زمان با شکوه نقطه اوج (I)

درک موسیقی بدون درک زمان امکان ناپذیر است. این موسیقی است که در میدانی از استمرار زمانی محدود ظاهر میشود، بنابراین لازم است پیش از بررسی این هنر به موضوع زمان پبردازیم اگر زمان حال یا اکنون(دم) را لحظه تجلی دو زمان گذشته و آینده تعریف کنیم.

در این صورت تمامی اشکال شناخت و معرفت شناسی بشر حاصل همزمانی دو زمان گذشته و آینده در همین اکنون است، ظهور خواهد کرد.

گذشته، همان عقل است.

عقل حاصل تجربیات انجام شده بوده و در مقابل، آینده همان آرزومندی یا عشق است.

آینده هنوز به دفتر نیامده است

بشوی اوراق اگر هم درس مایی _ که علم عشق در درفتر نباشد

عشق و آرزومندی به همان صورت که زاینده معرفت بر زیبایی می باشند؛ حاصل چنین تجلی زمانی هستند.
باز هم به حافظ مراجعه کنیم
ز من بینوش و دل بر شاهدی بند_که حسنش بسته ی زیور نباشد

در مقابل عقل حاصل میدان محدود تجربیات گذشته است (هر چه که به میدان اکنون بیاید از جنس گذشته می شود). از این رو عقل خشک و جزم است حکم است؛ سرکوب گراست؛ هیچ احساس خاصی جز قواعد مندرج در خود در بر ندارد.
عقل می خواست گر آن شعله چراغ افروزد _ برق حیرت بدرخشید جهان بر هم زد

تنها ظهور حیرت در برابر زیبایی است که موجب شکستن غرور عقل میشود. اگر عقل در مقام چراغ مقابل نشیند چیزی جز تکراری محافظه کارانه نمی آفریند.

با توجه به این نکات می توان دو سوی زمان بمثابه دو حوزه شناخت را رد یابی و تعریف کرد. در یکسو دو زمان گذشته و حال یعنی همان تجربه و زمان مظهر و در سوی دیگر دو زمان آینده و حال یعنی آروزمندی و خواسته ها به همراه و زمان مظهر. اولی به آفرینش عقل و دومی به آفرینش معرفت فرجام می یابند. سر انجام میتوان نظامی سه زمانه را تعریف کرد که همان تحلیل انتقادی یا نیروی زاینده عقول جدید را پدید می آورند.

اکنون میتوانیم درک کنیم که هنر در میدانی از آرزومندی تا زمان زمان مظهر یا همان دم، پدید می آید. یعنی ماهیت هنر از جنس معرفت است هر چند خود دارای قلمروی از فن آوری نیز هست. برای مثال شما ناچارید برای نوازنده شدن، فن ساز زدن را فرا بگیرید و این به معنی آن نیست که قدرت زایش اثری را هم یافته اید. اتفاقا” همین قدرت زایش است که از جنس معرفت است. بنابراین هنر، هم صاحب نوع خاصی از فن آوری است و هم صاجب جوهره زیبایی شناسی که از جنس معرفت است.

آثار هنری منجمد شده در زمان اکنون با ویژگی بسط مکان در خود، شناسایی میشوند. این آثار باید در ابتدا به وسیله نیروی گیرنده به تخیل روند و در آنجا به نوعی صاحب بعد زمانی گردند مثل آن است که هنرمند کوشیده است نوعی سیر زمانی را در اکنون منجمد و متمرگز کنند. پس برای شناخت آن باید حرکتی معکوس صورت پذیرد. در مقابل آثاری که صاحب استمراری از اکنون های محدودند، به ناچار باید اجرا شوند تا بتوان با آن ها رابطه بر قرار کرد، ضمن آنکه بدلیل وجود زمان در خود، اثری مستقیم میگذارد.

به این ترتیب این آثار صاحب یک تمایز اصلی با آثار گروه اولند آن ها باید دوباره خلق شوند پس میان هنر مند و اثر اجرا کنندگان قرار میگرند و همین موضوع باعث میشود که تا شنونده یا بیننده رابطه پیچیده تر با اثر بر قرار سازد. در مورد موسیقی این واسطه ها میتواند دفتر چه نت یا نوازنده باشد. در حالت اول اثر مستقیم به ذهن میرود اما درک آن نیازمند چندین بار تمرین ذهنی است و در حالت دوم اثر توسط نوازنده یا بازیگر متجلی میشود.

چه واسطه متن باشد(نظیر متن موسیقی و متن تئاتر) و یا اجرا کننده و نوازنده. .. صورت آثار گروه دوم نیازمند واسطه ای انتقالی اند. البته رقص را باید در این مورد نوعی هنر ویژه دانست چرا که نوعی رابطه بسیار مستقیم میان هنرمند و اثر وجود دارد، که حتی می تواند واسطه متن را نیز از میدان خارج سازد. بی مناسبت نیست که برای دنیای آسکلاستیک (مدرسی) که دلبستگی زیادی به واسطه متن و اسناد دارد رقص نوعی گناه نا بخشودنی تلقی شود.

به همین دلیل تا زمانی که هنوز متن به میدان تمدن بشری نیامده بود، رقص امری مقدس تلقی میشدبهتر است به موسیقی بپردازیم تا پیش از زمان ظهور زبان موسیقی، یعنی نت نویسی این هنر، صاحب ویژگی مهم بداهه نوازی در محدوده ساختاری خاص در هر حوزه فرهنگی بود. حتی میان نوازنده و خالق اثر تمایزی قایل نمیشدند.

آثار در محدود فردی و در نسبتی مستقیم با نوعی شهود درونی شکل گرفته یا ظاهر می شدند، به طوریکه حتی خالق اثر نمی توانست یک اثر را دوبار به صورت کاملا مشابه اجرا کند. این نسبت مستقیم با حال درونی، همان پیوند مستقیم با پدیدار است که افلاطون در رساله فایدوس به آن اشاره میکند. افلاطون میگوید تا بیش از ظهور متن نوشتار، حتی کوه و آب و درخت با آدمی حرف میزدند. امروزه دیگر نمیتوانیم با آن ها مکالمه کرده و دیگرصدایشان را نمیشنویم. هنر موسیقی از این منظر تا بیش از ظهور متن و نوشتار، یعنی نت، تنها میتوانست در نسبتی کاملا درونی با فرد خلق شود آن هم در صورت تک نوازی.

بنابراین اگر موسیقی ما نمیتواند میدانی جمعی بیافریند، بدین علت است که خود را در نسبتی کاملا درونی میان هنرمند در هر دو مقام خالق اثر و نوازنده با ساز خلق میکند.

در چنین میدانی امکان گذار به حوزه های جهان خارج بسیار محدود و مشکل میشود. واقعیت آن است که با ظهور متن بود که موسیقی توانست خود را در تمامیت میان خود، هنرمند و محیط زندگی اش خلق کند و از ظرفیت محدود تک نگاری به محدوده های نظم خلاق چند نگاری گام گذارد. موسیقی آن گاه که در اکنون ها تجلی میکند در پی یافتن نوعی امکان برای تجلی” تمامیت “خود است.

هر موسیقی دارای نقطه اوج ویژه خود است، نقطه ای که به صورت اکنون شهودی ظاهر می شود و کلیت اثر را به سوی لذتی شنیداری می کشاند درست مانند انوار نوری که از ذره بین عبور میکنند. و خود را به یک نقطه از اثری سوزان می رسانند. هر اثر موسیقی موفق می تواند این اکنون ویژه را خلق کند، آن چه که نقاش و مجسمه ساز با مکان انجام میدهد موسیقی دان با زمان انجام میدهد.تلقی این چنین البته می تواند ذر صورت بندی جملات پیچیده موسیقی در غالب ملودی و ریتم شکل گیرد.البته ریتم ها را باید مکانیسم های متنوع تقسیم زمان دانست که در بستر آن ها ملودی برای ایجاد همان نقطه اوج شکل می گیرند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درخشش مژگان چاهیان، در چهل و چهارمین فستیوال بین المللی هنر ایتالیا

مژگان چاهیان به عنوان آهنگساز و نماینده ایران در این فستیوال برگزیده و دعوت به آهنگسازی شد و اثر جدیدش در فستیوال بین المللی هنر ایتالیا اجرا خواهد شد. تعامل بین هنرمندان بین المللی و استعدادهای جوان در آهنگسازی از جمله اهداف این فستیوال است.

خسرو جعفرزاده درگذشت!

متاسفانه با خبر شدیم، خسرو جعفرزاده، موسیقی شناس و معمار و از نویسندگان ثابت سایت گفتگوی هارمونیک، بدورد حیات گفت و جامعه نویسندگان موسیقی ایران را در اندوه و درد باقی گذاشت. ژورنال گفتگوی هارمونیک، این واقعه دردناک را به همسر هنرمند او پروفسور فروغ کریمی و علاقمندان نوشته های او تسلیت گفته و امیدوار است به زودی انتشار آثار منتشر نشده او را از سر بگیرد. در ادامه نوشته ای از علیرضا میرعلی نقی نویسنده نام آشنای عرصه موسیقی و محقق تاریخ معاصر موسیقی ایران را در این باره می خوانید:

از روزهای گذشته…

MIDI را بهتر بشناسیم – قسمت اول

MIDI را بهتر بشناسیم – قسمت اول

همانطور که در نوشته قبل اشاره کردیم، MIDI استانداردی است که برای تبادل اطلاعات میان سازهای دیجیتال با یکدیگر و کامپیوتر تدوین شده است و شاید اغراق نباشد اگر بگوییم بدون استفاده از این پروتکل امکان استفاده بهینه از سازهای دیجیتال وجود ندارد. در این نوشته سعی می کنیم برخی از اصطلاحات و موضوعات مرتبط با این استاندارد صنعتی را برای شما تشریح کنیم.
گاه های گمشده (VI)

گاه های گمشده (VI)

در مورد افتادگی و سقوط تدریجی در درآمد ماهور (که به عنوان برداشت نیز شناخته می شود) باید گفت که این سقوط تدریجی که با یک الگوی تقریبا ثابت اجرا می شود، به شکل موثری شروع دستگاه ماهور را برای گوش تداعی می کند. مرتضی حنانه این سقوط را به عنوان «انگاره ماهور» معرفی کرده است. این انگاره به شکل زیر می باشد.
موسیقی ایرانی و سرنوشت ارکستر سمفونیک تهران در سالی که گذشت

موسیقی ایرانی و سرنوشت ارکستر سمفونیک تهران در سالی که گذشت

سالی که گذشت سال پرکاری برای موسیقی ایران بود و البته نه پربار! برنامه های استادان موسیقی ای که از شهرت بالایی در میان مردم برخوردار بودند، با استقبال بسیار زیادی روبرو شد ولی آنطور که از نقد های نوشته شده بر این کنسرت ها میشود احساس کرد، چنان که باید از نظر محتوایی باری نداشت.
گفتگو با حسین علیشاپور (V)

گفتگو با حسین علیشاپور (V)

آوازخوان بدون نوازنده و ارکستر فایده ای ندارد. بخش عمده ای روایت ارکستر ایرانی بدون خواننده هم می لنگد چون موسیقی ما موسیقی روایی است، موسیقی کلام است. ما وقتی می خواهیم در موسیقیمان درخصوص یک واقعه ای صحبت کنیم، آثار بسیار معدودی وجود دارد که به صورت بدون کلام روایتگر باشند.
ریچی، آخرین استاد زنده ویولن

ریچی، آخرین استاد زنده ویولن

روجیرو ریچی (Ruggiero Ricci) متولد ۲۴ جولای ۱۹۱۸ در سان برونو کالیفرنیا میباشد. نوازنده ای ایتالیایی – آمریکایی که عمده شهرتش در تکنیک و مهارتش در نوازندگی ویولون و همچنین کنسرتها و ضبط آثار آهنگساز و نوازنده جاودانی ویولون، پاگانینی است.
ارول اردینج، هنرمند نامدار ترکیه

ارول اردینج، هنرمند نامدار ترکیه

ارول اردینج (Erol Erdinç)، متولد ۱۹۴۵، پس از فارغ التحصیلی در رشته های نوازندگی پیانو و آهنگسازی از کنسرواتور آنکارا به تدریس در همان کنسرواتور پرداخت. او در سال ۱۹۷۵ به پاریس رفت و رهبری را نزد موزیسین های مشهوری مانند ژان مارتینون ( Jean Martinon ) در کنسرواتوار پاریس و پی یر دروو (Pierre Dervaux) در مدرسه ملی موسیقی پاریس (Ecole Normal de Musique de Paris) فراگرفت. اردینج در سال ۱۹۸۰ به ترکیه بازگشت و رهبر اپرا و باله آنکارا شد. او در سال ۱۹۸۳ به استانبول رفت و رهبر اصلی (chief conductor) و مدیر موسیقی ارکستر سمفونیک استانبول شد.
به مناسبت ۷ مهر تولد حسین دهلوی (III)

به مناسبت ۷ مهر تولد حسین دهلوی (III)

لازم به یاد آوری است که علاوه بر بسیاری از سنت گرایان، حتی برخی از غرب گرایان هم چون دکتر هرمز فرهت هم در کل با چند صدایی کردن موسیقی ایرانی مخالفت دارند و بر این اعتقادند که این عمل ظرایف و پیچیدگی های موسیقی ایرانی را زایل میکند چراکه به زعم آنها هم موسیقی ایرانی ذاتا خصلت تک نوازی و بداهه پردازی دارد. (از جمله رجوع شود به مصاحبه با هرمز فرهت مندرج در گزارش موسیقی ۱۹).
عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (I)

عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (I)

احساسی آمیخته به ترس در من شنونده برانگیخته می شود زمانی که تصور نبودن بزرگانی چون پاواراتی و شجریان به ذهن من راه می یابد. بی تردید این حالت پاسخ لذتی ست که پیوسته از اجراهای موفق این دو استاد برده ام.اما بر آن نیستم که خود را به این دلیل که از اجراهایشان لذت می برم محبوس کنم.آنچه مرا وا می دارد تا بر آثار ایشان تعمق کنم تقابلی ست میان دو فرهنگ موسیقایی (آوازی) شرق و غرب (که از ممتازترین نمونه های آواز کلاسیک غربی نیز هست) و شجریان را به عنوان برجسته ترین نماینده ی موسیقی آوازی ایران ( که می توان گفت از معدود آوازخوانانی ست که با آواز ایران گره خورده است.) انتخاب کرده ام.
موسیقی هند و مقایسه آن با موسیقی ایران (II)

موسیقی هند و مقایسه آن با موسیقی ایران (II)

همانطور که دستگاه های موسیقی ما بر روی گام ها و مقامات مختلف بنا شده راگا هم دارای گامها و مقامات جداگانه ای است چنانکه آنها نیز دارای ده راگای اصلی هستند و از همین جا می توان به وسعت و اهمیت موسیقی هند پی برد. همچنانکه در موسیقی ما فواصل بین پرده و نیم پرده وجود دارد در موسیقی هند هم از این نوع فاصله ها بسیار است. شباهت دیگر در روش دستگاه خوانی ماست که آنها درنواختن راگا عمل می کنند با این تفاوت که در شروع مطلب، اول گام را نشان می دهند که همیشه تغییر ناپذیر است سپس نوازنده یا خواننده در حدود همان گام خوانندگی می کند و مخصوصا موضوع بداهه سرایی و بداهه نوازی هنر بزرگی برای خواننده و نوازنده بشمار می آید و این عمل که می توان آنرا اختراع آنی نغمات نامید تقریبا به همان کیفیتی است که در موسیقی ایران هم به کارمی رود.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br> روح الله خالقی (قسمت بیست و یکم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت بیست و یکم)

استاد علینقی وزیری گفته بود: «در اینکه قمر خوانندهِ بی نظیری بود حرفی نیست.» استاد دکتر سپنتا قمر را بزرگترین خوانندهِ قرن اخیر ایران میداند و بسیاری از مشاهیر، از جمله خالقی، علاوه بر مقام هنری، همدردی های انسانی و بزرگ منشی او را ستوده اند.