سخنرانی لئوناردو برنشتاین در مورد موسیقی آوانگارد (I)

لئوناردو برنشتاين
لئوناردو برنشتاين
شاید امروز کمتر کسی از دوستداران موسیقی باشد که نام لئونارد برنشتاین، آهنگساز، رهبر ارکستر، نوازنده و نویسنده شهیر آمریکایی را نشنیده باشند. وی در سال ۱۹۷۳ شش سخنرانی در دانشگاه هاروارد برگزار کرد که «سوال پاسخ داده نشده» نام داشت. (نام قطعه ای از چارلز آیوز) و در این سخنرانیها سعی داشت از تئوریهای زبان شناسی نوام چامسکی برای تجزیه و تحلیل موسیقی استفاده کند و سپس به بررسی تاریخی موسیقی، تونالیته و دیگر مسائل از این دیدگاه می پردازد. از این سخنرانی یک فیلم، یک کتاب و یک کتاب گویا منتشر شده اند. در موخره کل این سخنرانیها، برنشتاین نظر خود را راجع به وضعیت موسیقی در دهه ۶۰ و استیل قالب موسیقی کلاسیک در آن دوره (که امروزه بیشتر به نام آوانگارد میشناسیم) و سپس به تغییراتی که در موسیقی کلاسیک بعد از آن پیش آمد اشاره میکند که در زیر ترجمه آنرا مشاهده می نمایید:

۷ سال پیش، در سال ۱۹۶۶، داشتم برای کتابم، “گوناگونی بی نهایت موسیقی” (infinite variety of music)، مقدمه مینوشتم؛ این دوران برای من دوران ضعیفی موسیقایی در قرن ما بود، به واقع ضعیف ترین دورانی که در زندگی ام تجربه کردم. استراوینسکی تابستان همان سال درگذشته بود که ده سال پیش از آن به موسیقی سریال رو آورده بود. این تغییر به صورت عجیبی با مرگ شوئنبرگ در سال ۱۹۵۱ همراه بود و یک بحران در اواسط دهه ۵۰ به راه انداخته بود، بحران دوم قرن بیستم*. مثل این بود که یک ژنرال (منظور ایگور استروانیسکی که تونال مینوشت) به پناهگاه دشمن پناه ببرد و همه یاران با وفایش را نیز با خود ببرد. ولی در آن دهه قطعات سریال فوق العاده ای نوشت به خصوص “threni” ، “movements for piano and orchestra” ، “monumentum” و “Huxley variations” ولی نوشتن قطعات خوب برای همه دنباله روهای استراوینسکی که کورکورانه مثل بچه های “pied piper” (یک افسانه قدیمی) به دنبال وی راه افتادند، اتفاق نیفتاد.

این نبوغ استراوینسکی در چند چهره بودن و در عین حال اصالت او بود که باعث شد از این تغییر سبک جان سالم به در ببرد و صدای شخصی خود (اصالت) را حفظ کند. ولی برای بیشتر آهنگسازان طرفدار استراوینسکی، این تغییر متد کار درستی نبود. ولی امروزه آهنگسازان بیش از هر زمانی از این متد استفاده میکنند به دلیل اینکه، تکنیکهای سریال و قوانین آن، کار را برای ساخت آهنگ قابل عرضه به سالنهای کنسرت، راحت کرده است. تنها لازم است که تکنیک آنرا از کلاسها یاد بگیرید!

ترس آهنگسازان تغییر سبک داده و تعهد بیش از اندازه به قوانین و تعصب آنها، باعث خشک شدن موسیقی شد. قانونهای آهنگسازی آنقدر زیاد شدند که موسیقی کاملا شکل ریاضی وار پیدا کرد. این زبان، موسیقی برخی را غنی تر کرد، برخی ضعیفتر و برخی هم کلا از آهنگسازی دست کشیدند!

در این زمان بود که من مقدمه ای را نوشتم که دوست دارم یک بند آنرا برایتان بخوانم: «من یک عاشق متعصب موسیقی هستم. من نمی توانم یک روز بدون گوش دادن، نواختن، مطالعه یا تفکر درباره موسیقی زندگی کنم. همه اینها جدای از شغل حرفه ای من به عنوان موسیقیدان است. من یک طرفدار موسیقی ام و در این موقعیت که فرقی با موقعیت شما (خوانندگان) ندارد، به عنوان یک فرد ساده (غیر موسیقیدان) عاشق موسیقی، من با آزادی تمام، ولی با دلی غمگین، اعتراف میکنم، در این زمان به خصوص، من از دنبال کردن موسیقیهای ” Simon and Garfunkel”، “Beatles”، “The associationas” ، بیشتر لذت میبرم تا دنبال کردن اکثر آثار آهنگسازان آوانگارد! این حرف ممکن است یک سال دیگر و یا حتی وقتی این متن چاپ میشود صحت نداشته باشد؛ ولی احساس من اکنون، در تاریخ ۲۶ ژوئن ۱۹۶۶، اینگونه است. مثل اینکه موسیقی پاپ تنها جایی است که در آن زنده بودن موسیقی، لذت اکتشاف و تازگی وجود دارد. همه موسیقی های دیگر یکدفعه انگار قدیمی و از مد افتاده شده اند. موسیقی الکترونیک، موسیقی سریال، موسیقی شانس، این موسیقی ها دیگر تبدیل به موسیقیای خشک و آکادمیک شده اند (موسیقی مدرسه ای عاری از خلاقیت). حتی جز هم به این رکود گرفتار شده است. موسیقی تونال انگار به یک مغاک فرو رفته است.»

* سخنرانی پنجم از این مجموعه بحران قرن بیستم نام داشت. این سخنرانی به شوئنبرگ و موسیقی سریال میپرداخت و منظورش از بحران، مرگ تونالیته در بخشی از جریانات موسیقی بود.

3 دیدگاه

  • سروش
    ارسال شده در شهریور ۱۹, ۱۳۹۲ در ۱:۱۶ ق.ظ

    سلام.
    می خواستم بدونم موسیقی سریال خوب با نمونه ی ضعیف و بی مایه چه فرقی دارند؟ منظورم این هست که در چارچوب قواعد ریاضی وار سری، فردیت آهنگساز کجا مشخص میشه و چطور میشه حس کرد یک اثر چقدر اصالت هنری داره؟
    ممنون میشم اگه در این باره مطالبی منتشر کنید.

  • آروین صداقت کیش
    ارسال شده در شهریور ۱۹, ۱۳۹۲ در ۵:۳۰ ب.ظ

    سروش عزیز،
    پرسش هایتان را با ترتیبی جز آن که مطرح شده پاسخ می دهم. مشخص کردن این که یک اثر چقدر اصالت هنری دارد نه تنها در مورد آثار سریل بلکه در مورد بقیه ی گونه ها نیز کار ساده ای نیست. پس اگر اجازه بدهید این بخش را موقتا کناری بگذاریم.
    فردیت آهنگساز در هر روشی (غیر از تصادف محض در آهنگسازی، آن هم تا حدی) با بررسی ویژگی های آثار مشخص می شود. تصمیم های مختلفی که یک آهنگساز در جریان آهنگسازی گرفته است فردیت او را نمایش می دهد. تقلید وی نیز به همین ترتیب می تواند آشکار شود. برای احساس کردن این موضوع پیشنهادمی کنم (اگر تا کنون چنین نکرده اید) اثری از آثار آنتون وبرن که کارهایش راهگشای این نوع از سریلیسم شد و یکی از آثار پیر بولز را با هم (مثلا «واریاسیون های پیانو اپوس ۲۷» را با «پتک بدون استاد») یا حتا دو نمونه ی از لحاظ سبک شناختی نزدیک تر، یعنی اثری از مسیان و بولز را (مثلا بخش هایی از سومین اتود از مجموعه «چهار تمرین برای ریتم» به نام «Mode de valeurs et d’intensites» با ساختارها شماره ۱) بشنوید و مقایسه کنید. احتمالا احساس خواهید کرد که تفاوت دارند. اگر چنین شد گام نخست برداشته شده است یعنی شما اندکی اطمینان یافته اید که تفاوت های میان هنرمندان که در دیگر سبک ها و روش ها وجود دارد اینجا نیز موجود است. تنها فرق به نظر من در این است که تشخیص این تفاوت ها دشوارتر شده است. به این معنی که تفاوت میان دو قطعه ی موسیقی کلاسیک قرن هژدهمی حتا اگر تقلید یکدیگر هم باشند برای شنونده ساده تر از مثال هایی است که برشمردم در حالی که به راستی تفاوت هایی بزرگ با هم دارند.
    سایه ی سنگین تفکر رومانتیک بر اندیشه ی ما باعث می شود فکر کنیم که اگر «روحِ دردمند» آهنگساز «نابغه» در کار ساختن قطعه نبود (از طریق فرآیندهایی همیشه رازآلود و سخت توصیف ناپذیر) و به جایش از ریاضیات استفاده شد اثر او قابل تشخیص از دیگران نیست یا خوب و بدش معلوم نیست، یا حتا از آن هم بدتر قطعه متعلق به خود او نیست.
    به این ترتیب نخستین مشکل ارزش گذاری بر این آثار حل شده یعنی ما می توانیم ویژگی های منحصر به فردشان را تشخیص دهیم. اما مشکل دیگر این است که چطور برخی از این ویژگی های منحصر به فرد را با ارزش و بعضی دیگر را کم ارزش تر دسته بندی کنیم؛ این امر اگر خوب دقت کنید تفاوتی بنیادی با دشواری ارزش گذاری بر آثار دیگر (غیر سریل) ندارد.
    اینها به این مفهوم نیست که همه مجبورند تمام یا بخشی از آثار سریل را با اهمیت بشمارند یا از آن لذت ببرند، اما کسانی که به این گونه های موسیقی علاقه مندند می توانند از این راه، بر تفاوت های موسیقی مورد علاقه شان آگاه باشند.

  • فرهاد پوپل
    ارسال شده در شهریور ۲۱, ۱۳۹۲ در ۱۰:۳۰ ق.ظ

    در تکمیل فرمایشات جناب آقای صداقت کیش باید عرض کنم در این مورد خاص که برنشتاین در سخنرانی میگوید(استراوینسکی)ارکستراسیون هم عامل بسیار مهمی است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

یادداشتی بر آلبوم «موسیقی نظامی دوره‌ی قاجار»

در حالی‌که از بسیاری از موسیقیدانان نیم قرن قبل نیز، امروزه ضبط‌ها و اطلاعات محدودی در دسترس است، تردیدی نمی‌ماند که شنیدن نواخته‌هایی از موسیقی ایران متعلق به بیش از ۱۱۰ سال پیش، چه اندازه هیجان‌انگیز خواهد بود و به لحاظ بررسی‌های موسیقی‌شناختی تا چه حد می‌تواند اطلاعات مفیدی به دست دهد. لذا انتشار چنین آثاری رخدادی ارزشمند و مسرت‌بخش است. اما وقتی اثری منتشر می‌شود که حاوی موسیقی‌ها و اطلاعات تاریخی با ارزش است، ذکر منبع و مأخذ، اعتبار و ارزش آن را مضاعف می‌کند و سبب می‌شود تا مخاطب نیز با اعتماد و دانش بیشتری سراغ آن برود. از این‌رو شایسته بود که مشخص می‌شد ضبط‌های این آلبوم از چه منبع یا منابعی به دست آمده‌اند، تاکنون کجاها بوده‌اند و چگونه کشف شده‌اند. (۱)

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (IV)

دلیل اینکه این کارها را کرده‌ام این است که من اساساً از سال ۲۰۰۰ از سیستم موسیقی اروپا بریده‌ام. از سال ۲۰۰۰ به‌غیراز چند تک قطعه پراکنده که در سیستم موسیقی اروپایی است دیگر از سیستم موسیقی اروپا استفاده نمی‌کنم. و تماماً از سیستم موسیقی ایران در نوشتن قطعات استفاده می‌کنم. اولین کارهایی که در نوشتن آنها از موسیقی ایرانی استفاده کردم همین مجموعه کارهای خوشنویسی بود که اولین سری این مجموعه را برای سازهای زهی نوشتم. چراکه ربع پرده‌ها را به‌خوبی می‌توانند بزنند. بعدها برای سازهای بادی هم شروع به نوشتن کردم. به‌طور مثال «خوشنویسی شماره ۷» برای سه فلوت هست. بعدتر یک نسخه آن را برای فلوت و الکترونیک نوشتم که فلوت ۲ و ۳ را در استودیو ضبط کردیم و فلوت شماره یک زنده اجرا می‌شود و از طریق بلندگوها صدای فلوت ۲ و ۳ پخش می‌گردد. این قطعه در تهران از طریق خانم «فیروزه نوایی» سال گذشته در فستیوال «موسیقی معاصر ایران» اجرا شد. اسم این قطعه هست «کیسمت» یا همان «قسمت».

از روزهای گذشته…

گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

در این هنگام «قاسم آفرین» در نقد گرایش فمینیستی ابتدا خاطره‌ای تعریف کرد از اینکه سال‌های پیش متوجه شده است که بعضی کارهایی که انسان انجام می‌دهد با وجود ظاهر متفاوت، در خواست جذب جنس مخالف ریشه دارد و سپس پرسید آیا استنباط وی با گرایشی که امروز در کلاس مورد بحث است همسان است؟ مدرس پاسخ داد که موضوع جذابیت و جذب ارتباط چندانی با بحث حاضر ندارد. سپس قاسم آفرین نقد دیگری را مطرح کرد و آن هم اینکه پیشروی فمینیست‌ها (یا به‌طور کلی فمینیسم) منجر به توقف ادامه‌ی حیات نسل انسان خواهد شد. این نقدی است که در سال‌های اولیه‌ی نظریه‌ی فمینیستی در هنر نیز زیاد سخن از آن به میان آمده و حاوی فروکاهش کل جریان فمینیسم به حق فرزندآوری است، مانند این فراز که «شوارتز» تلقی مِیلر (Mailer) (منتقدی که نقد او بر کتاب «سیاست جنسی» «کیت میلت» (Kate Millett) بر وَن دِر تورن تاثیرگذار بود) و ون در تورن را از تعریف فمینیسم توضیح می‌دهد:
ویلهلم کمپ

ویلهلم کمپ

ویلهلم کمپ (Wilhelm Walter Friedrich Kempff) در ۲۵ نوامبر سال ۱۸۹۵ و در براندینبورگ آلمان چشم به جهان گشود. در دنیای موسیقی وی بعنوان یک نوازنده متبحر در پیانو و همچنین یک آهنگساز آلمانی تبار شناخته شده است. در کارنامه نوازندگی او میتوان رپرتوار گسترده ای از قطعات مختلف آهنگسازان بنام را مشاهده نمود؛ آثاری از باخ، لیست، شوپن، شومان و برامس که او با استادی تمام در کنسرتهایش به نمایش میگذاشت.
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه چهارم

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه چهارم

در بخش اول این مبحث، به تعاریف و مفاهیم موسیقی‌شناسی و رشته‌های وابسته به آن پرداخته می‌شود. این مفاهیم و دسته‌بندی‌ها تاحدود زیادی پایه‌گذار و تعیین کنندۀ چارچوب شاخه‌های اتنوموزیکولوژی می‌باشند.
بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (VI)

بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (VI)

برای دریافتن چرایی این امر باید به تغییر وضعیت استقرار دانگ‌ها در طول پیشرویِ دستگاه ماهور توجه کرد. خروج از توالی متصل دانگ‌های سه‌گانه‌ی متصل ماهور به‌طور مشخص از گوشه‌ی زیرافکند آغاز می‌شود که مقدمات این تغییر از حصار ماهور قابل مشاهده است. در زیرافکند، دانگ‌ها از مدار اصلی ماهور منحرف می‌شوند و با فاصله‌ای طنینی نسبت به آغاز دانگ دوم ماهور (نت دو) بازتعریف می‌شوند. دانگ‌های جدیدْ محدوده‌ی تتراکردی رـ سل و در ادامه سل ـ دو را در بر می‌گیرند. از همین تغییر، برای مدگردی و تعریف گوشه‌هایی که دارای مشابهت با دستگاه‌های دیگر، به‌خصوص شور، هستند استفاده می‌شود؛ مثلاً گوشه‌های شکسته و دلکش بر مبنای همین دانگ‌ها (تتراکرد رـ سل و سل‌ـ دو) و فقط با تغییر فواصل شکل می‌گیرند. اگر به این نکته توجه کنیم، تأکید بر متیف آغازین گوشه‌ی شکسته یا نیریز در ردیف میرزاعبدالله هم معنادارتر می‌شود: تأکید و تثبیت محدوده‌ی تتراکردی رـ سل.
پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (IV)

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (IV)

دلیل اینکه این کارها را کرده‌ام این است که من اساساً از سال ۲۰۰۰ از سیستم موسیقی اروپا بریده‌ام. از سال ۲۰۰۰ به‌غیراز چند تک قطعه پراکنده که در سیستم موسیقی اروپایی است دیگر از سیستم موسیقی اروپا استفاده نمی‌کنم. و تماماً از سیستم موسیقی ایران در نوشتن قطعات استفاده می‌کنم. اولین کارهایی که در نوشتن آنها از موسیقی ایرانی استفاده کردم همین مجموعه کارهای خوشنویسی بود که اولین سری این مجموعه را برای سازهای زهی نوشتم. چراکه ربع پرده‌ها را به‌خوبی می‌توانند بزنند. بعدها برای سازهای بادی هم شروع به نوشتن کردم. به‌طور مثال «خوشنویسی شماره ۷» برای سه فلوت هست. بعدتر یک نسخه آن را برای فلوت و الکترونیک نوشتم که فلوت ۲ و ۳ را در استودیو ضبط کردیم و فلوت شماره یک زنده اجرا می‌شود و از طریق بلندگوها صدای فلوت ۲ و ۳ پخش می‌گردد. این قطعه در تهران از طریق خانم «فیروزه نوایی» سال گذشته در فستیوال «موسیقی معاصر ایران» اجرا شد. اسم این قطعه هست «کیسمت» یا همان «قسمت».
گزارشی از نشست پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران (III)

گزارشی از نشست پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران (III)

دکتر محمد سریر: اخیرا بیستمین سال راه اندازی اینترنت را جشن گرفته اند، این یک قدم بزرگ بود؛ من فکر می کنم، یک کانال بسیار عمومی در سراسر دنیا باز شد که شاید مهمترین پدیده این قرن بتواند باشد. به هر حال امتیازات بسیار دارد البته به قول فرهنگی ها تکنولوژی یک ضررهای جنبی هم دارد ولی در مجموع امتیازات خیلی بیشتری دارد. زمانی فکر می کردند پیشرفتهایی وسیعی کرده اند و از ماهواره ها استفاده می شود ولی پدیده اینترنت واقعا انفجار بود که می تواند همه را در هر جا در هر لحظه به هم متصل کند و من فکر می کنم در حوزه موسیقی می تواند خدمات زیادی داشته باشد.
نی و قابلیت های آن (XI)

نی و قابلیت های آن (XI)

برای بررسی وضعیت انگشت گذاری روی نی به بررسی تک تک این حالات می پردازیم و نکته ای که می توان روی آن تمرکز کرد این است که با هر وضعیت انگشت گذاری قادر خواهیم بود ۴ صدای متفاوت در ۴ محدودۀ مختلف نی ایجاد کنیم. البته در برخی از محدوده های صوتی ممکن است محدودیت اجرایی برای تولید برخی اصوات وجود داشته باشد و یا اجرای شفاف و خوش صدای برخی فواصل به خصوص در محدودۀ پس غیث نیازمند تمرین های بسیار است.
نکته های پزشکی و روانشانسی، برای همه نوازندگان (I)

نکته های پزشکی و روانشانسی، برای همه نوازندگان (I)

بسیاری از نکات هستند که رعایت آنها در هنگام تمرینات تاثیر بسزایی در پیشرفت شما دارند. همانند یک نوازنده حرفه ای فکر کنید حتی اگر امروز شروع به یادگیری ساز نموده اید! نوازندگان حرفه ای بسیاری بوده اند که بدلیل عدم توجه به بدن و اعضای خود و تمرینات مداوم بعد از سالها دیگر نمیتوانند به نوازندگی ادامه دهند و دچار مشکلات حاد جسمی شده اند.
مستر کلاس های هومن خلعتبری برگزار می شود

مستر کلاس های هومن خلعتبری برگزار می شود

هومن خلعتبری، رهبر ارکستر و کر و پیانیست در تاریخ ۹ تا ۱۱ ژوئن امسال در لندن به برگزاری مستر کلاس اجراء و آواز برای ایرانیان می پردازد. قرار است این مستر کلاس ها در کشور های نزدیک ایران که نیاز به ویزا ندارد برگزار شود تا هنرجویان ایرانی بتوانند در این دوره شرکت کنند.
جین گالوی، همسر جیمز گالوی

جین گالوی، همسر جیمز گالوی

نوازنده بسیار توانای فلوت خانم جین گالوی (JEANNE GALWAY) به اجراهای درخشان خود روی سن های بین المللی ادامه می دهد. او یکی از بانوان مشهور تک نواز فلوت می باشد، خانم گالوی هنرمندی است که همواره روش ناب و جذاب خود را بر روی صحنه به تماشاگران عرضه می دارد. مسافرتهایش او را برای تک نوازی به همراه ارکسترهایی همچون شیکاگو، فیلادلفیا، سن پیتزبورگ، ستل، دنور و به بسیاری از شهرهای مهم ایالات متحده آمریکا برده است.