موسیقی و سیاست

خیلی به ذهن خود فشار نیاورید! هیچ شباهتی میان موسیقی و سیاست وجود ندارد. اگر بخواهیم ویژگی های موسیقی و ویژگی های سیاست را بازگو کنیم و این دو را مقایسه هم کار بیهوده ای انجام داده ایم. اما چه چیزی باعث میشود به موسیقی و سیاست بپردازیم؟

موسیقی به عنوان یک پدیده هنری بسیار مردمی همواره در بستر یک جامعه شکل میگیرد و در همان جامعه است که رشد و نمو میکند و در غم ها، شادی ها، رنجها، اندوه ها و به طور کلی در همه فراز و نشیبها ی یک جامعه در کنار مردم آن جامعه است. یکی از خاصیتهای موسیقی مردمی این است که میتوان از آن به عنوان وسیله ای برای بازگو کردن رخدادهای یک جامعه استفاده کرد که صد البته رخدادهای سیاسی را نمیتوان از این قاعده مستثنی کرد.

برای مثال قبل از یک جام جهانی فوتبال ترانه های زیادی در مورد تیم ملی یک کشور سروده و خوانده میشود و یا هنگامی که یک حکومت دیکتاتوری روی کار است ترانه های بسیاری راجع به ظلم وستم آن حکومت خوانده میشود که نشان از اتحاد مردم برای مبارزه با ظلم وستم دارد. تصنیف مشهور و زیبای “مرغ سحر” بارز ترین نمونه در این زمینه است.

گاهی اوقات سیا ستمداران از موسیقی به عنوان یک ابزار بسیار قوی و مردمی در جهت پیشبرد اهداف خود استفاده میکنند. ” آلمان بیدار شو”‌ نام آهنگی است از واگنر که نازی ها از آن بسیار استفاده کردند تا بدان وسیله عقده های روانی حاصل از انعقاد معاهده ی ورسای را در میان مردم ‌محو کنند.

از دیگر سرودها در این زمینه میتوان سرود “آلمان . آلمان بالاتر از همه ” را مثال زد که هوفمن فان فالرز لبن در سال ۱۸۴۱ آن را سرود و با موسیقی هایدن همراه شد تا به ابزاری جهت اشاعه افکار نژادپرستانه در میان مردم آلمان بدل شود.

اما همیشه که اینگونه نیست و نباید هم باشد؛ آیا موسیقی صرفا ابزاری است در دست سیاستمداران؟ دیده شده که از موسیقی به عنوان ابزاری دیپلماتیک جهت گفت و گوی ادیان و مذاهب و یا ملتها در جهت صلح و تفاهم میان آنها استفاده میشود.

در پاره ای از مواقع نیز این موسیقی است که سیاستمداران را مجبور به تغییر روند و یا انجام کاری خاص میکند. هنوز کنسرت زیبا و با شکوه لایو ۸ را که در ژوئیه ۲۰۰۵ در شهرهایی همچون برلن لندن پاریس فیلادلفیا رم توکیو مسکو و… برگزار شد فراموش نکرده ایم. بانیش سر باب گلدوف بود و این جنبش که با زبان موسیقی سخن میگفت از سیاستمداران ۸ کشور صنعتی و ثروتمند میخواست: “بدهی های کشورهای آفریقایی به طور کامل لغو شود.”

کمک کشورهای ثروتمند به آفریقایی ها دو برابر شود و مقرراتی عادلانه برای تجارت با کشورهای آفریقایی تصویب شود. آنان با این کار خود بار دیگر قدرت موسیقی را به رخ همگان کشیدند و نشان دادند نفوذ موسیقی از هر چیز دیگری بیشتر است. گروه u2 یکی از شرکت کنندگان در این کنسرت به خاطر فعالیتهای بشردوستانه خود موفق به دریافت بالاترین نشان از سازمان جهانی حقوق بشر یعنی “سفیر وجدان” شد.

تا اینجا هر چه گفتیم از موسیقی مردمی یا به اصطلاح پاپ امروزی بود، اما باید دانست موسیقی کلاسیک(۱) نیز از دوران قرون وسطی تا قرن بیستم از سیاست بسیار تاثیر پذیرفت.

در قرون وسطی چون قدرت سیاسی در اختیار کلیسا بود، آهنگسازان را مجبور به نوشتن آثار مذهبی صرف میکردند و موسیقی را فقط برای دعا ونیایش در کلیسا میخواستند. در آن زمان استفاده از ساز و موسیقی سازی به جهت عدم رضایت کلیسا چندان رایج نبود و خواندن را بر زنان حرام کرده بودند. اما به تدریج با شکل گرفتن پدیده هایی همچون اومانیسم(۲) و رنسانس آهنگسازان ارزش بیشتری پیدا کرده و به تبع آن آزادی عمل آنها بالا رفت.

موتزارت و هایدن دو آهنگساز بزرگ کلاسیک شرایط چندان مناسبی نداشتند. هایدن برای یک خاندان اشرافی به اسم استرهازی کار میکرد و فقط به دستور آنها به تصنیف موسیقی میپرداخت. موتزارت اما انسانی بسیار آزاده و با گرایشهای فراماسونری بود. او کلیسا را ترک گفت تا به عنوان آهنگسازی مستقل موسیقی تصنیف کند ولی هزاران افسوس که در جوانی در حالی در گذشت که در فقر دست و پا میزد.

در نیمه دوم قرن هجدهم به تدریج از ارزش طبقه اشراف کاسته و به ارزش طبقه متوسط افزوده میشد تا آنجا که از این دوران با عنوان هایی همچون دوران برابری انسانیت و آزادی یاد میکنند. بتهوون با تاثیر پذیری از شرایط آن زمان موسیقی را برای همه افراد جامعه و نه فقط برای اشراف زادگان و درباریان میخواست و به هیچ روی حاضر به کار کردن در دربار نبود.

آن نقاشی معروف را به یاد آورید که گوته در مقابل اشراف زادگان سر خم کرده اما بتهوون نه. بتهوون به سیاست علاقه بسیاری داشت و همواره با شجاعت و صراحت راجع به سیاسیون اظهار نظر میکرد. وی با تاثیر پذیرفتن از پیروزی ولینگتون سردار انگلیسی بر فرانسویان در اسپانیا اثر زیبایی با همین نام نوشت. آن ماجرای سمفونی قهرمانی راهم که همه میدانیم و اگر بگوییم جز تکرار و اضافی گویی نیست.

حال صفحات تاریخ را ورق میزنیم . اکنون نیمه اول قرن بیستم است و جنگ جهانی دوم . یک جنگ به معنای واقعی کلمه. یکی میخواهد برتری نژاد خود را ثابت کند و به رخ همگان بکشد. دیگری میخواهد انقلاب سوسیالیستی خود را صادر کند و آن یکی میخواهد رهبری جهان سرمایه داری را در دست بگیرد. مسلما موسیقی و موسیقیدان هم بی نصیب نمیمانند.

ژرمنها از نامهایی مانند بتهوون واگنر برامس وهندل استفاده میکنند تا برتری نژادی خود را ثابت کنند موزیسینهایی که هیتلر و حزبش را قبول ندارند باید بروند و موسیقی آهنگسازان یهودی مانند مندلسون قدغن میشود. بسیاری از موسیقیدانان مانند کارایان و اشتراوس یا از روی اجبار و یا اختیاری وارد حزب نازی میشوند.

در شوروی استالین به موزیسینهایی همچون شوستاکوویچ و اویستراخ فشار می آورد. اویستراخ به خط مقدم جبهه میرود و برای سربازان ارتش سرخ ویولن مینوازد، شوستاکوویچ باید برای سقوط برلن موسیقی بسازد و… در مورد عقاید سیاسی دیمیتری شوستاکوویچ مطالب بسیار نوشته اند عده ای او را یک خدمتگزار رژیم شوروی میدانند و عده ای نیز او را مخالف پنهانی استالین می انگارند که تمام اعتراضش را با علائم و معانی موسیقیایی ابراز کرده در حالی که بیان آنها به وسیله کلمات هرگز ممکن نبوده”و آنجا که کلام از گفتن باز میماند موسیقی اغاز میشود” البته این نظریه که شوستاکوویچ با رژیم سوسیالیستی شوروی مخالف بوده و اعتراضا ت خود را به زبان موسیقی بیان میکرده در سال ۱۹۷۹ و ۴ سال بعد از مرگ وی مطرح گردید و باعث شد تا محبوبیت شوستاکوویچ و اثراتش در غرب افزایش چشمگیری داشته باشد.

بعد از جنگ جهانی اتفاق بسیار عجیبی برای هایفتز ویولن ویرتوئوز روسی رخ داد. در سال ۱۹۵۷ او کنسرتی در اورشلیم برگزار میکند که یکی از قطعات آن ساخته ریشارد اشتراوس آهنگساز به ظاهر نازی بود. بعد از کنسرت یک یهودی و ضدنازی متعصب با میله به ویولن نواز حمله ور شده و سیر او را کتک میزند!

در دوران جنگ سرد و مک کارتیسم نیز دو طرف دعوا(کاپیتالیست ها و کمونیستها) برای کوبیدن ایدئولوژی یکدیگر و تخریب آن در اذهان مردم از موسیقی بهره جستند.

در حال حاضر نیز عده ای بر این باور هستندکه این که کدام نوازنده در کدام کنسرت و یا کدام صفحه بنوازد را بازیهای سیاسی تعیین میکند. اینان بر این باورند که اگر شما یهودی باشید براحتی میتوانید ترقی کنید در مسابقه های جهانی نوازندگی و رهبری ارکستر مقام کسب کنید، کنسرت برگزار کنید، صفحه ضبط کنید و مشهور شوید چرا که بسیاری از کمپانیهای عظیم موسیقی و همچنین مراکز برجسته هنری در اختیار یهودیان است. این نظریه بسیار بد بینانه است و پاک بودن جهان موسیقی را زیر سوال میبرد.

اگر نمیتوانیم سهمی در دنیای موسیقی جهانی داشته باشیم، نباید با متهم کردن یهودیها و امثالهم مشروعیت موزیسینهای آنها را زیر سوال ببریم و ناتوانیهای خود را به نوعی لاپوشانی کنیم. فراموش نکنیم که ما هم تعدادی انگشت شمار هنرمندان برجسته جهانی مانند علی رهبری و وحید خادم میثاق داریم.(که قدر آنها را هم نمیدانیم.)

و اما ایران…
قبل از انقلاب اسلامی در ایران سرودهای انقلابی بسیاری ساخته شد و آنها وسیله ای بودند برای تحریک احساسات مردم. بعد از انقلاب اما موسیقی لهو و لعب خوانده شد وکم کم آتش بی مهری مسئولان و سیاستمداران نسبت به آن شعله ور گشت. شاید بدترین ظلمی که مسئولان در حق موسیقی کرده اند و میکنند، این است که تکلیفش را روشن نمیکنند.

با لاخره موسیقی حرام است یا نه ؟ این سوال بی پاسخ است که موسیقی و موسیقیدان را سر در گم کرده است. از نظر عده ای از علما موسیقی به طور کلی و تحت هر شرایطی حرام است. بعضی از علما نظر دیگری دارند و موسیقی را تحت شرایط و ضوابط خاصی حرام میدانند اما براستی این شرایط کدام اند؟ جالب آنجاست که وقتی پای منافع ملی و دینی در میان باشد این هنرمظلوم ارزش پیدا میکند. وقتی بخواهیم”سمفونی انرژی هسته ای حق مسلم ماست” را آن هم در حضور رییس جمهور محترم اجرا کنیم، موسیقی هیچ گونه موردی ندارد. اما اگربخواهیم سمفونی فلان آهنگساز مستکبر غربی را اجرا کنیم موسیقی مصداق لهو است.

در حال حاضر موسیقیدانان واقعی در این مملکت حال و روز خوشی ندارند و جالب است بدانید نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران ماهیانه فقط ۸۰ هزار تومان حقوق در یافت میکنند. این شرایط اما برای همه بد نیست و عده ای سودجو و فرصت طلب در این آشفته بازار چه پولها که به جیب نمیزنند و چه سود ها که نمیکنند! نگاهی گذرا به کاستهای موسیقی پرفروش در کشور خود همه چیز را روشن میکند. در واقع بسیاری از به اصطلاح خوانندگان و موزیسین های پردرآمد در کشور، هیچ کدامشان موسیقیدان به معنای واقعی کلمه نیستند و از طریق باند بازی موفق به کسب در آمد وشهرت شده اند.

کیهان کلهر در این مورد میگوید: “اگر ما بخواهیم در ایران کنسرت برگزار کنیم اجرای موسیقی به فرعی ترین کار ممکن بدل میشود” اما به یک خواننده پاپ به راحتی مجوز میدهند تا کنسرت برگزار کند. استاد بی بدیل آواز ایران شجریان نیز، سالهاست به خاطر همین مسائل در ایران کنسرت نمیدهد. گاه و بیگاه نیز شاهد اتفاقات و یا اظهار نظرهایی عجیب و غریب در مورد موسیقی هستیم. برای مثال چندی پیش گمرک اعلام کرد که به دلیل کم ارزش و کم اهمییت بودن موسیقی در کشور! تعرفه واردات ساز را افزایش میدهد و یا اینکه یکی از بزرگان در یک سخنرانی فرمودند:”امتی که موسیقی در آن باشد رستگار نخواهد شد”ایشان با این سخن خود تاریخ چند هزار ساله موسیقی را زیر سوال بردند کاری که نظیر آن را هیچ کسی در هیچ مقطع زمانی و مکانی انجام نداده بود.

یکی از مسئولان بلند پایه در مورد موسیقی غربی گفتند:”مگر غربی ها موسیقی ما را گوش میدهند که ما موسیقی آنها را گوش بدهیم؟”بر اساس همین سخن ایشان واردات ساز غربی به کشور را برای مدتی ممنوع اعلام کردند. دیگر آنکه دراستان فارس آموزشگاههای موسیقی را ملزم به تفکیک جنسیتی کرده اند که این نتیجه ای ندارد جز تعطیلی آموزشگاههای موسیقی .

باید دید این همه تلاش که همانا در جهت برکندن موسیقی از جامعه ماست ثمری داشته؟ پاسخ قطعا منفی است. و جا دارد بگوییم آقایان! روز به روز بر تعداد کسانی که پی موسیقی میروند افزوده میشود و کاری از دست شما ساخته نیست! موسیقی آن قدر قدرت دارد که یک نازی (کارایان) و یک صهیونیست متعصب(برنشتاین) را در کنار هم قرار میدهد. خیر شما نمیتوانید. چه قدر زیبا بود مسئولان به جای این همه کارشکنی در حق موسیقی و موسیقیدان تلاش میکردند تا موسیقی فاخر و ارزشمند در میان مردم جامعه رواج پیدا کند…

به هر روی آنان گفتند ما هم گفتیم ودیگران هم خواهند گفت اما : نرود میخ آهنین در سنگ
به امید آن روزی که …

توضیح(۱): در اینجا عبارت موسیقی کلاسیک کلی است و موسیقی قرون وسطی تا مدرن قرن بیستمی را در بر میگیرد.
توضیح (۲): منظور از اومانیسم مجموعه نظریه هایی است که امثال دانته بوکاچیو داوینچی و … مطرح کردند تا انسان و دستاوردهایش در مرکز توجه قرار گیرد.به زبان دیگر ارزش هر فرد از جامعه بالا رفته و آزادی عمل انسانها افزایش یابد.

21 دیدگاه

  • ُSoloist
    ارسال شده در شهریور ۱۷, ۱۳۸۵ در ۱۲:۰۴ ق.ظ

    آقا بنده شدیداً تکذیب می کنم!!! مگر در خبرها ندیدین که جناب مشایخی گفتن حداقل حقوق نوازندگان ارکستر سمفونیک شده ۳۰۰ هزا تومن؟ شایدم خبرنگار اشتباهی یک صفر اضافه کرده!

  • بابک
    ارسال شده در شهریور ۱۷, ۱۳۸۵ در ۳:۴۰ ق.ظ

    in ke hame chi daste yahoodi hast ke kamelan doroste, invare donya ta cheshm kar mikone , har sherkate bozorgi male yahoodiast, vali in dalil nemishe ke bekhan ba in parti bazia khodeshoono kharab konand, ehtiaji ham be in tor karha nadaran. oonha enghadr large va pishrafte hastand ke ba vaghe be shayestegi ahammiat bedan va hatta yek mosalmoon ro bejaye yek yahoodi entekhab konand, vali khodeshoono har gez ba in kar haye cheap va pishe pa oftade kharab nemikonan. kar hayi ke ma irani ha khorakemoone. aslan ramze movaffaghiateshoonam hamine. 1) hemayad as khodeshoon, 2) supporte baghiye ta jayi ke momkene. ma ke awalisham nadarim, che berese be dowomish.

  • سامان
    ارسال شده در شهریور ۱۷, ۱۳۸۵ در ۳:۵۱ ق.ظ

    دستتون درد نکنه خیلی عالی بود انگار حرف دل همه اونائی که تو کار موسیقی هستن رو زدید . البته امیدوارم که سایت فیلتر نشه.با تشکر

  • ali
    ارسال شده در شهریور ۱۷, ۱۳۸۵ در ۸:۱۷ ق.ظ

    neminevisam chon yek ketab mishavad…

  • pouya
    ارسال شده در شهریور ۱۷, ۱۳۸۵ در ۱:۱۴ ب.ظ

    man bayad 22 shahrivar konkoore amaliye daneshghahe azad bedam mishe rahnamaim konin chikar konam???

  • navid
    ارسال شده در شهریور ۱۷, ۱۳۸۵ در ۱:۲۳ ب.ظ

    سلام با تشکر فراوان خیلی وقت بود مقاله ایی بدین عالی ایی نخوانده بودم.

  • saeed1922
    ارسال شده در شهریور ۱۷, ۱۳۸۵ در ۴:۴۱ ب.ظ

    بسیار عالی بود. مرسی…

  • ارسال شده در شهریور ۱۹, ۱۳۸۵ در ۹:۵۳ ب.ظ

    مقاله ء جالب و پر محتوایی بود. بهش لینک دادم. موفق باشید.

  • حسام
    ارسال شده در شهریور ۱۹, ۱۳۸۵ در ۱۱:۱۹ ب.ظ

    ممنون

  • شهاب
    ارسال شده در شهریور ۲۲, ۱۳۸۵ در ۹:۲۷ ب.ظ

    به نظر من موسیقی و سیاست هیچ سنخیتی با هم ندارند. البته این در مورد آثار سفارشی است که به سرعت فراموش می شوند و گرنه اثری که درد دل آهنگساز را بازگو کند جاودانه است. مقاله تان بسیار خوب بود!

  • فاضل
    ارسال شده در شهریور ۲۵, ۱۳۸۵ در ۴:۳۴ ب.ظ

    باز آید آن بهار و گل سرخ بشکفد…چندین منال از نفس سرد و روی زرد

  • ارسال شده در شهریور ۲۸, ۱۳۸۵ در ۷:۵۵ ب.ظ

    مقاله بسیار تفکر انگیزی بود. من به صورت تخصصی در مورد موسیقی راک و متال ایران فعالیت می کنم و جالبه بدونین که همین اواخر کلی پدر گروه های رو دارن در میارن! آخه جرا؟!

  • ارسال شده در دی ۷, ۱۳۸۵ در ۴:۰۹ ب.ظ

    اصلاًبا حرف هات موافق نیستم. اگر موسیقی مهیج اثر بدی نداشت این قدر آمار سکته قلبی و مغزی بین نوازندگان بالا نبود. اگر کمی در این مورد مطالعه کنی متوجه می شی.

  • yalda
    ارسال شده در دی ۲۸, ۱۳۸۵ در ۱۰:۳۷ ب.ظ

    man hich nazari nadarm

  • Sa'adat
    ارسال شده در دی ۲۹, ۱۳۸۵ در ۸:۳۱ ب.ظ

    شما این آمار سکته قلبی و مغزی را از کجا تهیه کردید؟ راستی تاثیر موسیقی فقط روی نوازندگانش نیست! جمعیت بسیار زیادتری از موسیقیدانها ، موسیقی گوش کن ها و افراد معمولی هستند که مثل موسیقیدانها موسیقی را حرفه ای دنبال نمی کنند . آمار های زیادی از تاثیر مثبت این موسیقی روی این افراد در همین سایت هارمونی تاک نوشته شده البته منظورم موسیقی کلاسیک هست .

  • ارسال شده در بهمن ۲, ۱۳۸۵ در ۱۰:۲۴ ق.ظ

    با سلام و تشکر از دقت نظرتان در شکافتن رابطه بین موسیقی و سیاست رباعی زیر را تقدیمت میکنم :

    شطرنج به فتوای کسی گشت حلال
    موسیقی و آواز شمول این حال
    ما راهگشای نفس آزادیم
    کویند که این خیال خام است و محال

  • ارسال شده در آذر ۲۵, ۱۳۸۶ در ۱۰:۴۴ ق.ظ

    سلام
    اینقدر به مغزتون فشار نیارین . یه جستجوی ساده نشون می ده که موسیقی قدرت و سیاست بد جوری به هم پیوند خوردن.اگه کلمات فوق رو جستجو کنید لااقل یک میلیون صفحه پیدا می کنید.آقای کیوان کلهر هم لطفا یک کمی مطالعه فرمایند.بدبختی موسیقی ما اظهار نظر های الکی هم هست. طی بیست سال گذشته یه مقاله بین المللی موسیقی ایرانی از سوی دانشگاه های و استادان عزیز به چاپ نرسیده و همش خاطره می گن و با عرض معذرت وراجی می کنند.

  • رسپینا
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۰, ۱۳۸۷ در ۶:۱۴ ب.ظ

    جالب بود..من دانشجوی موسیقی هستم.با اینکه بیشترین شهریه را در دانشگاه ما پ

  • ارسال شده در دی ۱۵, ۱۳۸۷ در ۳:۴۸ ب.ظ

    واقعا با مقاله ات حال کردم
    مظلوم ترین هنر درکشورمون هنر موسیقی است که عده ای با تفکرات امل گرایانه و احمقانشون دارن گند میزنن به این هنر ارزشمند. واقعاانسان با یک آهنگ و موسیقی ناب میتونه به خدا برسه ولی اینا از لبه تیز چاقو فقط برداشت قتل و خون و خونریزی میکنند و استفاده های مفیدش رو نمیبینن. تفکرات در کشورهای جهان سومی و عقب مونده همینه دیگه.

  • ahmad
    ارسال شده در دی ۱۷, ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۱ ب.ظ

    salam ,moo30ghi janbehaye mokhtalefi dare va az nazare man agar daroone oon alfaze zesht va shahvat angiz be kar nare zarari nadare va dar kheili az mavared mofide mesle sabkhaye ejtemaee ke yas va hichkas mikhoonan .mota3fane jadidan be oonha sheitan parast ham migan kasaee ke hata nemidoonan sheitan parasti chie.

  • ارسال شده در فروردین ۱۲, ۱۳۸۹ در ۷:۵۴ ب.ظ

    mohem ine ke mardome tamame hasti asheghe mosighiano halalo haram bodanesho masoolin bayad bezaran dame koze ABESHO bokhoran.be omid on roz…..

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه پنجم (II)

پروژه‌های میدانی مطالعات موسیقی را می‌توان مشتمل بر سه مرحله دانست. این مراحل به هم مرتبط هستند لیکن همۀ آن‌ها به یک اندازه اهمیت دارند. این سه مرحله عبارتند از:

دیبازر: توسعه کیفی در حال رشد است

اگر یک تصمیم جمعی بر این باشد که دانشگاه های موسیقی را تعطیل کنیم، یک گزاره این است که آن را باید بررسی و اهم و فی الاهم کنیم. گزاره دیگر هم این است که سعی کنیم کیفیت چیزی که داریم را بالا ببریم. من فکر می کنم که واقعیت جامعه ما این است که تقاضا در رابطه با موسیقی از نازل ترین شکل تا بالاترین شکل ممکن بسیار زیاد است. عرضه نیز نسبت به 20 سال پیش بیشتر شده است. شاید دوره بازنگری در این است که چگونه کیفیت چیزی که عرضه می کنیم را بالا ببریم. یعنی چقدر می توان روی دانشجوی فارغ التحصیل موسیقی کار کرد تا کیفیت کارش بالا رود.

از روزهای گذشته…

وب سایتی که نام آهنگ مورد نظر شما را می یابد

وب سایتی که نام آهنگ مورد نظر شما را می یابد

آیا تا کنون ناچار به زمزمه آهنگی که عنوان آن را نمی دانید یا فراموش کرده اید، شده اید؟ وب سایت جستجوگر جدید Midomi طوری طراحی شده که این دسته از آهنگ ها را در عرض 10 ثانیه برای شما تشخیص داده و در اختیارتان قرار می دهد.
پروژه ساخت ویلن “کانون” (IV)

پروژه ساخت ویلن “کانون” (IV)

مقاله ایی را که ملاحظه می نمائید در ادامه مجموعه مقالات پروژه ساخت کنن می باشد البته به عنوان مبحث تکمیلی و نهایی. همان طور که تاریخ نگارش آخرین شماره مقاله نشان میدهد، فاصله زیادی را تا امروز پیموده است و آن گونه که تصمیم من بود قراری برای بخش کنونی در نظر نگرفته بودم اما به سفارش و تاکید برخی از دوستان به جهت تشریح بیشتر وقایع پیش آمده در مسیر تکمیل این پروژه و همچنین بیان ارزشهای فکری و احساسی و زمان ارزشمندی که صرف خلق این ساز شد متقاعد به نوشتن این متن شدم.
گفتگو با سارا چانگ (III)

گفتگو با سارا چانگ (III)

اگر شما موسیقیدان هستید و به مقدار اطلاعاتتان تا حدی اطمینان دارید، وقتی به کنسرتی گوش می دهید متوجه می شوید که نوازنده با تمام وجودش نمی نوازد، شما سریعا این را حس می کنید، برای همین است که تعیین زمان و شرایط مناسب برای اجرای کنسرتتان اهمیت فراوان دارد و باید مطمئن باشید که شدیدا خسته نیستید و خودتان را آماده کنید. اگر می دانید زمانی به آنجا خواهید رسید که تمام روز پرواز داشته اید و هیچ زمانی برای تمرین نداشته اید… من احتمالا در این شرایط روی تختم دراز می کشم و به خواب می روم، حتی در 10 دقیقه مانده به کنسرتم، مادرم معمولا به سراغم می آید و در حالی که در می زند می گوید: “آیا هنوز خوابی؟ نمی توانی خواب باشی در حالی که تا 10 دقیقه دیگر باید روی سن بروی!”
صدایی که فرهنگ جمعی ماست (II)

صدایی که فرهنگ جمعی ماست (II)

در این شرایط فردِ وابسته وقتی به یک نهاد اجتماعی وارد می شود، می بایست آن نهاد را وسیله ای برای کسبِ محدوده ی امنِ خودش تبدیل کند و یا در مقابل آن نهادها ایستاده و با آنها مقابله کند. اما شهرام ناظری به دلیل قدرتی که با پشتوانه ی فعالیت اش با “چاووش” ها بدست آورده بود، توانست با تولیدات فرهنگی اش، صورت بندی و مدلِ اجتماعی پیدا کند و چون نهاد های لازم برای این نوع از برخوردها وجود نداشته است، راه ش را در ادامه مسیر به تنهایی طی می کند.
تارا کمانگر، پیانونوازی از دیار هاروارد (I)

تارا کمانگر، پیانونوازی از دیار هاروارد (I)

تارا کمانگر هنرمندی است که بیشتر به عنوان پیانیست شناخته شده در دنیای موسیقی، هر چند ویولن را هم از سه سالگی همزمان با پیانو آموخته، با رپرتواری وسیع که از باخ تا بهزاد رنجبران را در بر می‌گیرد. تارا فارغ‌اتحصیل ممتاز انسان شناسی است از هاروارد، و دانش آموخته بورسیه آکادمی سلطنتی موسیقی در لندن. او مثل هنرمند محبوبش حسین عاشق ایران است و شنوندگانش را با اجرای آثار کمتر اجرا شده از امین‌الله حسین، لوریس چکناوریان، گلنوش خالقی، و دکتر هرمز فرهت غافلگیر می‌کند. او هم‌اکنون ساکن کالیفرنیاست در ایالات متحد.
به قلم یک بانوی رهبر (I)

به قلم یک بانوی رهبر (I)

ماریتا چنگ (Marietta Nien-hwa Cheng) رهبر ارکستر و استاد موسیقی دانشگاه کولگیت (Colgate University) است. چنگ به عنوان عضوی از تنها خانواده چینی که در شهری در اوهایوی جنوبی در آمریکا ساکن بود راه پر فراز و نشیبی را برای دستیابی به جایگاه امروزیش پیموده است. متنی که پیش رو دارید بخشی از این تجربه ها را به تصویر می کشد. گفتنی است که این متن در سال 1998 و در نشریه مؤسسه ارکستر سمفونیک (SOI) منتشر شده است.
زنان و موسیقی (I)

زنان و موسیقی (I)

صحبت از موسیقی است، موسیقی که ارباب آن، سِسیلِ قدیس، به خاطرش در سال 232 در شهر رُم سرش از تنش جدا شد و با این همه به استثنای دهه های اخیر، زنان کمی دیده می شوند که آهنگ ساز، یا مانند پالسترینا، باخ، موزار، برلیوز یا سَن سانس یا فرانک مشهور به این عنوان باشند… دلیل این امر چیست؟ پاسخ دادن به این سؤال مشکل است! بیشتر هنرها (نقاشی، مجسمه سازی و غیره) این خصوصیت را داشته یا دارند.
گفتگو با حسین علیشاپور (IV)

گفتگو با حسین علیشاپور (IV)

چنین اتفاقی تا حد زیادی در مورد ساز، مثلا سبک های سه تار و تار نوازی رخ داده. به طور مثال تاری که استاد علیزاده می نوازد با تاری که میرزاعبدلله می نوازد بسیار تفاوت دارد. اما این اتفاق در مورد آواز چندان رخ نداده.‌ در مورد آواز خیلی ها هستند که ردیف را شناخته اند و از آن عبور کرده اند. منتهی ما در هیچ حوزه ای از موسیقی ایرانی شخصیت کاریزماتیکی مثل آقای شجریان نداریم.
بتهوون چمن آرا

بتهوون چمن آرا

چه خوب دریافته بود سردبیر گفت وگوی هارمونیک اهمیتی را که خبرش برایم داشت، مثل آن که خبر فوت پدری بخواهند به فرزند بدهند، ندانند چه طور. بالاخره گفت: کریم چمن آرا فوت کرد. یک دنیا خاطره خراب شد بر سرم. ضربه‌های تیمپانی درآمد کنسرتو پیانوی ر مینور برامس بر سرم کوبیدند. در کسری از ثانیه، فیلمی به درازای چند سال در پس ذهن مرور شد…
فروغ فروزان موسیقی ایران(II)

فروغ فروزان موسیقی ایران(II)

هیچ گاه برای فروغ موسیقی نگاری یک شغل محسوب نمی شده و نمی شود، زیرا نه تنها برای وی نان و نام آور نبوده که حتی نان و نام زدا بوده است. تاریخ موسیقی باید به ثبت و ضبط فداکاری این فدارکاران و کاشفان فروتن شوکران موسیقی کشور بپردازد که کسی چون فروغ در این راه چه مشقت ها که نکشید. مشقت هایی که زبان از بیان آن قاصر است. دیده نشده حتی اندکی از مشقت های وی را موسیقی دانان خودمان کشیده باشند.