گفتگو با پندرسکی در مورد موسیقی آوانگارد (I)

کریستوف پندرسکی
کریستوف پندرسکی
یکی از مهمترین موسیقیدانان قرن بیستم که صاحب مکتبی در آهنگسازی به شمار می رود، پندرسکی است. او یکی از شاخصترین آهنگسازان آوانگارد جهان و یکی از مهمترین نمایندگان این تفکر در قرن بیستم بود. پندرسکی در سالهای گذشته تا حد زیادی سبک آهنگسازی خود را تغییر داده و به گفته خودش این تغییر سبک از تغییر نگاه او به موسیقی می آید. برای هواداران موسیقی آوانگارد، این تغییر مسیر او بسیار سئوال برانگیز بوده است.

پندرسکی در توضیح یکی از سی دی هایش می نویسد: “آوانگارد به فرد توهم جهانی بدون مرز می دهد.

جهان موسیقایی اشتوکهاوزن، نونو، بولز و کیج برای ما که آغشته به رئالیسم سوسیالیسم (هنر رسمی کشورهای شوروی) بودیم، یک رهایی بود.

یک دید و واقعیت جدید را به جهان باز میکرد. من خیلی سریع پی بردم که این تجارب جدید، بیشتر مخرب است تا سازنده من به تضاد کیفیت واقعی و نمای آن پی بردم، من با بازگشت به سنت از دام فرمالیسم آوانگارد رها شدم. ” (۱). پندرسکی در جایی دیگر می گوید: من میخواهم از گذشته الهام بگیرم و به میراثم نگاهی بیاندازم (۲) این پرسش آنقدر مهم است که در مصاحبه ای که در اصل با این موضوع شروع نشده، بیشتر مصاحبه را به خود اختصاص داده است (۳) که این بخشها را امروز می خوانید:
دوفی: آیا واقعا احساس میکنید، شما و آهنگسازان دیگر از تمام تواناییهای سازهای قدیمی استفاده کرده اید؟
پندرسکی:
البته من فقط میتوانم در مورد خودم صحبت کنم. چیزی که الان و طی ۳۰ سال گذشته میبینم، هیچ چیزی در جریان آوانگارد جلو نرفته (تغییر نکرده).

ما در دهه ۶۰ آنقدر قواعد موسیقی را شکستیم که من، به شخصه پرونده آنرا جمع کردم؛ برای اینکه دیدم نمیتوانم بیشتر از این کاری انجام دهم، بعد از قطعاتی مثل: فلورسنس (fluorecenses)، پلی مورفیا (polymorphia) و مرثیه ای برای قربانیان هیروشیما، هیچکس قطعاتی پیشروتر ننوشت؛ هیچ کس چیز جدید و تازه برای سازهای زهی ننوشت.

آیا شما آوانگارد را رها کرده اید و به سمت دیگری رفته اید؟
فکر کنم دورانی آمد که دیگر برای من آوانگارد تمام شد. من قطعات زیادی در دهه ۵۰ و اوایل ۶۰ نوشتم و به این نتیجه رسیدم که دیگر نمیتوانم جلوتر بروم.

من نمیخواستم خودم رو تکرار کنم؛ من میتوانستم ۱۰۰ تا مرثیه ای برای هیروشیما بنویسم، ولی نمیخواستم.

این قطعه مثل یک مثال برای دیگران است که ظرفیت (نهایت کار) را به دیگران نشان می دهد. البته، خیلی از آهنگسازان سعی در انجام کاری مشابه کردند، ولی خب همانطور که گفتم یک سری محدودیتها هست که نمیتوان از آن گذشت.

آیا شما خوشحالید که این قطعات بعد ۲۰-۳۰ سال هنوز اجرا می شوند؟
بله، البته، من خودم این قطعات را رهبری میکنم. ولی بعد از گذشت بیش از ۴۰ سال، هنوز هم موسیقی بسیار مشکلی برای موسیقیدانان هستند.

پی نوشت
۱- Penderecki,orchestral works,vol. 1conducted by Antoni Wit,Naxos
۲- Antes Orga,Krzystof penderecki music and musicians 22 no. 2(October 1973),39
۳- مصاحبه بروس دوفی با پندرسکی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (VI)

برخی از نویسندگان از دگره ای استفاده می کنند که در آن اعداد مختلفی، بسته به برخی از ویژگی های ساز یا رویداد، ممکن است در فواصل زمانی ظاهر شوند: حجم صدای آن، نوع زخمه زنی، یا دیرش آن. برای مثال، برآون دامنه ی رویداد های نت را به وسیله ی دیرش زمانی سنجش می کند (Brown 1993)، که ممکن است هنگام تلاش برای کشف خودکار وزن مفید باشد. در این طرح، ریتم ایو عبارتست از:

موسیقی شناسی فمنیستی (I)

در دوران معاصر بحث حقوق زنان در جوامع و پرداختن به ارزشهای زنان از جایگاه ویژه ای در می ان صاحب نظران و انسان شناسان برخوردار است. در طول تاریخ در راستای برابر سازی حقوق زنان و مردان تلاشهای بسیاری شده است. این تلاشها صرفا در زمینه حقوق اجتماعی و شغل و پوشش و… نبوده بلکه یکی از این شاخه ها برابری در زمینه هنر است. چیزی که امروزه در غرب همچنان با آن مواجه هستیم و آن استفاده ابزاری از زن برای جذب مخاطب در آثار هنریست، از نقاشی و مجسمه سازی تا سینما و موسیقی. بر خلاف تبلیغ سیستم های غربی در زمینه برابری جنسیتی زن و مرد در عمل مشاهده می کنیم که هیچ برابری حتی در صحبت های برخی فیلسوفان تاریخ غرب برای زن و مرد در نظر گرفته نشده و گاها حتی زن را عاری از نبوغ و شعور آفرینش اثر هنری می دانستند. بحث بسیار گسترده و طولانیست اما در این مقاله با استفاده از چند نوشتار مشهور در زمینه موسیقی شناسی سعی کردیم تا حدودی به این موضوع مهم در زمینه هنر و مخصوصا موسیقی بپردازیم.

از روزهای گذشته…

افسانه ۱۹۰۰

افسانه ۱۹۰۰

فیلم داستان زندگی مردی است که هیچگاه پا روی خشکی نگذاشته و همواره در یک کشتی تا هنگام مرگ زندگی می کند و پیانو می نوازد.
چرا تنظیم مجدد؟

چرا تنظیم مجدد؟

۲۵ بهمن ماه گروه موسیقی ژوله به سرپرستی نیما گوران در تالار پژوهشکده فرهنگ و هنر به روی صحنه رفت. آثاری که در این کنسرت به اجرا رسید از ساخته های دو تن از آهنگسازان برجسته موسیقی کلاسیک ایرانی، زنده یاد فرامرز پایور و مهرداد دلنوازی بود.
تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VII)

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VII)

نخچیرگان به مجموع الحان سی گانه ی باربد شامل می شد. باربد آفریننده ترانه های نوروزی نیز به شمار می رود. از این ترانه ها می توان به فرخ روز، سروستان، ارغنون، لبینا اشاره کرد. آثار باربد را موسیقیدانان قرون بعدی چون شعبه، جنس، آوازه، و شاخه های مهم مقام ها توضیح و توصیف کرده اند، عبدالقادر مراغه ای در مقاصد الالحان ماهیت تاریخی و موسیقی لحن و آثار باربد را خاطرنشان نموده و آن را زمینه دوره اول تشکیل مقام ها شمرده است.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (XI)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (XI)

این راپسودی که به صورت تم و واریاسیون برای پیانو و ارکستر نوشته شده، مبتنی است بر کاپریچیوی معروف “نیکولو پاگانینی”، چهره ای غول آسا در نوازندگی ویولن و آهنگساز ایتالیائی که در سال ۱۹۳۴ به اتمام رسید. پیش از راخمانینوف، “یوهانس برامس” و “فرانتس لیست” هم بر روی همین تم پاگانینی واریاسیونهائی ساخته بودند و راخمانینوف نیز در راپسودی خود از ایده آنها بهره برده است.
چوب، عاملی ارزشمند برای ساخت سازها (II)

چوب، عاملی ارزشمند برای ساخت سازها (II)

در این میان هنرمندان، صنعتگران و سایر اقشار متقاضی این ماده اولیه، دچار مشکلات عدیده ای هستند.به طور مثال هنرمندان و سازندگان ادوات موسیقی که مشخصا در گروه تولید کنندگان سازهای چوبی هستند، نابسامانی واتلاف این ماده مورد نیاز را بیشتر لمس کرده و متاسفانه در بعضی از مواقع راهی به جز استفاده از همین کیفیت نا مطلوب برایشان فراهم نمی شود،البته تعجب آور است که گاهی همین چوب نامناسب نیز یافت نمی شود.
نگاهی به اپرای عاشورا (III)

نگاهی به اپرای عاشورا (III)

با ترمولو های زهی ها و رنگ آمیزی بادی چوبی ها فضای شبی خوف انگیز را ترسیم میکند، همسر شمر در این پرده که در آواز دشتی به همراه شارح داستان، محتشم کاشانی میخواند “… بیا ای شمر بد گوهر بشو آسوده امشب را زمانی بر سر بستر” شمر بدون توجه به صدای همسرش با خود میگوید “نمیدانم شوم فردا به میدان ستم کشته و یا قالب شوم آنگه بر این شاه ملک لشکر…” حرکتهای خارج از گام ارکستر بر روی صدای خواننده نقش شمر، تشویش و اضطراب شیطانی وجود او را که همچون آتش زبانه میکشد را به خوبی به شنونده القا میکند.
نوازندگان تنبک دراواخر عصر قاجار (V)

نوازندگان تنبک دراواخر عصر قاجار (V)

حبیب کاشی – خواننده باسلیقه و تنبک نواز ماهری بود که تصنیف و اشعار ضربی بسیار در حفظ داشت. او در زورخانه ای که پهلوان اکبر خراسانی در محله پاچنار تهران دائر کرده و در آن ورزش میکرد تنبک می نواخت و بین همکاران خود استاد شناخته می شد و در حدود سال ۱۳۱۵ شمسی در حدود هفتاد سالگی درگذشت.
رسول صادقی: تمامی دستاوردها را در اختیار همه قرار داده ام

رسول صادقی: تمامی دستاوردها را در اختیار همه قرار داده ام

در فلوت برنجی، به راحتی می شود سری فلوت را با سری نی جابجا کرد و یک فلوت خاص موسیقی ایرانی با فواصل موسیقایی ایرانی در اختیار داشت که تمامی رجیستر های صدایی نی را در اختیار دارد و حتی در پس غیث بهتر از نی عمل می کند البته اتصال سری فلوت به نی برنجی هم قوانینی دارد که بایستی رعایت شود و محل دمیدن آن دقیقا از لبه نی هست و نی از بالا حدود دو سانت افزایش یافته و بسته می شود و گره اول نی بزرگتر و ملایم تر گرفته می شود، همچنین فوتکی برای نی طراحی کرده بودم که صداهای اوج و غیث با آن به راحتی و مانند نی لبک قابل اجرا بود و می شود در آموزش نی برای کودکان نیز از آن بهره برد.
پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (VI)

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (VI)

آهنگساز باید آزادی کامل داشته باشد که به هر نوع استیل و تکنیکی که می خواهد کار کند. در موسیقی معاصر ایران باید بگذاریم که صدها و هزاران گل شکفته شود. ابتدا توضیحی راجع به سیستم می‌دهم.
فضای اجرای موسیقی ایرانی باید صمیمی باشد (II)

فضای اجرای موسیقی ایرانی باید صمیمی باشد (II)

در اغلب قطعاتی که ساخته یا بداهه نواخته‌ام، طرحی از موسیقی را در ذهن پرورانده‌ام که بی‌شباهت به طراحی فضا در معماری نمی‌دانمش؛ به این ترتیب که گویی قرار است شنونده‌ام را از فضاهایی با اندازه‌ها و فرم‌ها و رنگ‌های مختلف عبور دهم. نگاه دیگری را هم در این کار تجربه کرده‌ام؛ این‌که موسیقی‌ای را که می‌سازم، مثل یک قطعه فیلم از اجراکنندگانش در یک فضای معماری خاصْ ببینم. مثلاً اخیراً برای یک مجموعۀ ادبی موسیقی ساخته و نواختم که برگزیده‌ای از نثر احمد غزالی و عمدتاً از کتاب «سوانح العشّاق» اوست و بنا بود بین متن‌هایی که با صدای مصحّح آثار غزالی ضبط شده بود، با قطعاتِ موسیقی کوتاهی فاصله‌گذاری شود.