نگاهی به اپرای مولوی (XVI)

پرده دهم

پرده دهم که «یاران جاهل» نام دارد، با آکورد خوف انگیز زهی ها در بخش بم آغاز شده و به افه های تکنیکی پیکولو میرسد. حرکت خاص پیکولو در این لحظه، نمایانگر نحوست فضاست؛ همانطور که در اپرای عاشورا نیز عبدی برای تداعی چنین فضایی از این تکنیک استفاده کرده است. در صحنه می بینیم که یاران و مریدان سابق مولانا، هنوز مشغول نصیحت اویند و امید تغییر در او و دست کشیدنش از شمس را در سر دارند.

مرید پیشین که در این اپرا، پیرمردی متعصب است به مولانا می گوید: «آتش تو قصد مردم می‌کند نار کز وی زاد بر مردم زند» و مولانا در پاسخ او با بی اعتنایی می گوید: «عاشقم من بر فن دیوانگی سیرم از فرهنگی و فرزانگی»؛ انتخاب نوع گردش ملودی در فضای دستگاه نوا در این سئوال و جواب به صورتی انجام گرفته که شنونده حتی بدون دیدن صحنه نمایش هم می تواند حدس بزند که روی مولانا به سمتی دیگر است و روی پیرمرد به سمت اوست.

باز پیرمرد از بی اعتنایی او نا امید نشده و می خواند: «از یک اندیشه که آید در درون، صد جهان گردد به یک دم سرنگون» مولانا جواب او را این بار تند تر می دهد: «شرح می‌خواهد بیان این سخن لیک می‌ترسم ز اَفهام کهن. فهم‌های کهنه‌ی کوته‌نظر صد خیال بَد در آرد در فِکَر».

این حرکت رو به جلو مولانا و تندی در پاسخ، آهنگساز را به حرکت به سمت درجه پنجم شاهد وامیدارد که در نظام ردیف موسیقی دستگاهی به نام گوشه «نهفت» شناخته می شود.

پیرمرد با شنیدن این سخن مولانا کمی عقب نشینی می کند و باز به نرمی نصیحتش را ادامه می دهد: «طبع طاووس است و وسواست کند، دم زند تا از مقامت بر کند»؛ در اینجا عبدی برای نشان دادن نرمی در کلام آن ناصح، ایست را دو پرده از شاهد نوا پایین تر می آورد، آنجا که نوا به ابوعطا تبدیل می شود.

با این سخن، مولانا به خروش می آید و اینبار مستقیما
پیرمرد را به اتمام این نصیحت بی نتیجه دعوت می کند: «آه ای ناصح خمش کن چند پند، پند کم ده زانکه بس سخت است پند، سخت تر شد بند من از پند تو، عشق را نشناخت دانشمند تو». باز این جمله در نهفت خوانده می شود در حالی که ارکستر به شکل با شکوهی حمایت کننده آواز است.

پیرمرد سکوت کرده و یکی دیگر از مریدان پیشین مولانا، پیش می آید: «بادِ سوزان است این آتش بدان، پرتو آتش بُوَد نه عین آن» برای آواز این بخش کیوان فرزین در نظر گرفته شده است که رنگ صدایی او یکی از انتخاب های مناسب در پرده های مختلف این اپرا بوده است.



بهروز غریب پور همانقدر که در انتخاب استادانه ابیات این اپرا وقت و وسواس نشان داده است، در انتخاب خوانندگان و تطبیق کاراکترها با رنگ های صوتی نیز، در کنار آهنگساز همت داشته است؛ به گونه ای که اگر انتخاب بیشتری هم در میان خوانندگان داشت، احتمالا بهترین انتخابهایش برای ایفای این نقشها، همین هنرمندان بودند.

1 فکر می‌کنند “نگاهی به اپرای مولوی (XVI)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.