Pachelbel – Canon in D

Johann Pachelbel 1653 - 1706
Johann Pachelbel 1653 - 1706
جان پچلبل – متولد نورنبرگ آلمان – مدرس موسیقی، آهنگساز و نوازنده ارگ دوران باروک است که در دوران زندگی خود توانست هنر نوازندگی ارگ را به بالاترین نقطه خود برساند.

وی در مدت زندگی قطعات بسیار زیاد موسیقی تصنیف کرد که در این میان انواع موسیقی روحانی سهم خاصی را دارند. او همچنین سهم به سزایی در پرورش و توسعه فرمهایی مانند پرلود و فوگ در دوران باروک دارد.

از ویژگی های کارهای پچلبل می توان به صراحت و شفافیت، چندصدایی بودن، جدا بودن هارمونی و ملودی، نبود پیچیدگی و … در موسیقی او اشاره کرد. مجموع این ویژگیها و خصوصیات فردی این موسیقیدان باروک باعث شده بود تا در دوران تدریس موسیقی، همواره تعداد بسیاری زیادی از شاگردان علاقمند به موسیقی در سر کلاسهای او حاضر باشند.

با این وجود آنکه این موسیقیدان دوران باروک میانی (۱۶۵۴-۱۷۰۷) از جمله معلم های یوهان سباستین باخ نیز بود، اما تاثیر قابل ملاحظه ای از سبک او بر روی کارهای یوهان سباستین باخ که یک آهنگساز اواخر باروک ( ۱۶۸۵-۱۷۵۰) محسوب می شود، نمی توان مشاهده کرد.

Canon در ر ماژو (Canon in D) از معروف ترین قطعات پچلبل برای کلیسا است که امروزه همه علاقمندان به موسیقی کلاسیک با آن کاملآ آشنا هستند.

audio file Canon in D

Canon in D – Johann Pachelbel
لغت Canon ریشه ای یونانی دارد و به معنای قانون و قاعده بکار برده می شود، اما در موسیقی نوعی از موسیقی چند صدایی است که در آن برخی از خطوط ملودی با فاصله های زمانی (تاخیر) اقدام به اجرای کمابیش مشابه یک خط اصلی می کنند.

در این فرم از موسیقی، ملودی اصلی که دیگران آنرا دنبال می کنند ملودی رهبر (Leader) نامیده می شود و دیگر ملودی هایی که آنرا دنبال می کنند ملودی های بدلی یا تقلیدی (Imitative) نامیده می شوند.

Canon in D اثر جان پچلبل حوالی سال ۱۶۸۰ بعنوان یک موسیقی مجلسی برای سه ویولن و یک خط باس (مثلآ با اجرای کنترباس) تهیه شد اما از آنروز تا هم اکنون تنظیم های مختلفی از این قطعه برای انواع گروهای سازی و سازهای سولو تهیه شده است.

این قطعه در کنار Air on G باخ و Adagio in G Minor آلبینونی از جمله کارهای بسیار مشهور و زیبای دوران باروک محسوب می شود.

یک توالی آکورد زیبا
اگر به موسیقی دقت کنیم چنین توالی آکوردی را در آن مشاهده می کنیم که چندین بار در آن تکرار می شود :

D (I) – A (IV) – Bm (vi) – F#m (iii) – G (IV) – D (I) – G (IV) – A (V)

این توالی آکورد آنقدر زیبا است که بسیاری از موسیقیدانان کلاسیک مانند موتسارت، هایدن و … و حتی پاپ امروزی ازجمله Bee Gees ،Pet Shop Boys، Phil Collins و … در برخی کارهای خود از آن استفاده کرده اند.

audio file Yani : Canon in D

این Canon برای اولین بار در سال ۱۹۶۸ توسط یک گروه اسپانیایی بنام Pop Tops در ترانه ای با نام “O Lord, Why Lord” مورد استفاده قرار گرفت و هفته ها بعنوان یکی از بهترین ترانه ها هم در جداول موسیقی اسپانیا و هم در آمریکا مطرح بود.

audio file Joe Satriani : Canon in D

مارک ناپفلر (Mark Knopfler) نیز در ساخت ترانه Tunnel of Love در سال ۱۹۸۰ نیز از این قطعه زیبا ایده هارمونیک گرفته است.

hoasm.org, wikipedia.org, jan.ucc.nau.edu

30 دیدگاه

  • ناشناس
    ارسال شده در تیر ۱۱, ۱۳۸۵ در ۸:۱۳ ب.ظ

    به به چه نیکو :) قشنگ بید.

  • عبدالرضا
    ارسال شده در تیر ۱۱, ۱۳۸۵ در ۹:۵۱ ب.ظ

    سلام بسیار عالی بود بعد از مدتها مقاله ای کامل وعالی که هم خواندنی بود هم شنیدنی وهم یادگرفتنی …. البته سایت شما حرفه ای تراز ان است که من از ان انتقاد کنم اما مقاله هائی این چنینی که جنبه های اموزشی بیشتری دارد این اواخر جای خالیشان زیاد احساس می شود باز هم از زهمات بی منت شما ممنونم

  • Hamid
    ارسال شده در تیر ۱۱, ۱۳۸۵ در ۱۰:۳۲ ب.ظ

    ما نفهمیدیم این بالاخره پاخلبل تلفظ میشه، پاشلبل یا پاچلبل؟؟؟؟

  • نیکو رحمانی
    ارسال شده در تیر ۱۲, ۱۳۸۵ در ۱۰:۵۲ ق.ظ

    سلام، از مقاله تون ممنون من از خواننده های چند ماهه شما هستم و تا حالا خیلی علاقه ای به کامنت گذاشتن نداشتم. اما نظر به علاقه ای که به این سایت پیدا کردم باید یک نکته رو بگم. اخیرآ می بینم سر تلفظ لغت های خارجی بحث میشه!! من مترجمی زبان خوندم و کارم هم همینه تلفظ و نوشتار لغات خارجی بخصوص اگر اسم باشه در زبانهای مختلف گوناگون هست. همین نام کشور خودمون که خیلی هم ابهام نداره در آمریکا، انگلیس و کشورهای لاتین و عربی به گونه های مختلف تلفظ میشه حالا اینو بگیرید برید سراغ یک لغتی مثل pchelbel که حرف بی صدای مبهمی داره، شما ممکن ch اون رو خ یا چ یا حتی ش تلفظ کنید. چون این آقا آلمانی هست به احتمال زیاد در آلمان او رو پشلبل تلفظ می کنند. اما یقینآ در کشور های انگلیسی زبان چ تلفظ می شه و … ببخشید اگه جسارت کردم.

  • saeed1922
    ارسال شده در تیر ۱۲, ۱۳۸۵ در ۱۱:۴۹ ق.ظ

    بسیار جالب بود. لطفا در مورد toccata &fufue in d minor (bwv 565)اثر باخ که برای ارگ نوشته شده و آن هم از کارهای بسیار زیبا و مشهور است نیز مقاله ای تهیه کنید. متشکرم

  • Babak
    ارسال شده در تیر ۱۲, ۱۳۸۵ در ۱۲:۵۹ ب.ظ

    dar zabane english pakelbel talaffoz mishe

  • ناشناس
    ارسال شده در تیر ۱۲, ۱۳۸۵ در ۱:۰۰ ب.ظ

    lotfan dar morede gheteye concete italiayeye bach tozih dahid

  • ارسال شده در تیر ۱۲, ۱۳۸۵ در ۱:۲۴ ب.ظ

    سلام
    خیلی جالب بود دستتون درد نکنه !
    ______
    آقای رحمانی میشه یکم توضیح بدین چه درسی هست که تلفظ همه ی اسامی کشورهای جهان توش آموزش داده میشه ؟
    اون هم انقدر اشتباه
    تلفظ دقیق این کلمه پاخِلبل هست
    اصلاً اگر پاشل بل بود اونوقت باخ هم میشد باش !

  • Nico Rahmani
    ارسال شده در تیر ۱۲, ۱۳۸۵ در ۲:۲۱ ب.ظ

    دوست گرامی من نیکو هستم و آقا نیستم جالب هست که شما چنین تشخیصی ساده ای رو هم نمی تونید بدید. خوشحال شدم آدرس سایتتون رو گذاشتید، چون شناخت بهتری از شما بدست آوردم. بنده هم گفتم که اگر آلمانی بخواهید تلفظ کنید باید خ تلفظ کنید.

  • ارسال شده در تیر ۱۲, ۱۳۸۵ در ۴:۲۱ ب.ظ

    شما زبان شناسید یا روان شناس ؟
    سادهتر از این تشخیص ، تشخیص آدرس وبلاگ از آدرس سایت هست.
    شما گفتید که چون این آقا آلمانی هست به احتمال زیاد در آلمان او رو پشلبل تلفظ می کنند… یک نگاه به بالا بندازید لطفاً !
    در مورد اسم شما هم باید بگویم که تا قبل از این من این اسم رو فقط در کارتون هاچ زنبور عسل شنیده بودم و چون دوست دختر داشتن در ایران جایز نیست تلویزیون ایران وانمود میکرد که نیکو پسر هست و درین مورد حق با شما و تقصیر با تلویزیون ایران هست.

  • ارسال شده در تیر ۱۲, ۱۳۸۵ در ۱۰:۲۳ ب.ظ

    HEHE! hala har jur ke Pachelbel ro talaffoz
    konid, motmàennan esmesh “jan” talaffoz nemishe.
    esmesh yohan talaffoz mishe.

    TAVAJJOH TAVAJJOH!!! Pachelbel ostade “Johann Christoph Bach” budè, va na Johann Sebastian, ke baradere kuchektar è, va barakse chizi ke bala neveshte shode tàsire azimi dar musiqi johan sebastian dashte. az jomle dar fugue ha. Fuga dar zabane italiyayi be mànaye farar è, melodihayi ke hamdigaro tàqib mikonan.
    zemnan hich kodam az ejrahaye bala, original nistan.

  • امير
    ارسال شده در تیر ۱۳, ۱۳۸۵ در ۸:۵۵ ق.ظ

    من چند ماهه که دارم این سایت رو میخونم. تقریبا هر روز. اما این چند وقت اخیر قسمت نظرات بیشتر به میدان جنگ تبدیل شده که هر کسی میخواد یکی دیگه رو بکوبه. این واقعا باعث تاسفه. فضا رو آلوده میکنه.
    من تلفظ این اسم رو از چند نفر آلمانی پرسیدم. اونها این اسم رو “یوهان پاخلبل” تلفظ میکنن. اما تلفظ این اسم در انگلیسی همان پچلبل است.

    پی نوشت.
    -دوست خوبم ORFEO از توضیحاتت ممنونم.
    -یک نمونه مشهور برای اسم نیکو هم خانم نیکو خردمند هنرمند و بازیگر قدیمی سینماست.

  • ناشناس
    ارسال شده در تیر ۱۳, ۱۳۸۵ در ۴:۱۹ ب.ظ

    irade ma irania hamin oghde haye shakhsimoone ke hamash mikhaim ba roo kam koni va kal kal va koobidane digari jobranesh konim, dalile badbakhti va aghab oftadegimoonam daghighan hamine

  • reza
    ارسال شده در تیر ۲۱, ۱۳۸۵ در ۱۰:۵۲ ب.ظ

    bebinid mohem talaffoze in esm nist mohem khodeshe ke ahangsaze bozorgi boode . badam mesle bacheha dava nakonid

  • roozbeh
    ارسال شده در تیر ۲۳, ۱۳۸۵ در ۹:۳۴ ب.ظ

    salam.vaghean matalebe in site dar sathe besyar balaee ast. az tamame doostane azizam ke zahmat mikeshan motshakeram

  • Aida
    ارسال شده در تیر ۲۹, ۱۳۸۵ در ۱۱:۵۰ ق.ظ

    ta jayi ke man midoonam too zabane Almani “CH” talaffozi dare mabeyne “SH” va “KH”. Dar natije zabnahayi ke in heja ro nadaran oono be shekli motafavet amma ta hadde momken nazdik be in heja talaffoz mikonan. Doroste hich kas nemige Bash( manzooram talaffoze)! Amma aksaran migan Bakh( bazam manzooram az neveshtane Bach be shekle Bakh, namayeshe talaffoze oone) pas Pachlebel ham dar Almani mese Bach talaffoz mishe va gheire Almani zabanha ham oono be sheklaye motafaveti talaffoz mikonan. Dar morede talaffoze esme koochike Johann Sebastian Bach bayad begam, esme avvale Bach yani Johann har jaye donya 1 joor talaffoz mishe, Almania migan Yohann Americayia o Englisia migan John, Faransavia migan Jeane, aslan farghi nemikone! Kheili az in esma daghighan yekie o talaffoze oon be khatere sharayete zabanie motafavet fargh mikone. Nemidoonam chera saresh da’va shode in hame!
    Dar zemn, manam jayi khoonde boodam ke Johann Sebastian Bach az Pachlebel kheili ta’sir gerefte!
    dar har soorat mamnoon az maghale!
    nemidoonam chera moddatiye Harmony Talk tabdil shode be meydoone jang, in az maghaleye Pachlebel, oonam az maghaleye John Williams!

  • محسن
    ارسال شده در تیر ۱۳, ۱۳۸۶ در ۹:۲۵ ب.ظ

    کسیاز این دعواهای مسخره ناراحت نشه.اصولا کامنت های مردم هر کشوری در حد و اندازه خودشان است یعنی اگر به تلفظ اسم این بنده خدا گیر میدیم به خاطر اینه که از تکنیک های اهنگسازی چیزی سر در نمی اریم تا به جای این دعواهای بیخودی بیایم مثلا نوع هارمونی پاخلبل پاچلبل پاشلبل پاخشبل پاشخبل پاچخبل را مورد بررسی قرار دهیم پس کسی ناراحت نشه این مرام ماست.

  • بی نام
    ارسال شده در دی ۲۲, ۱۳۸۶ در ۱۰:۵۶ ب.ظ

    سلام دوستان شما اینجا اقای رحمانی می شناسید که نوازنده پیانو باشه
    اگه هست معرفیش می کنین به من
    ممنون

  • ارسال شده در بهمن ۱۸, ۱۳۸۶ در ۵:۵۷ ب.ظ

    با تشکر فراوان از شما دوستان عزیز که در تهیه این سایت زیبا زحمت میکشید.
    اگر امکان دارد فرم موسیقی canon هم به سایت اضافه کنید یا اگر امکان دارد ان را برای من e-mail کنید.
    با تشکر

  • ارسال شده در بهمن ۲۸, ۱۳۸۶ در ۱۲:۵۱ ق.ظ

    این اثر یه شاهکار بزرگ بود وهست.از اینکه پرتو زیبایی این گونه اثار رو به قلب دیگران می تابونیدو با شخصیتی روحانی چون Pachelbel, Johann Christoph آشنا میکنید جدا سپاسگزارم
    اگه دلامونو صاف کنیم خواهیم دید جلوه ای از جمال خداوند بزرگ در اون پیداست.

  • سعید
    ارسال شده در فروردین ۸, ۱۳۸۷ در ۲:۵۲ ق.ظ

    هر چیزی انسان رو یاد مشابهت خودش میندازه ٍ این موسیقی زیبا انسان یاد خدا که جمال نامتناهی هست میندازه.

  • فراز
    ارسال شده در فروردین ۱۱, ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۰ ق.ظ

    سلام
    من پیانو میزنم.
    تازه به آهنگ canon in D رسیدم.گفتم چند بار گوش بدم گوشم آشنا بشه.اومدم دانلود کردم.
    ممنون

  • ارسال شده در آذر ۱۹, ۱۳۸۷ در ۶:۵۶ ب.ظ

    سلام من خودم ارگ می زنم و اولین بار با این آهنگ توی آهنگ های ارگم آشنا شدم خیلی آهنگ قشنگیه و من هم عاشق این آهنگم الان هم این آهنگ رو بلدم و خیلی وقت ها هم این رو می نوازم خیلی آهنگ زیباییه
    از مطلبت بسیار خوبتون هم متشکر

  • negar
    ارسال شده در خرداد ۷, ۱۳۸۸ در ۹:۵۸ ق.ظ

    بسیار عالی بود دوست عزیز!
    از این که افرادی رو پیدا میکنم که با هم حس مشترک داریم، خیلی خوشحالم!
    .
    موفق باشید…

  • عماد
    ارسال شده در تیر ۳۰, ۱۳۸۸ در ۲:۰۵ ب.ظ

    سلام . من پیانو می زنم و وقتی که تازه کار بودم و ارگ داشتم همش این آهنگ رو گوش می دادم و می رفتم توی آسمون ها . با خودم می گفتم ای کاش من یه روزی این آهنگ رو بزنم . من حالا می تونم این رو بنوازم . خیلی آهنگ زیابییه . آکورد فوق العاده ای داره و واقعاً به آدم حس می ده .
    هر کسی که می گه این آهنگ انسان رو به خدا نزدیک می کنه و جلوه ای از جمال خداوند رو نشون می ده راست گفته . تا نسخه ی اصلی آهنگ رو گوش ندید متوجه نمی شید .
    از مطلب شما دوست عزیز هم بسیار ممنون

  • ناشناس
    ارسال شده در اسفند ۵, ۱۳۹۲ در ۵:۰۴ ب.ظ

    چه جوری باید دانلود کرد

  • ناشناس
    ارسال شده در خرداد ۲۶, ۱۳۹۴ در ۳:۵۱ ب.ظ

    سلام من بیانو میزنم از این اهنک خیلی خوشم اومد جه طور باید دانلودش کنم?

  • ناشناس
    ارسال شده در خرداد ۲۶, ۱۳۹۴ در ۳:۵۴ ب.ظ

    اخ جون منم تو ارکم بیداش کردم😃😃

  • ارسال شده در آذر ۱۲, ۱۳۹۴ در ۳:۰۰ ب.ظ

    دمش گرم بااین ساز زدنش

  • محمد ايمن
    ارسال شده در آذر ۱۱, ۱۳۹۶ در ۱۲:۵۶ ب.ظ

    سلام خدمت دوستان

    اسامی خاص در زبانهای گوناگون تلفظی گوناگون دارند ، به نظرم برای ارتباطی واقعیتر با اسامی ، باید تعلق آنها را به کشور مورد نظر توجه کنیم . اگر باخ فرانسوی بود ، قطعا نامش را ژان سباستین باک میگفتیم ، چون اصالت فرانسوی اش حفظ شود اما حالا که آلمانیست ، او را یوهان زباستیان باخ خطاب می کنیم . روی همین اصل ، تلفظ نام آهنگساز مورد بحث دوستان هم به طور آلمانی اش یعنی پاخلبل خطاب میکنیم تا به واقعیت نزدیکتر باشد

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (IV)

صداقت‌کیش ادامه داد: در امر دراماتیک اما این گونه نیست و درون و بیرون با هم یکی می‌شوند. اگر اجازه دهید مثالی در مورد امر هنری بزنم. کسانی که تئاتر بازی می‌کنند رابطه‌شان با متن نمایشی درونی است. یعنی نمی‌توانیم این رابطه را به درونی و بیرونی تقسیم کنیم و بگوییم این شخصیت واقعا وجود دارد و آن شخصیت فقط روی صحنه وجود دارد، همه‌شان وجود دارند. بنابراین این نظام باید با یکدیگر یکی و ادغام شده باشد. اگر به موضوع دادن پول به فروشنده به عنوان یک کنش برگردم، نمی‌توانیم بگوییم الان بیرون این نظام ارتباطی هستیم و نظام داخلی آن با نظام بیرونی‌اش متفاوت است. اگر کسی هم از بیرون به این رویداد نگاه کند فقط در حال نگاه کردن به یک کنش است و مانند موضوع داستان نیست که نتواند داخل آن شود، او هم می‌تواند وارد این کنش شود و مرزی ندارد.

شهرام صارمی از مدیریت اجرایی جشنواره موسیقی فجر استعفا کرد

در پی استعفای اعتراض آمیز علی ترابی، شهرام صارمی مدیر اجرایی سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر، یک روز پس انتصاب مدیر جدید دفتر موسیقی وزارت ارشاد با انتشار نامه‌ای سرگشاده از سمت خود استعفا کرد.

از روزهای گذشته…

وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (I)

وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (I)

مساله‌ی انتخاب مواد و مصالح اولیه برای آهنگسازی یکی از دغدغه‌های موسیقی‌دانان ایرانی است که به موسیقی سمفونیک می‌پردازند. این موسیقی‌دانان چه در ایران کار کنند و چه خارج از آن با این چالش روبرو می‌شوند که چه عناصری را برای کار خودشان برگزینند. به طور معمول این دغدغه‌ای است که هر آهنگسازی ممکن است با آن مواجه شود، اما نزد ما معنایی فراتر از مکاشفه‌ای هنرمندانه برای یافتن آوایی نو نیز می‌تواند داشته باشد. معناهایی مانند: روبرو شدن با هویت‌مان تحت تاثیر تحمیلیِ «دیگری»، سازوکار دفاعی هویت‌گرا (که هر دو می‌توانند به گونه‌ای ژرف با سطوح مختلفی از حساسیت‌های ملی‌گرایانه ترکیب شود)، داشتن سبک و زبانی متمایز در موسیقی‌ سمفونیک، یا حتا به سادگی چون نمی‌توانیم جور دیگری تصنیف کنیم، که می‌توانند در مجموعه‌ای از علاقه‌مندی‌ها و گرایش‌های فنی نهان شوند.
مشکلات رایج رفتاری در گروه های موسیقی

مشکلات رایج رفتاری در گروه های موسیقی

اگر تجربه همکاری و یا نوازندگی با یک گروه موسیقی را داشته باشید، بدون شک متوجه مشکلات کاری موجود در این گروه ها شده اید. چرا که فعالیت در یک گروه موسیقی تحت هر عنوانی، کاری است بسیار جدی و تفاوتی با کار در یک شرک عادی را ندارد. بنابراین در درون یک گروه موسیقی نیز همانند یک شرکت مشکلات مخصوص به خود وجود خواهد داشت. در این مطلب به بررسی اجمالی چند مشکل رایج در این زمینه می پردازیم.
چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (III)

چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (III)

ایستگاه قیطریه: ماجرای نوازندگان ایستگاه قیطریه هم در نوع خود جالب است. خودبسندگی و سیستم کمابیش پیچیدهٔ نوازندگان این نقطهٔ شهر تهران تا آن‌جا پیش رفته بود که نوازنده‌ها، که به‌ندرت یک‌نفر بودند، گاه در نوبت می‌ماندند و بین خودشان وقت تعیین می‌کردند. این‌جا برخلاف متروی انقلاب نوازنده‌ها تنها قطعات بسیار شناخته‌شده را اجرا نمی‌کردند و به‌هیچ‌وجه به سبک‌هایی خاص محدود نبودند. از سه سال پیش که رفت‌و‌آمدم به این ایستگاه شروع شد، چندوچون این اجراها تفاوت‌های زیادی کرده است. اوّلین آن‌ها معمولاً دو نوازندهٔ گیتار بودند که بیرون فضای ایستگاه می‌ایستادند.
سلطانی: تفکر مینی مالیستی بیشتر در پی مطیع ساختن و فریفتن است تا متقاعد کردن

سلطانی: تفکر مینی مالیستی بیشتر در پی مطیع ساختن و فریفتن است تا متقاعد کردن

پیمان سلطانی، آهنگ ساز، رهبر ارکستر، نوازنده، منتقد و نویسنده؛ از معدود موسیقی دانانی است که توانسته پیوند مناسبی بین موسیقی و هستی شناسی ایجاد کند. گفته ها و نوشته های فلسفی- موسیقایی او همیشه بحث برانگیز بوده و نگاه او به مدرنیته و نوآوری در موسیقی نیز پرسش های فراوانی را در پی داشته است.
صادقی: نوری از ابتذال گریزان بود

صادقی: نوری از ابتذال گریزان بود

نهم مرداد ماه سال ۱۳۸۹ ما پشت در بیمارستان جم… بنده و چند نفر از شاگردان استاد، خبر فوت ایشان را شنیدیم و البته شب خیلی تلخی برایمان بود؛ آن شب غم انگیز که همراه با خبر این ضایعه بزرگ برای جامعه موسیقی ایران بود، به منزل استاد رفتیم، برای عرض تسلیت به همسر ایشان. از فردای آن روز تلاش کرده بودیم که مراسم با شکوهی را برای بدرقه ایشان محیا کنیم البته به کمک خانه موسیقی ایران، استاد محمد سریر، جناب گنجی و دیگر دوستانشان و همینطور بدرقه بسیار خوب ملت هنر پرور که حضورشان، بسیار مراسم را با شکوه کرده بود. جناب محمد نوری فقط یک نام نبوده اند، چه از نظر شخصیت فردی و اجتماعی چه هویت هنری؛ ایشان در سال های دور هم به ابتذال رایج در آن دوران نمی پرداخته اند و همیشه با استفاده از مضامین بسیار پر محتوا از بهترین شعرا زمان خودشان و همکاری با بهترین آهنگسازان دوره خودشان، سعی می کرده اند که آثاری را درست بکنند که جاودان و ماندگار شود و چیزی نزدیک به ۵ دهه این موسیقی زمزمه بشود.
وکیلی: باید طبقه بندی مکاتب را با دقت بیشتری بررسی کرد

وکیلی: باید طبقه بندی مکاتب را با دقت بیشتری بررسی کرد

معرفی مکتب های آوازی در موسیقی دستگاهی ایران، یکی از شایع ترین روش های دسته بندی در آموزش آواز ایرانی است که در سالهای اخیر با به دست آمدن بخشی از صفحه های گرامافون کمتر شنیده شده از دوره قاجار و همچنین اسناد مکتوب گردآوری شده از آن دوره، دچار چالش های جدی شده است.
روش سوزوکی (قسمت چهل و ششم)

روش سوزوکی (قسمت چهل و ششم)

کنسرت های فورت ونگلر، رهبر ارکستر فیلارمونیک برلین را بارها شنیدم… هنوز اجرایش را به یاد دارم. اجرای موسیقی شوئنبرگ پله‌ آس و ملیزان (Pellacs and Melizamele) که تحسین مرا بی نهایت بر می‌انگیخت… ولی از تمام این اجراها اجرای موسیقی مجلسی موتسارت بود که در عمق وجودم رخنه کرده بود و آن اجرائی بود که من در آکادمی سینک (Akademic)، شبی از کوارتت کلینگر شنیدم. وقتی که کوارتت کلارینت KV581 به صدا درآمد و در فضا پخش شد، در درونم حسی عجیب و غیرقابل توصیف بوجود آمد، حسی که هرگز نظیر آن در درون من به وقوع نپیوسته بود… به ناگاه دچار حالت روحی عجیبی شدم حالتی که مثل اینکه دست هایم قادر به حرکت نبودند.
راک کلاسیک-قسمت اول

راک کلاسیک-قسمت اول

راک کلاسیک Classic rock در اصل به عنوان یک قالب برای برنامه ریزی ایستگاههای رادیویی به وجود آمد که از قالب موسیقی راک آلبومی یا AOR- قالبی دیگر برای انتخاب و دسته بندی موسیقی در رادیو بر اساس انتخاب موسیقی از آلبومهای استودیویی راک در اوایل دهه ۸۰- گرفته شده بود. این قالب موسیقی راک در ایالات متحده شامل مجموعه ترانه های بسیار اما محدودی است که از سالهای ۶۰ تا بیشتر دهه ۸۰ را دربر میگیرد و بیشترین تاکید آن بر ترانه های بسیار موفق قدیمی تر از هنرمندانی است که به طور کلی به “دوران راک کلاسیک” مربوط هستند.
گریگوریان: حضوری دربرگیرنده (II)

گریگوریان: حضوری دربرگیرنده (II)

درباره فرهنگ ارمنی از گریگوریان سئوال میکنم. خیلی حرف میزنم. درباره ویژگی های آن میپرسم، درباره خط مشترکی که در شکل های مختلف فرهنگ و هنر ارامنه وجود دارد، درباره استحکام شخصیت فرهنگی ارامنه، در مورد پایگاهش، تاثیراتی که گرفته است، تاثیراتی که داشته است و چیزهای دیگر. اما تمام اینها از آن رشته سئوال هایی است که گریگوریان در پاسخ آن، حرف خودش را می زند:
علوانی فقط یک آواز نیست (III)

علوانی فقط یک آواز نیست (III)

پس در چنین وضعی مردی از روستای برومی از توابع اهواز از خانواده شعر دوست و با فرهنگ و از طبقه فقیر در سال «۱۲۷۷ هجری» بنام «علوان الشویع» به دنیا می آید. (۷) تا بتواند بخش کوچکی از این فرهنگ را از خطر نابودی حفظ کند.