گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VII)

مدرس اشاره کرد: «حتی نام بردن از آنان که به هر روی جامعه‌ی موسیقی ما آنها را نقدگر (با تعریف محدود) می‌شناسد (برای تمام یا بخشی از زندگی حرفه‌ای‌شان)، نیز نشان می‌دهد کمیت نقد ما قابل چشم‌پوشی نیست. سیاهه‌ی زیر خود گویای این سخن است.

پیش از مطالعه توجه داشته باشید که؛ ۱- این فهرست بر اساس یک مطالعه‌ی جامع منابع تهیه نشده و بسیار متکی بر شناخت من است از نوشتارهای انتقادی موسیقی به زبان فارسی و به هیچ‌وجه نمی‌تواند به‌عنوان یک مطالعه‌ی منبع‌شناختی جامع مورد توجه قرار گیرد، ۲- نام‌ها کسانی را در بر می‌گیرد که آثار نوشتاری در این زمینه دارند، ۳- از کسانی که در کارگاه حضور دارند نامی برده نشده است اگر چه نوشتارهای انتقادی با کیفیت یا پرشماری داشته باشند، ۴- کم بودن نام نقدگران از حوزه‌ی موسیقی پاپ تا اندازه‌ی زیادی به شناخت کمتر من از آن حوزه بازمی‌گردد، ۵- اگر چه تلاش کرده‌ام نام‌ها بر اساس تاریخ فعالیت مرتب شوند اما به دلیل فقدان بررسی‌های کامل، این ترتیب دقیق نیست. علاوه بر این، تقدم و تاخر نام‌ها در این فهرست، معنایی مثل ارزش‌گذاریِ اعتباری یا مانند آن ندارد.»:
سعدی حسنی
امیراشرف آریان‌پور
هرمز فرهت
محمدتقی مسعودیه
پرویز منصوری
هوشنگ استوار
ساسان سپنتا
محمود خوشنام
کورس مشکی
پری صفا
تورج زاهدی
محمدرضا درویشی
محمدجمال سماواتی
محسن حجاریان
سیدعلیرضا میرعلینقی
محمدرضا فیاض
ساسان فاطمی
سیدابوالحسن مختاباد
محسن شهرنازدار
پیمان سلطانی
بهرنگ تنکابنی
حسام گرشاسبی
کیاوش صاحب نسق
کیوان فرزین
بابک بوبان
محمدجواد بشارتی
بهراد توکلی
نصیر مشکوری
پویا سرایی
امیر ملوک‌پور
ارسلان عابدیان
محسن ثقفی
مانی جعفرزاده
میثم یوسفی

تا اینجا تقریباً روشن شد نقد موسیقی وجود دارد. در این سال‌ها کسانی هم بوده‌اند، (خواه از میان آنها که باور داشته‌اند نقد داریم و خواه آنان که باور نداشته‌اند) به نقدِ نقد پرداخته‌اند یا تلاش کرده‌اند پاسخی فراهم کنند برای این پرسش که «نقد چگونه باید باشد؟». فشرده‌ی برخی از آنها چنین است:
زاون هاکوپیان

تفکیک نقد «علمی» از نقد «روزنامه‌ای» و توصیه به دانستن موسیقی، داشتن انشا، و تلاش برای تاثیرگذاری بر مخاطب و اعتبار یافتن نزد او. (مجله موسیقی ۱۳۳۶، ۹ و ۱۰)
محمدرضا درویشی

غرض‌ورزی و دسته‌بندی، فقدان جوهره‌ی فرهنگی ایرانی، دوری از ذهنیت موسیقی‌دانان. (۱۳۶۷)
«با این نگاه انتقادی، جایگاه مفاهیمی چون هویت، اصالت و خیلی چیزهای دیگر روشن می شود. تا این نگاه را به دست نیاوریم، به هر کدام از این مفاهیم که بنگریم آنها را کج و غلط می بینیم، چنان که تا به حال دیده ایم…!» (۱۳۸۲)
محسن حجاریان

ارایه‌ی پارادیمی (الگوی نقد و بررسی) بر اساس شناخت‌شناسی و روش تحقیق موسیقی ایرانی (۱۳۸۵)، و تاکید بر زیباشناسی (۱۳۸۰)
ساسان فاطمی

نبود معیارها به‌ویژه در زمینه‌ی فرم در موسیقی (۱۳۸۵الف، اصل ۱۳۸۲)

دوره‌ی گذار/ ثبات؛ تغییر موضوع نقد از نقد اثر بر اساس معیارهای سبک، به نقدِ خودِ معیارهای سبک. و باز توجه به فقر فرم، فنون آهنگسازی و ریتم به‌عنوان مصداقی از این جابه‌جایی در عصر حاضر (۱۳۸۵ب)

یکنواختی معیارهای یک سبک و یکنواخت شدن معیارهای نقد: ۱- تلفیق شعر و موسیقی، ۲- کوک یا ناکوکی، ۳- درستی جمله‌بندی‌ها (و نه زیبایی آنها) (۱۳۸۷)

در اینجا سجاد پورقناد پرسید مگر «درستی جمله‌بندی‌ها» همان «زیبایی» نیست؟ و مدرس پاسخ داد که اتفاقاً این درست نقطه‌ای است که ساسان فاطمی روی آن انگشت گذاشته است، یعنی اگر شما درون یک دستگاه زیباشناختی تثبیت شده، باشید این گفته‌ی شما تا اندازه‌ای درست است و «درستی جمله‌بندی» (یا هر عامل به‌هنجار شده‌ی دیگری از این دست) یکی از عوامل زیبایی به حساب می‌آید اما اگر بخواهید از آن خارج شوید دیگر نمی‌توان چنین حکمی را صادق دانست.
محمدرضا فیاض

تغییرموقعیت نقدگر از نقش وکیل مدافع/دادستان به موقعیت کارآگاه رازگشا. تبدیل موقعیت داوری به موقعیت تحلیل‌گری/بازخوانی (۱۳۷۷)

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نقد آرای محمدرضا درویشی (II)

اگرچه محمدرضا درویشی کتاب «بیست ترانه‌ی محلی فارس» را در سال ۱۳۶۳ با انتشارات چنگ منتشر کرده بود ولی می‌توان گفت، او فعالیت قلمی و نوشتاری در حیطه‌ی موسیقی را با چاپ نخستین مقاله‌اش با عنوان «موسیقی محلی ایران، سنّت یا نوآوری» در فروردین ماه ۱۳۶۷ در مجله‌ی آدینه (شماره‌ی ۲۱) آغاز کرد.

امیرآهنگ: تقریبا تمام کتاب های آموزشی موسیقی نظری غربی ایران کپی است

با قاطعیت می توان گفت بجز چند مورد بسیار نادر و اِستثنایی، تقریباً تمامِ کتاب ها و مِتُد های آموزشی ای که در خصوص آموزشِ تئوری موسیقی عمومی، سُلفِژ، هارمونی و غیره توسط موسیقی دانان ایرانی نوشته شده و چاپ شده اند، رونویسیِ دوباره و کپی برابر با اصل بطور عینی از کتاب های تألیفیِ نویسندگان خارجی آن هم اغلب بطور ناقص ارائه شده اند. آن هم بدونِ در نظر گرفتن اینکه آیا اصلا طریقه و شیوه موردِ نظرِ آموزش از نظر طریقه بیان در آن کتابِ مربوطه متناسب با درک و فهم هنرجوی ایرانی می باشد یا نه؟!

از روزهای گذشته…

والی: در طبیعت ما تکصدایی نداریم!

والی: در طبیعت ما تکصدایی نداریم!

خیر! اساسا چیزی به عنوان تک صدا در طبیعت وجود ندارد و در واقع تواتر غیر مرکب در طبیعت وجود ندارد و شما تنها در آزمایشگاه می توانید بوسیله اسلایتورها می توانید موجی غیر ترکیبی و تکصدایی بوجود بیاورید. در طبیعت هر موجی بوسیله امواجی بی نهایت در حال ترکیب است. شنیدن صدا برای انسانها ذاتی است و در تمام دنیا نوعی از چندصدایی دیده می شود که این چند صدایی دقیقا با چند صدایی پالسترینا و باخ یکسان نیست.
آلریو دیاز و گنجینه موسیقی آمریکای لاتین (II)

آلریو دیاز و گنجینه موسیقی آمریکای لاتین (II)

مانوئل ماریا پونسه (Manuel Maria Ponce) که امروزه آثارش در رپرتوار گیتار کلاسیک از ارزش و استقبال بالایی برخوردار است، از اولین آهنگسازان غیر اروپایی ست که دعوت سگوویا را مبنی بر ساخت قطعه برای گیتار پذیرفت.
با هم به راه افتادیم، بی او برگشتیم (I)

با هم به راه افتادیم، بی او برگشتیم (I)

قرار بود، ساعت نه‌وسی دقیقه‌ی بامداد روز یکشنبه، مراسم تشییع از منزل شخصی‌اش آغاز شود. اما به‌دلیل گروه بی‌شماری از یاران و مشتاقانش که هر لحظه از راه می‌رسیدند تا در آخرین وداع با استاد گرانقدر شریک باشند، حرکت مشایعین تا ده‌وده دقیقه‌ی بامداد به تعویق افتاد و در این دقایق بود که همه به راه افتادیم.
مارک مینکووسکی رهبر فرانسوی اپرا (I)

مارک مینکووسکی رهبر فرانسوی اپرا (I)

مارک مینکووسکی (Marc Minkowski) رهبر برجسته فرانسوی، بیشتر در سبک باروک و موسیقی نئوکلاسیک فرانسوی فعالیت دارد. او تولد یافته در ۱۹۶۲ پاریس است و پیش زمینه خانوادگی او چهره هایی است از دانشمند، موسیقیدان و ادیب… مارک حرفه موسیقی خود را به عنوان نوازنده “باسون” (فاگوت) آغاز کرد، هم در ارکسترهای مدرن و هم در گروههایی مانند “هنرهای فلورانس”، “رنه کلنسی” در وین، “لا چپل رویال”. تحصیل موسیقی او زیر نظر چارلز براک (Charles Bruc) در دانشگاه موسیقی رهبری پیره مونتئوکس در هانکوک، ماینه و آمریکا بوده است. او سابقه رهبری بسیاری از کنسرتهای مشهور در کشور فرانسه را در کارنامه خود دارد.
“رازهای” استرادیواری (V)

“رازهای” استرادیواری (V)

آخرین ملاقاتم با Sacconi باعث شگفتی بسیار من شد. Signora Teresita جعبه‌ای بزرگ را به من نشان داد که پس از گشودن آن، تعداد زیادی قطعات کوچک کاغذ به هم پیچیده شده بودند. این کاغذ بی‌شباهت به کاغذهای قرعه‌کشی مؤسسات خیریه نبودند. وقتی یکی از این کاغذها باز شد، متوجه شدم که آن‌ها حاوی قطعات کوچک Varnish سازهایی هستند که Sacconi تا کنون آن‌ها را تعمیر کرده است. او همیشه برای شناخت Varnish ها که مجموعه‌ای مرتبط از کیفیت و زیبایی است ، تحقیقات خستگی‌ناپذیری انجام داده است.
جسی نورمن، سوپرانوی با عظمت

جسی نورمن، سوپرانوی با عظمت

جسی نورمن (متولد ۱۵ سپتامبر ۱۹۴۵) یک خواننده اپرای آمریکایست. نورمن یکی از شگفت انگیزترین خواننده های اپرا و تکخوان است و یکی از بهترین اجرا کنندگان آواز در موسیقی کلاسیک است.
ضرابی: کسی که در دوره عالی پایور است باید بتواند قطعات اردوان کامکار را بنوازد

ضرابی: کسی که در دوره عالی پایور است باید بتواند قطعات اردوان کامکار را بنوازد

سونوریته ها فرق زیادی دارند، به نظر من بیش از ۵۰درصد! اگر دقت کنیم تفاوت زیاد است. سنتور شباهت زیادی به پیانو دارد از نظر مکانیسم؛ اگر دو نوازنده سطح بالای پیانو یک قطعه را بنوازند یکی با ظرافت بیشتر و یکی کمتر بنوازد با گوش دقیق اختلاف مشخص است ولی در سنتور به این خاطر که ارتباط نوازنده و ساز نزدیکتر است و مستقیم تر است، این تفاوت بیشتر شنیده میشود.
زبان متمایز شهناز

زبان متمایز شهناز

شیوه ی نواختن جلیل شهناز در قالبِ مفاهیمِ سبک شناسی می گنجد، چراکه در آرایش درونیِ تیپ های ملودیک اش نوعی تلمیح را بکار می برد. منظور از تلمیح همان ایجاد تاثیر دو سویه ای است که به دو شکل در روندِ احساسیِ مخاطب مؤثر واقع می گردد. همانا که حافظ شیراز در غزلیات اش چنین است. مخاطبِ نوایِ تارِ شهناز، از این رو که در کشفِ تلمیحِ موردِ نظر دخالت دارد، احساس سرخوشی می کند. زیرا مخاطب از بیانِ غایبِ لحظه و بیانِ حاضر که ممکن است در لحظه جا عوض کند، لذت می برد و از این رو لذتِ تمام نشده به تاخیر افتاده و نوعی لذتِ دیگر که در همان تلمیح شکل می گیرد جایگزین می شود، بدین صورت که معانی و نشانه های بیانی از هم عبور می کنند و در نهایت به هم پیوند می خورند؛ این همان گیجیِ ناشی از سرمست شدن است که وقتی مخاطب دچارش می گردد، عالمی دیگر می یابد و به خلسه می رود.
نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی <br>متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت اول

نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی
متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت اول

مجموعه‌ی فنون هارمونی سال‌ها در ایران شناخته شده است. تقریبا از زمان حضور«ژنرال لومر» و کار مدرسه‌ی موزیک نظام این فن هم به شکل رسمی در ایران تدریس شده است، بعدها با تاسیس مدرسه‌های موسیقی (وزیری، هنرستان عالی و ملی و…) همیشه هارمونی یکی از مواد اصلی درس‌ها بود. در سال‌های دور دو کتاب به عنوان منبع درسی مورد استفاده‌ی دانش‌جویان و هنرجویان قرار می‌گرفت: کتاب «ریشارد اشتور» و «تئودور دوبوا». در نیمه‌ی دوم دهه‌ی هفتاد یعنی از سال‌ ۱۳۷۵ تا ۱۳۷۸ تعدادی کتاب هارمونی ترجمه یا تالیف و روانه‌ی بازار شد: کتاب مشهور «والتر پیستون»، «هارمونی مدرن»ِ «ایگل فیلدهال»، «هارمونی قرن بیستم» نوشته‌ی «سِر پِرسی کِتی» و «هارمونی کلاسیک»ِ «سی. اچ. کیتسون». «هارمونی تحلیلی» نوشته‌ی «پرویز منصوری» هم در این میان به عنوان تنها اثر تالیفی (۱) به زبان فارسی باید نام برده شود.
کاظم داوودیان و موسیقی ایرانی با ارکستر سمفونیک

کاظم داوودیان و موسیقی ایرانی با ارکستر سمفونیک

بیشتر ما موسیقی های سمفونیکی که در دهه ۶۰ و ۷۰ شمسی از تلویزیون بر روی برنامه هایی با موضوعات، خود کفایی و استقلال بر روی تصاویری از مزرعه ها، بندرگاه ها و پالایشگاه ها به نمایش در می آمد را به خاطر داریم. موسیقی هایی که ریتم و مایه های موسیقی ملی در آنها موج میزد؛ القای ریتم از سوی ویولنسل ها و کنترباسها به همراه تیمپانی و گاهی همراهی سازهای ایرانی.