تحصیل موسیقی در اروپا

دو گونه مدرسه موسیقی در اروپا وجود دارد که اگر کسی بخواهد نوازنده(کلاسیک، فولک یا مدرن) یا خواننده (کلاسیک، فولک یا مدرن) رهبر ارکستر، آهنگساز، منتقد موسیقی یا تئوریسین موسیقی شود، باید در امتحانات ورودی این مدارس شرکت کند. یکی از این مدارس کنسرواتوار است که در بسیاری کشورها دوره تحصیلی آن ۴ تا ۵ ساله است و بعد از دبیرستان میتوان به آن وارد شد… دیگری poly technik یا hochschule(در آلمان و اتریش) در دیگر کشورها مدرسیه عالی موسیقی است.

فقط کسانی میتواند وارد پولی تکنیک شوند که کنسرواتوار یا بقولی لیسانس موسیقی را گرفته باشند. البته دانشجوی آزاد هم میتواند شرکت کند، اما بسیار به ندرت میپذیرند. شخصی که از ایران میخواهد در این کشورها امتحان ورودی دهد باید نوازنده ساز کلاسیک(مثل ویولون و ابوا) یا مدرن (مثل گیتار الکتریک)یا فولک باشد(مثل سنتور و تار) یا خواننده کلاسیک (مثل دومینگو و پاوروتی و خوانندگان کر) و مدرن (مثل بیشتر خواننده هایی که در دنیا فعال هستند از خواننده هایی مثل امینم گرفته تا خوانندگان جز و بلوز) و خوانندگان فولک (مثل شجریان و جیبسی های اسپانیا) یا باید آهنگساز باشد.

دانستن ساز در حد بسیار بالا، تئوری و سلفژ بسیار خوب، هارمونی، دیکته موسیقی و آکورد شناسی خوب لازم است. این شخص باید اول با مدارس موسیقی تماس بگیرد.(میتوان بسیار ساده با گوگل آدرس ها و امیل ها را پیدا کند و با آنها تماس بگیرد. )

آنها خواهند خواست که مدرک ترجمه شده دیپلم، ( ترجمه شده به زبان آن کشور) و مدارک مالی برای سال اول (حداقل۱۰۰۰۰ یورو) را برای آنها فرستاده شود.

این مدارک باید برای آن کنسرواتوار فرستاده شود. بعد از این مرحله کنسرواتوار دعوت نامه برای شخص مورد نظر میفرستد (که دیگر میماند جریان گرفتن ویزا برای ایرانی ها از سفارتهای اروپایی…!)

اگر شخص به اروپا آمد باید در امتحانات عملی و تئوری شرکت کند. بعضی از این مدارس همان روز جواب میدهند و بعضی هم ۲ ماه تا ۳ ماه بعد. آلمان، ایتالیا، اتریش، فرانسه، مدارس عالی بسیار سختی دارند و سطح آموزش هم بسیار بالاست ولی باید شرکت کننده اطلاعات، دیکته، سلفژ و تئوری و نوازندگی یا خوانندگی را در سطح بسیار خوبی بداند تا از پس امتحانات اولیه برآید.

برای اینکار میتوان چند وقت زودتر ویزا گرفت و با اساتید کلاسهای خصوصی گرفت. آنها براحتی میتوانند بگویند که شانسی برای قبولی هست یا نه؛ زیرا در آنجا نوازنده و خوانندگان بسیار قدرتمندی وجود دارند و این معلمین از شرایط این رقابت اطلاع دارند.

پیش از سفر باید حتما” یک نکته را مد نظر داشت و آن هزینه های زیاد زندگی و تحصیل در اروپا است. اینجا به چند نکته اشاره میکنیم که میتواند برای بعضی از علاقمندان تحصیل موسیقی در اروپا سودمند باشد.

در صورتی که مایل به تحصیل موسیقی در اروپا بودید، حداقل باید ماهی ۶۰۰ تا ۸۰۰ یورو پول داشته باشید، چون اجاره یک مسکن کوچک دانشجویی ماهی ۲۰۰ تا ۳۰۰ یورو و هزینه غذا حدود ۱۰۰ یورو، رفت و آمد و خرید کتاب و کلاس های استادان خصوصی، در هر ماه ۲۰۰ یورو خواهد شد. همچنین هزینه های برق و تلفن و اینترنت و… هم باید پرداخت شود.

البته دانشجویان اروپایی از طرف دولت کمک مالی میشوند ولی دیگران برای کسب درآمد، از نوازندگی در دیسکو ها تا نوازندگی در کنسرتها و کار در رستوران ها و … غافل نمی مانند که در اروپا معمول است و مانند ایران عیب نیست.

دوره تحصیل در مدرسه های موسیقی تمام میشود، ولی ممکن است هیچ وقت آنجا کار موسیقی پیدا نشود، چون بازار موسیقی در آنجا اشباع شده و حتی نابغه های هم گاهی کار پیدا نمی کنند دیگر افراد عادی… شاید از هر ۱۰۰ نفر که در آنجا موسیقی خوانده یک نفر در حد تحصیل خود مشغول به کار است. در این حالت بهترین راه بازگشت به ایران است و مشغول شدن به کار تدریس یا تولید موسیقی.

39 دیدگاه

  • saba
    ارسال شده در مرداد ۲۷, ۱۳۸۵ در ۷:۰۳ ب.ظ

    سلام
    هم مطلب جالبه هم سایت موفق باشید.

  • farzad
    ارسال شده در مرداد ۲۸, ۱۳۸۵ در ۱۲:۴۶ ق.ظ

    hamoon iran mimunim rahattare mara che be tahsil tooye orupa!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  • farzad
    ارسال شده در مرداد ۲۸, ۱۳۸۵ در ۱۲:۴۷ ق.ظ

    pardakhte in hazineha az ohdeye hiuch kas sakhe nist pas bayad prupa ro dar khab did
    intori fdige khajam nadare

  • Babak
    ارسال شده در مرداد ۲۸, ۱۳۸۵ در ۱:۰۸ ب.ظ

    kheili jaleb bood, faghat paragerafe akhari kheili zedde hal bood

  • ali
    ارسال شده در مرداد ۲۸, ۱۳۸۵ در ۱۰:۲۶ ب.ظ

    دانستن ساز در حد بسیار بالا، تئوری و سلفژ بسیار خوب، هارمونی، دیکته موسیقی و آکورد شناسی خوب لازم است.

    kasi ke inhame savad dareh yani khodesh rahe khodesho peyda karde.
    dast az sare in madarek o kaghaz pareha o esmaye dahan por kon bardarid!!

  • vahid
    ارسال شده در مرداد ۲۸, ۱۳۸۵ در ۱۱:۳۷ ب.ظ

    mersi kheily khoob bood

  • ehsan
    ارسال شده در مرداد ۳۱, ۱۳۸۵ در ۲:۵۳ ب.ظ

    خیلی جالب بود واگر می شه در مورد این که کدام کشور در کدام سبک بهتر است بگید مثلا جز در ارویا ضعیف تر است یا نه و این که برای آماده شدن برای این دانشگاه ها چی کار باید بکنیم

  • khosro
    ارسال شده در دی ۲۹, ۱۳۸۵ در ۱۲:۲۹ ق.ظ

    daneshgha haye faranse baraye moseghi che sharayeti ra mikhahand dar che hadi va che motodi bayad vared bod?

  • fandogh
    ارسال شده در خرداد ۱۳, ۱۳۸۶ در ۱:۳۳ ب.ظ

    ba aghaye babak kamelan movafegham.oh

  • Nikdad
    ارسال شده در خرداد ۱۷, ۱۳۸۶ در ۱۰:۵۸ ب.ظ

    Hi, man mikhastam azat komak begiram.man too iran hastam va az 8 salegi shoroo be yad girie violon kardam va alan 16 sal daram va violon classic kar kardam. kelashaye solfej va teori ham daram miram taze shoroo kardam va asheghe music hastam va mikhastam belgium music bekhoonam va baraye khorooj az keshvar ta sale dige bishtar vaght nadaram chon sale dige diplom migiram va mikhastam bishtar behem komak koni.merC

  • west music
    ارسال شده در تیر ۱۱, ۱۳۸۶ در ۱۰:۳۳ ب.ظ

    jaleb bud etefaghan khayli dar in mured sosl dashtam

  • مهدی
    ارسال شده در تیر ۱۸, ۱۳۸۶ در ۴:۴۰ ق.ظ

    سلام من ۱۹ سالمه تازه رفتم تو ۲۰ سال عود و تنبور میزنم و گرافیک خوندم امسال کنکور هنر شرکت کردم رتبم ۴۵۰ بود در امتحان عملی چون رتبم ضعیف بود قبول نشدم می خواستم بدونم اگر در کنکور هنر امسال شرکت کنم و رتبه ۱ موسیقی رو بیارم می تونم در دانشگاه خارج از کشور بورس بگیرم در ضمن وضعیت مالی مناسبی ندارم

  • ali
    ارسال شده در تیر ۲۱, ۱۳۸۶ در ۸:۲۵ ب.ظ

    ایا رشته ای برای ساز سازی داریم یا نه

  • محمد ایمن
    ارسال شده در شهریور ۱۳, ۱۳۸۶ در ۱۰:۳۴ ب.ظ

    سلام دوست عزیز من میخواهم بدانم که با ارائه یک اثر موسیقی که اگر نشان دهد که من شایسته تحصیل در کنسرواتوارهای اروپایی هستم امکان این هست که آن کشور به من بورس تحصیلی دهد؟ ویا شرایط درخواست بورسیه تحصیلی چسیت؟

  • سعید
    ارسال شده در شهریور ۲۹, ۱۳۸۶ در ۱۰:۳۶ ق.ظ

    سلام. من ۲۴ سالمه و ۲ ساله که در کنسرواتوار سانتاچیچیلیا نوازندگی گیتار کلاسیک می خوانم در مورد درسها من از کشورهای دیگه خبر ندارم ولی اینجا فقط ساز و سلفژ امتحان گرفتند البه کسی که بخواد آهنگسازی بخونه هارمنی تاریخ پیانو و … هم لازمه ولی برای نوازندگی نه.اگه کسی درباره شرایط زندگی سوال داشت من تا حدودی میدونم خوشحال میشم کمکی کنم.

  • neda
    ارسال شده در شهریور ۳۱, ۱۳۸۶ در ۸:۵۶ ق.ظ

    salam
    man 27 salame va modate nesbatan ziadye le piano mizanam amma tahsilate academic dar morede moosighi nadaram aya man aslan sharayete seny baraye tahsile moosighi dar europe ra daram ya na ? adar daram az koja mitoonam etelaate daghigh begiram ?
    mamnoon az etelaateton

  • beethoven
    ارسال شده در بهمن ۱۵, ۱۳۸۶ در ۵:۲۶ ب.ظ

    bebkahshid intori migam vali manam age jaaye shomaa boodam azin keshvaraa naaomidetoon mikardam ke dast ziaad nashe…motasefaane maa iraani hastim va hame be fekre khodemoonim…mohem kaare…aasoon begirid zendegio

  • ارسال شده در اردیبهشت ۸, ۱۳۸۷ در ۲:۳۳ ق.ظ

    سلام.منظورتون ازنوازندگی درسطح بسیاربالاچیه؟مثلادرموردسازویولون مثال بزنیدتاروشنتربشیم.درضمن ایابه نوابغ بورسیه هم میدن ؟باتشکر

  • امیر
    ارسال شده در شهریور ۵, ۱۳۸۷ در ۷:۰۱ ق.ظ

    آیا رشته سازسازی در فرانسه داریم؟

  • سارا
    ارسال شده در مهر ۲۱, ۱۳۸۷ در ۷:۱۶ ب.ظ

    ادم افسردگی میگیره!

  • ناشناس
    ارسال شده در بهمن ۴, ۱۳۸۷ در ۵:۱۳ ب.ظ

    salam,
    man dar europe navazandegi piano khoondam va fekr mikonam ke kesi ke in maghale ro neveshte, meghdari bihoselegi karde. har keshvari fargh mikone, va inke shomaha age mayel bashid, kheyli rahat etelaatetoon ro mitoonid tooye site conservatoire morede alaghe peyda konid. too siteshoon daghighan minevisan ke che chizhayi lazeme baraye emtehane voroodi va inke che joori baraye visa eghdam konid. baraye hamin har chizi ro ke mishnavid ghabool nakonid. khodetoon tahghigh konid rajebesh.
    moafagh bashid.

  • mohammad
    ارسال شده در مهر ۸, ۱۳۸۸ در ۳:۳۹ ق.ظ

    mikhastam bebinam baraye daneshgahe mosighi va memari toye munich che sathi az madrake zaban lazeme.baraye memari baraye fogh va baraye mosighi baraye vorood be daneshgah.mer30

  • ناشناس
    ارسال شده در آذر ۲, ۱۳۸۸ در ۶:۵۷ ق.ظ

    ok

  • duman
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۹, ۱۳۸۹ در ۷:۰۸ ب.ظ

    salam.mikhastam ye raziro begam onam ine ke (to mitoni)

  • arian
    ارسال شده در خرداد ۱۶, ۱۳۸۹ در ۶:۳۱ ب.ظ

    هر چقدر هم سخت باش میریم…

  • فرزان
    ارسال شده در خرداد ۲۶, ۱۳۸۹ در ۱۱:۱۵ ب.ظ

    سپاس گذارم
    از این گنده ترشم منو نا امید نمی کنه.من این حرفا حالیم نیست باید برم

  • amin
    ارسال شده در خرداد ۲۹, ۱۳۸۹ در ۵:۱۸ ب.ظ

    mamnoon besiar khoob bood

  • baran
    ارسال شده در شهریور ۲۳, ۱۳۸۹ در ۱۰:۲۸ ق.ظ

    salam az dustane aziz khaheshmandam agar kasi dar rabete ba coservator matlabi dare be khosus tozih darbareye har kodam betore jodagane va nemune moredi va dar eine hal moatabar! mamnun misham ke be emailam befrestin kheili hayatiye mamnoonnn…

  • elnaz
    ارسال شده در آبان ۱۰, ۱۳۹۰ در ۱۱:۴۳ ق.ظ

    salam be dostane aziz man nazaram ba baran jan ykie khahesh mikonam agar etelati darid be meilam beferestid mamnon.

  • ارسال شده در دی ۱۵, ۱۳۹۰ در ۲:۴۶ ب.ظ

    سلام
    من ۲۲ سال سن دارم و دانشجو هستم مدتیه که ویالون کار میکنم و می خوام بدونم که چطوری می تونم خودم رو برای یک دانشگاه موسیقی در خارج کشور اماده کنم و اینکه شرایط و هزینه به چه صورتیه
    یا اصلا می تونم به بورسیه شدن فکر کنم و شرایطش چیه
    ممنون میشم اگر به من پاسخ بدید

  • سهیل
    ارسال شده در فروردین ۴, ۱۳۹۱ در ۱۰:۵۱ ق.ظ

    سلام من ۲۶ساله هستم علاقه بسیار زیادی به موسیقی دارم مدرس آواز و سه تار هستم درحالیه لیسانس حسابداری خوندم و کارم همینه اما تصمیم به رفتن دارم آیا میشه همونجاهم کاری غیراز موسیقی داشت وموسیقی رودنبال کرد ضمنا سوالات عملی اونا به چه صورته باتوجه به زمینه ای من دارم یعنی آوازوسه تار

  • ارسال شده در شهریور ۱۶, ۱۳۹۱ در ۵:۱۶ ب.ظ

    salam,hamegi darde moshtaraki darim,ama na omidi faydei nadare faghat midoonam be in sakhtihayi ham ke tooye dayt neveshte ni chon tako took didam ashnahayiroke daran moosighi mikhonan faghat alan beheshoon dastrasi nadaram,

  • ارسال شده در شهریور ۱۶, ۱۳۹۱ در ۵:۲۳ ب.ظ

    doostane aziz khahesh mikonam age kasi dar bareye tahsile reshteye mohandesiye seda tooye europe ya…aellaati dare matrah kone vaghean mamnoon misham,mohandesiye seda ham ba moosighi ajine.

  • Sadegh
    ارسال شده در مهر ۷, ۱۳۹۱ در ۱۲:۱۸ ق.ظ

    Salam agha sorush, shoma ye sar be daneshgahaye SAE bezan. search kon miad. in daneshgah ya behtar begam amuzeshgah ye seri dorehaei dare vase mohandesie seda va digar reshteha, taghriban tu har jaeiam ke bekhay mitooni tahsil koni.

  • محمد علی
    ارسال شده در فروردین ۵, ۱۳۹۲ در ۱۲:۲۶ ق.ظ

    سلام من ۲۰ سالمه حدود ۶٫۷ ساله که پیانو و کیبورد میزنم …میخواستم ببینم شرایطی که بشه در المان درس خوند رو دارم و باید در چه حد دیگه حرفه ای شم؟شرایط هزینه و درس خوندن چه جوریه؟ اگر اطلاعات کامل تری بذارید و پاسخ منو بدید ممنون میشم.مرسی.

  • علی
    ارسال شده در آذر ۲۸, ۱۳۹۲ در ۱۰:۴۱ ق.ظ

    خیلی خوب بود ممنون

  • armita
    ارسال شده در دی ۱۳, ۱۳۹۲ در ۴:۴۴ ب.ظ

    Vay shoMa k esme2n nashenase va oMid midid kashki adDresSe emailetoOn bood torokhoda :(( khob man az site ha chIzi dastgIram nashod torokhoda koMak koNid :(

  • نیلوفر
    ارسال شده در مهر ۲۳, ۱۳۹۳ در ۳:۵۱ ب.ظ

    salam bebakhshid man in mataleb ro baraye maghale mikham vali injoor ke maelome nemitoonam copy konam. ey kash copy mishod kard chon mataleb vaghean be dardam mikhord. :((

  • نرگس
    ارسال شده در دی ۲۱, ۱۳۹۴ در ۲:۲۰ ب.ظ

    سلام….
    من دانشجو رشته حقوقم و عاشق موسیقی..و قطعا حق قضاوتو تو جامعه خودم دارم ….و طبق قانون مدنی همه شهروندان حق بیان انتقادات و تجمل گرایی رو دارن….
    از نظر من اگه آدم تو کشور خودش با اینکه همه موقعیتا محدوده به یه جایی برسه خیلی موفق تره تا اینکه بره اروپا ….به زبون خودمون بگم:همین کارارو میکنید که کشورمون لنگر انداخته تو جهان سوم خب میمیرین تو کشور خودمون پیشرفت کنید که دیگه انقد به جشم ترحم دیدیه نشیم…فقط میتونید بگین موقیت نیست…خب عزیزمن یه دست صدا نداره اگه واقعا میخوای به یه جایی برسی و ایرونی بودن خودتو نشون بدی دست به دست هم بدین و این موقعیت نیستو به کلی موقعیت های مناسب تبدیل کنید اون وقت استعدادهای شماهم تلف نمیشه….موفق باشید

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«شب هارپ»؛ شب ستاره باران

لحظاتی از تاریخ هست که همیشه از اینکه در آن حضور نداشته ام افسوس می خورم؛ به طور مشخص در حوزه موسیقی، زمانی که بتهوون پس از رهبری نخستین اجرای سمفونی نهم خود، صدای تشویق بی امان حضار را نمی شنید، چرا که کاملا ناشنوا بود! خواه واقعیت باشد، خواه افسانه. یا زمانی که استراوینسکی را پس از نخستین اجرای باله ی پرستش بهار، از در پشتی اپرای پاریس فراری می دادند، تا مورد ضرب و شتم پاریسی های خشمگین قرار نگیرد. و در این زمان نه پاریسی ها و نه حتی خود او نمی دانستند که فصلی نو از تاریخ موسیقی ورق می خورَد. یا در مختصاتی نزدیک تر و خودی تر، زمانی که حسین علیزاده ترکمن را روی صحنه اجرا کرد.

موسیقی و معنا (VIII)

ایده‌ی جدا نبودن معنای موسیقی از شرایط و فضاهای فرهنگی و اجتماعی برخاسته از آن در مجامع موسیقی‌شناسی (مانند Kramer 1995)، جامعه‌شناسی (مانندMartin 1995 ) و قوم‌موسیقی‌شناسی (مانند Bohlman 2000) پذیرفته شده است. در این رویکردها اندیشه‌هایی که پایه‌ی بسیاری از متون فلسفه‌ی موسیقی‌اند (مانند ایده‌ی وجود حوزه‌ی زیبایی‌شناسیِ مستقل و ضروری برای موسیقی) مورد تردید واقع شده یا مطلقاً رد شده‌اند؛ چراکه این افکار، یا پیش‌فرض‌های تک فرهنگی دارند (۱۰) یا نمی‌توانند به قدر کفایت با وجوه پویا و تاریخی موسیقی پیوند برقرار کنند.

از روزهای گذشته…

موسیقی کانتری، پنهان کننده نبوغ سیاهان

موسیقی کانتری، پنهان کننده نبوغ سیاهان

موفقیت چارلی پراید به عنوان یک خواننده سیاهپوست موسیقی کانتری، خیلی عجیب به نظر می رسد، زیرا به طور سنتی این نوع موسیقی تنها به سفیدپوستان اختصاص دارد. هنوز هم بسیاری از خواننده های آفریقایی -آمریکایی موسیقی کانتری در فروش آثارشان مشکلات زیادی دارند. شرکت های ضبط موسیقی به خاطر ترس از شکست اقتصادی عکس آنها را روی جلد آثار نمی زنند.
به چه سبکی سنتور بنوازیم؟ (III)

به چه سبکی سنتور بنوازیم؟ (III)

ابتدا با انتخاب عنوان ” به چه سبکی سنتور بنوازیم ” با تصور اینکه ” سبک سنتور نوازی ” اصطلاحی آشنا و عامیانه ما بین سنتور نوازان است و با گمان این پیش فرض که تعریف “سبک سنتور نوازی ” تقریبا دارای تعریف واحدی در اذهان افرادِ مرتبط با موسیقی است شروع به بحثی پیرامون این موضوع نمودم که هدف آن یاد آوری دیدگاه جدیدی به این مقوله بود.
گفت‌و‌گو با مهران روحانی، آهنگساز:گوش‌ها را باید شست!

گفت‌و‌گو با مهران روحانی، آهنگساز:گوش‌ها را باید شست!

برای یک حرکت موسیقایی، به خصوص آهنگسازی، کاری که من انجام می‌دهم، عوامل زیادی باید وجود داشته باشد. یادم می‌آید که در انگلستان معلمی داشتم به عنوان آنتونی ویلدر، به من می‌گفت: فکر نکنید وقتی شروع به آهنگسازی می‌کنید می‌توانید مانند موتزارت قلم روی کاغذ بگذارید و یکسره تا پایان قطعه را بنویسید. در مدت نوشتن لحظه‌ای وجود دارد که حس می‌کنید نیرو‌ی‌تان به پایان رسیده است. در این مواقع کار را رها کنید و محیط را عوض کنید (چیزی بخورید، کمی قدم بزنید سپس به خانه برگردید و کار را ادامه بدهید) این درست مانند پر کردن باک و سرویس کردن یک ماشین است.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (VI)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (VI)

در فصل کنسرتهای سال ۱۰-۱۹۰۹ از راخمانینوف دعوت به عمل آمد تا برای نخستین بار به ایالات متحده امریکا قدم گذارد و در نقش پیانیست تکنواز و رهبر ارکستر مشتاقان را محظوظ سازد. در جریان این دعوت قرار بود راخمانینوف بیست کنسرت برگزار کند و ضمن آن کنسرتها در نقش رهبر ارکستر، با ارکستر سمفونیک شهرهای نیویورک و بوستون نیز برنامه هائی داشته باشد. راخمانینوف به این سفر نخستین خود به امریکا با شوق و امید فراوان می نگریست و به نظر می رسد که هیجان ناشی از چنین سفری در برانگیختن قدرت خلاقیت هنری او بس موثر افتاده بود. زیرا اندیشه های موسیقی بدیعی به وفور در ذهن او شکل می گرفت. نتیجه شکل گیری این اندیشه های بدیع موسیقی، سرانجام به صورت پیانو کنسرتوی شماره ۳ متجلی گشت که به نظر بسیاری از صاحب نظران عالم موسیقی، عالیترین اثر بزرگ و ارکسترال راخمانینوف شمرده می شود.
اندی سامرز

اندی سامرز

اندی سامرز (Andy Summers) آهنگساز و نوازنده گیتار را بیشتر بخاطر آثارش در گروه مشهور پلیس میشناسند. گروهی که در زمان خودش هواداران بسیاری را به خود جلب نموده بود و یکی از ماندگار ترین آثار تاریخ موسیقی راک نیز بی شک برخی از ترانه های پلیس است. اندی سامرز در ۳۱ دسامبر سال ۱۹۲۴ در Lancashire انگلیس بدنیا آمد.
سیمون راتل، رهبر فعلی ارکستر فیلارمونیک برلین (I)

سیمون راتل، رهبر فعلی ارکستر فیلارمونیک برلین (I)

سیمون راتل ( (Simon Rattle متولد لیورپول، تحصیلات خود را در Liverpool College آغاز کرد. او پیانو و ویولون را آموخت ولی اولین کار او با نواختن آلات ضربی در ارکستر آغاز شد. در سال ۱۹۷۱ واردRoyal Academy of Music لندن شد. از جمله استادان مشهور او می توان از John Carewe نام برد. در سال ۱۹۷۴ فارغ التحصیل شد و در همان سال برنده جایزه مسابقه رهبری ارکستر John Player شد.
فاجعۀ فرهنگی

فاجعۀ فرهنگی

تالار رودکی [که بعد ها وحدت نامیدندش]، تالاری که قرار بود مکانی برای برگزاری کنسرت و همایش های فرهنگی و هنری باشد، این روز ها بازارش حسابی داغ است و به مکانی برای تشییع پیکر هنرمندان تبدیل شده است! البته در شرایط کنونی انتظار بیشتری نیز نمی توان داشت. از کوزه همان برون تراود که در اوست…
تریسی چپمن

تریسی چپمن

تریسی چپمن متولد اوهایو، از سنین کودکی به سودن شعر و نواختن گیتار پرداخت. سپس در موسسه A Better Chance (فرصتی بهتر) پذیرفته شد. این موسسه ملی برای کشف، به کار گیری و پرورش دانش آموزان مستعد و رنگین پوستی است که میتوانند در آینده در رشته های مختلف به فردی پیشرو مبدل شوند.
ناصری و موسیقی متن فیلم ناخدا خورشید

ناصری و موسیقی متن فیلم ناخدا خورشید

ناخدا خورشید که اقتباسی است ایرانی و متبحرانه از رمان داشتن و نداشتن- ارنست همینگوی، به حق یکی از بهترین آثارناصر تقوایی و به خصوص سینمای ایران است که به دوران رشد و شکوفایی سینمای ایران در دهه شصت تعلق دارد. از آنجا که صحبت درباره این سینمای بزرگ اما گمنام خود نیازمند بحثی مفصل و از طرف دیگر از حوصله این متن خارج است، علاقه مندم در فرصتی مناسب به طور کامل به شرح و تفصیل درباره آن بپردازم.
بازیِ هنری میانِ آهنگساز و شنونده: اثر هنری برای مخاطب یا مخاطب برای اثر هنری؟

بازیِ هنری میانِ آهنگساز و شنونده: اثر هنری برای مخاطب یا مخاطب برای اثر هنری؟

هنر و از آن جمله موسیقی، به مثابه بازیِ دوسویه‌ای است که میان هنرمند و مخاطب شکل می‌گیرد. مخاطبِ موسیقی در مسیرِ اهداف گوناگونی می‌تواند دنبال‌کننده‌ی مستمر آثار یک آهنگساز مشخص باشد که در دو گروه اصلی قابل دسته‌بندی است؛ اول، مخاطبی که میل دارد آهنگساز با تکرار در ارائه‌ی عناصر ساختاری و بیانیِ آشنا به عنوان «سَبکِ هنریِ شخصی»، اثری مطابق چارچوب‌های آشنای ذهنی او خلق کند و این گروه شامل توده‌ی مخاطبان است. دوم، مخاطبی که میل دارد آهنگساز با ارائه‌ی عناصر ساختاری و بیانیِ بدیع و نیز دگرگونی عوامل آشنای قبلی، وی را در فراسوی ابعادی تازه از درک و دریافت هنری بپروراند و این گروه شامل شنونده‌ی خاص هنر است. در بازی هنر، شنونده‌ی گروه دوم می‌تواند با تخیّل هنری پویا و دیدگاه تحلیلی – انتقادی خود، با آهنگساز وارد گفتمان هنری شده و در جهت ره‌یافت‌های نوینِ خلق هنری (وینیو ۱۳۹۰) – به دور از الگوهای از پیش مقررشده- مشارکت ورزد.