ارول گارنر، ترانه میستی و جز استاندارد

Erroll Louis Garner ,  1921 –  1977
Erroll Louis Garner , 1921 – 1977
برای نوشتن شرح حال نوازنده ای که بیش از هر چیز به “آن کسی که میستی – Misty – را ساخته” شهرت دارد، بد نیست ابتدا کمی درباره ترانه جز استاندارد و اهمیت آن بگوییم، زیرا این ترانه که موسیقی آن- به قصد اجرای بدون کلام – در سال ۱۹۵۴ توسط پیانیستی به نام ارول گارنر ساخته و سپس اشعار آن توسط جانی برک (Johnny Burke) سروده شد، یک ترانه جز استاندارد به شمار میرود.

جز استاندارد
یک ترانه جز استاندارد – standard jazz، قطعه ای از موسیقی جز است که در میان موسیقی دانان جز، بسیار شناخته شده باشد و بارها و بارها به روشهای مختلف اجرا و ضبط شده باشد. البته برای این اصطلاح معانی دقیق تری نیز وجود دارد، با این وجود هیچ فهرست قطعی از الگوها و استانداردها برای آن وجود ندارد.

از آنجایی که جز در اصل نوعی از انواع سبکهای موسیقی است، نوازندگان و گروهها میتوانند استانداردهای خود را در قالب نوع جزی که مینوازند، اجرا کنند. بسیاری از گروههای موسیقی حرفه ای، برای برنامه های خود به غیر از قطعات استاندارد، مجموعه موسیقی بزرگی در آرشیو اجرایی خود دارند، اما همواره برای شب اجرا چند قطعه استاندارد را نیز تمرین میکنند تا آنها را هم در برنامه اصلی خود بگنجانند و هم در صورت درخواست شنوندگان، آمادگی اجرا داشته باشند.

audio fileEroll Garner – Misty

زمانی که صحبت از استاندارد باشد، محدودیت اجرایی در میان انواع مختلف جز وجود ندارد و هر قطعه ای میتواند توسط گروهی با شیوه اجرای متفاوت جز، نواخته شود. برای مثال، بعضی از گروههای نوگرا (آوانگارد) از نواختن یک موسیقی قدیمی به سبک نو خود، لذت میبرند و بالعکس، یک گروه جز سنتی دیکسی لند (Dixieland جز اوایل قرن بیستم که در نیواورلئان شکل گرفت و تا دهه ۱۹۱۰ در بسیاری از ایالات مهم آمریکا پخش شد.) نیز میتوانند با نواختن یک قطعه موسیقی جز مدرن به شیوه خودشان، موجب مباهات هم مسلکان خود شوند.

Erroll Garner
ارول گارنر (Erroll Garner) نوازنده خودآموخته پیانو، هرگز نت خوانی را نیاموخت، اما بدون شک یکی از محبوبترین چهره های جز در دهه ۵۰ به شمار میرود. شیوه موزون نوازندگی گارنر و استعداد درخشانش در کشف و اجرای ملودی، او را در طی دوران فعالیتش در اوج نگه داشت.

ترانه خاطره انگیز میستی، در طی سالهای ۱۹۵۹ تا ۱۹۷۵، موجب شد تا پنج خواننده مختلف با اجرای آن در صدر فهرستهای رده بندی قرار گیرند. گارنر در سال ۱۹۷۱، ترانه میستی را یک بار دیگر برای فیلم اول کلینت ایستوود (در مقام کارگردان) به نام Play Misty For Me (میستی را برایم بنواز) اجرا و ضبط کرد.

ارول گارنر، متولد ۱۹۲۱ در پیتزبورگ، پنسیلوانیا، یکی از ممتازترین نوازندگان پیانو در تمام دوران است. او ثابت کرد که میتوان بدون داشتن توانایی نت خوانی، یک نوازنده سطح بالا بود و ثابت کرد که یک موسیقی دان خلاق جز، میتواند بدون تقلیل دادن و به اصطلاح “رقیق کردن” موسیقی خود، بسیار محبوب بماند و اینکه یک نوازنده، پس از یافتن سبک ویژه خود میتواند بدون تغییر دادن آن، همواره مشتاق و علاقمند به نواختن باقی مانده و شنوندگان خود را نیز مشتاق نگه دارد.

او هنرمندی درخشان و متفاوت با هر شخص دیگر بود. ارول گارنر در اجرای قطعات با تمپوی معتدل، عمومآ نوعی اجرای روباتو را رعایت می کرد. همراهی را با دست چپ مینواخت، در حالی که ملودی اصلی را اندکی عقبتر از دست چپ، اجرا میکرد و به همین دلیل کارهای اجرایی او اغلب تاثیری فراموش نشدنی برجای میگذاشت.

audio fileBilly Holiday – Misty

پیش درآمدهای سرشار از شوخ طبعی او که سرخوشانه به سبک آزاد اجرا میشد (و همراهانش را به خوب شنیدن وادار میکرد)، توانایی او در بداهه نوازی و بسط دادن نتها به شکلی گیج کننده و بدون اینکه حتا یک مرتبه به کلیدهای پیانو نگاه کند و نمایش لذت نابی که با حرکات و زمزمه های خود در هنگام نواختن اجرا میکرد، بخشی از جادوی ارول گارنر بود.

گارنر که برادر بزرگترش لینتون (Linton) هم پیانیستی عالی بود، در سن ده سالگی همراه با گروه Kan-D-Kids در رادیو ظاهر شد. او سپس در گروه های محلی به نوازندگی ادامه داد و سپس در شانزده سالگی توسط مری لو ویلیامز (Mary Lou Williams 1981-1910 پیانیست، آهنگساز و تنظیم کننده موسیقی جز) کشف شد.

او در اوایل دهه ۴۰ به نیویورک رفت و در چند برنامه گروهی (jam session) همراه با چارلی پارکر Charlie Parker و پیشگامان دیگر موسیقی بی باپ bebop (سبکی در جز با ضرباهنگ سریع و بداهه نوازیهایی مبتنی بر ساختار هارمونیک) به نوازندگی پرداخت.

اولین صفحه او با کمپانی ساووی (Savoy) بود که با اسلم استوارت (Slam Stewart) نوازنده مشهور بیس همراهی شد. کمی پس از همراهی با ارل کولمن (Earl Coleman)، خواننده ترانه (This Is Always) گارنر اولین تریو خود را تشکیل داد، که این شکل اجرا را در باقی دوران حرفه ای خود حفظ کرد. این گروه دو آلبوم با کمپانی مرکوری Mercury و دیسک Disc ضبط کردند و سپس به مدت دو سال به کالیفرنیا رفتند.

audio fileFrank Sinatra – Misty

ترانه لورا (Laura)، که اولین موفقیت بسیار بزرگ او بود، در این دوران ساخته و منتشر شد. گارنر قبل از پیوستن به کمپانی کلمبیا، تعداد زیادی آلبوم با کمپانیهای مشهور دیگر ضبط نمود و سپس در اوج شهرت خود، ترانه میستی را برای کلمبیا اجرا نمود. این ترانه در سالهای قبل از جنگ، بیش از هر ترانه دیگری اجرا شد و اجرای آن توسط جانی ماتیس (Johnny Mathis)، لوید پرایس (Lloyd Price) و ری استیونس (Ray Stevens) به فروش میلیونی دست یافت.

از ابتدای دهه ۵۰، سبک قابل درک و دست یافتنی گارنر بسیار محبوب شد و او تا زمان بازنشستگی اجباری خود در سال ۱۹۷۵ (به دلیل بیماری) حتا یک روز از کار خود دست نکشید. او میتوانست بدون آمادگی قبلی پشت پیانو بنشیند و در یک روز، سه آلبوم ضبط کند که همه به طرزی عالی در همان برداشت اول اجرا میشد.

ارول گارنر در سال ۱۹۷۷، در سن ۵۶ سالگی درگذشت، اما همواره به عنوان سازنده میستی، یکی از زیباترین ترانه های جز، در خاطر خواهد ماند.

lentriola.com, vh1.com

5 دیدگاه

  • saman
    ارسال شده در مرداد ۱۴, ۱۳۸۵ در ۱۱:۰۹ ب.ظ

    besiar ziaba bood. merci az zahematetoon

  • Babak
    ارسال شده در مرداد ۱۴, ۱۳۸۵ در ۱۱:۵۰ ب.ظ

    zende bashid. man ke kheili lezzat bordam

  • Farzad..V
    ارسال شده در مرداد ۱۵, ۱۳۸۵ در ۲:۲۰ ق.ظ

    Vaghan Az Zahamate BESIARetoon Tashakor mikonam … Movafagh bashid

  • سعید
    ارسال شده در مرداد ۱۵, ۱۳۸۵ در ۱:۰۵ ق.ظ

    خیلی باحال بود میستی رو با اجرای سیناترا نشنیده بودم. دستتون درد نکنه.

  • babak
    ارسال شده در شهریور ۱, ۱۳۸۵ در ۹:۰۵ ب.ظ

    mikhstam bebinam shoma barname baraye neveshtane note mosighi darid
    kheyli mamnoon misham javab bedid

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

دژآهنگ: از تدریس اشمل بسیار بهره بردم

از طرفی سونوریته ای که در صداسازی‌های هارمونیکا انجام می شود به شدت قابلیت شخصی‌سازی دارد. مثلا شما می‌توانید از تغییر پوزیشن فک پائین و زبان، جنس صداهای مختلفی را ایجاد کنید که چنین چیزی با آکاردئون قابل انجام نیست.

مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (IV)

ارتباط ملودیکی بین دو صدا هر چه قدر هم آرام نواخته شود همزمانی با یکدیگر پیدا می کنند و می توانند هارمونی به وجود آورند. هنگامی که سه صدا مانند دو-می-سل به صورت پیوسته و به دنیال هم خوانده شوند تصور یک آکورد را در ذهن به وجود می آورند و تمرین خوبی برای درک آکورد می باشد. فواصل هارمونیک (چهارم و پنجم) نیز در حین خواندن آکورد آن ها، شناسایی و توجه می شود. فواصل سوم و ششم را نیز در خواندن آکوردهایشان می توان درک کرد. فواصل دوم و هفتم دارای ماهیت پیوندی هستند که توسط فواصل هارمونیک قدرت و شدت می گیرند.

از روزهای گذشته…

جو ستریانی

جو ستریانی

در بین نوازندگان گیتار راک (Rock) دهه های ۸۰ و ۹۰ جو ستریانی یکی از حرفه ای ترین و قدرتمند ترین گیتاریست ها می باشد.
بحرانی با افق نامعلوم (درباره وضعیت نشر موسیقی در ایران) قسمت دوم

بحرانی با افق نامعلوم (درباره وضعیت نشر موسیقی در ایران) قسمت دوم

اگر بازار تولید و نشر آثار شنیداری موسیقی در ایران گاه سرد و گاه گرم است، بازار نشر و انتشار آثار نوشتاری، جریان همیشه کند و ثابت دارد. کتاب های موسیقی به دو دسته تقسیم میشوند: متن ها(ی تاریخی، تحلیلی، آموزشی و…) و نت های (ی آموزشی یا نوشته شده از روی اجراهای اساتید). تعداد عناوین منتشره در بیست سال گذشته، قابل مقایسه با سالهای پیش از انقلاب نیست و حتی میتوان گفت چندین برابر هفتاد سال گذشته اش؛ رشد و رونق داشته است.
Covered / Hidden motions

Covered / Hidden motions

همانطور که قبلا” گفتیم برای حرکت دادن بخشهای مختلف در یک هارمونی چهار صدایی روشهای مختلفی وجود دارد، اما باید بدانیم که بسیاری از موسیقیدانها برای این حرکت ها محدودیت هایی قائل شده اند که در اینجا به یکی از مهمترین آنها اشاره میکنیم.
رژین کرسپین درگذشت

رژین کرسپین درگذشت

پنجم جولای، رژین کرسپین Régine Crespin یکی از تحسین برانگیزترین خوانندگان سوپرانوی جهان در قرن بیستم در سن ۸۰ سالگی درگذشت. و اکنون چهل روز از خاموشی این بانوی هنرمند و شاید بزرگترین خواننده اپرایی که در قرن بیستم از فرانسه به ثمر رسید، میگذرد.
مغالطات ایرانی – فرم اپرا (I)

مغالطات ایرانی – فرم اپرا (I)

اجرای موفقیت آمیز «آنسامبل اپرای تهران» به سرپرستی هادی قضات در تهران بهانه ای شد تا نوشته ها و مصاحبه های زیادی درباره وضعیت اپرا در ایران، در رسانه ها به چاپ برسد و این هنر جهانی باز به شکلی دیگر در رسانه های جمعی مطرح شود. تقریبا تمام نقد ها و نوشته هایی که در این زمینه نوشته شد، در پاسداشت این حرکت بزرگ و جسورانه بوده و کمتر نوشته ای به فضای نقد (به معنی آنالیز و ارزش داوری) نزدیک می شد.
تاریخ را با به تاریخ سپردن فقر خواهیم ساخت

تاریخ را با به تاریخ سپردن فقر خواهیم ساخت

سر باب گلدوف، برنامه ریز و بنیانگزار مجموعه کنسرتهای عظیم live 8 قول داده بود که این برنامه “بزرگترین کنسرتی که تا کنون اجرا شده” خواهد شد، او با در کنار هم جمع کردن ستارگان موسیقی و به وجود آوردن فضایی مناسب برای وقوع اتفاقی نظیر هم نوایی دوباره گروه Pink Floyd و هم چنین اولین اجرای زنده ترانه به یاد ماندنی “Sgt. Pepper’s Lonely Hearts Club Band” بیتلز توسط سر پاول مک کارتنی Paul McCartney و U2 ، به قول خود وفا کرد.
نگاهی به آلبوم و کنسرت «به زمین و آفتاب» (II)

نگاهی به آلبوم و کنسرت «به زمین و آفتاب» (II)

در قطعه کوارتت زهی، آهنگساز این بار توان خود را در بکار بردن کمترین ایده برای آهنگسازی آزموده است. جایی که تنها با استفاده از فاصله دوم و سوم کوچک، فضایی بسیار دراماتیک را آفریده است. او با کنترپوانی استادانه و بهره گیری از وسعت سازها بنظر بدنبال حل مسئله است که او را از یک جا ماندن باز می دارد و سعی دارد تا با ساختن تضاد، باعث حرکت شود. تضاد بافت ها، تضاد هارمونیک، تضادهای ریتمیک و تضادهای نوانس.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (X)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (X)

نقدی که بر این نظریه از دیدگاه اتنوموزیکولوزی میتوان نمود در ایدوئولوژی است. آدرنو منتقدِ تند و تیزِ ایدئولوژیِ یکدست سازیِ توده ها و سرکوب فردیت گرایی توسط صنعت فرهنگ است اما خودِ آدرنو نیز گرفتار یک ایدئولوژی شده است و آنهم نگاه بسیار آرمانی اش به مخاطب است. آنچنان که «موسیقیِ آسمانی» یک نگاه ایدئولوژیک به موسیقی است، بر همین اساس نگاهِ « شنونده ی آسمانیِ» آدرنو نیز از نوع همان ایدئولوژی است. آدرنو سعی دارد که به شنونده بفهماند: تو باید تمام وصلِ آکوردهای موسیقی ای را که می شنوی بدانی! و علاوه بر آن باید آن را نقد کنی! و افزون بر آن باید دست های پشتِ پرده را در تولید موسیقی ای که میشنوی شناسایی کنی.
مردان حرفه ای آواز ایران (II)

مردان حرفه ای آواز ایران (II)

به همین دلیل ما سال هاست با روایت های متعدد و متکثر روبه رو شده ایم و هیچ راوی ای نتوانسته است ما را در برابر انسجام روایت ها متقاعد کند. برای همین است که هنوز هم تعداد اندکی از راویان آوازیِ قبل، به گونه ای باور نکردنی به اذهان نفوذ می کنند و صدای اقتدار و عامل وحدت و انسجام به حساب می آیند. ما اکنون به یک راویِ سنخیِ آواز نیازمندیم که همزمان به رنجی که از بیگانگیِ انسان ها و نابسامانی جامعه می برد، چاره ی خود را در پناه بردن به درونِ جهانِ خود بیابد.
درباره‌ی نقد نماهنگ (I)

درباره‌ی نقد نماهنگ (I)

و پرسش درست در آغاز این است که بپرسیم نماهنگ چیست؟ فیلم است یا موسیقی؟ یا از آن درست‌تر این که چگونه درک می‌شود؟ همچون صدای سازمان یافته یا تصویر متحرک؟ سوژه‌ی شنیدار ماست یا دیدارمان؟ پاسخی که بی‌درنگ به ذهن درمی‌جهد این است که هر دو. نماهنگ ابژه‌ی شنیدیداری (audiovisual) است. خواهیم دید که گاه چنین نیست، گرچه بناست همواره باشد. انتظار ما از ذاتش چنین می‌گوید. و این ذات چیست؟ یک مدیوم نسبتا تازه؟ یک هنر ترکیبی سرراست؟ یک راه جدید مصرف موسیقی؟ هر کدام که هست یک چیز را که میان همه‌ی آنها مشترک است می‌توان بدان نسبت داد و آن پیوند تصویر و موسیقی است.