگی بیان کردند.

سبکی که تبدیل شده است به ویترین اصلی کیوان ساکت در عالم موسیقی.

گفتند دوستی داشتم که فلوت می زد و به من می گفت با فلوت میشود آهنگهای تار را زد ولی با تار نمی شود آهنگهای فلوت را زد و من چون مغرور هستم به دوستم گفتم نت بیاور من میزنم و این دغدغه ی اصلی من برای ورود به این مسیر جدید در هنر بود!

۲- آیا غرور شخصی و لجبازی با یک دوست می تواند دغدغه ی قانع کننده ای برای ایجاد شیوه ای جدید در نواختن تار و سه تار باشد. شیوه ای که بیشترین زمان در رپرتوار اجراهای شخص را به خودش اختصاص دهد؟
۳- آیا با داشتن هنرمندانی با چنین دغدغه هایی، می توان امیدوار به ارتقای جان مایه ی اصلی هنر موسیقی بود؟

در پایان ایشان گفتند دکتر ریاحی گفته اند تو اگر ویلن می زدی، بیشتر معروف می شدی و موفق تر بودی.

اما من به ایشان گفتم امثال کرایسلر، پاگانینی، یهودی منوهین، اویستراخ و… ویلن را تمام کرده اند اما تار هنوز شروع نشده است و من باید تار بزنم.

۴- آیا وجود اساتید و بزرگانی چون میرزا حسینقلی، درویش خان، نی داوود، وزیری، شهنازی، لطفی، شهناز، علیزاده و… حتی در نظر جناب ایشان به عنوان نقطه ی شروع تار نیز به حساب نیامد؟
۵- اینکه با افتخار از نوازندگان ویلن نام می برند ولی اسم هیچ تارنوازی بر زبان ایشان جاری نمی شود و حتی در ادامه می گویند تار هنوز شروع نشده است، نشان از غرب زدگی، بی توجهی به فرهنگ و هنر ایران و البته کمی تا قسمتی حسادت نیست؟
۶٫ آیا ویلن تمام شده است؟!
۷- آیا این برنامه بار آموزشی داشت که از شبکه ی آموزش پخش شد؟
۸- آیا صحبت دکتر ریاحی، یک انتقاد ظریف نبوده است؟!

* فایل تصویری ۱۰ دقیقه ی انتهایی این برنامه، برای اطمینان از صحت مطالب این نوشته، موجود و قابل ارایه است.

52 دیدگاه

  • مطلبی
    ارسال شده در شهریور ۱۳, ۱۳۹۲ در ۱۰:۴۴ ب.ظ

    هر چند گفته هایی از این دست چندان ارزش صرف وقت در پاسخ گویی رو ندارن ولی دقت به چند نکته می تونه جالب باشه:
    ۱- هر ساز باتوجه به قابلیت هاو توانایی های تکنیکی اختیاراتی رو در برابر نوازنده و اهنگساز قرار میده که باعث بوجود امدن تکنیک های مختلف در اون ساز میشه. نوازنده و اهنگساز نیز با توجه به مجموعه قابلیت های اون سازقطعاتی رو می نویسند. حال هر چند نواختن یک قطعه که برای سازی نوشته شده ممکن است توسط ساز دیگر نیز ممکن باشد اما به طبع نمی تواند به جالبی نواختن همان قطعه برای ساز اصلی باشد و این نکته ای نیست که از مثلا از چشم اهنگسازان بزرگ پنهان باشد و به نظر جناب ساکت اشکار!
    ۲-با وجود احترام به جناب ریاحی باید عرض کنم که در زمینه تار بسیاری از اساتید همین قطعات رو بهتر از ساکت سالها پیش نواخته اند، حال اگر ایشون در زمینه دشوارترین ساز که نوازندگان بین المللی بسیاری نیز در آن فعالیت دارند حرکت می کردند چگونه موفق تر می تونستن باشن؟!(البته شاید هم نظر نویسنده درست بوده و این یک کنایه بوده است!)
    ۳-در هنر تمام شدنی وجود ندارد. مثلا می توان از مثال خود ایشون استفاده نمود چنانکه اگر پاگانینی ویولن رو تمام کرده بود دیگر نیازی به هایفتز نبود! هر هنرمند خصوصیات شخصی خود را داردکه قابل تکرار در دیگری نیست.
    ۴- خود بزرگ بینی هم عالمی دارد. اعتقادی چونانکه گفتم به تمام شدن هنر ندارم. اما وقتی بزرگانی چون جلیل شهناز ها وجود دارند فکر کنیم خودمان می خواهیم این هنر را شروع کنیم بیشتر متوهم شده ایم تا طلبه هنر!

  • ناشناس
    ارسال شده در شهریور ۱۳, ۱۳۹۲ در ۱۱:۱۸ ب.ظ

    هنرمندگرامی

    شما چه زاویه ایی از زندگی هنری ایشان را دیده ایدو بر چه پایه ایی برچسب غرب زده گی میزنیدمعیارتان این است؟اگر شما نشنیده اید هستند کسانی که شنیده اند از اساتیدتار کشور به نیکی نام برده اند
    ما برای موسیقی ایران زمین چه کرده ایم که نگران به مخاطره افتادن اینده موسیقی کشورمان هستیم

    نیاید ان روزی که تلاشهای هنرمندان کشورمان را پاسخی به مهر ندهیم

    پیروز باشید

  • فربد
    ارسال شده در شهریور ۱۴, ۱۳۹۲ در ۸:۳۳ ق.ظ

    آقای ساکت کلا تار را در سرعت میبینند و به عبارتی تار برقی میزند! که اگر به سونوریته ساز ایشان گوش دهید خیلی بد صدا است! کلا ایشان قطعه نواز قطعات غربی هستند و به طور مثال اگر به ایشان بگویند ۲ دقیقه تار بزن مارش ترک را بزند به مراتب بهتر از قطعات ایرانی است.
    ایشان کلا به کاربرد این ساز و اینکه اصلا این ساز در سرعتهای بالا جواب میدهد ، خوش صدا هست یا نه کاری ندارند! و به عبارتی هر چه سریعتر بهتر! و منظورشان از اینکه تار شروع نشده این بوده که از زنبور عسل هم سریعتر میشود زد و من میخواهم اینکار را بکنم… یه جور مسابقه است …

  • سارا
    ارسال شده در شهریور ۱۴, ۱۳۹۲ در ۶:۳۶ ب.ظ

    آقای مطلبی نمی خوام از حرف ناپسند آقای ساکت دفاع کنم ولی کاری که آقای ساکت کردن در مورد قطعات غربی کار اشتباهی نیست
    تو موسیقی کلاسیک هم همه قطعاتی که سازها میزنن اورجینال خودشون نیست و بعضی از قطعات در سازهای دیگه خیلی هم بهتر می شن از ساز اصلیشون
    اگر بعضی از این قطعات را آقای ساکت خوش صدا یا تمیز نزده اشکال تار نیست
    تار اذری که خیلی پایین تر از تار ایرانیه رامیز قلی اف باهاش چارداش رو زده برید بشنوید چقدر خوش صدا و تمیز زده
    اشکال از تار نیست

  • ساشا
    ارسال شده در شهریور ۱۴, ۱۳۹۲ در ۳:۰۳ ب.ظ

    سلام

    من هم با کارهای آقای ساکت موافق نیستم و میدونم که سطحشون ضعیفه ولی بنظرم بهتره بجای پرداختن به نقاط ضعف دیگران و انتقاد، بیاییم خودمون و شاگردانمون و اطرافیان رو با سبکهای صحیح موسیقی آشنا کنیم و موسیقی صحیح و اصولی رو به اونها یاد بدیم.با این روش هرکسی میتونه آثار رو هم محک بزنه و شاید هم موسیقی ایران یه تکونی بخوره و شاید ۲۰ سال دیگه بتونیم برسیم به جایی که ۶۰ سال پیش بودیم!

    انتقاد میکنید که برنامه شبکه آموزش هیچ بار آموزشی نداشته و هدف آقای ایکس برپاکردن غوغاست،اما هدف خودتون از این نوشته واقعا یاد دادن مطلبی بوده و اصلا هم قصد غوغا نداره؟!

    لطفا در سایتتون بیشتر به معقوله آموزش موسیقی بپردازید و نه حاشیه!

    تشکر

  • محمد
    ارسال شده در شهریور ۱۴, ۱۳۹۲ در ۴:۰۸ ب.ظ

    یعنی تا قبل از آقای ساکت تاری در کار نبوده و آقای ساکت تار را به جایگاه کنونی رسانده اند!!!!!!!!!

    این گفتۀ آقای ساکت نشان از اوج توهم و نا آگاهی یک آدم (…) است کسی که باورش شده خبریست .

    آقای ساکت شما در اجرای تکنیک های اولیۀ تار نوازی هم دچار مشکل هستید آنوقت برای تاریخچۀ تار فتوا هم صادر می کنید؟

    اولین اصل یک نوازنده سونوریته هست چیزی که شما از آن رنگ و بویی نبرده اید و پس از آن شعور اجرایی موسیقی که از آن هم بی بهره اید. آنوقت شما با این سونوریتۀ (…) و این سطح پایین نوازندگی می خواهید در مورد پیشینۀ تار نظریه صادر فرمایید.

    لطفا کمتر (…) بگویید . شما در حدی نیستید که بخواهید در مورد بزرگان موسیقی این مرز و بوم اظهار فضل کنید بروید همان چارداش و زنبورکتان را بزنید بگذارید موسیقی ایرانی در دستان موزیسین ها و نوازندگان با شعور پرورش یابد شما لایق اجرای موسیقی ایرانی و ظرایف آن نیستید…

  • حمید
    ارسال شده در شهریور ۱۴, ۱۳۹۲ در ۴:۵۸ ب.ظ

    کاش فیلم افاضات حضرت ساکت را هم ضمیمه مقاله می کردید تا دوستان کاملتر فیض می بردند از دیدن صدا و تصویر استاد

  • Ramin
    ارسال شده در شهریور ۱۴, ۱۳۹۲ در ۵:۱۷ ب.ظ

    Tar hanuz shoru nashode?

    in dige az un harfa bud !!!!

  • یکی از شاگردان آقای ساکت
    ارسال شده در شهریور ۱۴, ۱۳۹۲ در ۷:۰۲ ب.ظ

    با سلام

    آقای ساکت فقط یک نوازنده است
    چیکار داریم که چجوری میزنه و چی میگه
    مردم خودشون قضاوت میکنن اگر هم قضاوت مردم در راستای اعتلای فرهنگ اصیل ایرانی نباشد خب این ایراد آقای ساکت نیست ایراد مردم شاید باشه
    شاید آقای ساکت دوس نداشته باشه موسیقی ایرانی کار کنه ولی دوس داشته باشه تار بزنه
    کسی نمیتونه بگه حق نداری تار بزنی
    اگه آقای ساکت نوازنده ای هستند که با فعالیت هاشون باعث پسرفت موسیقی ایرانی میشود خوب نباید بیارنشون توی برنامه ی رسانه ی جمعی و عمومی
    این ایراد مسئولین و دست اندرکاران فرهنگی هست
    کلا توی این جامعه همه چیز مسخره بازی شده
    اخه این چه بحثی هست که را انداختین توروخدا

  • حمید
    ارسال شده در شهریور ۱۵, ۱۳۹۲ در ۸:۴۱ ق.ظ

    اجرای آثار کلاسیک با ساز های ایرانی یک مساله بدیع و تازه ای نیست و این کار توسط بسیاری از نوازندگان دیگر انجام شده است

    حتی در موسیقی قدیم ایران هم شاهد این مساله هستیم و این ماجرا آنقدر پیچیده نیست که آقای ساکت اینقدر آن را گنده کرده اند

    همین قطعه پرواز زنبور عسل را خیلی بهتر و زیبا تر محسن نفر سالها قبل اجرا کرده است منتها با یک سونوریته خوب و مناسب مشابه همین اجراها را دیگر نوازندگان تار هم داشته اند مثل محمدرضا لطفی و مهرداد دلنوازی

    حتی قدمای موسیقی ایران هم تحت تاثیر موسیقی کلاسیک آثاری را خلق یا اجرا کرده اند مانند کلنل علی نقی وزیری ، علی اکبر شهنازی و درویش خان

    بنابر این اجرای چند ملودی با ساز تار آن هم بدون یک سونوریته و موزیکالیته مناسب ویترین قابل توجهی برای یک نوازنده معمولی و کم استعداد مانند آقای ساکت نیست

    آقای ساکت می توانستند به جای کار های ضعیف در حیطه آهنگسازی آن هم با اصوات سمپل ارزان قیمت ، به اجرا و بازسازی آثار قدما با برداشت خودشان می پرداختند هرچند که این نوع سونوریته و نحوه نوازندگی به دل بسیاری از علاقمندان و شنوندگان موسیقی ایرانی خوش نمی آید و آنها ترجیح می دهند از اجرا های سایر نوازندگان استفاده کنند

    طرفداران پر و پا قرص آقای ساکت بیشتر از هنرجویان شخصی آقای ساکت هستند که به واسطه نوع تعالیم ایشان با سایر هنرمندان موسیقی آشنا نیستند و موسیقی را محدود به فعالیت های ایشان تصور می کنند

    وگرنه برای یک شنونده گوش آشنا با موسیقی ایرانی شنیدن حتی چند ثانیه ای ساز و اجرای آقای ساکت کاریست بس دشوار و طاقت فرسا

    به هر حال انتظار بیشتری از افکار و نگرش آقای ساکت نمی رود آقای ساکت با این سطح معمولی از نوازندگی و این سطح پایین از دانش موسیقایی باید هم تصور کنند تار هنوز شروع نشده و در حد زیر صفر بوده است.

  • سیاوش
    ارسال شده در شهریور ۱۵, ۱۳۹۲ در ۸:۵۴ ق.ظ

    کاش فایل صوتی یا تصویری برنامه موجود بود تا فقط به نقل قول نویسندۀ مقاله بسنده نگردد.

    البته نظرات آقای ساکت مثل همیشه بی اهمیت و بی تاثیر است. ولی وقتی چنین ادعاهای ناشیانه از طرف آدم های خام و ناشی صادر می شود ، بهتر است بزرگان موسیقی بی تفاوت نبوده و پاسخ این سخنان سخیف و کودکانه را بدهند.

    هر چند که بزرگانی مثل لطفی و علیزاده و … هیچگاه وقت خود را صرف پاسخ به این حرف های سطحی و ابلهانه نمی کنند.

  • حامد
    ارسال شده در شهریور ۱۵, ۱۳۹۲ در ۸:۵۸ ق.ظ

    احتمالا طبق نظر آقای ساکت تار با ایشان شروع شده و با ایشان هم خاتمه می یابد.

    بدا به حال فرهنگ و هویتی که هنرمندش اینقدر بی سواد و متوهم باشد و اینگونه به خود اجازه ی داد سخن بدهد.

  • دانیال
    ارسال شده در شهریور ۱۵, ۱۳۹۲ در ۹:۲۷ ق.ظ

    به نظر من شخصی مثل آقای ساکت باید باشه و فقط هم توی این زمینه کار کنه ،همه که نمیتونن سبک شهناز و کار کنند ولی یک نکته این هست که انصافا توی سرعت بالا شفاف میزند و خیلی هم زحمت کشیده ولی بعضی جاها صدای ساز خراب میشه ! به نظر من ایراد از نواختنش ایشان نیست ایراد از سازی که انتخاب میکند هست اگر توجه کنید هیچ وقت صدای( گز ) از تار مرحوم شهناز نمیشنویم
    ولی از بقیه نوازندها تا دلتون بخواد میشنویم البته این صدا روی سیم سل یا زرد است . به نظر من اگر ایشان با سازهای بهتری این آثار را اجرا کنند کار بهتری میتوانند ارائه دهند. با تعویض سیمها به سیمهای تا حدی ضخیمتر که بشود اجرا کرد و با انتخاب سازهایی با صدای بمتر!
    سازهای ایشان از لحاظ ظاهر زیباست ولی صدا نه!

  • A
    ارسال شده در شهریور ۱۵, ۱۳۹۲ در ۶:۳۲ ب.ظ

    نخیر آقا دانیال حرف شما غلطه مگه آقای نفر که من شاگردش بودم یا دلنوازی و فریوسفی قطعات تکنیکی رو به اون تمیزی نمیزنن؟ مگه علی قمصری و عربشاهی و میلاد درخشانی سازشون گز داره؟؟؟؟؟؟

  • فرشاد
    ارسال شده در شهریور ۱۵, ۱۳۹۲ در ۱۲:۰۰ ب.ظ

    احتمالا نویسنده مقاله انتظار دارند که آقای ساکت معیارشان از تار ، شهناز و شریف و لطفی باشد.

    خیر دوست گرامی ، از کوزه همان برون تراود که دراوست

    باید هم از دید کیوان ساکت تار سازی آغاز نیافته باشد ، اگر این حرف را لطفی یا علیزاده می زدند جای تعجب بود ولی شنیدن این حرف از کیوان ساکت چندان هم عجیب نیست

    آقای ساکت از این حرف های عجیب غریب قبلا هم به وفور زده بودند الان هم می زنند در آینده هم خواهند زد . منتها مساله مهم اینست که این حرف ها بازتاب و ارزش چندانی ندارند این ما هستیم که با تکرار و مطرح کردن این گفته های بی ارزش آنها و گوینده ی آن را بزرگ می کنیم

    وگرنه آقای ساکت اگر قرار بود فردی تاثیر گذار در موسیقی ایران باشد به جای حرف زدن کارهای جدی در موسیقی انجام می داد

    نه اجرای یک سری کار ها و اصوات هجو به اسم موسیقی ایرانی و اجرای حرکات ژانگولر برای تحمیق افکار عمومی

    بنابراین حرف های آدم های کوچک و بی تاثیر را زیاد جدی نگیرید و بگذارید در خلوت خودشان خوش باشند

  • دانیال
    ارسال شده در شهریور ۱۵, ۱۳۹۲ در ۷:۲۷ ب.ظ

    آقای A: حرف شما غلطه اگر توجه کنید گز داره این خصوصیت سیم زرد تار است تارهای دلنوازی ، علیزاده ، نفر همشون داره …
    شاید کارهای نفر و دلنوازی را گروهی گوش دادید که نمیشنوید هر چند که توی کارهای گروهی هم میشود شنید… حتی فرهنگ شریف هم چون سازش را از لحاظ ساختاری تغییر داده دیگه اون صدای قدیم را ندارد…

  • A
    ارسال شده در شهریور ۱۵, ۱۳۹۲ در ۷:۴۷ ب.ظ

    آقا دانیال نه شریف تارشو تغییر داده نه شهناز
    بعضی سازها اکشنشون پایینه گز می زنه بعضی ها هم بالاس نمی زنه اگر ساز شمام گز می زنه پوست را بالاتر بندازید نمی زنه
    البته کوک هم پایین باشه گز میزنه
    همه اینها در صورتیه که سازتون اشکالی از نظر خراب بودن زاویه دسته نداشته باشه
    از نفر هم از نزدیک تکنوازی شنیدم
    دلنوازی هم همون یک سی دی جدیدرو شنیدم که تکنوازی هاش گز نداره

  • دانیال
    ارسال شده در شهریور ۱۵, ۱۳۹۲ در ۸:۱۱ ب.ظ

    آقای A: شهناز که معلومه تغییر نداده ولی شریف تغییر داده من از نزدیک دیدم!
    اکشن پایین و بالا و کوک پایین باعث گز میشه! درستهولی من منظورم چیز دیگه است واون ضخامت کم سیم زرداست که باعث گز میشه که متاسفانه تو بازار بالاتر از ۲۲ پیدا نمیشه…

  • والي زاده
    ارسال شده در شهریور ۱۶, ۱۳۹۲ در ۱۰:۳۳ ب.ظ

    والا منم یه چیزی بگم.من نه موزیک میدونم نه دونبالش بودم اما الان که با دوستان کارهای اقای ساکت رو گوش می کنم میبینم آقای شاهی از روی غرض می گویند.من مصاحبه اون شب و شب بعدش رو هم دیدم راستش خیلی لذت بردم از یکرنگی ساکتو گفتن رک و راست .ببین مازیار خان دیکته ننوشته غلط نداره.شما چیکار کردی که قابل ذکر باشه؟ اخه جانم توهین که کاری نداره هر ادم بی سر وپایی هم میتونه.اما کار کردن سخته و مرد می خواد.اسم شاهی تو ذهن من میمونه به عنوان یک ادم مغرض.اما اقای قناد شما نگذار این ها سایتو خراب کنند.به جاش از ساکت یه مقاله بگذار ببین چی میشه.به خدا ما خودمون دشمن همیم نه بیگانه.اقا خدا نگهدار

  • روزبه
    ارسال شده در شهریور ۱۷, ۱۳۹۲ در ۲:۲۷ ق.ظ

    ۱٫ این برنامه بار آموزشی نداشت که از شبکه آموزش پخش شد (اساتیدی واقعی کنج خانه اند…ساکت؟!؟!؟!؟!)
    ۲٫ تا در این قحط الرجال به حمایت از جان و روح و اجراهای اساتید فهیم تر بااصالت و بی ادعا باعشق کمر همت نبندیم متاسفانه امسال مهندس ساکت به واقع فقط من باب نیاز به توجه و دیده شدن در این عرصه نسبتا خالی خواهند تاخت.

  • حاتمي
    ارسال شده در شهریور ۱۸, ۱۳۹۲ در ۸:۵۸ ق.ظ

    دوستان من کمی موضوع را بی خودی بزرگ کردید. منظور استاد ساکت این بوده که روی تار مثل ویلن کار نشده
    همین

  • حمید
    ارسال شده در شهریور ۱۸, ۱۳۹۲ در ۹:۴۹ ق.ظ

    در آثاری که آقای ساکت در اواسط دهه هفتاد در همکاری با استاد مشکاتیات ساز زده و به استاد ایرج بسطامی جواب داده کاملا تحت تاثیر استاد لطفی است و در بسیاری از موارد حتی جملات استاد لطفی را نعی به نعل کپی کرده اند. پیش در آمد و چهار مضراب اصفهان که به نظرم در نوار افق مهر به نام خود اجرا کرده اند تنها تقاوت جزیی در برخی جمله بندی ها با یکی از تکنوازی های استاد لطفی دارد اما هم ایشان زمانی که به شهرتی دست یافت دیگر خدا را بنده نبود و با یک انتقاد کوچک استاد لطفی که گفته بوده اند شنونده اروپایی به کنسرت یک نوازنده ایرانی میاید که موسیقی ایرانی بشنود نه موتسارت، ایشان بر اشفته و گفته بود لطفی تصور میکند پنج هزار سال موسیقی ایران منتظر او بوده است. متاسفانه آقای ساکت در اجراهای خود شان موسیقیدان ها را به مرتبه مطربی و مسخرگی با اداها و شکلک های خود پایین آورده اند. به هر حال ایشان بیشتر از این ناراحت است که بین هنر دوستان و هنرمندان جایگاهی ندارد و تنها دلخوش به تشویق های بعضی از مردم کم اطلاع از کار جدی هنر است!

  • فرزام
    ارسال شده در شهریور ۱۸, ۱۳۹۲ در ۱۱:۰۷ ق.ظ

    به نظر من حرف های آقای ساکت ارزش اینقدر بزرگ کردن موضوع را ندارد یک حرف بی اهمیت در یک برنامه بی بیننده زده شده که نه برنامه بار علمی و فرهنگی لازم را دارد و نه مدعوین آن برای همین مطرح کردن و بزرگنمایی یک سری حرف های کم ارزش فقط بزرگ جلوه دادن ماجراست

    این اشتباهیست که بهمن رجبی با آن همه توان و بزرگواری خود انجام داد و آن هم بزرگ کردن آدم های کوچولو و تکرار اسم آنها با این کار فقط آن آدم کوچولو ها فرصت برای مانور و مطرح شدن پیدا کردند و بهمن رجبی به جای آنکه ذهنش درگیر آن همه تکنیک ها و ظرافت های بدیع باشد ، عملا تبدیل شد به مبلغ آدم کوچولو ها

    آقای ساکت هم از نظر محتوایی حرف خاصی در موسیقی ایرانی برای گفتن ندارند برای همین بهترین کار برای ایشان رو آوردن به جلوه های نمایشی و عامه پسند است در کنار آن باز هم اجرای آثار کلاسیک حتی به همین شکل فانتزی گونه اش هم در نوع خود مفید و مثبت است.

  • سعید
    ارسال شده در شهریور ۱۸, ۱۳۹۲ در ۱۱:۲۵ ق.ظ

    اگر فیلم برنامه ی مورد نظر نویسنده مقاله در سایت ارائه می شد خیلی بهتر بود

  • الهام
    ارسال شده در شهریور ۱۸, ۱۳۹۲ در ۱۱:۰۹ ب.ظ

    به نظر من همه ی این حرفها و انتقادها نشون دهنده ی محبویبت آقای ساکت هست و منتقد فراموش کرده زمانی رو که شاگرد استاد ساکت بوده.

  • ش.آ
    ارسال شده در شهریور ۱۹, ۱۳۹۲ در ۷:۴۳ ق.ظ

    آقای فرزام عزیز من شاهد بودم که در ارکستر ملل ساکت از آقای رجبی منت می کشید که یک قطعه ضربی را در همان کنسرت با او همراهی کند.آقای رجبی گفت تا حالا سابقه نداشته هیچ نوازندهای از دنبک زن منت کشی کند که بااو همراهی کند و قضیه همیشه بر عکس بوده است.پس حواس آقای رجبی جمع است و می داند چه میکند.

  • وحید گلستانی
    ارسال شده در شهریور ۲۰, ۱۳۹۲ در ۱۲:۱۳ ب.ظ

    با سلام در مورد مطالب بیان شده توسط دوستان نکاتی قابل ذکر است که در پی می آید:
    تمامی نظرات متاسفانه سرشار از بغض و کینه و دشمنی به شخص آقای ساکت است.چه مقاله مازیار شاهی و چه نظراتی که دوستان مطرح کردند.هیچ انتقاد فنی و اصولی و کارشناسی شده نسبت به آقای ساکت در آن ها دیده نمی شود.جالب است که دوستان، ساکت را به کج فهمی و بداندیشی متهم می کنند در حالی خود دچار نقض غرض شده اند و مطلب را وارونه متوجه شده اند.
    ۱-منظور ساکت از اینکه به فلوت گفت نت بیاور رو کم کنی نبودمنظور این بود که بفهماند به کسی که به ساز ایرانی تار به دیده حقارت نگاه می کند و فکر می کند فقط می توان با آن رنگ های قجری و قطعات ساده و بی کیفیت(البته از دیدگاه او) نواخت نشان دهد که این ساز قابلیت های فرا تر از این دارد.
    ۲- در جایی دیگر فرمودند ساکت گفته من مغرورم و بدین خاطر به اجرای آثاری ازین دست اقدام می کنم.آقای شاهی! منظور آقای ساکت از غرور، غرور جوانی خاص آن سنین بوده که در شما هم هست که اجازه می دهید اینطور در مورد استاد خود با کینه و دشمنی مقاله منتشر کنید.
    ۳-منظور دکتر ریاحی از این گفته خود به آقای ساکت این بوده که این همه زحمت و وقتی که روی تار صرف اجرای قطعات کلاسیک کردی اگر صرف نواختن ویلن می کردی در این ساز به جایگاه رفیع تری در موسیقی دست میافتی.این خود نشان از سخت کوشی و پشتکار آقای ساکت در نواختن این قطعات از دیدگاه دکتر ریاحی و سعی در ارتقا جایگاه این ساز از لحاظ فنی و تکنیکی بوده است.
    ۴-هدف از بیان این نکته که تار آغاز نشده که پایان بیابد هم در این نکته مستتر است که ساز تار برای پیشرفت و بیان موسیقی ایرانی هنوز جای کار دارد.همانطور که بشر هر روز در حال تکامل است و به گفته استاد شجریان که فرمود مثل من نمیاید ولی بهتر از من خواهد آمد.مثل اساتیدی چون شهناز و شریف و لطفی و … که ذکر کردند نمیاید ولی قطعا بهتر و تکامل یافته تر از آن ها خواهد آمد.آیا معلومات ما نسبت به طب در دنیای امروز با سطح آگاهی افرادی چون فارابی یا ابن سینا قابل مقایسه است؟
    ۵-از اینهمه کج فهمی و دشمنی با شخص آقای ساکت باید فریاد به آسمان برد.اگر ایشان غرب زده است چرا ساز تار را برای نوازندگی انتخاب کرده است؟
    اگر غرب زده است چرا متد آموزشی برای تار و سه تار تدوین و تالیف کرده است که شمار کثیری از هنرجویان به کمک آن در ایران به فراگیری این ساز مشغولند
    اگر غرب زده است چرا چون استاد محبوب جنابعالی (م.ر.ل) به دامان غرب پناهنده نشد تا در جوار زیبا رویان لس انجلسی تار بزند و در سایه سار درختان بلند قامت و بهشت اروپا و ایالات متحده به تلذذ و خوشگذرانی بپردازد؟آری به قول شما آقای ساکت غرب زده است که با وجود شرایط سخت و دشوار فعالیت هنری در ایران ماند و در ارتقا هنر و تارنوازی کوشید و به سهم خود آن را به جایگه واقعی اش نزدیک کرد در حالیکه به راحتی امکان مهاجرت به ولایت فرنگ برایش مهیا بود.
    ۶-محض اطلاع بی اطلاع! آقای شاهی عرض می کنم به نظر قاطبه کارشناسان موسیقی آثار ساخته شده برای ساز ویلن در موسیقی کلاسیک از آنچنان غنای موسیقایی و تکنیکی برخوردار است که هنوز آثار نوابغی چون باخ بتهون و پاگانینی مرجع و منبع و معیار نوازندگی این ساز محسوب می شوتد.چه ، هنوز بعد از گذشت قرن ها مترو معیار سنجش نوازندگان ویلن اجرای آثار این آهنگسازان اسن.قطعاتی چون کاپریس های پاگانینی پارتیتاها و سونات های باخ و سایر آثری که از حدو شمار این مجال خارج است.قطعه حرکت دایمی پاگانینی هنوز منبع آزمون ویرتئوزیته برای ساز ویلن است.آیا این نشان دهنده این نیست که ساز ویلن در عصر حاضر از لحاظ تکنیکی تمام شده که هنوز آثاری ازین دست حتی جمله ای از آن خلق نشده است؟
    ۷-به قول آقای ساکت برخی که از کار کردن دیگران رنج می برند سعی در تخریب و تشویش اذهان عمومی دارند و این در مورد استاد شاهی با این نظریه پردازی های پوچ در پوچ شان مصداق بارز پیدا می کند.
    در پایان جای بسی تاسف است که این دشمنی ها و دیدگا های بسته و نگاه به هنر از زاویه تنگ تر از سوراخ یک سوزن نهایتا جز تباهی هنر موسیقی و مسموم شدن فضای فرهنگی نتیجه ای به بار نمی آورد.

  • صمصام
    ارسال شده در شهریور ۲۲, ۱۳۹۲ در ۱۲:۰۴ ق.ظ

    از حق نگذریم خدایی تکنیک خوبی داره ساکت. کتابهای آموزشیش هم خوبه. لا اقل از این کتابهایی که موجود تو بازار آشفته آموزش بهتره

  • کامران
    ارسال شده در شهریور ۲۴, ۱۳۹۲ در ۱۰:۰۳ ب.ظ

    آقای وحید گلستانی ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!

    چقدر ادبیات و نوشتار شما آشناست.

    من را به یاد یکی از نوازندگان تار می اندازدکه در گذشته هم با این نام های مستعار مطالب زیادی می نوشت.

  • وحید گلستانی
    ارسال شده در شهریور ۲۶, ۱۳۹۲ در ۹:۵۸ ق.ظ

    خیر قربان! اسم مستعار نیست.اسم واقعی است.

  • حسین
    ارسال شده در مهر ۱, ۱۳۹۲ در ۱:۴۲ ق.ظ

    نواختن قطعات یک ساز دیگه برای بالا رفتن تکنیک و آمادگی نوازنده بدنیست_مثل استاد ناهید که آقای ساکت نیز به ایشون ارادت دارند برای ارتقاء تکنیک هنرجویان قطعات ویلن را نیز آموزش میدن_ولی هیچ گاه از اصول نوازندگی نی و سبک استاد کسایی خارج نشدند

  • علیرضا
    ارسال شده در مهر ۲, ۱۳۹۲ در ۳:۱۳ ب.ظ

    اگر این نوازنده های سازهای ایرانی این وقتی را که برای حسد ورزی به یکدیگر می پردازند صرف اموزش و یادگیری می کردند الان دیگه مجبور نبودند همش از موسیقی کلاسیک غرب در کارشان صحبت و انتقاد کنند چون خودشان دارای هویت میشدند!

  • حبیبی
    ارسال شده در آبان ۳, ۱۳۹۲ در ۶:۱۱ ب.ظ

    سلام به دوستان و قبل از آن به همه کسانی که در عرصه موسیقی سنتی زحمت می کشند…
    به نظر بنده انسانها در اطوار مختلف آٰفریده شدند و طبعاً آثار ایشان هم با تکیه بر اصول هر رشته ای متفاوت خواهد بود و این خاصیت موسیقیست….
    از نظر موزیسین ها کار امثال آقای ساکت ستودنیست ولی از نظر کسانی که صرفاً به نوازندگی بسنده دارند گمراهیست…

    آقایان توازنده؛ من سه تار مینوازم و تو این ده سال خیلی کم دیده ام که یک استادسه تار از استادسه تاری دیگر تعریف کند که نشان از یک مشکل اخلاقیست…
    و این مهمتر از نوع نوازندگیست…که باید به آن پرداخت.

    اگر این چالشهاوشیوه های متفاوت برای ویلون نبود به تکامل و جهانی شدن نمیرسید…

    در کل به نظر من؛
    شهناز تکرار نمی شود… گاهی احساس میکنم تمام فرهنگ گذشته این ملت در ساز ایشان پنهان است و اغلب اوقات چنان غرق در احساسات نوازندگی ایشان می شوم که گویی کسی با من صحبت می کند و …
    ساکت هم تکرار نمی شود … گاهی چنان مرا به فرهنگ امروز نزدیک می کند که یادم می افتد در چه دوره ای هستم…

    لطفی و علیزاده و مشکاتیان و یاحقی و ذالفنون و همه و همه بزرگان به نوعی …

    همه ایشان را به خاطر زحماتشان می ستایم…

    درود بر شما

  • ابوالفضل
    ارسال شده در اسفند ۱۲, ۱۳۹۲ در ۴:۱۰ ب.ظ

    من یک سوال ساده ازکیوان ساکت پرسیدم که چرادرجشنواه فجر درحضور استادظریف ساززده جوابی دادکه که باعث شرمندگی اهل هنر است اخیرایکی از جوابهایش رادرسایت خود گذاشته گویی که غزل کفته یادرسفته است اگر خواستید همه گفتگورادرخدمتتان قرارمی دهم تاهمه بخوانندونظردهند

  • محسن
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۷, ۱۳۹۳ در ۱:۳۱ ب.ظ

    سلام..این صحبتهایی که الان من خوندم همه از روی حسادت و نداشتن قدرت نوازندگی شما اگه که میگید اری نکرده خود شما این کار را رو میکردید…من الان چند وقته شاگردشونم اصلا دیدگاهم عوض شده نسبت به موسیقی…از اون جهلی که بعضیا دارن و دارن پول در میارن و نمیخواندم دکونشونا بهم بزنند اومدم بیرون..

  • ابوالفضل
    ارسال شده در مرداد ۲۰, ۱۳۹۳ در ۵:۰۶ ب.ظ

    فقط درفضایی بدون انتقاد کسانی اینچنین خودشیفته بروزمی کنند این هم از مصیبتهای هنرامروزماست خود اموزی که ادعای همه چیز دانی درحدفلک دارد

  • ناشناس
    ارسال شده در مهر ۴, ۱۳۹۳ در ۱۲:۱۸ ب.ظ

    ۱- همه سازهای ایرانی تا اینجا پا به پای هم آمده اند، اگر تار هنوز شروع نشده یعنی هیچ سازی هنوز شروع نشده، پس آقای ساکت چرا شکست نفسی فرموده اند؟ یکباره میگفتند موسیقی ایرانی هنوز شروع نشده و من آمده ام تا آنرا شروع کنم.
    ۲- تار حداقل با ساخت آن شروع شده،
    ایشان اگر حداقل سازندگان تار را میدیدند نقطه شروع تار را قبل از خویش می یافتند.

  • Elham
    ارسال شده در آذر ۱۵, ۱۳۹۳ در ۴:۳۷ ب.ظ

    ساز زدن استاد ساکت هرچی هم باشه،خیلیییییییی بهتر از ساز زدن کساییه که سالهاست دارن ردیف میرزا عبدالله رو میزنن….من شاگرد ایشونم،ریز های فوق العاده ی ایشون رو هیچکس تاحالا نتونسته مثلش رو اجرا کنه…قدرت و شکوه ساز زدنشون در عین لطافته..یا باز سازی آثار استاد وزیری که کسی قبلا این کار رو نکرده بود….زدن قطعه های کلاسیک با تار چه عیبی داره؟؟؟اگر کسی واقعا با انصاف باشه متوجه این میشه که قطعات ملی که ایشون ساخته ن وااقعا عالین….سونوریته ی ایشون هم عالیه حداقل خیلییی بهتر از خیلی های دیگه س!!!کتابهایی که ایشون برای آموزش تار و سه تار نوشتن هیچ وقت هیچ کس دیگه ای انقدر منظم چنین کتابی تنظیم نکرده…ایشون توی این اوضاع بد موسیقی ایران اینجا موندن و همه هم میدونن که چه خدمت هایی به موسیقی ایران کردن….این حرف هایی رو هم که درباره ی ایشون میزنن نشون دهنده ی حسادت خیلی هاست….امیدوارم بجای این حرفای الکی یکم بیشتر چشممون رو باز کنیم وبیشتر فکر کنیم…متاسفانه خیلی ها چشم هاشونو بستن و دهنشون رو باز کردن…بعضیا بهتره که به جای اظهار نظر کردن سکوت کنن….حرف هاشون هیچ چیزی از استاد کم نمیکنه…..

  • ابوالفضل
    ارسال شده در آذر ۱۹, ۱۳۹۳ در ۱:۴۶ ب.ظ

    تارهنوز اغاز نشده من امده ام تا ان را اغاز کنم!!!داشتم زندگینامه پاگانینی را می خواندم که به جمله ایی خیلی شبیه به این برخوردم در باره او گفته اند او ویلن را از جایی شروع کرده که دیگران اغاز کرده اند فقط فرقی که دارد این است که این جمله را دیگران درباره پاگانینی گفته اند اما این برج ادعا خودش دروصف خود گفته وباورش شده که پاگانینی است !! استادهوشنگ ظریف گفته اند بعضی نوازندگی رابا اکروبات اشتباه گرفته اندوکاری جز ضربه زدن به موسیقی ایران ندارند کاش به توصیه استادشهناز توجه می کردند که گفته بود اقای ساکت بهتراست ساکت باشد!!

  • عبدي
    ارسال شده در آذر ۱۹, ۱۳۹۳ در ۱۱:۳۵ ب.ظ

    ابوالفضل عزیز همون پاگانینی هم اگر بری قطعهاشو گوش کنی کلی کار آکروباتیک داره وزیری هم داره شهنازی داره ظریفم داره کار تکنیکی فقط ساکت نزده بعدم اون چیزی که از مرحوم شهناز گفتی اگر قرار بود به صورت عمومی گفته بشه خودش در یک مصاحبه میگفت نباید حرفی که خصوصی کسی زده رو جای عمومی نقل کنی عزیزم

  • ابوالفضل
    ارسال شده در آذر ۲۰, ۱۳۹۳ در ۱۱:۲۵ ق.ظ

    شما می گویید شهنازی وزیری ظریف که هرکدام ارکان موسیقی ماهستندویک عمر شاگردی بزرگان واساطیر موسیقی ایران کرده اند نه این خوداموز پرمدعا که هیچ حرمتی برای بزرگان قایل نیست وافتخارش فلامینگو نوازی !!باتار است بینید استادی همچون علیزاده با ان همه افتخارواثارفاخر چگونه درباره بزرگان می گوید ودرمصاحبه ایی می گوید هنوزهم نمی دانم چرابه من می گویند استادبراستی ارزش وعیار هنروبرزگانی چون علیزاده وطلایی ومتبسم بیشترمعلوم می شود

  • عبدی
    ارسال شده در آذر ۲۰, ۱۳۹۳ در ۱۱:۲۹ ب.ظ

    نمیدونم آقای ساکت کجا گفته افتخار من فلامینگو نوازی با تاره؟؟بعد هم آقای ساکت همیشه میگه مدتی شاگرد داییم و آقای متبسم بودم

  • ابوالفضل
    ارسال شده در آذر ۲۱, ۱۳۹۳ در ۲:۵۳ ب.ظ

    گفتگوباکیوان ساکت وپدارم امینی درباره فلامینگو نوازی ساکت رادرسایت موسیقی ایرانیان همراه باکامنتهای ان را بخوانید

  • Elham
    ارسال شده در اسفند ۱۱, ۱۳۹۳ در ۱۲:۵۵ ب.ظ

    من فقط حرفی از خود استاد رو میگم:
    اگر کسی موسیقی من رو دوست نداره اون رو اجرا نکنه و گوش نده…

  • اشكان
    ارسال شده در اردیبهشت ۳, ۱۳۹۴ در ۷:۱۸ ب.ظ

    اینکه کسى سعى کنه تکنیک ساز تخصصى خودش رو ارتقاء بده اینقدر تحملش سخته و پایه هاى گرانقدر موسیقى اصیل رو میلرزونه!!؟؟؟ عجبا!!! مگر نه اینکه خود جناب لطفى و علیزاده هم در آغاز راه از طرف افرادى که گوشهاشون به سبک نوازندگی افرادى چون جلیل شهناز، لطف الله مجد و فرهنگ شریف خو کرده بود به شلاق زدن به تار محکوم می شدند؟ و گفته می شد که پس از فرهنگ شریف کسی نمی تونه دیگه تار رو جلوتر ببره (تا جاییکه به ایشون خاتم الانبیاء تار می گفتند)؟
    آیا زمانی که جناب ظریف تار زدن برخی رو به اکروبات تشبیه کردند کسی پرسید که قطعاتی مثل ژیمناستیک موزیکال علینقی که خود ایشون به زیبایی اجراش می کردند از این قاعده مستثنى است؟ اگر ادعا میشه که این قطعه اتود بوده، باشه ایراد نداره شما دوستان دلواپس هم قطعات تکنیکی کیوان ساکت را لطفاً به عنوان اتود بپذیرید و هضم کنید!
    همه باید به شیوه ای مورد پسند شما ساز بزنند؟ میشه لطفاً یکی از شما آگاهان معیارهای تعیین کننده وزن هنری یک قطعه یا سبک رو توضیح بده؟ اصلاً معلومه گیر و گرفتاری. شما کجا ست ؟ بخونید لطفاً، اگه حوصله خوندن تاریخ هنر غرب رو ندارید، تاریخ موسیقی ایران رو بخونید و گوش بدید!! یه مدت عادت کنید دهن ها رو ببندید و فقط گوش بدید، به سبک هاى مختلف، از قدیم تا جدید، و نوا زنده های مختلف!

  • ابوالفضل
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۰, ۱۳۹۴ در ۱۰:۲۳ ق.ظ

    بحث شیوه نوازندگی نیست بحث ادعاست
    مشک انست که ببوید
    نه انکه عطاربگوید
    مقایسه کنیدبینید نابغه ایی مثل استادعلیزاده یک هزارم این اقاادعاداشته است؟

  • آرمان
    ارسال شده در خرداد ۲۵, ۱۳۹۴ در ۱۲:۰۲ ق.ظ

    من یه سوال از خود مازیار شاهی عزیز دارم…آقای شاهی مگه خودتون شاگرد آقای ساکت نبودید؟؟؟؟آیا زدن این حرفها در مورد استاد سابقتون درسته که باعث اینهمه توهین به استاد ساکت بشه؟؟ایا اقای ساکت حق استادی به گردنتون ندارن که میتونین توهین به ایشون رو تحمل کنین؟؟؟متاسفم واقعا

  • سعید
    ارسال شده در تیر ۱, ۱۳۹۴ در ۱:۲۷ ب.ظ

    پس چه باید گفت به کسی که جمله که در وصف پاگانینی گفته اند در وصف خود می گوید وخیال می کند کسی متوجه نمی شود؟؟!!چه باید گفت به کسی که درسرزمین حسین قلی اکبرخان شهنازی وجلیل شهناز می گوید من امده ام تا تار را اغاز کنم ؟؟

  • رضا
    ارسال شده در مرداد ۱۹, ۱۳۹۴ در ۶:۴۳ ب.ظ

    درود بر هنرمند گرامی جناب شاهی عزیز

    این مقاله شما در فضای مجازی بازتاب گسترده ایی داشته ودارد

  • امین
    ارسال شده در مهر ۸, ۱۳۹۴ در ۶:۳۶ ب.ظ

    مهر درخشنده چو پنهان شود
    شب پره بازیگرمیدان شود

  • بی نام
    ارسال شده در اسفند ۶, ۱۳۹۵ در ۱:۴۱ ق.ظ

    از در و دیوار این مملکت دیکتاتوری میریزد.چنان راجب کسی که به میل شما تار نمیزند حرف میزنید که انگار عزیزان تون رو کشته و شما هم میخواهید انتقام بگیرید.اقا گوش نکن. انتقادی هم داری علمی بنویس نه با دیدن دو دقیقه برنامه. متهم کردن ساکت به بد سونوریته بودن نشانه بی سوادی شماست.امروز دیگر این مرجع تقلید بازی ها خریداری ندارد که شما تعیین که یک هنر مند چه بزند و چه نزند،مگر صبا و یاحقی و محجوبی و خالقی وبزرگان دیگر باساز غربی ایرانی نزده اند؟بله ساکت بداهه نواز قدرت مندی نیست اما بسیار پر تکنیک ساز میزند و اهنگ های بی کلام بسیار استواری ساخته و کارش چنین نیست که کنار دو ساعت خواندن یه چهار مضراب هم بزند بلکه به موسیقی بی کلام اعتباری جدا از اواز بخشیده.البوم های شرق اندوه و شبی با خورشید را گوش کنید و ببینید که چه نواوری هایی در عین پای بندی به ردیف داشته است البته اگر مثل برنامه دو دقیقه گوش کنید قطعا متوجه نخواهید شد.برای کسانی هم که کشته مرده نظر اساتید هستند بدانید که اقای ساکت بسیار مورد قبول و علاقه استاد شریف هستند.

  • علی
    ارسال شده در فروردین ۳۱, ۱۳۹۶ در ۵:۳۱ ب.ظ

    سپاس بسیار از هنرمند گرامی جناب مازیار شاهی به برای مقاله و نقد به جا و سنجیده شما
    منتظر دیگر مقالات انتقادی و ارزنده شما در این سایت هستیم
    پاینده وبرقرار باشید

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (III)

محمدالله مستوفی گوید: در زمان بهرام کار مطربان بالا گرفت چنانکه مطربی روزی بصد درم قانع نمیشد بهرام گوراز هندوستان دوازده هزار لولی آورد که نوادگان ایشان هنوز در ایران مطربی می کنند.

از روزهای گذشته…

اپرای مولوی توسط انتشارات ناکسوس منتشر شد

اپرای مولوی توسط انتشارات ناکسوس منتشر شد

اپرای مولوی توسط انتشارات ناکسوس به انتشار رسید؛ این اپرا که در دو حلقه سی دی صوتی به انتشار رسیده است، اولین اپرای ایرانی است که توسط یک انتشارات معتبر بین المللی به انتشار می رسد. اپرای مولوی توسط بهزاد عبدی آهنگسازی شده و لیبرتوی آن نوشته بهروز غریب پور است.
جامعه، موسیقی، در منشور رادیو (II)

جامعه، موسیقی، در منشور رادیو (II)

در یک مدل ساده شده موسیقی و سرگذشتش در ایران را به درستی حاصل کنش و واکنش جامعه ی مخاطبان، نهادهای حکومتی و ساز و کارهای درونی جامعه ی موسیقی و در متن کتاب به ویژگیها و پویایی هریک و نوع اثری که بر هم می گذاشته اند، پرداخته اند. در این راه طبیعتا سهم کمتر از آن جامعه شناسی مخاطبان است زیرا در فقدان یک جامعه شناسی موسیقی پیشرفته داده های قابل اطمینان جامعه شناختی اندکی از آنها درست باقی می ماند. آنها حاضران خاموش اند، البته نه کاملا، چون از راه ابراز رضایت و نارضایی با شمار زیادشان برفرآیندها تاثیر می گذارند.
سطحی شنوی (II)

سطحی شنوی (II)

نقش عمده ی رسانه ها در اصلاح و آموزش بنیان های فرهنگی و معرفی محصولات هنری و فرهنگی به اندازه ای آشکار است که نیازی به گوشزد کردن آن نیست. در زمانه ای که علوم، هنرها و دیگر فرایند های زندگی آدمیان با انبوهی از اطلاعات که الزامآ با آگاهی آمیخته نیستند، مواجه است، گزینش آگاهانه و درستِ یک فراورده ی هنری از میان بیشمار محصول ارائه شده، پیچیده و گاه غیر ممکن به نظر میرسد.
هلن گریمود (II)

هلن گریمود (II)

هلن سونات شوپن و راخمانیوف را ضبط کرد، همچنین Barcarolle و Berceuse شوپن و کنسرتوی شماره.۳ بارتوک (B. Bartók) به همراه بولز (Boulez) و ارکستر سمفونیک لندن ضبط شد (این ضبط های هلن گریمود، در سال ۲۰۰۵ دارنده جایزه منتقدین ریکورد آلمان، جایزه آکادمی ریکورد و جایزه توکیو شدند و جایزه کلاسیک میدم در سال ۲۰۰۶). هر دوی این آثار در سال ۲۰۰۵ به بازار عرضه شدند.
مصاحبه با کیت جرت (II)

مصاحبه با کیت جرت (II)

بعد از ضبط متریال کافی برای دو آلبوم استاندارد، این تریو، آنقدر به خود می بالید که تصمیم گرفت تجربه ای جدید بی اندوزد که به آلبوم تغییرات (Changes) منجر شد که به صورت box set توسط ECM منتشر شد. به جز قطعه پریزم (“Prism”) که جرت ساخته بود، موسیقی ای که برای این آلبوم ضبط شد، کلا بداهه بود.
ژان میشل ژار و کنسرتهای نمایشی

ژان میشل ژار و کنسرتهای نمایشی

در سال ۷۸ دومین آلبوم ژار یعنی Equinoxe آماده شد و در ۳۵ کشور با استقبال فوق العاده روبرو شد. ژار در این سال با بازیگر بریتانیایی، شارلوت رامپلینگ (Charlotte Rampling) ازدواج کرد و با استفاده از موسیقی “Equinoxe” در فیلمی با بازی او و ساخته پیتر فلیشمان (Peter Fleischman) به نام بیماری هامبورگ (The Illness Of Hamburg) موافقت کرد.
محرابی: برای ابداع نیاز به فلسفه وجودی داریم

محرابی: برای ابداع نیاز به فلسفه وجودی داریم

آن سالی که من در کنکور شرکت کردم هم موسیقی قبول شدم هم طراحی صنعتی، بعد با مشاوره استادها و دوستانم به این نتیجه رسیدم که رشته طراحی صنعتی بخوانم. علاقه‌ام هم این بود که روی سازهای ایرانی کار بکنم و بتوانم خدمتی در این زمینه به جامعه موسیقی بکنم.
عرض اندام دوباره حفظ و اشاعه ای ها (I)

عرض اندام دوباره حفظ و اشاعه ای ها (I)

برنامه چهارم از مجموعه برنامه های در مکتب هنرمندان که به همت فرهنگستان هنر برگزار می گردد، به بزرگداشت داریوش طلایی نوازنده چیره دست تار و سه تار، ردیف دان، محقق و مولف موسیقی اختصاص داشت.
About گروهی برای بداهه نوازی (III)

About گروهی برای بداهه نوازی (III)

گروه Hot Chip همیشه به بداهه نوازی در اجراهای زنده فکر کرده بود و با آن آشنا بود اما این تجربه برای تیلور از جنس دیگری بود: «هم هیجان برانگیز بود و هم وحشتناک. وحشتناک از این جهت که دوست نداری که اجرا خوب نباشد یا اینکه همه چیز خوب پیش نرود یا احساس کنی که داری وقتت را تلف می کنی یا کاری بی معنی انجام می دهی.»
علوانی فقط یک آواز نیست (I)

علوانی فقط یک آواز نیست (I)

موسیقی عربهای خوزستان را می توان بصورت کلی به دو دسته: موسیقی مقامی و موسیقی محلی تقسیم کرد ولی اگر بخواهیم فرم های دیگر موسیقی عرب خوزستان را نام ببریم. می توانیم به موسیقی مراسمات از جمله عروسی ها، عزا، اعیاد. موسیقی رقص از جلمه رقص های مردانه: یزله و رقصهای زنانه: هچع و ردح، موسیقی مذهبی از جمله روضه، سینه زنی، مقتل خوانی، موسیقی کار از جمله برداشت خرما، صید ماهی، آسیاب آرد توسط زنان عرب، رکبانی (آوای مخصوص سوارکاری در هنگام جنگ: که در مقاتل امام حسین (ع) مورد استفاده قرار می گیرد)، حدا (آوای مخصوص شتر رانان)، موسیقی کودکان از جلمه گرگیعان، دیللو (لالایی مادران) و ترانه های کودکان و غیره نام ببریم که هر کدام از این بخش ها مباحث مخصوص به خود را می طلبد.