آوای موسیقی از یک پل

جوزف برتولوتزی
جوزف برتولوتزی
روز سه شنبه ۱۸ جولای، یک آهنگساز اهل بیکن Beacon با استفاده از یک کامپیوتر دستی و پل واقع بر رود هادسن Hudson River نیویورک به ضبط صداهای حاصل از ضربه چکش بر بدنه پل پرداخت.

یک متخصص صدابرداری و گروهی چهارنفره از مسئولان حفظ و نگهداری پل نیویورک به این آهنگساز که جوزف برتولوتزی Joseph Bertolozzi نام دارد کمک کردند تا بتواند ادعای خود را مبنی بر تبدیل کردن پل به یک ساز کوبه ای عظیم و استفاده از آن در جشن سال ۲۰۰۹ رود هادسن، عملی کند.

۱۴۴″طناب” این شاهراه معلق را که روزانه ۴۰٫۰۰۰ اتوموبیل از روی آن میگذرد، بر روی رودخانه نگه داشته اند و روز سه شنبه ۱۶ عدد از آنها برای نصب میکروفونهایی به کار رفت که برتولوتزی شخصا به کار نصب آنها نظارت داشت. میکروفونها نزدیک انتهای هر یک از این طنابهای ۱۵۰ پایی (حدود ۴۶ متر) که در واقع از فولاد ساخته شده اند، نصب شده اند. در ابتدا هر میکروفون در میانه طنابهای معلق نصب شده بود اما این محل بعدا تغییر کرد زیرا ارتفاع در این کار عاملی ضروری نبود. این میکروفونها طوری طراحی شده اند که تنها لرزش را ضبط کنند و سر و صدای ناشی از ترافیک را حذف نمایند.

امروز (چهارشنبه ۱۹ جولای) برتولوتزی به اتفاق ران کانکه Ron Kuhnke صدابردار و مسئولان پل با تجهیزات ضبط و سازهای کوبه ای به این مکان باز میگردند. آنها از ارتفاع ۱۳۵ پایی (۴۱ متری) به سمت پایین فرود می آیند تا به پایه پل برسند. برتولوتزی امیدوار است که در سال ۲۰۰۹ با گروهی ۱۶ نفره از نوازندگان سازهای کوبه ای به این محل بیاید و در واقع باقی سازها را به کنار این “ساز” عظیم آورده و به سه مناسبت مرتبط با رود هادسن، به نواختن بپردازد. این مناسبتها عبارتند از: چهارصدمین سالگرد عبور هنری هادسن Henry Hudson دریانورد انگلیسی از این رود، که بعدها به نام او شناخته شد، دویستمین سالگرد عبور اولین کشتی بخار ساخته رابرت فالتن Robert Fulton از رود هادسن و همچنین چهارصدمین سال کشف دریاچه شمپلین Champlain توسط کاشف فرانسوی ساموئل دو شمپلین.

این سه مناسبت همه در سال ۲۰۰۹ و تحت نظر کمیته جشن چهارصدمین سال هادسن-فالتن- شمپلین، جشن گرفته میشوند. ستاد این کمیته در آلبانی (مرکز ایالت نیویورک) قرار دارد و رویدادهای جالب این فستیوال در مسیر شهر نیویورک تا آلبانی برقرار خواهند بود. برتولوتزی قصد دارد که مردم، رویداد مربوط به او را از طریق بلندگوها و صفحه های نمایش ویدیویی در پارک واریاس Waryas واقع در شهر پوکیپسی Poughkeepsie در میانه راه نیویورک و آلبانی مشاهده کنند.

برتولوتزی با در کنار هم قرار دادن قطعاتی از مجموعه اصوات پل که در این هفته جمع آوری کرده است، یک قطعه موسیقی خواهد ساخت و از این قطعه برای افزودن به تراکم سازی برنامه سال ۲۰۰۹ خود استفاده خواهد نمود.

باربارا فراتیانی Barbara Fratianni مدیر اجرایی پروژه چهارصدمین سال هادسن-فالتن- شمپلین، که در رابطه با پیشنهاد برتولوتزی با او در تماس بوده است میگوید:” ما هنوز باید صبر کنیم و ببینیم [نتیجه چه میشود] ، اما من از اینکه آقای برتولوتزی به این کار دست زده و به دنبال دست یافتن به رویای خود است، بسیار خوشحالم. ما مشتاقانه منتظر نتیجه هستیم”

دنیس هاینز Dennis Haines که در بخش نگهداری پل کار میکند، در درون یک سبد بزرگ قرار گرفت و تا ارتفاع ۷۵ پایی (حدود ۲۳ متر) از روی پل بالا برده شد. او در آنجا با یک پتک ضرباتی بر طناب معلق فرود آورد.آن پایین، برتولوتزی در پیاده روی جنوبی پل ایستاده بود و با یک گوشی به صوت ایجاد شده گوش میداد. این صدا چیزی شبیه صدای قدم زدن دارت ویدر Darth Vader، مظهر شر در فیلمهای جنگهای ستاره ای Star Wars درون یک غار بود.

دو جلسه ضبط صدای برتولوتزی بر روی پل ۳۰۰۰ پایی (۹۱۵ متری) هادسن که در سال ۱۹۳۰ با هزینه ۵٫۹ میلیون دلار ساخته شده است، شامل ضربه هایی بر نرده های دورتا دور، سیمهای حفاظ، محورها، شبکه های فولادی و تیرهای حمال نیز بود. به گفته او :” واقعا کار نشاط آور و بسیار مفرحی است. عالی است. اصلا زندگی همین است”

عملیات برتولوتزی، علی رغم حرکات رقص مانندش مورد توجه سرنشینان اتوموبیلها واقع نشد و ظاهرا تنها برای چند موتور سوار و رهگذران اندک این جذابیت داشته است. اما همه، نه تنها کار او را ستایش کرده اند بلکه از همکاری مقامات برای انجام چنین پروژه بلندپروازانه ای، بسیار متعجب شده اند. مارک شیدی Mark Sheedy، سخنگوی مقامات مربوطه گفته است: “این تقریبا همان چیزی است که انتظار دیدنش را داشتیم، اما مهم این نیست که چه میبینیم، بلکه آنچه میشنویم مهم است”

www.poughkeepsiejournal.com

2 دیدگاه

  • vahid
    ارسال شده در تیر ۲۸, ۱۳۸۵ در ۶:۵۰ ب.ظ

    kheily jaleb bood mersi

  • ارسال شده در تیر ۳۰, ۱۳۸۵ در ۳:۵۹ ب.ظ

    ba salam va arze khaste nabshid lotfan az johnny cash ham matlab benevisid
    mamnoon

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مرور آلبوم «باغ بی برگی»

زبان اصالت برای مدرنیست‌ها یا آهنگسازان «موسیقی معاصر» ما معادل منطق زبانی است. عمدتاً گنجینه‌ی از پیش موجود دستگاهی را می‌کاوند تا بخشی از منطقش را در بستری آشنازدایی‌شده به‌کارگیرند و موسیقی به‌راستی پیشرو بیافرینند. برای بعضی (که بیشتر در خارج از ایران کار و زندگی می‌کنند) همین برداشت ماده‌ی اولیه کافی است. ماده‌ای که برداشته‌اند یا منطقی که ترکیب کرده‌اند به‌قدر کافی ناآشنا هست که «مدرن» بنماید. اما برخی دیگر از این پله فراتر می‌روند. درک و جذب منطق زبانی و توان تکلم با آن ولو با کلماتی که از آنِ همان زبان نیست، هدفشان می‌شود (گرچه گاه ناخودآگاه). آنها در پی چیرگی نوآورانه بر منطق کهن و تصعید آن به جهانی نو هستند.

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (XIII)

به همین ترتیب مثال های زیر را مشاهده کنید و سعی کنید جملات تاثیر گرفته از ردیف را مقایسه کنید. قطعۀ «پیش درآمد نغمه» در دستگاه چهارگاه و گوشۀ زنگ شتر از ردیف میرزا عبدالله.

از روزهای گذشته…

با هنر مینیمال آشنا شویم

با هنر مینیمال آشنا شویم

هنر مینیمال شاخه ای از هنرهای مختلف – بخصوص نقاشی و موسیقی – است که حدودآ از دهه ۱۹۶۰ بطور رسمی پای به عرصه هستی نهاد.در این سبک هنری، المانهای سازنده اثر تا حد ممکن به سمت المانهای پایه ای تنزل پیدا میکنند.در نظر داریم راجع به این سبک هنری در موسیقی صحبتی داشته باشیم اما برای درک بهتر، پیش از بحث ورود به بحث موسیقی، نگاهی داریم به این موضوع در سایر رشته های هنری.
گفتگو با آرش محافظ (III)

گفتگو با آرش محافظ (III)

سیستم دستگاهی با سیستم مقامی تناقضی ندارد. سیستم دستگاهی جدید است و ربطی به تیموری و صفوی ندارد. یک چیزی بین اواخر صفوی قرن هجدهم دوره زندیه و اوایل قاجار است. بین قرن ۱۸ و ۱۹٫ شما هر تقسیم از هر استادی گوش کنید کوتاه و نهایتاً ۵دقیقه است. در آن نهایتا ۲ ،۳ دقیقه‌ی اول فقط مقام اصلی است و بقیه مدگردی است. هنر موزیسین مقام‌شناس این است که بعد از آن می‌خواهد چکار کند. در ایران هم همینطور بوده اما بعد از اواخر صفوی که دربار سلیقه‌ی نازلی داشته و بعد از سقوط اصفهان و حمله‌ی افاغنه، ظهور دربار زندی با موسیقی نازل‌تر، بخش بزرگی از رپورتوآر آهنگسازی از بین می‌رود. قطعه‌ها فراموش شدند. آنقدر وضع اجتماعی خراب بوده و عرضه و تقاضای موسیقایی به هم ریخته بوده که منتقل نشده. وقتی تا این حد موسیقی تحت انحطاط بوده که از صدها قطعه حتی یکی به دوره‌ی بعد منتقل نشده، مسلماً خیلی از مقام‌ها و ریتم‌ها از بین رفته است. به‌نظر می‌رسد با این ضربه‌ی وحشتناک یکسری موزیسین به این نتیجه می‌رسند که دوباره هرچه مانده را سازماندهی کنند تا از بین نرود. به‌نظر دستگاه اینگونه شکل گرفته که چند مقام همگن‌تر را چیده‌ و مجموعه‌ی جدیدی ایجاد کرده‌اند.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XVIII)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XVIII)

یک نکته اخلاقی را در جدال کلامی یادآور می شوم، یکی اینکه “قضاوت موردی” در مورد اشخاص حقیقی یک نقد را غیر قابل استناد میکند.
چه کار کنیم که او به ایران نیاید! (III)

چه کار کنیم که او به ایران نیاید! (III)

من فکر می‌کنم که بچه‌ها خیلی زیادند و خیلی هم مثبت هستند. نه همه، ولی تعداد زیادی از آنها. مثلاً ارکستری مثل «پارسیان» که حدود ۲۵ نفرند، یکدفعه تصمیم گرفتند دوهزار کیلومتر پرواز کنند، با پول خودشان هزینه‌ی هتل را بپردازند و به استانبول بیآیند، که فقط من با آنها کار کنم. نه کنسرت، نه ضبط! چون من خودم آنجا کنسرت داشتم. هر روز من سه ساعت تمرین‌های خودم را داشتم بعد پنج یا شش ساعت بدون خستگی می‌آمدند که کار کنیم. فقط برای اینکه یاد بگیرند. اینها هم ایرانی هستند.
Speak Softly Love

Speak Softly Love

نینو روتا (Nino Rota) در سال ۱۹۱۱ در میلان بدنیا آمد و تحصیلات اولیه موسیقی را در رم به اتمام رساند، اولین کار جدی او نوشتن اپرا در سن ۱۵ سالگی بود.
سان را و فلسفه کیهانی (IX)

سان را و فلسفه کیهانی (IX)

آرکسترا در اواسط دهه هفتاد، بعد از ظهر روزهای شنبه در پارک جرمن تاون در نزدیکی خانه فیلادلفیایشان به اجرای کنسرت های رایگان می پرداخت. گاهی در اجراهای اواسط دهه ۷۰ آرکسترا در کلوپ های شبانه فیلادلفیا، کسی پشت محل اجرا می ایستاد و دسته دسته ال پی های بدون مارک در جعبه های سفید را از ضبط اجراهای زنده گروه می فروخت (که یکی از آن ها ضبط اجرای هالوین بود که برای فروش آن مرد فروشنده لباس یک آدم فضایی طلایی رنگ را پوشیده بود و ال پی هم تنظیم کاوری بود از “Somewhere Over the Rainbow”.)
ماکسیم ونگروف

ماکسیم ونگروف

در دورانی که نوازندگان با استعداد، درخشان و جوان ویولون مانند گلهای پیوندی فراوانند، ماکسیم ونگروف Maxim Vengerov یک نمونه درخشان و متفاوت است. او به سال ۱۹۷۴ در نووسیبیرسک Novosibirskروسیه و در خانواده ای اهل موسیقی متولد شد. مادرش رهبر گروه کر و پدرش نوازنده ابوا در ارکستر فیلارمونیک نووسیبیرسک بودند. ماکسیم کوچک هنگام حضور در تمرینهای پدرش در ارکستر، با جدیت اعلام کرده بود که از نظر او، جایگاه نوازنده ویولون اول ارکستر بسیار جالبتر از نوازنده ابواست.
چیستا غریب: خردسالان زود از موسیقی زده می شوند

چیستا غریب: خردسالان زود از موسیقی زده می شوند

سن بسیار کم با آن دیسیپلین های سخت اصلا برای روحیه بچه مناسب نیست؛ حتی در غرب هم به این نتیجه رسیده اند که بهتر است شروع ساز از سن ۸ سالگی به بعد باشد. تا قبل از آن، آشنایی با موسیقی، سازهای ضربی، زیلوفون و فلوت ریکوردر به صورت آموزشی، بسیار ساده و تفریحی برای بچه، در کوتاه مدت اشکالی ندارد، اما امروز به این نتیجه رسیده اند که این روش صحیح نیست که بچه کوچک پشت پیانو بنشیند و تمرین های سخت انجام دهد.
ارکستر فیلارمونیک نیویورک (III)

ارکستر فیلارمونیک نیویورک (III)

در سال ۱۹۲۱ ارکستر فیلارمونیک با ارکستر سمفونی ملی نیویورک یکی شدند. با ترکیب این دو ارکستر، فیلارمونیک رهبری هلندی به نام ویلم منگل برخ (Willem Mengelberg) را منسوب کرد. برای فصلهای ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۳ استرانسکی و منگل برخ رهبری ارکستر را به طور مشترک بر عهده داشتند، اما استرانسکی بعد از پایان یک فصل مشترک آنجا را ترک کرد و منگل برخ برای مدت نه سال رهبری اصلی ارکستر را در میان دیگر رهبران بر عهده داشت از جمله؛ برونو والتر (Bruno Walter)، ویلهم فورت وانگلر (Wilhelm Furtwängler)، ایگور استراوینسکی (Igor Stravinsky) و آرتور توسکانینی (Arturo Toscanini). در این دوره، فیلارمونیک اولین ارکستر آمریکا بود که سری سمفونیهایی را در کنسرتهای تابستانی با قیمت پائین در استادیوم لویسون، منتهتن، برگزار کرد.
ابن سینا : علم موسیقی دو بخش است، ترکیب نغمات و اوزان

ابن سینا : علم موسیقی دو بخش است، ترکیب نغمات و اوزان

حسین ابن سینا ابن عبدالله معروف به ابن سینا دانشمند، فیلسوف و پزشک بزرگ قرن چهار و پنجم هجری قمری از بزرگان و علمای موسیقیدان زمان خود بوده است.