میتسوکو اوچیدا، هنرمندی از ژاپن(I)

Mitsuko Uchida
Mitsuko Uchida
میتسوکو اوچیدا (Mitsuko Uchida) از نوازندگان مشهور پیانو است که آثار زیادی با کمپانیهای بزرگ به بازار موسیقی فرستاده است. اگرچه او یکی از مهمترین مجریان آثار موزار است، ولی در اجرای آثار دیگر آهنگسازان هم موفق عمل کرده است. در پائین شرح فعالیتها و زندگی موسیقایی وی را می خوانید.

کودکی
وقتی میتسوکو اوچیدا (Mitsuko Uchida) درباره هنرش سخن می گوید، واژه “توازن صحیح” را به طور مداوم تکرار می کند. نوازندگی او از تعادلی شگفت آور برخوردار است : تعادل بین دقت ذهنی و ابراز احساسات طبیعی، بین سنت و جستجوی ابدی به منظور کشف ناشناخته ها ، بین تعهد شخصی و درک عینی، بین حقیقت و زیبایی. بدون شک، مجموعه این خصوصیات در هر هنرمندی جالب توجه خواهد بود، خصوصا با وجود تاثیرات گوناگون فرهنگی بر زندگی و شخصیت اوچیدا.

متولد کشور ژاپن، پرورش یافته در وین که اکنون از اقامتش در لندن دو دهه می گذرد، او با خوشحالی خود را یک زن انگلیسی می نامد. اکثر کتاب های مرجع، محل دقیق تولد او را توکیو ثبت کرده اند، در حالیکه خود اوچیدا این امر را یک ساده انگاری حساب شده می پندارد.

“از سن ۱۲ سالگی، یعنی زمانی که ژاپن را ترک کردم، همواره محل تولدم را توکیو اعلام کرده ام، تنها ژاپنی هایی که زحمت پی گیری جزئیات را متحمل شوند، در می یابند که محل تولد واقعی من شهری در مجاورت دریا بوده است. مادرم در زمان جنگ به دلیل بمباران مجبور به ترک شهر شد. پدرم یک دیپلمات بود که در کشور آلمان به کار مشغول بود، والدینم مدت پنج سال ار دیدار یکدیگر محروم بودند. پس از پایان جنگ، تا زمانی که من به سن چهار سالگی رسیدم، آنها پول کافی جهت مراجعت به توکیو را نداشتند. در آن هنگام بود که من اولین درس های پیانو را آغاز کردم.”

معلمان مهد کودک، دریافته بودند که اوچیدای کوچک، همواره به دنبال صدای پیانو و ارگ می رود. او در منزل نیز نسبت به کلاس های پیانوی برادر بزرگترش اشتیاق و علاقه بسیاری نشان می داد، در مدت کمی خود اوچیدا همان درس ها را دریافت کرد. او در مدرسه موسیقی ثبت نام کرد، اما در سن ۱۲ سالگی خانواده اش به اروپا نقل مکان کردند.

“درست پس از تولد ۱۲ سالگی ام، خانواده ام به وین نقل مکان کردند. اگر این جابجایی رخ نمی داد، ممکن بود من هیچگاه یک نوازنده نشوم.”

چند هفته پس از ورود به وین، پدرم برای من یک کلاس به نام ” Hochschule für Musik “پیدا کرد. تنها محدودیت سنی شاگردان این کلاس ۱۲ سال به بالا بود و در حقیقت حداکثر سنی برای شرکت در این کلاس ها وجود نداشت، در نتیجه من با شاگردان ۳۵ ساله در یک کلاس درس می خواندم. تا آن زمان من یک کودک عادی به شمار می رفتم که در کلاس های پیانو شرکت می کند و هیچ تصوری از نوازنده شدن نداشتم. این احساس تا سن ۱۴ سالگی – حتی پس از اجرای اولین تک نوازی پیانو – بدون تغییر باقی ماند. درآن هنگام بود که معلمم اعلام کرد: “اکنون مطمئنا می دانی که در آینده یک نوازنده خواهی شد، اینطور نیست؟ ” من در جواب گفتم:”خیر” و او بسیار خشمگین شد.

یک هنرجوی سخت کوش
خانواده اوچیدا بعد از ۱۳ سالگی او به شهر Cologne نقل مکان کردند و مجددا زمانی که او ۱۶ ساله شد، به وین بازگشتند، این بار اوچیدا عزم خود را برای نوازنده شدن جذم کرده بود.

“دو راه داشتم، در کنارخانواده بمانم، به مدرسه هنرهای زیبای Cologne بروم و تحت نظارت اساتیدی که مورد تنفرم بودند آموزش ببینم و یا در مقام دختر سفیر به یک مدرسه عادی در آن شهر بروم . راه دوم بازگشت به وین و اقامت در خوابگاه دانشجویان بود که در واقع به منزله نقطه عطفی برای تعالیمی که تا آن زمان دریافت کرده بودم ، محسوب می شد.”

او شاگرد Richard Hauser بود، استادی که یک سال پیش از مرگش از اوچیدا خواست که دست یارش بشود.

“با خودم گفتم در این سن وسال من چگونه می توانم به دیگر دانش آموزان چیزی بیاموزم درحالیکه هنوز خودم اندوخته چندانی ندارم ؟ اگر جواب مثبت می دادم از سن ۲۰ سالگی در مدرسه هنرهای زیبا به تدریس مشغول می شدم. ”

audio file بشنوید قسمتی از ۱۲ اتود دبوسی را با اجرای اوچیدا

اوچیدا پس از فارغ التحصیلی در حالیکه جوایز گوناگونی را به خود اختصاص می داد، تصمیم به ترک وین گرفت . در واقع این چنین طغیان هایی جزء طبیعت جوانان به شمار می رود.

“وین از لحاظ موسیقی شگفت انگیز است، برای من مهم ترین نکته شیوه نوازندگی هنرمندان این شهر بود که از دید من همواره درست ترین روش را به کار می گرفتند. این سئوال همواره برایم مطرح بوده و هست که به طور مثال آنها چگونه می دانستند که قطعات موزار، شوبرت و بتهوون را چگونه بنوازند؟ تقریبا هر روز این سئوال را می پرسم، خود این نوازندگان معتقدند این روش نوازندگی یک سنت است.”

audio file بشنوید قسمتی از ۱۲ اتود دبوسی را با اجرای اوچیدا

اوچیدا در مورد محل اقامت دائمی اش در آینده هیچ ایده ای ندارد. علی رغم جذابیت های بسیاری که کشور آمریکا برای او داشت، علی الخصوص کار در کنار Leon Fleisher – به لندن نقل مکان کرد، او معتقد است فضای جامعه هنری در این شهر در مقایسه با دیگر مراکزهنری، بازتر و متنوع تر است. در حال حاضر پس از سی سال زندگی در لندن، هنوز نسبت به ترک آنجا دچار شبهه است.

3 دیدگاه

  • mahan
    ارسال شده در مرداد ۱۹, ۱۳۸۵ در ۳:۰۹ ب.ظ

    ey kash asari az mozart ba navazangedie ishan dar site gharar migereft

  • saeed1922
    ارسال شده در مرداد ۱۹, ۱۳۸۵ در ۳:۴۷ ب.ظ

    بسیار جالب بود. مرسی…

  • ارسال شده در مرداد ۱۹, ۱۳۸۵ در ۴:۴۵ ب.ظ

    reading your website is really enjoyable for me. and also this article . i apprecate if you sometime come to my weblog.
    thanx

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (I)

ریتم و ترادیسی دو روشِ فهم نظم های زمانی در جهان پیرامونِ ما را در تباین با هم قرا می دهد: فهم مستقیم به-واسطه ی قوه ی ادراک، و فهم غیر مستقیم به واسطه ی تجزیه و تحلیل. «ریتم» به دستگاه ادراکی ای که امکان مشاهده و دریافتِ بی دردِسرِ پدیده های ریتمیک را در اختیار افراد قرار می دهد گریز می زند، درحالیکه «ترادیسی» ابزارهای ریاضی ای را که برای کشف نظم ها و مطالعه ی الگوها مورد استفاده قرار می گیرد پیشِ روی می گذارد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (II)

بیرون‌رفتن مردم از خانه و برگرفتن و دورافکندن کلوخ در آخرین روز ماه شعبان به احتمال فراوان به نشانه ترک عیش و عشرت و باده‌نوشی در ماه مبارک روزه‌گیران و دورکردن دیو گناه باده‌نوشی از خود بوده است و این آیینی بازمانده از دوره پیش از اسلام بوده که با دگرگونی نظم و روال زندگی عادی مردم در تغییر ماه همراه بوده است (۲) و یا جشن «هالووین» در فرهنگ غربی. «هالووین» یک جشن مسیحیت غربی و بیشتر سنتی می‌باشد که مراسم آن سه شبانه‌روز ادامه دارد و در شب «۳۱ اکتبر» (نهم آبان) برگزار می‌شود. بسیاری از افراد و مخصوصا کودکان و نوجوانان در این شب با چهره‌های نقاشی شده، لباس‌های عجیب یا لباس‌های شخصیت‌های معروف، چهره و ظاهری که آن به‌نظرشان ترسناک باشد خود را آماده جشن می‌کنند و برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران می‌روند. این جشن را مهاجران «ایرلندی» و «اسکاتلندی» در سده نوزدهم با خود به قاره آمریکا آوردند. (۳)

از روزهای گذشته…

تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (VI)

تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (VI)

موسیقی‌دانان و نوازندگان از این هنگام طبقه مخصوص و مشخصی را در اجتماع عرب تشکیل داده و به هم پیوستند و در خانه‌های خود به یاد دادن و آموختن این فن به دیگران پرداختند. در کتاب التاج نوشته شده است (۳): «و چنان روی داد که روزی از اسحق بن ابراهیم پرسیدم: آیا خلفای بنی ‌امیه با ندیمان خود آشکار می‌نشستند و رامشگران را روبروی خود می‌نشاندند “یا به رسم ایرانیان” از دیدارها نهان بودند و به مسافتی دورتر جلوس می‌داشتند؟ اسحق به پاسخ چنین گفت که معاویه، مروان، عبدالملک، ولید و سلیمان و هشام و مروان ابن محمد را رسم بر این بود که میان خود و ندیمان پرده حائل می‌کردند تا مستی خلیفه و آنچه از او پدید می‌آید از دیده‌ها نهان ماند، چو بسا که خلیفه از غایت خوشی و وجد منقلب می‌شد و می‌جنبید و کف می‌زد و شانه خود را حرکت می‌داد و می‌رقصید و چون در پرده بود این جمله برهیچ کس معلوم نبود جز بر کنیزان و خوب رویان که با او نشسته بودند و در این حرکات با او شرکت می‌کردند و چون از مجلس او فریادی برخاسته یا به خوشی نعره سر می‌گرفت یا آوازی و حرکتی از روی طرب و بیش از اندازه بگوش دیگران می‌رسید، پرده‌دار او برای آنکه ندیمان و مطربان آنرا به خلیفه گمان نبرند، بانگ برآورده فریاد می‌کرد: کنیزک بس کن! کنیزک ساکت باش!»
تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (I)

تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (I)

احتمالاً اختلاف نظر در روشِ استفاده از دست چپ را با این جدیتی که در بین نوازندگان ویولنسل وجود دارد، در بینِ هیچ یک از نوازندگانِ سازهای زهیِ دیگر نمی‌توان یافت. در انگشت‌گذاریِ ویولنسل، دو مکتب با اختلافِ نظرِ بنیادی وجود دارد:
شناخت کالبد گوشه‌ها (III)

شناخت کالبد گوشه‌ها (III)

پیش از هر چیز و حتا قبل از ورود به محتوا عنوان بخش دوم، برآورد داریوش طلایی را از کار خودش (یا دقیق تر بگوییم هدف پژوهش اش را) ظاهر می‌کند. همان طور که اشاره شد در تمامی سه پژوهشِ تاکنون منتشر شده از وی، هدف اصلی یافتن نوعی دستور زبان بوده است آن هم نه با هدف صرف تجزیه و تحلیل بلکه به آن امید که شاید بتوان با به سطح خودآگاه کشیدن آن انرژی آفرینشی را در میان نوازندگان موسیقی دستگاهی آزاد کرد و به برخورد متصلب با متن ردیف خاتمه داد (۹).
جوابیه شرکت صوت آذین به مطلب “حکایت یک اختراع موسیقایی ایرانی”

جوابیه شرکت صوت آذین به مطلب “حکایت یک اختراع موسیقایی ایرانی”

چندی پیش مطلبی با عنوان “حکایت یک اختراع موسیقایی ایرانی” درباره دستگاه ابداعی آقای افشین سپهوندی در این مجله به چاپ رسیده بود که امروز نامه آقای سپهوندی را در سایت می بینید که در جواب این مطلب فرستاده شده است.
جشن خانه موسیقی و سازهای شجریان!

جشن خانه موسیقی و سازهای شجریان!

چهار شب جشن خانه موسیقی همزمان با پایان مهرماه به آخر رسید. در این سه شب گروه شهناز با سرپرستی مجید درخشانی و آواز محمدرضا شجریان، گروه کامکارها به سرپرستی هوشنگ کامکار و ارکستر ملی به رهبری فرهاد فخرالدینی به اجرای برنامه پرداختند و در روز چهارم که در واقع اختتامیه این برنامه بود طی مراسمی از مقام هنری چند هنرمند که هیچ کدام در محل برنامه حضور نداشتند، تقدیر شد و نیز در قسمت دوم برنامه داریوش طلایی به همراه آرش فرهنگفر به اجرای برنامه پرداختند.
چارلی چاپلین (II)

چارلی چاپلین (II)

در ادامه مطلب قبل که راجع به زندگی هنری چارلی چاپلین و توانایی های او در آهنگسازی بود، ابتدا توجه شما را به قسمتی از موسیقی فیلم عصر جدید که ساخته چارلی چاپلین هست جلب می کنیم. بخصوص به ملودی های زیبای تم اول و دوم آن دقت کنید.
چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (III)

چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (III)

ایستگاه قیطریه: ماجرای نوازندگان ایستگاه قیطریه هم در نوع خود جالب است. خودبسندگی و سیستم کمابیش پیچیدهٔ نوازندگان این نقطهٔ شهر تهران تا آن‌جا پیش رفته بود که نوازنده‌ها، که به‌ندرت یک‌نفر بودند، گاه در نوبت می‌ماندند و بین خودشان وقت تعیین می‌کردند. این‌جا برخلاف متروی انقلاب نوازنده‌ها تنها قطعات بسیار شناخته‌شده را اجرا نمی‌کردند و به‌هیچ‌وجه به سبک‌هایی خاص محدود نبودند. از سه سال پیش که رفت‌و‌آمدم به این ایستگاه شروع شد، چندوچون این اجراها تفاوت‌های زیادی کرده است. اوّلین آن‌ها معمولاً دو نوازندهٔ گیتار بودند که بیرون فضای ایستگاه می‌ایستادند.
باکت هد

باکت هد

موسیقی این گیتاریست همانقدر شگفت و تازه است که کاراکتر وی… در این نوشته بیشتر سعی بر این است که به جای بیوگرافی و شرح احوال به خصوصیات مهم و جالب توجه موسیقی این گیتاریست معروف پرداخته شود لذا فقط مختصری جهت آشنایی نوشته می شود. باکت هد (Buckethead) در سال ۱۹۶۹ در امریکا متولد شد و در ۱۷ سالگی شروع به نواختن گیتار نمود و در ابتدا به صورت خود آموز و بعدا با استفاده از نوازندگانی چون شاون لین و پل گیلبرت به یادگیری ادامه داد و تقریبا همزمان با شروع کار هنری از یک ماسک بر روی صورت و پاکت های زباله ی معروف کنتاکی به جای کلاه بر سر استفاده میکند و این ظاهر به علاوه ی حرکات روبوتیک، رقص های ترنس و بریک و بعضا اجرای نمایش های رزمی بر روی استیج از وی شخصیتی کاریزماتیک ساخته است.
کنسرتی بزرگ در آسمان!

کنسرتی بزرگ در آسمان!

از زیباترین و در عین حال متفاوت ترین آهنگهای آلبوم Dark Side of the Moon می توان به The Great Gig in the Sky اشاره کرد. یکی از بهترین کارهایی که Richard Wright که در مدت فعالیت موسیقی خود آنرا درست کرد است.
گزارشی از یک ضبط میدانی (IV)

گزارشی از یک ضبط میدانی (IV)

دستگاه مورد استفاده ‏ی من «زوم اچ یک» ورژن شماره‏ ی دو است که در تصویر شماره‏ ی دو دیده می‏ شود. مشخصات دستگاه به شرح زیر است: